|
نامه به سردبير
Qanavati @Hamshahri.org
احسان عباسي
از كار طاقت فرسا و خسته كنندة نشريه خسته نباشيد. البته مي دانم وقتي مي بينيد كه كارتان اين قدر خوب گرفته، خستگي از تنتان در مي رود. دو سه تا نظر داشتم مي خواستم برايتان بگويم. اول اين كه چرا يك كمي تيراژ نشريه را بيشتر نمي كنيد تا كمي از مشكلات خواننده ها كم شود؛ البته اگر دست خودتان هست كه فكر مي كنم دست خودتان نباشد. دوم اين كه اگر يك كمي تبليغات مفيد و فرهنگي (البته در حد كم، نه مثل روزنامه ها) به نشريه اضافه كنيد هم براي ما خواننده ها مفيد و لازم است، هم از مشكلات مالي مجله كم مي شود و شايد آن وقت تيراژ را بيشتر كنيد. سوم اين كه چرا شما اين صفحة نامه ها را قبل از فهرست چاپ مي كنيد؟ اين طوري، ما يك طورهايي احساس مي كنيم توي كوچه جا داريم و توي نشريه راهمان نمي دهيد. خدايي، خيلي بد است. حداقل بگذاريد تو صفحة آخر. حتي اگر پشت جلد بگذاريد، بهتر از اين صفحة قبل از فهرست است. خدايي، يك طورهايي فحش است! آخر هم اين كه احساس مي كنم يك جورهايي دوست نداريد با خواننده ها رابطة نزديك داشته باشيد يا آن ها را براي نوشتن توي نشريه تشويق نمي كنيد. فقط مي گوييد بنويسيد، اگر خوب بود، استفاده مي كنيم. مي فهميد چي مي گويم؟ منظورم اين است كه يك كم خودتان را مي گيريد و حرفه اي مي دانيد. در صورتي كه خيلي از همين جوان ها و نوجوان ها خيلي استعدادهاي نهفته دارند. زياد سرتان را درد نمي آورم. اين چند نكته، چيزهايي بود كه به فكر ناقص من مي آمد و براي بهتر شدن نشريه گفتم. اميدوارم از دستم نرنجيد.
(از اين كه حتي به فكر مشكلات مالي مجله هم هستيد ممنونيم، اما مسألة تيراژ و توزيع مجله جاي ديگري گير است و ما هم مثل شما دعا مي كنيم زودتر حل شود. دربارة جاي صفحة نامه ها، اين ديگر آخر كم لطفي است. بسياري از مجلات خوب دنيا بهترين صفحات مجله را كه همين صفحات پيشاني مجله است به نامه هاي خوانندگان مي دهند. ما هم همين كار را كرده ايم. درباره مطالب خوانندگان هم از اين به بعد اين جوري مي گوييم: شما يادداشت ها و مطالب خوبتان را براي ما بفرستيد، حتما چاپ مي كنيم.)
مرضيه علي محمدي
من دارم خفه مي شوم و نمي دانم چطوري اظهار ذوق مرگي كنم! از لحظه اي كه بابام اين آب نبات (همشهري جوان) را داده دستم، با وجود اين كه فردا امتحان ادبيات دارم، كتاب را گذاشته ام زير همشهري و سه دستي(!) چسبيده ام به اين دوست خوبم. اي ول! راستي يك چيزي: الف) تولدتان مبارك و احتمالا خيلي هم دير به دستتان مي رسد و ثانيا اين كه(!) ب) واقعا، واقعا، واقعا ممنون كه راجع به علوم انساني هاي زبان بسته نوشتيد. الهي چشم اين رياضي تجربي ها دربيايد! واقعا آدم يعني انساني، انسان هم يعني انساني! خداييش مرديم از بس بروبچز رياضي و تجربي ريختند تو كلاسمان و به ما سركوفت زدند. خدايا! اي ول به ات كه اين ايده رو به شون دادي! دم آقاي حدادعادل گرم. واقعا كه اين بچه هاي نمونه را واقعا از ميان اين نخاله هاي رياضي تجربي جدا كرد. خداييش كلاسش بيشتر نيست كه بگوييم وكيل ام تا اين كه بگوييم: من؟! دكترم، دكتر عمومي اي كه ادبيات علوم انساني درس مي دم! من خودم يكي اين طوري مي شناسم، اگر باور نمي كنيد با من بياييد تا نشانتان بدهم. خيلي مجله تان اسپرت است. دو هفتة تمام، سر سه تا روزنامه فروشي را خوردم و ناگفته نماند كه آخرش هم شماره هاي 50 و 51 را گير نياوردم. ولي خودمانيم ها، عجب طرفدارهاتان زياد شده. اين نويسندة متن هاي هنري و طنزتان هم خيلي فاز مي دهد. و اي ول به صفحة بسم الله تان! سؤال: چرا واسه اسكي بازها اين قدر كلاس گذاشتيد؟ خداييش آدم برفي ما فقير فقرا (!) در برابر آن پولدارها هم كلي حال مي دهد. واقعا آدم هر چي ساده تر است و خاكي تر است، بيشتر تو جمع بروبچز است. مثلا فرمانيه اي ها مي روند پيست آبعلي و شمشك، ما مي رويم چشمه علي و آلوچة شمشك مي خوريم! خداييش كيف دوميه بيشتر نيست؟ وقتي قيمت شلوارت 97 هزار تومان نيست، دلت مي آيد پاچه هات را بزني بالا بروي تو آب. ولي فكر كن كه بوت هات با آب جوب اونم جوب هاي امام حسين! كثيف بشه. دلت مي آيد؟ واقعا كه كيف دارد به جاي چوب اسكي با اين تيوپ ها بيايي پايين. وقتي فك وفاميل، عين اين دعواهاي برره اي مي ريزند روهم و كركر خندة ملت بلند مي شود، حالش بيشتر نيست؟ خداييش هست! حالا اين ها را ول كن. اصل مطلب اين است كه: بابا تو ديگه كي هستي؟ باز هم خيلي خيلي خيلي ممنون از مجله متنوع باب دندان همه تان. خيلي باحال است. حيف كه يك كم دير به دست آدم مي رسد.
ضمنا دوست دارم با شخصيت هاي برتر و تودل بروي انساني به كوري چشم رياضي تجربي ها (دلم خيلي پره ها! الان مي تركم) يك مصاحبه بكنيد. البته ترجيحا اين ها زنده و معاصر باشند، بهتر است. واقعا خيلي خيلي حال مي دهيد. اميدوارم زودتر به دستم برسيد تا يك هو بتوانم تمام پول هام را بدهم و يهو ديدي اومدم دفتر مجله تان را خريدم! از بس دوستتان دارم. هميشه موفق و پيروز باشي مجله فتوژنيك من و به قول چتِرها: Bye!
حسن فيضي
۱. بعضي يادداشت ها يا خيلي گيج كننده اند يا به شدت شخصي و يا بدون كاربرد هستند (مثل يادداشت هاي آقايان لطفي و علياني). با شرمندگي تمام خواهش مي كنم از يادداشت هايي استفاده كنيد كه اين نقص را نداشته باشند.
۲. مطلب كربلاي 5 را حسابي حيف كرديد و در مقايسه با اغلب نمونه هاي قبلي روز ها واقعا ضعيف بود. ضمنا در متن مشخص نبود چه ارتباطي بين شهداي بزرگوار ميثمي، كلهر و خرازي با كربلاي 5 وجود دارد.
۳. در مورد قسمت دوم صفحات روزها هم گاهي اوقات، يك سوژة عالي از دست مي رود. يعني يا كلا به آن نمي پردازيد و يا مثل مطلب كشف حجاب، حال خواننده را مي گيريد. حالت سوم هم اين كه سراغ آدمي مي رويد كه حداكثر 10درصد خوانندگان مجله او را مي شناسند.
۴. در معرفي چهره هاي سرشناس و تأثيرگذار معاصر ايراني در علوم انساني، دو اشكال وجود داشت. اولا اسم بزرگاني همچون علامه جعفري از قلم افتاده بود. ثانيا با تمام علاقه اي كه به جنبه هاي مثبت دكتر شريعتي دارم، خدمتتان عارض ام كه ايشان بيش از آن كه ابعاد علمي قابل توجه داشته باشند، يك جريان ساز انقلابي فوق العاده تأثير گذار بوده اند.
(حبيبه جعفريان مي گويد: 1- سعي مان اين بود كه زاويه هاي تازه و غير كليشه اي تري از اين اتفاق را پيدا كنيم. به نظر مي رسد خيلي هم بيراهه نرفته ايم، چون بعضي ها هم اتفاقا خوششان آمده بود. در مورد ربط كلهر خرازي و ديگران به كربلاي 5، كافي بود روتيتر مطلب را نگاه مي كرديد. 2- ما براي پيدا كردن سوژه هاي روزها، 8 نوع تقويم را چك مي كنيم. در عين حال، خيلي طبيعي است كه در نهايت، بعضي سوژه ها جا بيفتند. اگر سوژة خاصي را در نظر داريد، مي توانيد پيشنهاد كنيد. مشكلتان را با مطلب كشف حجاب را كاش دقيق تر توضيح مي داديد. چي اين ستون، حال شما را گرفته؟ در مورد قسمت سوم جمله تان: مگر بد است آدم در مورد شخصيت هايي كه كمتر مي داند يا نمي داند، بيشتر بداند؟)
شهريار علي محمدي
با عرض سلام خدمت همة عزيزان همشهري جوان، غرض از مزاحمت، يكي عرض خسته نباشيد خدمت همة زحمتكشان (چه واژة باحالي؛ زحمتكشان) همشهري جوان، خصوصا آقاي رحماني كه خيلي با سبك نوشتن اش حال مي كنم و همين طور خانم عبدلي كه گزارش هايش و مصاحبه هايش خيلي خوب است و دوما اين كه آقاي قنواتي! يك كمي هم نظر اين خواننده هاتان را تحويل بگيريد. مثل همان طرح روي جلدي كه يكي از خواننده ها در مورد برانكو داده بود كه به نظر من جالب بود، ولي وقعي ننهاديد. آن طرح هندوانه روي سر چاپ شد. و اين كه از يادداشت خواننده ها بيشتر استفاده كنيد. نترسيد، همچين بد نمي نويسند. در ضمن اگر وقت كرديد، خودتان يادداشت هم بنويسيد. از آقاي رسولي ياد بگيريد.
(جلد برانكو از وقتش گذشته بود. يادداشت هم آن قدرها براي ما نمي فرستيد. درباره يادداشت خودم هم... خواننده هاي قديمي تر مي دانند چرا نمي نويسم.)
مهشيد اسماعيلي
اين قدر به باشگاه رئال مادريد بدبخت، بد و بيراه نگوييد كه خونم اساسي به جوش مي آيد و هر چي دلم خواست، به بارسلونا مي گويم. (جا دارد از مطلب آنتي بارسلونا ي آقاي رسولي در شمارة 50 صميمانه تشكر كنم.)
يادداشت ها خيلي قشنگ و لذت بخش هستند. بعضي وقت ها اشك آدم را در مي آورند، مثل عاشقانه در آسمان پنجم در شمارة 50 و همه كارهاي من در شماره 44. گاهي حسابي آدم را به نشاط مي آورد، مثل الهة باد خم نمي شود در شماره 47. (البته من اصلا از طرفدارهاي مارادونا نيستم.) گاهي هم اصلا منظور نوشته را نمي فهمم! وقتي يادداشت ها مناسبتي مي شوند، كمي خسته كننده است. به جز تولدتان كه مبارك. خيلي دوست دارم يادداشت بنويسم، ولي ممكن است تقليدي يا تكراري بشود. به نظرتان امتحان اش ضرري دارد؟ بسم الله اكثرا عالي است. خصوصا شماره هاي 43، 47، 50 و 51. رويداد در هفته را دوست دارم. بيشتر سينمايي و ورزشي اش را. ستون گوي و تمشك هم كه محشر است. گفت وگوهاي ويژه تان واقعا ويژه اند. خصوصا وقتي كه خيلي ويژه است، ويژه تر است!
سبك زندگي، جالب است و آن را با اشتياق مي خوانم، هر چند كه نه دانشجويم كه خانة دانشجويي بخواهم، نه قصد روشنفكر شدن دارم و مدت هاست كه بازي پلي استيشن از سرم افتاده. ولي در رابطه با آخري: آخر سس چه ربطي به سبك زندگي دارد؟!
روزها كه بي نهايت خوب است، مخصوصا وقتي روز ترور جان اف كندي يا تولد مايكل اوون و مهم تر از همه جان رونالد روئل تالكين باشد.
من هيچ وقت رازهاي سرزمين من را نمي خوانم و برعكس آن، موفقيت را مي خوانم. اين كه توصيه هايش حالت پند و اندرز و موعظه ندارد، خيلي به دلم مي نشيند و باعث شده واقعا به موفقيت برسم. عكس هاي گالري، ناب و زيبا هستند. دست عكاس ها و شما كه عكس ها را چاپ مي كنيد، درد نكند. قدم مهمان هفته هم روي چشم.
و اما دربارة روي جلد. جوان روي جلد 51 زياد فتوژنيك نبود. وقتي كه فتوژنيكي مثل آقاي مظاهري داريد و اين قدر پوست هندوانه به شان مي آيد، شايد اگر انواع ميوه ها را روي چهره شان امتحان كنيد، به نتايج خوبي برسيد.
(ما قبل از اين كه نامة شما به دستمان برسد، يك بلاي روي جلدي ديگر سر كاوه آورديم كه حتما دو هفتة پيش ديديد. اگر محمدرضا دوست محمدي براي بعضي از جلدها يك روز زودتر دست به كار شود از چهره هاي فوتوژنيك خوانندگان محترم بيشتر استفاده مي كنيم. يادداشت هم بنويسيد و بفرستيد. اين هزاربار.)
افروز صادقي
خوشحال ام كه در مجلة شما همه چيز پيدا مي شود. هر مطلبي كه بخواهيم، حالا چه مال همين يك ساعت پيش باشد چه مال پارسال چه قرن پيش. موضوع ويژة چند شمارة قبل هم تك بود، چون تا حالا در هيچ جا همچين مطالبي به اين صراحت و با جزئيات نخوانده بودم.
به خصوص كه خودم هم جزو دانشجويان رشته هاي علوم انساني هستم.
علي اكبري
1ـ براي موضوع ويژه پيشنهاد مي كنم بحث هايي مثل تله پاتي، رؤياي صادقه و از اين قبيل موارد را مطرح كنيد.
۲ـ مثل صفحة رازها گاهي دربارة كشورهاي خارجي به خصوص آن ها كه ناشناخته ترند، مطلب بنويسيد.
۳ـ آقاي رحماني تو ضميمة يكي از روزنامه ها، يك صفحه طنز ورزشي داشتند كه خيلي با حال بود. البته چند وقت است آن صفحه تعطيل شده. اگر آن را اين جا بنويسند، به خدا مي تركاند.
۴ـ به آقاي جواد منتظري بگوييد سفرنامه تان خيلي خيلي قشنگ بود.
(سيامك فعلا دارد در رويداد در هفته مي تركاند. مگر 2صفحه در هفته خبرهاي ورزشي ما را نمي خوانيد؟ اين ها كار سيامك است.)
عباس. ر
يادداشت آقاي رحماني توي شماره 53 (ما گم نشده ايم؟) برايم خيلي جالب بود. از جنجال كاردان در مقابل برره دلگير شدم. سال ها پيش، استاد خرناس توي راديو بود. خوب هم بود. و بعد هم برنامة آدينه كه سرگرم كننده بود. ولي حالا شبكة سه ونيم، چي بگويم والا... حالا من مانده ام و حسرت اين كه چرا آقاي كاردان آن موفقيت ها را گذاشت كنار و وارد اين شكست ها و جنجال ها شد.
يك سؤال: نسخة الكترونيكي مجلة شما را مي شود توي اينترنت پيدا كرد؟
(به سايت همشهري بخش ضميمه ها سر بزنيد. ببخشيد، از همين الان بگوييم خيلي آبرومندانه نيست، ولي به هر حال نسخه الكترونيكي است.)
نيما محسني
سلام و خسته نباشيد. من دانشجوي دامپزشكي ام و تقريبا از اوايل تابستان، خوانندة مجله شدم. قبلا چندبار اي ميل زدم و براي صفحة يادداشت مطلب فرستادم و شما هم بي ميل زديد! هميشه منتظر يك صفحة دانش درست و حسابي بودم كه توي شماره 54 بالاخره ديدم! صفحة ادبيات شماره 54 هم كه آخر نااميد كننده بود. اين كه فقط يك كتاب معرفي كنيد و هي بگوييد كه خشونت دارد و بعدش هم بگوييد كه نتوانستيم با نويسنده اش مصاحبه كنيم و حتي يك ذره هم از داستان را ننويسيد، واسة صفحة ادبيات يك كم عجيب است! يك چيز ديگر هم مي خواستم بگويم كه اگر مشكل شما در اضافه كردن صفحات جديد، بالا رفتن قيمت مجله است، فكر مي كنم 50 تومان گران كردن، ارزشش را داشته باشد كما اين كه مجلة شما مجلة گراني نيست. از مسؤول قسمت روزها هم تشكر مي كنم و يك سلام ويژه هم براي آقا ناظم بكايي! در آخر هم يكي از نوشته هام را كه تو وبلاگ خودم هست، براتون مي فرستم.
(ممنون از يادداشتي كه فرستاده بودي. و به نظر ما كلا قضية ادبيات ما عجيبه.)
نامه هاي شما هم رسيد:
محمد خليلي (يادداشت فرستاده شد براي مسؤول صفحه اش)، مهسا معماريان (عكس هاتان را به همين آدرس بفرستيد)، مبين زيني (اين هم از اسمتان)، شهريار علي محمدي، احسان اميني (عكس جالبت از شماره هاي مجله رسيد. ما سه شنبة هر هفته، مجله را مي بنديم)، سمانه عابدي زاده (يادداشت شما دربارة كنسرت گروه ني ريز را خواندم)، سميه احمدي، محمد حسين توفيقي (لطفا بنويسيد دقيقا چه جور معرفي مي خواهيد تا برايتان بفرستم)، ساره نوروزي شاد (خاطرة شما را خوانديم!)، فرهاد رياضي، سحر (قصد توهين نبوده)، مهدي شكري، فاطمه سيف.
|
|
|
|
|
نامه ها/ فهرست
يادداشت
يادداشت هاي بچه هاي تحريريه همشهري جوان
نيم رخ، تمام رخ
رمز موفقيت: تعادل/ مهدي شاملومقدم- هما توكلي، رتبه دوم
پژوهش هاي كاربردي جشنواره خوارزمي
قهرماني با چسب دوقلو/ مرتضي هاشميان قهرمان كاراته
گزارش
مردي با لبخند دنباله دار/ كنفرانس مطبوعاتي رئيس
سازمان ملي جوانان بالاخره برگزار شد
مديران جوان؛ آن ها كي مي آيند؟/ مديران ارشد دولتي
پا به سن گذاشته اند؛ بايد فكري بكنيم
كيهان بدهم يا اطلاعات؟/ مروري بر جالب ترين آگهي هاي
چاپ شده در روزنامه هاي زمان انقلاب
سبك زندگي
غريبه هايي در ميان جمع/ وقتش است نسلي را كه بهمن و
انقلاب و پيروزي را لمس كرده بيشتر درك كنيم
سينما و تلويزيون
يك فيلم با دو مناسبت/ تلويزيون مثل هميشه براي محرم و
دهه فجر، سريال هاي خاصي آماده كرده است
و اسكار اهدا مي شود به .../ تا چند روز ديگر نامزدهاي اسكار
امسال اعلام مي شود
ورزش
معماي آبراموويچ لرد چلسي/ ميلياردر روس هنوز چهره اي
ناشناخته است
دانش
سرما مي خوريد و مي ميريد، به همين سادگي/ پرونده اي
براي مرگبار ترين بيماري روز
ادبيات
تماشاچي ها/ يك داستان كوتاه به قلم نفيسه مرشدزاده
موفقيت
ذهن ورزي/ آشنايي با انواع حافظه و شيوه هاي تقويت آن
راز هاي سرزمين من
كره ماه در دل ايران/ جلوه هايي از شگفتي هاي كوير لوت
گالري
رنگ هاي نا ديده 57/ نگاهي به عكس هاي منتشر نشده انقلاب
مهمان هفته
هر چه بود با اراده خدا بود/ خاطراتي از زبان امام خميني(ره)
روزها
شهادت حسن باقري، جانشين فرمانده نيروي زميني سپاه
وفات ابن يمين فريومدي
واقعه حره
جشن سده
ورود اسكندر به تخت جمشيد
۱۲ بهمــن 57 بـازگــشت امام خميني(ره) به ايران
تولد ولفگانگ آمادئوس موزار
تولد لنگستن هيوز
تولد جان فورد
تولد فيليپ گلاس
۲۲ بهمن 57 پيروزي انقلاب اسلامي/ مروري بر مهم ترين رويدادهاي بين 12 تا 22 بهمن ماه
رويداد هفته
زندگي
سينما
ورزش
راهنما
سينما/تلويزيون
كتاب/هنر
رايانه/بازي
|
|
|
|
|
|