سال ها گذشته و ميلياردرمهاجر روسي هنوز چهره اي ناشناخته است. همه ترجيح مي دهند در مورد اين يهودي روس سكوت كنند، اما چرا؟
رومن آبراموويچ تا كجا پيش مي رود؟ دومين مرد ثروتمند بريتانيا، در ماه سپتامبر، سرمايه اش را از بازار نفت خارج كرد. او شركت گازپروم را به قيمت 66/5 ميليارد پوند (41/8 ميليارد يورو) معامله كرد و همچنين سهام 72 درصدي اش در سيب نفت، پنجمين شركت نفتي روسي را فروخت. با اين كار، آخرين ارتباطات صنعتي او با روسيه قطع شد تا به طور كامل در لندن مستقر شود.
از آن پس، همه در لندن نگران اند كه اين پسر يتيم متولد ساراتف، شهري در كناره هاي ولگا در 800كيلومتري مسكو، با اين سرماية عظيم چه خواهد كرد. بورس لندن، بازار نفت، فلزات و طلا در حالت هشدار به سر مي برند. بانك ها و مؤسسات مالي كه يك سوم از سرماية آبراموويچ در آن ها است، نگران هستند. براي آگاهي از جنب و جوشي كه ميان شركت هاي تجاري جزيره به راه افتاده، بايد به دهه 70 ميلادي و سرازير شدن دلارهاي نفتي عرب ها رجوع كرد. توجه ويژه اي كه به اين بمب ساعتي اقتصادي مي شود، شايعات ديوانه كننده اي را به راه انداخته است.
رومن به نصيحت جان راكفلرتوجه مي كند كه : تو فقط سه بار بايد در روزنامه ها ظاهر شوي: زمان تولد زمان ازدواج و زمان مرگ
آرمن ساروخانيان
همه چيز در هاله اي از ابهام فرو رفته است و هيچ توضيح روشني وجود ندارد. زندگي شخصي آبراموويچ، سرمايه گذاري هاي پايان ناپذير او و ادامه فعاليت هايش در وطن.
جان مان، سخنگوي او، با خونسردي پاسخ مي دهد: رومن در روسيه به كارهاي عام المنفعه و كمك به مستمندان ادامه خواهد داد. يك مصاحبه با رئيس؟ غيرممكن. سرويس رسانه اي چلسي هم پاسخ مشابهي مي دهد. چلسي، باشگاه فوتبالي است كه در تابستان 2003 توسط او خريداري شده است. 400 ميليون پوندي كه او تزريق كرده (رقمي كه براي چنين سرمايه داري اي ناچيز است) تيمي را كه در وسط جدول دست و پا مي زد، به قهرمان انگليس تبديل كرده است.
ولي آيا هيچ راهي براي ديدن او وجود ندارد؟ براي اين كار بايد دوربين را روي سوئيت ميلنيوم، لژ اختصاصي اش در طبقة دوم جايگاه غربي ورزشگاه استامفوردبريج تنظيم كنيد. در آن جا مردي جوان، ته ريش دار، درشت اندام، و قدبلند، با يك شلوار جين و پيراهن آبي و چهره اي اسلاو مي بينيد. مالك 39 سالة باشگاه چلسي، هيچ نشانة ظاهري اي از ثروتمند بودن ندارد و همچون يك رئيس ابدي، بر صندلي ويژة گرم شونده اش تكيه زده.
اوليگارك روس در ميان دوستانش نشسته. ظاهرا خوشحال است و لبخندي مليح و كودكانه دارد. در كنار او، همسر لاغرش ايرينا با موهاي بلوند و لباس هاي مارك شانل ديده مي شود. در سمت راستش اوژن شويلدر، ملقب به ژينا، دوست دوران كودكي و شريك تجاري اش نشسته. او حالا تابعيتي آمريكايي دارد و در تجارت و رياضيات، نابغه است. كمي دورتر، اوژن تنه بوم كانادايي، يكي ديگر از مردان مورد اعتماد اوست. او هم اصالتي روسي دارد و مدير مايل هاوس كاپيتال، گاوصندوق رئيس است. در اين رديف، پيني زاهاوي، عامل نقل و انتقال بازيكن نيز ديده مي شود. در اين جمع خودماني، او را رومن آركاديويچ صدا مي زنند (به زبان روسي يعني پسر آركادي ، نام پدرش).
ديدن چنين شخصيت افسانه اي، از نزديك هيجان انگيز است، حتي به كمك دوربين. ولي ستاره ها، درست مانند ارواح، به ديگران اجازة نزديك شدن نمي دهند. رومن آبراموويچ اصرار دارد كه انگليسي صحبت نمي كند. اين مسأله، براي يك تاجر نفتي و مهندس فرايندهاي هيدروكربن ها به اندازة كافي عجيب است. در حقيقت، ممانعت از صحبت كردن به زبان انگليسي، خيال او را از روبه رو شدن با غربيه ها راحت مي كند. رومن در اين مورد به نصيحت جان راكفلر، يك غول نفتي ديگر و مؤسس استاندارد اويل عمل مي كند كه مي گويد: تو فقط سه بار بايد در روزنامه ها ظاهر شوي: زمان تولد، زمان ازدواج و زمان مرگ . او هم از زمان ورود به دنياي فوتبال، تنها سه بار تن به مصاحبه داده است. نگاه كنجكاو جوان روس، هميشه از جاهاي شلوغ و دست دادن با ديگران، همچون طاعون فراري است. بي ترديد او در روسيه ياد گرفته كه ستاره ها براي دوام بيشتر بايد در سايه باقي بمانند.
تهديدهاي او تنها يكي از دلايلي است كه مطبوعات انگليس، باشگاه چلسي را فقط از زاوية ورزشي بررسي كنند و به ساير جنبه هاي آن، اشاره اي مختصر داشته باشند. مثلا روزنامه هاي جنجالي انگليس به عادت او در خوردن ماهي سوشي از رستوران معروف ژاپني نوبو در ظهر بازي هاي چلسي اشاره مي كنند. روزنامه هاي جدي تر هم هرگز روي خريدهاي پر رمز و راز باشگاه چلسي مانور نداده اند. پول باشگاه چلسي كه حالا مؤسسه اي خصوصي است، در حاشية امنيت قرار دارد. مقامات بريتانيايي هم چشمانشان را بر روي اين پول روسي كه بوي باروت مي دهد، كاملا بسته اند.
سكوتي عجيب تر نيز در مورد جنجال پول شويي روس ها توسط بانك نيويورك در سال 1999 ديده مي شود؛ پرونده اي كه ردپاي آبراموويچ نيز در آن وجود داشت. پيرامون او لابي بازهايي وجود دارند كه دائما در محافل سطح بالا، اهميت تقسيم بندي هاي فوتبالي در زمان انتخاب را يادآوري مي كنند.
علاوه بر اين نبايد تأثير عظيم باشگاه بر اقتصاد منطقه را ناديده گرفت. چهرة لندن در ميان پايتخت ها، شبيه بانوي پيري است كه همچنان به دنبال سرمايه گذاري هاي پر منفعت است. با جيب هاي پر از پول آيا چيز غير ممكني وجود دارد؟ در حقيقت، اين باشگاه پر سر و صدا، دكوري است كه ثروت هاي او را پنهان مي كند. به علاوه آبراموويچ در آن جا دفتري ندارد. قلب تپندة اين امپراتوري، هر جايي است كه اين ميلياردر حاضر باشد؛ مثلا در مركز لندن، در خانة پنج طبقه اش در ميدان چستر، با ديوارهايي كه از چوب هاي درختان كمياب استوايي پوشيده شده، و سقفي با ورقه هاي طلايي. ايرينا، مهماندار سابق هواپيما، پس از دورة كوتاهي كه دربارة تاريخ هنر در دانشگاه مسكو گذرانده، دكوراسيون خانه را انجام داده است.
اين جا محل اقامت ثانوية اين زوج اســـت. او مـــالـــك فاينينگ هيل در منطقه اي در ساسكس است؛ مكاني شايستة لويي چهاردهم، با كاخي تماشايي، چندين استخر، يك ميدان تيراندازي، يك پيست كارتينگ و دو زمين چوگان. رومن اخيرا شيفتة اين ورزش اشرافي شده و آلن كنت، كاپيتان سابق تيم ملي انگليس را به عنوان مشاور، براي تشريح رموز اين ورزش استخدام كرده. او از طريق يك مترجم با كنت صحبت مي كند.
شايد هم بر عرشة يكي از كشتي هاي تفريحي اش باشد، مثلا پلوروس با شيشه هاي دودي و مجهز به رادار تشخيص موشك يا يكي از دو بوئينگ 737 يا 767 اش. مگر اين كه اين اوليگارك در خانه اش در خارج از مسكو يا در ويلايش در سن تروپه (شهري در جنوب فرانسه و در ساحل مديترانه) باشد. به هر حال، رومن هرجا كه باشد، با تلفن بر كارهايش نظارت دارد. او با آرامش و شوخي، كارها را مرتب مي كند، ولي زمان عصبانيت، غيرقابل تحمل است. در لندن، آبراموويچ ها زندگي مخفي اي دارند و تقريبا نامرئي اند. نام آن ها به ندرت در ستون مشهور آتيكوس در ساندي تلگراف كه در مورد مشاهير جهان است، ديده مي شود. تيم واكر، مسؤول اين ستون مي گويد آن ها به ندرت در ميان مشاهير لندن ديده مي شوند و به ميهماني هاي باشكوهي كه توسط افراد طبقه بالاي جامعه برگزار مي شود، عادت ندارند. آن ها به ندرت، آشنايان اندكشان يعني لرد روتچيلد، ليلي سافرا و ماركيز دو ريدينگ را به خانه شان دعوت مي كنند. واكر تا به حال، هيچ بي بند و باري اي را در اين خانواده مشاهده نكرده است.
ايرينا به همراه لشگر پرستارانش، بيشتر زمانش را صرف نگهداري پنج فرزند خود مي كند و همسرش را در تماشاي مسابقات همراهي مي كند. موقع مسابقات، لحظاتي است كه اضطراب تا حد مرگ از چهرة رومن مي بارد. تنها دوست او در لندن، همسر فنلاندي و روس زبانش محمد ال فايد (صاحب فروشگاه هرودز) است. بايدهاي امنيتي، راهنماي زندگي روزمرة خانواده هستند. اين جمع كوچك هرگز بدون محافظين تنومند خود، جايي نمي روند. آن ها همگي، گاردهاي ويژة سابق ارتش بريتانيا هستند و اجازة حمل اسلحه را ندارند. در عوض، همگي مجهز به باتوم هستند.
بي رحمي او در تجارت، ظاهرا بر فرهنگ فوتبالي باشگاه نيز تأثير گذاشته است. نمونة آن، جنجال هايي است كه به دليل تلاش هاي غيرقانوني چلسي براي مذاكرة مستقيم با بازيكنان، و بدون اطلاع باشگاه آن ها به وجود آمده است. فعاليت هاي او به نفع اسرائيل، موجب قطع حمايت شركت هواپيمايي امارات، يعني اسپانسر باشگاه شد. اما جاذبه هاي باشگاه در گوشه و كنار جهان، به قدري زياد بود كه بلافاصله شركت كره اي سامسونگ، جانشين اسپانسر قبلي شد. مالك چلسي اخيرا به سيبل حملات يوفا تبديل شده، زيرا از دست اندازي تجار شرقي بر باشگاه هاي اروپايي ابراز نگراني كرده است. در مورد آبراموويچ، سال گذشته پرونده اي تشكيل شد كه رابطة او با تيم زسكاي مسكو را بررسي مي كرد. اسپانسر اين باشگاه، سيب نفت بود و آبراموويچ تمام اختيار اين شركت را در دست داشت. علاوه بر اين، ساية او برفراز مانورهايي كه اطراف باشگاه هاي انگليسي وستهام، آرسنال و اورتون انجام مي گيرد، احساس مي شود.
اين اوليگارك روس، بارها تلاش كرده تا نيت خيرش را ثابت كند، ولي بي ثمر بوده. او براي كساني كه مي خواهند زيان هاي ورود پول به فوتبال، سيستم ستاره محور و جهاني شدن اين ورزش را فرياد بزنند، سيبل ايده آلي است.
اما آيا اين عشق به فوتبال، طبيعت واقعي آبراموويچ است؟ هيچ كس مطمئن نيست. كلوديو رانيري، سرمربي سابق چلسي در آن زمان گفته بود كه آبراموويچ، هيچ چيزي از تاكتيك نمي داند. حتي دوست صميمي اش شويدلر، اين شيفتگي را به هوس يك بچة لوس تشبيه كرده بود. به عقيدة پاتريك باركلي، منتقد ورزشي، چلسي به او كمك كرده كه براي خود، شهرتي دست و پا كند. به عقيدة او، اين تاجر روس، تنها از نمونة ال فايد، ماكسول يا برلوسكوني پيروي كرده كه به لطف فوتبال، احترام ديگران را خريده اند. در روسيه، آبراموويچ به عنوان يك طرفدار هاكي روي يخ مشهور است. سه سال پس از آمدن به استامفوردبريج، لرد رومنِ چلسي هنوز يك معماي بزرگ است.