- هفته نامه فرهنگي - اجتماعي -جوانان‎/شماره۵۵ - شنبه ۸ بهمن ۱۳۸۴ - - Jan 28, 2006
docharkhe
اين سرفه، سوغات شماست
024249.jpg
كريستين امانپور، مجري خبرساز سي ان ان، ساعاتي بعد از حضور در مصاحبة احمدي نژاد سراغ مسعود ده نمكي رفت و با او مصاحبه كرد. همان اول، ده نمكي با هوشياري براي مصاحبه شرط گذاشت و گفت: بايد چارچوب بحث، مشخص باشد. ميزان محدوديت زماني شما براي مصاحبه هم مشخص شود تا شما اصل و روح مطلب را با گزينش و سليقة خود، وارونه و نارسا نكنيد. ده نمكي دربارة حمايت اش از احمدي نژاد گفت: اگر آمريكا و كساني كه در ايران تفكرات آمريكايي دارند بگذارند، مي تواند كار بكند. آمريكا و غرب نمي خواهند در ايران يك الگوي حكومتي موفق شكل بگيرد. حالا اين فرد چه احمدي نژاد باشد و چه كسي ديگر. سازندة فقر و فحشا دربارة تشبيه او به مايكل مور در نيويوريك تايمز گفت: من هنوز خودم را فيلمساز نمي دانم. من در حال يادگيري هستم. اين ادعا را هم قبول ندارم. اصلا مقايسه من با مايكل مور اشتباه است. در بخش ديگري از مصاحبة امانپور با نشان دادن عكسي از جنگ، باعث يك مصاحبة پينگ پنگي شد. امانپور: اين عكس شما در جبهه است؟ / ده نمكي: بله / آن موقع چند سال داشتيد؟‎/ 16 سال./ آخر شماها را چطور با اين سن و سال مي فرستادند جبهه؟‎/ ما را نمي فرستادند، امثال من داوطلب مي شدند. كوچك تر از من هم در جبهه بودند./ پس چرا اين  قدر سرفه مي كنيد؟‎/ اين هم سوغات آن موقع است./ اوه شما هم شيميايي شديد؟‎/ در جنگ، كمتر كسي از اين سوغات اهدايي شماها به صدام بي نصيب مانده./ متأسف ام./ قابلي نداره./ حتما خوشحال هستيد كه الان آمريكايي ها دشمن اصلي شما صدام را از بين برده اند؟‎/ البته خوشحال تر بودم به جاي عراقي ها از همان اول آمريكايي ها در خاكريز مقابل ما بودند. الان هم آمده اند تا كار نيمه تمام صدام را تمام كنند./ من شنيده ام ولي باور نمي كنم. آيا راست است كه بچه هاي بسيجي، داوطلبانه روي مين مي رفتند؟ چرا؟‎/ البته ما اين چرا و چگونه را هنوز به خوبي براي نسل بعد از خود هم نتوانستيم به خوبي بيان كنيم، چه برسد به شما. در پايان مصاحبه، امانپور گفت: من اميدوارم شاهد كشوري پر از عدالت باشيم. و ده نمكي ادامه داد: ما اين عدالت را براي همة جهان مي خواهيم. به قول ما، صاحبش مي آيد درست مي شود. امانپور با تعجب گفت: احمدي نژاد هم مي گويد امام زمان مي آيد درست مي كند. شما هم مثل او فكر مي كنيد؟ ده نمكي هم گفت: مگر شما آمريكايي ها منتظر مسيح نيستيد؟ مگر اسرائيلي ها انتظار آرماگدون را نمي كشند؟ هاليوود شما سال هاست كه دربارة آن، فيلم مي سازد. بله من هم به آن معتقدم.

گل جشنواره آفسايد است؟!
024264.jpg
آفسايد جعفر پناهي، همه را حيرت زده كرده. واكنش هاي مثبتي كه توي اكران جشنواره، به فيلم نشان داده شده، واقعا دور از انتظار بود. به خصوص اين كه منتقدان دو فيلم قبلي پناهي، او را به سياه نشان دادن فضاي داخلي ايران متهم مي كردند و انگ فيلم جشنواره اي ساختن را بر پيشاني اش زده بودند. آفسايد با همان زبان انتقادي، فضاي بهتري از ايران نشان مي دهد؛ فضايي كه با واقعيت انطباق بيشتري دارد. داستان فيلم، دربارة چند دختر است كه خود را به شكل پسرها درمي آورند تا وارد استاديوم آزادي شوند. آن ها مي خواهند بازي ايران ـ بحرين را تماشا كنند. براي آن ها هم مهم است كه ايران به جام  جهاني خواهد رفت يا نه؟ اما گير مأمورهاي انتظامات استاديوم مي افتند و مجبور مي شوند در تمام مدت بازي، پشت ديوارهاي استاديوم بمانند و حسرت بخورند. شايد همين حس وطن پرستي و ايران دوستي فيلم است كه باعث شده تماشاچي هاي زيادي از فيلم خوششان بيايد. هر چند كه فيلم جديد پناهي، توي بخش مسابقه نيست، اما تا حالا در كنار چهارشنبه سوري اصغر فرهادي بهترين اتفاق جشنواره بود؛ به خصوص اين كه فيلم جديد حاتمي كيا به نام پدر هم نتوانست توقع تماشاچي هاي سخت پسندش را برآورده كند. انگار قرار است چهرة جشنوارة امسال، جعفر پناهي يا فرهادي باشند. البته بايد تا پايان جشنواره و اكران تقاطع منتظر بمانيم.

رويدادهفته
024261.jpg
بلاي سفيد
تو را به خدا بياييد فيلم ببينيد!

برف كاسه كوزة جشنواره را حسابي به هم ريخت. مثلا امسال كلي تدبير چيده بودند كه مردم بهترين استفاده را از جشنواره ببرند. براي همين حتي فيلم هايي مثل تقاطع كه احتمال حضورشان توي جشنواره كم بود را توي برنامه وارد نكردند. ولي فكر اين يكي را نكرده بودند؛ برف را مي گوييم. آن روز برفي، بليت هر فيلمي به راحتي گير مي آمد، حتي ستاره ها  ي جيراني. سفيدي روي زمين، پوز جشنواره را زده بود. انگار توي هواي سرد، ديگر كسي حال اين را ندارد يك ساعت توي صف بايستد تا فيلم محبوبش را ببيند.
گذشت آن روزگاري كه عشق جشنواره اي ها شب تا صبح براي گرفتن بليت فلان فيلم، پشت در سينما از سرما يخ مي زدند. حالا ريزش يك برف ساده هم جشنواره را بي مشتري مي كند.
024255.jpg
حال و هواي جشنواره تا روز چهارم
چه خبر از فيلم ها؟

آتش بس ميلاني و رؤياي خيس درخشنده و چه كسي امير را كشت؟ كه همان ابتدا از جشنواره بيرون كشيده شدند. پخش تقاطع (ابوالحسن داوودي) و پرونده هاوانا (عليرضا رئيسيان) هم كه سر اختلافات تهيه كننده و كارگردان فعلا معلق است، ولي احتمالا به نمايش در مي آيد. شبانه
(بنكدار ـ علي محمدي) و چهارشنبه سوري (اصغر فرهادي) هم سر اشكالات فني با تأخير پخش شدند. پخش فيلم حاتمي كيا به درخواست كارگردان از اواسط جشنواره شروع شد. ستاره ها ي جيراني همان طور كه مي شد حدس زد، پايان هاي بدي  داشت و زياد از حد، كش دار بود. چند مي گيري گريه كني (شاهد احمدلو) يك ملودرام با ته ماية طنز است كه تماشاچي را خوب سرگرم مي كند. زمان مي ايستد (عليرضا اميني) يك فيلم جشنواره اي خسته كننده از آب درآمده. آفسايد جعفر پناهي كه تا حالا بهترين فيلم جشنواره بوده، سكانس هاي فوق العاده و استادانه اي دارد كه واقعا به ياد ماندني است. سيامك شايقي، كارگردان باغ فردوس پنج بعدازظهر همان اوايل جلسة مصاحبة مطبوعاتي فيلمش با مجري دعوايش شده و جلسه را ترك كرده. مواجهه (سعيد ابراهيمي فر) به عقيدة بعضي ها خوب درآمده، به عقيدة بعضي ها هم زيادي مضحك شده. به نام پدر حاتمي كيا هم يك ملودرام خوب شده كه متأسفانه نتوانسته تماشاچي هايش را خيلي راضي كند. بين فيلم هاي خارجي هم تا حالا پنهان (ميشائيل هانكه)، كريسمس مبارك (كريستين كارين)، ژاكت (جان ميبوري) و مجموعه فيلم هاي بخش مرور آثار سينمايي آمريكاي لاتين، حسابي سر و صدا كرده است.
024258.jpg
برره تا عيد پخش مي شود
تور بازديد از برره!

همان طور كه دو هفته پيش همين جا نوشته بوديم، شب هاي برره تا حالا بيشتر از 25ميليارد تومان براي تلويزيون سود داشته و بعيد نيست به زودي 40 قسمت ديگر به آن اضافه كنند.
در راستاي اين كه ما پيش بيني مان با درصدي اشتباه، هميشه درست از آب درمي آيد، خبردار شديم كه شب هاي برره تا شب عيد ادامه پيدا مي كند. يعني 35 قسمت به آن اضافه شده است. تا هم امورات تلويزيون بگذرد و هم شما عزيزان از ديدن برنامه لذت ببريد. تازه براي اين كه بيشتر حال كنيد. سروش هفتگي، تور بازديد از برره راه انداخته است. اين هفته نامه، يك فرم بازديد و گفت وگو با عوامل شب هاي برره چاپ كرده كه سي نفر از كساني كه اين فرم را پر كنند، مي توانند شيرفرهاد و كيانوش و ... را از نزديك زيارت كنند و به صورت چهاربعدي، آن ها را ببينند. تازه اين ها فقط براي داخلي هاست. آن طرف آبي ها هم در نظرسنجي شبكه جام جم شركت كرده  اند و مهران مديري و سيامك انصاري و شقايق دهقان را به عنوان بهترين بازيگرهاي طنز انتخاب كرده اند و گفته اند از شب هاي برره بهتر وجود ندارد!
024276.jpg
جشن تولد شبكه 3
قربون دست و پاي بلوري ام

واقعا از شبكه 3 بهتر، قشنگ تر، جذاب تر، تودل بروتر، جوان پسند تر، ضدتهاجم فرهنگي تر، برره اي تر، ورزشي تر و صدهزار تا تر ديگر سراغ داريد؟ما تازه بعد از ديدن اين جشن دوازدهمين سالگرد شبكه 3 و شنيدن حرف هاي روشنگر مسؤولان شبكه، فهميده ايم عجب شبكه اي توي اين تلويزيون بوده و ما خبر نداشتيم. در اين جشن، چون همه عالي بودند، به همه جايزه دادند. در بخش ورزشي به نود فردوسي پور و گزارش هاي مزدك ميرزايي جايزه دادند و جايزة بهترين مجري مناسبت هاي ورزشي هم به جواد خياباني رسيد تا همه خوشحال باشند.تمام برره اي ها هم از آن قاب هاي تزئيني گرفتند و براي اين كه دل كاردان را كه با درگوشي صحبت كردن با بغل دستي هايش نشان مي داد چقدر قات زده است به دست بياورند، يك لوحي هم به او دادند و البته فتحعلي اويسي و جواد رضويان هم بي نصيب نماندند. ضمنا جا دارد يادي هم از مجري توانا و اكتيو برنامه بكنيم.صفدري در كل برنامه دست هايش در جيبش بود و با بي خيالي، همه را معرفي مي كرد. لابه لاي برنامه هم افتخاري با عينك آفتابي نارنجي و پالتوي بلند مي آمد روي صحنه و مي خواند؛ البته با مقداري حركات موزون. از افتخاري كه تا يك دهه پيش، خواننده محبوب جوان ها بود و براي خودش كلي كلاس داشت، اين زاقارت بازي ها بعيد بود. (شايد هم با اوضاع و احوال اين روزهايش بايد بگوييم اصلا بعيد نبود!)همشهري جوان هم يكي از جوايز برنامه را از آن خود كرد(!) و عليرضا بذرافشان نويسنده داستان هاي جعفرانه كه قبلا دو صفحة مجله را برايمان درمي آورد، به خاطر نوشتن فيلم نامة تب  سرد جايزه گرفت.در كنار اين ها تقريبا به همه بازيگرها و وسايل موجود در سريال ها مثل يكتا ناصر جايزه دادند تا تمام آن هايي كه روي صندلي هاي مركز همايش هاي صداوسيما بودند (ازجمله خود مديران شبكه!) آخر شب، شاد و شنگول با يك لوح در دست از سالن خارج شوند.
024246.jpg
جوايز گلدن گلوب اهدا شد
هاليوود در تسخير آنگ لي

گلدن گلوب امسال پر از شگفتي بود. تقريبا هيچ كس فكر نمي كرد فاتح اصلي مراسم كوهستان بروك بك، فيلم تازة آنگ لي باشد كه در ونيز سال قبل هم سروصداي زيادي به پا كرده بود. البته اين جايزه برخلاف گذشته نمي تواند معيار دقيق اسكار باشد، چرا كه فيلم لي با هيچ متر و معياري، يك فيلم اسكاري نيست. با اين حال هيت لجر، بازيگر اصلي اين فيلم، رقابت براي كسب جايزة بهترين بازيگر مرد را به فيليپ سيمور هافمن در فيلم كاپتي كه دربارة زندگي ترومن كاپتي ـ نويسندة مطرح ـ است، واگذار كرد. در ديگر رشته هاي بازيگري هم همان طور كه پيش بيني مي شد، يواكين فونيكس و ريز ويترسپون هر دو به خاطر نقش آفريني در فيلم موزيكال راهت را برو كه براساس زندگي جاني كش خوانندة آمريكايي ساخته شده، جايزه گرفتند. فليسيتي هافمن جايزة بهترين بازيگر زن فيلم هاي درام را به خاطر فيلم ترنس آمريكا برد. كوهستان بروك بك همچنين جايزة بهترين فيلم نامه، بهترين آهنگ اصيل و بهترين كارگرداني را هم دريافت كرد تا فاتحي مقتدر براي اين دورة گلدن گلوب باشد. از ديگر برندگان هم مي شود به جورج كلوني كه به خاطر بازي در سيريانا جايزة بهترين بازيگر نقش دوم فيلم هاي درام را گرفت، اشاره كرد. يك نكته يادمان رفت. جايزة بهترين
فيلم موزيكال-كمدي به راهت را برو رسيد. اين فيلم به نسبت اثر آنگ لي، اسكاري تر هم به نظر مي رسد.

آغاز كن با رمز داوينچي
تام هنكس و رفقا در افتتاحيه

فيلم افتتاحيه كن امسال معرفي شد. رمز داوينچي كه پرسروصداترين توليد امسال هاليوود است، دو روز پيش از آغاز نمايش جهاني اش، به عنوان فيلم افتتاحية پنجاه و نهمين دورة جشنواره فيلم كن به نمايش درخواهد آمد. فيلم را ران هاوارد ساخته و منبع اقتباس هم از زمان انتشار در اواخر سال 2003، جزو پرفروش ترين كتاب هاي جهان بوده. تاكنون بيش از 30 ميليون نسخه از اين كتاب به حدود 40 زبان زندة دنيا ترجمه شده. گفته مي شود تهيه كنندگان رمز داوينچي، حدود 100 ميليون دلار براي ساخت اين فيلم كه يكي از محل هاي اصلي فيلم برداري اش در موزة لوور پاريس بوده، هزينه كرده اند. رمز داوينچي در بخش خارج از مسابقة جشنواره كن به نمايش درمي آيد. همزمان با نمايش فيلم در كن، سينماهايي در فرانسه و ژاپن، فيلم را افتتاح خواهند كرد. دو روز پس از آن هم از روز 19 مي، فيلم در سينماهاي بريتانيا و آمريكاي شمالي روي پرده خواهد رفت.
024252.jpg
نمايش دنياي جديد قبل از اسكار
پايان اسكاري ها؛ اكشن ها مي آيند!

فيلم دنياي زيرين: تحول كه بخش دوم دنياي زيرين
Under world با بازي كيت بكينسل است، اين هفته با نمايش در بيش از 3200 سالن سينما توانست صدر جدول را كه حاكم مطلقي هم نداشت، به دست آورد. اين يعني كه فصل اكشن هاي تجاري آغاز شده است. فيلم با واكنش به شدت منفي منتقدان هم روبه رو شده است. تقريبا هيچ كدام از منتقدان معتبر آمريكايي، زحمت نوشتن دربارة فيلم را به خود نداده اند. بعد از دنياي زيرين، انيميشن شكست خوردة هفتة قبل يعني اغفال شده در جاي دوم نشسته. اين انيميشن با فروش 10 ميليون دلاري اين هفته اش در مجموع به رقم 28 ميليون دلار رسيده است. جادة افتخار صدرنشين هفتة قبل، اين هفته بيش از 8 و نيم ميليون دلار فروخته. تعطيلات آخر هم با فروش مشابه، در جمع به 27 ميليون دلار رسيده است. به اين ترتيب، سه فيلمي كه هفتة قبل به تفصيل درباره شان نوشته ايم، اين هفته تقريبا به شكلي هم ارز در كنار هم قرار گرفته اند. نكتة مهم در جدول اين هفته، ورود فيلم دنياي جديد با بازي كالين فارل و كارگرداني ترنس ماليك است كه در 811 سالن، 4 ميليون دلار فروخته است. اين فيلم از اميدهاي اسكار امسال هم هست.

پيام هاي كوتاه
كمال تبريزي، 85 درصد سريال شهريار را ساخت.
امين تارخ، در فيلم سينمايي روز برمي آيد بهرام توكلي بازي مي كند.
ابوالحسن داوودي، به دليل حملة قلبي در بيمارستان ايران مهر بستري شد.
فيلم آفسايد جعفر پناهي به همراه پنج فيلم ايراني ديگر به جشنواره برلين راه يافتند.
فيلم لاك پشت ها هم پرواز مي كنند ساختة بهمن قبادي در اسپانيا اكران شد.
فيلم مرثية برف ساختة جميل رسمتي و نمايندة عراق در اسكار امسال، در آمريكا روي پرده رفت.
تئاتر فنز با بازي پرويز پرستويي، در دوبي روي صحنه رفت.



گوي طلايي تمشك طلايي
005994.jpg
اول كوچه زمستان، وسط كوچه تابستان
امير و داوود مي روند الهيه براي پيدا كردن خانة مادر امير. امير ابتداي كوچه، لباس سياه و كت شلوار طوسي پوشيده، ولي وسط كوچه لباس سياه با ژاكت آبي! تازه در ابتداي كوچه، زمستان بود و درخت ها بدون برگ بودند. ولي تا برسد وسط كوچه، تابستان شد و برگ درختان يكي اين هوا رشد كردند!

تدوين دوبارة رونين
سام (رابرت دنيرو) و دزيره (ناتاشا مك المون) مي خواهند بروند هتل تا سر و گوشي آب بدهند. ناگهان تصوير مي پرد و ما آن ها را دوباره در اقامت گاه شان مي بينيم كه دارند عكس هايي را كه از هتل گرفته اند، بررسي مي كنند. خوب شد ما چند ماه پيش، همين رونين را از همين شبكة۲ ديده بوديم و كل ماجراي هتل را هم يادمان بود؛ وگرنه الان چيزي سر درنمي آورديم.

اين همه فيلم
براي اين كه به ما تهمت نزنند كه چرا همه اش تمشك مي دهيد، يك گوي هم به پخش فيلم هاي خارجي در عيد غدير و روز جمعه مي دهيم: رژة پنگوئن ها، سر وقت (جاني دپ و جان والكن)، بيلي بت گيت (نيكول كيدمن و داستين هافمن)، گروگان (بروس ويليس)، چهار شگفت انگيز ، ديگران (نيكول كيدمن)، جنگ دنياها (تام كروز) و.... حالا از 70 دقيقه اي شدن بي دليل جنگ دنياها و بعضي دوبله هاي ضايع (مثل نابودن كردن مستند شاهكار رژه پنگوئن ها با دوبله بد) مي گذريم؛ گناه دارند!
010596.jpg
افقي و عمودي
Javan-CinemaTV@ Hamshahri.org
شيرين ميرآفتاب: در مجموعة پاي پياده، وقتي امير مي خواست به تهران بيايد، عمه اش عكسي از پدر و مادر امير براي او آورد و گفت اين تنها عكسي است كه توانسته پيدا كند. اين عكس، افقي بود و پدر در سمت راست و مادر در سمت چپ قرار داشتند. ولي وقتي امير در تهران در الهيه عكس را به خانم صاحبخانه نشان داد، عكس به صورت عمودي گرفته شده بود و پدر در چپ و مادر در راست قرار داشت!

اول مانتو، بعد پالتو
حسين جمالي فرد: در سريال پراضطراب لبة تاريكي، وقتي زهرا و دوستش مريم براي نجات برادر زهرا وارد ويلاي نادر شدند، مريم با مانتو و چادر بود. ولي وقتي از ويلا خارج شدند، يك پالتوي نارنجي به تن داشت.

دادكان همه جا
غزال تقويان: در برنامة سالگرد شبكه،۳ دادكان رئيس فدراسيون فوتبال در حال اهداي جايزه روي سن است و در همان موقع، تصوير او را روي صندلي و كنار حضار محترم هم مي بينيم! واقعا با اين تدوين بايد گفت: دادكان اين جا، دادكان اون جا، دادكان همه جا!

كشف يحيوي
غلامرضا انكوتي: دو شركت كنندة دو قلو در مسابقة شبكه پنج حاضرند كه اسمشان فرنوش فنايي و مهنوش فنايي است. يحيوي مجري باهوش برنامه، بعد از معرفي آن ها با حس خاصي مي گويد: چه جالب! اسم هر
دو يشان با ف شروع مي شود. نه بابا!

بازي پشت بازي
پيمان يزداني: به برنامه هاي شبكه۳ در 25 دي دقت كنيد: 17:30 رجينا و يوونتوس، 19:30 ساندرلند و چلسي، 21:30 بارسلونا و بيلبائو، 23:00 ميلان و رم. پيشنهاد مي شود براي اين كه وقت جوان ها بيشتر پر شود، بازي كابل سازي برره با ملامين سازي شرره را هم پخش كنند.

گوي و تمشك شما هم رسيد: اشكان آل هاشم، سهيل حسين زاده، نازنين سپهري، احسان اميني، كورش امجدي، محمدامين شهابي پور، علي شجاع فرد، سلمان بديحي.

فهرست
نامه به سردبير
نامه ها‎/ فهرست
سينما تلويزيون
اين سرفه، سوغات شماست
گل جشنواره آفسايد است؟!
رويدادهفته
گوي طلايي تمشك طلايي
تلويزيون
يك فيلم با دو مناسبت
قحطي فيلم!
ورزشي
مي بازيم، مي ميريم، منت نمي پذيريم
بزن و بكوبه
رويدادهفته
معماي آبراموويچ لرد چلسي
ميلياردري از ناكجا آباد
سوار بر ماشين مجللي به نام چلسي
اجتماعي
هيچ كس نبايد از مشقتي كه به او رسيده آرزوي مرگ كند
زندگي
هفت، حلال مشكلات
خون مي خواهيم، خون!
رويدادهفته
سينما
و اسكار اهدا مي شود به...
اين ها هم شانس دارند
دانش
سرما مي خوريد و مي ميريد به همين سادگي
جاي هيچكاك خالي است!
از آنفلوانزاي پرندگان چه مي دانيم؟
در هنگ كنگ اتفاق افتاد
دارويي كه هنوز ساخته نشده است
هيولا خود را به روز مي كند
داستان صدا
تماشاچي ها
بازخواني داستان
نسل صبور
وقت، كافي نبود
روزها
و انقلاب از ديوارها مي گذشت
وقتي همه خواب بودند
روديدادها
هنر روز
كره ماه در دل ايران
|  فهرست  |  سينما تلويزيون  |  تلويزيون  |  ورزشي  |  اجتماعي  |  زندگي  |  دانش  |  سينما  |
|  داستان صدا  |  روزها  |  هنر روز  |  شناسنامه  |  مهمان هفته  |  راهنما  |  سبك زندگي  |  گزارش  |
|  موفقيت  |   نيم رخ ، تمام رخ  |  يادداشت  |  گالري  |
|   صفحه اول   |   آرشيو   |   چاپ صفحه   |