|
نامه به سردبير
Qanavati @Hamshahri.org
ليدا قهرمانلو
از مدتي كه خوانندة هفته نامه تان شده ام، چيزهاي زيادي به زندگي ام اضافه شده. دنياي ورزش از طريق اين هفته نامه به دنياي من راه يافته. سينما هم جايگاه بالاتري پيدا كرده. ناراضي هم نيستم. ولي جاي خالي بعضي از دل مشغولي هايم را در دنياي شما مي بينم كه دوست دارم با شما در ميان بگذارم. شايد در صفحات شلوغي هاي اين روزگار بتوان جايي براي آن باز كرد. همه دنياي داستان را مي شناسيم. همه از خواندنش لذت مي بريم و بسياري از تجربياتمان را از داستان هاي كوتاه يك ستونه داريم. ولي در همشهري جوان، ردپايي از داستان نمي بينيم. البته مي دانم كه نسل من بسياري از ارزش ها را وارونه كرده اند و قلم و زبان همشهري جوان سعي دارد به دغدغه هاي اين نسل بپردازد. ولي مي توان با يك داستان كوتاه با ساختار و زبان جامعة امروز، پيام هاي فراموش شده را يادآوري كرد. شايد متعصبانه روي داستان كوتاه صحبت مي كنم، چون علاقه و دغدغة هميشگي من است.
(تحريرية ما، عشق داستان زياد دارد، ولي چه كنيم كه اغلب مدت هاست داستاني ننوشته اند و حتي داستان ايراني خوبي نخوانده اند. اگر نفيسه مرشدزاده همت كند، به زودي در همشهري جوان، يك داستان خواهيد خواند.)
معصومه كرمي
نمي دانم سرچشمه اش كجاست. ولي مي دانم اين حرف ها را بايد بگويم وگرنه منفجر مي شوم. آخرهاي ترم جديد بود كه روي بورد دانشگاه ديدم نوشته انتخاب واحد، هيجده دي ورودي هاي۸۲ . مي روم خوابگاه. البته اشتباه نشود. من روزانه نيستم، دانشجوي شبانه ام. خوابگاه يعني جايي كه براي يك اتاق شش نفره بايد بيست ونه هزار تومان ناقابل اجاره بدهم. هيچ كس مسؤول فكر و زندگي من نيست. آمده ام تو اين سيستم كه يك پولي به حساب دانشگاه بريزم. حالا اگر درس بخواهم بخوانم يا نه، مهم نيست.فقط پول را به حساب بريزم تا دانشجوي منظم و سربه راهي باشم.
بايد چشم هايم را به حقيقت ببندم و بدانم هيچ كس مسؤول نيست. به اين كه اواسط ترم، خبر خودكشي يكي از بچه هاي درس خوان و شاگرد اول را شنيدم، فكر نكنم. به اين كه پدرم بعد از يك عمر كه براي بچه هاي اين مردم رنج كشيده و شنوايي گوشش مشكل پيدا كرده، اول پول به حساب دانشگاه مي ريزد و بعد مي رود دكتر، فكر نكنم. به اين كه امروز 8 صبح رفتم اتاق حسابداري كه فرم انتخاب رشته ام را بگيرم و گفت يك ربع ديگر بيا ، فكر نكنم. به اين فكر مي كنم كه الان تو سايت دانشكده نشسته ام و حرف هايم را به يك نفر كه نمي دانم طرز فكرش در مورد دانشگاه چيست، مي نويسم. ممنون كه حرف هايم را مي خوانيد. بدانيد كه آن حرف ها در مورد تولد، همه اش يك دلخوشي براي نديده گرفتن همه چيز و فكر كردن به آينده است. ضمنا از تبريك تان ممنون ام. تولد من وقتي است كه يك نفر بداند من يك فكر هم دارم. فقط يك جسم تو اين دنيا نيستم.
مهسا معماريان
وقتي مقالة مربوط به آقاي ناربه باغداساريان را خواندم، به حسي كه ايشان نسبت به بابانوئل داشتند، غبطه خوردم. من ايراني هستم. اما در مورد حاجي فيروز، چيزي نمي دانم. در روزگاري كه من زندگي مي كنم، تمام تصويري كه از حاجي فيروز دارم، تصوير معتاداني است كه در آخرين روزهاي سال، با صورت هاي سياه و دستان چرك مي بينمشان؛ وقتي كه منتظر سبزي چراغ ام.
در زمان من، بابانوئل، هر سال، كيسه اش را پر از هديه مي كند و سخاوتمندانه، آن ها را به ديگران مي بخشد. حاجي فيروز اما، هميشه دستان سياه و چركش را براي گرفتن پول، به طرفم دراز كرده.
بابانوئل اين روزگار را، عشق، بابانوئل كرد و حاجي فيروز را احتياج.
احسان اميني
نمي دانم چرا يك بخش هايي از نامة قبلي ام حذف شده بود. در مورد قيمت دوربين ديجيتال و سنخيت نداشتن با خواننده هاي مجله هم فكر نمي كنم حرف بدي زده بودم. زده بودم؟ بابا اين طرح روي جلد شماره 51 چي بود! يكي از معدود دفعاتي بود كه از دكه تا خانه، مجله را لوله كرده بودم! آخر تريپ جواد بود خلاصه.
كاري كه شروع كرديد و عنوان مطالب شمارة بعد را مي نويسيد، خيلي خوب است. ولي يك پيشنهاد: وقت هايي كه قرار است همة مطالب صفحة يادداشت به يك موضوع خاص اختصاص داشته باشد، توي شمارة قبلش خبر بدهيد تا اگر ما هم چيزي به ذهنمان رسيد، بفرستيم.
به خاطر نوشتن اين نامه، كل آرشيو مجله هام را زير و رو كردم. به اضافة اين كه بيست سي صفحه آمار و احتمال عقب افتادم. ولي مطمئنا ارزشش را خواهد داشت.
(پيشنهاد اعلام موضوع صفحة يادداشت، پيشنهاد خوبي است. سايت هم توي برنامه مان است كه البته زمان مي برد. نامه ها را كوتاه مي كنيم تا هم براي همه جا باشد، هم...)
One Real Boy
خوشحال مي شوم با شما همكاري كنم. البته بايد بگوييد در چه زمينه اي بنويسم.
(زمينه هاي نوشتن براي همكاري، با خواندن مجله دستتان مي آيد. ممكن است براي خيلي ها اين جمله تكراري باشد، ولي با توجه به تعريف صفحه ها، مي توانيد مطلب بفرستيد.)
منصوره حسيني
هر پنج شنبه مجله تان را مي خرم، ولي اين هفته نمي خواهم بخرم. بهتر است اسم مجله تان را عوض كنيد و بگذاريد همشهري پسران .
چرا اين قدر با خانم ها لج هستيد؟ شما حتما خوانندگان زن را از دست مي دهيد.
( قضيه چيه؟)
تبرائي
اول تشكر مي كنم از مطالب متنوعي كه داريد. پسر من وقتي از درس خسته مي شود، براي اوقات فراغت، مجلة شما را مي خواند و ما هر هفته اين مجله را مي خريم.
فقط در مورد طرح جلد؛ چرا اين قدر خشونت؟ چرا با ايام، هماهنگي ندارد؟ كاملا مشخص است كه طراح جلدتان عشق گرافيك است و به محتوا فكر نمي كند.
(طفلك محمدرضا دوست محمدي. كار هفتگي است و شتاب و فشار. بالاخره هر كاري هم بگيرونگير دارد. قرار بود جلد شماره 51 يك جور طنز خفن باشد مثلا، كه در نيامد. شما به بزرگواري خودتان ببخشيد!)
محمد خليلي
سلام آقاي قنواتي. از اين بابت كه روزنامه فروشي ها پر از مجله هاي زرد است ولي از مجلة آبي و اناري شما خبري نيست، تا به حال چند نفر از روزنامه فروشان محترم به دست خوانندگان محترم مجلة شما مورد لطف قرار گرفته اند و راهي بيمارستان شده اند! (1)عنوان بايرن ايران مقابل پرسپوليس آلمان خيلي توپ بود و از طرف دوستداران بايرن ايران، از اعضاي پرسپوليسي مجله تشكر مي كنم و با نويسندة محترم مطلب وقتي نيستي دنيا برام زندونه احساس همدردي مي كنم. سلام من را به ايشان و همة پرسپوليسي هاي مجله برسانيد. (2) انتقاد من نسبت به شماره 52 هم فقط مربوط به مطلب شكلاتي شكلاتي است كه كاش شأن آقاي خاتمي بيشتر حفظ مي شد.
(وقتي يك نفر به اردوي استقلال برود و نويسندة مطلب، پرسپوليسي باشد، نويسنده به او رحم نمي كند. حتي اگر آن يك نفر، آقاي خاتمي باشد. كل كل است ديگر.)
آرش گبل
در شماره ?? در قسمت نمادها نوشته بوديد دُم فروهر با سه رديف پر، نماد پستي و سقوط است. در حالي كه دم (دامن) فروهر، نشان دهندة انديشه و گفتار و كردار بد است كه بايد به زير پا افكنده شوند. (من خودم زرتشتي ام و اين را هر سال در مدرسه خوانده ام.)
مي شود بگوييد كه عكس روي جلد شماره ?? چه احتياجي به فتوژنيك بودن داشت؟
خوبي هاي مجله را نمي گويم، چون بقيه اين كار را مي كنند!
(از اين فتوژنيك ها كه توي مجله زياد داريم. براي آن فوتوژنيك ها آگهي كرده ايم. در ضمن، دست شما درد نكند.)
نرگس حسيني
اولا: مي خواستم بگويم كه با نظرات آقاي والي زاده صد در صد مخالف هستم. دوبله هاي جديد، بسيار عالي هستند و از نظرشان نسبت به آقاي چنگيز جليلوند بسيار ناراحت شدم. لطفا يك مصاحبه هم با آقاي چنگيز جليلوند داشته باشيد.
دوما: در شماره 47 نوشته بوديد كه آقاي قلعه نويي بيني شان را عمل كرده اند. چرا مردم را سر كار مي گذاريد؟ چرا؟
(به هرحال، اين ها نظرات آقاي والي زاده بود و آقاي جليلوند هم حتما حرف هاي خودشان را دارند. به بچه هاي سينما اين پيشنهاد را گفتيم و اگر پا بدهد و آقاي جليلوند پا بدهند، حتما. دماغ آقاي قلعه نويي هم عمل شده. سركاري بودنش را هم متوجه نمي شويم.)
اميد ـ تهران
با سلام تولد مجله تان را تبريك مي گويم.
مي خواستم بدانم چرا در شماره 52 در قسمت نمادها از شير و خورشيد حرفي نزديد. چون شير و خورشيد هم جزو نمادهاي گذشته است.
با تشكر از مجلة خوبتان.
(در صفحة رازهاي سرزمين من ويژة كاخ گلستان، دربارة اين نماد و ريشه اش حرف زده ايم. از تبريكتان هم تشكر مي كنم.)
حكيم حمادي
سلام، خسته نباشيد.
مجله تان عالي است، ولي مطالب اش زود تمام مي شود. در ضمن، صفحة ادبيات، جايش خالي است. راستي از اين كه شما يوونتوسي هستيد، خوشحال ام.
(كي؟ ما؟ جالي خالي ادبيات همين شماره پر شد.)
آرزو آقايي
نمي دانيد وقتي آدم راجع به مشغوليات ذهني اش مطلب خوب مي خواند، چقدر سر كيف مي آيد.
مي خواستم يك تشكر ويژه بكنم از آقاي رضايي بابت مطلب كربلاي پنج. باور كنيد با گريه خواندم اش. يك تشكر ديگر هم براي تحويل گرفتن بچه هاي علوم انساني! جداً كه حرف دل را گفتيد. مي خواستم پيشنهاد كنم كه درد دل ما نمايشي ها را هم منعكس كنيد!
يك پيشنهاد (و البته خواهش) هم داشتم كه بچه ها آدرس اي ميل شان را انتهاي مطلبشان بياورند تا بتوانيم با هر كدامشان جدا درد دل كنيم و اين قدر مزاحم شما نشويم.
(براي بچه هاي نمايش هم حتما فكري خواهيم كرد. البته خودتان هم مي توانيد پيشقدم شويد و مطلب يا پيشنهاد بفرستيد. براي ايميل زدن به نويسندگان مجله هم، مي توانيد از ايميل عمومي مجله استفاده كنيد.)
سيدامير موسوي (اصفهان)
كافي است يك ورق از اين شماره تان(??) بزنيد، يك تمشك بزرگ جلوي چشمتان نعره مي كشد. (البته تمشك كه نعره نمي زند!) آخر فدايتان بشوم، ?? دي ماه عيد غدير است؟ در صفحه ?? هم آخرين خط، محمد دادكان را نوشته ايد محمود دادكان. حالا طوري نيست. به بزرگي خودم مي بخشم تان. هنوز اين سؤال تو شكمم(!) مانده كه چرا رئال ـ بارسا را دربي گفته ايد؟ ديگر اين كه خيلي دوست دارم در صفحة نيم رخ تمام رخ با اين يارو عادل فردوسي پورِ شبكه سه و نيم هم مصاحبه كنيد ببينيم اصلا كي است و كجا كشف شده؟ آيا واقعا پيشنهادهاي خوانندگان كه مي گويند مثلا در مورد فلان چيز مطلب بنويسيد، به اش توجه مي شود؟ جايي يادداشت مي شود؟ اصلا مي رود تو نوبت؟
(ما هم مثل شما معتقديم عيدغدير 29 دي ماه است و محمد دادكان درست است. گفت وگو با بدل عادل هم توي برنامه مان است. اصطلاح دربي براي بازي رئال ـ بارسا هم معمولا در همة دنيا استفاده مي شود. در زبان اسپانيايي هم به اين بازي ها ال كلاسيكو مي گويند.)
نامه هاي شما هم رسيد:
احمد درخشنده، ابرك، عليرضا صادقي (لطفا يك بار ديگر نامه تان را بفرستيد)، غروب از كوير (نامه و خاطرة شما را خوانديم)، سيده فائزه نوري، محمود پيرحياتي (عكس هايتان را بفرستيد)، جعفر كريمي جويباري، سحر، مينا شا كر، مهشيد اسماعيلي، فرهاد رياضي، ساره نوروزي شاد، شاهين حسين پور، سميه احدي، محمدعلي حسين زاده، حسن فيضي، محمدحسين توفيقي، علي اكبري، افروز صادقي، حامد زندي، مهدي شكري.
|
|
|
|
|
نامه ها/ فهرست
يادداشت
يادداشت هاي بچه هاي تحريريه همشهري جوان
نيم رخ، تمام رخ
پرروتر از اين حرف ها بودم!/ نيما شاهرخ شاهي، بازيگر
فيلم مكس
114 هديه آسماني/ سيدعبدالعلي افقهي، مدير شبكه آموزشي
تحليلگران برتر
سالاد، مرغ و يك جمع كوچك دخترانه/ ياسمين شيرين زاده
و مليحه انگشت بافت، با هم يك اغذيه فروشي راه انداخته اند
بايد خيلي طاقت داشته باشي/ مجتبي ميرشاهي،
قهرمان اسكي
سينما و تلويزيون و تئاتر
آقاي جشنواره با استعداد/ بييست وچهارمين جشنواره
بين المللي فيلم فجر
گزارش
از كجا آورده ايد؟/ گزارشي درباره اصل 142 قانون اساسي و
ماجراي انتشار ليست اموال رئيس جمهور
گفت وگوي ويژه
ما را سركار بگذاريد لطفا/ گفت وگو با محمد جهرمي،
وزير كار و امور اجتماعي
سبك زندگي
برپا كردن هيأت؛ سريع و ارزان/ چطوري مي شود هيأت و
دسته راه انداخت؟
ادبيات
دعوت به مراسم گردن زني/ نگاهي به سومين كتاب
محمدرضا كاتب
ورزش
يادتان بخير دست هاي سحرآميز/ وداع رسمي شماره يك
تيم ملي با فوتبال
تور جام جهاني منتظر ماهي هاي درشت!/ فرصت خريد
بليت فقط تا 12 بهمن ماه
دانش
مأموران ما در مريخ/ دو كاوشگر روح و فرصت اولين
سالگرد تولدشان را روي مريخ جشن مي گيرند
رازهاي سرزمين من
يك فانوس دريايي در دل كوير/ همه آن چه مي خواهيد درباره
جاده ابريشم در ايران بدانيد
گالري
ماهي ها مي خندند/ نمايشگاه كاريكاتور خليج فارس در خانه كاريكاتور
روزها
وفات حاج شيخ عباس قمي
تولد احمد بيرشك
تولد فريبا وفي
تولد محمود فرشچيان
تولد غلامحسين اميرخاني
فوت دكتر محمد قريب
تولد خوزه مورينيو
تولد مهدي گلشني
تولد پل نيومن
تولد ويرجينيا وولف
تولد ديويد لينچ
تركيبي از شور و خويشتن داري/ تاج، زيباترين بناهاست
رويداد هفته
زندگي
سينما
ورزش
راهنما
سينما/تلويزيون
كتاب/هنر
رايانه/بازي
|
|
|
|
|
|