گلدكوئست قرباني مي گيرد
از هول حليم توي قبر
بايد گلدكوئستي ها از اين به بعد، آموزش دفاع شخصي را هم به روش هاي پرزنت شان اضافه كنند. هر وقت پاي پول وسط مي آيد، همه چيز به هم مي ريزد. به خاطر همين هم جان دار و دستة گلدكوئست در خطر است. همين چند وقت پيش، سه تا زن سر يك قران دو زار كشته شدند. هر سه تايشان هم از فعالان گلدكوئستي بودند كه به خاطر ماشين آخرين مدل و پنت هاوس بالاي شهر، داشتند خودشان را خفه مي كردند. ولي خب تا وقتي چنگال قانون هست، هيچ مادرمرده اي راه فرار ندارد. همان طور كه آن ها هم سرانجام به جاي پنت هاوس سر از بهشت زهرا درآوردند.
از آن طرف هم، آن طور كه مي گويند، بعد از دو هفته عليرضا و اعظم به عنوان متهم، كت بسته به پزشكي قانوني تحويل داده شده اند تا وضعيت روحي و رواني شان بررسي شود. بازپرس اين پرونده در تعريف داستان دستگيري قاتلان، چيزهايي مثل چهره نگاري، رديابي تلفن قربانيان و تراول چك هاي سرقتي كه در سوپرماركتي خرج شده بود را سرنخ اعلام كرد. اين يعني چيزهايي كه توي فيلم هاي پليسي خارجي مي بينيم، تو مملكت ما هم فت و فراوان است. تا اين جاي كار، بهروز هنرمند (بازپرس ويژة قتل تهران) ارتباط اين قتل ها را با گلدكوئست تأييد نكرده. ولي از ما مي شنويد، قضيه را پشت گوش نيندازيد. (تا نباشد چيزكي، ...) سردار طلايي هم گفته: براي شناسايي انگيزة قاتلين، نياز به زمان داريم، زيرا وضع مالي عليرضا و پدرش خوب است. ولي خب پول، پول مي آورد. اين، يك جورهايي شعار گلدكوئست هم هست. نيست؟
تخريب بهترين مجموعه ورزشي تهران
راه كردستان از انقلاب نمي گذرد
اگر در اين چند روز، كارگران ساختماني را ديديد كه كلنگ به دست، به جان امكانات مجموعه ورزشي انقلاب افتاده اند، چندان تعجب نكنيد. در طرحي كه شهرداري تهران براي بزرگراه كردستان دارد، مجموعه ورزشي انقلاب، مزاحم است. در شهرداري مي خواهند بزرگراه كردستان را به نيايش وصل كنند. تنها فكري هم كه به ذهنشان رسيده، تخريب مجموعه ورزشي انقلاب است. البته سال گذشته، محمود احمدي نژاد كه آن وقت شهردار تهران بود، جلوي ماجرا را گرفت. اما حالا كه در شهرداري، قاليباف جاي او را گرفته، گويا همه چيز سرجايش برگشته. هر چند كه يك جايگزين هم براي اين قضيه به وجود آمده. اين كه كردستان در يك پروژة زيرگذر، از زير مجموعه ورزشي انقلاب بگذرد. البته چنين چيزي، هزينه ها را چند برابر مي كند.
از اين كه چرا اتوبان را از چند صد متر بالاتر رد نمي كنند، مي گذريم. فقط مي ماند اين كه علي آبادي رئيس سازمان تربيت بدني، دنبال راضي كردن معاون فني و عمراني شهرداري است تا شايد سر و ته قضيه به هم بيايد. هر چند كساني كه حافظة خوبي دارند، مي دانند يك سال پيش، همين علي آبادي، يك تنه كمر همت به تخريب مجموعه ورزشي انقلاب بسته بود. علي آبادي پارسال معاون فني و عمراني شهرداري بود و حتي بحث تخريب مجموعه ورزشي انقلاب را علي آبادي پيش كشيد. اما پس از يك سال، حالا او در سازمان تربيت بدني است و بايد جلوي طرحي را كه خودش داده، بگيرد. با چه منطق و با چه ابزاري، هيچ كس نمي داند.
افزايش بودجه سازمان جوانان
پولدار مي شويم
مژده، مژده. سخنگوي فراكسيون جوانان مجلس گفته مطالبات قشر جوان از سوي گروه كارشناسي در حال بررسي است. ايشان اضافه كرده اند كه: بنا داريم بودجة سال 85 سازمان ملي جوانان را تا حد توان، افزايش دهيم. بنابراين:
۱ـ هر كس از قشر جوان كه فكر مي كند مطالباتش كارشناسي نشده، سريعا با گروه كارشناسي تماس بگيرد.
۲ـ هر كس فكر مي كند سازمان ملي جوانان، يك سازماني است كه اصولا مسؤوليت هايش تعريف نشده و بهتر است اول معلوم شود بودجه هايش صرف چه چيزي مي شود، اشتباه مي كند. مجلس در اين موارد، ترديدي ندارد و بودجه را هم مي برد بالا.
۳ـ هركس فكر مي كند ما بخيل ايم و نمي خواهيم بودجه سازمان جوانان عزيزتر از گل (يعني خود ما) زياد شود سخت اشتباه مي كند. ولي بيشتر از خود بودجه نگران كارهاي خوبي هستيم كه با آن بايد كرد و تا حالا نشده.
مؤخره: سخنگوي فراكسيون جوانان گفته برپايي كنفرانس مطبوعاتي رياست سازمان ملي جوانان، لازم است تا اهالي رسانه و كارشناسان، با ديدگاه هاي رئيس آشنا شوند. رئيس هم همين روزها كه مجله دست شماست قرار كنفرانس گذاشته. پس هفتة آينده با خبرهاي دست اول از سازمان منتظر ما باشيد.
خطاي شليك كمتر شده، اما...
سرتو بدزد رفيق!
البته ما بچه هاي همشهري جوان كه خلاف نمي كنيم، عمرا حتي ماشينمان را هم هيچ وقت زير تابلوهاي پاركينگ ممنوع اين خيابان گلشهر كه روبه رويمان است، نمي گذاريم. ما خيلي گل ايم. مثل ماه ايم. ولي اگر هم خلاف كنيم، راست و حسيني مي ايستيم جريمه اش را مي دهيم. يعني اگر خربزه اي قسمت شد و خورديم، پاي لرزش مي ايستيم. آدم براي چي بايد فرار كند؟ بالاخره آن طرف قضيه هم مأمور است و معذور. يك تفنگ است كه معلوم نيست چند سال است روغن نخورده. يك سرباز هم هست كه معلوم نيست ديشب چقدر آش توي يقلوي اش ريخته اند. موقع فرار هم آدم، بالا و پايين مي پرد و طرف، بهترين تيرانداز هم كه باشد، ممكن است به جاي ساق پا بزند به يك جاي حساس و آدم را بفرستد آن دنيا يا تا آخر عمر، ناكار كند. البته جانشين فرماندهي ناجا خبر داده كه درصد شليك هاي خطا از طرف مأموران نيروي انتظامي، كمتر شده. اين خودش مي تواند خبر خوبي براي فراري هاي محترم باشد. ولي بالفرض كه شليك هاي خطا هم به صفر رسيد و مأموران عزيز، تمام شليك ها را صاف زدند توي خال، يعني به هدف. باز هم سؤال اول به جاي خودش باقي است. چرا فرار؟ اصلا چرا خلاف؟ شما قول بدهيد مثل بچة آدم رفت و آمد كنيد، مأموران هم قول مي دهند خوب نشانه گيري كنند. قبول؟
|
|
|
بچه هاي صنعتي جشن مي گيرند
چلچلي شريفي هاست
دانشگاه شريفي ها، به مناسبت چهلمين سال تأسيس اين دانشگاه، مي خواهند يك حال اساسي به خودشان بدهند. لطفا به اين برنامه ها توجه كنيد: برگزاري مسابقة شريف در سطح دانش آموزان دبيرستان هاي نمونه، انتشار تمبر يادبود و آلبوم لوح فشردة معرفي چند رسانه اي دانشگاه، جشنوارة بزرگ ورزشي از آبان امسال تا شهريور سال بعد (البته حيف شد، ردة استادان و دانشجويان از هم جداست، وگرنه يك روكم كني اساسي از دل آن در مي آمد)، مراسم بزرگداشت چهلمين سال تأسيس در روز 16 اسفند امسال با دعوت از چهل پيش كسوت و مسؤول و استاد برجستة 40 سال گذشته، جشن فارغ التحصيلي دانشگاه در هجدهم اسفند ماه و...
ما اين جشن ها را به فال نيك مي گيريم و فكر مي كنيم اگر بخواهند همة مديران و كارشناساني را كه روزي در سلف سرويس شريف عدس پلو خورده اند، به مراسم دعوت كنند، كار مملكت فشل مي شود. اميدواري مان هم اين است كه تا باشد، از اين جشن ها و فارغ التحصيلي ها و دانشگاه ها باشد. پير شي جوون!
در گوش ما گفت
كنكور سال بعد؛ آش همان، كاسه همان
معاون سازمان سنجش گفت. چي گفت؟ در گوش ما گفت. چي گفت؟ والّا چيز خاصي نگفت، جز اين كه:
اولندش، كنكور سال بعد، مثل كنكور سال قبل خواهد بود: يك مرحله اي، تستي، هشتم تا دهم تيرماه.
دومندش، سؤالات كنكور، از كتاب هاي سالي واحدي است. ليست همة بودونبودهاي منابع هم در سايت سنجش (www.sanjesh.org) هست. برويد بخوانيد.
سومندش، معدل هم فقط براي كساني كه دارند پيش دانشگاهي مي خوانند، به عنوان يك درس عمومي با ضريب دو، با تأثير مثبت، اعمال خواهد شد. لطفا بقيه دلشان را صابون نزنند.
۳/۵ ميليون نفر مصرف مي كنند
ملت خمارند!
اين روزها همه به مرگ مي گيرند كه به تب راضي بشويم. اگر ديده باشيد، وزير كار در همين شماره در مصاحبه اي با خودمان گفته است 5/3 ميليون نفر بيكار داريم. حالا هم دكتر زرين دست (معاون پژوهشي انستيتو تحقيقات اعتياد دانشگاه علوم پزشكي تهران) اعلام كرده: در كشور، 5/3 ميليون نفر مصرف كنندة مواد مخدر هستند. همچنين 5/1 ميليون نفر معتاد وجود دارد. اولا همة اين ها يعني اين كه حداقل 5/3 ميليون نفر ـ كه تو 70 ميليون، رقمي نيست ـ كلا مرخص اند. اين كه واقعا چيزي نيست. چه 5/3 ميليون معتاد، چه 5/3 ميليون بيكار. چه قاتل، چه جاني، چه ايدزي. تازه ممكن است همة اين ها، همان ها باشند. يعني كل اين ها همان 5/3 ميليون نفر بشود كه اين براي ملت اهل حالي مثل ما ماية شرمندگي است و قابل عرض نيست.
از اين حرف ها هم بگذريم، مي رسيم به اين كه فقط 5/1 ميليون از اين ها معتاد هستند. يعني 2 ميليون نفر بقيه، طفلكي ها تازه كارند يا همين طور تفريحي قل قل مي كنند! آن يك ميليون نفر هم كه ديگر طبيعي است. بالاخره هر كشوري بايد بيكار و معتاد داشته باشد. وگرنه زشت است. پشت سرمان حرف درمي آورند. البته جناب زرين دست اضافه هم كرده اند كه: نتايج آزمايش بر روي موش هاي آزمايشگاهي، حاكي از آن است كه بعضي موش ها تمايل بيشتري به مصرف موادمخدر دارند و برخي كمتر؛ كه اين ناشي از نوع ژن اين موجودات است... بعد در ادامه هم فرمودند: اعتياد و ترك آن، به ژن، نوع مادة مخدر، مقدار مصرف، و فاصلة مصرف بستگي دارد. بيشتر هم جوانان عاطفي براي گريز از ناراحتي گرفتار آن مي شوند. از همة اين ها بايد اين دستگيرتان بشود كه اولا بعضي ها اعتياد توي خونشان است و دست خودشان نيست(!) و از هيچ كس حتي دولت هم كاري ساخته نيست. تازه جوان ها به خاطر مشكل عاطفي، اين كار را مي كنند. گناه دارند و بايد هوايشان را داشت.
در نهايت هم اين كه: اي بابا 5/3 ميليون نفر چه ارزشي دارد كه به خاطرش مصاحبه كنيم يا مطلب بنويسيم. مي خواهد بيكار باشد، مي خواهد معتاد. خلاصه به قول سيد تو گوزن ها: نصف ملت، شب ها كه مي يان خونه، فكر مي كنن خسته ان. نه بابا خمارن!
قاضي دادگاه صدام استعفا كرد
رزگار امين از واكنش مردم به نحوة اداره كردن محاكمة صدام توسط وي مأيوس شده است. سياستمداران عراقي و آمريكايي، اين قاضي را متهم كرده اند كه نسبت به ديكتاتور سابق عراق، بسيار نرمخو بوده و اجازه داده كنترل دادگاه را به دست بگيرد. اما منبعي نزديك به دادگاه، به خبرنگار بي. بي. سي در بغداد گفته است كه اين قاضي نه به دليل فشار سياستمداران بلكه به خاطر دلسردي از واكنش عمومي، كنار رفته است. گفته مي شود هنوز استعفاي او پذيرفته نشده و همكارانش مي كوشند او را متقاعد به تجديدنظر كنند. استعفاي وي بايد به تأييد شوراي نخست وزيري و رئيس جمهور عراق و معاونانش برسد. قاضي رزگار امين، رياست دادگاه محاكمة صدام و هفت نفر از رهبران سابق حكومت اش به اتهام كشتار 148 نفر در روستاي دجيل در سال 1982 را برعهده داشت. متهمان، هرگونه دخالت در اين كشتار را انكار كرده اند. قرار است محاكمة صدام از 24 ژانويه از سرگرفته شود.
برگزاري انتخابات در بيت المقدس شرقي
موافقت اسرائيل با شركت اعراب ساكن بيت المقدس شرقي در انتخابات پارلماني فلسطين، علاوه بر هموار كردن راه برگزاري اين انتخابات در 25 ژانويه، معنايي نمادين دارد. طبق پيمان اسلو كه در سپتامبر سال 1993 بين دولت اسحاق رابين، نخست وزير وقت اسرائيل و سازمان آزاديبخش فلسطين امضا شد، اعراب بيت المقدس شرقي از حق شركت در انتخابات پارلماني و انتخابات رياست جمهوري دولت خودگردان فلسطين برخوردارند. ظاهرا طرف اسرائيلي، در آن مذاكرات به شدت تلاش كرد تا در مورد بيت المقدس، امتيازي به طرف فلسطيني ندهد. اما در برابر پافشاري هيأت مذاكره كنندة فلسطيني، سرانجام ناچار شد شركت فلسطينيان شرق بيت المقدس را در انتخابات مربوط به تشكيل نهادهاي دولت خودگردان بپذيرد و تعيين سرنوشت اين شهر را به مذاكرات تعيين وضعيت نهايي سرزمين هاي فلسطيني موكول كند. دولت هاي اسرائيل اعم از چپ و راست، مدعي اند كه بيت المقدس بايد به صورت يكپارچه پايتخت ابدي اسرائيل باشد. اما برگزاري اين انتخابات، نشان از بي معني بودن اين خواسته است.
اولين رئيس جمهور زن در آفريقا سوگند خورد
ايلن جانسون سورليف، رئيس جمهور منتخب ليبريا، به حاميان خود گفته است كه مي خواهد پس از 14 سال جنگ داخلي، اميد را به اين كشور بازگرداند. قرار است لورا بوش، همسر رئيس جمهور آمريكا نيز كه در رأس يك هيأت آمريكايي از آفريقا ديدن مي كند، در مراسم اداي سوگند خانم جانسون سورليف حضور داشته باشد. دو ناو جنگي براي حفاظت از جان هيأت آمريكايي در ساحل كشور ليبريا مستقرند. به مباركي و ميمنت! در شيلي هم كه رئيس جمهور، خانم شد. آلمان هم كه صدراعظم خانم دارد. رئيس جمهور اندونزي، رئيس جمهور فنلاند، وزير خارجة آمريكا، نخست وزير... خلاصه خانم هاي محترم، اين هم از قدرت كه مي خواستيد. حالا ببينيم كه چه گلي به سر ما مي زنيد.