آرش نورآقايي
اگر به قرن ها قبل برگرديم، شترها را مي بينيم كه بارهاي سنگين ابريشم را آهسته از دل كوير و از ميان شهرهاي پرهياهو عبور مي دهند تا آن را از چين به درياي مديترانه برسانند.
در دوران رونق جادة ابريشم، ايران آن قدر اهميت داشته كه زبان ويژة جادة ابريشم از پكن تا ونيز، فارسي بوده. حتي ماركوپولو و ابن بطوطه، جهانگرد مراكشي مجبور شدند فارسي ياد بگيرند. بعضي از شهرها و بناهاي جادة ابريشم، كه در ايران قرار داشته اند را با هم نگاه مي كنيم.
حركت كريستف كلمب به سوي هند از راه اقيانوس اطلس، حركت ماژلان به دور دنيا، درياپيمايي واسكودوگاما و آلبر كرك پرتغالي به دور آفريقا و اقيانوس هند، همه اش به خاطر اين بود كه اروپايي ها مي خواستند با سرچشمه هاي ابريشم و ادويه، تماس مستقيم داشته باشند.
جادة ابريشم از چين شروع مي شده و با گذشتن از مغولستان، تاجيكستان، افغانستان، پاكستان، هند، ايران، عراق، سوريه، تركيه و يونان به ايتاليا مي رسيده است.
بسياري از داستان ها، افسانه ها و اسطوره هاي چيني، با روايت هاي ايراني شباهت عجيبي دارند. شباهت شخصيت هاي شاهنامة فردوسي با شاهنامة فنگ ـ شن ـ ين اي هم باور نكردني است. همة اين تبادل افكار، از طريق جادة ابريشم انجام گرفته.
اسلام توسط ايرانيان به چين راه پيدا كرد و هنوز بعضي از مسلمانان چيني، قسمتي از نماز را به زبان فارسي مي خوانند. دين بودايي به سرزمين ايران رسيد و دين زرتشتي و مانوي به غرب رفت. همة اين ها به خاطر وجود جادة ابريشم بود.
ابريشم در زمان صفويان، مثل نفت برايمان مشكل ساز شد و پاي اروپاييان را به ايران باز كرد.
اهميت ابريشم باعث شد كه درخت توت، مقدس باشد. مي گويند كرم ابريشم، همان كرم داستان حضرت ايوب است.
يونسكو قرار است راه آهن ابريشم را بسازد كه امكان سفر با قطار از چين به اروپا را فراهم مي كند.
جاده ابريشم در ايران
در اين نقشه، قسمتي از جادة ابريشم را مي بينيد كه از ايران مي گذشته. شايد تا به الان فكر مي كرديد كه جادة ابريشم فقط يك مسير بوده. ولي اين طور نيست، بلكه راه هاي اصلي و فرعي زيادي داشته. از شهرهايي كه در مسير جادة ابريشم بودنددو دسته اند: شهرهايي كه به خاطر جادة ابريشم اهميت پيدا كرده اند؛ و شهرهايي كه به خاطر امنيت و اعتباري كه داشتند، جادة ابريشم از آن جاها گذشته
اين يك فانوس نيست
اگر فانوس دريايي، راهنماي كشتي ها و گمشده هاي درياست، منارة خسروگرد هم به مدت 900 سال، راهنماي مسافران كويري و بازرگانان جادة ابريشم بوده.
اين مناره كه در مسير رفت و برگشت سبزوار ـ شاهرود قرار دارد، در قرن ششم هجري ساخته شده. منارة خسروگرد، هم زيباست و هم سالم باقي مانده. اسم شهري كه مناره هم اكنون در آن قرار دارد، خسروگرد بود كه با حملة مغول ها از روي زمين محو شد. بيهق، نام ديگر خسروگرد بوده است و بعدها اسم اين شهر، سبزوار شد
شهر عرفان
كاروان هاي قديم كه از ري به خراسان مي آمدند، پس از عبور از سمنان و دامغان، در مسير جادة ابريشم به بسطام مي رسيدند. از اين جا، يا راه كوير به سوي جنوب را انتخاب مي كردند، يا راه گرگان به سمت شمال را.
اين، عكس مجموعة مقبرة بايزيد بسطامي است كه در حدود
10 كيلومتري شاهرود، در روستايي به نام بسطام قرار دارد. مي گويند در قلب جنگل هاي شمالي بنگلادش هم مقبره اي هست كه به مقبرة بايزيد بسطامي معروف است. شايد شناخته شده بودن بايزيد بسطامي در بنگلادش هم به خاطر جادة ابريشم باشد
راه كرمانشاه
جادة شاهي هخامنشيان، جادة ابريشم قديم و جادة عتبات عاليات كنوني، همه از كرمانشاه مي گذرد. كرمانشاه محلي بود كه كالاهاي شوش و بين النهرين در آن جا داد و ستد مي شد.در اين عكس، سنگ هاي جادة شاهي را مي بينيد كه در زمان هخامنشيان احداث شده. در 2500 سال پيش جادة شاهي به طول 500 كيلومتر، بزرگ ترين راه جهان بوده و تمام راه، سنگفرش شده. جادة ابريشم در مسير كرمانشاه از همين جاده مي گذرد
خدايخانه
دامغان پايتخت اشكانيان بود. پس عجيب نيست كه در مسير جادة ابريشم قرار گرفته. چون جادة ابريشم در زمان اشكانيان هم پررونق بود.واژة خدايخانه يا تاريكخانه، ما را به ياد دوران قبل از اسلام مي اندازد. واژة دامغان ، يعني ده مغان . يعني روحانيون زرتشتي، آن را آباد كرده اند.
اين خدايخانه كه امروزه به عنوان مسجد از آن استفاده مي شود، به سبك چهار ايواني و تقليدي از بناهاي دورة ساساني است كه در نيمة قرن دوم هجري ساخته شده. باستان شناسان، اين مسجد را حلقة پيوند ميان معماري اسلامي و ساساني مي دانند. اين مسجد، پس از مسجد جامع فهرج، يكي از قديمي ترين مساجد ايران است
سه راهي جاده ابريشم
ري و ورامين، سه راهي جادة ابريشم بودند. راهي كه از دامغان و سمنان به اين جا مي رسيد، يا بايد از راه كرج و قزوين به تبريز مي رفت، يا از طرف ساوه به همدان و كرمانشاه و بغداد. وقتي مغول ها ري را ويران كردند، ورامين به عنوان پايتخت مذهبي انتخاب شد.
اين، برج علاءالدين است؛ نزديك مسجد جامع ورامين. حدود 700سال قدمت دارد. خوب نگاه كنيد! مثل چادري است كه بر روي زمين افراشته شده. اين، سبك معماري سلجوقي هاست.
اين بنا شبيه گورهاي سلطنتي است. آن موقع، فكر مي كردند اگر مقبره به اين شكل باشد، از تخريب جسد جلوگيري مي شود. در اين مقبره ها، جسد را دفن نمي كردند، بلكه در سردابة داخل آن نگهداري مي كردند. علاءالدوله، صاحب بقعه كه نسب او به امام سجاد مي رسد، در چهارم صفر سال 675 هجري فوت شد
يهوديان در مسير جاده ابريشم
هگمتانه يا همدان، مركز تقاطع راه ها بود. همدان از طرفي به تيسفون (شهري در نزديكي بغداد) متصل مي شد و از طرف ديگر به مرو و سمرقند. اين شهر در زمان مادها پايتخت بود.
اين مقبره، مهم ترين مقبرة يهوديان در ايران است و يهوديان از همه جاي دنيا براي زيارت به اين جا مي آيند. ساختمان مقبرة استر و مردخاي در همدان به سبك اسلامي ساخته شده.
استر يا همان ستاره، ملكة خشايارشا بود و مردخاي، دايي او. استر و مردخاي با نفوذ در دربار هخامنشيان، حامي يهوديان زمان خويش بودند.
مقبرة استر و مرد خاي، به رسم يهودي ها، روزهاي شنبه تعطيل است
پير علمدار
مهم ترين شهر در مسير جادة ابريشم، در زمان قبل از اسلام، دامغان بود. در دامغان، برج ها و قلعه هايي وجود داشت كه از آن ها براي نگهباني راه هاي تجاري استفاده مي شد. در محلة خورياي دامغان، نزديك مسجد جامع، برجي وجود دارد كه ارتفاع اش به 13 متر مي رسد. قبلا ايواني داشت كه الان اثري از آن نيست.اين ساختمان، مقبرة محمدبن ابراهيم، پدر ابوحرب بختيار است و به پيرعلمدار مشهور است