- هفته نامه فرهنگي - اجتماعي -جوانان‎/شماره۵۴ - شنبه ۱ بهمن ۱۳۸۴ - - Jan 21, 2006
docharkhe
دعوت به مراسم گردن زني
محمدرضا كاتب در سومين رمانش توانسته به نقطه تعادلي بين ارزش داستاني هيس و فرم گرايي پستي برسد
023835.jpg
طرح : محمدرضا دوست محمدي
در اين رمان برعكس كتاب هاي هيس و هستي تم اصلي و محوري داستان خود خشونت است

احسان رضايي
سليقه چيز مهمي است، به خصوص در ادبيات. معيارهاي فني و تكنيكي هر چقدر هم كه دقيق باشند، باز ملاك سليقه، جدي ترين ملاك است. نشانه اش هم همين كه در داوري  ها و جوايز مختلف ادبي، كارهاي مختلفي به عنوان اثر برگزيده يا تحسين شده معرفي مي شوند. شايد بهترين روش براي شناخت يك اثر خوب، مراجعه به اين نتايج متفاوت و انتخاب اثري است كه از سوي چند سليقة مختلف انتخاب شده باشد. وقت تقصير ، رمان جديد محمدرضا كاتب از تحسين شده ترين كارهاي امسال بود. وقت تقصير بعد از تحسين شدن در جوايز گلشيري و منتقدان مطبوعات، به عنوان رمان برگزيدة جايزه يلدا هم انتخاب شد.

سيماي مرد هنرمند در جواني
محمدرضا كاتب، پسر بااستعداد ادبيات دهه هفتاد است. او متولد 1345 است. كار نويسندگي را خيلي زود و در سنين نوجواني آغاز كرد. اولين كارهايش در كيهان بچه ها منتشر شد و نخستين كتاب هايش طنز بودند. مانند اكثر نويسندگان بعد از انقلاب تربيت كارگاهي دارد. او نخستين آثار خود را در جمع داستان نويسان مسجد جوادالائمه (ع) نوشت و از جوان ترين اعضاي اين حلقة موسوم به نويسندگان انقلابي به حساب مي آيد. در دانشكدة صدا و سيما تحصيل كرده است. كتاب زياد مي خواند و برخلاف داستان هاي جديدش خودش آدم بسيار شوخ طبع و خوشرويي است. معمولا لبخند به لب دارد. از مصاحبه گريزان است و آن طور كه دوستانش مي گويند در مواجهه با رسانه ها خيلي خجالتي مي شود. تربيت كارگاهي اش باعث شده كه به  راحتي تن به چاپ كتاب ندهد. با اين حال، از اكثر همدوره هايش پركارتر است. فقط در دهة 60 ، نه كتاب منتشر كرد. موضوع اصلي كتاب ها، جنگ و مخاطب عمدة آن ها كودكان بودند. كتاب هاي بعدي اش دست ها پشت گردن ، فقط به زمين نگاه كن (منتخب دومين دورة كتاب سال دفاع مقدس در سال 73)، يك حرف قشنگ تر بزن و دوشنبه هاي آبي ماه بود. اين آخري، سكويي بود براي نگارش رمان تحسين  شدة هيس در سال 78 (كه جايزة برترين رمان سال منتقدان و نويسندگان مطبوعات را برد).
كاتب نويسندة گوشه گيري است. خيلي در محافل و جمع هاي ادبي ديده نمي شود. و در پاسخ به خبرنگاران، هميشه يك جمله را تكرار مي كند: مشغول چكش كاري رمان جديدي هستم. كاتب علاوه بر نويسندگي، فيلم مستند هم مي سازد. فيلم نامه هم مي نويسد. معروف ترين كار سينمايي او، همكاري با بهمن قبادي در نگارش فيلم نامة لاك پشت ها پرواز مي كنند است. شخصيت سَتِلايت در اين فيلم كار اوست. در جشنوارة فيلم كودك امسال هم از فيلم نامة فيلم سرخي سيب كال كه كار مشترك كاتب و محمدعلي طالبي است، تقدير شد.
آرامش در حضور ديگران
با انتشار رمان هيس و بعد از آن پستي ، كاتب گرايش خود به ادبيات مدرن و تسلط خود بر اين فرم را به نمايش گذاشت. با اين رمان ها چهرة واقعي محمدرضا كاتب در حوزة ادبيات داستاني مشخص شد. او نويسنده اي است كه با روايت پيچيده و به شدت خشن، تصويري صريح از انسان امروز را به نمايش مي گذارد. به همين دليل است كه رمان هاي كاتب خواننده را شوكه مي كند. هيس درباره هوس است و پستي درباره تضادهاي وجود آدمي. كاتب در پستي فرم روايتش را گسترش مي دهد و با چند داستان پراكنده كه به نحوي به هم مرتبط مي شوند، آن خط اصلي داستاني هيس را كنار مي گذارد و مدرن ترين كار داستاني ادبيات ايران را تجربه مي كند. كارهاي كاتب كه در مدرن بودن هيچ كم از آثار مارگرت دوراس و آلن رب گريه ندارد، در تلخي و تيرگي يادآور ادبيات آمريكاي لاتين است. او در پستي جامعه و انسان هايي را به تصوير مي كشد كه از خشونت ابايي ندارند و به مردن و يا كشته شدن خيلي فكر مي كنند. البته نداشتن خط مستقيم داستاني باعث شد كه اين رمان چندان با استقبال مواجه نشود. كاتب در سومين رمانش اما توانست به نقطة تعادلي بين موضوع واحد داستاني هيس و فرم گرايي پستي برسد. در اين رمان برعكس پستي ، ما با موضوع داستاني روبه رو هستيم، يعني تم اصلي و محوري داستان، خود را به كليت اثر تحميل مي كند. تم اصلي اين داستان، اين بار خود خشونت است.

من مرگ را سرودي كردم
داستان وقت تقصير (برخلاف هيس و پستي ) در سال هايي دورتر مي گذرد و آدم ها تا حدودي ته رنگ تاريخي دارند. در زماني نه چندان دور (كه به عهد ناصري مي خورد) در شهري بي دركجا، كارگزاران حكومتي، شكنجه و اعدام متهمان را به موضوعي براي معامله تبديل كرده اند. آن ها محكومان را از دولت مي خرند و برايشان قيمت تعيين مي كنند. در رقابت خانواده هاي متهم و شاكي، مأموران درخواست هر طرفي را كه پول بيشتري بپردازد، قبول مي كنند. شاكيان پول مي دهند تا متهم فجيع تر و زجرآورتر به قتل برسد و خانوادة متهمان هم پول مي دهند تا يا آزادي متهم را بخرند يا اين كه حداقل سريع تر كشته شود و كمتر زجر بكشد. اين روند با وضعيت مردي به نام ابرو گره مي خورد كه به جرم ياغي گري و خروج عليه حكومت دستگير شده و حالا منتظر نحوة مردن خود است. او هيچ حرفي نمي زند و روزگارش را به انتظار چگونه مردن و چطور زجر كشيدن خود مي گــذراند. رفــتار سايــر شخصيت  هاي داستان هم حول زجر و مرگ او تعريف مي شود. خانواده اش به دنبال رهايي او هستند، شاكي ها به دنبال بيشتر زجر كشيدنش، و مأموران هم مدام در اين فكرند كه بيشتر بازارگرمي كنند. از نظر زماني داستان تنها در چند روز اتفاق مي افتد، اما خرده  روايت هاي فراوان و حاشيه هاي متعدد كتاب كه به گذشته و آيندة شخصيت ها مي پردازد، آن را به اثري چندلايه و پيچيده تبديل كرده است. كاتب در اين اثر سعي در شكافتن روحيات و خلقيات افراد مختلف در مواجهه با خشونت، آن هم اصلي ترين جلوة خشونت يعني مرگ، دارد. در وقت تقصير حداقل چهار مرگ فجيع توصيف شده ولي مهم تر از خود اتفاق، واكنش آدم هاي حاضر در صحنه، نسبت به اين اتفاق است. اين رمان، هر چند فضايي كاملا ايراني دارد، ولي در خشونت و سردي هيچ كم از كارهاي  آمريكاي لاتين ندارد.

حرف هاي نويسنده درباره وقت تقصير
نگاه نو و ابزار كهنه
023838.jpg
گفت وگو با محمدرضا كاتب كار سختي است. ما بعد از واسطه كردن چند نفر هم، نتوانستيم موافقتش را براي يك مصاحب? كوچك بگيريم. كساني هم كه از او گفت وگو گرفته اند، حتي دوستانش، همه از سختي اين كار مي گويند و اين كه او فقط به صورت كتبي به سؤالات پاسخ مي دهد. كاتب حتي شبي كه براي گرفتن جايزة يك ميليون توماني يلدا بالاي سن رفت، جز تشكر چيزي نگفت. چيزهايي را كه اين جا مي خوانيد از گشتن بين خبرهاي فراوان و نيز يك مصاحبه كه دو ماه پيش كرده است، برداشته ايم.
وقت تقصير يك رمان فلسفي و تاريخي است. در اين رمان، گذشت? ما نقد و بررسي مي شود. اين نقد اما وجة سياسي ندارد. دردي تاريخي در اين رمان بيان مي شود.
به اين خاطر اسم رمان را گذاشته ام وقت تقصير ، كه مفاهيمي در دل اين داستان حضور دارد كه اين اسم به آن مفاهيم ربط دارد. برخي از داستان ها، اسمشان را از مفاهيم شان مي گيرند.
آدم داستان ما، اصلا گم شده است. نمي داند كه در كجا زندگي مي كند و در چه زماني. پيرنگ داستان مرتب تغيير مي كند. نمي شود خط داستاني خاصي براي آن قائل شد؛ اين رمان انرژي و وقت زيادي از من گرفت، حداقل دو سال.
در داستان كلاسيك، نويسنده به يك نكته اي اشاره مي كرد، و مخاطب آن نكته را با برداشت هاي متفاوت مي توانست براي خودش داشته باشد. ولي در رمان تازه، نويسنده جوري ساختار رمان را پي ريزي مي كند، كه هر مخاطبي ساختار رمان را يك جور بتواند پي ريزي كند و به داستاني تازه برسد و شخصيتش را داراي ابعاد مختلفي ببيند. وقتي ده نفر از يك راه حركت مي كنند، به ده مقصد مختلف مي رسند.
وقت تقصير يك داستان كاملا ايراني است و روايتش هم يك نوع روايت ايراني است، ايراني ناب؛ و وابسته به ادبيات كهن مان، به شهرزاد. داستان دارد در دل تاريخ اتفاق مي افتد. نگاه نو است به ابزاري كه قبلا در ادبيات كهن ما بوده.

راهنماي كاربردي خواندن رمان هاي محمدرضا كاتب
هفت گانه كاتب
۱ - شخصيت ها
رمان هاي كاتب، كارهايي مدرن هستند. پس نبايد توقع داشت كه شخصيت هاي داستان هاي او مثل شخصيت هاي آثار كلاسيك باشند. اين كه شخصيت معرفي بشود، گسترش پيدا بكند و به سرانجامي برسد، مال كارهاي كلاسيك است. در ادبيات مدرن، كه يكي از نمونه هاي ايراني اش، محمدرضا كاتب است، شخصيت ها عينا مانند شخصيت هاي معمولي دور و برمان هستند: سرگردان و پا در هوا. شايد به هيچ سرانجامي هم نرسند. بيخود بهانه نگيريد.
۲ - خط داستاني
در دو رمان آخر كاتب، زمان ها حسابي به هم ريخته اند. (شخصيت هاي وقت تقصير خودشان بارها به اين موضوع اشاره مي كنند.) ممكن است بعد از روايت زمان حال، يك دفعه به زمان گذشته يا آينده برويم. پس مي توانيد كتاب هاي كاتب را فال فال و از وسط يا آخر هم بخوانيد. اما اين كار را حداقل قبل از خواندن۵۰صفحة اول داستان نكنيد.
۳ - ديالوگ
گفت وگو در داستان هاي كاتب نقش اساسي دارد. گاهي چند صفحة پياپي داستان فقط ديالوگ است. اين ديالوگ ها شامل گفت وگوهاي ذهني شخصيت ها با خودشان هم مي شود و خواننده گاهي فاصلة ميان ديالوگ هاي عيني و ذهني را متوجه نمي شود. به جاي گشتن به دنبال نوع گفت وگو، حواستان به گوينده باشد.
۴ - خشونت
داستان هاي كاتب خيلي خشن است. و اصلا موضوع اين رمان آخري، وقت تقصير تماما خشونت است. در اين كتاب با انواع و اقسام روش هاي شكنجه در قديم آشنا مي شويد. خواندن آن را در شب و وقت تنهايي توصيه نمي كنيم.
۵ -طنز
محمدرضا كاتب از اول با طنز شروع كرد. خودش هم آدم شاداب و شوخ طبعي است، اما طنز آثارش، هرچه جلوتر مي آييم، تلخ تر مي شود. طنزي مثل كاريكاتورهاي سياه براد هلند. لازم نيست به زور بخنديد.
۶ -عدم قطعيت
اگر بخواهيم يك (فقط يك) ويژگي براي كاتب و داستان هايش در نظر بگيريم، آن يك ويژگي عدم قطعيت است. وقتي كاتب مي خوانيد، هيچ وقت مطمئن نباشيد قضاوتتان دربارة اتفاق يا شخصيتي كامل شده است. ممكن است در صفح? بعد يا صد صفحة بعد يكباره همه چيز به هم بريزد و شما مجبور به تجديدنظر در قضاوتتان بشويد. پس صبر داشته باشيد.
۷ -پاورقي
كاتب اگر خالق پاورقي نباشد، بدون ترديد گسترش دهندة صنعت پاورقي است. او در كتاب هايش چنان هنرمندانه داستان را در پاورقي ها و پاورقي ها را در داستان دنبال مي كند و آن قدر هوشمندانه فضاي داستان را با پاورقي ها و پاورقي ها را در متن داستان تكميل مي كند كه نمي شود حتي از يك پاورقي و حاشيه هم گذشت. حواستان باشد.

اگر مي خواهيد بخوانيد
جوايز ادبي امسال هم عمدتا مربوط به بخش خصوصي بود و اگر جايزة كتاب سال، برگزيده اي در بخش ادبيات نداشته باشد، مي شود فهرست آثار برگزيدة ادبي امسال را همين ها دانست.
آثار برگزيده آثار تقدير شده
دفاع مقدس
رمان:
اشكانه (ابراهيم حسن بيگي)
داستان كوتاه:
جاي خالي آفتابگردان ها (راضيه تجار)
قلم زرين
شعر:
براي صحبت سيبي كه سرخ بود و حسود
(هرمز فرهادي بابادي)
پرسه در سپهر (حميدرضا حامدي)
چين كلاغ (مرتضي اميري اسفندقه)
زير نقره واژگون (خسرو احتشامي)
يك بغل غزل (محمدعلي مجاهدي)
داستان كوتاه:
من داناي كل هستم (مصطفي مستور)
گلشيري
داستان كوتاه:
انجيرهاي سرخ  مزار (محمدحسين محمدي)
با گارد باز (حسين سناپور)
بگذريم (بهناز علي پور گسكري)
تنها كه مي مانم (شهلا پروين روح)
سپيدرود زير سي وسه  پل (كيهان خانجاني)
عاشقيت در پاورقي (مهسا محب علي)
مكث آخر (يونس تراكمه)
من قاتل پسرتان هستم (احمد دهقان)
هتل ماركوپولو (خسرو دوامي)
يكي از همين روزها ماريا (محمد حسيني)
رمان:
آبي تر از گناه (محمد حسيني)
آداب بي قراري (يعقوب يادعلي)
خورشيد (محمدرحيم اخوت)
رنگ كلاغ (فرهاد بردبار)
صداهاي سوخته (سعيد عباسپور)
كيمياخاتون (سعيده قدس)
ما اين جا هستيم (به روژ ئاكره يي)
مرده اي كه حالش خوب است (احمد آرام)
ماهي ها در شب مي خوابند (سودابه اشرفي)
وقت تقصير (محمدرضا كاتب)
منتقدان مطبوعات
آداب بي قراري (يعقوب يادعلي)
استخوان خوك و دست جذامي (مصطفي مستور)
شالي به درازاي جاده ابريشم (مهستي شاهرخي)
عاشقيت در پاورقي (مهسا محب علي)
ما اين جا هستيم (به روژ ئاكره يي)
ماهي ها در شب مي خوابند (سودابه اشرفي)
مرده اي كه حالش خوب است (احمد آرام)
مكث آخر (يونس تراكمه)
من قاتل پسرتان هستم (احمد دهقان)
نقطه گريز (فرزانه كرم پور)
وقت تقصير (محمدرضا كاتب)
هتل ماركوپولو (خسرو دوامي)
مهرگان (پكا)
رمان:
آبي تر از گناه (محمد حسيني)
كيمياخاتون (سعيده قدس)
ماهي ها در شب مي خوابند (سودابه اشرفي)
داستان كوتاه:
انجيرهاي سرخ مزار (محمدحسين محمدي)
بگذريم (بهناز علي پور گسكري)
پايان درخت سيب (نوشين سالاري)
سپيدرود زير سي و سه پل (كيهان خانجاني)
هتل ماركوپولو (خسرو دوامي)
يلدا
آداب بي قراري (يعقوب يادعلي)
بگذريم (بهناز علي پور گسكري)
وقت تقصير (محمدرضا كاتب)

فهرست
نامه به سردبير
نامه ها‎/ فهرست
سينما تلويزيون
كي زبان برره اي را در وكرده؟
بالاخره شروع شد
رويدادهفته
گوي طلايي تمشك طلايي
ورزشي
عواقب آويزون بازي
رسيدگي مي كنيم
رويدادهفته
يادتان بخير دست هاي سحرآميز
لبخند مي زد و ما را به بهشت مي برد
هفت روزي كه او را اسطوره كرد
توي ترافيك تهران كيف مي كنم!
داستان از يك جايي آب مي خورد
پنج سال پيش يك روز سرد
محبوب العلما!
تورجام جهاني منتظر ماهي هاي درشت!
اگر مسافران ايراني از آلمان برنگردند
سفر بي بازگشت به ژاپن
ارائه خدمات اجباري و رسوايي در پاراگوئه
اجتماعي
بهترين سپاس در مقابل يك نعمت، بخشش آن است
زندگي
شما بايد جواب بدهيد
جاده هاي ركورددار
رويدادهفته
سينما
آقاي جشنواره با استعداد
مردي كه جشنواره نمي  دانست
ستارة امسال كيست؟
شهر فرنگ
هفت فرمان تئاتري
سال غايبان
ببخشيـد،ديگر از شما بدم نمي آيد
كدام نمايش ها را ببينيم؟
دانش
مأموران ما در مريخ
تنها اميد ايران، جوانان آن هستند
روزها
تركيبي از شور و خويشتن داري
خواهرمرگ دختر آفتاب
توريست ها مي روند در تاج محل مي ميرند
رويدادها
هنر روز
يك فانوس دريايي در دل كوير
|  فهرست  |  سينما تلويزيون  |  ورزشي  |  اجتماعي  |  زندگي  |  دانش  |  سينما  |  روزها  |
|  هنر روز  |  شناسنامه  |  ادبيات  |  مهمان هفته  |  راهنما  |  سبك زندگي  |  گفت و گو  |  گزارش  |
|   نيم رخ ، تمام رخ  |  يادداشت  |  گالري  |
|   صفحه اول   |   آرشيو   |   چاپ صفحه   |