- هفته نامه فرهنگي - اجتماعي -جوانان‎/شماره۵۳ - شنبه ۲۴ دي ۱۳۸۴ - - Jan 14, 2006
docharkhe
مورينيو هم فيلم مي شود
023238.jpg
براي اين كه خداي نكرده مجلة ما در اين شماره بي مورينيو نماند و خانم جعفريان عاقمان نكند، هر طور شده، از لاي خبرها يكي ديگر را انتخاب كرديم تا ژوزة خون دوستان و خوانندگان عزيز، پايين نيايد. سوژه هم بس كه تاپ بود، چند شبانه روز بين گروه ورزشي و سينمايي درگيري وجود داشت. انواع و اقسام نبردها مانند كشتي، كشتي كچ، كيك بوكسينگ، فول كنتاكت، جوجيتسو و غيره انجام شد تا سرانجام ما به دليل قدرت بدني بالاتر و ورزشي بودن، پيروز شديم و قرار شد اين خبر توي صفحة ما كار شود.
ماجرا از اين قرار است كه صحبت هايي انجام شده تا يك فيلم سينمايي دربارة آق مورينيو ساخته شود. فيلم به دورة درخشان حضور ژوزه در پرتغال اختصاص دارد. البته ژوز ـ ديگر پسرخاله شده ايم بس كه راجع به اش نوشته ايم. با مخفف اسم كوچك صدايش مي كنيم ـ همان طور كه حالا در چلسي موفق است، در ليسبون هم با پورتو موفقيت هاي زيادي داشته. نكتة جذاب قضيه هم اسم اكتوري است كه قرار است نقش ژوز را بازي كند. اين هنرپيشة خوشبخت، كسي نيست جز جورج كلوني محبوب. ما هم قبلا اشاراتي كرده بوديم كه او از خوش تيپي، دست كمي از ژوز ندارد. گويا اخيرا سردمداران هاليوود هم بالاخره تحت تأثير همين حرف هاي ما قرار گرفته اند و قرار است نقش را به جورج بدهند. البته ژوز دربارة جورج گفته خيلي خوشحال است كه او نقشش را بازي مي كند، چون كه هنرپيشه اي خلاق است. بعد هم اضافه كرده كه همسرم هم از طرفداران اوست و شنيدن نام او خانم را به وجد مي آورد! بلانسبت ما و شما.

چشم ندارم ببينمت
023271.jpg
حالا ما اگر اين حرف را بزنيم، دوباره براي صفحة خوانندگان، انبوهي از نامه ها ارسال مي شود كه اين سيامك رحماني با خانم ها بد است و چرا هي حرف هاي آنتي فمينيستي مي زند. اگر بگوييم، خانم ها اعصابشان خرد مي شود. آن وقت، خداي نكرده شروع مي كنند به غرغر كردن و جيغ و داد كردن؛ يعني كارهايي كه اصلا خوششان نمي آيد و در عمرشان هم هيچ وقت، آن را در دستور كار خود قرار نداده اند! بنابراين، ما اين حرف را نمي زنيم و آن يكي حرف را مي زنيم و مي گوييم كه بيچاره خانم ها؛ اسمشان بد در رفته است.
نمونه اش همين باشگاه استقلال است. ببينيد حالا پرسپوليس در اوج فلاكت و در به دري، با آن وضعيت مربيگري و سلطنت (!)، با آن وضعي كه توي جدول ليگ برتر دارند، حالا تقي به توقي خورده و يك بازي با بايرن مونيخ جور كرده اند كه دل هوادارانشان خوش باشد و يك چند صد نفري را از بازيكنان تاريخ باشگاه، از زمان جعفر كاشاني تا امروز تجليل كنند و مراسم خداحافظي شان را برگزار كنند.
استقلالي ها چشم ديدن همين را هم ندارند. زود راه افتاده اند رفته اند با اشتوتگارت بازي انداخته اند تا يك وقت از قافله عقب نمانند. تا توي درو همسايه تحقير نشوند. آن وقت، اين كار اسمش چيست؟
آن وقت مي گويند چشم و همچشمي، مختص تيم هاي بانوانان است.
نه خير. اصلا از اين به بعد، اين اصطلاح خاله زنكي را هم عوض كنيم. بايد بگذاريم عمو مردكي، يا مثلا آق دايي جون. اين طوري بهتر هم هست. خيال همه مان هم راحت مي شود. مگر نه؟

رويدادهفته
023256.jpg
اسم گلر هاي جام جهاني رو شد
دروازه باني تعطيل

اين كه آقاي فخرالدين بگوويچ به عنوان يكي از شصت مربي كنوني تيم ملي، در اقدامي افشاگرانه، نام دروازه بانان ايران در جام جهاني را اعلام كرد، كاري بسيار مثبت و سازنده بود. ما در اين جا فقط به برشمردن چند تا از امتيازات هاي آن بسنده مي كنيم و مي گذريم.
۱ـ اين افشاگري، مشت محكمي بود بر دهان كساني كه مي گفتند آق بگوويچ در تيم ملي نقش بلغور در سالاد را ايفا مي كند. ايشان نشان دادند كه برخلاف شايعاتي كه معاندين از خودشان پراكنده مي كنند، حرف اول و آخر در تيم ملي را ايشان مي زنند؛ حداقل براي درون دروازه. اين حرف ها هم كه مي گويند ايشان لوك خوش شانس برانكو هستند و غيره هم از بيخ و بن دروغ است.
۲ـ به اين ترتيب، طالب لو، واعظي و ميرزاپور كه آقاي بگوويچ گفته اند دروازه بان هاي تيم ملي در آلمان خواهند بود، مي توانند به جاي تمرين كردن و مسابقه و كارهاي خسته كننده اي از اين قبيل، استراحت كنند و خود را براي مسابقات سخت آلمان لاي پرقو بخوابانند تا خداي نكرده مصدوم نشوند.
۳ـ بقية دروازه بانان هاي ليگ هم كه تكليفشان روشن شده، مي توانند به جاي اين كه خودشان را بكشند و هي شيرجه بزنند، با متانت بيشتري دروازه باني كنند تا خداي نكرده زخمي نشوند. اين طوري، بازي ها هم پرگل تر خواهد شد و بر هيجان مسابقات هم افزوده تر خواهد شد.
۴ـ و موارد ديگر.
023268.jpg
لوتارماتئوس در راه پرسپوليس؟
گُندگي بيشتر از اين نمي شه

در رابطه با راستاي اين كه(!) لوتار ماتئوس براي چندمين بار به عنوان يكي از كانديداهاي پست مربيگري پرسپوليس مطرح شده، و در راستاي اين كه لوتارخان هنوز جواب درست و حسابي به آقاي ممد حسن انصاري فرد مديرعامل پرسپوليس نداده اند، و در رابطه با اين كه آقاي ماتئوس قبلا سرمربي پرسپوليس بلگراد بوده اند و بعدا با تيم ملي مجارستان به جام جهاني راه پيدا نكرده اند، ما پيشا پيش، اين اتفاق ميمون را تبريك عرض مي كنيم. اميدواريم بازيكنان پرسپوليس با آمدن لوتارخان، دست از بي معرفت بازي بردارند و بالاخره پس از چند سال، بازي خودشان را بكنند.
در عين حال و وسط اين ماجراها البته دانستن نظر سلطان هم جالب است. ايشان كه پيش از اين اعلام كرده بودند براي پرسپوليس فقط بايد مربي بزرگ بياورند، تا امروز نگفته اند كه لوتارخان وضعيت شان از نظر گُندگي چطور است. يعني بالاخره به اندازة كافي، گنده هستند يا ممكن است بعد از چند وقت، معلوم شود كه از گندگي لازم برخوردار نبوده اند و در اتوشويي كار مي كردند؛ يا در كارخانة خيارشور سازي، در شيشه هاي خيارشور را سفت مي كرده اند.بالاخره مي گويند جنگ اول از دعواي آخر خيلي خيلي بهتر است. اين را هم اگر بگويند، ما هم تكليفمان را بهتر مي دانيم.
023250.jpg
كاسانو به رئال رفت
اين كارا فايده نداره

در چند هفتة اخير، به مقدار مكفي، نامه از طرفداران بارسا و ديگر دوستداران فهيم(!) فوتبال داشتيم كه ما را به فوتبال نداني متهم كرده بودند و گمان مي كردند كه خداي نكرده ما طرفدار رئال هستيم. اين عده حتي كار را تا جايي پيش برده بودند كه اين سؤال را مطرح كرده بودند كه ما به عنوان مسؤول اول صفحات ورزشي اين مجلة فخيمه، آيا يك عكس با شورت ورزشي دارا مي باشيم يا خير. بايد به اطلاع اين عزيزان برسانيم كه خوشبختانه آفتاب براي هميشه زير ابر نمي ماند. بالاخره معلوم شد كه ما آن طوري كه دوستان فكر مي كردند نيستيم. اين هم وقتي معلوم شد كه كاسانو مهاجم بداخلاق و ضد ارزشي رم به عنوان يك مثلا كهكشاني ديگر به تيم مثلا رئال مادريد پيوست اين نقل و انتقال ثابت كرد كه نظرات ما دربارة بي اعتبار بودن شعارهاي رئال مادريد و عظمت و شكوه بارسلونا، كاملا درست بوده است. چرا كه مطمئنا باشگاه ارزشمندي چون بارسلونا هيچ گاه جايگاه بازيكن نماهايي از قبيل كاسانو نبوده و نخواهد بود!
البته كاسانو ادعا كرده كه پس از پيوستن به رئال، آن ماجراها و حاشيه هاي سابق را به دست فراموشي خواهد سپرد و با پيروي از بازيكنان با اخلاق ايراني ثابت خواهد كرد كه منتقدانش اشتباه مي كنند. اما ما هم در اين جا اعلام مي كنيم كه زهي خيال باطل. حالا ما مي نشينيم و تماشا مي كنيم كه رئال و كاسانو چه گلي بر سر يكديگر و چه گلي بر دروازة حريفان مي زنند. تا سيه روي شود هر كه در او غش باشد! كلا!
023226.jpg
چه كسي از شكست نفرت دارد؟
عاشقم باش

دليل تساوي هاي مكرر تيم ملي فوتبال، روشن شد. برانكو ايوانكوويچ، سرمربي نامدار تيم ملي فوتبال كه براي رفع خستگي و تمدد اعصاب و روان و عضلات به كرواسي سفر كرده بود و قرار بود در روزهاي گذشته براي گذران تعطيلات عيد قربان و اين ها به تهران برگردد، دليل اين تساوي ها را فاش كرد. برانكو در گفت وگو با نشريه بيلد آلمان، پس از كلي تعريف و تمجيد از تيمش و گفتن اين كه ايران به دور دوم جام جهاني مي رسد و پرتغال و مكزيك و آنگولا سوسك هستند، گفته است مربيگري در ايران، كار خيلي هيجان انگيز و سخت و عجيبي است. او گفته مردم ايران خيلي فوتبال دوست هستند و از شكست هم متنفرند!
پس حالا معلوم مي شود چرا برانكو تيمش را 6 ـ 3 ـ 1 يا 5 ـ 5 ـ صفر مي چيند و هر چي مدافع مي تواند، مي ريزد توي زمين تا نبازد ـ اگر چه اخيرا باز هم مي بازد ـ خب براي اين كه مردم ايران از شكست متنفرند. حالا اگر شما مي توانستيد به برانكو ثابت كنيد كه از تساوي هم مثل شكست، نفرت داريد، او تيمش را هجومي مي كرد و همة تيم ها را مي برد عين هلو.
اگر فكر مي كنيد تا اين جاي كار، در تفهيم سليقه تان به سرمربي تيم ملي، موفق عمل نكرده ايد و اين وسط، سوء تفاهمي وجود دارد، بهتر است بجنبيد كه غفلت، موجب پشيماني است.
023253.jpg
آن ها به همه چيز نظارت مي كنند
فوتبال با طعم تند خردل

ما فكر مي كنيم علاقة وكلاي مردم به ورزش و به ويژه فوتبال، دارد كار را به جاهاي باريك مي كشاند. آخرش ممكن است باعث ماجراهايي شود كه ديگر نشود جمعش كرد. البته دفعات اول، موضوع كمي معقول تر بود. مثلا سر دعواي نفت با راه آهن، نمايندگان دو باشگاه و مديران فدراسيون رفتند آن جا و كلي جنگ و مرافعه كردند. آخرش هم دوستان مجلسي، حق را به نفت دادند و هيچي به هيچي. دفعة بعد هم ماجراي پرسپوليس و استقلال بود كه رفتند نشستند و گفتند ما پول مي خواهيم. نمايندگان مجلس هم گفتند باشد ! و آخرين بار هم سر ماجراي تيم ملي و برانكو و اين ها بود كه شيخ محمد دادكان و ديگر دوستان، رفتند مجلس و توضيح دادند كه برانكو خوب است و گوگور است و نماينده هاي مجلس هم گفتند بيشتر بايد تعويض كند و اين كه ما گل مي خوايم !
اما آخرين مورد، نامة بعضي از دوستان نماينده به رئيس سازمان تربيت بدني است كه در آن متذكر شده اند تيم ملي بايد سرمربي ايراني داشته باشد . حالا اين كه دليل اين پيشنهاد يا توصيه، چي بوده و اين كه آقاي علي آبادي چقدر براي اين حرف ها تره خرد مي كند، بماند. ما مي خواستيم بگوييم با دوستان يك صحبتي بشود، بلكه فتيله را پايين بكشند. اگر داستان، همين طور ادامه پيدا كند، پس فردا مي بينيد نمايندگان مجلس به ناصر ابراهيمي تذكر مي دهند كه اين قدر لب خط نرود يا به امير قلعه نويي، نامه مي نويسند كه از ميثم بائو بيشتر در تركيب استفاده كند. يك هفته هم بگذرد، مي بينيد طرحي مطرح مي شود كه به جاي ساندويچ مارتادلا در استاديوم ژامبون بفروشند و خيار شورش را هم بيشتر كنند، گوجه فرنگي را هم از شب قبل لاي ساندويچ نگذارند تا آب بيندازد. بالاخره مردم حق دارند و حقشان را بايد گرفت، ولي... كمي بي خيال تر، لطفا!
023244.jpg
موج مهاجرت به جام جهاني
ايران را خالي نكنيد

نمي فهميم مگر چندنفر قرار است به آلمان بروند. بعد از اين كه يك شركت توليد كنندة سي دي اعلام كرد كه صدها نفر از مشتريانش را به قيد قرعه به جام جهاني مي برد و بعد از اين كه چند شركت، سازمان، نهاد و مؤسسه و همين طور نشريات ورزشي و غير ورزشي مختلف اعلام كرده اند كه به بهانه هاي مختلف و طي قرعه كشي هاي رؤيايي، عده اي از مردم غيور ايران را به آلمان اعزام خواهند كرد، گفته شد كه 10 نفر از تماشاگران بازي پرسپوليس ـ بايرن هم جايزه مي گيرند و به جام جهاني مي روند.ما به دوستان پيشنهاد مي كنيم قبل از اين كه كل استاديوم هاي آلمان در طول جام جهاني را به عزيزان داخل كشور اختصاص بدهند و براي يك ماه بازي ها چند ميليون نفر را بردارند و به اروپا ببرند، كمي دورانديشي كنند و فكري هم به حال كارها و امور مملكت بكنند. يعني اگر قرار باشد تمام برو بچه هاي فدراسيون فوتبال و كل بچه هاي همشهري جوان و همة كارمندان بانك ها، خوانندگان روزنامه هاي ورزشي، تماشاچيان فوتبال و غيره به آلمان اعزام شوند، آن وقت كي بايد رتق و فتق امور را بگرداند(!) آن وقت كار مملكت كه مي خوابد.
به اين جا كه مي رسيم، يكي از دوستان تذكر مي دهد كه خب اگر همة ملت به آلمان بروند، ديگر كاري نمي ماند كه كسي بخواهد انجام بدهد. ديديم درست مي گويد. اما اقلا چند نفر را بگذاريم كه به پارك ها و درخت ها آب بدهند توي آن گرماي بهار و تابستان!
023232.jpg
تبليغات از روي قيافه
چه كوپال شدي امشب

دارند خيلي ذوق و سليقه به خرج مي دهند. خب حق هم دارند. بالاخره كار تبليغات در دنيا يك كار خيلي مهم محسوب مي شود كه كلي هزينه برايش صرف مي شود و از آن طرف هم كلي درآمد ايجاد مي كند. مثلا فكرش را بكنيد كه يك شركت تجاري و مشاوران تبليغاتي اش چقدر بايد فكر كنند تا علي كريمي را براي تبليغات خود انتخاب كنند. بعد هم شعار تبليغاتي شان بشود جادوگر آشپزخانه . آن وقت، عكس جادوگر را كنار يك دستگاه آبميوه گيري بفرستند روي بيلبورد. يا فكرش را بكنيد كه عليرضا نيكبخت با آن چهرة فتوژنيك و آن موهاي پريشان و خيس به درد تبليغ چه چيزهايي مي خورد؟ ژل؟ تل؟ مانيكور؟ پديكور؟ افترشيو؟ يا چي؟ خب معلوم است كه او غير از همة اين ها جان مي دهد براي تبليغ گوشي موبايل. واقعا كي بهتر از نيكي مي تواند با اين گوشي ها سر بزند و روپايي بزند و كلا هنرنمايي و حتي بعضا معجزه كند؟آخرين تبليغ از اين دست هم همين است. انصافا علي دايي، كاپيتان جاودانة تيم ملي با آن يال و كوپال، بهترين گزينه  براي تبليغ موتورسيكلت پارس كوپال است. بالاخره اين انتخاب ها ظرافت مي خواهد، نكته سنجي لازم دارد، بايد سوژه به كالا بيايد. مثلا فردا بخواهند براي ايزوگام سقف تبليغ كنند، سراغ چه كسي مي روند؟ خب معلوم است برانكو. براي تبليغ آچار فرانسه مي توانند بروند سراغ كريم باقري و براي تبليغ موز مي توانند بروند سراغ جورج بوش.
023265.jpg
دوئل در ورزشگاه المپيك رم
غير از بوندس ليگاي آلمان كه مدت استراحت نيم فصل شان بيش از ليگ هاي ديگر است، ديگر كشورها در روزهاي ابتدايي هفته سرگرم مسابقات فوتبال هستند.
مهم ترين بازي اين هفته، در ورزشگاه المپيك رم انجام مي شود. مسابقة بين رم و ميلان، از آن مسابقاتي است كه حتي تماشاگران ضد فوتبال ايتاليا را پاي تلويزيون مي نشاند. البته در انگليس هم دربي شهر منچستر بين يونايتد و سيتي مي تواند يك بازي حساس براي جزيره پرست ها باشد. بازي بارسلونا با بيلبائو و چلسي با ساندرلند را هم نبايد از قلم انداخت.
023193.jpg


هيجان فقط به درد تماشاگران مي خورد!
اصلا نمي تواني تصور كني كه اين موجود بي تفاوت با يك پاس همه چيز را عوض كند كريم باقري با آن چهره خونسرد جان مي دهد براي بازي در جام جهاني
023373.jpg
احساس مي كنم كمي هيجان احتياج دارم. در بعضي مسابقات همه چيز، عادي است حوصله ام سرمي رود
مهدي اميرپور
اصلا حوصلة مقدمه چيني را ندارد. مي خواستم برايش توضيح بدهم كه در اين گفت وگو مي خواهيم از چه حرف بزنيم. اما وقتي ديدم چندان علاقه اي به شنيدن آن ندارد، پشيمان شدم. مي خواستم بگويم اگر وقت خوبي نيست، بگذاريد براي بعد. اما وقتي ديدم براي او هيچ وقت، وقت خوبي نيست، منصرف شدم. مي خواستم پيش از گفت وگو صميمي شويم تا راحت تر حرف بزند. اما وقتي ديدم كه در هر حالتي، راحت حرف مي زند، پشيمان شدم. حوصلة تعارفات معمول را نداشت. صريح حرف مي زد. سؤالاتت را بپرس!

در زمين فوتبال، بي تفاوتي. اگر تيم عقب باشد يا چند گل از رقيب جلو افتاده باشد، براي تو فرقي ندارد. بازي خودت را مي كني. با خونسردي تمام.
فكر نمي كنم هيجان زدگي، براي يك فوتباليست، امتياز باشد. توقع داريد وقتي تيم عقب افتاد، من چه كار كنم؟ بهترين راه، اين است كه بازي خودم را انجام بدهم. اگر بخواهم به همه چيز فكر كنم، قاتي مي كنم.
ولي گاهي كاملا بي تفاوتي؟
اين هيجان فقط به درد تماشاگران مي خورد. همين كه مي بينند بازيكن جوش آورده و سر و صدا مي كند، لذت مي برند.
البته شما هم كم جوش نمي آوريد!
بالاخره بعضي وقت ها خون به مغز آدم نمي رسد. براي من هم پيش مي آيد.
و خدا روزي را نياورد كه شما عصباني شويد. زمين و زمان را به هم مي ريزيد.
البته كم پيش مي آيد. اما هميشه پس از بازي، ديگر برايم فرقي ندارد كه بازي را باختيم يا برديم. با زدن توي سر و كله كه كار درست نمي شود. بعد از بازي بايد استراحت كني تا براي تمرين فردا آماده شوي. فكر نمي كنم با گريه كردن مشكلات حل شود.
حالا بي تفاوت هستي يا خونسرد؟
نمي دانم. فقط خودم احساس مي كنم كمي هيجان احتياج دارم. در بعضي مسابقات، همه چيز، عادي است. حوصله ام سرمي رود.
اين خونسردي، غير از فوتبال بازي كردنتان، در تصميمات مهم زندگي تان هم ديده مي شود. خداحافظي از تيم ملي در سن بيست و هشت سالگي، عجيب نيست؟
آن وقتي كه خداحافظي كردم، چندان عجيب نبود. چهار سال پيش، ديگر واقعا خسته شده بودم. تمام زندگي ام شده بود فوتبال. صبح تا شب تو اردوي تيم ملي بودم. تيم ملي تعطيل مي شد، ليگ بود. ليگ تمام مي شد، جام حذفي شروع مي شد. ديگر هيچ انگيزه اي نداشتم.
ولي در پرسپوليس ماندي. از بازي هاي باشگاهي خداحافظي نكردي.
بالاخره نمي توانستم كلا از فوتبال ببُرم. ريسك داشت. پيش خودم گفتم كه زندگي ام سبك تر شود تا شايد اين بي انگيزگي از بين برود.
حالا از بين رفت؟
تا حدي.
براي همين هم بود كه خداحافظي از تيم ملي را پس گرفتي؟ اصلا اين كه كسي خداحافظي كند و پس از چهار سال، خداحافظي اش را پس بگيرد، عجيب نيست؟
چهار سال پيش، شرايط خودش را داشت. الان هم شرايط خودش را دارد.
مگر شرايط الان چه جوري است؟
تيم ملي در دفاع ضعف دارد. دوستان به من پيشنهاد دادند كه برگرد تيم ملي تا به آن كمك شود. من هم گفتم اگر دعوتم كنند، برمي گردم.
كه مربي دعوت نكرد؟
هر مربي، سليقة خودش را دارد.
پارسال يك بار از سوي برانكو به تيم B دعوت شدي. انصاريان هم بود. اما هيچ كدام سر تمرينات نرفتيد. گويا آن ماجرا حسابي برانكو را بدبين كرده.
نمي دانم.
تو هم قبول داري كه خط دفاعي تيم ملي، ضعف دارد؟
من بازيكن ام. بايد در زمين بازي كنم. يك سري هم هستند كه اسمشان كارشناس است. كارشان پيدا كردن همين ضعف هاست. برويد از آن ها بپرسيد.
اصلا چرا دفاع آخر؟ كريم باقري كه چند سالي هافبك بازي مي كرد؛ چطور امسال براي پرسپوليس، دفاع آخر بازي كرد؟
دو سه بازي گذشته بود كه همه ديدند تيم چقدر بد دفاع مي كند. بعد هم از من خواستند كه آن جا بازي كنم. قبول كردم. اصلا چاره اي نداشتم. اگر هافبك بازي مي كردم و تيم، پشت هم مي باخت، فايده اي نداشت. البته من سابقة بازي در دفاع آخر را هم دارم. زماني كه جوان بودم و در تيم اميد بازي مي كردم، دفاع آخر بودم. در كشاورز هم دفاع جلوزن بودم.
اما شما به دفاع آخر رفتيد و باز هم تيم نتوانست موفق باشد. پرسپوليس، امسال چندان قابل دفاع نيست.
023367.jpg
عكس ها: مهدي زارع
تا جايي كه من مي دانم، همه بهترين بازي خودشان را مي كنند. اما يك سري مشكلات داريم كه نمي گذارد نتيجه بگيريم.
چه مشكلاتي؟
اگر مي دانستم كه مي رفتم به مربي ها مي گفتم تا تيم از اين وضع در بيايد.
بازي در پرسپوليس براي شما سخت نيست؟
چطور؟
بهترين دوران شما به بدترين دوران پرسپوليس خورده. اگر تيم بهتر بود، بازي هاي شما بيشتر به چشم مي آمد. شايد اصلا برانكو مجبور مي شد در تيم ملي از باقري استفاده كند.
نه، اصلا اين طور نيست. من كاملا راضي ام!
كريم باقري، جزو بازيكناني است كه در چند كشور، بازي كرده. بوندس ليگاي آلمان، ليگ امارات و حتي ليگ برتر انگليس. چطور بازيكني با اين سابقه، قانع مي شود برگردد ليگ ايران.
چه كار مي كردم؟ نمي توانستم فوتبال بازي نكنم. بهترين انتخاب، پرسپوليس بود. الان هم اصلا پشيمان نيستم. از امارات دعوت نامه داشتم، ولي مطمئن باشيد كه بازي در پرسپوليس، بهتر از بازي در تيم هاي اماراتي است.
در كنار علي دايي، جزو پيشگامان فوتبال ايران بوديد. پس از بيست سال به فوتبال اروپا منتقل شديد. پس از انتقال شما به آرمينيا بيله فلد هم جاده براي باقي بازيكنان باز شد.
رفتن ما به آلمان، يك اتفاق مهم بود. خوشبختانه من در بين دو نفري بودم كه سدشكن بودند.
البته برخلاف دايي كه چند سال در بوندس ليگا دوام آورد. شما خيلي زود برگشتيد.
به ايران برنگشتم. رفتم دوبي و بعد هم كه چارلتون انگليس.
دليل اين كه نتوانستيد آن جا بمانيد، چه بود؟
مشكلات، زياد بود. در روزهاي اول، اصلا با فضاي آن جا آشنا نبوديم. مثل حالا نبود كه همه بدانند در آلمان چه مي گذرد. هشت سال پيش بود ديگر.
انگار خيلي هم در يادگيري زبان آلماني استعداد نداشتيد.
نه، اصلا اين خبرها نبود. اين ها همه اش شايعه است. در همان مدت كمي كه آن جا بودم، خو ب آلماني ياد گرفته بودم.
خوب يعني چقدر؟ در حد حرف زدن با يك آلماني بود؟
كلمات فوتبالي را بلد بودم. در زمين، كارم را راه مي انداخت.
شما تنها فوتباليست ايراني هستيد كه در ليگ برتر انگليس هم سابقه داريد. البته دوران چندان موفقي نبود.
در آن سال، تيم ملي، بازي هاي زيادي داشت. يك هفته ايران بودم و يك هفته انگليس. براي همين نمي توانستم خوب با چارلتون تمرين كنم. با وجود اين در تيم B چارلتون، فيكس بودم. حتي يك بار هم بيست دقيقه در ليگ برتر براي تيم به زمين رفتم.
023376.jpg
يعني اگر تيم ملي نبود، شما در چارلتون موفق مي شديد؟
بله. اگر آن سال، دور تيم ملي را خط مي كشيدم، در چارلتون موفق تر بودم.
زبان انگليسي چطور بود؟ به خوبي آلماني ياد گرفتيد؟
نه زياد. مدام در سفر ايران ـ انگليس بودم. وقت نمي كردم خوب ياد بگيرم. آن سال، جام ملت هاي لبنان بود.
كريم باقري در بيست و هشت سالگي، خسته شد و از تيم ملي خداحافظي كرد. حالا همه خودشان را آماده كرده اند كه كريم باز هم مردم را غافلگير كند. همه احساس مي كنند امروز مي تواند آخرين روز دوران فوتبال كريم باشد. شايد هم فردا. بالاخره رفتار شما به گونه اي است كه همه فكر مي كنند نبايد چندان روي كريم حساب كنند. كريم هر وقت خسته مي شود، بدون پيش زمينه مي رود. امكان دارد اين اتفاق در آيندة كوتاه مدت رخ دهد.
چرا كه نه. البته اگر شرايط را مهيا كنند، مي مانم.
چه شرايطي؟
وقتي توقع داريد تا جايي كه زور دارم، در فوتبال بمانم، بايد وضعيت را به گونه اي بچينيد كه چندان براي من خسته كننده نباشد. باشگاه بايد هواي ما را داشته باشد.
الان وضعيت خسته كننده است؟
بگذريم!

بوداي كوچك
احسان رضايي
قد بلند، گردن كشيده، يقة بالازده، چهرة آرام، و سبيل هاي نه چندان پر پشتي كه نسبت به روز اولي كه عكس اش را با عنوان بـــازيـــكن تراكتـــور سـازي تبـريـز در كيهان ورزشي ديدم، هيچ فرقي نكرده است. چهرة ساده و رفتار خونسرد او هيچ شباهتي به ديگر فوتباليست هاي مطرحي كه مي شناسيم ندارد. همان طور كه توانايي ارسال پاس هاي قطري او را كمتر بازيكني دارد. او از خيلي نظرها استثنايي است. بازيكني كه همة مهارت هاي فوتبال را يك جا دارد و با اين حال نصف جاه طلبي بازيكنان مبتدي را هم ندارد. او به راحتي فرصت درخشش در بوندس ليگا را از دست داد و حتي از بازي نكردن در ليگ برتر انگليس، (كه مي تواند سقف آرزوي هر فوتباليست آسيايي باشد) هم افسوس نخورد. كريم ويژگي هاي فني قابل بحث، زياد دارد. اما همين بي خيالي اش است كه مرا شيفتة خود كرده. شما كدام بازيكن ديگري را سراغ داريد كه داوطلبانه از تيم ملي كنار بكشد و براي رسيدن به آن، خود را به آب و آتش نزند؟ اين، قدرت اصلي باقري است نه آن شوت هاي سركش بي نظير. كريم مي داند كه بهترين است و هيچ اهميتي به نظر ديگران نمي دهد. او خود را با كس ديگري مقايسه نمي كند. او خودش است. كريم (شايد بي آن كه خود بداند) به تعاليم عرفان شرقي عمل مي كند- تعاليمي نظير آموزه هاي لائوتسه، حكيم چيني: مرد فرزانه با هيچ كس رقابت نمي كند، و براي همين هميشه اول است. او توانايي هاي خود را اثبات نمي كند. به نظر من كريم باقري بايد يك راهب بودايي مي شد، نه فوتباليست.

تيم ملي در آفسايد سياست!
تا جام جهاني پنج ماه مانده و مشكلات ايران كم نيست. تيمي حاضر به انجام
بازي با ايران نمي شود و هر روز پيشنهاد مضحك حذف ما از جام جهاني را مي دهند
023427.jpg
عكس: فرهاد كاوه
نوآموزمي گويد:
اسپانيا شرط كرده بود پيش از مسابقة دوستانه، تنها سرود ملي خودشان نواخته شود، اما ما قبول نكرديم

از يك سال فرصتي كه پس از صعود تيم ملي تا آغاز مسابقات جام جهاني وجود داشت، هفت ماه گذشته. در اين هفت ماه تيم ملي ايران تنها سه بازي دوستانه داشته. سه ديدار با تيم هاي ملي كره جنوبي، مقدونيه و توگو كه البته هيچ كدام در تدارك تيم ملي براي جام جهاني مناسب نبودند. با وجود اين، از دست دادن اين مهلت هفت ماهه چندان تأسف برانگيز نيست. تصويري كه از پنج ماه آينده روي شبكية چشم تماشاگران فوتبال مي افتد، كاملا سياه تر از چيزي است كه در اين هفت ماه گذشته بود.
روز هجدهم آذر ماه قرعه كشي مسابقات جام جهاني انجام شد. فدراسيون فوتبال از شب قرعه كشي جام جهاني تا حالا تمام انرژي خودش را براي انجام بازي دوستانه با تيم هاي بزرگ دنيا صرف كرده. اما پس از گذشت يك ماه هنوز فدراسيون فوتبال نتوانسته با كشوري براي انجام بازي دوستانه به توافق برسد. جواب منفي بيش از ده كشور به ايران، محمد دادكان، رييس فدراسيون فوتبال را در بن بست قرار داده.
مجارستان، چك، اسپانيا، لهستان، اسلووني، كرواسي و اسكاتلند تنها نام چند كشور از ليست بلندي هستند كه به درخواست ايران براي انجام بازي دوست انه جواب منفي داده اند. هر يك از اين كشورها در گام نخست براي بازي دوستانه با تيم ملي، هيجان زده موافقت كرده اند، اما تنها پس از گذشت چند ساعت اين موافقت جاي خودش را به مخالفت مي دهد. در اين بين فدراسيون فوتبال پس از شنيدن هر جواب منفي با انرژي كمتر و اميدواري پايين تر نامه نگاري با يك كشور ديگر را آغاز مي كند. اما گويا اين انرژي و اميدواري دارد كم كم از بين مي رود. با وجود اين هر روز يك نام جديد براي انجام بازي دوستانه به ميان مي آيد و چند روز بعد از ميان مي رود. كسي هم نمي داند چرا كشورهاي مختلف با اين درخواست مخالفت مي كنند.

خط قرمز دور كشورهاي اتحاديه اروپا
آنگلا بئر رئيس گروه اتحادية اروپا يك ماه پيش در يك موضع گيري خصمانه پيشنهاد حذف ايران از مسابقات جام جهاني را داد. او در گفت وگو با راديو R.B.B گفت: كشوري با اين سياست ها، نبايد حق حضور در جام جهاني را داشته باشد. بئر كه عضو ارشد و رئيس سابق حزب سبز آلمان هم به حساب مي آيد با اين موضع گيري، هر 24 كشور عضو اتحادية اروپا را به مخالفت با ايران براي حضور در جام جهاني وادار كرد. پس براي همين اصلا عجيب نيست وقتي جواب تك تك كشورهاي اروپايي براي بازي دوستانه با ايران در عرض چند ساعت برمي گردد. پيروي از سياست هاي اتحادية اروپا بر تمام 24 كشور عضو واجب است. با اين حساب با وجود موافقت فدراسيون فوتبال اين 24 كشور، براي بازي دوستانه با ايران، دولت اين 24 كشور براي حفظ موقعيت در اتحاديه، فدراسيون فوتبال كشورشان را به مخالفت با انجام بازي با ايران وادار مي كنند. پس يك خط قرمز فرضي دور نام 24 كشور عضو اتحادية اروپا كشيده مي شود. اگر نمي دانيد چه كشورهايي در اتحادية اروپا عضويت دارند بايد بدانيد، تمام قدرت هاي فوتبال قارة اروپا در بين اين كشورها هستند.
اتريش، بلژيك، دانمارك، فنلاند، فرانسه، آلمان، يونان، ايرلند، لوكزامبورگ، هلند، پرتغال، اسپانيا، سوئد، انگليس، قبرس، چك، استوني، مجارستان، لتوني، ليتواني، مالت، لهستان، اسلواكي و اسلووني.
پس در قارة اروپا تنها صربستان، كرواسي، روماني، نروژ، سوئيس، اوكراين و چند كشور ديگر براي انجام بازي دوستانه باقي مي مانند. هر چند كه اين كشورها هم براي اضافه شدن به ليست گروه اتحادية اروپا برخلاف سياست هاي اين اتحاديه كاري نمي كنند.

سناريو از مرداد آغاز شد
البته پيشنهاد رئيس اتحادية اروپا براي حذف ايران از جام جهاني تنها دست انداز سر راه تيم ملي نيست. پاتريك كلاوسن كارشناس مؤسسة سياست هاي خاورميانه واشنگتن چهار ماه پيش اولين حركت را عليه فوتبال ايران انجام داد. پيشنهاد او براي حذف ايران از جام جهاني در روزهاي پاياني مرداد 84 حتي روي خبرگزاري كيودو هم مخابره شد تا اضطراب به بالاترين حد خود برسد.
پس از اين پيشنهاد بود كه چند رسانة آمريكايي دنبالة كار را گرفتند. سردبير روزنامة وال استريت ژورنال يك هفته پس از آن در سرمقالة خود نوشت: شايد زمان  آن باشد كه شيوة متفاوتي آزمايش شود. ما نمي توانيم براي تحريم هاي اقتصادي به شوراي امنيت مراجعه كنيم. چين و روسيه مسلما مخالفت مي كنند. غير از اين شايد ايران بتواند با نفت
60 دلاري بحران را پشت سر بگذارد. با كنار گذاشتن گزينة دخالت نظامي، تنها راهي كه باقي مي ماند محروميت اين كشور در ميدان هاي معتبر جهاني، ورزشي و فرهنگي است. جام جهاني 2006 اولين گزينه به حساب مي آيد.
سايت اينترنتي نشنال ريويو هم بلافاصله در يك مقاله به قلم امانوئل اتولنگي اين جريان را پيگيري كرد: جامعة بين المللي، بايد ايران را از جام جهاني حذف كند. در گذشته محروميت آفريقاي جنوبي از شركت در مسابقات ملي و باشگاهي موفقيت آميز بود. محروميت ايران هم هيچ مشكلي را به وجود نمي آورد. محروميت از بازي فوتبال باعث نارضايتي مردم خواهد شد. اما با حذف ايران از جام جهاني چه كشوري بايد جايگزين آن شود؟ پاسخ اسرائيل است. اسرائيل به دليل محروميت هاي ورزشي كه در خاورميانه دارد ناگزير است كه در اروپا مقابل تيم هاي قدرتمند فرانسه و ايرلند و سوئيس براي صعود به جام جهاني بجنگد. اما حالا فرض كنيم كه اسرائيل مي توانست در مسابقات مقدماتي قارة آسيا شركت كند. در رقابت با قطر، لائوس و اردن مسلما اسرائيل به جام جهاني صعود مي كرد.
اين تحركات در كنار مقالات تمسخرآميز رسانه هاي آمريكايي در روزهاي پاياني مرداد 84 فتيلة حذف ايران از جام جهاني را بالا كشيد. پروندة هسته اي ايران در كنار اين ماجرا هر روز بُعد تازه اي به حذف ايران از جام جهاني مي داد.

مخالفت احزاب آلمان با ايران
موج دوم فعاليت ها عليه فوتبال ايران پس از موضع گيري محمود احمدي نژاد، رياست جمهوري ايران عليه افسانه هالوكاست جان گرفت. در آذرماه ۸۴ پس از سخنراني احمدي نژاد در افسانه خواندن هالوكاست، اقدامات جديدي براي حذف ايران از جام جهاني آغاز شد. احمدي نژاد پيشنهاد انتقال مردم اسرائيل را به يكي از ايالت هاي آلمان داد تا در كنار سياست مردان آمريكايي، دولت مردان آلمان هم در ضديت با فوتبال ايران قرار بگيرند. حزب سبز آلمان اولين گروه سياسي بود. پس از آن ها چند شخصيت ديگر هم در آلمان حذف فوتبال ايران از جام جهاني را پيش كشيدند. ولفگانگ اوراث رئيس باشگاه كلن از همين افراد بود. او كه مسؤوليت برگزاري مسابقات جام جهاني در شهر فرانكفورت را دارد گفت: به خاطر موضع  گيري هاي احمدي نژاد دربارة اسرائيل، ايران بايد از مسابقات جام جهاني حذف شود. اين موضع گيري از رئيس دولت يك كشور براي كنار زدن آن از جام جهاني كافي است. اين اتفاقات را بايد در كنار شيطنت هاي اسرائيل گذاشت تا به حجم تبليغات عليه ايران رسيد. تبليغاتي كه هدف تمام آن ها حذف ايران از جام جهاني است. با اين ماجرا چندان عجيب نيست كه فدراسيون فوتبال ايران در فيكس كردن بازي دوستانه با كشورهاي ديگر به مشكل بخورد.

حمايت دولت آلمان از ايران
در اين بين دولت آلمان بزرگ ترين حامي حضور ايران در جام جهاني است. با وجود اين كه احزاب در آلمان براي حذف ايران تمام انرژي خود را مي گذارند، دولت آلمان با اصرار حمايت مي كند. آنگلامركل صدراعظم آلمان پس از موضع گيري چند حزب سياسي در آلمان عليه فوتبال ايران در گفت وگو با روزنامة بيلد گفت: مجازات بازيكنان و تيم  ملي يك كشور بخاطر گفته هاي رئيس جمهور صحيح نيست. چرا كه بازيكنان فوتبال دخالتي در اين حرف ها ندارند. اگر جام جهاني در ايران برگزار مي شد. جامعة بين المللي بايد در اين قضيه تجديد نظر مي كرد. اما حالا ايران مثل 31 كشور ديگر ميهمان ما است.
غير از اين، باشگاه بايرن مونيخ آلمان هم در يك حركت نمادين براي شكستن فضاي بدي كه عليه فوتبال ايران وجود دارد، 24 دي ماه به ايران آمد تا با تيم پرسپوليس يك بازي دوستانه انجام دهد. اولي هوينس، مدير باشگاه بايرن مي گويد: پس از انتقادهاي زيادي كه از سوي احزاب سياسي آلمان عليه فوتبال ايران منتشر شد، سران باشگاه بايرن مونيخ دست به كار شدند. نرفتن به تهران راه درستي نيست. چرا كه با تحريم، تا به حال هيچ مشكلي حل نشده است.
البته حمايت فيفا از حضور ايران در جام جهاني تا حدودي نگراني ها را از بين برده. هر چند كه هنوز نگراني مردم ايران براي انجام مسابقات دوستانه با تيم هاي بزرگ، پيش از آغاز جام جهاني وجود دارد.
تا آغاز مسابقات جام جهاني پنج ماه وقت داريم و فدراسيون هنوز تيمي را براي انجام مسابقة دوستانه پيدا نكرده. پس از صعود به جام جهاني در خردادماه، فدراسيون فوتبال انتشار نام حريفان تداركاتي را به بعد از قرعه كشي جام جهاني در آذرماه موكول كرد. هر چند كه پس از قرعه كشي جام جهاني، فدراسيون فيكس كردن مسابقات دوستانه را به پس از قرعه كشي مقدماتي جام ملت ها انداخت. الان هر دو قرعه كشي انجام شده، ولي هنوز كسي از نام حريفان ايران براي مسابقات دوستانه خبري ندارد. حتي محمود دادكان، رئيس فدراسيون فوتبال.
023406.jpg
نگاه خوش بينانه
عماد افروغ، رئيس كميسيون فرهنگي مجلس: با اين كه ما براي قهرماني به جام جهاني نمي رويم، اما براي حضور در اين مسابقات به تكنيك و تاكتيك بالا نياز داريم. در پي صحبت هاي رئيس جمهور ديگران مي گفتند كشورهاي ديگر با ما مسابقة تداركاتي برگزار نمي كنند، در حالي كه همة اين حرف ها شايعه است! ما اگر بخواهيم مي توانيم با هر تيمي بازي دوستانه انجام دهيم. اين داستان هايي را هم كه مطرح مي كنند فكر نكنم حقيقت داشته باشد. احتمالا مشكل فدراسيون در برگزاري مسابقات در روزهاي آينده حل مي شود.
023397.jpg
نگاه بدبينانه
ناصر نوآموز، نايب رئيس فدراسيون فوتبال،گفت: براي مذاكره جهت انجام مسابقة دوستانه با هر كشور كه پا پيش مي گذاريم به پيش شرط هاي سياسي مي خوريم. مثلا براي انجام بازي دوستانه با تيم ملي اسپانيا، اول به ما گفتند مسابقه در فرانسه باشد؛ قبول كرديم. بعد گفتند ارديبهشت ماه سال آينده؛ باز هم قبول كرديم. اما دست آخر شرطي گذاشتند كه نمي توانيم موافقت كنيم. شرط كرده بودند كه پيش از آغاز مسابقة دوستانه تنها سرود ملي كشور خودشان نواخته شود، سرود ملي ايران پخش نشود. ما ديگر قبول نكرديم.

شماره هفت هامبورگ در كيكر از سال پرفراز و نشيب 2005 مي گويد
جنگيدم و برگشتم
023385.jpg
مهدي مهدوي كيا
وقتي به سال گذشته نگاه مي كنم، بايد بگويم، برخي از اوقات به نظر مي رسيد كه من نخواهم توانست در پايان سال، كارنامة خوبي داشته باشم.
دورة تداركاتي در تابستان را به خوبي به ياد دارم. بازي هاي جام اينترتوتو بود و تيم به اردوي تمريني در اتريش رفته بود، تا مسابقه  دهد و من بايد به همراه بازيكنان مصدوم، در هتل مي ماندم، چون درتركيب تيم نبودم. برايم روزهاي سختي بود. اما من، همان موقع هم، گفتم كه نمي خواهم بعد از شش سال اين گونه از هامبورگ بروم. شرايط دشوار و انتقادهايي كه از من مي شد دردناك بود. اما من قدم به قدم به تيم برگشتم، در تمرين، خيلي بيشتر تلاش كردم و مي خواستم ثابت كنم كه قصدم، بازگشت به تركيب است.بعد از مدتي، دوباره در تيم قرار گرفتم. اما اين زماني بود كه تنها به عنوان بازيكن تعويضي به بازي مي آمدم و در اين مدت چند بازي خوب هم در خط مياني انجام دادم. اما وقتي گي دمل ، مدافع راست به علت مصدوميت و محروميت مدتي غايب بود، همه چيز به يكباره براي من بهتر شد. من اواخر اكتبر ، قبل از بازي با بايرن لوركوزن در جام حذفي، پيش مربي مان توماس دال رفتم و به او گفتم كه من در سمت راست دفاعي هم، مي توانم بازي كنم. چون در اوايل بازي ام در تيم ملي ايران هم، در اين پست بازي كرده بودم. از آن روز، انگار رؤيايم تبديل به واقعيت شده است. حالا به جاي مهاجم كناري، به عنوان مدافع كناري بازي مي كنم و فكر مي كنم اين پست براي من ايده آل است. من در عمق، مي توانم از سرعتم استفاده كنم و با قدرت به جلو نفوذ كنم و در جريان بازي سازي شركت كنم.تقريبا پس از يك سال ـ كه براي من شروع بسياري بدي داشت ـ بالاخره دوباره از اركان اصلي تيمي شده ام كه به طرزي باورنكردني، قدرتمند است و با آن مي توانيم به اهدافي والا دست پيدا كنيم. من نشان دادم كه هميشه براي بازگشت جدي بوده ام. آن هم نه در جايي ديگر، بلكه در هامبورگ.

درست بگوييد خوشبخت مي شويد!
بنگاه هاي شرط بندي، برزيل را شانس اول قهرماني جام جهاني مي دانند و براي ايران شانسي قائل نيستند
023388.jpg
براي فهميدن شانس قهرماني ايران بايد عدد يك را به ضريب تقسيم كنيد.شانس قهرماني ما چيزي حدود 2/0 درصد است
مهدي اميرپور
اگر فوتبال براي شما حكم تفريحي را دارد كه شب ها با چيپس و تخمة آفتاب گردان و پاپ كورن، وقت فراغت شما را پر مي كند، براي يك گروه، شغل به حساب مي آيد. آن ها نه بازيكنان فوتبال هستند، نه مربيان و نه مديران. اين گروه كاملا حرفه اي، نوستراداموس هاي آموتوري هستندكه با پيش بيني مسابقات فوتبال، پول
در مي آورند. پيشگويي ، كسب و كار آن هاست. پيش از آغاز هر سري مسابقاتي، آن ها دست به كار مي شوند تا پس از پايان مسابقات، اگر شانسي زد و پيش بيني ها درست از آب درآمد، پول پارو كنند.
با اين كه شش ماه به آغاز مسابقات، جام جهاني 2006 باقي مانده، بنگاه هاي بزرگ از حالا كارشان را شروع كرده اند.
با ارزش گذاري مستندي كه اين بنگاه ها روي 32تيم شركت كننده در جام جهاني انجام داده اند، مي توان به يك تقريب مناسب از وضعيت تيم ها رسيد. اگر اين ارزش گذاري در جايي غير از اين بنگاه ها انجام شود، بايد كمي به قضيه بدبين بود. اما وقتي اين بنگاه ها ارزش گذاري مي كنند، اصلا نبايد شك كرد. در جايي كه با يك درصد اشتباه، ميليون ها يورو جابه جا مي شود، بايد قبول كرد كه تمام محاسبات، موبه مو انجام شده؛ اگر چه در آخر كار، اتفاقي كاملا غير مترقبه بيفتد.
ويليام هيل پيش بيني مي كند
شايد نام مشهورترين بنگاهي كه به گوش همه خورده، ويليام هيل است. در سايت رسمي ويليام هيل ، شش ماه مانده به مسابقات جام جهاني، تمام ارزش گذاري ها انجام شده.
ضريب تيم ها براي قهرماني در جام جهاني و ضريب شانس هر تيم براي صعود از گروه هم محاسبه شده. با اين حساب به راحتي مي توان به تقريبي خوب از قدرت تيم ها رسيد. بيشترين شانس قهرماني، در ويليام هيل به برزيل داده شده.
ضريب برزيل براي قهرماني 75/3 است. البته شايد در نگاه اول، اين عدد بي معني باشد. اما اگر با قوانين آشنا باشيد، رقم، معناي خودش را پيدا مي كند. ضريب 75/3 براي قهرماني برزيل، به اين معناست كه اگر كسي قهرماني برزيل را پيش بيني كرد و اين اتفاق افتاد، 75/3 برابر پولي را كه گذاشته، دريافت مي كند. مثلا اگر هزار دلار براي پيش بيني برزيل خرج كند، با قهرماني برزيل 3750 دلار سود مي كند.
مقام دوم را بنگاه ويليام هيل ، براي انگليس كنار گذاشته. ضريب انگليس، 7 است. پس از آن، آلمان با ضريب 8، ايتاليا و آرژانتين با ضريب 9 و فرانسه با ضريب 11، تيم هاي برتر بنگاه هستند. در اين ليست، ايران با ضريب 501، تيم بيست و نهم جدول است. با اين حساب اگر كسي روي قهرماني ايران هزار دلار سرمايه بگذارد، با قهرماني ايران، 501 هزار دلار سود مي كند.
با نگاهي به اعداد مي توان فهميد كه اين اتفاق تقريبا محال است. براي فهميدن شانس قهرماني ايران بايد عدد يك را به ضريب تقسيم كنيد. با اين حساب، شانس قهرماني ما چيزي حدود 2/0 درصد خواهد بود.
از نظر ويليام هيل، غير از كارستاريكا كه با ضريب 501، هم رده با ايران است، تنها عربستان و ترينيداد و توباگو پايين تر از ايران هستند. عربستان با ضريب 751و ترينيداد با ضريب 1001 عملا هيچ شانسي ندارند.
البته ويليام هيل براي صعود تيم ها از هشت گروه مسابقات هم دست به كار شده. از گروه D مسابقات، ضريب تيم ها براي صعود از گروه، همه چيز را براي ما روشن مي كند. پرتغال با ضريب 66/1 و مكزيك با ضريب 62/2 دو تيم مدعي براي صعود از گروه هستند. پس از اين دو تيم، ايران با ضريب 13 تيم سوم است و آنگولا با ضريب 15 تيم چهارم. با اين حساب از نظر بنگاه مربوط، درصد شانس صعود ايران از گروه D به 7 درصد هم نمي رسد. اگر خيلي مطمئن ايد كه ايران صعود مي كند و پول يا مفتي هم داريد، ...! البته به عدد سيزده هم توجه كنيد!
ايران يكي مانده به آخر
Bet 365 هم يكي از معتبرترين بنگاه هاي پيش بيني دنيا است. در سايت رسمي اين بنگاه، سه قسمت براي جام جهاني 2006 وجود دارد. بخش نخست، شانس قهرماني 32 تيم را زير ذره بين برده است.
ايران هم بدون هيچ شگفتي خاصي در اين ليست سي و دو تيمي، از آخر كشور دوم است. غير از ترينيداد و توباگو كه با ضريب 751 قعر نشين است. ديگر تيمي پايين تر از ايران وجود ندارد. ايران با ضريب 501 در كنار عربستان، تيم سي و يك جدول است.
برزيل با ضريب 4 و آلمان و انگلستان با ضريب 5/7 تيم هاي مدعي قهرماني هستند.
در بخش ديگر از پيش بيني Bet 365 ، كاربران مي توانند آقاي گل مسابقات را حدس بزنند كه در آن، رونالدو با ضريب 11 و آدريانو و اوون با ضريب 13، بيشترين شانس را دارند. كرسپو، توتي، ون نيستلروي و آنري هم گزينه هاي پرشانس ديگر اين هيأت هستند. البته Bet 365 شانس صعود تيم ها از هشت گروه را هم زير ذره بين برده. در گروه D كه براي ما جذاب تر از هفت گروه ديگر است، پرتغال با ضريب 83/1 بيشترين شانس را دارد. مكزيك با 4/2 تيم دوم به حساب مي آيد و بر خلاف ارزش گذاري ويليام هيل ، در اين جا آنگولا بالاتر از ايران است. ضريب آنگولا 10 است و ضريب ايران، 15.
با كنار هم گذاشتن اين فاكتورها مي توانيم سرنوشت ايران در جام جهاني 2006 را كمي كارشناسي شده تر پيش  بيني كنيم. وقتي ايران در بنگاه Bet 365 كم شانس ترين تيم براي صعود از گروه است، بايد قبول كرد به نظر اين كاره ها ، شكست دادن آنگولا آن قدر هم راحت نيست. در ايران، ثانيه به ثانيه بر ميزان اميدواري به صعود از گروه D افزوده مي شود. اما محاسبات دقيق، ثابت مي كند كه زياد هم نبايد خوش خيال بود.
023355.jpg


تيغ، جراحي ... و حالا آدم ديگري شدي!
رنه ايگوئيتا، دروازه بان سابق كلمبيا كه به خاطر ضربه آكروباتيك اش در بازي مقابل انگليس در جام جهاني مشهور شدوبعد با رسوايي دوپينگ از فوتبال كناره گرفت،به لطف سرمايه گذاران تلويزيوني در حال احياست
023352.jpg
محمدوالايزداني
آخرين بار كه مسؤولان مجلة Four Four Two به ديدن رنه ايگوئيتا، دروازه بان افسانه اي كلمبيايي رفتند، او در خانة روستايي اش دنبال يك گاو بزرگ كرده بود و فرياد مي زد: پنير! بعد هم وقتي درِ يخچال را باز كرد، آن ها با كلي پنير چدار روبه رو شدند كه به لطف بوواين، گاوش حاصل شده بود!
اما آن ها مي گويند: بار دوم با غير منتظره ترين حالت ممكن روبه رو شديم. وقتي ايگوئيتا درِ خانه اش را باز كرد تا با آن لبخند يك ميليون دلاري، از ما استقبال كند، ديوانه دوست داشتني با آن صورت زبر و خشن ، تبديل به مدلي شده بود كه در خانه اش هم كت و شلوارهاي كتان مارك Next را تبليغ مي كرد. ظرف چند هفتة گذشته ايگوئيتا به عنوان يكي از تهيه كنندگان برنامة Extreme Makover در تلويزيون كلمبيا، چيزي حدود 30 هزار دلار خرج جراحي پلاستيك چهره و درست كردن دندان هايش كرده است. خنده هايش انگار دوباره متولد شده اند و دندان هايي كه با كشيدن سيگار، زياد لك شده بود، امروز سفيد و مرتب اند. لبخند او با چانه اي كوچك، بيني عمل كرده و ليپوساكشني كه كل چربي هاي اضافة شكمش را از بين برده، همراه شده است.او مي خندد و مي گويد: واقعا حس خوبي دارم. اما تأكيد مي كند كه ظاهر جديدش تأثيري روي شخصيتش نداشته است: ياد گرفته ام چگونه با خود زشتم زندگي كنم. به همين دليل، به راه خودم ادامه خواهم داد. ماگنوليا، همسرش مي گويد: بايد مدتي بگذرد تا به چهرة جديدش عادت كنيم. حتي بچه هايش، پاملا و آندرس هم هنوز نتوانسته اند با روبناي زيبا و جديد پدرشان كنار بيايند؛ به خصوص كه موهاي همانند شاه ماهي اش، تا حد پشت مويي منطقي و قابل هضم، كوتاه شده اند. خودش مي گويد 15 سال بود كه موهايم را كوتاه نكرده بودم، كوتاه كردن موها هنوز هم آزارش مي دهد. گرچه پشت موي كنوني، همان نشانه اي است كه با آن در 24 سالگي در اتلتيكو ناسيون كلمبيا، خودش را به همه نشان داد. 14 سال از آن تاريخ مي گذشت كه دوران بازيگري او در نوامبر سال گذشته و به دليل مثبت اعلام شدن تست دوپينگ اش به پايان خط رسيد. آن هم در حالي كه عضو باشگاه آئوكاس اكوادور بود: مشكل اين است كه همة ما ضعف هاي خودمان را داريم. خب بعدش بود كه كميته آنتي دوپينگ، از من آزمايش گرفت. تنها چيزي كه مي توانم بگويم، اين است كه كاري را كه دوست داشتم، در آن لحظه انجام دادم. همه، ضعف هاي خودمان را داريم، به خصوص ما كه زير ذره بين مردم هستيم. اين جملات ايگوئيتا به اين معنا نيست كه مي خواهد از محروميتي كه برايش در نظر گرفته اند يا حتي شهرت فرار كند. به ويژه به دليل اين واقعيت كه فوتباليست ها زير ذره بين مردم هستند و هرگز نمي توانند خود را از مسؤوليت كارهايشان مبرا كنند. كار تلويزيون، او را مشغول نگه داشته. با اين حال، خودش اعلام كرده كه اميد دارد بعد از پايان سال و اتمام دوران محروميت اش دوباره شرايط بازي كردن را به دست آورد و به آئوكاس برگردد. انگيزة اصلي او، جلو زدن از خوزه لوئيس چيلاورت و دستيابي به عنوان گلزن ترين دروازه بان جهان است. رقابت طولاني و دوستانة اين دو مي تواند حتي به تن در دادن چيلاورت به تيغ جراحي ختم شود. مرد پاراگوئه اي دربارة ايگوئيتا مي گويد: من در حال حاضر، زشت ترين دروازه بان دنيا هستم. اين طور كه شنيده ام، رنه از برادپيت هم خوشگل تر شده است.
خبر مي رسد، شبكه هاي تلويزيوني در حال مذاكره با او هستند تا چهره اش را به جعبة جادويي جدول بكشند. او در كلمبيا، خيلي محبوب است. ايگوئيتا قطعا اولين فوتباليست در آمريكاي جنوبي نيست كه زندگي اش به خاطر استفاده از مواد نيرو زا تباه شده و بعد جراحان نجاتش داده اند و در نهايت، گرماي آرام بخش تلويزيون، حكم رستاخير را برايش داشته  است. با وجود موفقيت ديه گو مارادونا با برنامة شب ده در تلويزيون آرژانتين. مرد كلمبيايي از اين كه مجري شوي تلويزيوني خود شود، طفره مي رود. اما لبخند مي زند و مي گويد: همة دنيا مي گويند من ديوانه ام. اما من به اين معنا ديوانه ام كه ايمان دارم و مي دانم كه كاري كه انجام مي دهم، درست است. در حالي كه نصف مردم دنيا، جور ديگري فكر مي كنند. پس نتيجه مي گيريم كه من ديوانه نيستم!
از اين ماجرا تنها و تنها يك درس مي شود گرفت:ديوانه ها هم ستاره مي شوندو هيچ قانوني نيست كه جلوي ستاره شدن آن ها را بگيرد، اما برنامه ريزان فرهنگي ستاره هاي ديوانه را آدم مي كنند تا آن ميليون ها نفري كه از ستاره ها براي خود بت ساخته اند، به راه راست برگردند. حتي در كلمبيا هم اين نكته را ياد گرفته اند.

فهرست
نامه به سردبير
نامه ها‎/ فهرست
سينما تلويزيون
بيا، پول زور وَدم
لاتيني هاي كار درست
رويدادهفته
گوي طلايي تمشك طلايي
تلويزيون
وقايع نگاري يك جنجال
كاردان عليه برره همه عليه خرناس
محبوب هاي عوضي
دوبله يك ارتش مخفي است
همين يك كارتون
نقش اول: نود هزار تومان
مخالفم!
صداهاي ناماندگار
مردي براي همه بازيگرها
ورزشي
مورينيو هم فيلم مي شود
چشم ندارم ببينمت
رويدادهفته
هيجان فقط به درد تماشاگران مي خورد!
بوداي كوچك
تيم ملي در آفسايد سياست!
جنگيدم و برگشتم
درست بگوييد خوشبخت مي شويد!
تيغ، جراحي ... و حالا آدم ديگري شدي!
اجتماعي
دوست داشتن مردم و مهرباني با آن ها، نيمي از عقل است
زندگي
مرغ همسايه، آنفلوانزا گرفته
تنظيم گزارش در كافه تيتر!
رويدادهفته
روزها
آن كه گفت آري
رقصنده در تاريكي
ALI
رويدادها
جهان كوچك
عروس آتش
بعلبك، زمزمه پايان ناپذير قرون
صور، معلق در ميان رؤيا و حقيقت
محصول مشترك نازيسم و صهيونيسم
فراموش كن! به نفعت است
آن ها كه به نان و نوايي رسيدند
آن ها كه كتك خوردند
هنر روز
انوشه، شهر زير و رو
|  فهرست  |  سينما تلويزيون  |  تلويزيون  |  ورزشي  |  اجتماعي  |  زندگي  |  روزها  |  جهان كوچك  |
|  هنر روز  |  شناسنامه  |  مهمان هفته  |  راهنما  |  سبك زندگي  |  گزارش  |  موفقيت  |   نيم رخ ، تمام رخ  |
|  يادداشت  |  گالري  |
|   صفحه اول   |   آرشيو   |   چاپ صفحه   |