اصلا نمي تواني تصور كني كه اين موجود بي تفاوت با يك پاس همه چيز را عوض كند كريم باقري با آن چهره خونسرد جان مي دهد براي بازي در جام جهاني
احساس مي كنم كمي هيجان احتياج دارم. در بعضي مسابقات همه چيز، عادي است حوصله ام سرمي رود
مهدي اميرپور
اصلا حوصلة مقدمه چيني را ندارد. مي خواستم برايش توضيح بدهم كه در اين گفت وگو مي خواهيم از چه حرف بزنيم. اما وقتي ديدم چندان علاقه اي به شنيدن آن ندارد، پشيمان شدم. مي خواستم بگويم اگر وقت خوبي نيست، بگذاريد براي بعد. اما وقتي ديدم براي او هيچ وقت، وقت خوبي نيست، منصرف شدم. مي خواستم پيش از گفت وگو صميمي شويم تا راحت تر حرف بزند. اما وقتي ديدم كه در هر حالتي، راحت حرف مي زند، پشيمان شدم. حوصلة تعارفات معمول را نداشت. صريح حرف مي زد. سؤالاتت را بپرس!
در زمين فوتبال، بي تفاوتي. اگر تيم عقب باشد يا چند گل از رقيب جلو افتاده باشد، براي تو فرقي ندارد. بازي خودت را مي كني. با خونسردي تمام.
فكر نمي كنم هيجان زدگي، براي يك فوتباليست، امتياز باشد. توقع داريد وقتي تيم عقب افتاد، من چه كار كنم؟ بهترين راه، اين است كه بازي خودم را انجام بدهم. اگر بخواهم به همه چيز فكر كنم، قاتي مي كنم.
ولي گاهي كاملا بي تفاوتي؟
اين هيجان فقط به درد تماشاگران مي خورد. همين كه مي بينند بازيكن جوش آورده و سر و صدا مي كند، لذت مي برند.
البته شما هم كم جوش نمي آوريد!
بالاخره بعضي وقت ها خون به مغز آدم نمي رسد. براي من هم پيش مي آيد.
و خدا روزي را نياورد كه شما عصباني شويد. زمين و زمان را به هم مي ريزيد.
البته كم پيش مي آيد. اما هميشه پس از بازي، ديگر برايم فرقي ندارد كه بازي را باختيم يا برديم. با زدن توي سر و كله كه كار درست نمي شود. بعد از بازي بايد استراحت كني تا براي تمرين فردا آماده شوي. فكر نمي كنم با گريه كردن مشكلات حل شود.
حالا بي تفاوت هستي يا خونسرد؟
نمي دانم. فقط خودم احساس مي كنم كمي هيجان احتياج دارم. در بعضي مسابقات، همه چيز، عادي است. حوصله ام سرمي رود.
اين خونسردي، غير از فوتبال بازي كردنتان، در تصميمات مهم زندگي تان هم ديده مي شود. خداحافظي از تيم ملي در سن بيست و هشت سالگي، عجيب نيست؟
آن وقتي كه خداحافظي كردم، چندان عجيب نبود. چهار سال پيش، ديگر واقعا خسته شده بودم. تمام زندگي ام شده بود فوتبال. صبح تا شب تو اردوي تيم ملي بودم. تيم ملي تعطيل مي شد، ليگ بود. ليگ تمام مي شد، جام حذفي شروع مي شد. ديگر هيچ انگيزه اي نداشتم.
ولي در پرسپوليس ماندي. از بازي هاي باشگاهي خداحافظي نكردي.
بالاخره نمي توانستم كلا از فوتبال ببُرم. ريسك داشت. پيش خودم گفتم كه زندگي ام سبك تر شود تا شايد اين بي انگيزگي از بين برود.
حالا از بين رفت؟
تا حدي.
براي همين هم بود كه خداحافظي از تيم ملي را پس گرفتي؟ اصلا اين كه كسي خداحافظي كند و پس از چهار سال، خداحافظي اش را پس بگيرد، عجيب نيست؟
چهار سال پيش، شرايط خودش را داشت. الان هم شرايط خودش را دارد.
مگر شرايط الان چه جوري است؟
تيم ملي در دفاع ضعف دارد. دوستان به من پيشنهاد دادند كه برگرد تيم ملي تا به آن كمك شود. من هم گفتم اگر دعوتم كنند، برمي گردم.
كه مربي دعوت نكرد؟
هر مربي، سليقة خودش را دارد.
پارسال يك بار از سوي برانكو به تيم B دعوت شدي. انصاريان هم بود. اما هيچ كدام سر تمرينات نرفتيد. گويا آن ماجرا حسابي برانكو را بدبين كرده.
نمي دانم.
تو هم قبول داري كه خط دفاعي تيم ملي، ضعف دارد؟
من بازيكن ام. بايد در زمين بازي كنم. يك سري هم هستند كه اسمشان كارشناس است. كارشان پيدا كردن همين ضعف هاست. برويد از آن ها بپرسيد.
اصلا چرا دفاع آخر؟ كريم باقري كه چند سالي هافبك بازي مي كرد؛ چطور امسال براي پرسپوليس، دفاع آخر بازي كرد؟
دو سه بازي گذشته بود كه همه ديدند تيم چقدر بد دفاع مي كند. بعد هم از من خواستند كه آن جا بازي كنم. قبول كردم. اصلا چاره اي نداشتم. اگر هافبك بازي مي كردم و تيم، پشت هم مي باخت، فايده اي نداشت. البته من سابقة بازي در دفاع آخر را هم دارم. زماني كه جوان بودم و در تيم اميد بازي مي كردم، دفاع آخر بودم. در كشاورز هم دفاع جلوزن بودم.
اما شما به دفاع آخر رفتيد و باز هم تيم نتوانست موفق باشد. پرسپوليس، امسال چندان قابل دفاع نيست.
تا جايي كه من مي دانم، همه بهترين بازي خودشان را مي كنند. اما يك سري مشكلات داريم كه نمي گذارد نتيجه بگيريم.
چه مشكلاتي؟
اگر مي دانستم كه مي رفتم به مربي ها مي گفتم تا تيم از اين وضع در بيايد.
بازي در پرسپوليس براي شما سخت نيست؟
چطور؟
بهترين دوران شما به بدترين دوران پرسپوليس خورده. اگر تيم بهتر بود، بازي هاي شما بيشتر به چشم مي آمد. شايد اصلا برانكو مجبور مي شد در تيم ملي از باقري استفاده كند.
نه، اصلا اين طور نيست. من كاملا راضي ام!
كريم باقري، جزو بازيكناني است كه در چند كشور، بازي كرده. بوندس ليگاي آلمان، ليگ امارات و حتي ليگ برتر انگليس. چطور بازيكني با اين سابقه، قانع مي شود برگردد ليگ ايران.
چه كار مي كردم؟ نمي توانستم فوتبال بازي نكنم. بهترين انتخاب، پرسپوليس بود. الان هم اصلا پشيمان نيستم. از امارات دعوت نامه داشتم، ولي مطمئن باشيد كه بازي در پرسپوليس، بهتر از بازي در تيم هاي اماراتي است.
در كنار علي دايي، جزو پيشگامان فوتبال ايران بوديد. پس از بيست سال به فوتبال اروپا منتقل شديد. پس از انتقال شما به آرمينيا بيله فلد هم جاده براي باقي بازيكنان باز شد.
رفتن ما به آلمان، يك اتفاق مهم بود. خوشبختانه من در بين دو نفري بودم كه سدشكن بودند.
البته برخلاف دايي كه چند سال در بوندس ليگا دوام آورد. شما خيلي زود برگشتيد.
به ايران برنگشتم. رفتم دوبي و بعد هم كه چارلتون انگليس.
دليل اين كه نتوانستيد آن جا بمانيد، چه بود؟
مشكلات، زياد بود. در روزهاي اول، اصلا با فضاي آن جا آشنا نبوديم. مثل حالا نبود كه همه بدانند در آلمان چه مي گذرد. هشت سال پيش بود ديگر.
انگار خيلي هم در يادگيري زبان آلماني استعداد نداشتيد.
نه، اصلا اين خبرها نبود. اين ها همه اش شايعه است. در همان مدت كمي كه آن جا بودم، خو ب آلماني ياد گرفته بودم.
خوب يعني چقدر؟ در حد حرف زدن با يك آلماني بود؟
كلمات فوتبالي را بلد بودم. در زمين، كارم را راه مي انداخت.
شما تنها فوتباليست ايراني هستيد كه در ليگ برتر انگليس هم سابقه داريد. البته دوران چندان موفقي نبود.
در آن سال، تيم ملي، بازي هاي زيادي داشت. يك هفته ايران بودم و يك هفته انگليس. براي همين نمي توانستم خوب با چارلتون تمرين كنم. با وجود اين در تيم B چارلتون، فيكس بودم. حتي يك بار هم بيست دقيقه در ليگ برتر براي تيم به زمين رفتم.
يعني اگر تيم ملي نبود، شما در چارلتون موفق مي شديد؟
بله. اگر آن سال، دور تيم ملي را خط مي كشيدم، در چارلتون موفق تر بودم.
زبان انگليسي چطور بود؟ به خوبي آلماني ياد گرفتيد؟
نه زياد. مدام در سفر ايران ـ انگليس بودم. وقت نمي كردم خوب ياد بگيرم. آن سال، جام ملت هاي لبنان بود.
كريم باقري در بيست و هشت سالگي، خسته شد و از تيم ملي خداحافظي كرد. حالا همه خودشان را آماده كرده اند كه كريم باز هم مردم را غافلگير كند. همه احساس مي كنند امروز مي تواند آخرين روز دوران فوتبال كريم باشد. شايد هم فردا. بالاخره رفتار شما به گونه اي است كه همه فكر مي كنند نبايد چندان روي كريم حساب كنند. كريم هر وقت خسته مي شود، بدون پيش زمينه مي رود. امكان دارد اين اتفاق در آيندة كوتاه مدت رخ دهد.
چرا كه نه. البته اگر شرايط را مهيا كنند، مي مانم.
چه شرايطي؟
وقتي توقع داريد تا جايي كه زور دارم، در فوتبال بمانم، بايد وضعيت را به گونه اي بچينيد كه چندان براي من خسته كننده نباشد. باشگاه بايد هواي ما را داشته باشد.
الان وضعيت خسته كننده است؟
بگذريم!