- هفته نامه فرهنگي - اجتماعي -جوانان‎/شماره۵۳ - شنبه ۲۴ دي ۱۳۸۴ - - Jan 14, 2006
docharkhe
اين شماره: شب امتحان
رستگاري در 24 ساعت
راهنماي آمادگي سريع براي شكنجه اي به نام امتحان
023211.jpg
ايمان جليلي،حسين شريف،پريا چمن آرا
امتحان دادن، مصيبت  است؛ اين كه مقدمه نمي خواهد. يك ترم تمام دو دره بازي و بي خيالي طي كردن، مجبورت مي كند كه چند روزي هم زندگي را ببوسي و بگذاري كنار و بنشيني پاي درس و مشق.
فلاش بك ها شروع مي شود: اوايل ترم است. سفت و سخت به خودت قول مي دهي كه كلاس ها را تمام و كمال بروي و جزوه هايت مثل بچه هاي خوب، كامل باشد و نگذاري درس ها مثل ترم هاي قبل، روي هم تلنبار شود. بعد توي ابر بالاي كله ات يك دانشجوي نمونه ظاهر مي شود كه سر وقت كلاس مي رود، بلافاصله بعد از كلاس درس مي خواند، و پروژه و تحقيق تحويل مي دهد. روز امتحان هم همه آرزو دارند كه كنار دستش بنشينند.
چشم هايت را باز كن. رؤياي شيرينت را بگذار براي اول ترم بعد. وقت اين حرف ها نيست. ترم تمام شده. بايد به هر ضرب و زوري كه هست، درس ها را پاس كني.
عذاب وجدان هم باشد براي بعد. هنوز اتفاق خاصي رخ نداده. هنوز هم مي شود خوشبخت شد. اما خوشبخت شدن، راه دارد. خصوصا اگر يك شبه باشد. حالا كه ترم خوبي رانگذرانده اي، سعي كن شب امتحان خوبي را سپري كني. خيلي وقت ها شب امتحان، معجزه مي شود.
023475.jpg
شرلوك هولمز وارد مي شود
از اين كه يه كارآگاه خصوصي رو، توي صفحات سبك زندگي اين هفته ملاقات مي كنيد، اصلا تعجب نكنيد. من امروز براي حل يه معماي پيچيده اين جا دعوت شدم. اين آقا پسر جووني كه در عكس مشاهده مي كنيد، توي يكي از مهم ترين امتحانات دانشگاهيش نمرة صفر گرفته و اين قضيه باعث آشفتگي وحشتناكي در وجود خانواده اش شده.
آخه اين آقا پسر، دانشجوي باهوش و زرنگي بوده. به هرحال پدر ايشون كه از دوستان قديمي بنده س از من خواسته كه اين معماي صفر گرفتن رو واسشون حل كنم. عكسي كه مشاهده مي كنيد تنها مدرك و سرنخ ما براي حل معماست. اين عكس درست شب امتحان توسط يك دوربين ديجيتالي كه فقط به اندازة يك عكس، باطري داشته، به وسيلة پدر آقا حميد ،يعني همون جوون مربوطه براي كنترل وضعيت درسي حميد گرفته شده.
جداي از بحث عكاسي مخفيانه و فضاي به ظاهر
غير دموكراتيك موجود، درون اين عكس پر از شواهديه كه همگي باعث صفر شدن نمرة امتحان آقا حميد شده.با من همراه باشيد تا دونه دونةاين دلايل رو واستون شرح بدم.

روزهاي بي بازگشت
همه چيز را نگذاريد براي شب آخر؛ يك سري كارها را بايد قبل از امتحان انجام داد
023481.jpg
متاليكا
به نقطة C1 خوب توجه كنيد ببينيد ضبط روشنه و نمودارهاي آمپلي فاير نشون مي ده كه موسيقي، ولوم بالايي داره و از نوع تكنو و از اين قبيل هاست. و اين يعني عدم تمركز كافي روي درس و خب، طبعا نمرة  صفر!

جلسات آخر را برويد سركلاس
ببخشيد، شما؟

هميشه سعي كنيد چهره يا اسمتان توي ذهن استاد بماند.
البته اين قسمت، بستگي به اين دارد كه شما تا چه حد، بچه مثبت باشيد. يعني چند شانزدهمِ كلاس ها را رفته باشيد. اگر خيلي بچه  مثبت نبوديد، حداقل دو يا سه جلسه قبل از تعطيلي كلاس ها يا به اصطلاح فرجه ها، در كلاس حضور داشته باشيد. احتمالا دو جلسه نيز كفايت كند. اين طوري، هم نحوة امتحان گرفتن استاد دستتان خواهد آمد و هم شايد به دليل حضورتان، نمره اي حتي شده بيست و پنج صدم، نصيب تان شود. معمولا استادها در جلسات آخر، كلي از نكات مهم درس را مرور مي كنند. بعضي استادان ارجمند هم روي قسمت هاي مهم درس ها عمدي يا غير عمدي، تأكيد بيشتري مي كنند برخي حتي به بارم بندي سؤالات هم اشاره مي كنند كه مي تواند در برنامه ريزي شما براي درس خواندن، سودمند باشد.

كتاب ها را از كتابخانه بيرون بياوريد
از من مباش غافل

همين روزها، وقت بيرون كشيدن كتاب هاي خاك گرفته است. كتاب هاي مهجوري را كه يك ترم دست نخورده مانده اند، از قفسه ها بيرون بياوريد. با اين كار، حداقل موضوع درس ها و احتمالا حجم آن ها را خواهيد فهميد و مي توانيد برنامه ريزي منطقي تري براي درس خواندن داشته باشيد. دانستن اين كه حجم چه مطالبي بيشتر است و زمان بيشتري براي مطالعه نياز دارد، يا چه بخش هايي فقط نگاهي سطحي براي به خاطر سپردنشان كافي است، به هرحال مهم است.
سعي كنيد تا فرصت هست ، از زير سنگ هم كه شده، چند تا نمونه سؤال ترم پيش را جور كنيد. بهترين منبع براي اين سؤالات،
سال بالايي ها هستند. اگر نشد، حداقل يك حل المسائل درست و حسابي براي خودتان دست و پا كنيد. بين خودمان بماند، ولي وقتي خودتان نمي توانيد چهارتا سؤال را حل كنيد، حل المسائل، راه حل خوبي است.

جزوه هاي ناقص را كامل كنيد
يار دبستاني من

اين يادتان باشد كه هميشه حداقل يك نفر در كلاس وجود دارد كه جزوه هايش تميز و مرتب است. پس سعي كنيد سراغ اين همكلاسي ها برويد تا مشكل جزوه هاي دست هزارم، گريبان تان را نگيرد.
تكميل جزوه، دو راه دارد:
راه اول: فرض بر اين  است كه شما تا حد معقولي سركلاس ها حضور داشتيد. پس بايد دنبال جزوة جلساتي كه غايب بوديد، بگرديد. يا خودتان بنويسيد، يا كپي كنيد.
راه دوم: اگر اوضاع قمردرعقرب تر از اين حرف ها باشد، بايد دنبال جزوة بقية بچه ها باشيد. به خصوص اگر شهرستاني باشيد كه موضوع، قوت بيشتري مي گيرد. چون ممكن است شما بخواهيد فرجه ها را برويد خانه و امكان دسترسي به جزوة همكلاسي ها را نداشته باشيد. ترجيحا اين اقدامات آماده سازي را چند هفته قبل از امتحان انجام بدهيد كه كپي هاي دانشجويي، سرشان خلوت باشد.
وقتي جزوه هاي كپي شده دستتان رسيد، نگاهي به آن ها بيندازيد. چون ممكن است صفحه اي جا افتاده باشد، يا كم رنگ باشد. خيالتان كه راحت شد، برويد خانه و خود را براي اقدامات بعدي آماده كنيد.

نگاهي هم به بورد هاي دانشكده بيندازيد
واقعيت هاي تلخ زندگي

توجه به اطلاعيه هاي روي بورد، هميشه توصيه مي شود. به خصوص نزديك ايام امتحانات. حساب و كتاب كه ندارد، ممكن است تاريخ يا ساعت بعضي از امتحانات عوض شده باشد. بايد مواظب باشيد كه كار دست خودتان ندهيد.
اگر احتمال اين را مي دهيد كه به دليل غيبت هاي مكرر، درستان توسط استاد حذف شده باشد، بورد را حتما چك كنيد. حتي اگر روحية آن را نداريد، از دوستانتان بخواهيد تا اسم شما را در ليست حذفي ها چك كنند. نگه داشتن حساب و كتاب غيبت ها هميشه خوب است و در برخي موارد، لازم و ضروري. چون مي توانيد قبل از اعلام ليست سياه حذفي ها، مخ استاد را بزنيد و مشكل را بدون خون و خونريزي حل كنيد.
با خودتان رو راست باشيد. اگر مي دانيد كه زورتان به درسي نمي رسد، بيخودي دست و پا نزنيد. حذف اضطراري را براي همين موقع ها گذاشته اند. به موقع، اقدام كنيد تا از بروز فاجعه اي ناگوار، جلوگيري كرده باشيد.

معجزة شب امتحان
كاوه مظاهري
023478.jpg
قهوه و سيگار
نقطة E3 ! ظاهرا اين يه فنجون قهوه س، اما زود قضاوت نكنيد. شي ء موجود در نقطهE3، حاكي از اينه كه توي اون فنجون قهوه چند تا قرص خواب آور حل شده! و اين يعني... صفر.

چه خوب است كه فردا امتحان دارم. امشب تابع انرژي ام به صورت نمايي بالا مي رود. اگر جلويم را نگيرند، شايد تا صبح منفجر شوم. دفتر يادداشت ام را در مي آورم. دور خودم را پر از كتاب و خودكار و ورق A4 مي كنم. شروع مي كنم به نوشتن. فقط تا ساعت 8 صبح وقت دارم. زماني كه مراقب مي گويد امتحان شروع شد ، ديگر همه چيز تمام مي شود. داستان نيمه كارة ماه پيش را پيدا مي كنم. بايد امشب، شخصيت هاي داستانم را كامل كنم. مگر هر سال، چند تا شب امتحان دارد؟ اي ول، عجب ديالوگ خوبي به ذهنم رسيد. سريع بنويسم كه فراموش اش نكنم. كاش فردا دوتا يا سه تا امتحان داشتم. كاش اين چيزي كه به اش مي  گويند استرس ، توي من بيشتر بود. اگر اين طور بود، حتما داستانم بهتر مي شد. كاش فردا امتحانه آزمايشگاه يا كارگاه هم داشتم. فكر كنم مي توانست اكشن داستاني كه امشب مي نويسم را بيشتر كند.
ساعت 2 نصف شب شده. خدايا فردا چه امتحاني داشتم؟ برنامة امتحانات را نگاه مي كنم. نوشته: علم مواد راستي علم مواد هم كلمة جالبي است. يك جاي داستانم جايش مي دهم. كم كم دارد خوابم مي گيرد. فكر كنم براي پلك هايم بايد به چوپ كبريت متوسل شوم. اين قضية به زور بيدار ماندن هم چيز جالبي است. اين را هم يك جاي داستانم مي گنجانم.
ساعت شده 5 صبح. داستانم ديگر تمام شده. ورق ها را مرتب مي كنم و يك بار از اول براي خودم مي خوانم اش. به نظر، چيز خوبي از آب درآمده. رختخواب به ام چشمك مي زند: بيا بخواب. اما مي دانم اگر بخوابم، به امتحان نمي رسم. جزوة
۲۰۰ صفحه اي علم مواد را باز مي كنم. يك ورق A4 سفيد جلويم مي گذارم و جزوه را ورق مي زنم و مدام توي ورق A4 با فونت ريز، چيزهايي مي نويسم.
ساعت 7 صبح شده. يك ساعتي وقت دارم كه به جلسة امتحان برسم. برگة A4 كاملا سياه شده و جزوه هم به پايان رسيده.
لباس هايم را مي پوشم. چشمم به كمد فيلم هايم مي افتد. اين سه تا فيلم جياني آمليو را كه هفتة پيش گرفته ام، هنوز نديده  ام. ساعت، 7:05 است. كيفم را برمي  دارم و برگة A4 را توي جيب كاپشنم مي گذارم. چه خوب است كه فردا هم امتحان دارم. امشب با خيال راحت مي توانم هر سه فيلم آمليو را
با دقت ببينم.

بيدار بمانيد!
ديده ايد توي اين فيلم ها، قهرمان هاي داستان توي سرما و برف و بوران گير مي كنند و بايد تا صبح طاقت بياورند؟ ديده ايد وقتي يكي دارد خوابش مي برد، رفيقش تكان تكانش مي دهد و سرش داد مي زند و مي زند توي گوشش كه تو نبايد بخوابي! اگر بخوابي، مي ميري! ؟ خب! اين، دقيقا وضع شماست.
همه چيز به همين يك شب بستگي دارد و شما به تك تك ثانيه هاي باقي مانده تان احتياج داريد. هرطور شده، بايد بيدار بمانيد. اين روش ها شايد كمكتان كنند:
023205.jpg
1
چراغ ها را خاموش نكنيد
هيچ چيز به اندازة يك محيط كاملا روشن نمي تواند به بيدار ماندنتان كمك كند. اين طوري در حقيقت، ساعت بيولوژيك بدنتان را گول مي زنيد و وانمود مي كنيد هنوز وقت خواب نشده. فقط يادتان باشد؛ يك محيط كاملا روشن. يك محيط زيادي روشن.

۲
اتاق را سرد نگه داريد
اصولا گرما برادر خواب است. پس سعي كنيد شب امتحان، گرماي اتاق كمتر از متوسط دماي باقي اوقات باشد. نه آن قدر كه يخ بزنيد. همين قدر كه اگر كسي آمد تو، ناخودآگاه بپرسد اين جا چرا اين قدر سرده كافي است. پس بخاري را كم كنيد و دست كم لاي يكي از پنجره ها را باز بگذاريد.

۳
دراز نكشيد
شما ديگر چرا دراز مي كشيد؟ شما كه مي دانيد اين اولين گام شما به سوي رختخوابِ نيستي و نابودي و افتادن واحد است. نه دراز بكشيد و نه آن قدر توي صندلي يا مبل ولو شويد كه هيچ فرقي با دراز كشيدن نداشته باشد. وگرنه خوابتان مي برد.
حالا نه اين كه اصلا دراز نكشيد. ولي اولا بعد از مدتي، تغيير موقعيت بدهيد. دوما اين كه لااقل به پشت نخوابيد؛ اين ديگر خودكشي است.

۴
به صورت تان آب بزنيد
اين از قديمي ترين روش هايي است كه هنوز هم توي اتاق هاي شكنجه براي بيدار نگه داشتن متهم ازش استفاده مي شود. پاشيدن آب سرد به صورت، خواب را از سرتان مي پراند، ولي بدي اش اين است كه به نسبت روش هاي ديگر، اثر موقتي تري دارد. با اين حال براي مواقع خواب آلودگي حاد و درست چند ثانيه قبل از فروپاشي بر اثر بي خوابي، جواب مي دهد.
اگر ديديد اوضاع خيلي خراب تر از اين حرف هاست، بعد از آب زدن، سرتان را از پنجره بكنيد بيرون و بگذاريد نيم دقيقه باد سرد بخورد به صورت خيستان. براي 15 دقيقه جواب مي دهد. فقط مراقب باشيد يك وقت سرما نخوريد!
023202.jpg
5
قهوه و نسكافه بخوريد
اين دوتا از معروف ترين روش ها هستند. اولي را كه بهتر است فراموش كنيد؛ به دردسرش نمي ارزد. ولي دومي؛ همدم رازدار شب هاي شب زنده داري شماست. سريع و با يك ليوان آب جوش، جور مي شود. ( بيخود هم غر نزنيد كه به گرد پاي قهوه هم نمي رسد. امشب كه نمي توانيد تا صبح كنار قهوه جوش بايستيد.)
جوگير هم نشويد و شورش را درنياوريد؛ خشك خشك خوردن نسكافه يا غليظ كردن قهوه، هيچ كمكي به امتحان فردايتان نمي كند. اولا بهتر است خواب آلود باشيد تا اين كه از سردرد كلافه شويد. دوما اين كه يادتان باشد مواد كافئين دار فقط زمان خواب شما را عقب مي اندازند و هر چقدر الان بيشتر مصرف كنيد، بعدا بايد هزينة بيشتري پرداخت كنيد. دير يا زود، زماني مي رسد كه بلانسبت فيل، مي افتيد و ديگر هيچ كس نمي تواند بلندتان كند. به خاطر خودتان هم كه شده، بهتر است اين اتفاق، بعد از امتحان تان بيفتد.

۶
چاي بخوريد
ممكن است اسمش به اندازة آن دوتاي قبلي درنرفته باشد، ولي باور كنيد از آن دوتا بهتر است. هيچ كدام از ايرادهاي كافئين را ندارد. نه تنها سردرد نمي آورد كه اگر هم خسته باشيد و گيج بزنيد، آرامتان مي كند. چاي كيسه اي را هم فرامو ش كنيد. چاي دم كردن، هيچ وقت زيادي ازتان نمي گيرد. كافي است اولين جرعه از اولين ليوان چاي دم كشيده را بنوشيد تا مطمئن شويد با كنار گذاشتن چاي كيسه اي، انتخاب درستي كرده ايد.
فقط يك چيز ديگر؛ پررنگ نريزيد. امشب اصولا شب رقيق ها و كم رنگ هاست.

۷
ويتامين B1 مصرف كنيد
راستش را بخواهيد، اين فقط يك ويتامين ساده است كه البته به افزايش نشاط طبيعي بدن كمك مي كند. اما اينش اين قدر مهم نيست كه اثر تلقيني اش. بيشتر به درد كمك به رفقايتان مي خورد. وقتي ديديد وضعشان خيلي خراب است، دست بكنيد توي جيبتان و يك قرص سفيد دربياوريد و عين يك ساقي حرفه اي، به شان تعارف كنيد. و وقتي پرسيدند اين ديگر چيست، توضيح زيادي ندهيد. فقط بگوييد: ب ـ يكه. سرپا نگهت مي داره!

۸
مدام آب بخوريد و هي برويد دستشويي
اين معجزه مي كند. راه حل نهايي است. ساده ترين و سالم ترين و مؤثرترين راه حل! كافي است يك بار امتحان اش كنيد تا براي هميشه مشتري اش بشويد.
مكانيزم اش ساده است. در حقيقت، توي اين تكنيك، شما از يكي از قديمي ترين فرايندهاي بيولوژيك بشر استفاده مي كنيد. يك پارچ آب خنك بگذاريد كنار دستتان و همين طور كه درس مي خوانيد، آب بخوريد. (نگران نباشيد! بعد از چندبار استفاده از اين روش، عادت مي كنيد و خود به خود آب مي خوريد.) همين نوشيدن آب خنك، كلي كارتان را راه مي اندازد. دماي گلو و سرتان را مي آورد پايين و خواب را از سرتان مي پراند. بعد ـ و اين، قسمت معجزه آساي ماجراست ـ بدنتان به كار مي افتد و بعد از مدتي بايد برويد دستشويي. به ما اعتماد كنيد: هر بار كه از دستشويي مي آييد بيرون، لااقل نيم ساعت سرحال و بدون خواب آلودگي به كارتان ادامه مي دهيد.

شايد وقتي ديگر
فاطمه عبدلي
از آن روزهاي ناخن جويدن و اشك تو چشم حلقه كردن و به فين فين افتادن، خبري نيست. صف نمي بندي، مجبور نيستي سر ميز و شمارة خودت بنشيني. ناظم و مربي نيست كه ازش حساب ببري. چيزي آن قدر نمي ترساندت كه خودت را خيس كني. اگه درس ات را خوب نخوانده باشي، غصه دار نمي شوي و همه جا تيره وتار نمي شود. دنيا دورسرت نمي چرخد اگر موقع ديد زدن ورقة بغلي (از پشت كيف بينتان)، معلم مچت را بگيرد. ديگر روزكارنامه گرفتن، دلت هري نمي ريزد پايين. بزرگ شده اي. آن قدر بزرگ كه وقت سرخاراندن هم نداري. فقط احمق هايي كه هنوز بزرگ نشده اند، وقتشان را تلف درس مي كنند. دلشان را به چهار تا نمره خوش مي كنند. ولي تو، كلي كتاب نخوانده و فيلم نديده و جاي نرفته و آهنگ نشنيده داري واسة همين هم هست كه زل مي زني تو چشم مراقب و با بغلي، برگه رد و بدل مي كني. خونسرد، تو روي استاد چاخان مي كني و طلبكار نمره ات هستي. بزرگ شده اي و دنيايت هم روز به روز بزرگ تر مي شود. آن قدر چيزهاي مهم، توي اين دنيايت داري كه جايي براي پيش پا افتاده هايش نيست. فهميده اي امتحان، مسخره ترين و شوخي ترين اتفاقي است كه هر چند وقت يك بار، سراغت مي آيد. حالا ياد گرفته اي چيزي ارزش اين را ندارد كه دلت را به اش خوش كني. ديگر دستت آمده وقتي بزرگ شدي، هيچ چيز و هيچ كس، آن قدر جدي نيست كه مجبور باشي خودت را برايش به زحمت بيندازي. اين امتحان نشد، يك بار ديگر. اين ترم نشد، يك وقت ديگر. اين دانشگاه نشد، يك جاي ديگر. اين زندگي نشد، ...

درس بخوانيد
023208.jpg
اين، بخش اصلي مأموريت شماست. در غيرممكن بودنش شك نكنيد. بالاخره كه نمي شود درسي را كه يك ترم براي ياد گرفتن اش وقت گذاشته اند، يك شبه ياد گرفت. ولي خب! ما ايراني ها اصولا مرد كارهاي غيرممكن ايم. كارهاي ممكن، زياد توي كتمان نمي رود.
حالا شما، اي تام كروز گرامي، اين نكته ها را بخوانيد. شايد كمكتان كند.

۱
چطور درس هاي استدلالي را استاد كنيم؟
اين تكنيك به درد درس هايي مثل رياضي و فيزيك و... مي خورد. اول برويد سراغ جزوه. يك نفس عميق بكشيد و جزوه را فارغ از فهميدن يا نفهميدن، تا انتها بخوانيد. در حين خواندن، از چيزهايي كه مي فهميد، نت برداريد. حالا نوبت كتاب است. لازم نيست موبه مو بخوانيدش. معمولا كتاب ها را براي خوانندة با آي كيوي۵۰ تا 75 مي نويسند. براي همين هم اول هر فصل، پر از مقدمه چيني هايي است كه از كتاب علوم يا رياضي دوم راهنمايي انتخاب شده. بي خيالشان شويد.
بهترين قسمت هر كتاب، مثال هاي حل شدة آن است. مثال ها را مرور كنيد و ترجيحا روي كاغذ حل كنيد.
حالا نوبت نمونه سؤال هاست. نمونه سؤال ها اهميت هر فصل از درس را نشان مي دهند. به بارم سؤالات توجه كنيد و شروع كنيد به حل كردن. اوايل، زياد توي ديوار مي خوريد. ولي نگران نباشيد؛ تا صبح وقت داريد.
سؤال ها كه تمام شد، ديگر دستتان آمده كه كجاها را بلديد و كجاها را نه. حالا دوباره جزوه را ورق بزنيد. نگاهي هم به نت هايي كه قبلا نوشتيد، بكنيد. وقت زيادي باقي نمانده و نقطه ضعف ها بايد برطرف شوند.

۲
چطور درس هاي حفظي را استاد كنيم؟
همه چيز به اين بستگي دارد كه وضعتان چقدر خراب باشد؛ و اين را نمي فهميد مگر اين كه نيم ساعت با كتاب كلنجار برويد. بعد دستتان مي آيد كه كتاب چقدر سخت يا راحت است و سرعت متوسط تان چقدر خواهد بود. (اين فصلي كه به طور آزمايشي مي خوانيد، بهتر است از فصل هاي مياني باشد. معمولا فصل اول كتاب ها پر از حرف هاي كلي و ساده است.) حالا خيلي سريع تخمين بزنيد كه تا صبح و با اين سرعت، چقدر از كتاب را مي توانيد بخوانيد. اگر براي خواندن سه چهارم يا حتي دو سوم كتاب وقت داريد، كتاب را بخوانيد و فصل هاي كم اهميت تر را رها كنيد. فردا صبح و دو ساعت آخر، از آن هايي كه خوانده اند، نكات مهمش را بپرسيد.
اما اگر اوضاع خراب تر از اين حرف هاست، عجالتا بي خيال كتاب شويد و برويد سراغ جزوه و دعا كنيد جزوة خوبي باشد. از نشانه ها و آيه هاي جانبي، مثل نمونه سؤالات امتحانات قبلي يا ميان ترم، نكات جلسات آخر و بخش هاي مورد تأكيد استاد كمك بگيريد. اصولا به بخش هايي كه استاد با آن ها رابطة عاطفي خاصي برقرار كرده، بيشتر توجه كنيد و وقت كرديد، كتابش را هم بخوانيد.
از بخش هاي تابلوي كتاب، مثل شكل ها، نمودارهاي چند قسمتي و مرور سرفصل ها يا جمع بندي و خلاصة فصل ها غافل نشويد كه نعمتي است.
در شرايط بحراني تر، روش هاي ديوانه واري مثل خواندنِ فقط جملة اول هر پاراگراف هم هست كه اميدواريم هيچ وقت مجبور نشويد ازش استفاده كنيد.

۳
دچار توهم پيروزي زودرس نشويد
اين، همان جايي است كه بزرگاني مثل بناپارت و هيتلر توش شكست خوردند، پس واقعا مراقب باشيد. هميشه هم اين طوري اتفاق مي افتد. مثلا ساعت۱۰ شب است و بدجوري عقب ايد. مي گذاريد پشتش و يكريز مي خوانيد تا ساعت۳ صبح. سرتان را بلند مي كنيد و مي بينيد اوضاع خيلي بهتر شده. هنوز تا امتحان ساعت 10 صبح، 7 ساعت مانده و اگر با همين سرعت پيش برويد، مي توانيد كتاب را تمام كنيد... شما همين جا شكست مي خوريد. عين جنگجويان احد، خيال مي كنيد همه چيز تمام شده و اوضاع، تحت كنترل است. شل مي شويد. سرعتتان مي آيد پايين و حتي آن قدر گستاخ مي شويد كه به خودتان پيشنهاد مي دهيد۱۰ دقيقه بخوابيد. مي رويد سر يخچال و به بهانة استراحت، كلي وقت تلف مي كنيد. 5 صبح، به ساعت نگاه مي كنيد و واقعيت تلخ را
مي  فهميد.
اوضاع، دوباره از كنترل خارج شده و وقت نداريد.
پس هر وقت خيال كرديد اوضاع آن قدرها هم بد نيست، حواستان را جمع كنيد. نبرد، تمام نشده و تا فردا صبح، وقتي از جلسه مي زنيد بيرون، ادامه دارد.

۴
به خودتان احترام بگذاريد
درس خواندن، يك فرايند كاملا شخصي است كه به شما، شخصيت تان، نوع حافظه، ميزان هوش و توانايي هاي مغزي، و حتي تجربيات گذشته و خاطرات زندگي تان بستگي دارد.
مثلا اگر حافظة تصويري شما قوي باشد، خط كشيدن يا هاي  لايت كردن نوشته هاي كتاب با ماژيك هاي رنگي خيلي بيشتر از نت برداشتن به دردتان مي خورد. اما اگر حافظة مفهومي و استدلالي تان قوي تر است، بهتر است نت برداريد و حتي خيلي از مطالب را با كشيدن نمودارهاي چندقسمتي، توي ذهنتان تقسيم كنيد.
يا مثلا ممكن است آدم هيجان زده و شلوغ و پرتحركي باشيد. در اين صورت، راه رفتن موقع درس خواندن، استرس تان را تا حد معقولي پايين مي آورد. اگر آدمي باشيد كه مي تواند استرس اش را كنترل كند و اصلا تنبل تر از آن است كه در شرايط عادي و وقتي همه چيز تحت كنترل است، درس بخواند، بهتر است توصيه هاي روان شناس ها را بگذاريد در كوزه و تا آخرين لحظه اي كه مراقب، جزوه را از دستتان نگرفته، به مبارزه ادامه دهيد.
خلاصه كه شب امتحان، قواعد كلي را بريزيد دور. امتحان را از آدم ها مي گيرند و هيچ دو آدمي، كاملا شبيه هم نيستند. فقط بايد به تدريج، خودتان و توانايي هايتان را بشناسيد تا بفهميد كدام روش ها به تان بهتر جواب مي دهد.

ده فرمان براي روز امتحان
روز داوري
فاطمه عبدلي
تا سپيده دم نبرد دوام آورده ايد و نبايد همين لحظه هاي آخر همه چيز را از دست بدهيد.پس اين نكته ها را به ياد داشته باشيد و مقاومت كنيد؛ پيروزي، نزديك است.
023484.jpg
اعترافات
با اين كه پدر و مادرم با اين شواهد آقاي كارآگاه قانع شدند كه من چرا صفر گرفتم، اما به جهت سالم سازي و اطلاع رساني صحيح به شما خواننده هاي محترم لازم مي دونم كه يه كم اعتراف كنم.
با احترام به آقاي كارآگاه همه اين مستندات از پايه و اساس غلطه. عكس موجود توسط خودم براي رد گم كني با فايل عكس توي دوربين، جابه جا شده بود. من همين طور اتفاقي اين عكس رو توي فتوشاپ سرهم كردم. نه !نمي خوام اشتباهاتم رو توجيه كنم .فقط مي خوام علت اصلي رو براتون شرح بدم.
قضيه خيلي ساده است. من توي امتحان تحليل سيستم هاي ديجيتالي صفر شدم. در صورتي كه تا قبل از توزيع اوراق امتحاني فكر مي كردم امتحان متون عربي داريم و خب همه چيز رو خودتون تا تهش بخونيد.
البته مقصر اصلي هم توي اين اشتباه يك نشرية مخصوص جوون ها بود كه من خيلي عاشقش بودم. اين نشرية عزير عيد امسال يه تقويم چاپ كرد كه خدا خيرشون بده از اون موقع تا حالا من هرچي سعي كردم طبق تاريخ هاي موجود توي اون تقويم عمل كنم، به بدبختي و بدشانسي و بداقبالي دچار شدم. البته اين از عشق و محبت و اعتماد من ناشي شد. آخه يكي نيست بهشون بگه اون هم تقويم بود چاپش كردين، با اين همه غلط املايي!

۱
از همه چيز مطمئن شويد
با اپسيلون گيج بازي، كلي تو دردسر مي افتيد. محض رضاي خدا قبل از اين كه شال و كلاه كنيد و راه بيفتيد، خيالتان را از ساعت، تاريخ و جاي دقيق امتحان راحت كنيد.
خوب است كه كمي به خودتان رحم كنيد و قبل از همة اين حرف ها از چيستي امتحان هم مطمئن شويد (حداقل از شب قبل امتحان) تا با كله اي پر از آيه و حديث و معارف، نرويد بنشينيد سر جلسه و ببينيد جلويتان ورقة فيزيك كوانتوم گذاشته اند.

۲
بخوريد و بياشاميد
براي اين كه چشم هايتان (كه احتمالا شب تا صبح، خواب به خودشان نديده اند) چهار تا نبيند و پاهايتان هم بتوانند هيكلتان را به جلسة امتحان برسانند، يك چيز بچپانيد تو حلقتان.
ننر و لوس نشويد؛ پفك و كرانچي هميشه هست. بهتر است به فكر آبميوه، نان پنير و چاي شيرين و خلاصه يك چيز مقوي و به قول دكترها مواد قندي دار باشيد. فايدة ديگرش هم اين است كه رفقايتان براي فرار از بوي مطبوع دهانتان دو كيلومتري تان نمي نشينند و تنها و غريب نمي افتيد يك گوشه.

۳
دوش بگيريد
تا حالا كسي با دوش گرفتن، چيزي از كله اش نپريده و اطلاعاتش شسته نشده. پس براي حفظ خونسردي و ريختن اضطراب (و اين بار استثنا نه براي نظافت) اين كار را بكنيد. البته بي خيال سنگ پا و كيسه بشويد تا وقت كم نياوريد. در ضمن، بچه هم نشويد. مواظب خودتان باشيد كه نچاييد. چون تو ايام امتحان ها مكافات است.

۴
لباسِ راحت بپوشيد
هيچ كارگرداني تو جلسة امتحان شما دنبال هنرپيشة گمشده اش نمي گردد. پس يك ساعت جلوي آينه با سرو كله تان ور نرويد. نمي خواهد تيپ بزنيد. يادتان باشد رقبا هم همه امتحان دارند. خودتان را معطل نكنيد. تميزترين و راحت ترين لباسي را كه باهاش هال مي كنيد و دست و بالتان را باز مي گذارد، بپوشيد. تا سر امتحان، حواستان به كراوات و سنجاق سينه و خط اتوي شلوار نباشد. مسخره بازي هم در نياوريد. حتي شاگرد اول ها را هم با پيژامه و دمپايي رو فرشي، سر جلسه راه نمي دهند.

۵
ترافيك را جدي بگيريد
مختان را به كار بيندازيد. مسافت خانه تا دانشگاه را با ترافيك آن تخمين بزنيد. ببينيد چند ساعتي را تو راه، سر كار هستيد. اين دفعه استثنائا زود رسيدن بهتر از دير رسيدن است.
با خودتان روراست باشيد. ديگر وقت ننه من غريبم نيست. آخر ترمي، قصه هايتان هم ته كشيده و تازه مراقب ها هم ذره اي براي تصادف بابا بزرگ ، سكتة عمه و گم شدن دختر دايي  تان تره خرد نمي كنند. راستي اگر اهل موسيقي هستيد، قبل از امتحان، آن هم تو ترافيك، خيلي مي چسبد. ولي براي اعصاب و روان خودتان هم كه شده، اين بار را بي خيال جاز و دوپس اوپس بشويد و دنيا را كمي لايت تر ببينيد.

۶
خرخوان ها را فراموش كنيد
براي هر ننه قمري كه شده، قيافه بگيريد. اصلا هم خرخوان هايي را كه ته جزوه ها را در مي آورند و سوراخ سمبه هايش را بلند بلند هوار مي زنند، تحويل نگيريد. اين به اعتماد به نفس خودتان هم خيلي كمك مي كند. يادتان باشد لازم نيست آدم هرآشغالي كه تو كتاب ها و جزوه ها هست را بخواند. (شما كارهاي مهم تر از اين هم داشته ايد.) تازه تجربه نشان داده آن هايي كه كمتر مي خوانند، نمره هاي بهتري مي گيرند. مخلص كلام؛ هر گلي مي خواستيد به سرخودتان بزنيد، تا حالا زده بوديد. پس كوزت جمع نشويد و قيافة مادر مرده ها را هم نگيريد كه بدجوري رو اوضاع خودتان تأثير مي گذارد.

۷
روي صندلي ميخ دار ننشينيد
اول از همه، پايه هاي صندلي و چفت و بستش را امتحان كنيد تا وسط تفكر (يا تقلا براي تقلب) نقش زمين نشويد. ميخ هاي صندلي هاي چوبي را هم جدي بگيريد. شلوار و مانتوي نويتان به درك. جانتان مهم تر است. مي توانيد يك دور به قول مبل فروشي ها نشيمن صندلي را امتحان كنيد و بعد بنشينيد رويش كه تمام طول امتحان را وول نخوريد و نخواهيد زودتر ورقه تان را بدهيد و بزنيد به چاك تا از شر صندلي خلاص شويد. يك صندلي، خيلي ناچيزتر از آن است كه نمرة شما را 10 تا بكشد پايين. اين هم كه كجاي سالن بنشيند، كاملا برمي گردد به تجربة خودتان و روش هاي امتحان دادنتان.

۸
به خرافات توجه نكنيد
اين روان شناس ها حرف زياد مي زنند. اين كه اگر يك ربع يا ده دقيقة آخر را درس بخوانيد يا نه، قاتي مي كنيد يا قات مي زنيد، همه اش به مدل خودتان برمي گردد. ما خيلي ها را مي شناسيم كه اگر همين يك ربع آخر و مرور خلاصه نويسي هاي خودشان (يا مال ديگران) نبود، نمره شان از 12 به صفر كاهش پيدا مي كرد. پس اداي اصول گراها را در نياوريد و با هيس هيس، بقيه را به سكوت دعوت نكنيد. اگر حصارهاي مغزتان آن قدر بي جنبه هستند كه با دو تا رابطه و فرمول جديد، همة قبلي ها ازشان مي پرد، همان بهتر كه از اول، چيزي توي مغزتان نريزيد. كمي با افق بازتر به ماجرا نگاه كنيد؛ همه چيز به خودتان و تلقين هايتان بستگي دارد.

۹
قضاي حاجت كنيد
اين يكي را بگذاريد براي آخرين لحظة قبل از ورود به سالن امتحان كه برخلاف ظاهر ناچيز و پيش و پا افتاده اش مي تواند خرس را از پادر آورد. حتما خودتان را راحت كنيد. و گرنه، سرجلسه مي تواند كاري كند كه قلم دست گرفتن يادتان برود. چه رسد به فرمول و قضيه و معادله.

۱۰
ايمان بياوريد
معمولا ايام امتحان، سر خدا خيلي شلوغ مي شود. كلي هم بندة مخلص و با سوز و گداز پيدا مي كند. خب اشكالي هم ندارد. مي توانيد يك دعاي ثابت داشته باشيد. واسه يكي دو دقيقة نفسگير آخر كه دارند ورقه ها را پخش مي كنند. البته از خدا توقع نداشته باشيد كه در همان لحظه، سؤال ها به صورت جادويي تغيير كند و همه اش همان هايي شود كه شما بلد هستيد. يا انتظار نداشته باشيد با وجعلنا خواندن، چشم هاي استاد موقع تصحيح، غلط هايتان را نبيند.

فوت و فن هاي بعد از امتحان
ديوانه اي از قفس پريد
فقط كودن ها (آن هايي كه همة دنيايشان به چهار تا ورق و كتاب درسي محدود مي شود) بعد از امتحان، دنبال استاد راه مي افتند يا دور هم جمع مي شوند و دنبال جواب ها مي گردند. لحظات بعد از هر امتحان فرصتي جديد، براي تجربة يك زندگي دوباره است. پس وقتي از جلسه آمديد بيرون، به تعداد عطسه هاي مادربزرگ در روز، فكر كنيد به زنده ماندن يا نماندن شارون، ناهار چي بخوريم، يعني زن بعدي تام كروز كي است و خلاصه هر مزخرف ديگري جز جلسه امتحاني كه همين الان ازش زديد بيرون. نه به اين فكر كنيد و نه به امتحان بعدي. براي دقايقي نسبتا طولاني وانمود كنيد كلمه اي به اسم درس تا حالا به گوشتان نخورده. اما آهنگش شما را ياد يك اتفاق بد و تلخ، يك چيز تاريك و تيره، گوشة ذهنتان مي اندازد.
اگر مطمئن هستيد كه ديگر گذارتان به درسي كه امتحانش را داديد نمي افتد، جزوه اش را آتش بزنيد و لذت بعدي اش را ببريد (جرواجر كردن هم جواب مي دهد). اگر هم خيلي بچة با حالي هستيد و جزوه ها را واسه مبادا كلكسيون مي كنيد كه هيچ چي؛ ببريدش يك گوشة امن و زودتر از جلوي چشمتان دورش كنيد. راستي، اين فاصلة بين دو امتحان بهترين فرصت براي پياده شدن از خرشيطان است. اگر هنوز جزوة درس بعدي را دست و پا نكردي، يك جوري توي سر و كلة خودتان و بقيه كه هنوز متفرق نشدند بزنيد تا يك چيزِ جزوه مانندي، گير بياوريد كه ربطي هم به امتحان بعدي تان داشته باشد.
اين يكي حتي از تحويل نگرفتن، مسخره كردن و اذيت كردن شاگرد زرنگ ها هم بيشتر كيف مي دهد. اين كه از جلسه بيايي بيرون و بزني به چاك؛ مخصوصا با رفقا (چون اين طوري خباثت وجودت آسوده است كه وقت بقيه هم به اندازه تو دارد تلف مي شود). كافه، سينما، تئاتر، خيابان، امامزاده، اتوبوس سواري با سر و صداي تينيجري و دلقك بازي، تمام عقده هاي دروني تان را از سؤال ها و استادها و درس هايي كه پشت سرگذاشتيد خالي مي كند. تمام انرژي لازم براي سر و كله زدن با پديدة حقير وضعيف بعدي از سر و كولتان بالا مي رود. ولي خيلي هم خوش نگذرانيد، يك سقفي براي اين تفريحات تعيين كنيد كه افسردگي بعدش، موقع كمبود وقت براي امتحان آينده، بدجوري دهنتان را صاف مي كند. پس حد خودتان را بدانيد و بي جنبه بازي در نياوريد. واسة ژان گولر هميشه وقت هست.

فهرست
نامه به سردبير
نامه ها‎/ فهرست
سينما تلويزيون
بيا، پول زور وَدم
لاتيني هاي كار درست
رويدادهفته
گوي طلايي تمشك طلايي
تلويزيون
وقايع نگاري يك جنجال
كاردان عليه برره همه عليه خرناس
محبوب هاي عوضي
دوبله يك ارتش مخفي است
همين يك كارتون
نقش اول: نود هزار تومان
مخالفم!
صداهاي ناماندگار
مردي براي همه بازيگرها
ورزشي
مورينيو هم فيلم مي شود
چشم ندارم ببينمت
رويدادهفته
هيجان فقط به درد تماشاگران مي خورد!
بوداي كوچك
تيم ملي در آفسايد سياست!
جنگيدم و برگشتم
درست بگوييد خوشبخت مي شويد!
تيغ، جراحي ... و حالا آدم ديگري شدي!
اجتماعي
دوست داشتن مردم و مهرباني با آن ها، نيمي از عقل است
زندگي
مرغ همسايه، آنفلوانزا گرفته
تنظيم گزارش در كافه تيتر!
رويدادهفته
روزها
آن كه گفت آري
رقصنده در تاريكي
ALI
رويدادها
جهان كوچك
عروس آتش
بعلبك، زمزمه پايان ناپذير قرون
صور، معلق در ميان رؤيا و حقيقت
محصول مشترك نازيسم و صهيونيسم
فراموش كن! به نفعت است
آن ها كه به نان و نوايي رسيدند
آن ها كه كتك خوردند
هنر روز
انوشه، شهر زير و رو
|  فهرست  |  سينما تلويزيون  |  تلويزيون  |  ورزشي  |  اجتماعي  |  زندگي  |  روزها  |  جهان كوچك  |
|  هنر روز  |  شناسنامه  |  مهمان هفته  |  راهنما  |  سبك زندگي  |  گزارش  |  موفقيت  |   نيم رخ ، تمام رخ  |
|  يادداشت  |  گالري  |
|   صفحه اول   |   آرشيو   |   چاپ صفحه   |