فاطمه عبدلي
تا سپيده دم نبرد دوام آورده ايد و نبايد همين لحظه هاي آخر همه چيز را از دست بدهيد.پس اين نكته ها را به ياد داشته باشيد و مقاومت كنيد؛ پيروزي، نزديك است.
اعترافات
با اين كه پدر و مادرم با اين شواهد آقاي كارآگاه قانع شدند كه من چرا صفر گرفتم، اما به جهت سالم سازي و اطلاع رساني صحيح به شما خواننده هاي محترم لازم مي دونم كه يه كم اعتراف كنم.
با احترام به آقاي كارآگاه همه اين مستندات از پايه و اساس غلطه. عكس موجود توسط خودم براي رد گم كني با فايل عكس توي دوربين، جابه جا شده بود. من همين طور اتفاقي اين عكس رو توي فتوشاپ سرهم كردم. نه !نمي خوام اشتباهاتم رو توجيه كنم .فقط مي خوام علت اصلي رو براتون شرح بدم.
قضيه خيلي ساده است. من توي امتحان تحليل سيستم هاي ديجيتالي صفر شدم. در صورتي كه تا قبل از توزيع اوراق امتحاني فكر مي كردم امتحان متون عربي داريم و خب همه چيز رو خودتون تا تهش بخونيد.
البته مقصر اصلي هم توي اين اشتباه يك نشرية مخصوص جوون ها بود كه من خيلي عاشقش بودم. اين نشرية عزير عيد امسال يه تقويم چاپ كرد كه خدا خيرشون بده از اون موقع تا حالا من هرچي سعي كردم طبق تاريخ هاي موجود توي اون تقويم عمل كنم، به بدبختي و بدشانسي و بداقبالي دچار شدم. البته اين از عشق و محبت و اعتماد من ناشي شد. آخه يكي نيست بهشون بگه اون هم تقويم بود چاپش كردين، با اين همه غلط املايي!
۱
از همه چيز مطمئن شويد
با اپسيلون گيج بازي، كلي تو دردسر مي افتيد. محض رضاي خدا قبل از اين كه شال و كلاه كنيد و راه بيفتيد، خيالتان را از ساعت، تاريخ و جاي دقيق امتحان راحت كنيد.
خوب است كه كمي به خودتان رحم كنيد و قبل از همة اين حرف ها از چيستي امتحان هم مطمئن شويد (حداقل از شب قبل امتحان) تا با كله اي پر از آيه و حديث و معارف، نرويد بنشينيد سر جلسه و ببينيد جلويتان ورقة فيزيك كوانتوم گذاشته اند.
۲
بخوريد و بياشاميد
براي اين كه چشم هايتان (كه احتمالا شب تا صبح، خواب به خودشان نديده اند) چهار تا نبيند و پاهايتان هم بتوانند هيكلتان را به جلسة امتحان برسانند، يك چيز بچپانيد تو حلقتان.
ننر و لوس نشويد؛ پفك و كرانچي هميشه هست. بهتر است به فكر آبميوه، نان پنير و چاي شيرين و خلاصه يك چيز مقوي و به قول دكترها مواد قندي دار باشيد. فايدة ديگرش هم اين است كه رفقايتان براي فرار از بوي مطبوع دهانتان دو كيلومتري تان نمي نشينند و تنها و غريب نمي افتيد يك گوشه.
۳
دوش بگيريد
تا حالا كسي با دوش گرفتن، چيزي از كله اش نپريده و اطلاعاتش شسته نشده. پس براي حفظ خونسردي و ريختن اضطراب (و اين بار استثنا نه براي نظافت) اين كار را بكنيد. البته بي خيال سنگ پا و كيسه بشويد تا وقت كم نياوريد. در ضمن، بچه هم نشويد. مواظب خودتان باشيد كه نچاييد. چون تو ايام امتحان ها مكافات است.
۴
لباسِ راحت بپوشيد
هيچ كارگرداني تو جلسة امتحان شما دنبال هنرپيشة گمشده اش نمي گردد. پس يك ساعت جلوي آينه با سرو كله تان ور نرويد. نمي خواهد تيپ بزنيد. يادتان باشد رقبا هم همه امتحان دارند. خودتان را معطل نكنيد. تميزترين و راحت ترين لباسي را كه باهاش هال مي كنيد و دست و بالتان را باز مي گذارد، بپوشيد. تا سر امتحان، حواستان به كراوات و سنجاق سينه و خط اتوي شلوار نباشد. مسخره بازي هم در نياوريد. حتي شاگرد اول ها را هم با پيژامه و دمپايي رو فرشي، سر جلسه راه نمي دهند.
۵
ترافيك را جدي بگيريد
مختان را به كار بيندازيد. مسافت خانه تا دانشگاه را با ترافيك آن تخمين بزنيد. ببينيد چند ساعتي را تو راه، سر كار هستيد. اين دفعه استثنائا زود رسيدن بهتر از دير رسيدن است.
با خودتان روراست باشيد. ديگر وقت ننه من غريبم نيست. آخر ترمي، قصه هايتان هم ته كشيده و تازه مراقب ها هم ذره اي براي تصادف بابا بزرگ ، سكتة عمه و گم شدن دختر دايي تان تره خرد نمي كنند. راستي اگر اهل موسيقي هستيد، قبل از امتحان، آن هم تو ترافيك، خيلي مي چسبد. ولي براي اعصاب و روان خودتان هم كه شده، اين بار را بي خيال جاز و دوپس اوپس بشويد و دنيا را كمي لايت تر ببينيد.
۶
خرخوان ها را فراموش كنيد
براي هر ننه قمري كه شده، قيافه بگيريد. اصلا هم خرخوان هايي را كه ته جزوه ها را در مي آورند و سوراخ سمبه هايش را بلند بلند هوار مي زنند، تحويل نگيريد. اين به اعتماد به نفس خودتان هم خيلي كمك مي كند. يادتان باشد لازم نيست آدم هرآشغالي كه تو كتاب ها و جزوه ها هست را بخواند. (شما كارهاي مهم تر از اين هم داشته ايد.) تازه تجربه نشان داده آن هايي كه كمتر مي خوانند، نمره هاي بهتري مي گيرند. مخلص كلام؛ هر گلي مي خواستيد به سرخودتان بزنيد، تا حالا زده بوديد. پس كوزت جمع نشويد و قيافة مادر مرده ها را هم نگيريد كه بدجوري رو اوضاع خودتان تأثير مي گذارد.
۷
روي صندلي ميخ دار ننشينيد
اول از همه، پايه هاي صندلي و چفت و بستش را امتحان كنيد تا وسط تفكر (يا تقلا براي تقلب) نقش زمين نشويد. ميخ هاي صندلي هاي چوبي را هم جدي بگيريد. شلوار و مانتوي نويتان به درك. جانتان مهم تر است. مي توانيد يك دور به قول مبل فروشي ها نشيمن صندلي را امتحان كنيد و بعد بنشينيد رويش كه تمام طول امتحان را وول نخوريد و نخواهيد زودتر ورقه تان را بدهيد و بزنيد به چاك تا از شر صندلي خلاص شويد. يك صندلي، خيلي ناچيزتر از آن است كه نمرة شما را 10 تا بكشد پايين. اين هم كه كجاي سالن بنشيند، كاملا برمي گردد به تجربة خودتان و روش هاي امتحان دادنتان.
۸
به خرافات توجه نكنيد
اين روان شناس ها حرف زياد مي زنند. اين كه اگر يك ربع يا ده دقيقة آخر را درس بخوانيد يا نه، قاتي مي كنيد يا قات مي زنيد، همه اش به مدل خودتان برمي گردد. ما خيلي ها را مي شناسيم كه اگر همين يك ربع آخر و مرور خلاصه نويسي هاي خودشان (يا مال ديگران) نبود، نمره شان از 12 به صفر كاهش پيدا مي كرد. پس اداي اصول گراها را در نياوريد و با هيس هيس، بقيه را به سكوت دعوت نكنيد. اگر حصارهاي مغزتان آن قدر بي جنبه هستند كه با دو تا رابطه و فرمول جديد، همة قبلي ها ازشان مي پرد، همان بهتر كه از اول، چيزي توي مغزتان نريزيد. كمي با افق بازتر به ماجرا نگاه كنيد؛ همه چيز به خودتان و تلقين هايتان بستگي دارد.
۹
قضاي حاجت كنيد
اين يكي را بگذاريد براي آخرين لحظة قبل از ورود به سالن امتحان كه برخلاف ظاهر ناچيز و پيش و پا افتاده اش مي تواند خرس را از پادر آورد. حتما خودتان را راحت كنيد. و گرنه، سرجلسه مي تواند كاري كند كه قلم دست گرفتن يادتان برود. چه رسد به فرمول و قضيه و معادله.
۱۰
ايمان بياوريد
معمولا ايام امتحان، سر خدا خيلي شلوغ مي شود. كلي هم بندة مخلص و با سوز و گداز پيدا مي كند. خب اشكالي هم ندارد. مي توانيد يك دعاي ثابت داشته باشيد. واسه يكي دو دقيقة نفسگير آخر كه دارند ورقه ها را پخش مي كنند. البته از خدا توقع نداشته باشيد كه در همان لحظه، سؤال ها به صورت جادويي تغيير كند و همه اش همان هايي شود كه شما بلد هستيد. يا انتظار نداشته باشيد با وجعلنا خواندن، چشم هاي استاد موقع تصحيح، غلط هايتان را نبيند.