- هفته نامه فرهنگي - اجتماعي -جوانان‎/شماره۵۲ - شنبه ۱۷ دي ۱۳۸۴ - - Jan 7, 2006
docharkhe
نامه به سردبير
Qanavati @Hamshahri.org
قباديان ـ اهواز
سالگردتان مبارك. همة مجله خوب است. اصلا خيلي خوب است. من خيلي دوستش دارم. ولي ويرايش...، وضع ويرايش اصلا جالب نيست.
(كاش موارد ناجالب را نوشته بوديد.)

فاطمه فرزانه
من ميل زده بودم. ولي هر هفته ليست نامه ها را مي خوانم، به من چرا جواب نمي دهيد؟ دوست داشتم با شما همكاري كنم.
( درِ همكاري، باز است. ممكن است نامة شما هم جاافتاده باشد يا گذاشته شده باشد براي شماره هاي بعد. به هرحال ببخشيد.)

آزاد
صفحة علمي و صفحة سياسي، سه چهار هفته خيلي قوي بود، ولي دارد ضعيف مي شود. مطالب كوتاه از هر رويداد سياسي و علمي در كشور يا جهان، خيلي بهتر از مطلب بلند است. چون مطلب سياسي و علمي، گاهي خسته كننده است. مطالب كوتاه كوتاه، خيلي بهتر است.مجله تان عالي است. توانش را داريد. پس بهترترش كنيد.
(ممنون از نظرات شما)

آقاي موسوي
صفحات سينمايي و ورزشي، بسيار زياد است.
صفحات علمي را بيشتر كنيد.


من صفحة معرفي بچه ها را خواندم. گفته بوديد كه آقاي رسولي اطلاعات زيادي در مورد فوتبال ندارند. لزومي ندارد اگر اطلاعاتي ندارند، در اين زمينه مطلب بنويسند.مثلا در مورد سياست، هنر و... مطلب بدهند. آمده اند وضعيت فعلي تيم را با وضعيت سياسي كشور و افول هاي سياسي مرتبط كنند، در صورتي كه اگر به سايت بارسلونا نگاه كنند،اصلا ربطي ندارد... اين مطالب هيچ منبعي ندارد، فقط برداشت شخصي است. به نظر من كسي حق ندارد دربارة يك تيم، اين طور شخصي نظر دهد. براي مجلة خودتان هم خوب نيست.
(انگار شما طنز آن معرفي را نگرفته ايد.)

يكي از بچه هاي هنرستان آينده برتر
صفحة بسم الله عالي است چون ما رشته گرافيك داريم، اين صفحه بسيار براي معلم ها و بچه ها جالب و قابل توجه است. دوست داشتيم آرشيو اين صفحه را داشته باشيم. اول سه شماره (از آن شماره هاي رايگان كه براي مدارس مي آيد) برايمان آمد، و ما هم ديگر... هر هفته خريديم. ما را عاشق كرديد و رفتيد پي كارتان؟
(براي بسم الله مي توانيد به سايت همشهري مراجعه كنيد. اميدواريم هميشه با همشهري جوان حال كنيد.)

بديع زادگان
مجله تان خيلي خوب است. اين شماره در مورد ذي حجه و خاطرات دوستان دانشجو وكلا دربارة اين سفر بنويسيد.
(اين پيشنهاد را با بچه هاي صفحه هاي زندگي مطرح مي كنيم.)

مختار كريمي مجد
من اهل گيلانغرب ام، اما خب حالا در شاهرود دانشجويم. آن موقع كه در شهرمان بودم، مجله به شهرمان نمي آمد. به خاطر همين، هر هفته يا خودم مي رفتم و يا دنبال كسي بودم كه برود كرمانشاه تا مجله را برايم گير بياورد. البته وقتي همشهري جوان به دستم مي رسيد، تمام اين مشقت ها و رو انداختن ها با خواندن آن مجلة وزين از بين مي رفت. توي شاهرود هر صبح شنبه، مجله، اول وقت به دستم مي رسد.به راحتي آب خوردن. اما ديگر از آن مجله اي كه من به تمام معنا صفحات آن را مي خوردم و با آن زندگي مي كردم، خبري نيست. احساس مي كنم سوژه هايتان دارد تمام مي شود. مثلا همين هفته (شمارة 51) ، اين چه طرح جلدي است. بابا وحشت كردم با آن قيافة ترسناك... از آقاي دوست محمدي انتظارش را نداشتم. آخر وقتي هم موضوعش را مي خواني، ربطي به چاقو و قيچي ندارد. ورزش هاي رزمي براي ساختن نفس و بالابردن تواضع و سلامتي اند، نه... رويداد هفته هم كه قربانش بروم. حسابي سوژه كم آورده. سبك زندگي، ديگر آخرش است. فكر مي كنيد اين مطلب سس به درد چند نفر از خوانندگان خورده. چند نفر توي زندگي شان تمام اين سس ها را حتي اسمش را شنيده اند؟ در قسمت روزها هم كه هيچ اشاره اي به امام جواد(ع) نشده است.
(سلام ما را هم به رفقاي دانشجو و همشهري هايت برسان. عرض كنم كه سبك زندگي گاهي هم براي اين است كه اسم چيزهايي كه تا حالا به گوشمان نخورده، به گوشمان بخورد. در مورد جلد هم نظرتان را چاپ مي  كنيم تا بقيه هم نظر بدهند. دربارة روزها هم به شخصيت هاي مذهبي ايران اختصاص دارد و بخش ديگر هم به شخصيت هاي تاريخي جهان مي پردازد. اگر از شمارة اول، در اين صفحه ها دقيق شويد، شايد برنامة اين صفحه دست تان بيايد.مثلا در شماره 31 به مناسبت تولد امام جواد و در شماره۳ به مناسبت شهادت ايشان، ما مفصل مطلب داشته ايم. در عوض در شمارة 51 بخش عمده اي از روزها به ازدواج حضرت علي و فاطمه اختصاص پيدا كرده. به هر حال، از شما ممنون ايم.)


سلام، خسته نباشيد. سالگردتان مبارك. اميدوارم هزار ساله شويد، همشهري جوان خيلي خوبم.راستي طرح جلدتان خيلي خوب بود، كيميايي را مي گويم. اصلا عالي بود. راستي سه شماره است خيلي خوب شده (طرح جلد).دعا مي كنم تيراژتان هر روز بيشتر شود. هر چند شماره 50، پاره و خيس و كثيف به من رسيد. (چون آخرين جلدي بود كه كيوسك داشت.) ولي عيبي ندارد. مهم اين است كه گرفتم. مهم اين  است كه همشهري جوان به من هم رسيد.

نشريه نون و قلم
اولا تولدتان مبارك! به قول يكي از بچه ها صدسالگي تان را تبريك بگوييم! تازه خوشا به سعادت تان كه يك سالگي نشرية شما، همشهري جوان، با يك سالگي نشرية ما نون و قلم همزمان شد. نون و قلم چي است؟ همان نشريه اي كه شمارة قبل، لطف كرديد و نوشتيد كه به دستتان رسيده. ولي نمي دانم چرا تنها با نام قلم ازش اسم برده بوديد!حالا ما دربه در دنبال آن كسي مي گرديم كه نونش را خورده و قلمش را آورده براي شما.

احسان اميني
قرار بود هر هفته نظرم را راجع به مجله برايتان بنويسم... اول كه بايد يك سالگي مجله را به شما و همة همكارانتان تبريك بگويم و بعد اين كه:
الف) يادداشت هاي يك سالگي جالب بودند، مخصوصا ديدن عكس بروبچ مجله كه با آن چيزي كه در ذهن داشتم، خيلي فرق مي كرد.
ب) روشنفكري فوري و آسان، بدك نبود، ولي به پاي قسمت خانة دانشجويي كه هرگز نمي رسد!
ج) صفحة دانش دارد كم كم بهتر مي شود. قسمت هاي اول كه در حد فاجعه بود! راجع به اين خانم دنبالة اينشتين، هم توي وبلاگ يك پزشك و هم توي روزنامه ها، چيزهايي خواندم. ولي مطلب اين جا كامل تر بود! كاش به جاي اين كه آن قدر به اين دنبالة گرامي گير  داده بوديد، به آن هايي كه خبر را توي بوق و كرنا كردند، گير مي داديد.
د) بابا اين آقا جواد ماشاءالله از هر انگشتش هزار تا هنر مي ريزد! هم عكس هاي معركه مي گيرد، هم سفرنامه مي  نويسد، هم وبلاگ دارد! ولي كاش اجازه مي داد تو وبلاگ اش از دوربين ديجيتال هم سؤال كنيم!
ه) رازهاي سرزمين من هم مثل هميشه زيبا بود...

معصومه كرمي
اين بار كه برايتان نامه مي نويسم، حس مي كنم كه به شما نزديك ترم و راحت تر مي توانم حرف هايم را بگويم. از وقتي كه فهميدم با همشهري توي يك ماه متولد شده ام، مطمئن شدم كه اخلاق هاي عجيب و غريب من، مخصوص من نيست، مال همة متولدهاي دي است. وقتي فهميدم، برايتان نوشتم. به من ربطي ندارد كه شما مهم هستيد كه واسة خودتان تولد مي گيريد. من از بچگي هميشه روز تولدم را خودم براي خودم جشن مي گرفتم و براي خودم هديه مي خريدم. البته بيشترشان يا تو فرجة امتحان ها بود يا آن روزها امتحان داشتم. امسال هم باز تو فرجه ها است.
(اميدواريم فرجه ها هم با امتحان هايش به خير و خوشي تمام شوند. ما هم به شما تبريك مي گوييم.)

مليكا موسوي
من يك انتقاد دارم، خيلي هم سازنده تشريف دارد: لطفا در صورت امكان، كمتر خانم ها را مسخره كنيد. اگر ليگ فوتبال خانم ها راه اندازي شده، ديگر براي چي مسخره مي كنيد؟
(قصد ما مسخره كردن نبوده و مسؤول صفحه هم مي گويد ما به استقبال قضيه رفته ايم.)

كورش امجدي
مبارك باشد. صد سال به اين سال ها. تا باشد از اين جشن ها. پير شوي. قبول كه مجله عالي است. قبول كه ما دوست داريم بدانيم اين چيز ها را كي به خوردمان مي دهد. اما يك ذره، يك كوچولو صفحه هاي سالگردتان زياد بود. جالب اين جاست كه تقريبا هيچ كس هم نمي خواسته بنويسد و با اكراه و از سر ناچاري نوشته و اين شده. اگر مشتاق بوديد كه ... راستي يك نكتة كوچولو. من تا قبل از اين فكر مي كردم يك سال بايد 52 هفته و خرده اي باشد. حالا اين كه شما چرا ساختارشكني كرديد و تو شماره 50 به خودتان حال داديد، مي تواند جالب باشد. ديدن چهار تا خط از شما (بله خود شما آقاي قنواتي، پشت سرت را نگاه نكن) هم در نوع خودش تجربة جالبي بود.
(فقط اين را دربارة سال بگويم كه دوهفته تعطيلي فروردين را هم اگر در نظر بگيريد، شماره 50 مي شود شمارة سالگرد. ممنون از تبريك.)

محمدعلي حسين زاده-رشت
من از كوچكي عشق مارادونا بودم. يك بار از پدربزرگ ام پرسيدم: مارادونا بهتر بود يا پله؟ خنده اي كرد و گفت كارهايي كه مارادونا با توپ مي كرد، هيچ كس نمي توانست انجام بدهد. پله و امثال رونالدينيو، انگشت كوچيكة مارادونا هم نمي شوند. راستي فقط استقلال، ليورپول، ايتاليا، آرژانتين! قابل توجه آقاي رحماني. درضمن، وضعيت توزيع در رشت، عالي است.
(چه پدربزرگ جواني داريد. دربارة فقط هم سيامك رحماني مي گويد: حالا مي بينيم.)

سيد رضا رضايي
۱ -تولدتان مبارك. هر چي باشد، يك سال با هم زندگي كرديم.
۲ -دو تا يادداشت برايتان مي فرستم. اميدوارم به دردتان بخورد.
(ممنون. باز هم براي ما يادداشت بفرستيد.)

هادي مهدوي
سلام. خسته نباشيد. مثل اين كه تولدتان بود.
!Happy birthday with best wishes مي دونيد روز تولدتان من را ياد چي مي اندازد؟ عربي! درست يك سال پيش، من قرار بود شش ماه بعدش كنكور بدهم. تبليغتان را تو همشهري بزرگسالان ديده بودم. من از اولين جلسة كلاس عربي در آمده بودم. از روزنامه فروشي پرسيدم همشهري جوان داري؟ گفت نيومده! اين نيامدن ها تا سه هفته جريان داشت تا اين كه آمديد. من هم همه اش را خريدم و خواندم. انصافا خيلي با حال ايد. اما شما چه ربطي داريد به عربي؟ هيچي! من آن جلسه را رفتم و ديگر نرفتم كلاس عربي. ولي كاش مي رفتم. به هر حال كنكور را دادم و دانشجو شدم و از يكي از اون مطلب هايتان تحقيق نوشتم براي درس ريشه ها، خرجش كردم واسه استاد. (البته آخرش نوشتم كه زحمتش گردن همشهري جوان بود!) بازهم خيلي تشكر مي كنم از مجله تان كه واقعا تو اين سرما كولاك كرده. راستي به آن سيامك رحماني بگوييد فقط صبر كن تيمت با بارسا بيفتد، حالتان را مي گيريم اساسي!
(خوشحال ايم از اين كه رفيق پايه اي بوده اي و بوده ايم. در ضمن سيامك خودش بارسايي است و وقتي اين را به اش گفتيم، گفت: يعني چي؟)

فاطمه شريف
همشهري سالگرد، پيدا نمي شد. به جاي اين كه پنج شنبه دستم برسد، دوشنبه رسيد.اما مهم اين است كه رسيد. راستش خيلي خوشم آمد. آنقدر از بروبچ همكار تعريف كرديد كه من هم تصميم گرفتم افتخار بدهم و بيايم همكارتان بشوم. در اسرع وقت، كارهايم را مي فرستم. آخر من، هم يك پا عكاس ام و هم گرافيست.
(بفرستيد. اگر بتوانيم در مجله استفاده كنيم، خوشحال مي شويم.)

فريما. ر.
حبيبه جعفريان، مقاله زندگي دوگانة ورونيك را كه خواندم، فكر كردم جداً شما همزاد من در جهان ايد. انگار خودم نوشته بودم. احتمالا از اعماق دلتان بود كه اين قدر بر دلم نشست. متشكرم كه اين احساس را به من داديد كه در جهان، هستند هنوز اين گونه آدم ها.
(اين هم جواب حبيبه جعفريان براي شما: همزاد داشتن، اتفاق هيجان انگيزي است. خوشحال ام كه آن يادداشت را دوست داشتيد. مخصوصا كه همة سعي ام را كرده بودم صادقانه باشد. )

صدرا اماني
مصاحبه اي با محمدرضا زائري و محسن چيني فروشان به عنوان مسؤولين مؤسسة بزرگ همشهري داشته باشيد! حاج آقاي زائري را از دست ندهيد. جان مي دهد براي يك مصاحبة باحال و ته جوان پسند! عكس اش هم براي جلد، چيز خوبي از آب در مي آيد. امتحان كنيد؛ بد نيست!
(از آن جا كه هميشه نسبت مستقيمي بين كوزه گر و كوزه هاي شكسته وجود دارد ، بعيد مي دانم اين اتفاق بيفتد!)

نامه هاي شما هم رسيد:
سهيلا حسين زاده، معصومه كرم زاده (تالش)، آرش گوبال، مريم هويدا مرعشي (خيال تان از بابت چاپ نشدن نامه تان راحت باشد)، سعيد موسويان، احسان لاهه، عبدالغفور سوري و مهدي غلامي.

نامه ها‎/ فهرست
يادداشت
يادداشت هاي بچه هاي تحريريه همشهري جوان
نيم رخ، تمام رخ
مهار آتش با نارنجك‎/ مصطفي نخل احمدي رتبه دوم ابتكار
جشنواره خوارزمي
اين بچه آرامش ندارد!/ پديده بلوري زاده قهرمان دو و ميداني و
ملي پوش واليبال ايران
دوست دارم تهيه كننده شوم‎/ رضا داوودنژاد مجري طرح،
برنامه ريز و بازيگر فيلم هشت پا
موضوع ويژه
آدم؟ بعله!/ بازگشايي يك پرونده خاك گرفته: فارغ التحصيلان
علوم انساني
گزارش
جاودانگي با سوسيس و كالباس!/ تب ركوردزني و ثبت ركورد
در گينس، ايراني ها را هم گرفته است
سينما و تلويزيون
ايران سوژه راحتي نيست‎/ گفت وگو با علي مجتهدي، همه كاره
برنامه مستند ايران
شير و شاهزاده‎/ نارنيا، نسخه سينمايي قسمت اول از يك افسانه
بريتانيايي هفت جلدي
سبك زندگي
نمادها‎/ پشت هر شكل يا نماد، چه حقيقتي وجود دارد؟
ورزش
ديگر شر نيستم‎/ تغيير در تفكرات سياوش اكبرپور، مهاجم
استقلال، او را زير و رو كرده
توي اين برف ها كباب مي شويم!/ بهترين روزها براي اسكي بازها
از راه رسيده است...
از نعره هاي شادي تا گونه هاي خيس‎/ مهم ترين رخدادهاي
ورزشي سال 2005
دانش
بشقاب پرنده ها از كجا مي آيند؟‎/ پرونده اي درباره اشياي
ناشناخته فضايي و موجودات فرا زميني
موفقيت
من، موفقيت، چند سال دارم؟‎/ چه سني براي دستيابي به
موفقيت، مناسب تر است؟
رازهاي سرزمين من
پسردايي هزار ساله‎/ راين شهري است در نزديكي بم كه ارگ
آن هزار سال قدمت دارد
گالري
جا به جايي ديوارها‎/ قصه نقاشي مدرن ايراني به روايت موزه
هنرهاي معاصر
مهمان هفته
بزر گ ترين ضربه را از عابدزاده خوردم!/ مهمان اين هفته
همشهري جوان، نيما نكيسا
روزها
عيد قربان
مرگ بهرام صادقي
ترور يحيي عياش
وفات جهان پهلوان تختي
وفات امام محمدباقر(ع)
قتل علامه طبرسي
قتل محمدتقي خان اميركبير
كشف حجاب
تولد استيون هاوكينگ
تولد جبران خليل جبران
مرگ مارشال مك لوهان
تولد اي.ال.دكتروف
زندگي در دامنه آتشفشان‎/ يادگارهايي از عمليات كربلاي پنج
رويداد هفته
زندگي
سينما
ورزش
راهنما
سينما/تلويزيون
كتاب/هنر
رايانه/بازي

فهرست
نامه به سردبير
نامه ها‎/ فهرست
سينما تلويزيون
شب به خير، موفق باشي!
مدرسه پيرزن ها
رويدادهفته
گويي طلايي تمشك طلايي
تلويزيون
ايران؟ سوژه راحتي نيست!
مردي در آسمان
كار، كار ايراني هاست
سه روز قبل از رمضان زنگ زد
بال هلي كوپتر خورد به سيم
ورزشي
شكلاتي، شكلاتي
وقتي نيستي، دنيا برام زندونه!
رويدادهفته
ديگر شر نيستم
توي اين برف ها كباب مي شويم!
ورزش مرفه ها
جاده هاي سرد
هر وقت غصه ام مي گيرد، مي روم اسكي!
از نعره هاي شادي تا گونه هاي خيس
اجتماعي
وخداوند ابراهيم را به دوستي برگزيد
زندگي
گلدكوئست باز ها، متهم به قتل
استخدام ادواري به سنگ خورد
رويدادهفته
سينما
شير و شاهزاده
جادوگرميليون دلاري
هفت كتاب
دانش
بشقاب پرنده ها ازكجا مي آيند؟
سنگ سياه ناشناخته
بشقاب  پرنده ؟هيجان زده نشو
ديداربا بيگانه ها
دست كم آبروي خودتان را نبريد
چگونه تقلب كنيم
روزها
گلوي پسرگرم بود
زندگي در دامنه آتشفشان
تصوير چند دوست
چرا كربلاي  پنج مهم است؟
رويدادها
هنر روز
پسردايي هزار ساله
|  فهرست  |  سينما تلويزيون  |  تلويزيون  |  ورزشي  |  اجتماعي  |  زندگي  |  دانش  |  سينما  |
|  روزها  |  هنر روز  |  شناسنامه  |  مهمان هفته  |  راهنما  |  سبك زندگي  |  گزارش  |  موفقيت  |
|   نيم رخ ، تمام رخ  |  يادداشت  |  موضوع ويژه  |  گالري  |
|   صفحه اول   |   آرشيو   |   چاپ صفحه   |