- هفته نامه فرهنگي - اجتماعي -جوانان‎/شماره۵۲ - شنبه ۱۷ دي ۱۳۸۴ - - Jan 7, 2006
docharkhe
بشقاب پرنده ها ازكجا مي آيند؟
خرافاتي ها ماجراي موجودات فضايي را خيلي جدي مي گيرند و علم زده ها هر نشانه اي از فضايي ها را انكار مي كنند.با اين حال وجود موجودات فرازميني هنوز يك راز است
023031.jpg
كمتر پيش مي آيد كه افراد تحصيل كرده يا دانشمندان گـزارش رؤيت بشقاب پرنده بدهند
هنوز هم شبيه آن ها هستيم، شبيه اجدادمان كه در مصر و بين النهرين و حتي در مكزيك، شهاب ها و ستاره ها را مي ديدند و شگفت زده مي شدند. امروز هم ما راحت مي توانيم هر غروب، سيارة زيباي ناهيد را ببينيم و فكر كنيم سفينه اي از ماوراي زمين است، يا شفق قطبي، نشانة فرود فرازميني ها در شمال است. زياد مهم نيست كه اسم اين پديده ها چيست و ما چه چيزي را با فضايي ها اشتباه مي گيريم. حتي مهم نيست كه اصلا اين چيزها طبيعي هستند يا مصنوعي. شايد ماهوار ه هاي جاسوسي باشند، يا شايد اصلا خود مريخي ها باشند. شايد اين مهم  تر باشد كه بدانيم چرا اين قدر مشتاق هستيم وقتي يك چيز نوراني در آسمان مي بينيم، تفسيرهايي اينچنيني بكنيم. چرا فورا ديدن اين اشيا را همراه با تفسير خودمان، براي ديگران تعريف مي كنيم. خيلي زود، كار را به رسانه ها مي كشانيم و براي همين حر ف ها موج گزارش ها از ديدن اشياي نوراني ناشناخته در يك منطقه، رسانه ها را پر مي كند. احتمالا فيلم هاي ژانر علمي ـ تخيلي هاليوود، تأثير خوبي روي ما نداشته اند. زياده از حد، خيالاتي شده ايم. اما پنجاه شصت سال پيش كه خبري از اين فيلم ها نبود؛ با اين حال، تصور فضايي ها آن زمان هم بوده. جواب ، شايد اين باشد كه ما دوست نداريم در اين دنيا تنها باشيم. انگار مي خواهيم بودنمان را با كساني تقسيم كنيم. مي خواهيم با تمام كوچكي مان در اين كيهان بزرگ، حداقل همنوعاني داشته باشيم؛ دست كم در آن سوي جهان. شايد جواب مسأله، هيجان باشد، آن هم يك هيجان جمعي. حتي اگر بدانيم بيشتر اين بشقاب پرنده ها و موجودات فضايي پديده هايي علمي و قابل توضيح هستند.آن ها اسرار آميزند و ما هم عاشق رازيم.

مهدي صارمي فر
پس از پايان جنگ دوم جهاني و رواج استفاده از هواپيما ها از سال 1947 گزارش هاي زيادي دربارة بشقاب پرنده ها اعلام شده كه همواره در ايالات متحده موضوع تحقيق بوده اند. فقط در سال 1966، 10 هزار گزارش از سراسر ايالات متحده رسيد كه گاهي شاهدان عيني، دانشمندان و اشخاص برجسته بودند.
آلن هاينك، مشاور اسبق امور بشقاب پرنده در پنتاگون گفت: بيشتر مشاهده كنندگان بشقاب پرنده، اشخاص معمولي اند، كمتر پيش مي آيد كه افراد تحصيل كرده و ندرتا دانشمندان در بين آن ها باشند.
در حالي كه نيروي هوايي ايالات متحده، تمامي مشاهدات دربارة بشقاب پرنده ها را نفي مي كند، حفظ كردن دستور شماره 17 ـ 80 براي تمام خلبان هاي نظامي ايالات متحده، الزامي است.
قسمت هايي از دستور 17ـ۸۰:
اكثر گزارش هاي بشقاب پرنده، خطري براي امنيت ملي آمريكا نيست. اين احتمال وجود دارد كه ممالك ديگر، در زمينة ماشين هاي پروازي به پيشرفت بزرگ رسيده  باشند.
هنگام رؤيت بشقاب پرنده، خلبان بايد به اين سؤال ها جواب دهد: آيا بشقاب پرنده در يك خط مستقيم حركت مي كند؟ ناگهان سرعت مي گيرد و دور مي شود؟ رنگ عوض مي كند؟ دود از آن خـــارج مـــي شــــود؟ درخشندگي اش متغير است؟ ناپديد مي شود و دوباره نمايان مي گردد؟ صدا توليد مي كند؟
در اغلب گزارش ها آمده كه بشقاب پرنده ها مثل هواپيما هستند. در صورت وجود چنين جمله اي، به شدت تأكيد مي شود كه اين گزارش، شامل رعايت دستورات ايمني نمي شود و نبايد هيچ گزارشي ثبت شود.

منتخبي از يادداشت هاي تاتموس سوم، از فراعنة مصر كه هم  اكنون در واتيكان نگهداري مي شود:
در سومين ماه زمستان سال 22، شش ساعت از روز گذشته. شرح روزانة مملكت: متوجه دايره اي آتشين شدم كه از آسمان در حال نزول بود... بدنش 5/5 يارد طول و عرض داشت. روي شكمش به زمين فرود آمد. چند وقتي بود كه اين اشيا در آسمان زياد شده بودند. حتي از خورشيد هم درخشان تر بودند. در حالي كه ارتش فرعون به صحنه مي نگريستند، اين اشيا تا جايي كه چهار ستون آسمان وجود دارد، پيش رفتند. و ناپديد شدند.
اين اولين گزارش ثبت شدة تاريخ بشر دربارة بشقاب پرنده ها است.
البته اگر افسانة گيلگمش ريشه در واقعيت داشته باشد، شايد از يك داستان سامري گرفته شده است كه شايد از گزارش رسمي فرعون تاتموس سوم، قديمي تر باشد. در اين افسانه، اتناي قهرمان را خداياني كه از آسمان فرود آمده بودند، سوار بر ارابه اي كردند و آن قدر بالا بردند كه دريا برايش نقطه اي بود. او از آن بالا درياي سرخ و خليج فارس را تشخيص داده بود.
گردبادي از شمال وزيد... يك گلولة آتش بود... از ميان آن، چهار موجود زنده خارج شدند.

يك بار در 10 ژانويه 1964، در پايگاه كندي در كيپ كاناورال فلوريدا، يك بشقاب  پرنده ديدند، كه سر راه پرتاب يك موشك ايستاده بود و 14 دقيقة تمام، رادارها از كار افتاد. اين خبر، هيچ گاه در روزنامه ها چاپ نشد تا موجب تشويش اذهان عمومي نشود. اما اين گزارش در اسناد ناسا ثبت شد و بعدها اعلام شد.

فضانوردان ناسا مك ديويت و بورمن ، در مأموريت جميني 4 و 7 جسمي را ديدند كه به موازات فضا پيماي آن ها در حال حركت بود و حالت تعقيب داشت.

گوردون، فضانورد آمريكايي گزارش داده كه در مأموريت هاي آپولو 12 در حال سفر به سوي ماه، چند جسم نوراني، آن ها را اسكورت كرده اند. چند لحظة  بعد، پايگاه هوايي هوستون در تگزاس، پيامي مخابره مي كند به اين مضمون: آرايش تهاجمي ندارند و رفتار آن ها دوستانه است. آژانس فضايي اروپا هم اين اشيا را ديده بود.

كاپيتان دان دلمونيكو، دريانورد آمريكايي، در آوريل 1973 دوبار جسمي خاكستري در آسمان ديد كه مثل يك سيگار برگِ باد كرده، با دو انتهاي گرد بود و از آسمان به زير آب فرو رفت.

گارد ساحلي ميامي، در سواحل فلوريدا بارها اشياي آبي رنگ پرنوري را مشاهده كرده اند. در آوريل 1973 كه خاموشي سراسري بود و وضوح اين نقاط نوراني، بسيار بالا بود، آن ها در آسمان ظاهر مي شدند و درون آب اقيانوس، در ناحيه اي نزديك مثلث برمودا فرو مي رفتند.

مهمان  هاي ناخوانده در سينما
سنگ سياه ناشناخته
022989.jpg
كاوه مظاهري
يعني توي مريخ، كسي زندگي مي كند؟ چه شكلي اند؟ غير از ما هم موجود زنده اي توي جهان هست؟ آن ها هم احساسات دارند؟ چقدر مثل ما هستند؟... خوب يا بد، اين سؤالات هنوز به طور كامل جواب داده نشده. اتفاقا جذابيت شان هم از همين جاست: نمي دانيم ولي مي  خواهيم بدانيم. سالي كه شاهكار استنلي كوبريك اوديسه فضايي 2001 اكران شد و آن سنگ سياه اسرارآميز از آسمان به روي زمين فرود آمد، خيلي از منتقدها گفتند كه جواب همة اين سؤال ها درون همين سنگ است. كوبريك هم چون مي دانست كه اين سؤال ها حالا حالاها جواب داده نمي شوند، هيچ وقت نگفت كه آن سنگ دقيقا چيست و چه رازي را در خود نهفته دارد. او باعث شد كه سنگ سياه به عنوان يكي از مبهم ترين اشياي تاريخ سينما باقي بماند. جواب اين سؤال ها هميشه براي فيلمسازها جذاب بوده. به طور عمومي مي توان گفت كه تقريبا همة مردم، از جمله فيلمسازها نسبت به كلمة موجودات فضايي و بشقاب  پرنده احساس خوبي ندارند. اگر يك دفعه شايعه بشود كه در فلان منطقة دنيا چند نور در آسمان ديده شده، چهار ستون بدن مردم آن منطقه به لرزه در مي آيد. نابغه اي مثل اورسن ولز با آگاهي از همين موضوع، در دهه 1930 با اجراي راديويي رمان جنگ دنياها (نوشتة اچ. جي. ولز) مردم را چنان ترساند كه همه به خيابان ها ريختند و آشوب عجيبي در شهر درست شد. مجموعه فيلم  هاي موفق بيگانه هم چنين رويكردي نسبت به موجودات فضايي داشت. در بيگانه  ها موجودات فضايي، جانوران كريه المنظري بودند كه كمر به كشتن و نابودي انسان ها بسته بودند. حتي در فيلم نشانه ها كه تقريبا تا اواخر فيلم، هيچ تصوير واضحي از موجودات فضايي نمي بينيم، ترس عجيبي بر كل فضاي فيلم حاكم است. در نشانه ها موجودات فضايي، چند جاي زمين را نشانه گذاري مي كنند، اما هيچ وقت معلوم نمي شود كه اين نشانه ها را براي چه گذاشته  اند. ترس از اين كه قرار است چه اتفاقي بيفتد؟ تا انتهاي فيلم، همراه كاراكترها و تماشاچي فيلم است.
به ندرت، فيلمي مانند ET، يك موجود فضايي (استيون اسپيلبرگ) ساخته شده كه در آن، موجودات فضايي، دوست داشتني به نظر برسند. ET موجود زيبايي نيست و تمام آدم بزرگ هاي فيلم، يا از او مي ترسند يا مي خواهند او را مثل موش آزمايشگاهي آزمايش كنند. اين وسط، نزديك ترين دوست ET، يك بچه است. بقية دوستان ET هم همگي بچه اند. فيلم ET از اين قانون قديمي هاليوود استفاده مي  كند كه اگر سگش او را دوست داشت، يعني آدم خوبي است و چون حالا بچه ها ET را دوست دارند، ما (مخاطب) هم كم كم علاقه مندش مي شويم. فيلم من زمين را دوست دارم و سريال اين زميني ها هم كه از شبكه تهران پخش شد، نگاه مثبتي به موجودات فضايي داشتند. شروع اين نگاه مثبت به موجودات بيگانه را فيلم مطرح برخورد نزديك از نوع سوم (اسپيلبرگ) مي دانند، جايي كه بشقاب پرندة غول پيكر به وسيلة موسيقي با زميني ها ارتباط برقرار مي كند. هر كدام از اين فيلم ها سعي كرده اند تصويري از موجودات فضايي ارائه دهند. چه فيلم  هايي مانند روز استقلال و جنگ دنياها كه روي نابودي زمين توسط بيگانه ها و بشقاب پرنده ها مانور مي دهند و چه فيلم هاي دوست داشتني و احساسي اي مثل ET كه موجودات فضايي و بچه ها را هم ارز همديگر فرض مي كنند. با وجود اين، هنوز هيچ كسي نمي  داند كه بيگانه ها واقعا وجود دارند يا نه، و اگر وجود دارند، چه شكلي اند.
شايد جواب همة اين سؤالات در سنگ سياه اوديسه فضايي 2001 پنهان باشد، سنگي كه ظاهرا هيچ وقت، رازش كشف نخواهد شد.

اجرام نوراني ناشناس به روايت علم
بشقاب  پرنده ؟هيجان زده نشو
022968.jpg
از اين عكس ها خيلي راحت مي شود توليد كرد.كافي است راهش را بلد باشيد. مطلب چگونه تقلب كنيم (ستون سمت چپ، پايين) را بخوانيد تا راهش را يادبگيريد
در طول تاريخ، خيلي ها ادعا كرده اند كه اشياي ناشناختة پرنده ديده اند. آن ها براساس همين شواهد، استدلال مي كنند كه موجودات فرا زميني به زمين رسيده اند و اين ها وسايل نقلية آن ها هستند. اما نكته اي هست كه به آن توجه نمي كنند. تنها گفتن اين كه كسي يك بار چيزي را ديده است، كافي نيست. حداقل بايد آن را ثبت كرده باشد يا بتواند دوباره آن را نشان دهد. مردم معمولا چيزي را مي بينند كه منتظرش هستند. اگر منتظر ديدن اشياي پرنده باشند، حتما وقتي يك سياره هم ببينند، گمان مي كنند سفينة مريخي ها را ديده اند. به خصوص در نور كم كه مغز، تفسير هاي متنوعي براي چيزي كه چشم ديده  است، پيدا مي كند. در حالي كه بيشتر چيزهايي كه مردم فكر مي كنند اشياي نوراني پرنده و نشانه هاي حيات فرازميني هستند، بعدها پديده هاي ديگري از آب در آمدند.

چند اشتباه لُپي
يكي از اين موارد، نويزهاي راديويي بودند كه پيشگامان اختراع راديو، ماركوني و تسلا، آن ها را با پيام هايي از موجودات فرا زميني اشتباه گرفتند. تسلا و ماركوني بيچاره در اوايل قرن بيستم، جداگانه اين كشف مهم خود را اعلام كردند. بعد در سال 1936 كارل جانسكي نشان داد فضا پر از اين گونه نويزهاست. امروز اخترشناسان مي دانند كه اين نوسان هاي راديويي، ناشي از گسيل طبيعي اتم ها است. اما هنوز هم بعضي ها به دنبال پيام هاي فرا زميني هستند.
مثال ديگر، واپاشي پرتو گاما است. در سال 1973 اطلاعات جالبي از ماهواره هاي كشف آزمايش هاي غيرمجاز هسته اي به دست آمد. اين اطلاعات نشان مي داد كل منظومة شمسي هميشه با پرتو هاي گاما بمباران مي شود كه از قوي ترين پرتو هاي الكترومغناطيسي هستند. بعضي از اخترشناسان حدس زدند شايد اين پرتوها در مورد نور، شبيه شكستن ديوار صوتي باشند كه به خاطر سرعت زياد حركت فضاپيما هاي فرا زميني ها ايجاد مي شوند. اما در اواخر دهه 90 شواهد نشان داد كه واپاشي  گاما حاصل انفجار ستار ه ها است.
تپ اخترها هم يكي ديگر از مواردي بود كه اخترشناسان را فريب داد. يك دانشجوي دكتري دانشگاه كمبريج وقتي نوار نوسان هايي را كه از يك راديو تلسكوپ گرفته بودند، بررسي مي كرد، متوجه نوسان هاي راديويي شد كه به طور متناوب و خيلي منظم، روشن و خاموش مي شود. شب بعد هم درست در همان ساعت، همان پديده را ديد. بعد فكر كرد اين نوسان را جايي وراي منظومة شمسي مي فرستند. او هيچ منبع طبيعي اي نمي شناخت كه اين قدر منظم نوسان كند. براي همين، خيال كرد اين علامتي از فرا زميني ها است. اما خيلي زود، اصل ماجرا مشخص شد. منبع اين نوسان  ها قلب چرخان ستاره هاي مرده بودند كه امروز به آن ها تپ اختر مي گوييم.
اما اوضاع هميشه هم اين قدر بد نيست. پنزياس و ويلسون دو مهندس آمريكايي بودند كه در آزمايشگا ه هاي مشهور بل كار مي كردند. آن ها هم دنبال امواج راديويي فرا زميني بودند، اما در عوض، كشف مهمي كردند. دستگاه هاي آن ها به جاي سيگنال هاي موجودات فرا زميني، تابش زمينة كيهاني را نشان مي داد. تابشي كه پيش بيني كرده بودند از ثانيه هاي اولية جهان و انفجار بزرگ به وجود آمده است. كشف اين امواج، تأييد نظرية انفجار بزرگ بود و براي همين، جايزة نوبل فيزيك 1978 را به آن ها دادند. پنزياس و ويلسون واقعا شانس آورده بودند. اگر آن ها تابش زمينة كيهاني را كشف نمي كردند، اصلا معلوم نبود بتوانند علائم فرا زميني ها را بگيرند و مشهور شوند.
دانشمندان، هم گاهي شواهد و گزارش هاي اجرام پرندة ناشناس را بررسي مي كنند و در مواردي، نشان مي دهند كه اين گزارش ها در واقع، پديده هاي شناخته شدة فيزيكي است.
سياره ناهيد
هنگامي كه ناهيد به نزديك ترين فاصله از زمين مي رسد (حدود۳‎/۰ واحد نجومي يا 45 ميليون كيلومتر )، به شكل يك هلال باريك، با بزرگي زاويه اي بيش از 50ثانيه قوس ديده مي شود. در اين شرايط، ناهيد پانزده برابر پرنورترين ستارة آسمان شب، درخشان است و آن قدر پرنور است كه مي تواند زير اجسام، سايه بيندازد. هلال ناهيد در چنين شرايطي، شكل نامتقارني دارد و نورش را متقارن نمي تابد. اگر چشماني تيزبين داشته باشيد، مي توانيد هلال ناهيد را با چشم غيرمسلح هم تشخيص دهيد. آن وقت مي بينيد آن سمت ناهيد كه به سوي خورشيد است، نوراني تر است. فردي كه پس از غروب خورشيد به آسمان غربي نگاه مي كند و ناگهان با جسم سفيد درخشان و پرنوري مواجه مي شود كه به او خيره شده است، اگر نداند اين جسم، همان ناهيد است و اندكي تخيل در نهادش وجود داشته باشد، فكر مي كند يك بشقاب پرنده ديده است. سال ها قبل، رونالد ريگان دچار اشتباه مشابهي شد. البته او فكر كرد يكي از ماهواره هاي جاسوسي شوروي را ديده كه دارد ديد مي زند. نخنديد. سر خودمان هم مي آيد. پارسال، تلويزيون تصاويري از يك شيء نوراني درخشان نشان داد و همه  جا شلوغ شد و ميزگرد هم برگزار كردند. چي بود؟ ناهيد و مشتري.
گاهي شواهد و گزارش ها، اجرام پرندة ناشناس را بررسي مي كنند و نشان مي دهند كه اين گزارش ها پديده هاي شناخته شدة فيزيكي است
ايستگاه فضايي بين المللي (ISS)
ايستگاه فضايي بين المللي، در ارتفاع 400 كيلومتري دور زمين گردش مي كند و با اين كه هنوز كامل نيست، بزرگ ترين سازه اي است كه تاكنون در مدار زمين قرار گرفته است. سطح خارجي تمام فلزي آن، همراه با سلول هاي خورشيدي بسيار بزرگش نور خورشيد را به خوبي بازمي تاباند و به همين دليل مي تواند با بشقاب پرنده اشتباه شود.

ماهواره هاي مخابراتي ايريديوم (Iridium)
ماهواره هايي كه دور زمين گردش مي كنند، پوششي فلزي دارند و ازاين رو، نور خورشيد را به خوبي بازمي تابانند. اما فاصلة آن ها از زمين، بزرگي و شكل آن ها، مشخص مي كندكه درخشندگي شان چقدر باشد. بسياري از اين ماهواره ها همانند ستارگان كم نور آسمان مي درخشند. برخي از آن ها هم بسيار پرنور هستند.ماهواره هاي مخابراتي ايريديوم از اين جمله اند. ايريديوم، يك شبكة ماهواره اي است كه 66 ماهواره در مدارهايي به دور زمين گردش مي كنند. اين ماهواره ها آنتن هاي بشقابي كوچكي دارند كه اگر از زاوية مناسب به آن نگاه كنيم، چهل بار درخشان تر از پرنورترين نمايش سيارة ناهيد است.
دستور گام به گام يافتن فضايي ها
اگر دنبال فرا زميني ها مي گرديم، بياييم حداقل معقول كار كنيم. يعني فورا هر شاهدي را نشانة فرازميني ها فرض نكنيم. در جاهاي نامربوط هم دنبال آن ها نگرديم. مثلا واقعا بعيد است فرا زميني ها با زيردريايي و زير اقيانوس ها مخفي شده باشند يا مثلا روي ماه فرود آمده باشند. اين  جاها آن قدر تابلو هستند كه تمام ماهواره هاي دنيا چنين فرودهايي را ثبت كرده باشند. بايد دنبال چيزهاي ديگري باشيم و به پيشنهادهاي جست وجوگران حيات فرا زميني توجه كنيم. حتي اگر فكر كنيم كه اين پيشنهادها خنده دار هستند، باز هم معقول تر از راه  هاي ديگر هستند.
بادبان هاي خورشيدي: بادبا ن هاي خورشيدي، وسيلة خوبي براي حركت در فضا هستند. فشار نور ستارگان، اين بادبان هاي عظيم انعكاسي را حركت مي دهد. اين نيرو مي تواند تجهيزات فضايي را در جهت تابش نور حركت دهد و آن را به خارج از منظومه ها و به اعماق فضا براند. بادبان هاي خورشيدي، بسيار كوچك تر از آن هستند كه نور زيادي منعكس كنند، اما مي شود با تلسكوپ هاي بسيار قوي، آن ها را ديد.
آلودگي  فضايي: همين حالا هم كاوش هاي فضايي انسان، زباله هاي فضايي زيادي توليد كرده است. تكه پاره هاي تجهيزات فضايي و حتي سفينه هاي كامل، قسمتي از اين زباله ها هستند. اين زباله ها ممكن است در تمام كهكشان پخش شوند و حتي روي ماه و ديگر سياره ها بيفتند. جست وجوي اين زباله ها، يكي از راه  هاي خوب براي يافتن موجودات فرا زميني است. مثلا فضانوردداني كه به مطالعة سطح ماه علاقه دارند، مي توانند چشم هايشان را باز كنند و دنبال چيزهاي غير طبيعي بگردند. حتي دنبال مولكول هايي كه منشأ مصنوعي دارند. شانس پيدا كردن زباله هاي فضايي به اندازة ديدن بادبان هاي خورشيدي است.
ضايعات هسته اي: دفع زباله هاي راديواكتيو، يكي از مشكلات مهم هر تمدن پيشرفته اي است. يكي از راه هاي ممكن براي دفع آن  ها رها كردنشان در ستارة مركزي يك منظومه است، چيزي مثل خورشيد خودمان. با استفاده از تكنيك هاي طيف سنجي مي توان تركيب شيميايي ستاره ها و سياره ها را تشخيص داد. مي توان ستاره هايي را پيدا كرد كه محل دفن زباله هاي هسته اي هستند. شايد در آن منظومه ها تمدن هاي پيشرفته اي باشد.
سفينه هايي با سوخت ضدماده: برخورد ماده و ضد ماده، يكي از بهترين راه هاي تئوريك آزاد كردن انرژي است. مهندسان حدس مي زنند كه ممكن است ضد ماده باعث حركت سفينه هاي فضايي شود. بر اثر واكنش ماده و ضد ماده، پرتو گاما گسيل مي شود. براي همين مي توان رد اين پرتو گاما را گرفت. اما اين پرتو هاي گاما ممكن است از منابع طبيعي مثل انفجار ستاره ها هم پديد آمده باشند. براي همين، احتمال موفقيت اين روش ، كمتر از روش هاي قبلي است.

مشهور ترين عكس هايي كه از بشقاب پرنده گرفته شده
ديداربا بيگانه ها
022971.jpg

دوستان مراقب باشيد چه چيزي را مي بَريد
دست كم آبروي خودتان را نبريد
طبق روال هر سال ، از اواسط آذر تا اواخر دي ، گزارش هاي متعددي مي رسد كه موضوعشان رؤيت اشياي نوراني در آسمان شهرهاي مختلف كشور است. جنجال هاي كوچك رسانه اي هم حول اين موضوع به پا مي شود، تصاويري در بخش هاي خبري پخش مي كنند، روزنامه ها هم آن ها را تحليل و بررسي مي كنند. گاهي هم مراكز علمي وارد گود مي شوند و حرف هاي خودشان را مي  زنند.
امسال هم مثل سال هاي قبل، باز شاهد پخش اين تصاوير در تلويزيون بوديم. البته آن چه در بخش خبري ساعت 22 شبكه سوم ديديم، نقطه اي نوراني بود كه حتي فاصلة كانوني لنز دوربين را هم روي آن تنظيم نكرده بودند. هر چند ساده ترين كار با دوربين هاي فيلم برداري دستي، تنظيم فاصله است. انگار فيلم بردار، عمدا خواسته فاصله را تنظيم نكند. البته براي بزرگ جلوه دادن يك چيز كوچك، مثل يك اجتماع چند نفره، مي توان راحت از اين تكنيك آشناي فيلم برداري استفاده كرد. ولي اين مورد خاص...! تكان هايي هم كه مي ديديم، تكان دست فيلم  بردار بود، نه جسم.

آن چه ديده شد
انجمن نجوم ايران در يك بيانية بي سابقه گفت: تقريبا تمام گزارش هاي اشياي نوراني ناشناخته در آسمان شهرهاي مختلف ايران كه از تلويزيون پخش شده، مربوط به سيارة ناهيد است. در واقع، حركت دست فيلم بردار، باعث جابه جا شدن جسم و تغيير رنگ آن مي شود... انجمن نجوم ايران در بخشي از اين بيانيه گفته بود پخش تصاوير ناهيد و اعلام مشاهدة يك جسم ناشناس از رسانة ملي، علاوه بر لطمه به وجهة اين سازمان، باعث تشويش و نگراني هاي بي مورد، ترويج خرافات علمي نما نظير وجود بشقاب هاي پرنده، و ايجاد بي اعتمادي به جامعة علمي مي شود.

ايرنا به نقل از يك منبع آگاه نوشت از مدتي قبل، اشياي نوراني مثل ستارة دنباله دار از شرق به غرب در ارتفاع سي هزارپايي در منطقة كركس نطنز مشاهده شده است. چنين اشيايي در نزديكي بوشهر هم ديده شده اند. به هرحال، گشت زني هاي جاسوسي يا شايد حفاظتي، هميشه وجود دارند؛ به خصوص نزديك مناطق استراتژيك.

پس ازگزارش رؤيت اشياي ناشناس در آسمان تبريز، آزادشهر، اردبيل، مشكين شهر و گنبد كاووس ، دكتر علي عجبشيري زاده، استاد فيزيك دانشگاه تبريز، در گفت وگو با ايسنا گفت: چون فعاليت خورشيد در اين روزها شدت گرفته، اين اشيا را مي توان ناشي از ذرات بادهاي خورشيدي دانست كه به جو وارد مي شوند. در لايه هاي فوقاني جو، لايه اي وجود دارد كه به آن وان آلين مي گويند. اين لايه، از ورود تشعشعات مغناطيسي و ذرات باردار، جلوگيري مي كند. اما گاهي وقت ها ذرات بسيار پرانرژي از اين لايه عبور مي كنند و به صورت پرتوهاي نوراني در آسمان مشاهده مي شوند.

چگونه تقلب كنيم
شما مي توانيد در هر ساعت از شبانه  روز، از پرواز بشقاب پرنده ها بر فراز هر نقطه اي از زمين، عكس بگيريد. اين كار، بسيار ساده است. فقط بايد كمي عكاسي بلد باشيد.
الف ـ استفاده از دوربين مكانيكي:
۱ـ يك منظره را انتخاب كنيد. كادر را طوري تنظيم كنيد كه بخشي از تصوير خالي بماند كه بعد بشقاب پرنده را آن جا بگذاريد. عكس را با وضوح و نور مناسب بگيريد. فيلم را رد نكنيد، روي همان نگاتيو، عكس بعدي را هم بگيريد.
۲ـ كاسة  فلزي محافظ لامپ حبابي تير چراغ برق، جان مي  دهد كه بشقاب پرنده بشود. چيزهاي ديگري هم هست؛ بلندگوي ماشين، كلاه شاپو و بشقاب استيل.
۳ـ مهم ترين مرحلة كار: عكس كاسة محافظ را طوري بگيريد كه در فضاي خالي تصوير قبلي بيفتد. حواستان باشد هيچ چيز ديگري نبايد در كادر شما باشد. وگرنه تقلبي بودن تصوير، زود معلوم مي شود. دوربين را هم كمي بچرخانيد تا بشقاب پرنده كج بيفتد، انگار دارد پرواز مي كند.
۴ـ لنز دوربين را طوري تنظيم كنيد كه بشقاب پرنده در آن واضح نباشد.
فوت هاي كوزه گري
1ـ اگر بار اولتان است كه مي خواهيد مردم را سركار بگذاريد، اول عكس بشقاب پرنده را بگيريد و بعد عكس منظره را روي آن بگيريد. حواستان باشد در بخشي از تصوير كه بشقاب پرنده هست، هيچ چيز ديگري نبايد باشد.
۲ـ اگر مي خواهيد تصويرتان خيلي واقعي باشد و حتي كارشناسان هم نتوانند ثابت كنند تقلبي است، بايد به خيلي از جزئيات توجه كنيد، مثل جهت تابش نور، سايه ها، نور زمينه، درخشندگي محيط، بشقاب پرنده و غيره. عكس قلابي گرفتن هم يك كار هنري است. البته شايد به دردسرش نيرزد.
ب- استفاده از دوربين ديجيتال
كار كردن با دوربين ديجيتال و كامپيوتر، خيلي راحت  تر است. همان كارها را بكنيد. به جاي عكس گرفتن روي يك نگاتيو و دستكاري كردن وضوح تصوير با تنظيم لنز، مي شود از نرم افزارهاي گرافيكي مانند فتوشاپ و غيره استفاده كرد. كار با ابزارهاي ديجيتالي، شايد بيش از چند دقيقه طول نكشد.

فهرست
نامه به سردبير
نامه ها‎/ فهرست
سينما تلويزيون
شب به خير، موفق باشي!
مدرسه پيرزن ها
رويدادهفته
گويي طلايي تمشك طلايي
تلويزيون
ايران؟ سوژه راحتي نيست!
مردي در آسمان
كار، كار ايراني هاست
سه روز قبل از رمضان زنگ زد
بال هلي كوپتر خورد به سيم
ورزشي
شكلاتي، شكلاتي
وقتي نيستي، دنيا برام زندونه!
رويدادهفته
ديگر شر نيستم
توي اين برف ها كباب مي شويم!
ورزش مرفه ها
جاده هاي سرد
هر وقت غصه ام مي گيرد، مي روم اسكي!
از نعره هاي شادي تا گونه هاي خيس
اجتماعي
وخداوند ابراهيم را به دوستي برگزيد
زندگي
گلدكوئست باز ها، متهم به قتل
استخدام ادواري به سنگ خورد
رويدادهفته
سينما
شير و شاهزاده
جادوگرميليون دلاري
هفت كتاب
دانش
بشقاب پرنده ها ازكجا مي آيند؟
سنگ سياه ناشناخته
بشقاب  پرنده ؟هيجان زده نشو
ديداربا بيگانه ها
دست كم آبروي خودتان را نبريد
چگونه تقلب كنيم
روزها
گلوي پسرگرم بود
زندگي در دامنه آتشفشان
تصوير چند دوست
چرا كربلاي  پنج مهم است؟
رويدادها
هنر روز
پسردايي هزار ساله
|  فهرست  |  سينما تلويزيون  |  تلويزيون  |  ورزشي  |  اجتماعي  |  زندگي  |  دانش  |  سينما  |
|  روزها  |  هنر روز  |  شناسنامه  |  مهمان هفته  |  راهنما  |  سبك زندگي  |  گزارش  |  موفقيت  |
|   نيم رخ ، تمام رخ  |  يادداشت  |  موضوع ويژه  |  گالري  |
|   صفحه اول   |   آرشيو   |   چاپ صفحه   |