|
بشقاب پرنده ها ازكجا مي آيند؟
خرافاتي ها ماجراي موجودات فضايي را خيلي جدي مي گيرند و علم زده ها هر نشانه اي از فضايي ها را انكار مي كنند.با اين حال وجود موجودات فرازميني هنوز يك راز است
|
|
|
كمتر پيش مي آيد كه افراد تحصيل كرده يا دانشمندان گـزارش رؤيت بشقاب پرنده بدهند
هنوز هم شبيه آن ها هستيم، شبيه اجدادمان كه در مصر و بين النهرين و حتي در مكزيك، شهاب ها و ستاره ها را مي ديدند و شگفت زده مي شدند. امروز هم ما راحت مي توانيم هر غروب، سيارة زيباي ناهيد را ببينيم و فكر كنيم سفينه اي از ماوراي زمين است، يا شفق قطبي، نشانة فرود فرازميني ها در شمال است. زياد مهم نيست كه اسم اين پديده ها چيست و ما چه چيزي را با فضايي ها اشتباه مي گيريم. حتي مهم نيست كه اصلا اين چيزها طبيعي هستند يا مصنوعي. شايد ماهوار ه هاي جاسوسي باشند، يا شايد اصلا خود مريخي ها باشند. شايد اين مهم تر باشد كه بدانيم چرا اين قدر مشتاق هستيم وقتي يك چيز نوراني در آسمان مي بينيم، تفسيرهايي اينچنيني بكنيم. چرا فورا ديدن اين اشيا را همراه با تفسير خودمان، براي ديگران تعريف مي كنيم. خيلي زود، كار را به رسانه ها مي كشانيم و براي همين حر ف ها موج گزارش ها از ديدن اشياي نوراني ناشناخته در يك منطقه، رسانه ها را پر مي كند. احتمالا فيلم هاي ژانر علمي ـ تخيلي هاليوود، تأثير خوبي روي ما نداشته اند. زياده از حد، خيالاتي شده ايم. اما پنجاه شصت سال پيش كه خبري از اين فيلم ها نبود؛ با اين حال، تصور فضايي ها آن زمان هم بوده. جواب ، شايد اين باشد كه ما دوست نداريم در اين دنيا تنها باشيم. انگار مي خواهيم بودنمان را با كساني تقسيم كنيم. مي خواهيم با تمام كوچكي مان در اين كيهان بزرگ، حداقل همنوعاني داشته باشيم؛ دست كم در آن سوي جهان. شايد جواب مسأله، هيجان باشد، آن هم يك هيجان جمعي. حتي اگر بدانيم بيشتر اين بشقاب پرنده ها و موجودات فضايي پديده هايي علمي و قابل توضيح هستند.آن ها اسرار آميزند و ما هم عاشق رازيم.
مهدي صارمي فر
پس از پايان جنگ دوم جهاني و رواج استفاده از هواپيما ها از سال 1947 گزارش هاي زيادي دربارة بشقاب پرنده ها اعلام شده كه همواره در ايالات متحده موضوع تحقيق بوده اند. فقط در سال 1966، 10 هزار گزارش از سراسر ايالات متحده رسيد كه گاهي شاهدان عيني، دانشمندان و اشخاص برجسته بودند.
آلن هاينك، مشاور اسبق امور بشقاب پرنده در پنتاگون گفت: بيشتر مشاهده كنندگان بشقاب پرنده، اشخاص معمولي اند، كمتر پيش مي آيد كه افراد تحصيل كرده و ندرتا دانشمندان در بين آن ها باشند.
در حالي كه نيروي هوايي ايالات متحده، تمامي مشاهدات دربارة بشقاب پرنده ها را نفي مي كند، حفظ كردن دستور شماره 17 ـ 80 براي تمام خلبان هاي نظامي ايالات متحده، الزامي است.
قسمت هايي از دستور 17ـ۸۰:
اكثر گزارش هاي بشقاب پرنده، خطري براي امنيت ملي آمريكا نيست. اين احتمال وجود دارد كه ممالك ديگر، در زمينة ماشين هاي پروازي به پيشرفت بزرگ رسيده باشند.
هنگام رؤيت بشقاب پرنده، خلبان بايد به اين سؤال ها جواب دهد: آيا بشقاب پرنده در يك خط مستقيم حركت مي كند؟ ناگهان سرعت مي گيرد و دور مي شود؟ رنگ عوض مي كند؟ دود از آن خـــارج مـــي شــــود؟ درخشندگي اش متغير است؟ ناپديد مي شود و دوباره نمايان مي گردد؟ صدا توليد مي كند؟
در اغلب گزارش ها آمده كه بشقاب پرنده ها مثل هواپيما هستند. در صورت وجود چنين جمله اي، به شدت تأكيد مي شود كه اين گزارش، شامل رعايت دستورات ايمني نمي شود و نبايد هيچ گزارشي ثبت شود.
منتخبي از يادداشت هاي تاتموس سوم، از فراعنة مصر كه هم اكنون در واتيكان نگهداري مي شود:
در سومين ماه زمستان سال 22، شش ساعت از روز گذشته. شرح روزانة مملكت: متوجه دايره اي آتشين شدم كه از آسمان در حال نزول بود... بدنش 5/5 يارد طول و عرض داشت. روي شكمش به زمين فرود آمد. چند وقتي بود كه اين اشيا در آسمان زياد شده بودند. حتي از خورشيد هم درخشان تر بودند. در حالي كه ارتش فرعون به صحنه مي نگريستند، اين اشيا تا جايي كه چهار ستون آسمان وجود دارد، پيش رفتند. و ناپديد شدند.
اين اولين گزارش ثبت شدة تاريخ بشر دربارة بشقاب پرنده ها است.
البته اگر افسانة گيلگمش ريشه در واقعيت داشته باشد، شايد از يك داستان سامري گرفته شده است كه شايد از گزارش رسمي فرعون تاتموس سوم، قديمي تر باشد. در اين افسانه، اتناي قهرمان را خداياني كه از آسمان فرود آمده بودند، سوار بر ارابه اي كردند و آن قدر بالا بردند كه دريا برايش نقطه اي بود. او از آن بالا درياي سرخ و خليج فارس را تشخيص داده بود.
گردبادي از شمال وزيد... يك گلولة آتش بود... از ميان آن، چهار موجود زنده خارج شدند.
يك بار در 10 ژانويه 1964، در پايگاه كندي در كيپ كاناورال فلوريدا، يك بشقاب پرنده ديدند، كه سر راه پرتاب يك موشك ايستاده بود و 14 دقيقة تمام، رادارها از كار افتاد. اين خبر، هيچ گاه در روزنامه ها چاپ نشد تا موجب تشويش اذهان عمومي نشود. اما اين گزارش در اسناد ناسا ثبت شد و بعدها اعلام شد.
فضانوردان ناسا مك ديويت و بورمن ، در مأموريت جميني 4 و 7 جسمي را ديدند كه به موازات فضا پيماي آن ها در حال حركت بود و حالت تعقيب داشت.
گوردون، فضانورد آمريكايي گزارش داده كه در مأموريت هاي آپولو 12 در حال سفر به سوي ماه، چند جسم نوراني، آن ها را اسكورت كرده اند. چند لحظة بعد، پايگاه هوايي هوستون در تگزاس، پيامي مخابره مي كند به اين مضمون: آرايش تهاجمي ندارند و رفتار آن ها دوستانه است. آژانس فضايي اروپا هم اين اشيا را ديده بود.
كاپيتان دان دلمونيكو، دريانورد آمريكايي، در آوريل 1973 دوبار جسمي خاكستري در آسمان ديد كه مثل يك سيگار برگِ باد كرده، با دو انتهاي گرد بود و از آسمان به زير آب فرو رفت.
گارد ساحلي ميامي، در سواحل فلوريدا بارها اشياي آبي رنگ پرنوري را مشاهده كرده اند. در آوريل 1973 كه خاموشي سراسري بود و وضوح اين نقاط نوراني، بسيار بالا بود، آن ها در آسمان ظاهر مي شدند و درون آب اقيانوس، در ناحيه اي نزديك مثلث برمودا فرو مي رفتند.
|