- هفته نامه فرهنگي - اجتماعي -جوانان‎/شماره۵۰ - شنبه ۳ دي ۱۳۸۴ - - Dec 24, 2005
docharkhe
جوانگرايي مي كنم!
021843.jpg
هفتة گذشته در كنار تمام مناسبت هاي مهم و جهاني كه داشت، يك اتفاق فوق العاده هم داشت كه اصلا نبايد از كنارش به راحتي گذشت. در اين روزها جشن تولد ناصرخان حجازي بود كه ماشاءالله ماشاءالله، بزنيم به تخته، انگار هر سال دارد جوان تر مي شود. اگر همين طوري پيش برود، چند سال ديگر مي تواند برود توي دروازة تيم ملي. چند سال بعدش هم مي تواند در تيم خردسالان بازي كند! اين هم قسمتي از يك مصاحبه كه به مناسبت سالگرد تولد ناصرخان با او انجام شده بود.
دخترم برايم كفش گرفت. آتيلا هم در كيش است و همان بازي خوبش برايم بهترين هديه است.
ـ همسرتان چطور؟
ديگر برايش تكراري شده ام! نه جشني، نه كيكي، نه هديه اي. سن كه بالا برود، زن و شوهر مثل خواهر و برادر مي شوند. البته من هم گفتم به زودي در منزل، دست به جوانگرايي مي زنم!
ـ ببخشيد منظورتان اين بود كه تجديد فراش مي كنيد؟
(مي خندد) بالاخره بعضي وقت ها بايد شوك وارد كرد. اما همسرم مي داند من در جواني هم دست از پا خطا نكردم، چه برسد به الان. !

آقا كريم، دوستت داريم
021870.jpg
تا وقتي كه نفس 90 دقيقه دويدن در زمين را نداشت و براي مهاجمان حريف يك پوئن مثبت به حساب مي آمد، خودش را لوس مي كرد. تاقچه بالا مي گذاشت كه: من از تيم ملي خداحافظي كرده ام. اين قدر اصرار نكنيد كه برگردم.
اما همين كه براي چند تا بازي با روزهاي فاجعه فاصله گرفت، ماجراي خداحافظي را فراموش كرد. كريم باقري كه حالا در پرسپوليس، مسؤوليت فرستادن پاس هاي قُطري را دارد و با همين شيوه توانسته تيم را از قبر بيرون بكشد، سر پيري هواي تيم ملي به سرش زده. پس از اين كه چند بار از سوي يكي از دوستان نزديك، پيغام و پسغام فرستاد، بالاخره كاسة صبرش لبريز شد و در روزنامه ها گفت: مي خواهم برگردم تيم ملي! اين اتفاق در كنار حفرة وحشتناكي كه در دفاع تيم ملي به وجود آمده، همه را وادار كرد خودشان را براي رساندن كريم به تيم ملي، واسطه كنند. هر چند كه برانكو گفت: من هرگز كريم را دعوت نمي كنم. استدلال او هم براي اولين بار، هم ردخور نداشت. برانكو همين پارسال چند بار به تيم دعوتش كرده بود باقري حتي به خودش زحمت نداده بود كه يك سر به كمپ تيم هاي ملي برود.
البته با اين وجود، باقري اصل قضيه را زير سر علي دايي مي بيند. كافي است بفهميد تيتر يك روزنامه ورزشي پس از اين اتفاقات چه بوده تا بدانيد كريم چه پيش زمينه اي دارد: فكر نكنم دايي در دعوت نشدن من نقشي داشته! و اين در ادبيات ورزشي يعني حتما نقشي داشته.

رويدادهفته
021873.jpg
گل كريمي براي فرار از كلن
Happy end نيم فصل

آخرين فرصتي بود كه مي توانست خودي نشان بدهد. بايد كاري مي كرد. اگر مي خواست مثل هميشه روي زمين چمن قدم بزند و براي خودش تفريح كند تا اين كه فليكس ماگات او را از زمين بيرون بكشد، و اگر مي خواست هر توپي را با ساده  ترين پاس از خودش دور كند، احتمالا كار از كار مي گذشت. اين، بازي آخر بايرن مونيخ پيش از تعطيلات ژانويه بود و اگر كريمي نمي توانست ترقه اي بتركاند، در تعطيلات نيم فصل، عذرش را مي خواستند و آدرس باشگاه كلن را به او مي دادند. اما كريمي دقيقا وقتي كه تهديد تبعيد به كلن، روز به روز بيشتر مي شد، سر غيرت آمد. جلوي دورتموند گل زد تا هم بايرن و هم خودش با آرامش به تعطيلات بروند. با اين گل كه دومين گل كريمي در بوندس ليگا هم به حساب مي آيد، كريمي دست كم در وجدان خودش بازيكن تأثيرگذاري خواهد بود. اما اين كه فرانس بكن بائر رئيس باشگاه بايرن چقدر از انتقال اجباري او به كلن پشيمان شده باشد، هنوز معلوم نيست. شايد آ ن ها اين گل زني را يك گام ديگر در جهت انتقال به كلن بدانند. البته نبايد از قلم انداخت كه براي انتقال او به كلن بايد امضاي بائر يا اثر انگشت او پاي يك برگه حك شود. اما با اين اوضاع و نارضايتي كريمي از جدايي، احتمال آن به صفر ميل مي كند.
021900.jpg
آن ها براي تيم ملي جان مي كنند
به دادم برس

الكي نيست كه ژاپن و كره در فوتبال براي خودشان غولي شده اند. اگر فكر مي  كنيد كه آن ها با سر كشيدن حق من و شما به اين جا رسيده اند، با يك مثال ساده مي توان همه چيز را توضيح داد.تاكاهارا بازيكن تيم ملي ژاپن كه چهار سال پيش با يك هواپيما پر از خبرنگار ژاپني به هامبورگ رفت، يك سالي مي شود كه فقط روي نيمكت ذخيره هاي هامبورگ مي نشيند. پس از كش آمدن مدت نيمكت نشيني او، خودش پيشنهاد بازگشت به ژاپن را داده تا بتواند در شش ماه باقي مانده به جام جهاني، در يك تيم ژاپني بازي كند. او براي اين كار، منطق خودش را دارد: مي خواهم با اين كار براي همراهي ژاپن در جام جهاني آماده تر شوم. اما در ايران، اين قضيه خلاف چيزي است كه تاكاهارا به آن رسيده. اين جا هر كسي هر قدر هم در تيم هاي داخلي بدرخشد، در يك چشم به هم زدن، آن را با نيمكت نشيني در يك تيم اروپايي عوض مي كند. دليلش هم كاملا روشن است. برانكو سرمربي تيم ملي، چشمش به تيم هاي آن ور آب است و اين تنها انگيزه براي بستن چمدان به قصد نيكمت نشيني در يك تيم اروپايي است.

حافظه دوست داشتني من
اگه تلفن مي زنم...

براي اين كه اين هفته شايعة خونتان پايين نيايد و به خاطر نخواندن خبرهاي خاله زنكي، دچار افسردگي نشويد كه آمار خودكشي را بالا ببريد، مي خواهيم برايتان يك چشمه بياييم، خدا. اين آقا پسري كه مي خواهيم تعريفش را بكنيم، يك فوتباليست بسيار مطرح است. حتي يك كد هم نمي  توانيم نشاني اش را بدهيم، چون سه سوت شناسايي مي شود. حتي اگر بگوييم رنگ ماشينش چه رنگي است.اين آقا پسر، يك موبايل دارد كه در حافظه اش دويست تا شماره سيو شده، يكي از يكي قشنگ تر. همه شمارة دوستان و آشنايان . اما غير از اين دويست تا شماره، آن هزار شماره اي را بگوييد كه ايشان روي يك حافظة اضافي ثبت كرده اند و هر وقت لازم باشد، به موبايل مبارك وصل مي كنند و... ديريم رام!يكي از دوستان ـ كه اگر دروغ گفته باشد، خودش بايد به جهنم برود و ما عمرا مسؤوليت نمي پذيريم ـ مي گويد تمرين كه تمام مي شود، بازيكن مورد نظر به صورت رندوم با چند تا از مشتركين مورد نظر تماس مي گيرد و براي صلة رحم قرار مي گذارد. اما چون وقت زيادي ندارد، مجبور است از بين تمام اقوام و خويشاوندان(!) مورد نظر، يكي را انتخاب كند و بقيه را بپيچاند. نشان به آن نشان كه دوست مورد نظر، يا مدام مصدوم است يا اگر به زمين برود، مثل ماست بازي مي كند يا چيزهاي ديگر. خودش معتقد است بايد در رئال و بارسا بازي كند، اما... خدا آخر و عاقبت همة ما را به خير كند.
021882.jpg
چرا ورزش نمي كنيد؟
سوتي كوچك در روز آفتابي

چرا ورزش نمي كنيد؟‎/ هوا آلوده است؟‎/ خب توي خونه ورزش كنيد./ توي حياط نمي شه رفت؟‎/ هوا كثيفه، نمي شه توي پارك دويد؟‎/ توي خونه كه مي تونيد نرمش كنيد./ اين قدر بهانه نياريد./ خانم هايي كه در اين روزهاي آلوده، ورزش رو كنار گذاشتيد. آقايوني كه امروز به خاطر وضعيت بد هوا گرفتيد خوابيديد و تا ظهر از خونه بيرون نرفتيد‎/ همون جايي كه هستيد، مي تونيد حركات ورزشي رو انجام بديد./ نشاط و شادماني رو فراموش نكنيد./ در اين روز آلوده به فكر سلامتي تون باشيد./ امروز صبح... اين حرف ها را يك خانم محترمي در شبكة راديويي مي زد. نكتة بامزه اش هم اين بود كه شنبه صبح كه داشت اين حرف ها را مي گفت، باران دبشي تو تهران آمده بود و هوا عين شمال شده بود. تميز و پر از اكسيژن. منتها ظاهرا متن را در روزهاي قبل نوشته بودند و وقت نكرده بودند عوضش كنند! شايد بهتر بود توي ستون گوي و تمشك مي نوشتيم اش. اما آن جا جا نبود، آمديم اين جا.
021861.jpg
نيكي مثبت مي شود
واسه تو نمونده راهي

اولش مي خواستيم عذرخواهي كنيم و بگوييم ما را به خاطر اين كه تقريبا هر هفته خبري از نيكبخت در اين صفحه داريم، ببخشيد. بعد پيش خودمان فكر كرديم كه كي ناراحت مي شود. نيكبخت با اين همه طرفداري كه دارد و تيپ و قيافة خانمانسوزش(!) اصولا مورد حمايت حداقل پنجاه درصد از اقشار ملت قهرمان است. ما حتي اگر در اين صفحات، يك ستون ثابت، بلكم كل نشريه را به او اختصاص بدهيم، نه تنها كسي اعتراض نمي كند، بلكه تيراژ مجله هم كلي بالا مي رود.
در مورد نيكبخت، جونم براتون بگه، آخرين خبر اين كه به اش گير داده اند كه اون موهاي افشون را كوتاه كند. ولي چون با شركت ساژم كه اسپانسر استقلال محسوب مي شود، قرارداد دارد، گفته اند فعلا عكس هاي تبليغاتي اش را بيندازد بعد. در مورد مبلغ قرارداد هم اگر خيلي دوست داريد بدانيد، خودش گفته 25 تا گرفته كه نوش جانش باشد. دربارة آيندة نيكي تو استقلال، خيالتان را راحت كنيم كه اگر اميرخان بماند، بهشاد ياورزاده را از قندي برمي گرداند و عمرا با نيكي تمديد كند. دربارة تيم ملي هم بگوييم كه روز بازي استقلال ـ ذوب آهن وقتي نيكبخت توپ خراب مي كرد، برانكو مي خنديد، يعني كه... تمام است. اِ... تو را خدا ناراحت تون كرديم؟ ما را ببخشيد.
021891.jpg
جام جهاني به ايران نمي آيد
ما را دور زدند

آقايان فيفا كه در ماه هاي گذشته چند بار سر ما را بريده اند، در هفتة گذشته هم يك بار ديگر، سر ما را بريدند. خبرش اعلام شده كه قرار است جام  جهاني براي رفتن به آلمان، يك دور در تمام دنيا بزند و از چين و ماچين تا جزاير گالاپاگوس و آندورا و مثلث برمودا (كه با كشف دختر نابغة ايراني، معماي آن حل شد!) گذر كند. بدبختي، وقتي است كه مسير را نگاه مي كنيد و مي بينيد اين جام كه از تمام كشورهاي دور ايران رد مي شود، به هيچ وجه به ايران وارد نمي  شود. حتي به اندازة 2 ميلي متر، حتي براي 2 دقيقه. حالا علتش چي بوده كه اين جام را به ايران نمي آورند، بر ما پنهان است. يعني فكر كرده اند ممكن است بعضي از دوستان، آن را ذوب كنند و قاشق چنگال درست كنند؟ شايد هم فكر كرده اند ممكن است ببرند توي بازار سيد اسمال آبش كنند. البته يك امكان هم اين است كه ترسيده اند فدراسيون فوتبال، آن را به عنوان يكي از افتخاراتي كه آقاي دادكان كسب كرده، ضبط كند و بچسباند كنار تابلوي مدالي كه بر سينة لياقت نشست . دليلش هر چه هست، ما كه نفهميديم. كسي اگر چيزي مي داند، يك زينگول كوچك به همشهري بزند و ما را هم در جريان بگذارد.
021855.jpg
ساعي و دبير در المپيك زمستاني
منو ببر از اين شهر

هر چه اين آقاي سپ بلاتر و آقاي فيفا نامرد و فريبكارند و هر چه از پشت به ما خنجر مي زنند (كه آخري اش حذف مسعود مرادي از فهرست داوران جام جهاني بود)، عوضش اين آقاي هاوه لانژ و آقاي كوبرتن و آق المپيك، مرام و معرفت دارند.
مثلا همين بهمن ماه، قرار است المپيك زمستاني در تورين ايتاليا برگزار شود. ما هم همچين ورزشكاري توي اين مسابقات نداريم. ولي با معرفت ها گير سه پيچ دادند كه قهرمانان و پهلوانان ما بايد بروند به اين مسابقات و با حضورشان گرمي بخش محفل المپيك باشند و مراسم را مفتخر كنند. به اين ترتيب، تا اين  جاي كار، قرار شده هادي ساعي و عليرضا دبير و شايد يكي دو نفر ديگر براي مراسم به ايتاليا بروند. حتي قهرمان تكواندوي جهان هم يكي از حمل  كنندگان مشعل المپيك در اين مسابقات خواهد بود. البته شنيديم دعوت هايي هم از پژمان جمشيدي، مهرداد ميناوند و چند تن از بازيكنان خوب و بااخلاق كشورمان هم شده كه آن ها به دليل مشغله هاي فراوان دعوت وي را رد كرده اند.البته از شوخي گذشته، علي دايي هم جزو مدعوين رسمي مراسم بوده كه مديران صباباتري، اجازه نداده  اند برود و شنيديم كمي هم آب و روغن، قاتي كرده است.به عنوان خبر تكميلي هم بگوييم خالد مشعل، مسؤول سياسي جنبش حماس كه به ايران آمده بود، بعد از اين كه يك دور توي تهران زد، به سوريه برگشت!

مديراني برتر از هر مربي
بوي كله پاچه در صبا

كم كم داريم به اين نتيجه مي رسيم كه با توجه به تخصص و تعهد و اهليتي كه مديران باشگاه هاي ما دارند، خودشان بهترين گزينه براي مربيگري تيم هايشان هستند. اگر به خاطر تعارف و رودرواسي و حرف  مردم كه دهانشان را نمي شود بست، نبود، ما توصيه مي كرديم در باشگاه هاي ايران، كلا قيد سرمربي را بزنند و مديران شايسته و فهيم ما خودشان زحمت كوچينگ و تعويضينگ و تاكتيكينگ را بكشند. شما نگاه كنيد اين استقلال اهواز را. بنده خدا آقاي شفيعي زاده هي مربي جديد مي آورد.
ولي چون مربي ها احساس مسؤوليت نمي كنند و حساسيت هاي مردم فوتبال دوست و كارشناس اهواز را درك نمي كنند، آقاي شفيعي زاده هي خودش بايد دخالت كند و بازيكن تعويض كند و دستورات تاكتيكي بدهد تا تيم نبازد. اين كاري بود كه امير عابديني، مديرعامل سابق پرسپوليس هم سال ها برايش زحمت كشيده بود و در اين رشته ـ كه دخالت در كار سرمربي باشد ـ عرق ريخته بود. كاري كه مي گويند خيلي از مديران ليگ برتر مي كنند و يكي از سرآمدان شان، آقاي شهرياري مدير باشگاه صبا باتري است. آقاي شهرياري، جدا از دستورات تعويضي و تاكتيكي و غيره، مدام مجبورند براي مربي هاي باشگاهي شان كلاس تئوريك بگذارند و روي يك عدد تختة وايت بورد سفيد، وظايف پلي ميكر و سوئيپر و وينگ و گلكيپر و غيره را مشخص كنند. اين كه صبا مربي خارجي نمي آورد هم شايد به اين دليل باشد كه وسط بازي، به خارجي زبان نفهم نمي شود گفت چه كار بايد بكند تا تيم، راه بيفتد.بين خودمان باشد. شنيديم بچه هاي صبا شامل يحيي و علي و سهراب و اين ها دارند شور مي كنند كه اگر خدا بخواهد، مربي تيمشان آقاي ضيايي را كله... يعني به كله پاچه مهمان كنند!
021849.jpg
باشگاه هاي اروپايي به تفريح رفتند
فوتبال زير درخت كاج

حتي در شب هايي كه تمام اروپا فوتبال را تعطيل كرده و پيدا كردن يك درخت كاج تزئين شده  براي شب كريسمس، تمام فكر مردم را پر كرده، باز هم اتحادية فوتبال انگليس، دست از ليگ برتر نمي كشد.در انگليس، فوتبال جزئي از جشن هاي شب كريسمس است. براي همين، اتحادية فوتبال انگليس در روزهاي عيد، فوتبال را تعطيل نمي كنند تا جشن مردم تكميل شود. البته دو روز پس از تحويل سال، فتيلة آن ها هم پايين مي آيد و كركره را پايين مي كشند. فعلا كه برخلاف باقي ليگ هاي اروپايي، ليگ برتر تك و تنها شما را سرگرم نگه خواهد داشت.

دوشنبه 5 دي ماه:
چلسي ـ فولام
چارلتون ـ آرسنال
منچستريونايتد ـ وست برومويچ

چهارشنبه 7 دي ماه:
آرسنال ـ پورتس موث
بيرمنگام ـ منچستريونايتد
منچسترسيتي ـ چلسي

اگر بيماري قلبي داريد، تماشا نكنيد
چلسي- بارسلونا. كساني كه فكرمي كنند در ليگ قهرمانان امسال ديداري حساس تر از اين را خواهند ديد، سخت در اشتباه اند!
021834.jpg
از آخرين شكست بارسلونا چهار ماه مي گذرد. باخت در سپتامبر به آتلتيكومادريد تنها شكست آن ها در ۲۲ مسابقة اين فصل آن هاست
مهدي اميرپور
ليگ قهرمانان اروپا در مرحله مقدماتي و گروهي به پايان رسيده و مرحله حذفي آغاز شده است، اما تنها و تنها يك بازي است كه همه نظرها را به سوي خود جلب مي كند: چلسي ـ بارسا.
ديدار دو مدعي قهرماني و خداحافظي يكي از آن  ها در حالي از چند ماه مانده به جام، سر و صدا به پا كرده كه غول هاي ديگري نيز در جام مانده اند. در ميان همه شايد بشود از بايرن و ميلان نام برد كه اگر چلسي به بارسا نخورده بود، مسابقه شان گل مرحله يك هشتم محسوب مي شد. مسابقه اي كه حضور احتمالي علي كريمي در آن مي تواند حساسيت اش را براي ما بيشتر كند. از بين بقيه بازي ها بايد روي رئال ـ آرسنال هم دست گذاشت. دو تيمي كه اگرچه دوران اسفباري را سپري مي كنند ولي از نظر نام و نشان و اعتبار هنوز هم قابل مقايسه با نام هايي مثل گلاسكو يا ويارئال نيستند. شايد كم نباشند كساني كه از همين حالا ليون و يووه را در مرحله بعد مي بينند و معتقدند اين بار بنفيكا، ليورپول، آژاكس و اينتر شانس زيادي براي قهرماني جام ندارند. اما تا پايان جام وقت زيادي مانده و اتفاقاتي كه در سال  هاي اخير افتاده ثابت مي كند كه در پيش داوري بايد بيش از اين احتياط به خرج داد.اگرچه بي هيچ پيش داوري، انتظار اين كه رفت و برگشت لندني ها و بارسلوني ها داغ و هيجان انگيز از كار در بيايد كاملا طبيعي خواهد بود . تصور اين كه يكي از اين دو حتي به جمع 8 تيم برتر اروپا هم نخواهد رسيد، از همين حالا آن قدر جالب و در عين حال غم انگيز است كه تا سوت آغاز ديدار اول، آب خوش از گلويمان پايين نرود.فوتبال همين است و براي همين است كه دوستش داريم.
۱ ـ مارس سال 2000 ميلادي: ليگ قهرمانان فرمت ديگري داشت. پس از پايان مسابقات هشت گروه مقدماتي، شانزده تيم برتر در چهار گروه تقسيم مي شدند. پس از پايان مسابقات اين چهار گروه بود كه تيم ها به عدد هشت مي رسيدند و ديگر بازي هاي حذفي تا شناسايي قهرمان انجام مي شد.
بارسلونا در هيچ يك از 12 بازي گروهي خود شكست نخورده بود. با يازده پيروزي و تنها يك تساوي به جمع هشت تيم برتر رسيد تا به چلسي بخورد. مسابقه رفت در استامفورد بريج
1 ـ 3 به نفع چلسي تمام شد.البته چلسي پس از زدن سه گل به قدري اشباع شد كه لوئيس فيگو توانست يك گل اميدواركننده براي تيم بزند. بارسا در بازي برگشت به يك پيروزي 0 ـ 2 احتياج داشت تا بتواند به نيمه نهايي صعود كند. اين پيروزي در يك ساعت ابتدايي مسابقه به دست آمد. ولي اشتباه عجيب رود هسپ دروازه بان هلندي بارسلونا، كاري كرد كه توره آندره فلو مهاجم نروژي آن سال چلسي، بازي را 1 ـ 2 كند. با اين اتفاق بارسا بايد در ده دقيقه پاياني گل مي زد تا حذف نشود. گل را زدند تا بازي به وقت اضافه بكشد. در وقت اضافي كلايورت فوروارد هلندي بارسا چهارمين گل را هم زد ولي آن سال قانون گل طلايي وجود نداشت و بارسلونا پنجمين گل را هم زد. آن شب چلسي در نيوكمپ خرد شد و از ليگ قهرمانان بيرون رفت.
۲ ـ فوريه سال 2004 ميلادي: بارسلونا در مسابقه رفت در نيوكمپ با پيروزي ضعيف 1 ـ 2 مقابل چلسي چشم همه تماشاگران تيم را براي صعود بين هشت تيم برتر ترساند. آن ها نبايد در بازي برگشت در استامفوردبريج مي باختند. اگر هم مي باختند بايد دست كم با بيش از دو گل زده و تنها اختلاف يك گل بازي را واگذار مي كردند. اتفاقي كه تقريبا محال بود.با وجود اين بارسلونا نيم ساعت مانده به پايان مسابقة برگشت 2 ـ 3 از چلسي عقب بود و اين ضامن صعود آن ها بود. دو گل رونالدينيو عليه گل هاي گوديانسن، كول و لمپارد تا آن ثانيه ها استامفورد بريج را غرق در سكوت كرد. اما در ثانيه هاي پاياني جان تري روي يك كرنر دروازه بارسلونا را باز كرد تا چلسي به آسمان برود و بارسلونا دفن شود.
۳ ـ فوريه سال 2005 ميلادي: و باز هم در قرعه كشي يوفا، بارسلونا و چلـــــسي در مـــرحـــلــه يـــك هشتم  نهايي ليگ قهرمانان اروپا به هم خوردند. براي سومين مرتبه در 5 سال اخير چلسي و بارسلونا براي صعود به فينال مسابقات سد راه هم شدند.شايد اگر در خيابان هاي تهران از نانوا و سبزي فروشي و مهندس آرشيتكت يك دفتر معماري، مي خواستيد فيناليست هاي امسال ليگ قهرمانان اروپا را حدس بزنند همه بي برو برگرد چلسي و پس از آن بارسلونا را نام مي بردند. اما چلسي با كسب مقام دوم در گروه چهارتيمي مقدماتي كاري كرد كه دو غول به هم بخورند. از آخرين باري كه بارسلونا شكست خورده چهار ماه مي گذرد. باخت در ماه سپتامبر به آتلتيكومادريد تنها شكست آن ها در 22 مسابقه اين فصل آن هاست.بارسلونا در 16 مسابقه لاليگا و 6 بازي ليگ قهرمانان تنها همين يك باخت را داشته. آن ها در اين 22 مسابقه بيش از 50 گل زده اند و تنها پانزده گل خورده اند. اگر بخواهيم از معجزه اي به نام رونالدينيو در اين تيم بگذريم نبايد شكلات سياه نيوكمپ را از قلم انداخت. ساموئل اتوئو نامزد كسب توپ طلاي قاره آفريقا 18 گل براي بارسلونا زده. اگر اين آمار فوق العاده را كنار 15 گلي كه رونالدينيو براي تيم زده بگذاريم مي فهميم اين زوج ويران گر با گذشت چهار ماه از آغاز فصل فوتبال اروپا 33 گل را ثبت كرده اند. اما چلسي با خوزه مورينيو هم چندان بي خطر نيست. مورينيو پارسال پيش از مسابقه با بارسلونا در يك كنفرانس جنجالي گفت: به قدر تاريخ باشگاه بارسلونا جام برده ام. شصت روز تا مسابقه رفت باقي مانده و در اين دو ماه بايد خودمان را براي هر اتفاق عجيبي آماده كنيم. امسال فرانك ريكارد دنبال انتقام از مورينيو است حتي اگر خودش بگويد: فقط پيروزي، نه انتقام!
021831.jpg
هشتِ داغ
باز هم در ليگ قهرمانان راه براي صعود چند تيم كوچك به نيمه نهايي و فينال مسابقات باز شده. همين كه از بين گلاسگو و ويارئال يك تيم به جمع هشت تيم برتر راه پيدا مي  كند بايد فهميد ليگ قهرمانان هنوز هم جاي خوبي براي شگفت سازي تيم هاي كوچك است.
برنده آژاكس ـ اينترميلان هم اين وضعيت را دارد. به هر حال قرعه كشي يوفا انجام شد تا بازي رفت مرحله يك هشتم نهايي در روزهاي 4 و 5 اسفند و بازي برگشت در 18 و 19 اسفند انجام  شود. در اين دو ماهي كه تا آن روزها باقي مانده ليگ قهرمانان اروپا در انتظار يك انفجار است.اين جا مي توانيد ليست هشت بازي اين مرحله را بخوانيد. تيمي كه نامش اول آمده در بازي رفت ميزبان است.
بايرن مونيخ ـ ميلان
بنفيكا ـ ليورپول
آيندهوون ـ ليون
رئال مادريد ـ آرسنال
آژاكس ـ اينترميلان
وردربرمن ـ يوونتوس
چلسي ـ بارسلونا
گلاسگو رنجرز ـ ويارئال

قهرمان، سيستم را دريبل خواهد زد
امير قادري
دفعة پيش كه نشد. ببينيم اين دفعه چطور مي شود. چلسي و بارسلونا در برابر يكديگر قرار گرفته اند و جذابيت اين بازي (كه خدا كند تا اسفند ماه زنده بمانيم و فرصت تماشايش را از دست ندهيم) به خاطر حساسيت  مرحلة حذفي جام قهرمانان نيست. به خاطر رويارويي موفق ترين تيم هاي فوتبال امروز دنيا هم نيست كه تماشاي اين همه ستاره در چمن سبز، به هر حال جذاب خواهد بود. كل كل هاي هميشگي مورينيو و رايكارد هم زياد مهم به نظر نمي رسد. اين وسط، آن چه اهميت دارد، برخورد دو نوع فوتبال است؛ دو نوع زندگي. هر دو تيم، طبعا نتيجه را مي خواهند. اما چلسي فكر مي كند با سازمان تيمي محكم و بازيكناني كه وظيفه شان در زمين مشخص است و اهميتي برابر دارند و خيلي حساب شده بازي مي كنند، و خلاصه، با داشتن يك سيستم قوي و كارامد، مي تواند درصد خطا را تا كمترين حد خودش كاهش بدهد و نتيجه را به نفع خودش تمام كند.
اما در طرف ديگر، بارسلونا را داريم. نه اين كه تيم رايكارد، سازمان تيمي محكمي ندارد يا همه چيز را به امان خدا رها كرده. نه، اما اين جا فرد هم داريم. جالب ترين چيزي كه در اين دنيا پيدا مي شود. همان يكي دو بازيكني كه هر وقت دل شان خواست، مي توانند دريبل بزنند و از نبوغ شان استفاده كنند. اگر سيستمي در كار باشد، اصالت را به فرد مي دهد. آدم ها هميشه از اجتماعات جذاب تر بوده اند و اين جا هم چيزي غير از اين نيست. به تاريخ فوتبال نگاه مي كنيم و به جاي اين كه ياد تيم ملي فرانسه در جام جهاني 1998 بيفتيم كه قهرمان شد (تيمي كه واقعا يك تيم بود و حتي وقتي مهاجمانش وظيفة گل زدن را انجام نمي دادند، ديگر اجزاي سيستم جايشان را پر مي كردند تا كل تيم به نتيجه برسد، تيمي كه حتي زيدانش هم برتري چنداني بر بقيه نداشت)، بيشتر خاطرة مارادونا را در دل مان داريم. يك فرد به تمام معنا. يك قهرمان خاص. كسي كه هر جا بود، به جاي تيم، همه بايد به او نگاه مي كردند.
برگرديم به مسابقة چلسي و بارسلونا. به مسابقة قبلي دو تيم نگاه كنيم؛ وقتي رونالدينيو، پشت هجده قدم ايستاد. تمام هم تيمي هايش منتظر پاس او بودند و توده بازيكن هاي چلسي هم همين طور. اما گفتم كه رونالدينيو يك فرد بود، يك ستاره . اين شد كه ورق برگشت. قهرمان، همان كاري را انجام داد كه هيچ سيستمي آن را پيش بيني نمي كرد. پايش را برد زير توپ و با يك حركت عجيب، توپ را انداخت گوشة دروازه. اما سيستم جبران كرد. وقتي مهاجمان چلسي گل نزدند، جان تري مدافع، به عنوان يكي ديگر از اعضاي سازمان (مثلا عين ليليان تورام فرانسه 1998) آمد جلو و گل زد. يك گل معمولي با ضربة سر. اين جا همه بايد وظيفه شان را انجام دهند و عيب هاي سيستم را بپوشانند.
پارسال، سيستم از فرد برد. چلسي به رونالدينيو گل زد. اين، روش درست زندگي است. همان چيزي كه بايد از مورينيو و چلسي ياد بگيريم تا بتوانيم در اين دنيا باقي بمانيم. اما راستش براي اين كه از اين زندگي لامصب روزمره فرار كنيم، داريم فوتبال مي بينيم. در چمن سبز، دنبال قهرمان هاي رمانتيك و نتيجه هاي دراماتيك هستيم. پس منتظر دريبل هاي آزادانة بارسلونا مي مانيم. وقتي رونالدينيو، تري را دريبل مي زند.

به بهانه رويارويي دوباره مورينيو با بارسا
شيطان كنار زمين چمن
021828.jpg
حبيبه جعفريان
مطمئنم حوالي آن روزها فاوست نخوانده بودم. آن مرد هم احتمالا نخوانده بود. آن مرد كه كنار زمين چمن قدم مي زد و دنبالة پالتوي بلند سياهش در باد تكان نمي خورد (هوا آرام بود) اما مرا ياد فاوست مي انداخت. يك مترجم سابق كه دارد تيم پورتو را خوب جلو مي برد . وقتي پرسيدم كي و چيست؟ با بي حوصلگي اين توضيح را دادند اما براي من او فاوست بود. همين كه ديدمش، فهميدم. براي ديگران بعدها اتفاق افتاد. ديگران آرام آرام بهت زده مي شدند و من آرام آرام مطمئن مي شدم.
وقتي از نيمكت، اخراج شد و با خونسردي گفت در خانه مي ماند و از تلويزيون، تيمش را تماشا مي كند؛ ديدم كه نگاه آدم ها چطور از تحسين و حسرت پر مي  شود. فاوستِ من درست به هدف مي زد. او همان طور بود كه ما نمي توانستيم. همان طور بود كه ما جرأتش را نداشتيم. هماني بود كه ما در انبوهِ اما و اگرها دفنش كرده بوديم. هماني بود كه هميشه دلمان مي خواسته باشيم. آن موجودِ متفاوتِ مرموزِ غيرمنتظره كه گاهي شكست خورده است اما هيچ وقت، متوسط نبوده است. مترجم سابق كه ديگر پالتوي بلند سياه نمي پوشد و صورتش را اصلاح نمي كند و اگر در خيابان از كنارتان رد شود به ذهنتان خطور نخواهد كرد، دكتر فاوست از كنار شما گذشته است.

آنتي بارسلونا
جواد رسولي
فقط براي اين كه مطمئن شوم حافظه ام اشتباه نمي كند، نگاهي انداختم به تاريخچه بارسلونا و ديدم لازم نيست زحمت زيادي براي ضديت با بارسا بكشم. آن ها تا به حال فقط يك بار توانسته اند در طول تاريخ باشگاه، جام قهرماني اروپا (منظورم ليگ قهرمانان است) را ببرند. آن هم در سال 1992 و در مقابل سامپدوريا و با نتيجه يك بر صفر. خب، حالا كه بهانه ما هم به ليگ قهرمانان اروپا مربوط مي شود چرا بايد دربارة تيمي حرف بزنيم كه در حافظة تاريخي فوتبال اروپا تقريبا هيچ جايي ندارد؟ گيرم يك بار از مرحله گروهي با 18 امتياز (يعني همه امتيازهاي ممكن) صعود كرده باشند يا چند بار تا مرحله نيمه پاياني پيش آمده باشند. بعد چي؟ آن ها تقريبا هميشه دست خالي برگشته اند و يك بار هم كه با كلي اميد و آرزو به فينال رسيده اند و چنان در مقابل يكي از معمولي ترين دوره هاي ميلان شكست سنگيني خورده اند كه ديگر هيچ وقت توان حضور مقتدرانه در ليگ اروپا را به دست نياوردند. حتي رقيب هميشگي يعني رئال مادريد هم در جام قهرمانان آن ها را بارها تحقير كرده. درباره چنين تيمي قرار است يادداشت مخالف بنويسم؟ فكر كنم منصفانه نباشد.
بارها از طرفداران دو آتشة بارسا درباره اصليت كاتالونيايي تيم شنيده ام و اين كه هر مسابقه شان به مثابه مبارزه اي مقابل دولت مركزي اسپانيا است و آن ها در واقع دنبال به دست آوردن استقلال هستند و مزخرفاتي از اين قبيل. هيچ وقت نفهميدم اين چه ارتباطي ممكن است با فوتبال داشته باشد. بارسلونا در دوره هايي از تاريخ اش پيش آمده كه خوب بازي كند و زيبايي فوتبالش احترام برانگيز باشد. مثل هر تيم معمولي ديگري. وسط كشيدن پاي مسائل سياسي و ملي گرايانه فقط يك جور شلوغ بازي براي توجيه دوره هاي افول باشگاه است. نكته عجيب اين است كه تيم باشگاهي منطقه كاتالونيا كه ظاهرا خيلي هم به زبان و فرهنگشان مي نازند، در بيشتر دوره هايش چيزي بيش از تيم ملي ب هلند نبوده. بهترين دوره هاي باشگاه به زمان مربي گري تري ونبلز، بابي رابسن و يوهان كرايف محدود مي شود و بعد از كرايف هم حتي يك مربي اسپانيايي يا كاتالونيايي روي نيمكت تيم ننشسته. در اين شرايط ادعاي وطن پرستي و ضديت با پايتخت و استقلال و اين ها چه معنايي ممكن است داشته باشد؟
مارادونا، روماريو، رونالدو، ريوالدو ، فيگو و حالا هم رونالدينيو بهترين بازيكنان بيست سال اخير بارسا هستند. بارسلون به جز آن ها چيز ديگري براي افتخار كردن ندارد. اين ستاره ها در دوره هاي مختلف تقريبا يك تنه تيم را بالا كشيده اند و هر وقت باشگاه آن ها را از دست داده تا پيدا شدن ستاره بعدي زمين خورده است. هيچ وقت از تيم بارسلونا بدون يك ستاره نامدار چيزي نديده ايم. همين حالا هم كه تيم خيلي آماده به نظر مي رسد، اگر رونالدينيو را از دست بدهد تبديل به تيمي آسيب پذير مي شود. همان اتفاقي كه چند سال پيش بعد از رفتن فيگو و ريوالدو افتاد.
بارسلونا با سيستم ستاره محورش گاهي وقت ها فوق العاده ظاهر مي شود و همه را حيرت زده مي كند اما اغلب اوقات وقتي ستاره اش آماده نيست و بقيه تيم خودشان بايد گليم شان را از آب بيرون بكشند، دوباره تبديل به همان تيم شكننده و معمولي سابق مي شود. تيمي كه در اروپا هنوز نتوانسته شخصيت قابل قبولي دست و پا كند و تنها مقام قهرماني اش مال سيزده سال پيش است.

فهرست
نامه به سردبير
نامه ها‎/ فهرست
سينما تلويزيون
كيميايي و كيميايي
جليقه زرد
رويدادهفته
گوي طلايي تمشك طلايي
ورزشي
جوانگرايي مي كنم!
آقا كريم، دوستت داريم
رويدادهفته
اگر بيماري قلبي داريد، تماشا نكنيد
قهرمان، سيستم را دريبل خواهد زد
شيطان كنار زمين چمن
آنتي بارسلونا
اجتماعي
درود بر من روزي كه زاده شدم و روزي كه مي ميرم و روزي كه زنده برانگيخته مي شوم
زندگي
اي ول نيروي انتظامي!
يار دبستاني آقاي رئيس جمهور
رويدادهفته
سينما
پدر،حكم وپسر
پدرم حالا سرش را بالا مي گيرد
دختر امروز خودش اسلحه برمي دارد
نيومده چي رو نگاه مي كني؟
نمرديم و گولّه هم خورديم
دانش
فلاني مي شود دنباله ايراني اينشتين
سه نكته در يك خبر
شبه علم اين جا، شبه علم آن جا، شبه علم همه جا
تقصير كي است؟
روزها
ازملكوت آمد و رفت
ايستاده بر شانه غول ها
عرق جبين و نبوغ
رويدادها
جهان كوچك
تماشاي رقصي چنين
قدم زدن در يك شهر درويشانه
هنر روز
آب وآتش
|  فهرست  |  سينما تلويزيون  |  ورزشي  |  اجتماعي  |  زندگي  |  دانش  |  سينما  |  روزها  |
|  جهان كوچك  |  هنر روز  |  شناسنامه  |  مهمان هفته  |  راهنما  |  سبك زندگي  |  گزارش  |  موفقيت  |
|   نيم رخ ، تمام رخ  |  يادداشت  |  گالري  |
|   صفحه اول   |   آرشيو   |   چاپ صفحه   |