در فيلم هاي قبلي، مسعود كيميايي اين قدر به او اعتماد نداشت كه نقش مهمي را به او بسپارد. ولي بعد از حكم، رفتار پدرش كاملا عوض شده است
سعيد قطبي زاده
كسي كه مثل من پولاد را زياد نمي شناسد، حتما خيلي دلش مي خواهد بداند او چه قدر شبيه محسن است. شباهت او به محسن، تقريبا مثل شباهت سيندرلا به كينگ كونگ است. حتي شباهتي به فيلم هاي ضعيفي كه قبل از اين بازي كرده هم ندارد. وقار و آرامش و كم رويي و نگاه نجيبش هيچ ربطي ندارد به دريدگي و گستاخي و زبان آوري و تخسي شخصيت هايي كه بازي كرده. در حكم ، او بازي خيره كننده اي را از خودش به نمايش گذاشته است و پس از سال ها، شايد پس از مرحوم هادي اسلامي و فرامرز صديقي در سرب و دندان مار ، حالا شاهد يك بازي درخشان ديگر در سينماي مسعود كيميايي هستيم. در جريان گفت وگو، داشتم تقريبا پولاد را مي شناختم. بازيگري كه مي داند در فيلم جديدش چقدر خوب بازي كرده و اصلا بلد نيست اداي آدم هاي مغرور يا فروتن را در بياورد. دوست داشتني است و مهربان و خونگرم.
فرق اول فيلم حكم با فيلم هايي كه قبلا بازي كرده اي، در اين است كه براي اولين بار در نقش اصلي ظاهر شده اي. اما فرق مهم تر حكم با فيلم هاي قبلي ات، اين است كه براي اولين بار، خيلي خوب ظاهر شده اي. موافقي؟
آره. اين اتفاق در زندگي شخصي ام هم افتاد. بعد از چند تا تجربه، تصميم گرفتم تكليف خودم را با خودم روشن بكنم. درست است كه نقش هاي قبلي ام كوتاه بود، اما اجراي آن ها برايم سختي هاي زيادي داشت. با اين حال در فيلم هاي قبلي، فرصتي پيدا نكردم تا بتوانم خودم را نشان بدهم. اما وقتي قرار شد در حكم ، نقش محسن را بازي كنم، سعي كردم اين شخصيت را در خودم پيدا بكنم. اين شخصيت به نسل من ارتباط پيدا مي كند و پيچيدگي هايي دارد كه دوست داشتم با آن ها كلنجار بروم. دليل ديگري كه محسن برايم ارزشمند بود، اين بود كه براي به دست آوردنش تلاش زيادي كردم.
يعني از اول، قرار نبود اين نقش را بازي كني؟
نه. اين نقش، كانديداهاي مختلفي داشت. در ضمن، از لحاظ سن به من نمي خورد و بزرگ تر بود. نكتة ديگر، اين است كه ويژگي هاي منفي اي داشت. من تا آن زمان، نقش منفي كار نكرده بودم. بعد از تغييراتي كه در مرحلة CAST (انتخاب بازيگر) پيش آمد، قرار شد اين نقش را بازي كنم. هيچ وقت به طور حرفه اي تا آن زمان، صحبتي از ايفاي يك نقش محوري، ميان من و پدرم پيش نيامده بود. در فيلم هاي پدرم نقش هاي چندان مهمي نداشتم.
فقط حضور داشتي.
آره. آن قدر اعتماد نمي كرد كه چنين نقشي را به من بسپارد.
قبول داري كه در سربازهاي جمعه خيلي ضعيف بودي؟
آره. ولي يادت باشد كه يك سكانس خيلي مهم آن فيلم، موقع اكران حذف شد. حالا چون آن سكانس نيست، شخصيت سعيد، خيلي گنگ به نظر مي رسد.
چطور به محسن رسيدي؟ شناخت تو از اين شخصيت چي بود؟
چيزي كه هميشه به اش فكر مي كردم، اين بود كه علاقة محسن به فروزنده را در همة موقعيت ها نشان بدهم. تأكيدم روي ابعاد پنهان شخصيت محسن بود. دلم نمي خواست يكدست منفي باشد. در فيلم نامة اوليه، او يك بدمن كلاسيك بود. ولي در اجرا، شخصيت او رفته رفته كامل تر شد. يادم است كه اواسط فيلم برداري، پدرم به اين ايده رسيد كه محسن چطوري بايد بميرد. رضايت كيميايي از من، فضاي بيشتري را در اختيارم مي گذاشت و اعتماد به نفسم را بيشتر مي كرد. خيلي از جزئيات محسن را موقع اجرا كشف كردم. از ابتدا، او اين گونه نبود.
اسم تو در تيتراژ به عنوان يكي از سرمايه گذارهاي فيلم آمده است. يكي از شوخي هاي ما، دربارة حكم اين بود كه مي گفتيم چون تو خودت پول گذاشتي، سعي كرده اي خوب بازي كني!
بعد از اين كه حدود بيست درصد از كار جلو رفت، يك اتفاقي افتاد كه من به عنوان سرمايه گذار وارد شدم. تهيه كنندة ما در آن مقطع نبود و رفته بود سفر. من سرمايه اي كه داشتم را در اختيار پدرم گذاشتم تا كار جلو برود.
هميشه وقتي از تو دربارة پدرت مي پرسند، خيلي راحت جواب مي دهي. در حالي كه آدم هاي ديگري كه موقعيتي مشابه تو دارند، اصلا دلشان نمي خواهد كه دربارة پدر يا مادرشان حرف بزنند. فكر مي كني رابطه با پدرت در كارت تأثير دارد؟
نه، اصلا. رابطة ما سركار، شكل ديگري دارد. پدر من در كار، قانون خودش را دارد. فيلم بايد مطابق نظر او ساخته شود. بنابراين من هم به عنوان يكي از اعضاي گروه، بايد ببينم او چه مي خواهد. حتي مي توانم بگويم رابطه اش با من، در كار خيلي سنگين تر است تا با عوامل ديگر. بارها شده كه تشنة تأييدش بودم و هيچ واكنشي از او نديدم.
در سربازهاي جمعه هم همين طور بود؟
بله.
براي آن فيلم قرارداد بستي؟
بله، با هدايت فيلم قرارداد داشتم.
ميزان دريافتي ات به اندازة رادان بود؟
نه، اصلا.
در حكم چطور؟
در حكم هم كمتر گرفتم. مي توانم جواب تلفن ام را بدهم؟
اختيار داري.
[سلام، چاكريم. من بعدا خودم به ات زنگ مي زنم. قربانت. خداحافظ.]
چقدر گوشي ات شبيه گوشي حد ميثاق (خسرو شكيبايي) است.
همان است. داشتم مي گفتم كه دوست دارم با كارگردان هاي متفاوت و با نگاه هاي متفاوت كار بكنم.
ميان فيلم هايي كه توي حكم صحنه هايشان را مي بينيم، يعني سزاركوچك ، قتل و سانست بلوار ، هيچ كدام را قبلا ديده بودي؟
فقط قتل كوبريك را نديده ام.
ديالوگ هاي كيميايي، يك جور خاصي است كه با حرف زدن عادي و محاوره فرق دارد. برايت حفظ كردن اين ديالوگ ها سخت نبود؟
نه. من با نثرش آشنايي دارم. براي همين، نوع ديالوگ نويسي اش برايم راحت تر بود. مهم تر اين كه نگاهش را مي شناسم.
كدام يك از فيلم هاي پدرت را بيشتر از همه دوست داري؟
ـ دو سه تايش را خيلي دوست دارم؛ قيصر ، گوزن ها ، دندان مار ، سرب و حكم .
خسرو شكيبيايي در فيلم حكم نقش حدميثاق را دارد.گوشي تلفن همراه شكيبايي در فيلم مال پولاد است!/عكس: بابك بروزيه
يعني اين چند تا فيلمي را كه قبل از حكم ساخته و تو بازي كرده اي دوست نداري؟
دوست دارم. ولي ميزانش كمتر است از فيلم هايي كه اسم بردم.
كدام يك از نقش هاي فيلم هاي كيميايي را دوست داشتي بازي كني؟
تمام نقش هايي كه آقاي وثوقي بازي كرده اند.
حتي بلوچ ؟
بلوچ نه. استثنائا نه.
با فيلم هاي نوآر و پليسي هاي قديمي، آشنايي داري؟
خيلي از كارهاي همفري بوگارت را ديده ام و دوست دارم. آلن دلون ها هم معركه است. اما اگر منظورت از اين سؤال، اين است كه اين ها ربطي به شخصيت محسن دارند، بايد بگويم اصلا. ويژگي هاي محسن، جوري است كه نمي توانستم نمونة عيني اش را در فيلم هاي ديگر پيدا كنم. احساس مي كنم همة ما در درون خودمان، اين شخصيت را داريم. توي هر كسي، يك محسن وجود دارد. مهم ترين ويژگي او، آنارشيست بودنش است. حرف كسي را گوش نمي دهد و براي رسيدن به قدرت، هر كاري مي كند. قشنگي محسن به اين است كه بي سواد نيست، لمپن نيست، زماني دانشجو بوده و برعكس اين جريان حركت مي كرده و حالا به اين نقطه رسيده. وقتي داشتم نقش محسن را بازي مي كردم، نمي توانستم به هيچ چيزي ديگر فكر كنم.
هيچ پيشنهادي براي بهتر شدن محسن داشتي كه كيميايي بپذيرد و استقبال بكند؟
من به طور كامل متمركز شده بودم روي سكانس هايي كه برايم نوشته شده بود.
همة ديالوگ ها در فيلم نامه بود يا سر صحنه عوض مي شد؟
خيلي هاش بود و خيلي هايش عوض مي شد.
مثلا ديالوگ شيما با من چته؟ يا من تو رو خيلي، عاشقت ام! در فيلم نامه بود؟
بعضي از اين جمله ها جذاب اند، چون با گويش عادي فرق دارند. اين ها مواردي بودند كه توافق داشتيم. خيلي وقت ها، حتي به ديالوگ هايي كه اعتقاد نداشتم هم فكر مي كردم. سعي مي كردم محسن باشم، او را درك بكنم و به جاي او صحبت بكنم. محسن، شخصيت پيچيده اي است. خيلي چيزها را مي گويد، بدون اين كه به آن ها اعتقادي داشته باشد.
مثل خواستگاري كردن از خواهر حد ميثاق؟
دقيقا.
فيلم هاي محبوبت كدام ها هستند؟
خيلي زيادند.
آن هايي را كه بيشتر دوست داري، بگو.
از قديمي ترها، فيلم هاي فردزينه مان را خيلي دوست دارم؛ به خصوص اسب كهر را بنگر . كارهاي ديويد لينچ را خيلي دوست دارم. اين اواخر هم تصادف را ديدم و خيلي خوشم آمد.رواني آل پاچينو هم هستم.
از فيلم هاي ايراني چطور؟
فيلم هاي علي حاتمي و ابراهيم حاتمي كيا، خيلي خوب اند.
دنياي تو چقدر به دنياي پدرت نزديك است؟
در حالي كه نزديك است، خيلي با هم متفاوت ايم. در زندگي شخصي ام به شكل ناخودآگاه، خيلي از او تأثير گرفته ام. مي داني كه مدت زيادي ايران نبودم و از كودكي رفتم آلمان و حدود سيزده سالگي آمدم ايران.
زمان فيلم تجارت .
دو سال بعد از آن فيلم. بعدش در يك مقطعي ايران بودم و سپس رفتم آمريكا و كانادا. اين تجربه ها باعث شدند كه در بعضي موارد، خيلي با بابا فرق داشته باشم. او خيلي ناسيوناليست است و خيلي ايراني است. با اين حال، جنس نگاهم شبيه او است.
در آلمان با مادرت زندگي مي كردي؟
بله. ولي وقتي رفتم آمريكا و كانادا، تنها بودم.
و حادثه مرگ مادر ـ مرحوم ـ خود به خود باعث شد كه به پدر نزديك تر شوي.
همين طور است. كليدي ترين نقطه اي بود كه من را به پدرم وصل كرد. من اصلا جاي ديگري بودم. آمده بودم كه برگردم. ولي ماندم و پدرم را از نو شناختم.
الان از اين شرايط راضي هستي؟
مرگ مادرم من را به پدرم وصل كرد. من اصلا جاي ديگري بودم آمده بودم كه برگردم. ولي ماندم و پدرم را از نو شناختم
خيلي زياد.
انتقادها از سينماي كيميايي، به طور جدي با تجارت شروع شد. يعني از همان زماني كه تو وارد فيلم هاي او شدي. از اين جهت، احساس گناه نمي كني؟
با حكم جبران كردم.
واقعا خيلي خوب بازي كرده اي.
خيلي خوشحال ام و خدا را شكر مي كنم. اول از همه به خاطر استقبالي كه پس از مدت ها از سينماي بابا شده. براي من مهم ترين مسأله همين است. اگر از اين به بعد، تا آخر عمرم در هيچ فيلمي بازي نكنم، باز مي توانم به حضورم در حكم افتخار كنم.
هيچ وقت كيميايي به طور مستقيم، نسبت به بازي ات در اين فيلم، واكنش نشان نداد؟
بابا هميشه وقتي راضي است، با انرژي بيشتري كار مي كند. اين را مي شود در چهره اش ديد.
از آن ابتدا، پدرت با بازيگر شدن تو مخالف نبود؟
فكرش را نمي كرد اين علاقه اين قدر جدي باشد. فكر مي كرد به دليل سن و سالم، دوست دارم در فيلم ها خودم را نشان بدهم. يعني يك تجربه يا دل مشغولي اي كه بالاخره از سرم مي افتد. بعد از حكم ، رفتارش كاملا عوض شد و حالا ديگر سرش بالاست.
هيچ جملة واضحي دربارة بازي ات در حكم به تو نگفت؟
به من گفت تازه مي خواهم باهات كار كنم. دوست دارم كه بازيگرم باشي. اين براي من خيلي قيمت داشت و مهم بود. چون تا آن زمان، هيچ وقت چنين چيزي به ام نگفته بود.
متولد چه روز و ماه و سالي هستي؟!
بيست و سوم تيرماه پنجاه و نه.