- هفته نامه فرهنگي - اجتماعي -جوانان‎/شماره۴۸ - شنبه ۱۹ آذر ۱۳۸۴ - - Dec 10, 2005
docharkhe
رستاخيز سينماي ايران
020775.jpg
باز هم يك پروژة سنگين ديگر. باز هم Big Production. باز هم احمدرضا درويش. اين بار ديگر، خبري از جنگ ايران و عراق نيست. اين بار ديگر، خبري از توپ و تانك و هواپيما و صندوق طلاي دوئل نيست. زندگي حضرت ابوالفضل، موضوع فيلم جديد درويش با عنوان روز رستاخيز است. او تا قبل از اين قصد داشت پروژة سنگين شكوه پيروزي را دربارة عمليات بيت المقدس (فتح خرمشهر) بسازد. اما يكباره نظرش را عوض كرد و سراغ يك موضوع مذهبي ـ حماسي رفت.
شكوه پيروزي در واقع، يك قسمت از همان پروژة عظيمي است كه قرار است توسط درويش، حاتمي كيا (پروژه اي دربارة وضعيت هسته اي) و شهرياربحراني (زندگي حضرت سليمان) ساخته شود. ظاهرا درويش قصد دارد روز رستاخيز را هم مانند دوئل و فيلم ساخته نشدة شكوه پيروزي ، با پيش توليدي سنگين جلوي دوربين ببرد.

رويداد هفته
020742.jpg
مغز پوپك گلدره جراحي شد
تيغ و پوپك

ديگر همه مان پوپك گلدره را مي شناسيم. همه هم مي دانيم به خاطر يك تصادف احمقانه مدت هاست در كما به سر مي برد. به هرحال، آخرين خبرها مي گويند كه پوپك گلدره زير تيغ جراحي مغز رفته است. اين اولين عمل گلدره است كه به گفتة پدرش، براي خارج كردن لخته هاي خون از مغز پوپك انجام شده. فعلا حال گلدره وخيم است و دستگاه تنفسي به او وصل كرده اند. باز هم غير از دعا كردن، كار ديگري از دست ما بر نمي آيد.

سري جديد پرستاران ساخته مي شود
پرستاران، جلد هشت

اين سريال پرستاران، واقعا آخرش است. در كشور ما صد هفته است كه مردم سه شنبه شب ها پاي تلويزيون ميخكوب مي شوند. در خود استراليا (محل ساخت اين سريال) هم از سال 98 تا حالا، پرستاران يكي از پر بيننده ترين برنامه هاي آن ها بوده و يازده جايزه از جشنواره هاي مختلف را از آن خود كرده است. خبر جديد، اين كه سري هشتم اين سريال هم به زودي ساخته مي شود. پخش سري هفتم آن هم كه از زمستان 2005 در تلويزيون استراليا آغاز شده بود، همچنان ادامه دارد.
در كل اين مجموعه، تنها بازيگري كه از سري اول تا حالا در آن بازي كرده، جوربي پاركد يا همان تري سوليوان خودمان است. اين قسمت هايي هم كه الان دارد از تلويزيون خودمان پخش مي شود، مربوط به سال 2000 است. اگر دقت كنيد، مي توانيد نشانه هايي از المپيك 2000 سيدني را در بين مراجعان به بخش 17 ببينيد. احتمالا با توجه به استقبال مردم و ساختار خيلي خوب اين مجموعه، شاهد پخش طولاني ترين سريال خارجي تاريخ تلويزيون ايران خواهيم بود. البته اگر بخش تأمين برنامه، خريدن اين مجموعه را ادامه بدهد و دوبلورها هم مثل الان، حسابي سنگ تمام بگذارند.
020748.jpg
حرف هاي كيميايي درباره حكم
اين بار خواستم قصه بگويم!

سر همان كلاس ها، همان ميعادگاه عاشقان سيد گوزن ها و قيصر كه چند وقت پيش يك گزارش ازش نوشتيم، هفتة پيش، خبرنگارها از كيميايي دربارة آخرين فيلمش حكم سؤال كردند و او پشت سر هم جواب داد.شيوة حرف زدنش شباهت عجيبي به فيلم هاي اخيرش داشت: مسألة كلي من در اين فيلم، اين بود كه اگر دوربين را عوض بكنيد و در جايي ديگر بگذاريد، نهضت هاي دانشجويي را مي بينيد كه اين ها به كجا مي رسد. يا فرضا بچه هايي كه از شهرستان ها مي آيند به كجا مي رسند؟ يا سرمايه داري كه از بدنة قدرت در حال جدا شدن و مستقل شدن است، به كجا مي رسد؟ اين براي اين كه زنده بماند و تنفس بكند، آيا تنفس گاه اش باز بايد با قدرت، مرتبط باشد؟... يكي پرسيد: چرا فيلم حكم برخلاف ساخته هاي قبلي تان ديالوگ محور نيست و خيلي تصويري است؟ و كيميايي در جوابش گفت: يك بار ديگر دارم مي آيم به سمت قصه گفتن... آن فيلمي كه تلاش مي كند با گفت وگو و واژه قصه را در سينما بگويد، آن فيلم تبديل مي شود به يك سينماي خسته كننده و سينماي نابلد. يعني اين كه فيلم هاي قبلي كيميايي، فيلم هاي خسته كننده و نابلدي بوده؟ در جاي جاي حكم، اشارات مستقيم و غير مستقيمي به فيلم هاي كلاسيك و به خصوص فيلم هاي نوآر سينما شده است: من معتقدم دنياي واقعي هم از دل سينما آمده است. به هر جهت، ذهن تماشاگر بايد قبول مي كرد كه اين ها چرا اين طوري لباس مي پوشند؟ چرا اين گونه حرف مي زنند؟ اين شيوة روايت در حكم، باعث شده است تماشاگر سؤال نكند چرا اين ها اين گونه هستند؟... كيميايي از تدوين جعفر پناهي و فيلم برداري فوق العادة زرين دست هم تعريف كرد و جلسه به پايان رسيد.
020754.jpg
فروش خيلي خوب حكم
هشت پا با يك بوس كوچولو

آكواريوم با فروش 335 ميليون توماني اش، كم كم دارد سينماها را براي هشت پا (عليرضا داوودنژاد) خالي مي كند. آخرين فيلم بهمن فرمان آرا و رضا كيانيان يه بوس كوچولو هم جايگزين كافه ترانزيت با 122 ميليون تومان فروش خواهد شد. مكس هم با مضموني طنز و ساختاري موزيكال بالاخره بعد از كلي شل كن سفت كن و مدتي توقيف بالاخره در اين ماه اكران خواهد شد. اين جور كه بويش مي آيد، قرار است فصل شلوغي را داشته باشيم . اما پرفروش ترين فيلم هفتة گذشته، حكم مسعود كيميايي بود. اين فيلم توانست فقط در همان روزهاي اوليه اش 30 ميليون تومان بفروشد كه شروع خيلي خوبي است. بايد ديد حكم در روزهاي بعد چه مي كند.
020766.jpg
ترسناك هاي بزرگ تاريخ سينما
كشتار با اره برقي، اول شد!

اين كمپاني هاي هاليوودي كه بيخودي براي چيزي دندان تيز نمي كنند. همين دو سه هفته پيش نوشتيم كه قرار است يك نسخة تازه از كشتار با اره برقي در تگزاس ساخته شود. حالا هم خبر مي رسد كه خوانندگان مجلة سينمايي توتال فيلم كه در انگلستان منتشر مي شود، اين فيلم را به عنوان ترسناك ترين فيلم تاريخ سينما انتخاب كرده اند. اين فيلم، محصول 1974 است. اين را هم گفته بوديم كه داستان فيلم دربارة يك قاتل زنجيره اي به اسم ادگين است كه با اره، قربانيان خود را مي كشد. با اين حساب، اصلا بعيد نيست كه هاليوودي ها اين فهرست را همان چند هفته قبل ديده باشند! دربارة ديگر فيلم هاي فهرست هم اگر مي خواهيد بدانيد، بايد بگوييم كه هالووين شاهكار كلاسيك جان كارپنتر (كه مشخصا حقش خورده شده) و فيلم هاي ايتالياييshocker suspiria محصول دهه هفتاد، در رده هاي دوم و سوم اين نظرخواهي قرار گرفته اند. طلوع مردگان محصول 1978، درخشش محصول 1980، رواني محصول 1960، ويكرمن محصول 1973، بچه رزمري محصول 1968، حالا نگاه نكن محصول 1973 و قتل عام آدمخوار محصول 1980 رديف هاي چهارم تا دهم جدول را به خود اختصاص داده اند. نكتة جالب اين است كه هيچ كدام از ترسناك هاي اواخر دهه نود، در فهرست قرار ندارند. به عقيدة خوانندگان توتال فيلم، سينماي ترسناك در سي سال اخير، كاملا درجا زده است. اين هم كه چرا جــيغ هــاي وس كــريون و ترسناك بي نظيري چون در  كام جنون چرا در فهرست نيستند، به خود توتال فيلمي ها ربط دارد حتما!
020757.jpg
ايون فلاكس با كله زمين خورد!
سرنوشت هالي بري در انتظار ترون

خب هميشه هم دنيا به كام يك سري آدم نيست. اين هفته دقيقا بلايي سر چارليز ترون آمد كه دو سال قبل، هالي بري با فيلم زن گربه اي كاملا آن را تجربه كرده بود. اين كه بعد از گرفتن يك اسكار و بازي در دو سه فيلم مهم، وسوسة بازي در يك اكشن با دستمزد بالا، همة اعتبار تو را تحت تأثير قرار دهد. حالا ترون بايد بنشيند و دعا كند كه اگر اسكار را براي بار دوم به خاطر فيلم انگلستان شمالي نگرفت، حداقل تمشك طلايي را بابت اين اكشني كه بازي كرده، دريافت نكند. اين مقدمه، يعني اين كه ايون فلاكس، اكشن پراميد اين فصل، با كله زمين خورد. اين فيلم با يك فروش 13 ميليون دلاري، نقدهاي به شدت منفي، و بي اعتنايي مخاطبان، به يك شكست مفتضحانه بدل شد. نكتة جالب، اين است كه ايون فلاكس حتي نتوانست يك هفته صدرنشيني را هم تجربه كند. فروش۲۰ ميليوني هري پاتر و جام آتش، اين ساختة مايك نيوئل را براي سومين هفتة متوالي در صدر نگه داشت. ضمن اين كه فروش كل جام آتش هم تا اين جا به 230 ميليون دلار رسيده است.
020679.jpg
گزارش اكران خارجي
خنديدم، خيلي زياد!

اما تازه واردهاي هفتة قبل كه به دليل كمبود جا آن هفته درباره شان ننوشتيم، اين هفته بين مكان هاي چهارم تا هفتم قرار گرفتند. مال شما، مال من و مال ما را راجا گاسنل با بازي دنيس كوايد و رنه روسو ساخته. داستانش دربارة زن و مردي است كه پس از چند ازدواج و طلاق، عاشق هم مي شوند و وقتي با هم ازدواج مي كنند، در مي يابند كه بايد با 18 بچه زير يك سقف زندگي كنند. شوخي هاي فيلم، گويا براي مخاطب عام جذاب بوده، هرچند نقدها چندان مثبت نيست. به قول راجر ابرت، صحنه اي در فيلم نيست كه نشود بعدش را پيشگويي كرد. فيلم بعدي هم فقط رفقا است كه يك كمدي بزن بكوب با بازي رايان رينولدز و امي استوارت است. در ميان نقدهاي تند و تيز اين فيلم، يك يادداشت بامزه از تاي بار منتقد بوستون گلاب وجود دارد:
020760.jpg
مي توانيد مرا تحت تعقيب قانوني قرار دهيد. من به شوخي هاي فيلم خنديدم؛ خيلي زياد. بعد هم فيلم تازة كريس كلمبوس است. بازگشت كلمبوس به جريان اصلي سينما پس از ساخت دو هري پاتر نخست، قرار بوده يك اتفاق باشد و او را از سينماي كودكانه جدا كند. اما ساخت نسخه اي سينمايي از نمايش به شدت موفق برادوي (كه يك پديده خوانده مي شد)، كلمبوس را باز هم در معرض نقدهايي قرار داده كه كار او را با منبع اقتباس، مقايسه مي كنند. اجاره ، فيلم به شدت تلخ و صريحي شده. اما باز به قول ابرت، يك دست كلمبوس به تنهايي صدا ندارد و كارگرداني فيلم، نمي تواند كليت اجرا را نجات دهد. مايكل فيليپس هم دربارة اجاره نوشته: يك اجراي فوق العاده از يك پديدة باشكوه و استثنايي، نمي تواند براي كلمبوس امتياز بالايي داشته باشد.

ترميناتور 4، تعطيل!
امشب ويل اسميت مي آيد...

خيلي ها هستند كه اعتقاد دارند جاناتان ماستو، آدم با استعدادي است. اما ما فقط در اين حد مي توانيم بپذيريم كه او يك كارگردان استوديويي قابل قبول است. چون اصولا سازندة يو ـ۵۷۱ نمي تواند آدم با استعدادي باشد. با يك ترميناتور 3 ساختن هم كه بهار نمي شود! حالا جناب ماستو كه اساسا هم پركار است، اعلام كرده دو پروژة ترميناتور۴ و خانوادة سوئيسي رابينسون را فعلا بي خيال شده است و مي خواهد با ويل اسميت يك فيلم درست و حسابي بسازد. اسم فيلم هم البته چنين چيزي را مي گويد: امشب او مي آيد (Tonight , He Comes). قصه دربارة يك ابرقهرمان خسته است كه دچار يأس فلسفي شده و مي خواهد با بحران ميانسالي اش دست و پنجه نرم كند. اين داستان و ويل اسميت در كنار يك استاندارد فيلمسازي از جاناتان ماستو، يعني اين كه در سال 2007 منتظر يك فيلم اساسي باشيد. از ما گفتن!

پيام هاي كوتاه
حميد لولايي هم به جمع بازيگران مجموعة تلويزيوني طنز به گيرنده ها دست نزنيد پيوست.
شاپور قريب با سوگند ، سراغ موضوع تازه مُد شدة قرص هاي روان گردان رفت.
پوران درخشنده به زودي فيلمي دربارة جنگ مي سازد به نام فرنگيس .
امير جعفري كه چندي پيش به دليل بيماري ريه بستري بود، از بيمارستان مرخص شد.
مجموعة طنز 360 قسمتي شبكه فواره در مرحلة پيش توليد است.
رقص با رؤيا ي محمود كلاري كه در سال 79 ساخته شده، بعد از 5 سال در جشنوارة فيلم فجر اكران مي شود.

آقا بهروز رضايت داد
آگهي فراخوان براي پيدا كردن بازيگر مشابه آرمان ايران پور بازيگر نقش چهار، پنج سالگي امام (ره)
020772.jpg
اگر يادتان باشد، چند هفته پيش، گزارشي چاپ كرديم دربارة انتخاب بازيگر نقش هفت سالگي امام براي بازي در فرزند صبح. حالا خبر رسيده كه بچة خوش اقبال انتخاب شده و بعد از كلي دنگ و فنگ و تمرين و تست بازيگري، بالاخره بهروز خان افخمي رضايت داده و عوامل تقريبا بله را از او گرفته اند. البته هنوز تست آخر باقي مانده و اين كوچولو قرار است به طور آزمايشي در يكي از صحنه هاي فيلم بازي كند. ولي به هر حال، الان سرفرصت رفته اند سراغ پيش توليد و دارند توپ و تانك و سلاح مي سازند و لباس مي دوزند، تا بروبچ فيلم بردار هم بيايند و كار شروع شود.
فرزند صبح، صحنه هاي زياد و عظيمي دارد و هديه تهراني، محمدرضا شريفي نيا، جمشيد هاشم پور و آتيلا پسياني در آن بازي مي كنند. قرار است از تولد تا هفتاد سالگي امام خميني(ره)، در اين فيلم به تصوير كشيده شود.

گوي طلايي و تمشك طلايي
018168.jpg

تبليغات روي زيرنويس
فكرش را بكنيد، نشسته ايد پاي تلويزيون و داريد فيلم يا سريالي را مي بينيد كه به جاي دوبله، زيرنويس دارد. آن وقت، يك هو يك مشت تبليغات مثل قطار از پايين صفحة تلويزيون رد مي شود. آن هم درست از روي همان زيرنويس ها، آدم واقعا قات مي زند. نه مي شود فهميد بازيگرها چه مي گويند، نه مي شود بي خيال ماجرا شد. سر سريال پردة عشق هم همين طوري شد. تا احمد نجفي و بر و بچ خارجي شروع كردند به انگليسي حرف زدن، دوستان تبليغاتچي شبكه دو، قطار تبليغات را روانه كردند. البته اين كار، باعث تقويت مكالمة زبان انگليسي بينندگان محترم مي شود و ما همين جا به خاطر اين اقدام آموزشي، يك گوني تمشك خارجي به بچه هاي شبكه دو هديه مي دهيم.

ذورو!
اين ذورو بازي، برره اي ها هم خيلي خوب جواب داد. از ذ به عنوان علامت زورو بگيريد تا استفاده از خر به جاي اسب! آن قسمتي هم كه قرار بود شيرفرهاد زورو بشود، پر بود از هجو صحنه هاي فيلم نقاب زورو . به خصوص صحنه هاي شنا رفتن و شمشيربازي! خلاصه خيلي چسبيد و باز هم مهران مديري و گروهش را شايستة دريافت گوي طلايي كرد.

طلوع ماه و غروب مميز
چهارشنبه شب وقتي برنامة طلوع ماه شروع شد، خيلي ها به حسن سليقة آن ها گوي دادند. از لابه لاي آرشيوشان مصاحبه با مرتضي مميز، استاد گرافيك ايران را كه چند روز قبل فوت كرده بود، درآوردند بودند و آن را دوباره پخش كردند. خيلي ها كه آن برنامه را نديده بودند، اين بار به تماشاي اين برنامه نشستند و جاي خالي مميز را درست و حسابي حس كردند.

عظمت تكنولوژي
موبايل با ماهواره كار مي كند. پس اگر كامپيوتر را بين تلفن و ماهواره قرار بدهيم ـ چه جوري اش را نپرسيد ـ بعد روي دسك  تاپ كامپيوتر، كليك راست كنيم و برويم توي Properties. بعد هم چند بار كليك راست و كليك كنيم، مي توانيم با تلفن، شمارة موبايل كسي را بگيريم. بعد يك دفعه يك نقشة تهران در صفحة كامپيوترمان باز مي شود و موقعيت صاحب موبايل را با يك مربع سياه چشمك زن روي نقشه نشانمان مي دهد! اگر شما هم پنج شنبه شب، فيلم ايراني شب روباه را مي ديديد، از عظمت تكنولوژي، انگشت به دهان مي مانديد!
018171.jpg
بخوريم يا نخوريم؟
سهيل طاهري: آگهي هاي بازرگاني تلويزيون، يك پيام نشان داد كه در آن با كلي شعر و آهنگ و انيميشن كامپيوتري، مي خواست به بچه ها بفهماند كه چيپس و پفك و آلوچه، ارزش غذايي ندارد و از اين حرف ها. ولي درست بعد از آن پيام، تلويزيون مثل هميشه كلي تبليغ چيپس و پفك پخش كرد. دست بر و بچ صدا و سيما درد نكند!

سرعت اينترنت و گاز اشك آور
محمد ابراهيمي: در سريال جزيره ايكس ، آدم هاي دكتر به آرش تلفن كردند و گفتند: برو اي ميل هات را چك كن. او هم تلفن را پرت كرد و در كمال تعجب در همان زمان به اينترنت وصل شد! در ضمن، در حد فاصل اين كه دوستش براي او يك ليوان آب آورد، آرش كامپيوتر را روشن كرد، به اينترنت وصل شد، و عكس ها را از اي ميل اش گرفت. واقعا اينترنت در ايران چه سرعتي داشت و ما خبر نداشتيم! باز هم در همين سريال، پليس وقتي كه مي خواست به خانة دكتر وارد شود، گاز اشك آور به داخل خانه پرت كرد. ولي در كمال تعجب، بدون ماسك وارد خانه شد. حالا كه گاز اشك آور روي پليس ها اثري ندارد، اميدواريم اين تمشك در سازندگان اين سريال، اثر داشته باشد!
گوي و تمشك شما هم رسيد: مينا شاكر، پگاه قاسمي وند، خليليان

فهرست
نامه به سردبير
نامه ها‎/ فهرست
سينما تلويزيون
رستاخيز سينماي ايران
رويداد هفته
آقا بهروز رضايت داد
گوي طلايي و تمشك طلايي
تلويزيون
حس غريبي كه يك مرغ مهاجر دارد
اين مهاجران واقعي
براي جوان هايي كه چمدانشان را نبسته اند
ورزشي
يك تيم و هزار خاصيت
با لباس هاي تروتميز
رويداد هفته
رستگاري در پاريس
مبارز راه آزادي
اجتماعي
بخيل را آسودگي ، حسود را خوشي و دلمرده را وفا نيست
زندگي
شباهت ميان كارتن خواب ها با رونالدينيو
فاجعه در مهرآباد
رويداد هفته
سينما
خداحافظي با افسانه ها
چوپان دروغگو!
موسيقي
كشتار با كمانچه در تهران
چهار نفر و يك اجرا
بي خيال استاد، پول بليت را بچسب
حنجره تاريخي استاد
روزها
پيامبرزاده و پادشاه
بالاخره حافظ يا سعدي؟
نقش دوم ها
از گلستان من ببر ورقي
رويدادها
جهان كوچك
يك شارلاتان كوچك رقت انگيز
متهم؛ ديكتاتور ورشكسته
يك نظر
صدام حسين المجيد
صدام در قاهره
آن مجلس نسبتا بسيار رمانتيك
مهرباني در خانواده صدام
هنر روز
زيرآسمان هشتم
|  فهرست  |  سينما تلويزيون  |  تلويزيون  |  ورزشي  |  اجتماعي  |  زندگي  |  سينما  |  موسيقي  |
|  روزها  |  جهان كوچك  |  هنر روز  |  شناسنامه  |  ادبيات  |  مهمان هفته  |  راهنما  |  سبك زندگي  |
|  گزارش  |  موفقيت  |   نيم رخ ، تمام رخ  |  يادداشت  |  موضوع ويژه  |  گالري  |
|   صفحه اول   |   آرشيو   |   چاپ صفحه   |