|
نامه به سردبير
Qanavati @Hamshahri.org
نيلوفر رضايي
چه سلامي چه عليكي؟ اصلا از شما انتظار نداشتم كه دربارة خانوم ها اين جور مطلب بنويسيد. شماها چون مرديد، فكر كرده ايد همه چيز مال شماست. جنبه نداريد. بلد نيستيد چطور با خانوم ها برخورد كنيد. توي رانندگي كه به خانوم ها احترام نمي گذاريد و تا به شان مي رسيد، الكي بوق مي زنيد. حالا هم بايد تو مجله تان به ما توهين كنيد؟ واقعا متأسف ام.
(چي؟ كجا؟ كي؟)
آرزو آقايي ميبدي
مي خواستم بگويم از اين كه شهر آبا و اجدادي مان را تو اين شماره معرفي كرديد، كلي ذوق زده شدم. بعد هم مي خواستم بگويم عكس هاي خوبي از ابيانه و مسجد آقا بزرگ كاشان دارم. طالب هستيد؟ ديگر اين كه به خانم جعفريان بگوييد تولد دكتر شريعتي را فراموش كردها!
محمد كريمي ـ اردبيل
وقتي صفحة اول شماره 45 را ديدم، فكر كردم حالا يك حال اساسي به ما مي دهيد و همه چيز را در مورد آقا سلطان مي نويسيد. اما وقتي مطالب اش را خواندم، مطمئن شدم فقط به خاطر اين كه ما اين فكر را بكنيم و مجله تان را بخريم، آن كاريكاتور را چاپيده بوديد تو صفحة اول مجله تان. موضوعتان خيلي خوب بود. اما اصلا خوب پرداخته نشده بود. مي توانستيد با بازيكن هايي كه با سلطان مشكل دارند، مصاحبه كنيد. مثل دايي، پيرواني، هاشمي نسب و... آن مصاحبة اول كه با پروين كرده بوديد، واقعا بد بود و كلي شاخص سهام شما توي قلب ما را پايين آورد. (عجب جملة عشقولانه ـ بورسولانه اي از خودم در وكردم.) آدم را ياد مصاحبه هاي نشريات خانوادگي و زرد مي انداخت.
نازنين و. ـ تهران
پاسخ به نامة سينا اقبالي.
جناب آقاي سينا اقبالي! من، هم براي شما و هم براي تمامي كساني كه احساس مي كنند، البته فقط احساس مي كنند كه از مقولة فرهنگ، اطلاعاتي كامل و جامع دارند، متأسفم. به تمامي كساني كه داراي فرهنگ مي باشند، توصيه مي كنم فكري هم براي فرهنگي بكنند كه با پخش يك طنز تلويزيوني، به زير صفر كشيده مي شود.
خليليان ـ تهران
اولا؛ من از شماره اول، نشرية شما را دارم و به حساب من هنوز تا دو سالگي شما، دو سه شماره اي باقي مانده است. ضمن اين كه پيشاپيش، تولدتان را تبريك مي گويم، خودم را هم به جشن تولدتان دعوت مي كنم. فقط لطف كنيد آدرس مكان برگزاري جشن را برايم بفرستيد.
ثانيا؛ من حتي قبل از انتشار همشهري جوان هم خوانندة مطالب شما بوده ام. (كارهاي قبلي تان را مي گويم. خودتان كه مي دانيد... ) بد نيست از تجربه هاي خوب آن وقت ها استفاده كنيد. الان كه دو صفحه را به حرف هاي دل خودتان و خواننده ها اختصاص داده ايد، بد نيست مثل قديم ها يك موضوع را معرفي كنيد تا خودتان و خودمان دربارة آن موضوع بنويسيد و بنويسيم.
ثالثا؛ با احترام به ياد و خاطرة پرسه سر و ساماني هم به صفحة ادبي بدهيد.
رابعا؛ انصافا اين رضا هلالي را گير بياوريد و يك مصاحبة توپ باهاش بكنيد. فقط خواهشا سوژه را شهيد نكنيد.
خامسا؛ با توجه به اكران قسمت چهارم فيلم هري پاتر، كار روي پرونده اي با موضوع اين پسرك جادوگر، بي مناسبت نيست. (البته مثل پرونده هاي قبلي، سراغ كساني مثل كورش علياني كه اصلا كتاب را نخوانده اند، نرويد.)
سادسا؛ با توجه به اين كه وضع توزيع مجله خيلي بهتر شده است، از آقاي قنواتي استدعا دارم ستون اول را احيا نمايند.
امير موسوي ـ اصفهان
سلام. مي خواهم دو تمشك به تان بدهم. بعد هم چند انتقاد و پيشنهاد دارم.
تمشك ها يكي اين كه در شماره 45، نمي دانم چرا بازي رئال ـ بارسا را دربي نام نهاده ايد؟ و ديگر اين كه قلب جواني كه در روي جلد اين شماره تان به قول خودتان بوووم! كرده، به ناگاه در صفحه 20 مي آيد سمت راست بدنش. البته اين را هم بگويم كه مجلة شما 9/99 درصدش گوي است. اما انتقادها اين كه عكس هاي ماشين هاي اسپرت، كم بود و از خبر مهم آتش سوزي در دانشكده حقوق و نيز تيم هايي كه صعودشان با انجام مسابقات پلي آف معلوم شد، هيچ چيز ننوشته بوديد. دو پيشنهاد هم دارم. يكي مي خواهم مطلبي بنويسيد در مورد اين كه اسم شركت هاي تجاري مهم بر چه اساسي انتخاب شده است و ديگر اين كه نام پيامبراني كه در ايران مدفون اند را مي خواستم. (چون چند هفته پيش در بخش با خبرنگاران اخبار شبكه 3، نام آن ها را شمرد.من فكر مي كردم به تعداد انگشتان يك دست هم نمي رسند، اما فهميدم دوازده سيزده نفرند. اين قسمت را نمي خواهد چاپ كنيد.)
مجيد رستمي
خسته نباشيد
۱ - نظر آقاي كاردان در مورد شب هاي برره جاي حرف و حديث داشت و دارد، اما بي انصافي نكنيم. (در چند شمارة اخير، خوانندگان نسبت به او خيلي تند رفتند.) طنزي كه او در برنامة راديويي آدينه و حتي شبكه سه و نيم ارائه مي كرد، نگاه سياسي و اجتماعي داشت كه سياست زد گي موجب شد بخش سياسي اش براي خيلي ها جالب به نظر نرسد. شايد طنز مرحوم صابري فومني ( يعني همان گل آقاي خودمان) هم به همين دليل، كم طرفدار شد.
۲ - مجله را نوجوانان در آستانة جواني هم مي خوانند. آن ها كه دورة پيش دانشگاهي را مي خوانند و براي كنكور آماده مي شوند، بعد از آن بايد انتخاب رشته كنند. معرفي رشته هاي دانشگاهي به شيوة شما، جالب خواهد بود. اين كار را بكنيد.
(چشم.)
علي رمضان پور
شايد گفتن اين مطلب باعث كاهش كلاس باشد، اما نگفتن اش هم ناجوانمردانه مي نمايد. از ديدن اسمم در مجله ذوق مرگ شدم. دو تا خواهش داشتم: يكي اين كه صفحه اي با موضوعي جالب اختصاص بدهيد به خواننده ها. شايد اولش امكان دارد مطلب كم بيايد. اما اگر بيفتد روي دور، ديگر انتخاب يك نوشته از بين تعداد زيادي نوشتة خوب، سخت هم هست. دوم صفحة معرفي شاعر داشته باشيد. راستي مي خواستم بدانم چه جوري مي شود با مجله تان همكاري كرد؟
(شما براي همة بخش ها مي توانيد مطلب بفرستيد. به خصوص خبر و يادداشت.)
ناشناس
- اولندش كه: شورش را درآورده ايد با اين عرفان آبگوشتي. بابا بس است ديگر. حالا آن ايمان جليلي (كه نمي دانم الان زنده است يا آخرش كشتندش) يك چيزي گفت ... چند نفر سرزنش اش كردند. يكي دو نفر هم با مهرباني سعي كردند توجيه اش كنند كه يعني مثلا گفتي، ولي اگر نمي گفتي، سنگين تر بودي. حالا دوباره اين خانومه كي است؟ اسمش يادم رفته. توي يادداشت هاي شماره 46 دوباره شروع كرده به ايراد گرفتن. تو را خدا بس است. كي مي گويد ما حتما بايد همة نظرات شما ها را بدانيم.
- يك مورد ديگر اين كه من از طرفدارهاي
پر و پا قرص صفحة ورزشي ام. هيچ هم خوش ندارم هي بيايند ازش ايراد بگيرند كه زياد است و ايرادهاي بني اسرائيلي ديگر. مثلا من از صفحه سرزمين من اصلا خوشم نمي آيد. بايد برگردم بگويم برش داريد؟
ساعد عاشوري
قبل از هر چيز بايد بگويم از ديدن اين كه يك صفحه را به طور كامل به نامة خوانندگان اختصاص داديد و از آن حالت ساندويچي در آورديد، حقيقتا فكم افتاد! از احترام متقابلي كه براي خوانندگانتان قائل ايد، ممنون ام. راستي، شما فك اضافه سراغ نداريد؟!
۱ـ خيلي تحمل كردم تا شايد درست شود، اما نشد كه نشد. توزيع مجله را مي گويم. گاهي اوقات، پنج شنبه ها مي آيد و گاهي هم (مثل شماره 43) تا دوشنبه ها طول مي كشد. اگر دو روز ديرتر برويم، مجله تمام مي شود. براي همين، گاهي مجبوريم از پنج شنبه تا دوشنبه هر روز سر بزنيم. باور كنيد از روزنامه فروش محل، خجالت مي كشيم! لطفا تكليف ما را روشن كنيد. بالاخره ما چه روزي سراغ مجله را بگيريم؟ پنج شنبه، جمعه، شنبه، يك شنبه يا دوشنبه؟!
۲ـ با توجه به نام و حال و هواي صفحة روزها ، چه خوب است فقط كساني در اين صفحه معرفي شوند كه داراي ارزش و احترام باشند. واقعا براي چه كسي اهميت دارد كه 51 سال از روز تولد رايس مي گذرد؟ حيف نيست در كنار اسم هايي مثل علامه طباطبايي، علامه جعفري و استاد آشتياني، اسم اين هند جگرخوار را مي آوريد؟ اگر بناي معرفي داريد ـ كه البته خوب است ـ شايد بهتر باشد در ستون ديگري، اين افراد را معرفي كنيد. حتي افرادي مثل ياني كه حداقل سبك موسيقي جالبي دارد.
ضمن اين كه بهتر بود به جاي دو پاراگراف آخر كه همه از آن ها خبر دارند، موارد كمتر شنيده شده را مي نوشتيد. مثلا اين كه از وقتي بهترين دوستش را در ده سالگي و در يك حادثة انفجار از دست داد، حس كرد بايد سوپرمن شود و باباي تروريست ها را در بياورد.
(درست مي شود. پنج شنبه، شنبه. دربارة مطلب صفحة روزها حبيبه جعفريان مي گويد: اولا صفحه شخصيت هاي ايراني و خارجي تفكيك شده. دوما قصد ما معرفي شخصيت هاي تاريخي است و نه تأييد آن ها)
مهدي شكري
سلام. 23 آذر، تولد مايكل اوون است. من منتظر مطلبتان هستم. چرا ورزش را كرديد دو صفحه؟ بكنيدش شش صفحه. چرا چند صفحه به زندگي نامة شجريان يا پسرش يا كلي استاد موسيقي ديگر نمي پردازيد.
همايون فخريان
پس از چاپ مطلب عرفان آبگوشتي در نشرية شما، بين من كه مخالف آن بودم و دوستانم كه موافق اين نوع عرفان بودند، تا چند وقت، بحث داغي برقرار بود. شايد بهترين اثر مطلب شما، همين بود كه ما را به فكر واداشت.
نامة اين دوستان خوانده شد
مريم سليماني، ساعد عاشوري، مريم هويدا مرعشي، سيدمحمد امين امامي، رضا رضايي، زاهد مسعودي چيانه، كيان ك. ، زينب عزيزمحمدي، زاهد مسعودي، رحمت يزداني، حسين محمدزماني، ليلا سبحاني، زهرا فرهنگ نيا
|
|
|
|
|
فهرست
يادداشت
يادداشت هاي بچه هاي تحريريه همشهري جوان
نيم رخ، تمام رخ
داوود آلن دلون زاده!/ داوود عابدين زاده قهرمان جوانان
كشتي فرنگي جهان
پشت در بهشت/ آندرانيك تيموريان بازيكن تيم ملي فوتبال
اگر تماشاچي خميازه مي كشيد.../ باران كوثري و بازي در
تئاتر در ميان ابرها
روزي با پاي خودم به مطب مي روم/ نسيم جوقه دوست مقام
نخست در رشته گرافيك و صفحه آرايي جرايد در كشور
گزارش
سلام البرادعي، من وجدانت بيدم!/ نگاهي به سايت
ir.1234 . براي ارتباط با مديران آژانس انرژي اتمي
اين بار مراقب ها تقلب كردند/ گزارشي شنيدني از زبان سه
دانشجو درباره تقلبي كه امسال در كنكور ارشد دانشگاه شان اتفاق افتاد
سبك زندگي
خانه اي از شن و مه/ آشنايي با هزار و يك جور فوت و فن خانه مجردي
تئاتر و سينما
سه آكواريوم و دو تخت/ تئاتر در ميان ابرها اميررضا
كوهستاني را به معروف ترين چهره بين المللي تئاتر ايران تبديل كرد
جاده اي رو به سياهي/ كارگردان گلنار پس از سال ها با
كافه ترانزيت به دنياي تلخ بزرگسالي بازگشته است
موضوع ويژه
او تا كي ستاره مي ماند؟/پرونده اي براي امين حيايي، ستاره پركار
اين روزهاي سينماي ايران
ورزش
شمارش معكوس تا شب سرنوشت/ جمعه شب، هجدهم
آذرماه، قرعه كشي جام جهاني
دفترچه خاطرات به چه دردي مي خورد؟/ اين بار مجيد
جلالي كتابي درباره خودش و فوتبال نوشته
آرتيست زمين هاي تنيس/ منصور بهرامي، چهره مشهور
تنيس نمايشي از زندگي اش مي گويد
نابغه ديوانه منچستر/ به ياد جورج بست كه خودش را هم
دريبل زد
جهان
شكاف ميان دو خط آبي/ بحران تازه در اوضاع سياسي اسرائيل
موفقيت
الو، مديريت زمان؟/ مديريت تماس هاي تلفني يكي از
مهم ترين زيرشاخه هاي مديريت زمان است
رازهاي سرزمين من
الهه زيگورات/ اين شماره چغازنبيل
گالري
طراح گرافيك: مرگ/ پوسترها و نشانه هاي مرتضي مميز
پدر گرافيك ايران
مهمان هفته
وقتي فضاي خالي مي بيني، بايد پرش كني!/ خاطراتي از
وودي آلن نويسنده و كارگردان سينما
روزها
تولد علي معلم دامغاني
حمله به دانشگاه تهران (روز دانشجو)
فوت جواد معروفي
وفات سيدبن طاووس
درگذشت غلامحسين يوسفي
شكل گيري امارات متحده عربي
تولد وودي آلن
تولد مارتي فريدمن
تولد نوام چامسكي
مرگ پي ير اگوست رنوار
مرگ فرانتس فانون
چرا بايد حاتمي بميرد؟/براي سالگرد مرگ علي حاتمي، فيلمساز بزرگ ايراني
رويداد هفته
زندگي
سينما
ورزش
راهنما
سينما/تلويزيون
كتاب/هنر
رايانه/بازي
|
|
|
|
|
|