در اين پرونده، گاه اسم ها را به شكلي نوشته ايم كه در اصل عبري شان مي نويسند، نه با بازنويسي شكل انگليسي شان كه نقص هايي دارد. مثلا انگليسي زبان ها چون حروف ص و ض ندارند، اين دو حرف را گاه به شكل tz و گاه به شكل ts مي نويسند. چنين است كه پرض، اول peretz و بعد پرتز مي شود و بعد مجريان بي مبالات تلويزيون و راديو، آن را pertez تلفظ مي كنند.
بنابر اين از ديدن اسم هايي مثل پرض، عمير، گلعاد، شمعون، يصحق، عمري و مانند آن ها جا نخوريد. همه چيز، تحت كنترل است
اول همه چيز با يك ترك كوچك شروع مي شود كه با زور و زحمت مي بيني اش. اما بعد كم كم همين ترك كوچك، مي شود يك شكاف بزرگ كه ممكن است يك گله ماموت تويش گم بشوند. اين را كساني كه كارتون عصر يخبندان را ديده اند، خوب مي دانند.
عمير پرض، اول قرار نبود كاري كند يا كاره اي شود. همين كه به اش اجازه داده بودند در انتخابات داخلي حزب كارگر در برابر كساني مثل شمعون پرز و ايهود باراك و بنيامين بن اليعازر عرض اندام كند، بايد خدا را شكر مي كرد. اما مدتي كه گذشت، كم كم معلوم شد رياستش در هيستادروت، بزرگ ترين اتحادية كارگري اسرائيل، برايش شانس آورده و مي گفتند حتي ممكن است در انتخابات داخلي حزب كارگر، پس از پرز، نفر دوم شود.
شگفتي هجدهم آبان ماه
باز مدتي گذشت. هجدهم آبان، روز انتخابات كه رسيد، همه از تعجب شاخ درآوردند. عمير پرض از شمعون پرز برد. اين خيلي خنده دار بود. يك سياستمدار كاركشته مثل پرز كه قبلا نخست وزير هم بود و حتي نوبل صلح را هم همراه عرفات و رابين برده بود، حالا درست پنج روز بعد از دهمين سالگرد ترور رابين، به اين عمو سبيلوي تازه از گرد راه رسيده باخته بود. عمو سبيلو براي بردن، شعار صلح داده بود و اين ديگر خيلي خنده دار بود. انگار داشت با دهن كجي، تمام سابقة پرز را در مذاكرات صلح، ناديده مي گرفت.
در عكس ديدار پرز و پرض، شمعون پرز دارد سعي مي كند چيزهايي را با خوشرويي به عمير پرض توضيح بدهد. اما عمير اصلا به او نگاه نمي كند. شمعون پرز كت و شلوار پوشيده و كراوات زده، اما عمير پرض دو دكمة بالاي يقه اش را بازگذاشته است. رفتار تحقيركنندة يك پيروز انتخابات.
آن روز، خيلي ها اين را به حساب بدشانسي معروف پرز گذاشتند. پرز در اسرائيل به سياستمدار هميشه بازنده معروف است. اما وقتي كمتر از يك روز بعد از روشن شدن نتايج انتخابات، پرض گفت احتمالا حزب كارگر را از ائتلاف با ليكود بيرون مي كشد، ديگر قضيه كمي از شوخي فراتر بود. دولت اسرائيل هميشه يك دولت ائتلافي است، چون حزب هاي كارگر و ليكود، بيشترين كرسي ها را در كنست دارند و تعداد كرسي هاشان معمولا تقريبا با هم برابر است. بنابراين براي تشكيل كابينه مجبورند با هم ائتلاف كنند يا با حزب هايي مثل شاس ائتلاف كنند. شاس يك حزب مذهبي نه چندان سياسي است كه بزرگ ترين دغدغه اش آموزش هاي ديني در مدارس است و در پي تأمين منابع مالي براي كارهايش وارد كابينه مي شود. دولت فعلي شارون، حاصل ائتلاف ميان حزب كارگر و ليكود بود و اگر پرض حزبش را بيرون مي كشيد، دولت بي اعتبار مي شد و شارون نمي توانست به نخست وزيري ادامه دهد.
پرض در ديدارش با شارون، اعلام كرد كه حزب كارگر به هيچ وجه در دولت ائتلافي نخواهد ماند و خواهان انتخابات زودرس كنست نيز هست
بحران در دفتر نخست وزير
پرض چهارشنبه انتخابات حزب كارگر را برد. احتمالا فردايش از دفتر نخست وزير، وقت ملاقات خواست. از نظر پرض، طبيعي بود كه شارون بايد به او براي دوشنبة بعد، اولين روز بعد از تعطيلات، وقت ديدار مي داد. اما دفتر شارون براي پنج شنبة بعد وقت داده بود. پرض اعلام كرد از اين بي اعتنايي، ناراحت است و به موقع، جواب اين حركت را خواهد داد. فكر نكنيد كه شوخي كرده بود يا اين انتقام را فراموش كرد. در ديدارش با شارون، اعلام كرد كه حزب كارگر به هيچ وجه در دولت ائتلافي نخواهد ماند و خواهان انتخابات زودرس كنست نيز هست. اين ديگر خيلي حرف بود.
اين تهديد واضح و جدي بود و آريل شارون، اين را خيلي خوب مي فهميد. شارون در عرصة سياست، كارش را از كشتار فلسطينيان شروع كرده بود و تا تخلية غزه پيش آمده بود. اين همه تجربه، چيز اندكي نبود. براي همين، خيلي سريع به ديدار رئيس جمهور، موسي قصاب، رفت و از او خواست هر چه زودتر كنست را منحل كند تا بتوانند انتخابات زودرس برگزار كنند. كنست هم پيش از اين كه موسي قصاب تصميمي بگيرد، خود رأي به انحلال خود داد و گره را از آن كه بود، كورتر كرد. ظاهرا قرار است حدود چهار ماه ديگر يعني احتمالا فروردين ماه، انتخابات زودرس كنست را برگزار كنند.
شارون بر سر دوراهي
حالا ديگر، شارون دو راه پيش رو داشت. در برابر موضع راديكال حزب كارگر، موضع راديكالي بگيرد و ليكود را بيش از پيش به سمت راست ببرد و سعي كند با شعارهاي راست گرايانه در برابر عمير پرض بايستد. يا اين كه حساب خودش را از ليكود جدا كند، يك حزب ميانه رو بزند و در پي جلب رأي طبقة متوسط باشد و بكوشد در برابر هر تندروي اي در دو جناح چپ و راست بايستد. راه اول از پيش محكوم به شكست بود. اسرائيلي ها مدتي است كه ديگر به راه حل هاي راست گرايانه روي خوش نشان نمي دهند.
شارون خيلي سريع با اعلام استعفايش از حزب ليكود نشان داد راه حل دوم را برگزيده و در پي يك بازي پيچيده در برابر سياستمدار تازه از راه رسيده است. بازي پيچيده اي كه حتي ممكن است در اجرايش از كساني مانند شمعون پرز هم كمك بگيرد. در واقع، شارون حزب جديدي تأسيس كرده است كه ممكن است از پرز هم براي عضويت در آن دعوت كند. اگر پرز چنين دعوتي را بپذيرد، دو چهرة شاخص چپ و راست اسرائيل در اين حزب تازه تأسيس در كنار هم خواهند بود و اين، تحول بزرگ، عجيب و مؤثري در اسرائيل خواهد بود.
شارون نام اين حزب جديد را قديمه گذاشته است. معناي قديمه در عبري، پيشرو است. اما آيا واقعا اين حزب مي تواند پيشرو باشد؟ بحران هاي پيش روي شارون، كم نيست. شائول مفاز نپذيرفته است با او همراه شود و در ليكود مانده است. ليكودي ها روي سابقة طولاني خودشان و تازه تأسيس بودن قديمه تأكيد مي كنند. ممكن است پرز نپذيرد كه به حزب شارون بپيوندد و از همه مهم تر، پرونده هاي فساد مالي شارون و فرزندانش كه هر آن ممكن است دادستان كل اسرائيل از نو باز كند و به آن ها فشار بياورد.
ليكود، تكه گوشتي در دهان چهل گربه
در آن سو، ليكودي ها هم شديدا در بحران اند. يكي از مهم ترين اعضايشان كه عضو مؤسس حزب هم بوده، از اين حزب كناره گرفته است. درگيري ميان اعضا بر سر جانشيني شارون و هفت نامزد جانشيني او، از جمله شائول مفاز و سيلوان شلوم و نتانياهو بسيار جدي شده و كار به متهم كردن همديگر در مطبوعات كشيده است. شائول مفاز كه عملا همفكر شارون بوده است و تنها به اميد رسيدن به رياست ليكود همراه شارون نرفته است، نتانياهو را متهم مي كند كه با رفتارهاي شخصي خودش حزب و در پي آن جامعة اسرائيل را به سوي نابودي مي برد. نتانياهو نيز ديگران را به توطئه عليه اقتدار خودش متهم مي كند.
از سويي ديگر، گزارشي محرمانه از اتحادية اروپا به دست آمده كه گفته است سياست هاي جديد اسرائيل در مورد محصور كردن بيت المقدس شرقي، باعث به خطر انداختن روند صلح و شايستة توبيخ است. اين گزارش را انگليس تنها براي استفادة داخلي در ميان اعضا تهيه كرده بوده است و بنا نبوده نسخه اي از آن در مطبوعات منتشر شود. اما اكنون انتشار اين گزارش نيز سنگي پيش پاي ليكود و قديمه خواهد بود.
در ميان اين همه بدشانسي، انگار تنها عمير پرض است كه كبكش همچنان خروس مي خواند.