فوتبالي ها همديگر را پيدا كردند
تباني همشهري جوان و برره
تعامل، از اين سازنده تر و مثبت تر نداريم. از يك طرف، برره اي ها گير داده اند به سوژه هاي فوتبالي و هر روز، يك جوري داربيد و سلطان و ساير امور مهم در فوتبال را مورد توجه قرار مي دهند و مطرح مي كنند. از يك طرف هم فوتبالي ها خوراكشان شده استفاده از ادبيات برره اي. يك روز تيتر مي زنند كه پس لابد ما اسكيزوفرني داريم، جيگر! يك روز ديگر، روي جلد مي زنند پرسپوليس كشون در مشهد . خلاصه دو طرف، دارند دل مي دهند و قلوه مي گيرند. البته پيدا كردن دليل براي سوژه هاي فوتبالي برره اي ها چندان سخت نيست. مهران مديري كه همه خبر دارند چه آدم خوره اي است و چه علاقه اي به فوتبال دارد. بقية رفقايش هم دست كمي از او ندارند. مثلا خشايار الوندي و اميرمهدي ژوله نويسنده هاي متن سريال، جفتشان از آن فوتبالي هاي خفن هستند. اصلا ژوله كارش را هم با تماشاگران و روزنامه هاي ورزشي شروع كرده.
فقط اين وسط، يك چيزي خيلي تابلو بود. مصادف شدن انتشار شمارة قبل همشهري جوان كه ما در آن، سلطان را سوژة اول و موضوع روي جلد قرار داده بوديم؛ با قسمت هايي از سريال كه در آن، داربيد برره برگزار مي شد و حسابي به علي پروين حال داده شده بود. اين اتفاق، عده اي را به اين صرافت انداخت كه نكند دست هايي در كار است و اين حركت ها هماهنگ شده است. ما اين جا ضمن تكذيب هر گونه هماهنگي قبلي اعلام مي كنيم كه اين همزماني، كاملا اتفاقي بوده. يعني از آن حوادثي است كه رندوم هم حساب كنيد، هر 76 سال يك بار پيش مي آيد. حالا شانس شما، عدل خورده بود به هفتة پيش كه البته اتفاق ميمون و مباركي است.
شمسايي، دايي فوتسال
وقتي وحيد قات زد
المپيك آسيايي بازي هاي سالني هم جزو اختراعات جديدي بود كه هفتة پيش كشفش كرديم. جاي خوبي بود براي اين كه عده اي از بچه هاي ما بروند و مدال و مقام بياورند. بين همة تيم ها و بازيكناني كه به اين مسابقات رفته بودند، تيم ملي فوتسال، بيشتر از همه مورد توجه قرار گرفت. آن ها با شكست دادن تيم ميزبان يعني تايلند، در فينال بازي ها، قهرمان شدند تا ما يك بار ديگر با مشت محكم به دهان آسيايي هاي پرادعا و خونخوار بكوبيم. اما نكتة مهم اين اتفاق و اين قهرماني، قات زدن وحيد شمسايي گلزن اول تيم ايران و آقاي گل اين مسابقات بود. شمسايي كه در فوتسال براي خودش يك جور علي دايي محسوب مي شود، در بازي آخر، دقايقي را روي نيمكت نشست. بعد هم ترش كرد و در آخر بازي، كاپشن ورزشي اش را كمي تا قسمتي، روي نيمكت كوبيد و به رختكن رفت و اصلا در مراسم بره كشون قهرماني شركت نكرد. او همان جا هم تهديد كرد كه من برگردم ايران، همه چيز را افشا مي كنم و پتة اين آقا ژورانديرو را روي آب مي ريزم.شمسايي گفت اين تيم روي كاكل من مي چرخد و چه معني دارد كه چهار تا بچه جغل را بياورند و تيم را از ريخت و قيافه بيندازند. من برسم تهران، شلوغ مي كنم و گرد و خاك مي كنم.اما ظاهرا حرف هاي صادق درودگر و وعدة اتومبيلي كه به فوتسالي ها جايزه مي دهند و ترس از خط خوردن از تيم ملي كار خودش را كرده بود. يعني كاري كرد كه وحيد پس از برگشتن به تهران، فقط يك انتقاد مِلو كرد و گفت: وزن تجربه، در تيم ملي، پايين است. وقتي اين خبر را مي خوانيد، متوجه مي شويد كه چرا برانكو اين قدر به كاپيتان اش اعتقاد دارد و عمرا دلش نمي خواهد او را تعويض كند. خب ممكن است وزن تجربه در تيم ملي فوتبال هم پايين بيايد يك هو!
|
|
|
كاپيتان من يو رفت
خوش اومدي آقاي كين
بالاخره پس از چند ماه گيس و گيس كشي و فحش و فحش كاري، كاپيتان سابق و با تجربة منچستري ها از تيمش جدا شد. اولش هم خيلي سعي كردند قضيه را به صورت تي تيش برگزار كنند و بگويند روي كين به خوبي و خوشي از اولد ترافورد رفته. اما وقتي كين شروع به غرغر كرد، مسؤولان باشگاه منچستر هم بند را آب دادند و گفتند او با خوشي و خرمي از تيم جدا نشده، بلكه اخراج شده. آن وقت روي كين هم گفت شما غلط مي كنيد مرا اخراج مي كنيد. بعد هم منچستري ها گفتند تو بيجا مي كني براي ما تعيين تكليف مي كني. خلاصه جنگ مغلوبه شد. البته اين طور مسائل فقط براي اروپايي هاي نديد بديد، خيلي تازگي دارد و از شنيدن اين اخبار، ذوق زده شده اند. براي ما كه از نظر مسائل فوتبالي، صد درجه از آن ها جلوتر هستيم، هيچ نكتة بديع و عجيبي ندارد. در فوتبال خودمان، اين جور جدا شدن مثل روي كين، تازه مي تواند بهترين و دوستانه ترين شكل جدايي باشد. اگر نه، در تيم هاي پر طرفدار ما، غيرممكن است يك بازيكن باسابقه بخواهد خداحافظي كند و كار به حكومت نظامي و جنگ جهاني نكشد. شما فقط يك مروري بكنيد، ببينيد افشين سيم خاردار و ممد بكام و عقاب آسيا و جواد با تعصب و بقية بر و بچه ها، براي اين كه از استقلال و پرسپوليس جدا شوند، چه قشقرقي درست شده. مثلا همين الان، چند سال است بهروز كاستاكورتا روي دست پرسپوليسي ها مانده و سالي چند صد ميليون شيتيل مي گيرد، فقط براي اين كه اگر بخواهند عذرش را بخواهند، شلوغ كاري مي شود و شهر به هم مي ريزد و هيچ كس حوصلة اين قشقرق را ندارد. روي كين كه خوب بود.
پخش مستقيم قرعه كشي جام جهاني
ما منتظريم، همين جا هستيم!
حالا يك قول هايي داده اند. شما هم اميدوار باشيد كه پخش كنند. البته زياد صابون به دلتان نماليد. اين چيزها، مي دانيد ديگر، بسته به اين است كه آن آقايي كه آن بالاست، مثلا از اين مراسم خوشش مي آيد يا نه. به نظرش مهم مي رسد يا نه. البته به اين هم بي ربط نيست كه ظهر ناهار چي خورده باشند و سردلشان سنگين باشد يا نه. به سريال آخر شب ديشب هم بستگي دارد كه بالاخره به خوبي و خوشي تمام شده يا همه را سركار گذاشته. تا اين جاي كار گفته اند كه مي خواهند مراسم قرعه كشي جام جهاني را زنده از تلويزيون پخش كنند. ببينيم چي مي شود. اين مراسم را هم ـ مي دانيد كه ـ قرار است 145 كشور دنيا، زنده ببينند. مشهورترين شبكه هاي دنيا هم از حالا قراردادشان را بسته اند تا اين نيم ساعت را مستقيم بفرستند بر روي آنتن. يعني BBC، ESPN، RAI، ZDF و كلي شبكة ديگر. اما شما دعا كنيد تلويزيون خودمان مراسم را پخش كند. شما دعا كنيد همه چيز، خوب و تر تميز و اخلاقي باشد. دعا كنيد خانم مجري، لباس آبرومندي بپوشد و زياد جلوي دوربين نباشد. دعا كنيد مراسم، زياد دامبولي ديمبول نداشته باشد. ان شاءالله همه چيز درست مي شود.
تا يادمان نرفته هم بگوييم كه ميهمانان عزيز و محترمي كه از ايران در مراسم لايپزيك حاضر مي شوند، عبارت اند از محمد دادكان، ناصر نوآموز، عباس وزيري (دبير كميتة بين الملل فدراسيون)، دكتر خانلري و برانكو ايوانكوويچ. گفته اند هر تيمي يكي از ستاره هايش را هم بياورد. اما تا حالا خبري از حضور علي كريمي و علي دايي روي سن نيست. ان شاءالله كه مراسم را زنده از شبكه سوم خودمان ببينيم. آخر، ما جزو يكي از آن 32 تيم خوشبخت ايم خداي نكرده!
فيروزخان كم نمي آورد
از تخمه ژاپني تا دموكراسي
اين فيروز كريمي، هر روز حرف جالب تري دارد. ما اگر مي فهميديم اين صحبت ها را از كجاي آستين اش درمي آورد و چطور مي شود دائم مثل او جمله هاي عجيب و بامزه گفت، مطمئنا حالا روزنامه نگار خيلي بهتري بوديم و حقوق خيلي بيشتري هم مي گرفتيم. فيروز كريمي در يكي از آخرين صحبت هايش با تأييد برانكو به عنوان بهترين مربي اي كه مي تواند تيم ملي را اداره كند، دربارة محمد دادكان گفته: او يكي از دموكرات ترين رؤساي فدراسيون فوتبال است. البته فيروز كريمي مشخص نكرده كه رئيس فدراسيون فوتبال ما، بين كدام دسته از رؤساي فدراسيون ها دموكرات ترين است. يعني بين رؤساي فدراسيون در ايران، دموكرات ترين است، يا بين رؤساي فدراسيون كشورهاي ديگر. شايد هم اصولا منظور فيروز خان، اين بوده كه دادكان بين تمام رؤساي فدراسيون هاي تاريخ، از ابتدا تا امروز، دموكرات ترين است.به هرحال، منظور فيروزخان هرچه باشد، اين بار هم او يك سوژة توپ ديگر از خودش دركرده. البته ممكن است مثل ماجراي تخمه ژاپني و بالني كه فرستاده بودند تا بازي نفت را ديد بزند و ميخ طويله، مورد توجه قرار نگيرد، ولي از نظر شوخي و اغراقي كه در آن به كار رفته، دست كمي از هيچ كدام از اين سوژه ها ندارد.
|
|
|
وضعيت ترسناك فري
لاترن لب دره
بعد از وحيد هاشميان كه اولين گلش را زد و از تغيير سرمربي هانوفر، نهايت سوءاستفاده را كرد، حالا همه اميدوارند كه وضعيت زندي و كايزرس لاترن هم بهتر شود. هر چه نباشد، الان وضعيت لاترن در بوندس ليگا مثل شموشك در ليگ برتر خودمان است. سرمربي لاترن بالاخره كنار كشيد و حالا همه اميدوارند زندي بالاخره يك تكاني به خودش بدهد و از روي نيمكت به داخل زمين نقل مكان كند. مشكل ما با هنكه سرمربي سابق لاترن، اين بود كه مي گويند او از مريدهاي هيتسفلد است. (لابد مانيفست اش هم علي پروين است!) خوراكش هم بازيكنان قلدر و دعوايي هستند. براي همين هم بود كه به فري بازي نمي رسيد و او از اول فصل، روي نيمكت ولو شده بود. حالا با تغيير مربي، فري هم مي تواند تبديل به يكي از بازيكنان تيمش شود. او مي تواند اشتباه آخرش را هم كه منجر به باخت سه بر يك لاترن مقابل نورنبرگ شده بود، جبران كند. فقط با وضعيتي كه كايزرس لاترن دارد، اميدواريم اين تيم به دسته يك سقوط نكند. همه اش هم داريم خدا را شكر مي كنيم كه خوب شد جواد كاظميان و نكونام به اين تيم نرفتند. هر چند كه اگر اين تيم، بچه هاي ما را مي گرفت، عمرا بازي هايش را اين جوري مي باخت. مي دانيد كه؛ ما همه مان تعصبي، خب ناراحت مي شويم اگر تيممان ببازد و برود دسته يك.
نيمكت جذاب من
فاتح هم مطرح شد
خيلي خوب است. مديران فدراسيون فوتبال، هر روز خودشان را به زمين مي زنند و كلي قسم و آيه مي خورند كه برانكو عوض نمي شود. ولي هوا كه گرگ و ميش مي شود و رو به تاريكي مي رود، دوباره يك شايعة ديگر، دهان به دهان ـ يا شايد بهتر است بگوييم گوشي به گوشي ـ مي گردد كه فلاني قرار است براي تيم ملي بيايد. ما براي اين كه خداي نكرده اگر چنين اتفاقي افتاد، نگوييد كه چرا اين ها خبر ندادند و براي اين كه فكر نكنيد ما خبر نداشتيم، فقط اسامي را برايتان مرور مي كنيم. از داخلي ها ذوالفقارنسب، جلالي، مايلي كهن و حتي فيروز كريمي و فرهاد كاظمي، هيچ بدشان نمي آيد كه در جام جهاني، روي نيمكت ايران بنشينند. از خارجي ها هم مهم ترين نامزد، فعلا همان آقاي دنيزلي است. البته پس از حذف تركيه از جام جهاني، اسم فاتح تريم هم به عنوان يكي از گزينه ها شنيده مي شود. گزينه هم مي دانيد ديگر؛ يعني همين جوري. گزينة كي معلوم نيست، گزينة تيم ملي!
حالا شما فكر مي كنيد بالاخره در جام جهاني، كي روي نيمكت ايران مي نشيند؟ اجازه آقا، ما بگيم؟ خب برانكو ديگر!
اين هفته در اروپا
هيجان، چشم انتظار جواد
اين هفته ليگ هاي اروپايي، يكي از بي حس و حال ترين روزهايشان را پشت سر خواهند گذاشت و تقريبا هيچ بازي مهمي نداريم. به ويژه ليگ قهرمانان. تنها شانسي كه براي هيجان داريد، اين است كه خياباني، بازي ها را گزارش كند. در اين صورت، او مي تواند ليورنو ـ كيه وو و حتي ختافه ـ مالاگا را هم به عنوان حساس ترين بازي تمام سال هاي اخير اروپا به ما قالب كند.
از اين حرف ها گذشته، شايد تنها بازي هايي كه بتوانيد كمي روي آن زوم كنيد، هانوفر ـ كايزرس لاترن در بوندس ليگا است. در اين بازي، خب بالاخره بچه ها هستند و مي خواهيم ببينيم چه كار مي كنند. غير از بازي هاي هامبورگ و همين طور بايرن، بازي شالكه ـ وردربرمن در بوندس ليگا هم مي تواند جذاب باشد. در بقية ليگ ها هم خيالتان راحت. يووه با باقلوايي مثل ترويسو بازي دارد. بارسا هم با ريسينگ سانتاندر. پس همه چي بر وفق مراد است. خوش باشيد.
اما برنامة بازي ها به اين شرح است: