- هفته نامه فرهنگي - اجتماعي -جوانان‎/شماره۴۶ - شنبه ۵ آذر ۱۳۸۴ - - Nov 26, 2005
docharkhe
۱۰۱ ميليون دلار در 3 روز
019677.jpg
هري، ران و هرميون از راه رسيدند و چنان كه پيش بيني مي شد، گيشه را هم قرق كردند. نكتة مهم اما اين است كه مايك نيوئل با داستان رولينگ كاري را كرده كه نه كريس كلمبوس موفق به انجامش شده بود و نه آلفونسو كوآرون. نيوئل توانسته هم گيشة موفقي را براي افتتاحيه به دست آورد و هم نظر منتقدان را جلب كند. هري پاتر و جام آتش 4/101 ميليون دلار در سه روز نخست نمايش در 3858 سالن سينما فروخت و ثابت كرد جادوي هزارة جديد، همچنان طرفداران فراواني دارد. نكتة خوشحال كننده، اما استقبال خود منتقدان است. راجر ابرت، اثر نيوئل را فيلمي با حجم غيرقابل تصوري از احساس دانسته است. تاي بار منتقد بوستون گلاب هم وجه تاريك اثر را خيره كننده ناميده. مايكل ويلمينگتون نويسندة شيكاگو تريبيون هم جام آتش را بهترين هري پاتري دانسته كه تاكنون ساخته شده است. طبق آمارهايي كه تا لحظة نوشتن اين مطلب منتشر شده، شروع نمايش جام آتش در جهان هم خيره كننده بوده است. براي گرفتن اطلاعات كامل از جادوي تازة هري، بايد تا هفتة آينده صبر كنيد.

كي دوباره مي خندي؟
019671.jpg
تصوير من را در جعبه اي مي بينيد كه نامش تلويزيون است. اين اولين جمله اي بود كه از تلويزيون سياه و سفيد ملي ايران روي آنتن رفت. گويندة آن هم كسي نبود جز منوچهر نوذري.منوچهر نوذري، اين روزها و در هفتاد و نه سالگي، به خاطر بيماري ديابت در بيمارستان مدرس بستري شده است. خبرهاي ضد و نقيضي در اين يك هفته از بيمارستان مدرس به بيرون درز مي كرد. يك روز خبر مي رسيد حال عمومي او رضايت بخش است و فردايش اعلام مي كردند او به بخش مراقبت هاي ويژه منتقل شده است. اين خبرها، حال خيلي ها را گرفته است.آن هايي كه با آقاي ملوّن و دست و دلباز و آن نازيلا گفتنش سال ها اخت شده بودند؛ آن هايي كه اجرايش در مسابقة هفته و كل كل اش با مهران مديري به خاطر تقليد حركاتش را از ياد نمي برند؛ آن هايي كه سال ها صداي او را روي آدم هاي معروف فيلم ها مثل جك  لمون و راج كاپور شنيده بودند. خلاصه كل جامعة هنري اين مملكت ، نگران حال او است. اين را مي شود از چشمان جمعيتي كه هر روز به بيمارستان مدرس سر مي زنند، خواند.منوچهر نوذري از 17 سالگي وارد كار دوبله شد و همزمان به راديو هم آمد و داستان هاي شب را اجرا مي كرد. از 21 سالگي هم سر از تلويزيون درآورد و كارهاي زيادي را در تلويزيون انجام داد. از نويسندگي و كارگرداني و بازيگري بگيريد تا دوبله و قصه گويي و اجرا و... اين روزها هم چند مي گيري گريه كني؟ با بازي او و كارگرداني شاهد احمدلو، در نوبت اكران قرار دارد. اميدواريم همراه با خود نوذري به تماشاي اين فيلم بنشينيم.

رويداد هفته
019659.jpg
به رنگ ارغوان به جشنواره مي رود
دو فيلم با يك حاتمي كيا

سال پيش وقتي به رنگ ارغوان اجازة نمايش نگرفت، غوغايي به پا شد. همه جا حرف از كار جديد حاتمي كيا بود و اين كه مسؤولان، چرا اجازة پخش فيلم را نداده اند. آن هم فيلمي كه در فهرست فيلم هاي جشنوارة بيست و سوم قرار داشت و خيلي ها براي ديدن اين فيلم، برنامه ريزي كرده بودند. ماجراي نامه نوشتن حاتمي كيا به علي يونسي وزير وقت اطلاعات را هم كه حتما يادتان هست. اما بعد از مدتي، حاتمي كيا كه به رنگ ارغوان را در شمال كشور ساخته بود، بي سر و صدا به جنوب رفت و به نام پدر را با پرويز پرستويي و گلشيفته فراهاني جلوي دوربين برد تا آن را براي جشنوارة بيست و چهارم آماده كند.
از طرف ديگر، سازنده هاي به رنگ ارغوان، هفتة قبل براي بار دوم، فرم جشنواره را پر كردند تا اگر دري به تخته خورده باشد و اوضاع بهتر شده باشد، ابراهيم حاتمي كيا با دو فيلم در جشنواره حضور پيدا كند. اگر اين طور بشود، احتمالا در مراسم اختتاميه، حاتمي كيا بايد از اول تا آخر مراسم براي درو كردن سيمرغ ها همان بالا روي سن بماند! فقط از همين الان بايد دنبال بليت براي تماشاي اين فيلم باشيد. چون پارسال كه توقيف نشده بود، همه دنبال ديدن به رنگ ارغوان بودند. امسال كه ديگر هيچي!
019662.jpg
بايد سالي 500 فيلم بسازيم
عدول كنان

آقا اصلا كي بدش مي آيد وقتي تلويزيون را روشن مي كند، به جاي تبليغ پفك و فريزر، فيلم سينمايي درست و حسابي ببيند. آقاي علي كردان هم كه عضو شوراي نظارت بر صدا و سيما است، نظرش مثل ماست. او گفته: تلويزيون سالانه نياز به پخش 500 فيلم سينمايي دارد، در حالي كه ظرفيت توليد كشور در بهترين حالت پس از انقلاب، به توليد 100 فيلم نرسيده است. راستش ما وقتي اين جا كلمة توليد را شنيديم ياد انواع توليد جوراب و پوشاك افتاديم. اميدواريم منظور آقاي كردان، همچين چيزي نباشد.علي كردان دربارة موانع بازرگاني همكاري سينما و تلويزيون گفته است: مشكل اصلي، اين است كه سينما در جايگاه خودش محدود است و حاضر نيست ضوابط تلويزيون را بپذيرد. فكر مي كنم اگر سينما از موضع خود عدول كند و ضوابط تلويزيون را كه يك رسانة جمعي است بپذيرد، اين مشكل برطرف مي شود. كردان در ادامه گفته: البته تلويزيون هم بايد از موضع خودش عدول كند. اگر طرفين از موضع خود عدول كنند و ارزش هاي انقلاب را در نظر بگيرند، همة بحث هاي حمايتي در بازرگاني سازمان صدا و سيما حل خواهد شد. ايشان كه قبلا معاون اداري و مالي صدا و سيما هم بوده اند، همچنين گفته اند: ما در گذشته به دوستان  اهالي سينما گفتيم كه اگر شما ضوابط ما را در پخش بپذيريد، ما در مورد برخي از فيلم ها هيچ وجهي براي پخش آگهي نمي گيريم و براي بعضي فيلم ها هم تنها 50 درصد از مبلغ را مي گيريم. علي كردان در پايان گفته است تيزر فيلم هاي فرهنگي، مجاني پخش مي شود؛ ولي قبل از آن، مسؤولان پخش بايد بپذيرند كه اين فيلم ها به مسائل فرهنگي كشور كمك مي كند.
019665.jpg
مدار صفر درجه، در اروپا
چهار ماه غربت!

نمي دانيد چه حالي مي دهد كه چهار ماه در اروپا باشي. چه خوشي مي گذرد. كاش ما هم جاي بروبچ مدار صفر درجه بوديم تا با بودجة صدا و سيما مي رفتيم پاريس و بوداپست، سريال بسازيم.مدار صفر درجه، قرار است در 22 قسمت 50 دقيقه اي در سال 85 از شبكه اول پخش شود. عوامل مجموعه به همراه حسن فتحي كارگردان براي توليد 6 قسمت آن شال و كلاه كرده اند و زجر و زحمت دوري از وطن را به جان خريده اند و به خاطر اعتلاي فرهنگ ما عزيزان،  چهار ماه در غربت پاريس و مجارستان فيلم ساخته اند و برگشته اند.اين سريال تاريخي، به جنگ جهاني دوم و ماجراي يهوديان ايراني براساس مستندهاي تاريخي مي پردازد. مسعود رايگان، اين بار در كنار همسرش رويا تيموريان، نقش پدر و مادري را بازي مي كنند كه همراه با دو فرزندشان شهاب حسيني و آتنه فقيه نصيري، بين سال هاي 1318 تا 1328 در ايران زندگي مي كنند. آن ها شاهد وقايع آن سال ها يعني سقوط رضاخان، جنگ جهاني دوم و حملة متفقين هستند.در اين سريال، سه لبناني و يك خانم فرانسوي هم بازي مي كنند كه اين آخري، نقش مقابل شهاب حسيني را دارد.
019668.jpg
آدرين برودي و پنه لوپه كروز در يك حماسه اسپانيايي
ماتادور!

مدت ها بود كه هاليوود از جذابيت هاي نهفته در فيلم هاي ماتادوري اسپانيايي، غافل مانده بود. حالا هم نه خود هاليوود، كه يكي دو تهيه كنندة اسپانيايي به كمك كارخانة رؤياسازي قصد دارند يك فيلم حماسي دربارة زندگي يكي از ماتادورهاي افسانه اي اسپانيا به نام مانوئل رودريگز سانچز بسازند. اين گاو باز در ابتداي قرن بيستم در اسپانيا مي زيست و جز شهرتش در گاوبازي، ماجراي عاشقانه اش با لوپه سينو بازيگر مطرح اسپانيايي آن سال ها، نام او را بر سر زبان ها انداخت. اين عاشقانه ، تا مرگ مانوئل در سال ۱۹۴۷، زماني كه 30 سال داشت، به طول انجاميد.نقش مانوئل را قرار است آدرين برودي بازي كند و نقش سينو را پنه لوپه كروز. زوجي كه به نظر مي رسد جذاب ترين چهره هاي اسپانيول زباني در هاليوود باشند. قضيه هم گويا خيلي جدي است، چرا كه برودي در همين ماه آينده، عازم اسپانيا خواهد شد تا تمرينات گاو بازي اش را آغاز كند. فيلم برداري در ماه مارس در اسپانيا آغاز مي شود و نمايش فيلم براي سال 2007 برنامه ريزي شده است. راستي اسم فيلم يادمان رفت: مانولته. (با تأكيد روي انتهاي نام، به شيوة اسپانيايي بخوانيد!)
019680.jpg
بزرگ ترين بازي سينمايي با صداي هاليوودي ها
صداهايي براي ويديوگيم

قبل از اين كه آدرين برودي به اسپانيا برود تا براي بازي در مانولته آماده شود، كارهاي ديگري هم براي انجام دارد. اولين كار، قرض دادن صدايش به ويديوگيم فيلم تازه اش كينگ كونگ است. او البته در اين كار، تنها نيست. هم جك بلك و هم نائومي واتس در كنار برودي، چند روزي را در استوديوهاي ضبط صدا گذراندند آن ها مي خواستند بازي كينگ كونگ، مثل ويديو گيم هايي كه اصلا كيفيت خود فيلم ها را ندارند، نباشد. آن چه تاكنون دربارة بازي منتشر شده، اين است كه ويديوگيم كينگ كونگ، كامل ترين و عظيم ترين بازي شركت هاي كامپيوتري بر اساس يك فيلم است. اين فيلم، با گرفتن درجه A كه انجام بازي را براي سن سيزده سال به بالا، مناسب ارزيابي مي كند، قرار است مهم ترين بمب بازار ويديوگيم در ماه هاي آينده باشد. خود فيلم كه اثر تازة  پيتر جكسون پس از سه گانة ارباب حلقه ها است، ماه آينده در آمريكاي شمالي و سراسر جهان روي پرده مي رود. چنان كه از صحبت هاي خود برودي، واتس و بلك برمي آيد، گويا تجربة صداسازي يك ويديوگيم هم از آن لذت هايي است كه بازيگران هاليوودي، تاكنون امتحان اش نكرده بودند .
019626.jpg
گزارش اكران خارجي
گيتاريست افسانه اي

019674.jpg
فيلم تازة كمپاني فاكس قرن بيستم گرچه زير جادوي هري دفن شد، اما شروع بدي نداشت. Walk The line كه داستان زندگي جاني كش گيتاريست افسانه اي آمريكايي است، فيلم دوم اين هفته بود. اين فيلم، فروشي در حدود 22 ميليون دلار داشت كه با توجه به حضور جوآكين فونيكس و ريز ويترسپون در اين اثر، رقم معقولي به حساب مي آيد. فيلم را جيمز منگولد كارگردان فيلم هايي چون دختر: از هم گسيخته و كيت و لئوپولد كارگرداني كرده و احتمالا جايگاهش با اين فيلم تازه، كاملا ارتقا پيدا خواهد كرد. البته منتقدان، بيشتر، از بازي استثنايي دو بازيگر اصلي فيلم تعريف كرده اند. مايكل فيليپس، منتقد ديگر شيكاگو تريبيون، اين دو بازي را از استثنايي ترين بازي هاي اين چند سال دانسته است. معني اين اتفاق، يك زنگ خطر جدي براي كرا نايتلي و چارليز ترون است كه دو نقش اسكاري ديگر بازي كرده اند.در هياهوي هري  پاتر، جوجه كوچولو صدرنشين دو هفتة اخير، مجموع فروشش را به رقم 100 ميليون دلار رساند. جاي دو فيلم خارج از خط و زاتورا هم با يكديگر عوض شد. به نظر مي رسد جذابيت زوج كايواوون و جنيفر آنيستون را سينماروهاي آمريكايي اين هفته دريافته اند. غرور و تعصب هم اين هفته با 221 سينمايش باز در جمع 10 فيلم اول قرار گرفت.

پيام هاي كوتاه
فيلم برداري مجموعة 30 قسمتي مختارنامه كه ضبط آن از فروردين 83 شروع شده ، پايان امسال تمام مي شود.
جديدترين اثر رخشان بني اعتماد با نام خون بازي در كانادا و با بازي بهرام رادان و باران كوثري، جلوي دوربين مي رود.
تعداد سالن هاي سينما فرهنگ تا سال آينده به 5 سالن افزايش مي يابد.
فيلم برداري سريال راز ققنوس كه در آن، عبدالرضا اكبري و فاطمه گودرزي بازي مي كنند، در بندر عباس پايان يافت.
كار ضبط سريال اولين شب آرامش به كارگرداني احمد اميني و با بازي يكتا ناصر و شبنم قلي خاني، در تهران رو به پايان است.
فيلم برداري آتش بس ميلاني با حضور مهناز افشار و محمدرضا گلزار در تهران پايان يافت.
منوچهر طياب، مستندساز مشهور كشورمان، كار مونتاژ درياي پارس را به نيمه رساند.
من ترانه پانزده سال دارم به جشنواره فيلم كلكته راه يافت.
ساخت چه كسي امير را كشت با بازي نيكي كريمي، محمدرضا شريفي نيا و آتيلا پسياني و به كارگرداني مهدي كرم پور آغاز شد.
جديدترين سريال محمدحسين لطيفي با بازي فرهاد اصلاني و مهتاب كرامتي در لبنان در حال ساخت است.
فرامرز قريبيان، رئيس هيأت داوران سي و ششمين جشنواره فيلم هند شد.

گويي طلايي تمشك طلايي
018168.jpg

دوبله هاي ضايع
شب جمعه، سينما يك سالوادور را نشان داد. با اين كه بهرام زند و جلال مقامي دوبلورهاي اصلي اش بودند، ولي دوبله اش روي اعصاب مي رفت. بخش هاي زيادي از فيلم، اسپانيايي بود كه يك نفر آن را دوبله مي كرد ـ زن و مرد فرقي نمي كرد ـ تازه از پنج تا جمله، يكي را مي گفت تا لب مطلب را برساند!دوبلة رؤياها ي سينما چهار هم كه آخرش بود. صداي اصلي بازيگرها به ژاپني از زير دوبله شنيده مي شد و در صحنه اي هم كه سربازها با تحكم و فرياد نظامي با هم حرف مي زدند، دوبله، آدم را ياد درددل هاي مادر و بچه اش مي انداخت. بس كه آبكي و شل و ول بود!

يك تير و سه نشان
براي هشتصدمين بار داري فيلم محمد رسول الله را از شبكه 1 نگاه مي كني. قبلش هم شبكه دويي ها با پخش پشت صحنة عمرمختار سورپريزت كرده بودند و كمبود مصطفي عقاد خونت را جبران كرده بودند. فيلم به صحنة جنگ احد رسيده و نيزه پرتاب كردن وحشي و شهادت حضرت حمزه. ناگهان زيرنويسي روي صفحة تلويزيون ظاهر مي شود و روز شهادت حضرت حمزه را تسليت مي گويد. تا آن لحظه فكر مي كردي فقط خانم جعفريان براي صفحات روزها حواسش به اين چيزهاست. ولي شبكه يكي ها اين دفعه كولاك كردند؛ پخش فيلم محمد رسول  الله به سه مناسبت: مرگ عقاد، جنگ احد و شهادت حضرت حمزه، يك تير و سه نشان!

گوي خارجي
جمعه است. برنامه كودك تازه تمام شده و منتظر پخش فيلم سينمايي هستي. ولي يك دفعه متني روي تصوير ظاهر مي شود. متني دربارة زندگي يوسف اسلام و يا همان كت استيونس سابق، خوانندة معروفي كه مسلمان شد. تو با حيرت مانده اي كه آن وقت اين يعني چه؟ بالاخره متن تمام مي شود و يك دفعه ترانه اي از يوسف اسلام دربارة اسلام به زبان انگليسي پخش مي شود. تازه دستت مي آيد كه همة  اين مقدمه چيني ها براي پخش اين ترانه به زبان انگليسي بود. مانده ايم تمشك بدهيم به آن مقدمة طولاني حوصله بر و يا گوي بدهيم به پخش يك ترانه از يوسف اسلام.البته اگر همة ترانه هاي خوب خارجي را اين جوري پخش كنند، همين الان حاضريم يك كاميون گوي جلوي در صدا و سيما خالي كنيم!
018171.jpg
داربيد و مارادونا
كريم منافي و مسيح زهره نسب: دو تمشك مي  دهيم به جان نثار در شب هاي برره. به خاطر اين كه در قسمت مسابقه فوتبال شان براي پاچه خواري به كيوون گفت: مارادونا. در صورتي كه توي كلانتري، طغرل مي گفت فوتبال تازه اختراع شده! پس اگر تازه اختراع شده، مارادونا كجا بود؟
نكته:شما چه گيري داده  ايد ها! اگر بخواهيد اين جوري به يك سريال طنز با فضاي فانتزي مثل شب هاي برره نگاه كنيد كه همه چيزش روي هوا مي رود. اگر اين اتفاق در يك سريال با فضاي واقعي افتاده بود، بله. ولي نه در شب هاي برره كه گذشته و حال و آينده در يك قوطي است.آقاي اميري پور دست تان براي فرستادن 45 تا تمشك طلايي و يازده تا گوي طلايي درد نكند. از وقتي نامه تان به دستمان رسيده، داريم دندان هاي خرد شده از دهانمان بيرون مي كشيم. بابا ما رسما كم آورديم. راستي يادتان هست چند هفته پيش، مسابقه اي ترتيب داده بوديم كه بهترين سريال ماه رمضان را انتخاب كنيد. بالاخره يكي دو نفر اين مسابقه را تحويل گرفتند (هستي سرمدي و سهيل حسين زاده) و برايمان نظرات شان را فرستادند. ولي نوشدارو پس از مرگ سهراب چه سود؟ ما قبلا از عدم استقبال شما سرمان را به ديوار كوبيده بوديم! باز هم مي  گوييم اگر خواستيد گوي و تمشك تان داغ داغ چاپ شود، تا صبح يك شنبه برايمان بفرستيد وگرنه مي ماند براي هفته بعد و ممكن است بيات شود ها!
گوي و تمشك شما هم رسيد: سهيل حسين زاده و سعيد اميري پور

فهرست
نامه به سردبير
فهرست
سينما تلويزيون
۱۰۱ ميليون دلار در 3 روز
كي دوباره مي خندي؟
رويداد هفته
گويي طلايي تمشك طلايي
ورزشي
آميتا باچان عليه بهادرخان
رويداد هفته
داستان هاي من و هركول!
اسطوره همه را تيغ مي زند!
اين طوري قهرمان شديم!
اجتماعي
ميان ايمان و كفر فاصله اي جز كم عقلي نيست
زندگي
چي مي شكوني؟ شيشه
آتشي خاموش شد
رويداد هفته
سينما
اين روباه دل فريب اسپانيايي
وداع با زورو
چرا به جشنوارة فيلم كوتاه برويم؟
بهترين فيلم: حسين رضازاده!
كوتاه
زوروهاي مهم
دانش
بزرگ ترين راز جهان باستان
در جست وجوي جزيره اسرارآميز
آتلانتيس ميان تاريخ و جغرافيا
ادگار كيس؛ يك موردغريب
سقوط امپراتوري ها
روزها
پيامبري براي نومسلمانان
رويدادها
قصه ما راست بود
هزار و يك شب در اسپانيا
هنر روز
از برج كبوتر به قلعه ديو
|  فهرست  |  سينما تلويزيون  |  ورزشي  |  اجتماعي  |  زندگي  |  دانش  |  سينما  |  روزها  |
|  هنر روز  |  شناسنامه  |  مهمان هفته  |  راهنما  |  سبك زندگي  |  گفت و گو  |  گزارش  |  موفقيت  |
|   نيم رخ ، تمام رخ  |  يادداشت  |  موضوع ويژه  |  گالري  |
|   صفحه اول   |   آرشيو   |   چاپ صفحه   |