يك بهبودي معجزه آسا
HIV يك هو غيب شد!
عجيب و باورنكردني است. آندره از سال 2002 به ويروس HIV آلوده شده بود، اما اكنون در سلامتي كامل به سر مي برد. در حال حاضر، 9/34 ميليون نفر در دنيا آلوده به اين ويروس هستند و او تنها كسي است كه اين ويروس از بدنش پاك شده است. شايد بگوييد مگر مي شود؟ اما از زماني كه او مدعي بهبودي كامل شده، ده ها بار خون او را مورد آزمايش قرار داده اند و هيچ اثري از ويروس ايدز پيدا نكرده اند.پزشكان انگليسي در حال حاضر اميدوارند با مطالعة سيستم ايمني بدن او، به راهكارهاي تازه اي در مورد درمان ايدز دست پيدا كنند.
مرزهاي شرقي در حالت آماده باش است
موج دوم وبا
زمين لرزة پاكستان، ما را هم نگران كرده است. نه اين كه دلشورة هميشگي زلزلة موعود تهران، دوباره جان گرفته باشد، نه. چيزي كه مسؤولان را نگران كرده، احتمال بازگشت وبا به كشور است. از آن جا كه شيوع اسهال حاد در پاكستان به احتمال قوي نشانة وباست، خطر شروع موج دوم وبا در كشور ما هم احساس مي شود. تعداد زلزله زدگان پاكستاني كه تا به حال به اسهال مبتلا شده اند، بيش از 7 هزار نفر است. به همين خاطر، مرزهاي شرقي ما به حالت آماده باش درآمده اند. البته تا به حال، هيچ نمونه اي از ابتلا به وبا، در ايران گزارش نشده است. اما به محض گزارش اولين مورد وبا، دوباره مجبور مي شويم دستورات سفت و سخت بهداشتي را رعايت كنيم. يعني سبزي نخوريم و در مصرف ميوه ها احتياط كنيم. از همه مهم تر، اين كه از خوردن باقالي پخته و لبوي داغ دستفروش ها در سرماي زمستان هم محروم مي شويم.
نيروي انتظامي ول كن ماجرا نيست
جمع آوري لات و لوت ها با سر و شكل جديد
شرمندة اخلاق ورزشكاري همة بروبچ اراذل و اوباش و زورگير و لات و لوت خيابان هاي پايتخت هم هستيم ولي اين طور كه بويش مي آيد، نيروي انتظامي ول كن ماجراي افزايش امنيت اجتماعي نيست. اولش قرار بود فقط در طول ماه رمضان، اساتيد اراذل را جمع و جور كنند. ولي وقتي ديدند طرحشان حسابي جواب داده و ملت هم راضي هستند، تصميم گرفتند كه ادامه اش بدهند. سردار طلايي هم اعلام كرده كه طرح نيروي انتظامي، از اين هفته با همكاري بيشتر مسؤولان و با يك سر و شكل جديد اجرا مي شود و خلاصه مي خواهيم بتركانيم! قرار است جزئيات اين سر و شكل جديد هم چند روز ديگر به گوش مردم برسد.
راستي هنوز قطعي نشده، ولي شما از الان باخبر باشيد كه همين روزها، تغييراتي در فرماندهي نيروي انتظامي ايجاد مي شود. مي گويند قرار است سردار طلايي، معاون راهنمايي و رانندگي تهران بشود و معاون فعلي هم به عنوان جانشين فرمانده نيروي انتظامي معرفي شود.
رئيس سابق سازمان ملي جوانان
تكذيب مي كنم با قدرت هر چه تمام تر!
اين طرح تحقيق و تفحص هم براي خيلي ها شاخ شده است! يكي اش همين سازمان ملي جوانان خودمان. مجلس گير داده كه بايد از سازمان تحقيق بشود. يك خانمي به اسم خانم افتخاري هم كه خودش عضو كميتة تحقيق و تفحص مجلس است، راه افتاده و كلي سند و مدرك درآورده كه در زمان رئيس سابق، سازمان يك عالمه قراردادهاي به درد نخور بسته و كلي سفر خارجه داشته و خلاصه بريز و بپاش حسابي راه انداخته است. از آن طرف، دكتر رحيم عبادي كه به عبارتي همان رئيس سابق سازمان ملي ما جوانان است، يك نامة بلندبالا فرستاده مجلس و از دم، تمام ادعاهاي بازرس مجلس را با قدرت رد كرده. البته اين كه مي گوييم قدرت، منظورمان قدرت لفظي است! رحيم عبادي توي نامه اش حسابي نمايندة مجلس را هدف گرفته و تأكيد كرده كه همة ادعاهاي اين خانم، كذب محض است. عبادي، دست آخر مثل تمام جوابيه هاي اين تيپي، اعلام كرده كه خودش و همكارانش در مقابل قانون، تابع و تسليم هستند. خلاصه كه فعلا دعواست!
هم تو خواندي هم غير
پلاك سوم
طرح تعويض پلاك را يادتان هست؟ هماني كه چند هزار تومان از ماشين دارها گرفتند و قرار شد با همان پول ها پلاك هاي قديمي را بكنند و به جايش پلاك هاي خوشگل و جديد بدهند. چند ماه بعدش گفتند كه نه! اين پلاك هاي جديد، آن چيزي نيست كه بايد باشد و بعد دوباره چند هزار تومان ديگر گرفتند تا پلاك ها بشود همان چيزي كه بايد باشد. بعد از اين همه بالا و پايين كردن و كش و قوس، همة ما فكر كرديم كه جريان به خير و خوشي تمام شده و دست از سرمان برمي دارند. اما همة ما اشتباه كرديم، چون يك پروژة جديد در راه است! قرار است از اين به بعد، به همة ماشين ها غير از دو پلاكي كه عقب و جلوي اتومبيل وصل مي شود، پلاك سومي هم داده شود. البته چون ماشين، ديگر جايي براي چسباندن پلاك ندارد، اساتيد تصميم گرفته اند كه تبديلش كنند به يك برچسب كه بايد روي شيشة جلوي ماشين نصب شود. توي برچسب هم اين طوري كه مي گويند، پر است از اطلاعات مختلف در مورد ماشين و مشخصاتش. در اين كه براي دادن اين برچسب، دوباره ازتان پول مي گيرند، شك نكنيد! اما مقدارش هنوز اعلام نشده است. حالا كه حرف از ماشين و اين چيزها شد، اين را هم بدانيد كه براساس آيين نامة جديد راهنمايي و رانندگي، هر وسيلة نقليه اي كه توي خيابان راه مي رود (چه سواري باشد چه موتورسيكلت چه كاميون) بايد برگه معاينة فني داشته باشد. حواس موتوري هاي عزيز، جمع! بگيربگير همين روزها شروع مي شود. تا دير نشده، فكري به حال معاينة فني بكنيد.
|
|
|
طرح جديد مجلس
شاخ به شاخ با غول كنكور
اين دكتر عباسپور تهراني را هر كاري بكني، خبرساز است. يك هفته با گيردادن هايش به دانشگاه آزاد و هفتة بعد با كميسيون آموزش و تحقيقات مجلس كه اتفاقا رئيسش هم خود آقاي دكتر است. دكتر و همكارانش هر از گاهي، يك سري طرح جالب رو مي كنند و تا مدت ها راجع به آن حرف مي زنند. آخرين طرحشان همين طرح جديد كنكور سراسري است كه قرار است در آن، كنكور در بعضي مقاطع و رشته ها حذف شود. رئيس كميسيون آموزش و تحقيقات مجلس، اين هفته را اختصاص داده به توضيح در مورد اين طرح. دكتر تأكيد كرده كه الان كشور در وضعيتي است كه مي شود كنكور را در مقاطع كارداني پيوسته و ناپيوسته برداشت. حتي براي رشته هايي كه متقاضي آنچناني ندارند هم مي شود يك همچين كارهايي كرد. البته بايد به اين هم فكر كرد كه كم كم نحوة برگزاري كنكور، عوض شود و تكية سؤالات، بر استعداد و توانمندي دانش آموزان باشد.عباسپور معتقد است كه مجلس با اين طرح مي تواند جلوي اين كلاس هاي بي خاصيت تقويتي و كنكور را بگيرد و از اين طريق، نگذارد كه اين مؤسسه ها كلاه ملت را بردارند.
البته همان طوري كه مشخص است، هنوز هيچ كدام از جزئيات اين طرح تصويب نشده و كميسيون، همچنان مشغول بررسي آن است. اگر هم اتفاقي بيفتد، قرار نيست كه در كنكور 85 لحاظ شود. پس دوستان عزيز! تا اطلاع ثانوي به همان روش هاي قبلي سعي كنيد كه خودتان را بيندازيد توي دانشگاه!
مدرسه
خانه تكاني در سيستم ارزشيابي
از وقتي كه ما بچه بوديم همه مي گفتند كه امتحان و نمره، ملاك خوبي براي ارزشيابي بچه ها نيست. ما هم هي منتظر بوديم ببينيم حالا كه همه اين را مي دانند، بالاخره يك كسي پيدا مي شود كه سيستم را يك تكاني بدهد و دو زار براي چيزهايي غير از درس هم ارزش قائل شود؟ درس ما به سلامتي تمام شد و دست آخر براساس همان امتحاني كه ثلث آخر داديم، به مان نمره دادند و از نمره ها معدل گرفتند و چپاندند توي كارنامه! و حالا كه سال ها از آن روزها مي گذرد، وزير آموزش و پرورش جديد، مجددا اعلام كرده كه سيستم ارزشيابي در مدارس، يك بعدي است و فقط به حفظيات بچه ها توجه مي شود و بايد اين سيستم را عوض كرد. محمود فرشيدي، وسط اين حرف ها يك جملة خفن هم گفته: مدرسه بايد مدرسة زندگي باشد و دانش آموزان در آن، درس زندگي بياموزند. وزير جديد گفته كه الان تربيت بدني، رشد پژوهش، رشد مديريتي، رشد فعاليت هاي هنري و اجتماعي، هيچ كدام مورد توجه نيستند و شاگرد اول ها فقط براساس نمرة چند درسي كه حفظ كرده اند، معرفي مي شوند. در حالي كه ما مي خواهيم در همة اين زمينه ها، شاگرد اول داشته باشيم. ما هم مثل شما، اميدواريم اتفاقي بيفتد. ولي از ما به شما نصيحت؛ درستان را خوب حفظ كنيد. شايد تغييرات به عمر شما هم كفاف ندهد.
|
|
|
تحصن به خاطر سرما
سرده، دانشگاه تعطيله!
شنيده بوديم كه يك عالمه مدرسه توي كشور هست كه بخاري ندارد و بچه هاي قد و نيم قد، سركلاس و پشت نيمكت، از سرما مي لرزند. ولي عمرا فكر نمي كرديم توي معروف ترين دانشگاه مملكت هم همچين اتفاقي بيفتد. بر و بچه هاي دانشكدة زبان هاي خارجي دانشگاه تهران كه به سلامتي، از اين ترم رفته اند توي يك ساختمان جديد، اين روزها را كنار بخاري هاي گرم منازل شان و در آغوش صميمي خانواده مي گذرانند. چون دانشگاه به علت سرماي شديد و نداشتن امكانات گرمايشي، يك هفته تعطيل است!
اين طوري كه خود بچه هاي دانشكده مي گويند، هفتة پيش و پس از اعتراض دانشجوها به سرماي شديد كلاس ها، شخص رئيس دانشكده دست به كار شد و يكي يكي كلاس ها را تعطيل كرد. از آن طرف، انجمن اسلامي دانشكده اعلام كرد كه اگر دانشگاه ظرف يك هفته مشكل را حل نكند و كلاس ها دوباره تشكيل نشوند، توي دانشگاه تحصن راه مي اندازد. خب همان طوري كه مي شد حدس زد، مشكل حل نشد و براي همين، بر و بچ بدون توجه به اين كه اين روزها تحصن به اصطلاح خز شده است، وعده شان را عملي كردند. تا الان كه ما داريم خبر را مي نويسيم، تحصن و سرما و تعطيلي كلاس ها ادامه دارد و كسي هم به كسي نيست. بعيد است كه تا روز چاپ مجله، اتفاق خاصي بيفتد. بنابراين مي شود نوشت: تعطيلي دانشكده همچنان ادامه دارد!
نگراني از كمبود ادبيات داستاني
سرزمين كتاب هاي سوخته
داستان نويسان ايراني، انگار دستشان به كار نمي رود. آن ها همچنان در باد كتاب هاي قبلي و زير چاپ خود خوابيده اند و كمتر كسي، دست به قلم مي برد. اين را مي شود از گفت وشنودهاي شوراي كارگاه قصه و رمان حوزه هنري در آخرين جلسه اش فهميد. آن ها مي گويند كه از ابتداي سال جاري، حدود 40 رمان و مجموعه داستان به دستشان رسيده، اما فقط دو تا از آن ها، كمي بهتر از بقيه بوده، و همان دو اثر هم شايستة انتشار تشخيص داده نشده است.
اميرحسين فردي، شهرام شفيعي، مجيد قيصري، سميرا اصلان پور و جهانگير خسروشاهي، از اين موضوع ابراز نگراني كرده اند. آن ها مي گويند بحث ننوشتن قصه و رمان و كم كار شدن نويسندگان، بحث پردامنه و همه گيري است كه مراكز انتشاراتي ديگر نيز با آن دست به گريبان هستند.
اين حرف ها در حالي زده مي شود كه نويسندگاني مثل محمدرضا كاتب، مصطفي مستور، احمد دهقان و... آثاري در مؤسسات خصوصي نشر، و پيش ناشران سرشناس دارند. گويا توزيع نامناسب كتاب هاي حوزه هنري و مسائل حاشيه اي ديگر از جمله پرداخت بعد از موعد حق التأليف كتاب ها از سوي انتشارات سوره مهر، نويسندگان ثابت كتاب هاي حوزه را به سمت ناشران ديگر كشيده است.