معدنچي در تيم ملي
تورو مي خوام، اونارو نمي خوام
بعد از نصرتي و علوي و ستار زارع و يحيي و علي كه مي گويند مهرشان به دل برانكو افتاده و هر كاري بكنند، جايشان در تركيب تيم ملي گارانتي است، به نظر مي رسد مهرزاد معدنچي هم رفته توي وايت ليست. اين طور هم كه همه برانكو را مي شناسند، او اگر از كسي خوشش بيايد، ديگر غيرممكن است بشود نظرش را برگرداند و تا پاي جان، از محبوبش دفاع مي كند.
به همين دليل هم وقتي برانكو تصميم گرفت توي قلبش جايي به مهرزاد معدنچي اختصاص بدهد، ديگر هيچ كس نمي توانست مهرزاد را از آن تو ـ يعني توي قلب برانكو ـ بيرون كند. حتي خود مهرزاد هم اگر صد تا سوتي مي داد، باز هم بعيد بود بتواند نظر سرمربي تيم ملي را عوض كند كه ته كليد كردن است و در لج بازي، با رئيس فدراسيون مسابقه گذاشته.
البته معدنچي از اين صدتا سوتي، چند تايش را در بازي هاي آخر پرسپوليس داد. يكي اش سر گل دوم صباباتري بود كه وقتي علي دايي بلند شد و با ضربة سر، توپ را براي سهراب بختياري زاده مهيا كرد تا او توپ را توي گل فرو كند، آقا مهرزاد رفته بود گل بچيند. يك سوتي خوشگل ديگر هم در بازي با استقلال بود كه آقا معدنچي، توپ را برداشت برد در زمين حريف لو داد. بعد هم تا برگردد سرجايش، استقلالي ها با چند ضرب و با فرار و سانتر فرزاد مجيدي كه از جاي خالي مهرزاد به دست آمده بود، دروازه را باز كردند. اما همان طور كه مي دانيد داد و فرياد سلطان كه مي گفت به خاطر معدنچي گل خورديم و حامد كاويانپور كه مي گفت معدنچي خالي كرد گل خورديم، به جايي نرسيد و برانكو معدنچي را به تيم ملي دعوت كرد. يكي مي گفت برانكو مطلب صفحة نيم رخ و تمام رخ ما دربارة معدنچي را خوانده و از او خوشش آمده.
كاظميان باز هم نيست، اما...
جواد بايد باشه
اما اگر برانكو مطلب ما را دربارة معدنچي خوانده و از او خوشش آمده چرا چهار صفحه با جواد كاظميان گفت وگو كرديم و به او حال داديم، يك ذره در دل بي رحم سرمربي تيم ملي تأثير نگذاشته. ما اين همه عكس از جواد كاظميان در نماهاي لانگ شات، ميديوم شات و كلوز آپ چاپ كرديم، اين همه برايش متن هاي حماسي و رمانتيك نوشتيم، كلي برايش پپسي باز كرديم، پس چي شد؟ جواد كاظميان، اين همه به ما قول داده بود كه خوب بازي كند، جلوي استقلال هم به نظر خيلي ها بهترين بازيكن زمين بود، ولي چي شد؟ هيچي. آقاي برانكو كه او و مبعلي را عاق والدين كرده، باز هم به تيم ملي دعوتشان نكرد تا بازي هاي جام LG را از تلويزيون تماشا كنند و خودشان و طرفدارهايشان (كه ما هم جزوشان هستيم) حرص بخورند.خب همين كارها را مي كند كه همة استاديوم، عليه اش شعار مي دهند ديگر ـ كاظميان را نمي گوييم، برانكو را مي گوييم ـ خب كاظميان اين همه خوب بازي كند، مردم اين همه شعار بدهند، ما اين همه جوهرهاي قلم هايمان را حرام كنيم، چه فايده؟
پس بار ديگر، روي سنگ نوشتيم پاك شد، روي يخ نوشتيم آب شد، پس روي قلبمان مي نويسيم كه: برانكو وفا كن، اين جواد رو صدا كن!
سيموئز حرف زد
گاوباز عزيز من
از اين آقاي سيموئز سرمربي تيم اميد، دارد خوشمان مي آيد. هر چه بعضي از آقايان تو دهنشان يخ دارند و حرف كه مي زنند، آدم (اگر اعصابش خرد نشود) خوابش مي گيرد، عوضش اين سيموئز، خوب حرف مي زند، يك چيزي توي مايه هاي دنيزلي، بلكم بهتر.
او در همان اولين جلسة مطبوعاتي اش ميخ را كوبيد و جوري دل ما را برد كه از همين حالا حمايت مان را از تيم المپيك و از خود او و از فدراسيون فوتبال كه استخدام اش كرده، اعلام مي كنيم. آق سيموئز اعلام كرده كه طرفدار بازي تهاجمي است و دلش مي خواهد تيمش جوري بازي كند كه همه عشق كنند. او گفته بازيكنان ايراني، استعداد و تكنيك و همه چيز را دارند، ايرادشان اين است كه گيج مي زنند. آقا سيموئز مي گويد تيم او در المپيك بايد مدال بگيرد. حالا اگر طلا نشد، حداقل نقره يا برنز را ديگر بايد بگيرد. آقا سيموئز، آدم را ياد محمد دادكان مي اندازد كه پيش از المپيك قبلي، مي گفت حالا اگر حذف بشويم هم فاجعه نيست و آخرش هم شديم! آقا سيموئز، يك حرف با حال ديگر هم زده. گفته فوتبال مثل گاو بازي است، هي بايد با حريف، بازي بازي كني و او را خوشگل از پا در بياوري ـ البته با اداي احترام به همة حريفان محترم!
بالانس براي جام جهاني شروع شد
با دل من چه كردي؟
هر چي به جام جهاني نزديك تر مي شويم، تب رفتن به جام، بالاتر مي رود و همه بيشتر به دست و پا مي افتند كه هر طور شده، خودشان را به آلمان برسانند. يكي از روش هاي رسيدن به جام جهاني هم اين است كه شما بتوانيد به اسم عكاس و خبرنگار، خودتان را توي فهرستي فرو كنيد كه قرار است فدراسيون فوتبال با خرج خودش به آلمان ببرد.
براي اين كه شما بتوانيد به عنوان عكاس و خبرنگار در ليست فدراسيون جا بگيريد، هزار جور ژانگولر بازي، لازم است كه خوشبختانه ملت شريف ايران در اين زمينه سرآمد همة ملت هاست. شما اگر همين امروز، سري به فدراسيون بزنيد، انواع و اقسام موجودات را خواهيد ديد كه از اصناف مختلف، از دوستان، آشنايان و فك و فاميل فدراسيوني ها براي رفتن به آلمان بسيج شده اند و از در و ديوار فدراسيون، آويزان هستند. انواع مطالب توچه خوشگلي براي رئيس فدراسيون و بقية اعضا در حال حاضر در نشريات مختلف چاپ مي شود و انواع شيرين عسل ها هر روز دم اتاق آقاي رئيس و بقيه جمع مي شوند. همة اين ها جهت رسيدن به آلمان است و تا شروع جام جهاني، ادامه خواهد داشت.
شما اگر ديديد ما از هفتة بعد با يك تغيير خط مشي، به تعريف كردن از چشم و ابروي آقايان پرداختيم و در اين صفحات براي تشويق تيم ملي بالانس زديم، گير ندهيد. ما هم دل داريم. براي رفتن به جام جهاني تب كرده ايم. مادرمان مدام به مان دم كرده مي خوراند!
مجتبي شهر را به هم مي ريزد
غضنفر را بگيريد
هيچ كس فكرش را نمي كرد مجتبي جباري بعد از چند هفته مصدوميت، عدل، روز بازي با پرسپوليس به زمين بيايد و اين قدر هم خوب بازي كند.
مجتبي آن قدر خوب بود كه تقريبا همة كارشناسان به او گوي بلورين دادند و خودش را براي تمام فصل و شايد هم فصل هاي بعد، گارانتي كرد. اما برعكس پرسپوليسي ها كه باخته بودند و بعضي هايشان مثل سيدعباسي قات زدند و شيشة رختكن را خرد كردند و حتي برعكس اغلب استقلالي ها كه بعد از بازي، اين برد را به هواداران سلحشور استقلال تقديم كردند، مجتبي جباري رك و پوست كنده از خيلي از همبازي هايش انتقاد كرد و گفت اين ها عقل ندارند. او در يك مصاحبة خصوصي كه ما خودمان تويش بوديم (يعني داخل مصاحبه بوديم)، هر چه دلش خواست، عليه هر كه دلش خواست گفت و به قول بچه ها، از بالا تا پايين اين فوتبال را جويد! از برانكو كه به قول مجتبي جباري، چيزي از فوتبال حالي اش نيست، بگيريد تا خيلي از همبازي هايش و خيلي از مربيانش و غيره. مصاحبه اي بود كه اگر چاپ مي شد، تا يك هفته خوراك مطبوعات تأمين شده بود و مي توانستند از صد نفر عليه جباري جواب بگيرند. به مجتبي رحم كرديم و چاپش نكرديم. اگر نه، بعيد نبود كه مادام العمر از تيم ملي و چه بسا فوتبال محرومش كنند. مرد حسابي! بيكاري اين حرف ها را مي زني؟ حالا ما آدم هاي فهميده اي هستيم براي اين كه آينده ات خراب نشود، حرفهايت را چاپ نمي كنيم. مي داني اگر اين حرف ها را پيش كسي ديگري بگويي، چه مي شود؟
تورنمنتي مثل مقدونيه، مثل روماني
ما گاگول نيستيم(2)
به دنبال چاپ گزارشي دربارة چاپ جام ال جي در تهران كه ما در شمارة قبل چاپ كرده بوديم و در آن به معرفي روماني به عنوان يكي از تيم هاي حاضر در جام پرداخته بوديم، انواع سيل هاي مختلف تلفن، تلگراف، SMS و اي ميل به سوي همشهري جوان روانه شد كه همه با تيز هوشي خاصي فهميده بودند كه ما اشتباه كرده ايم و اصلا روماني قرار نيست به اين جام بيايد و عوضش مقدونيه مي آيد.ما همان طور كه قبلا هم در همين جا تأكيد كرده بوديم كه گاگول نمي باشيم، بايد بار ديگر تكرار كنيم كه برخلاف خواست(!) و نظر بسياري از عزيزان، ما هرگونه اتهام گاگوليت را در مورد خودمان رد مي كنيم. بايد طبق معمول، متذكر شويم كه چنين اشكالاتي به خاطر اين پيش مي آيد كه ما مثلا آن صفحة گزارشي را كه شما شنبه يك شنبه مي خوانيد، جمعه و شنبة هفتة قبل مي نويسيم و تا صفحه چاپ شود و شما بخوانيد، اخبار، هزار جور تغيير مي كند و سيب، صد تا چرخ مي زند.
اين قضيه در فوتبال ما شديدتر هم هست. يعني همين امروز كه ما داريم اين كلمات را مي نويسيم، بالاخره معلوم نيست كه اين تورنمنت برگزار مي شود يا نه و همان مقدونيه مي آيد يا نه و اصولا چي به چي و كي به كي هست. ما چاره اي نداريم. با توجه به اين روحية تنوع طلبي در ورزش مملكت، هر روزكه آقايان از خواب بلند مي شوند، برحسب دنده اي كه از آن بلند شده اند، يك تصميم خلق الساعه و جالبي را آغاز مي كنند، ما بايد قيد فوتبال ايران را در مجله مان بزنيم. يا بايد هر هفته در اين ستون ها، قربان قد و بالاي شما برويم و توضيح بدهيم كه چرا اين طوري شد و ما يك چيز غلطي چاپ كرده ايم.
تا اطلاع ثانوي، ما همچنان ترجيح مي دهيم قربان صدقة شما برويم. شما كه مخالفتي نداريد؟
بالاك به رئال مي رود
دنيا به نفع كريمي
اين خبرها را جدي بگيريد. اين تيترهاي كوچكي كه ما مي زنيم، اين عكس هاي فسقلي كه يكي در ميان، كيفيت اش آن قدر ناجور است كه اصلا نمي شود فهميد عكس كيست. اين ها را الكي نگيريد. حالا ممكن است ما دربارة جواد كاظميان هي جز جگر بزنيم و التماس كنيم. ولي بر اساس گفتة بزرگان كه نرود ميخ آهنين بر سنگ، اين حرف هاي ما بر دل يخين آقايان ، اثر نكند. ولي عوضش خيلي ها هم هستند كه عاطفه دارند، احساس دارند و تحت تأثير قرار مي گيرند. نمونه اش همين مديران رئال مادريد.اين عزيزان كه گفته بودند براي زلزلة بم همچنان غمگين هستند و خيلي هايشان لباس سياهشان را هنوز در نياورده اند، بالاخره اين مدرسة فوتبال بم را افتتاح نكردند، ولي عوضش با گزارشي كه ما هفتة گذشته از وضعيت بالاك نوشتيم، ناگهان تكان خوردند و بلافاصله تصميم گرفتند كار را يكسره كنند. همين هم شد كه طي روزهاي گذشته، اعلام كردند مذاكرات تقريبا قطعي شده و احتمالا از نيم فصل يعني از همين يكي دو ماه ديگر، بالاك از مونيخ به مادريد اثاث كشي خواهد كرد. ما اين اتفاق را به جميع هواداران كريمي تبريك مي گوييم و اميدواريم با رفتن بالاك و مصدوم شدن سانتا كروز، ان شاءالله شوان اشتايگر و دايسلر و زي روبرتو هم به طرق مختلف، خانه نشين شوند و از تركيب بايرن بيرون بيفتند و ما هر روز بيش از پيش، شاهد بازي كردن كريمي در اين تيم باشيم.
|
|
|
مسابقات جذاب تداركاتي و پلي آف
هفته سوپر داغ
اين هفته همة باشگاه هاي اروپايي در تعطيلات به سر مي برند و بازي هاي دوستانه و تداركاتي جام جهاني برگزار مي شود. در اين ايام در حالي كه مثلا امارات به مصاف تيم ضعيفي مثل برزيل مي رود و قطر با آرژانتين بازي مي كند، تيم ملي ما هم با تيم هاي بزرگ و قدرتمندي مثل تيم دوم مقدونيه و برندة بازي توگو و پاراگوئه ديدار مي كند. در اين جا مسابقات مهمي را كه طي روزهاي آينده برگزار خواهد شد، مي بينيد. بازي هايي كه تماشاي بعضي هايشان مثل آرژانتين با انگليس، هلند با ايتاليا و آلمان با فرانسه، از همين حالا آدم را بي خواب مي كند.
مسابقات پلي آف جام جهاني
شنبه 21/8/84
اروگوئه ـ استراليا/ترينيداد ـ بحرين/اسپانيا ـ اسلواكي
سوئيس ـ تركيه/نروژ ـ چك
بازي هاي برگشت روز چهارشنبه 25 آبان برگزار مي شود.
مسابقات دوستانه
شنبه 21/8/84
هلند ـ ايتاليا
كره جنوبي ـ سوئد
اسكاتلند ـ آمريكا
پرتغال ـ كرواسي
مكزيك ـ شيلي
آرژانتين ـ انگليس
فرانسه ـ آلمان
امارات ـ برزيل
يك شنبه 22/8/84
چين ـ صربستان
اكوادور ـ لهستان
چهارشنبه 25/8/84
كره جنوبي ـ صربستان
ژاپن ـ آنگولا
ساحل عاج ـ ايتاليا
عربستان ـ غنا
قطر ـ آرژانتين