گلدكوئست
بيسمارك به ايران مي آيد
فعلا بگيربگير گلدكوئست كمتر شده. يعني فعلا كسي زياد كاري به كارشان ندارد. پس مي شود حدس زد كه دوباره شروع كرده اند به پرزنت. اصولا اين آدم ها از اعتماد به نفس عجيبي رنج مي برند و روحية خيلي خوبي هم دارند. براي همين هم هست كه اين همه ادعاي عجيب و غريب دارند. يعني گاهي يك چيزهايي مي گويند كه آدم به عقلشان شك مي كند.
حالا سر و كلة يكي از سرشاخه هاي گلدكوئست پيدا شده كه ادعا مي كند نمايندگان اين شركت، دنبال گرفتن مجوز از مقامات ايراني هستند.براي همين هم نمايندگان اين شركت، هفتة پيش براي مذاكره با مسؤولان دولتي به ايران آمده اند. اين آقاي سرشاخه انگار يادش رفته كه تا همين ديروز، توي پرزنت كردن ملت، ادعا مي كردند گلدكوئست براي فعاليت در ايران، مجوز دارد. همين آقا براي اثبات ادعايش چند تا اسم خفن هم اعلام كرده است. از همان اسم هايي كه باز هم در مراسم پرزنت، پشت هم رديف مي كنند.
آقاي سرشاخه كه نخواسته نامش فاش شود، مدعي است كه جوزف بيسمارك به عنوان مسؤول مذاكره كنندة گلدكوئست با سران دولت ها (عنوان را داريد؟) و هاسمن مسؤول آموزش شركت به ايران آمده اند و مي خواهند به شكل قانوني، مشكل را حل كنند.اين كه آقايان بيسمارك و هاسمن چه جوري به آقاي سرشاخه خبر داده اند كه دارند مي آيند ايران، معلوم نيست. چيزي كه معلوم است، اين است كه گلدكوئست همچنان غيرقانوني است.
تا پايان آبان اجرا مي شود
گواهينامه؛ فقط يك ساله
وقتي سر و كلة يك طرح جديدپيدا مي شود، حتما يك سري آدم بيچاره هم پيدا مي شوند كه چوب نواقص جديد طرح را بخورند. اين طرح صدور گواهينامة يك ساله هم از همين طرح ها است. هر روز، يك چيزي مي گويند. امروز مي گويند طرح اصلا عملي نيست.
فردا مي گويند عملي هست، خوبش هم هست. امروز مي گويند لغو شد و رفت پي كارش، فردا مي گويند سفت و سخت اجرايش مي كنيم.اين وسط، يك سري بنده خداي تازه 18 ساله شده كه حسرت گواهينامه گرفتن دارند، سرگردان شده اند و نمي دانند بالاخره تكليف شان چيست.اما بالاخره معاون راهنمايي و رانندگي ناجا، تكليف همه را روشن كرد. صدور گواهينامة يك سالة راهنمايي و رانندگي، قطعا در آبان ماه آغاز مي شود. پس تمام كساني كه از اول مهر براي گرفتن گواهينامه ثبت نام كرد ه اند، اگر بتوانند از هفت خوان رستم رد شوند و ردشان نكنند، گواهينامة يك ساله خواهند گرفت.كساني هم كه قبل از مهرماه ثبت نام كرده اند و هنوز نتوانسته اند گواهينامه بگيرند، حواسشان باشد. اگر تا آخر آبان قبول نشوند، آن ها هم شامل قانون جديد خواهند شد.از ما به شما نصيحت، تا دوباره يك تبصرة جديد به قانون جديد اضافه نشده، برويد گواهينامه تان را بگيريد. حساب و كتاب ندارد!
طرح تسهيل ازدواج جوانان در مجلس
لطفا آسان ازدواج كنيد
خوشحال باشيد. به سلامتي، مشكل پيدا كردن جا براي عروسي گرفتن هم حل شد. حال مي كنيد ديگر! مشكلات ازدواج، همين طوري يكي پس از ديگري حل مي شود. حالا هي بگوييد كسي به فكر جوان ها نيست. بفرماييد! مجلس در ادامة بررسي طرح تسهيل ازدواج، تصويب كرد كه از اين بعد، همة دستگاه هاي دولتي، شهرداري ها، فرهنگسراها، تالارها و اردوگاه ها (!) موظف اند با هماهنگي كميتة سامان ازدواج، فضاي لازم براي جشن گرفتن را با همان قيمتي كه به كاركنان خودشان مي دهند، به زو ج هاي جوان هم بدهند. فعلا مجلس، بدجوري به ازدواج گير داده و هي پشت سر هم به نفع جوان ها قانون تصويب مي كند. پشت بند اين مصوبه، مجلسي ها تصويب كردند كه زوج هاي جواني كه كار درست و حسابي ندارند، به مدت 2 سال، كمك هزينة قرض الحسنه بگيرند. البته سقف اين پول هنوز معلوم نيست. قرار است كميتة سامان دهي ازدواج، پول هاي توي جيبش را بشمارد و بعد تصميم بگيرد چقدرش را مي شود به زوج هاي جوان داد. پس مطمئن باشيد آن قدري نيست كه بشود رويش حساب كرد.همين كميتة سامان دهي ازدواج هم از شاهكارهاي جديد مجلس است. بنا به تصميم جديد مجلسي ها، قرار است دولت در تمام استان ها كميتة سامان دهي ازدواج تشكيل دهد. هر كس هم كه خواست ازدواج كند و حس كرد در اين زمينه مشكل دارد، برود سراغ اين كميته.تازه، مجلس با مصوبات خود، دولت را مكلف كرده براي زوج هاي جوان، مسكن موقت تهيه كند و از طريق صدا و سيما براي ازدواج آسان جوانان، فرهنگسازي كند. ديديد؟ به همين راحتي، مشكل ازدواج جوانان حل شد.
|
|
|
هر بار يك جاي كار مي لنگد
شير فقط توي مدرسه
يك موقعي گير مي دادند كه بچه هاي اين دوره شده اند بچه هاي روغن نباتي و رشدشان خوب نيست و بايد يك كاري كرد كه رشدشان بهتر شود. بعدش هم گير دادند كه همه جاي دنيا توي مدرسه، به بچه ها شير مي دهند و اصلا براي همين است كه خارجي ها قدشان مي شود 2 متر. بعد به زور خواستند قد بچه ها را بكنند 2 متر. داستان پخش شير در مدارس ابتدايي و راهنمايي، از همين جا شروع شد. البته اتفاق خوبي است. اما هر بار، يك جاي كارشان مي لنگد. يك بار، نصف مدرسه ها را دودر مي كنند و مي گويند شما ديگر بزرگ شده ايد و آدم با اين قد و بالا كه شير نمي خورد. يك بار هم به جاي شير، آب مي ريزند توي پاكت و به خورد بچه هاي مردم مي دهند. يك بار هم وقتي كه عيد مي شود، سهمية 13 روز تعطيلي را مي ريزند توي كيف بندگان خدا كه:
بابا جون ببر خونه تون، روزي يك دانه اش را بخور. تاريخ مصرف و اين سوسول بازي ها هم كه كشك!
حالا بچه هاي بيچاره را خفت كرده اند كه الاّ و بلّا بايد شيرتان را توي مدرسه بخوريد. يعني كسي نبايد شيرش را با خودش ببرد. چون قرار نيست پدر و مادرها اين شيرها را بخورند. شير مال بچه ها است، پدر و مادرها به اندازة كافي رشد كرده اند.خلاصه كارشناس بهداشت آموزش و پرورش، اين هفته نظر داده كه نبايد گذاشت بچه ها شيرها را از مدرسه بيرون ببرند. چون هم ممكن است پاكت پاره شود و دفتر و دستك بچه ها شيرمال شود و هم ممكن است تاريخ مصرف شيرها تمام شود و كار دست آن ها بدهد.اصلا يك پيشنهاد خوب! بياييد شيرها را به جاي پاكت، بكنيد توي شيشه و هر روز، اول شيشة خالي بگيريد و بعد شير را تحويل بدهيد. يا اين كه يك بند به شرح وظايف مبصر كلاس اضافه كنيد كه او هر دانش آموزي را كه شيرش را نمي خورد، توي كلاس راه ندهد.بابا چه كار داريد؟ شايد يكي خواست شيرش را توي خانه و پاي كارتون بخورد!
شهرداري و وام ازدواج جوانان
وام مي دهيم، به خدا!
خيلي خب! به خدا قبول كرديم. حالا كه خلق الله بي خيال شده اند، آن ها ول نمي كنند. شهرداري را مي گوييم. داستان، داستان وام ازدواج است. از وقتي شايعة متوقف شدن پرداخت وام ازدواج راه افتاد، مسؤولان شهرداري، روزي 3 بار مصاحبه مي كنند و اصرار دارند كه به همة كساني كه ثبت نام كرده اند، وام مي دهيم. بعد هم ديگر ول كن نيستند. اين هفته نوبت مديرعامل ستاد پيوند آسماني شهرداري تهران بود تا دو هزار تا آمار و ارقام و عدد بريزد روي ميز كه ما خوبيم و ما پول مي دهيم و ما جوان دوست هستيم، و يك عالمه حرف دهن پركن و آدم ساكت كن ديگر! آمارها را داشته باشيد: تا حالا 59 ميليارد و 962 ميليون تومان وام به زوج هاي جوان داده ايم. تا امروز، 215 هزار و 688 نفر (نه 690 نفر!) براي دريافت وام، ثبت نام كرده اند. براي 192 هزار و 202 نفر (و نه 200 نفر!) دعوت نامه داده شده. از اين تعداد هم تا حالا 125 هزار و 925 نفر براي گرفتن وام آمده اند.آقاي مديرعامل! همة اين حرف ها قبول. چيزي شبيه اين آمارها را هفتة پيش، دكتر چمران هم داده بود. آمار نمي خواهيم. يك كلام بگوييد سال آينده هم به زوج هاي جوان وام مي دهيد يا نه!
|
|
|
كل كل وزارت علوم و بهداشت ادامه دارد
يك كنكور با دو سازمان سنجش!
سازمان سنجش، اين يكي دو سال ، آن قدر سوتي داده است كه حالا هر كسي هر كاري مي خواهد بكند، سازمان سنجش را بهانه مي كند و ساز خودش را مي زند. نمونه اش همين وزارت بهداشت. اين وزارت كه سال هاي سال است با وزارت علوم كل كل دارد، حالا مي خواهد براي خودش يك سازمان سنجش مستقل راه بيندازد. ما هم گيج شده ايم. تا همين ديروز، همه حرف از آشتي كنان و ادغام مجدد اين دو وزارتخانه مي زدند. و امروز، معاون آموزشي وزارت بهداشت، دنبال راه انداختن يك سازمان سنجش براي خودشان است. مثل اين كه مقدماتش هم فراهم شده. بهانه هم كه شكر خدا دارند. چون رسما اعلام كرده اند كه با اين كار مي خواهند ضريب صحت و سلامت آزمون ها را بالا ببرند. خب اين حالا يعني چه؟ يعني اين كه سازمان سنجش نمي تواند 4 تا آزمون درست و حسابي برگزار كند. و ديگر، حوصلة همه سر رفته از بس كه بعد از هر كنكور، ملت ريخته اند جلوي دانشگاه و سر و صدا راه انداخته اند. دكتر محققي (همان معاون آموزشي وزارت بهداشت) آب پاكي را هم روي دست وزارت علوم ريخته و گفته كه اين وزارتخانه توي انجام وظايف خودش هم مانده است و نمي تواند بار سنگين وزارت بهداشت را هم تحمل كند. بنابراين، خيلي به ادغام مجدد اين دو تا هم اميدوار نباشيد.
محققي تأكيد كرده كه وزارت بهداشت هم بايد از نظر بودجه و مزاياي آموزشي و پژوهشي، مثل وزارت علوم باشد. يعني همان قدري كه به آن ها پول مي دهيد، به ما هم بدهيد. آهان! خب اين را از همان اول مي گفتيد. خداي نكرده يك وقت فكر نكنيد اصرار براي جدا ماندن اين دو وزارتخانه به خاطر همين قسمت ماجرا است.
اعتراض به حبس شاعران كوبا
ولشان كنيد بروند دنبال كار و زندگي شان
اين بهترين فرصت براي معروف شدن است، پس از دستش ندهيد. تصور كنيد اسم شما در يك بيانية تقريبا سياسي، كنار نام نوآم چامسكي، خوزه ساراماگو يا رمزي كلارك قرار بگيرد. چه حالي مي دهد!
قصه از اين قرار است كه انجمن دولتي ايران و كوبا، يك نشاني الكترونيكي براي اعتراض به حبس هفت سالة پنج شاعر و نيروي فرهنگي كوبا اختصاص داده است. تعدادي از شاعران ايراني هم تا الان جوگير شده اند و زير بيانيه را امضا زده اند. شايد بدون آن كه دقيقا بدانند ماجرا از چه قرار است و اين كوبايي ها چه كار كرده اند كه هفت سال آزگار در زندان اف .بي .آي گرفتار شده اند.البته از شواهد پيداست كه اين پنج نفر، مشكوك به فعاليت سياسي در فلوريداي جنوبي به نفع كوبا هستند. اما دادگاه آتلانتا، محكوميت آن ها را نقض و هر پنج نفر را آزاد اعلام كرده است. با اين وجود، هنوز اين افراد در زندان هستند و از روز اول، هفت سال گذشته است.حالا انجمن دولتي ايران و كوبا و انجمن دوستي اين دو كشور، دارند براي محكوم كردن آمريكا و آزادي اين شاعرها، امضا جمع مي كنند و تا الان، افراد زيادي پاي اين قضيه را امضا كرده اند. شمس آل احمد، كريم رجب زاده، سيدعلي ميرباذل، م.آزاد و... چندتا از اين نام ها هستند.حالا شما هم كه قسمت حقوق بشرتان درد مي كند و مي خواهيد اسمي در كنيد، به نشاني irancubafriendship@yahoo.comميل بزنيد و هرچه فحش و فضيحت مي خواهيد، بار اين آمريكايي هاي زبان نفهم بكنيد. شايد حرف شما را خواندند.
|
|
|
دوره كارداني ادبيات كودك در ايران
فوق ديپلم با نشان استاندارد
اين روزها نويسندگان بچه ها، در مورد يك فكر قديمي با خبرگزاري ها مصاحبه مي كنند. طرح ايجاد دورة كارداني ادبيات كودك و نوجوان، زماني كه جواد جزيني، تازه از هنرستان و دانشگاه سوره بيرون آمده بود، در انجمن نويسندگان كودك و نوجوان ارائه شد. اما كسي حرف
آقا جواد را نفهميد تا اين كه خودش، موضوع را دنبال كرد و به نتيجه رساند.دبير كميتة آموزش و پژوهش انجمن، روي استاندارد بودن مدرك اين دوره تأكيد مي كند و از اين كه توانسته بالاخره بعد از چهارسال، مجوز آن را بگيرد، خوشحال است. مباني شناخت عناصر داستان و شعر، كارگاه هاي داستان و شعر، ويراستاري، نقد ادبي، تاريخ ادبيات كودك و نوجوان، قصه گويي ادبيات عامه، مباني نمايشنامه نويسي براي كودكان و آشنايي با نهادهاي فرهنگي كودك و نوجوان، از سرفصل هاي اين دوره است. گويا اين دوره، دوساله و چهار ترمي است و به هنرجويان، پس از گذراندن۶۰ واحد نظري و 10 واحد عملي، مدرك كارداني داده مي شود. فقط بجنبيد كه تا آخر همين ماه فرصت داريد. اين آدرس و تلفن را هم داشته باشيد، بد نيست: خيابان سميه، كوچه پروانه، 88825467. فقط يادتان باشد ديپلمتان را جا نگذاريد.