چند استكان با يك دست؟
قهوه چي ها معمولا قهوه سرو نمي كنند! در قديم، هر قهوهخانه اي كارگرهاي مختلفي با تخصص هاي مختلف داشت، مثل كارگرهاي پاي بساط ، جارچي ، قندگير ، استكانشوي ، قليان چاقكن ، آتش بيار و ديزيپز . امروز فقط قهوه چي ها مانده اند. تخصص اصلي يك قهوه چي، آوردن تعداد زيادي استكان و نعلبكي با يك دست است
عكس ها:جواد منتظري
ذائقه ايراني
ديزي يكي از متفاوت ترين غذاهاي ايراني است و قهوه خانه ها، خانة هميشگي اين غذاي ايراني اند
ما هيچ، ما نگاه
شايد در و ديوار قهوه خانه، جالب ترين بخش آن باشد: مجموعه اي از پرده ها و تابلوهاي نقاشي، شمايل حضرت اميرالمؤمنين علي (ع)، عكس هاي پهلوانان، اسباب و اشياي قديمي و زينتي، اسباب و اشياي مذهبي، و گل و گلدان هاي عهد قاجار. يك جور گالري هنري كه حتي ممكن است كارهاي تجسمي و مفهومي هم در آن پيدا كنيد: آن هم كارهاي نوستالژيك
خوان هشتم
نقال ها هنرمندان پاپ قهوه خانه ها هستند. كارشان تركيبي است از هنرهاي نمايشي و آواز و موسيقي. مادة اولي? كارشان هم شاهنامه و ساير داستان هاي حماسي ملي و مذهبي (نظير حكايات راجع به امام علي (ع)). يك داستان را عمدتا از حفظ، همراه با اجراي حركات نمايشي به كمك چوبدستي شان اجرا مي كنند. نقال هاي قديمي براي خودشان پاتوق مخصوص داشتند و بعضي مجالس شان مثل مجلس سهراب كُشي و سياوش خواني خيلي طرفدار داشت
شاهنامه روي پرده
نقاشي قهوه خانه اي، سبك خاصي از نقاشي ايراني است كه در دورة قاجاريه پديد آمد. كار نقاشان قهوه خانه اي و پرده هاي نقاشي قهوه خانه اي، روايت يك داستان در يك پرده است، براي كمك به نقالي آن داستان. يك پرده يا كاشيكاري قهوه خانه اي، از تعدادي صحنه هاي پراكنده كه در كنار هم يك داستان را روايت مي كنند، تشكيل شده و سبك نقاشي آن، تحت تأثير سبك كلاسيك عهد قاجار است. معروف ترين نقاشان اين سبك، حسين قوللر آغاسي، فتح الله قوللر آغاسي، عليرضا قوللر آغاسي، محمد مدبر، حسين همداني و محمد فراهاني هستند
جايي براي زندگي
در قهوه خانه جز نوشيدن چاي و كشيدن قليان و احيانا خوردن ديزي، خيلي كارهاي ديگر هم مي شود كرد. مي تواني روي تخت هاي قهوه خانه استراحت كني، ناراحتي ات را با سرخوشي اهالي قهوه خانه نصف كني، قرارهايت را در آن جا بگذاري، مشق هايت را آن جا بنويسي و...
احسان رضايي
اگر همه، پاريس را به كافه هايش مي شناسند، روزگاري معروف ترين مكان هاي عمومي تهران هم قهوه خانه هايش بود. نخستين قهوه خانه ها در ايران در دورة صفويان، در زمان شاه عباس و در اواخر قرن دهم در اصفهان پيدا شد. در ابتدا قهوهخانه
ـ همانطور كه از اسمش پيداست ـ جاي قهوه نوشي بود. اما با آمدن چاي به ايران و پذيرش طعم آن ميان مردم، كمكم چاي جاي قهوه را در قهوه خانه گرفت، اما نام قهوه خانه همچنان باقي ماند. در دورة قاجار، قهوه خانه در تهران هم گسترش پيدا كرد. در تهران، قليان هم به قهوه خانه و رسومش اضافه شد. با جا افتادن قهوه خانه در ميان تودة مردم، قهوه خانه توانست به صورت يك واحد صنفي فعال با كاركرد اجتماعي ـ فرهنگي ويژه و مشخص خودنمايي كند. قهوه خانه در جامعة ايران، باعث تحول و دگرگوني بزرگي در شكل گردهمايي هاي مردم و شيوة گذراندن اوقات فراغت و نوع سرگرمي هاي آنان شد. در مجالس شبانة قهوهخانه ها معمولا محافل صميمي، با فضاي فرهنگي و ادبي، شامل آيين هاي سخنوري و مرثيه سرايي و نقالي و شاهنامه خواني و تارنوازي بازي هاي قهوه خانه اي برقرار مي شد. چيزي كه رستوران ها و كافي شاپ هاي امروزي از آن بي بهره اند.