- هفته نامه فرهنگي - اجتماعي -جوانان‎/شماره۳۹ - شنبه ۱۶ مهر ۱۳۸۴ - - Oct 8, 2005
docharkhe
رو كم كني فرنگي
016323.jpg
در حالي كه تيم ملي كشتي آزاد ايران افتضاح كرد و بدترين نتيجه اش طي 23 سال اخير را به دست آورد، عوض اش تيم كشتي فرنگي، رو كم كرد و با يك طلا و يك نقره، دهان همه را بست. مسابقات قهرماني جهان در بوداپست كه همين سه چهار روز پيش تمام شد، تقريبا ثابت كرد كه كار كشتي ايران ساخته است. ما هم كه سال هاست نتوانسته ايم يك طلاي جهاني در كشتي آزاد بگيريم، باز هم مجبور شديم به همان يك برنز مراد محمدي رضايت بدهيم. اما سوريان و اشكاني در كشتي فرنگي كاري كردند كه هيچ كس انتظارش را نداشت. تا حالا هميشه كشتي فرنگي، بچة ناتني و طفيلي تلقي مي شد و حتي وقتي جايزه مي دادند و پول و سكه بين كشتي گيرها تُخس مي كردند، فقط آزادها را مي ديدند و فرنگي ها فراموش مي شدند. اما همين جوجه اردك هاي زشت در بوداپست آبروداري كردند و كاري كردند كه حاج آقا طالقاني بتواند يك بار ديگر از همه تشكر كند و از كشتي هاي قشنگي كه فرنگي ها گرفته بودند، تقدير كند. طلا و نقره اي كه به قول حاجي طالقاني، حاصل برنامة 2 سالة فدراسيون است و البته معلوم است كه شكست كشتي آزاد، ربطي به برنامه هاي فدراسيون ندارد.
طفلك مهندس علي آبادي، رئيس ورزش كه از راه نرسيده احضار شد به مجلس تا در مورد شكست هاي كشتي توضيح بدهد. چه مي داند بيچاره!

نسخه آلماني قيصر اكران شد
016332.jpg
بعد از حدود سي و پنج سال، يك بار ديگر قيصر در تهران روي صحنه رفت. اما اين بار نه از خون و خونريزي خبري بود و نه از برادران آب منگل نامرد. خواهر قيصر هم مشكل درسي نداشت. از خان دايي هم هيچ خبري نبود.
در ورژن جديد، قيصر كت و شلوار پوشيده بود و كراوات زده بود. به جاي آبادان هم از آلمان مي آمد. به جاي اين كه واسة فاطي همان لباسي را كه دلش مي خواست بياورد، يك عروسك شير واسة رئيس فدراسيون فوتبال آورده بود كه خيلي بامزه بود. برانكو و علي دايي هم باهاش كلي حال كردند و كلي عكس انداختند. قيصرِ اين دفعه برخلاف آن قيصر اولي، يك روز بيشتر در تهران نماند. پاشنة كفش اش را ور نكشيد و توي حمام، كسي را ناكار نكرد. اين قيصر جديد، كلي آدم باكلاسي بود و آلماني حرف مي زد و براي جام جهاني ما را دعوت كرد كه برويم آلمان. بعدش هم وعده داد كه آن جا هشت درصد از ظرفيت هر ورزشگاهي را كه ما بازي داشته باشيم، به خودمان اختصاص مي دهند. قيصر اين دفعه نامزد نداشت و ننه مشهدي را هم بر نداشت ببرد خراسان.
قيصر هزارة سوم از مرام و معرفت چيزي سرش نمي شد و نمي دانست كه اگه نزني، مي زننت!
عكس قيصر در روزهاي گذشته روي جلد خيلي از روزنامه هاي ورزشي و غيرورزشي نشست. يك قيصر پير و پاتال با كلة كم مو كه آمده بود صعود ايران به جام جهاني را تبريك بگويد. در آن مراسم پرشكوه، هيچ كس داد نزد كه: قيصر كجايي كه دااشتو كشتن . اصلا حال نداد!

رويداد هفته
016305.jpg

خداحافظ، اي تيم ملي
مبعلي نگو، جاني دپ بگو!

طفلك ايمان، قيد تيم ملي را زده است. او در ليست برانكو براي بازي با كره جنوبي هم جايي نداشت. باز لااقل قبل از اين دعوت مي شد و 20 ـ 10 دقيقه اي بازي مي كرد. بعضي وقت ها هم دعوت مي شد و مي رفت روي نيمكت يا روي سكو مي نشست. اما اين دفعه، برانكو آب پاكي را ريخت روي كله اش: بهترين بازيكن فصل قبل ليگ ايران، هيچ  جايي در بين 22 دعوت شدة برانكو نداشت. او حالا با خيال راحت مي تواند به بازي هاي فولاد فكر كند و مچ پاي دردناكش را يخ درماني كند. اما آخر، دليلش چه بود؟ دعوا در بازي فولاد ـ صبا و اخراج از بازي؟ تكل خشن روي پاي دايي؟ يا بازي هاي ضعيف؟
در حالي كه محمد نصرتي پس از چند تا سوتي منجر به مرگ (!) باز هم به تيم ملي دعوت شد تا ثابت شود كه سرمربيان تيم ملي ايران، جوگير نيستند و به خاطر يك يا دو بازي، قيد بازيكنان مورد اعتمادشان را نمي زنند. فكر مي كنيد اين كه مبعلي از تيم ملي خط مي خورد، چه دليلي دارد؟ حالا شايد كاظميان به خاطر شلوار ناجورش خط خورده. شلواري كه در مالزي توي اردوي تيم ملي پوشيده بود و دادكان به او اعتراض كرد. اما مبعلي كه شلوار هم نپوشيده، يعني شلوار ناجور نپوشيده. پس براي چي؟
حرف هاي او را بخوانيد وقتي كه اسمش در ليست به چشم نمي  خورد: نظري ندارم./ شايد به خاطر مصدوميت ات بوده‎/ فكر نكنم، ربطي ندارد‎/ يعني برانكو بازي هايت را نمي بيند؟‎/ چرا، ولي چيزي نشده!/ دوباره برمي گردي؟‎/ چيزي نشده كه بخواهم برگردم، وضعيت، مثل سابق است‎/ يعني برايت فرقي نمي كند كه دعوت شوي يا نه؟‎/ نه!
آدم دِپ مي زند!
016308.jpg

حسين طلا مي روبد
نابود كردن مشكلات در دوضرب

خدا ساية رضازاده را از سر ورزش ايران كم نكند. او در شرايطي كه مهندس علي آبادي، تازه رئيس شده و چپ و راست با فاجعه روبه رو مي شود برايمان سه تا طلا گرفت عين شربت، تا يك خرده دل همه خنك شود. يعني در حالي كه كشتي در بوداپست خراب كرده بود و فدراسيون فوتبال۱۰، تا پروندة بدبختي دارد و از در و ديوار دارد برايمان مي بارد، حضور رضازاده روي سن، در باشگاه الوصل امارات در مسابقات قهرماني آسيا، معني اش سه تا طلا بود كه عين هلو رفت توي گلو.
رضازاده كه در ميان تشويق ايراني هاي حاضر در سالن، در مسابقه  حاضر شد، هيچ زوري نزد و مثل هميشه پس از بلند كردن آن وزنه هاي وحشتناك، چند بار كله اش را با لبخند تكان داد و البته به ركورد خودش حمله نكرد تا نشان دهد همه چيز برايش مثل بازي است.
او چند روز ديگر هم بايد در قطر در مسابقات قهرماني جهان شركت كند، اما آن جا هم بعيد است ركوردها را بشكند. اگرچه خودش گفته مي خواهم در قطر ركورد بزنم. تپل مپل ورزش ايران و قوي ترين مرد جهان، جوري از ركوردشكني حرف مي زند كه آدم، قند توي دلش آب مي شود.
خدا او را از ورزش ايران نگيرد. هر وقت از زندگي و دنيا نا اميد مي شويم، بايد به حسين فكر كنيم. هر وقت اوضاع خراب است، بايد او را بفرستيم روي سن تا در يك ضرب يا حداكثر دوضرب، زندگي را دوباره شيرين كند.
016344.jpg

خطيب باز هم استعفا داد
رفتن يا نرفتن

استعفا دادن در مملكت ما يك جور تريپ است. گفتن اين كه من استعفا داده ام، ولي قبول نمي كنند يا اين كه 10 سال است استعفايم را گذاشته ام روي ميز رئيس يا اين كه تا حالا 16 بار استعفا داده ام... نشان دهندة كلاس بالاي مديري است كه اين حرف ها را مي زند. (به مهران مديري ربطي ندارد.) در اين زمينه بايد گفت حجت الله خطيب، رئيس تربيت بدني كل استان تهران و مديرعامل پرسپوليس، يكي از ركورددارهاست. او كه از زمان حضورش در سمت مديرعاملي باشگاه قرمزها تا حالا، بيشتر از 600 بار استعفا داده، مي تواند درخواست كند كه نامش را در كتاب گينس بنويسند. حُسنِ خوب آقاي خطيب، اين است كه با وجود اصراري كه براي نماندن دارد، همچنان بر صندلي خود نشسته است، چون كوه استوار!
خطيب در هفتة گذشته هم يك بار ديگر استعفا داد تا ركورد خود را به گل هاي علي دايي نزديك كند. رفتن مايلي كهن سر تمرين پرسپوليس، آمدن علي آبادي و صحبت هايي كه در مورد تعويض مديرعامل مطرح مي شود و فعاليت هاي تشديد شدة آقاي شجاعي برهان در هيأت مديرة پرسپوليس، همه زمينه ساز آخرين استعفاي حجت  الله خطيب بود. استعفايي كه اين بار احتمالا براي خطيب، گران تمام شود.
علي آبادي رئيس  سازمان تربيت بدني، برخلاف مهرعليزاده با اولين استعفاي خطيب در دورة خودش موافقت كرد.
016365.jpg

مربيان و ادعاهاي عجيب و غريب
تو خوبي، ما خنگيم!

آدم به عقل خودش شك مي كند. به شعور خودش شك مي كند. به چشم هاي خودش هم شك مي كند. شما نگاه كنيد كه صباباتري، دو بازي پشت سر هم را باخته بود، دومي اش هم جلوي تيم دست و پا بستة راه آهن بود. آن وقت، مديران صبا براي اين كه اعتراف نكنند كه با كنار گذاشتن مجيد جلالي ضايع كرده اند، جوري از تيمشان حرف مي زند انگار بارسلونا است! مدير باشگاه، مي گفت اين زيباترين بازي هايي است كه صبا در طول دوران تشكيل اش ارائه داده است.
اين حرف ها ، مثل حرف هاي ناصر حجازي است كه وقتي استقلال اهواز در آبادان جلوي استقلال تهران دو گل خورد و باخت، گفت تيم قلعه نويي ضدفوتبال بازي مي  كند! فكرش را بكنيد كه استقلال تهران دو تا گل زده، چند بار به تير زده، چند تا تك به  تك را خراب كرده؛ آن وقت ناصرخان يك چيز ديگري مي گويد.
استاد اين جور حرف ها هم البته برانكو ايوانكوويچ است. استاد در آخرين اظهارنظرهايش گفته تيم ايران، هجومي، زيبا، جذاب و مردم پسند بازي مي كند! برانكو مي  گويد انگليس و فرانسه بازي هايشان كسالت آور است، ولي عوض اش ايران با فوتبالي كه ارائه مي كند، همه را هيجان زده مي كند.
جل الخالق. ميلان كوندرا يك بار نوشته بود اگر كسي ادعا كرد ماهي است، با او كل كل نكنيد، چون وقت خودتان را تلف كرده ايد. ما هم بايد به اين عزيزان بگوييم، بله، بله، شما خوبيد ما هم همه (...)يم. (...) هم يك جاندار بسيار مفيد و عزيز است كه ما از شير و گوشتش استفاده مي كنيم. گوسفند هم نيست. شتر هم نيست!
016314.jpg

از عالم داوري به پرده سينما
خسروي آرتيست مي شود

داور سرشناس كشورمان اعلام كرده است با توجه به اين كه قرار نيست ديگر سوت بزند و از داوري كنار گذاشته شده، تصميم دارد به سينما برود. البته منظور علي خسروي، اين نيست كه مي خواهد تخمه بخرد و به تماشاي نوك برج برود. منظورش اين است كه مي خواهد هنرپيشه شود و فيلم بازي كند.
پس از حضور علي پروين در فيلم فوتباليست ها كه يك اتفاق بزرگ در عالم سينما بود و همة ركوردهاي فروش را شكست و حق سلطان را خوردند و جايزة اسكار را به ايشان ندادند، و پس از حضور فرزاد مجيدي و علي انصاريان در سريال زير آسمان شهر كه نشان داد اين دو بازيكن خوب كشورمان از نظر استعداد چيزي از مارلون براندو كم ندارند، ما حضور علي خسروي در سينما را به فال نيك مي گيريم و به جامعه هنري كشورمان، بابت اين رويداد فرخنده تبريك مي گوييم.
ما اطمينان داريم آقاي خسروي كه در مورد سوابق داوري شان حرف هاي الكي بسياري نقل مي شود و كميتة داوران به دلايل كاملا نامعلوم (!) ايشان را از داوري محروم كرده اند، مي توانند به يكي از هنرمندان شاخص سينما تبديل شوند. علي خسروي، براي بازي هاي زنده، آن قدر جلوي دوربين بوده و در دادن كارت زرد و قرمز، چنان افه هايي آمده كه برايش... فيلم بازي كردن، هيچ  كاري ندارد. ما به همه قول مي دهيم.
016362.jpg

كاپيتان از روي جلد تكان نمي خورد
دايي خبرساز

اصلا خبرسازتر از اين از مادر زاده نشده. نه، ماجرا ربطي به دوربين خبرساز شبكه خبر ندارد. ماجرا برمي گردد به كاپيتاني كه اين بار حتي در ليست تيم ملي هم نيست. كاپيتان در چند روز گذشته در حد يك خبرگزاري براي روزنامه ها خوراك توليد كرده. از شايعة حضور او در يك كنسرت گرفته تا دعوت نشدن به اردوي تيم ملي براي مسابقه با كره جنوبي. البته اين تازه اول كار بود. پس از اين كه كاپيتان در بين 21 بازيكن انتخابي برانكو به بهانة  مصدوميت غايب بود، در صباباتري شكفت. در بازي راه آهن وقتي تيمش عقب بود، به زمين آمد و حتي يك گل زد كه داور با خسّت تمام، آن را قبول نكرد. بعد هم در مسابقه با سپاهان توانست دو گل بزند تا بالاخره در مسابقات ليگ، پايش به گل باز شود. اين اخبار را در كنار قضية خط خوردن مبعلي از تيم ملي بابت تكل رفتن روي پاي دايي، و دعوت نشدن وحيد طالب لو براي گرفتن علي دايي بگذاريد تا بفهميد حضور او در فوتبال، چقدر حياتي است. فرض كنيد دايي همين امروز از فوتبال خداحافظي كند. آن وقت، شما با چه اخباري بايد روزتان را شب كنيد؟
016350.jpg

آبي ها به تيم ملي دعوت نمي شوند؟
SS نفرين شده

استقلالي ها شاكي اند و حالا فكر مي كنند حتما يك كاسه اي زير نيم كاسه هست. يعني اگر تا حالا عنايتي به تيم ملي دعوت نمي شد، با كلي من بميرم و تو بميري، مي شد توضيح داد كه برانكو از سبك بازي او خوشش نمي آيد. يا چون در تيمش 10 تا گلزن بزرگ دارد، احتياجي به او نمي بيند؛ يا توجيهات ديگر. ولي رحمتي و طالب لو دو دروازه بان استقلال كه تا همين چند هفته پيش، هر دو در اردو بودند، هيچ كدام در فهرست جديد نيستند. اين از آن اتفاقاتي است كه باعث آتش گرفتگي در بعضي از نقاط حساس باشگاه شده است. آن هم در حالي كه محمد محمدي از پرسپوليس دعوت شده و واعظي كه يكي دوسال بود دعوت نمي شد هم اسمش توي ليست است. اين جاست كه استقلالي ها مي گويند فدراسيون، آن ها را عاق كرده. نه كه رئيس فدراسيون هم اصل و نسبش به پرسپوليس برمي گردد، پس طبيعي است كه آبي ها را نقره داغ كند.
بابازاده مربي دروازه بان هاي استقلال مي گويد از تيم  ملي به آن ها توصيه شده كه طالب لو و رحمتي را چرخشي توي دروازه بگذارند تا شانس شان را براي ملي پوش شدن از دست ندهند. اما باز هم... اين جوري شده.
حالا خون جلوي چشمان قلعه نويي و بقيه را گرفته و مانده اند كه با اين دو تا دروازه بانِ مثلا ملي پوش چه كار كنند. چرخشي كنند، گردشي كنند، چه كار كنند.
016359.jpg

پس از باخت به فولاد ده نفره
در انتظار شوي بعدي!

۵ امتياز از 5 بازي. پرسپوليس با اين آمار، تيم چهاردهم مسابقات ليگ برتر شد. آخرين دسته گلي كه پروين با كمك ناصر ابراهيمي به آب داد، باخت به فولاد بود.
فولادي كه نصف بازي را ده نفره بود و حتي در اين مدت توانست يك گل به پرسپوليس بزند. غير از اين، فولاد دو گل ديگر هم به پرسپوليس زده بود كه داور، اشتباهي قبول نكرد. پنالتي اي كه براي فولاد نگرفتند را هم نبايد فراموش كرد. به هر حال، فولاد، روزي كه ايمان مبعلي به پرسپوليس آوانس داده بود، بازي را برد تا اين بار حتي كارگران  برو  ها هم قاتي كنند. اين تهديد كه در اولين تمرين پرسپوليس، خون به پا مي كنيم، تكراري است. ولي ثابت مي كند ديگر صبر همه تمام شده. البته از آن جايي كه موجودي خوش شانس تر از پروين در فوتبال ايران نداريم، ليگ براي دو هفته تعطيل شده و سلطان در اين مدت مي تواند با يك نمايش ديگر، سر همه را گرم كند. او با شوي گمالوويچ توانست همه را سر كار بگذارد تا پرسپوليس، اولين بردش جلوي قندي را به دست بياورد. حالا همه منتظرند پاي چند مربي ديگر به كارگران باز شود. البته آن ها فقط مي آيند و مي روند. بالاخره رفت و آمد آن ها مي تواند توهم بركناري ابراهيمي را تشديد كند. اين خيال پردازي، دو هفته وقت را به نفع پروين كنار مي گذارد. البته خيالتان راحت. ابراهيمي مثل كوه، سرجايش است. پروين هنوز مي گويد مشكل اصلي پرسپوليس، اسكناس است.

com.ستاره.www
با راه اندازي سايت علي پروين به نظرمي رسد ماجراي حضورقهرمانان ورزش در شبكه جدي ترازهميشه شده است
016485.jpg
مدير برنامه هايش كه قبلا درمصاحبه با خبرنگاران، جاي علي كريمي حرف مي زد، حالا به جاي او سايت اختصاصي راه انداخته
مهدي اميرپور
كوتاه اما ديوانه كننده! يك خبر كوتاه بود: علي پروين، سرمربي پرسپوليس، سايت اينترنتي راه مي اندازد. اول، كسي ماجرا را جدي نگرفت. چند روز گذشت تا سايت بالا بيايد. اولين تجربة سرزدن به سايت پروين، احتمالا مي تواند جزو خاطرات هيجان انگيز هر كسي باشد. ماجرايي كه ثابت مي كند اينترنت تا كجا به جامعة ايراني نفوذ كرده. وقتي علي پروين براي خودش سايت شخصي بزند، بايد كم كم آماده شويم كه قهوه خانه، كافي نت شود و طباخي ها گيم نت! به هرحال، چند سايت شخصي برتر فوتباليست هاي ايراني، در كنار شاهكاري كه سلطان روي اينترنت فرستاده، براي يك گزارش، به اندازة كافي سوژه به آدم  مي دهد.
016500.jpg
ابوالفضل كريمي!
www.Alikarimi8.com
پيش از اين كه بخواهيد سايت را ببينيد، بايد بدانيد اين شمارة هشت از كجا آمده. كسي كه متولد هشتم آبان است و پيراهن شماره هشت مي پوشد و در شماره تلفن همراه و پلاك اتومبيل اش، هشت ها از سر و كول هم بالا مي روند، عجيب نيست در آدرس سايت شخصي اش هم پس از نامش عدد هشت را بگذارد. البته اين سايت، چندان هم شخصي نيست. تمام كساني كه كريمي را مي شناسند، مي دانند اصلا اهل معاشرت نيست. حتي جواب سلام كسي را هم نمي دهد و براي مخاطب كه مي تواند يك تماشاگر باشد يا يك منتقد، در حد يك اسكناس 50 توماني، ارزش قائل نيست. با وجود اين، چنين شخصيتي يك سايت شخصي دارد، براي اين كه به طرفدارانش جواب بدهد. اين براي شما عجيب نيست؟ البته اين موضوع براي كساني كه با نام ابوالفضل جلالي آشنا هستند، چندان شگفت انگيز نيست. مدير برنامه هاي او كه پيش از اين در گفت وگو با خبرنگاران، جاي علي كريمي حرف مي زد، حالا به جاي او سايت اختصاصي راه انداخته. سايتي كه دست كم، او را سرگرم نگه مي دارد. هر خبري كه در اين سايت كار مي شود، يك سرش به ابوالفضل جلالي مي رسد. يا او نقش سخنگوي كريمي را بازي كرده و به جاي او از فلان مسابقه حرف زده؛ يا خبر، مستقيما نقل قولي از جلالي است. به هرحال، غير از اين نكته كه سايت، سايت شخصي كريمي نيست، ايراد ديگري نمي توان به آن گرفت.
اخبار آن، دست كم هر 48 ساعت يك بار، به روز مي شود. گالري هم عكس هاي زيبايي دارد كه البته از وقتي كريمي به آلمان رفته، عكسي به آن اضافه نشده. جالب، اين جاست كه تا بيست روز پيش، سايت تنها به زبان فارسي بالا مي آمد. اين ضعف با بالا رفتن سر و صداي كاربران غيرفارسي حل شد. حالا سايت را انگليسي هم مي توانيد ببينيد. البته هنوز فكري به حال تماشاگران بايرن مونيخ نشده. نسخة آلماني سايت از نان شب هم واجب تر است.
تاكتيك روي اينترنت
www.majidjalali.com
شش ماه پيش، اولين مربي ايراني، سايت شخصي اش را راه انداخت. سايت مجيد جلالي در اين مدت، بيش از هفتاد هزار بازديدكننده داشته كه اين آمار جالبي است. هر چند كه اگر به آدرس آن سر زده باشيد، مي فهميد جلالي به جاي يك سايت اختصاصي، يك پاتوق اينترنتي براي معرفي كردن تاكتيك هاي مختلف راه انداخته. غير از بيوگرافي جلالي و سه عكس كوچكي كه در اين سايت وجود دارد، باقي حجم آن به مقاله هايي دربارة سيستم ها و تاكتيك هاي فوتبال اختصاص داده شده. بررسي فني مسابقات فوتبال هم هدف ديگر جلالي از تأسيس اين سايت است كه مسلما به آن رسيده.
بيشتر آمار بازديدكنندگان اين سايت، جواناني هستند كه آرزو دارند يك روز، مجيد جلالي بشوند. مربيان جواني كه هر كدامشان اگر به موقعيت جلالي برسند، احتمالا يك سايت شخصي براي جا انداختن سيستم هاي فوتبال بين مردم راه مي اندازند.
016506.jpg
بوندس ليگاي شخصي
www.hashemian.net
اما سايت وحيد هاشميان، سه نسخه دارد. به سه زبان فارسي، انگليسي و آلماني به روز مي شود و جالب اين جاست كه امكان دارد اخباري كه در نسخة آلماني وجود دارد، در نسخة فارسي نباشد! به هر حال، سايت هاشميان هم چندان شخصي نيست. بيشترين حجم اخباري كه در آن جا به روز مي شود، اخبار مسابقات بوندس ليگاست. اين كه مربي شالكه پس از بازي با اشتوتگارت چه گفته و اين كه قيمت بليت ها بالاتر رفته يا پايين تر. هرچه بگرديد، خبري نيست كه به شما بفهماند هاشميان الان چه وضعيتي دارد. تنها بخشي كه مي توانيد در آن از وحيد خبر بگيريد، گزارش مسابقات هانوفر است كه با محوريت هاشميان نوشته مي شود. البته نويسندة سايت، همين كار را براي باقي لژيونرهاي ايراني هم انجام مي دهد تا كسي نفهمد وحيد در سايت شخصي اش چه مزيتي نسبت به بقيه دارد. در بخشي گالري اين سايت، هنوز عكسي از وحيد با پيراهن هانوفر نيست و اين ضعف بزرگي به حساب مي آيد. بخش دفتر خاطرات آن هم با دست نوشته هاي بازديدكنندگان به سه زبان دنيا، يكي از جالب ترين بخش هاي سايت است. هر چند كه همه مي نالند از اين كه وحيد به هيچ كدامشان جواب نمي دهد. تا حالا بيش از چهار هزار نفر در دفتر خاطرات سايت وحيد، يادداشت گذاشته اند.
016512.jpg
كشف گنج
www.ferydoon-zandi.de
سايت اينترنتي فريدون زندي پيش از آن كه او براي تيم  ملي ايران بازي كند، راه افتاد. شايد براي همين باشد كه سايت فقط به زبان آلماني بالا مي آيد. گالري سايت، عكس هاي زيبايي دارد كه كشف آن براي هر روزنامة ورزشي، پيش از آمدن فريدون به ايران، حكم كشف گنج را داشت. دفتر خاطرات هم از بخش هاي هيجان انگيز سايت شخصي زندي است. جايي كه خيلي ها براي او پيام هاي عاشقانه نوشته اند، بدون آن كه بدانند زندي، فارسي را به سختي حرف مي زند، چه برسد به اين كه بتواند بخواند. در اين سايت، هيچ خبري در مورد اين كه زندي الان چه كار مي كند و چه بلايي در يك ماه اخير به سرش آمده، وجود ندارد.
016491.jpg
سلطان دات كام
www.Aliparvin.ir
اما آخرين سايت شخصي كه در ايران راه افتاد، سايت علي پروين است. سايتي كه حتي خبر راه اندازي آن هم شگفت انگيز بود، چه رسد به اين كه كسي به آن سر بزند. اين سايت كه هنوز جا نيفتاده، با خبر، گالري عكس، تاريخچه و لينكستان در انتظار كاربران است. كافي است روي هر قسمت كليك كنيد تا بفهميد در هر بخش، چه شاهكاري انتظار شما را مي كشد.
اولين خبري كه روي سايت آمده، برمي گردد به تفسير بازي پرسپوليس ـ صنعت نفت آبادان. البته وقتي روي لينك كليك مي كني، مي فهمي تفسير بازي با شهيد قندي در آن است. به هرحال مي توانيد تفسير مسابقه را به قلم مسعود اكبرزاده يكي از تماشاگران قديمي پرسپوليس بخوانيد: مهم اين است كه يك تيم (هر تيمي كه مي خواهد باشد) به چه علت نمي تواند پيروز شود. ضعف بازيكنان، مشكلات مالي و... اما آن چه اهميت دارد، اين است كه نوار ناكامي هاي تيم پرسپوليس به پايان رسيده است. و اين تمام تفسير بود.
در گوشة صفحة اصلي سايت، چهار لينك وجود دارد كه يكي از آن ها سايت رسمي مسابقات بوندس ليگاست.
ظاهرا پروين علاقه زيادي به مسابقات بوندس ليگا دارد. در پايان، جمله اي به نقل از خود سايت: اين سايت، دوازده نيمه شب جمعه 9 مهر، استارت آزمايشي خورد!

بررسي دلايل شكست تيم ملي كشتي آزاد ايران در مسابقه هاي قهرماني جهان
آيا به آخر خط رسيده ايم؟
شكست كشتي ايران برخلاف آن چه برخي ادعا مي كنند، هرگز نتيجة جوان گرايي و تن دادن به برخي تغييرات ضروري نبوده است
016524.jpg
هيوا يوسفي
دستاورد تيم  ملي كشتي آزاد ايران در مسابقه هاي قهرماني جهان، هرگز آن چيزي نبود كه مديران فدراسيون و مربيان تيم ملي وعده اش را دادند. اما اگر از يك كارشناس كشتي بپرسيد كه چگونه تيم ايران شكست خورد، پاسخ خواهد داد اين همان شكستي بوده كه قبلا پيش بيني شده بود. پس از المپيك آتن و حتي قبل تر از آن، وقتي كه مديريت فدراسيون، هيچ برنامه اي براي آينده نداشت.
شكست كشتي ايران برخلاف آن چه برخي ادعا مي كنند، هرگز نتيجة جوان گرايي و تن دادن به برخي تغييرات ضروري نبوده است. كشتي گيراني كه به نمايندگي از جامعة كشتي ايران در مسابقه هاي جهاني روي تشك رفتند، جوانان كشتي ايران نبودند. آن ها يا معروف ترين و به ظاهر، آماده ترين كشتي گير وزنشان بودند و يا نفرات دومي بودند كه بي توجه به سن و سالشان به جاي ستاره هاي مصدوم، به تيم ملي دعوت شده بودند.
اميرعباس گنجي كه در 96 كيلوگرم به جاي حيدري انتخاب شد، تنها كسي بود كه مستقيم از تيم ملي جوانان مي آمد. البته هنوز از ياد نبرده ايم كه در آخرين روزهاي پيش از سفر تيم ملي، چگونه حيدري را كه مصدوم بود و يك سال هم كشتي نگرفته بود، به اردوي تيم ملي دعوت كردند تا مبادا مجبور شوند گنجي را انتخاب كنند. به راستي اگر حيدري در آخرين تمرينات تيم ملي مصدوم نمي شد و انصراف نمي داد، آيا گنجي شانسي براي انتخاب شدن داشت؟
در ديگر وزن ها هم وضعيت كلي، متفاوت از وضعيت 96 كيلو نبود. در،۱۲۰ وقتي همه مطمئن شدند كه عليرضا رضايي، نفر اول اين وزن، مصدوميت اش جدي است، چاره اي نماند جز ميدان دادن به فردين معصومي كه در تمام اين سال ها با فاصله اي قابل توجه، پشت سر رضايي بوده است. نماينده هاي 84 و 74 كيلو هم كه وضعيت شان روشن بود. اولي فريدون قنبري، كشتي گير مورد علاقة محمدرضا طالقاني بود و دومي هم مهدي حاجي زاده كه دست بر قضا، سال هاست مثل تك ستارة ورزش كشتي با او رفتار مي كنند، در حالي كه از جهاني 2002 به اين طرف هيچ گاه موفقيت درخور توجهي نداشته است. اگر قرار بود جوان گرايي شود، آيا بهتر نبود به جاي او كه فرصت سوزي اش از حد گذشته بود، كشتي گير ديگري انتخاب مي شد؟ يا به جاي فريدون قنبري و حتي مجيد خدايي كه انگار توانايي شان از حد مشخصي بالاتر نمي رود، به سعيد ابراهيمي فرصت مي دادند كه البته در مسابقه هاي جام  تختي، قنبري و در انتخابي تيم ملي، خدايي را هم برده بود؟ به هرحال، نتيجه اي كه كشتي آزاد ايران در مسابقه هاي قهرماني جهاني در بوداپست گرفت، نتيجة انكارناپذير مديريت اين رشتة ورزشي بود. اين، نتيجة روزمرگي و نداشتن چشم اندازي چندساله براي رشته اي بود كه آرام آرام، جايگاه بي نظيرش در ورزش ايران را از دست مي دهد. نتيجة برخورد نادرست با بزرگان و مربيان و در نهايت، راندن همة آن ها از كنار تشك هاي كشتي. نتيجة تصميمات فردي عجولانه و احساسي كه با روح كار جمعي در تضاد است.
اين حقيقتي است كه كشتي آزاد ايران، جايگاه گذشته اش در جهــان را از دست داده است. كانون هاي استعداديابي. يا وجود ندارند و يا به بدترين شكل اداره مي شوند. در نتيجه، امروز ما براي پيدا كردن جايگزين قهرمانان تمام شده، اين گونه مستأصل هستيم. ساختار مسابقه هاي باشگاهي ما نادرست است و اندك باشگاه هايي هم كه با توجه به همة نارسايي هاي ليگ  كشتي، سرمايه گذاري شان را در اين رشته ادامه مي دهند، غير از بي مهري و بي توجهي، چيزي نمي بينند. آن ها يك به يك از بي برنامگي در مديريت اين ورزش به تنگ مي آيند و پس از مدتي، كنار مي كشند.
حقيقت كشتي ما، همين است. اين جمله، آخرين دستاويز مدافعان وضعيت فعلي كشتي آزاد ايران است.آن هايي كه حاضر نيستند ضعف هاي مديريت سنتي كشتي و بيگانگي مديران اين رشته با برنامه ريزي اصولي و هدفمند را بپذيرند، ذهن ها را به بيراهه مي كشانند.

فهرست
نامه به سردبير
فهرست
سينما تلويزيون
ما يك شبكة منظم هستيم
رويداد هفته
توفان سينمايي!
تلويزيون
فرشته اي درمي زند
Javan-cinemaTV@ Hamshahri.org
ورزشي
رو كم كني فرنگي
نسخه آلماني قيصر اكران شد
رويداد هفته
com.ستاره.www
آيا به آخر خط رسيده ايم؟
اجتماعي
چيزي مفيدترازصبروضرربار تر از بي صبري نديدم
زندگي
افطار با دود اگزوز
هاوايي خبرساز شد
رويداد هفته
سينما
اسپاگتي وارفت!
ضيافت عشق قيصرها
توي ده جلسه كارگرداني را مي شود ياد داد
دانش
گنج رابينسون كروزوئه پيدا شد
درمان ضايعات نخاعي با سلول هاي بنيادي
جعبه سياه ماشين
برنامه هاي ناسا براي فضانوردان
روزها
نقاشي از Dimitri Smirnov نقاش روس، 1915
ماجراي پايان ناپذير حافظ
رويدادها
جهان كوچك
آلمان، در انتظار معجزه
۴محافظه كار، 4ليبرال به نفع داور
بازگشت كابوس 2002
دهقان هاي آناتولي اروپايي  مي شوند؟
هنر روز
ري، قصه قديم
|  فهرست  |  سينما تلويزيون  |  تلويزيون  |  ورزشي  |  اجتماعي  |  زندگي  |  دانش  |  سينما  |
|  روزها  |  جهان كوچك  |  هنر روز  |  شناسنامه  |  ادبيات  |  مهمان هفته  |  راهنما  |  سبك زندگي  |
|  گفت و گو  |  گزارش  |  موفقيت  |   نيم رخ ، تمام رخ  |  يادداشت  |  گالري  |
|   صفحه اول   |   آرشيو   |   چاپ صفحه   |