تعطيلات
فيتيله، دانشگاه تعطيله
مدت هاست كه عده اي گير داده اند به تعطيلات رسمي و مدام داد و بيداد مي كنند كه بايد كم شود. يكي نيست بگويد به جاي اين كه اين همه تعطيلات رسمي را توي بوق و كرنا كنيد، براي تعطيلات غيررسمي فكري بكنيد كه تعدادش چند برابر رسمي هــاست. نـمونه اش همـين تـعـطيلات غيررسمي دانشگاه هاست.
يك محاسبة ساده ثابت مي كند دانشگاه هاي كشور از مجموع 290 روز كه مطابق تقويم آموزشي دانشگاه ها جزو سال تحصيلي محسوب مي شود، تقريبا 130 روز تعطيل هستند:
ـ اگر چه فلسفة تعطيلي پنج شنبه ها در اكثر دانشگاه ها هنوز مشخص نيست، اما همين اتفاق، حدود 34 روز تعطيلي را در هر سال تحصيلي به دانشگاه هيان تحميل مي كند.
ـ دانشگاه ها حداقل يك هفته قبل از عيد نوروز و 15 روز بعد از تحويل سال نو، فعاليتي ندارند.
ـ تعطيلات قبل از امتحان آخر ترم در بعضي دانشگاه ها نزديك دو هفته است.
ـ معمولا زمان انتخاب واحد دانشجويان با تاريخ شروع كلاس ها يك هفته فاصله دارد و چون در اين زمان هيچ امكانات رفاهي وجود ندارد، دانشجوهاي غيربومي تا شروع كلاس ها به خانه شان برمي گردند.
ـ تعطــيلات بــين دو ترم تحصيلي، بعضي وقـت ها به يك مــاه هم مي رسد.
تازه به اين آمار اضافه كنيد تعداد روزهايي را كه دانشجو حق دارد غيبت مجاز يا غيرمجاز كند.
موتور سوارها بخوانند
رمضان و تخفيف هفتاد درصدي
اگر شما از آن دسته از برادران موتورسوار خلاف هستيد كه نه كلاه كاسكت روي سرشان مي گذارند و نه موتورشان شماره دارد، خوشحال باشيد. چون يك خبر خوب برايتان داريم. اگر موتورتان را به خاطر همان چيزهايي كه گفتيم، توقيف كرده اند، بدانيد كه همزمان با فرا رسيدن ماه رمضان مي توانيد موتورتان را با 70 درصد تخفيف از گاراژ در بياوريد و دوباره پا به ركاب شويد.
بنابر اعلام سازمان حمل و نقل و ترافيك شهرداري، اين لطف، شامل حال كساني مي شود كه موتورشان توي پاركينگ خليج فارس است. در ضمن، براي تحويل گرفتن موتورتان تا آخر ماه رمضان وقت داريد.
جوان ها بيشتر مبتلا مي شوند
پيتيريازيس رزه با پاييز آمد
تا حالا اسم بيماري پيتيريازيس رزه به گوشتان خورده؟ راستش به گوش ما هم نخورده بود تا همين هفتة پيش كه يك دكتر پوست و مو پيدا شد و هشدار داد كه اين يك بيماري پوستي، فصلي است و حوالي پاييز، سر و كله اش پيدا مي شود و جوان ها هم بيشتر گرفتارش مي شوند. البته برعكس اسمش، همچين بيماري خفني نيست و نهايت كارش، اين است كه پوستتان را كمي قرمز مي كند. در موارد خيلي پيشرفته و خطرناكش هم ممكن است دچار سرماخوردگي شويد و كمي آب از چشم و چالتان بيايد.
حالا كه اين همه گفتيم، بگذاريد خيالتان را راحت كنيم. اين بيماري، نيازي به درمان كردن هم ندارد. خود به خود خوب مي شود. تازه هر نفر، فقط يك بار، اين بيماري را مي گيرد. ضمنا افرادي كه بين 15 تا 40 سال هستند، بيشتر به اين بيماري مبتلا مي شوند.
جالب ترين چيز در مورد پيتيريازيس رزه هم اين است كه هنوز كسي علت اصلي بيماري را نمي داند. ولي دانشمندان به ويروسي به نام اپشتن بار مشكوك هستند.قربانش بروم؛ همه چيزش عجيب غريب است.
در مدرك كارشناسي دانشگاه ها
عنوان شبانه حذف شد
قرار است به زودي، عنوان شبانه از توي مدارك دانشجويان اين دوره حذف شود. نمي دانم يادتان هست يا نه؛ اين دو سه ساله، مسألة ذكر كردن يا نكردن عنوان شبانه در مدارك فارغ التحصيلان اين دوره ها، كلي جنجال به پا كرده بود. از يك طرف، بروبچ روزانه شاكي بودند كه بايد معلوم شود كه اين دانشجوها مال دورة شبانه هستند. از طرف ديگر هم دانشگاه ها مدعي بودند كه حالا كه اين ها از يك استاد و كلاس استفاده مي كنند، نبايد مداركشان را با عنوان شبانه خراب كرد. اما خب به سلامتي ، وزارت علوم، مشكل همه را حل كرده و به دانشگاه ها ابلاغ كرده كه از اين به بعد بايد عنوان شبانه از مدارك دورة كارشناسي حذف شود.
خبرش را هم معاون آموزشي دانشگاه فردوسي مشهد لو داده است.
دكتر ارقامي اضافه كرده كه معلوم نيست اين بخشنامه مال دانشجويان جديد الورود است يا بچه هاي سال بالايي. البته قرار است دانشگاه ها بعدا اين را از وزارت علوم بپرسند.
منتظر سر وصداي بچه هاي روزانه باشيد.
آقاي مددكار ترمز بريد
دانشگاه آزاد، تو خائني!
ما هي گفتيم اين حرف هاي دكتر جاسبي در مورد افزايش شهريه شر مي شود، هي كسي گوش نداد. هي دكتر جاسبي رفت اين ور و آن ور كه اگر پول ندهيد گران مي كنيم، اگر پول ندهيد ال مي كنيم، اگر پول ندهيد بل مي كنيم. تا اين كه بالاخره سر و صداي چند مقام مسؤول هم درآمد. اگر از اين كه اين مقام، خيلي ربطي به دانشگاه آزاد ندارد بگذريم، مي توانيم با خيال راحت، اين حرف ها را بشنويم.
رئيس انجمن مددكاري ايران گفته كه افزايش شهرية دانشگاه آزاد، خيانت بزرگي به جامعه است؛ چون اين دانشگاه، علم را به خاطر پول در آوردن، آموزش مي دهد و هدفش اصلا آموزش علم نيست.
اقليما حسابي ترمز بريده و گفته مسؤولان دانشگاه آزاد بايد پاسخگو باشند كه پول شهريه ها كجا مي رود. آن ها رشد عمراني دانشگاه را بيشترين هزينة دانشگاه آزاد مي دانند، در حالي كه اكثر ساختمان هاي دانشگاه را فرمانداري يا استانداري هاي شهرها به آن ها اهدا كرده اند.
تازه اقليما يك مقايسة جالب هم كرده كه راستش را بخواهيد، بدجوري به دل ما هم چسبيد. رئيس انجمن مددكاري ايران گفته كه هيچ بانكي در كشور، درآمد دانشگاه آزاد را ندارد .
اصول جديد سازمان ملي جوانان
صداقت، قانونمداري و مهرباني
رئيس جديد سازمان ملي جوانان هم اين هفته از آن آدم هاي خبرساز بود.
محمدجواد حاج علي اكبري گفته اصلا قرار نيست حالا كه مسؤوليت سازمان به عهدة يك روحاني است، فقط به جوانان مذهبي در جامعه توجه شود و هركس اين شايعات را راه انداخته بيخود گفته است.حاج علي اكبري براي اين كه حرفش بيشتر به دل جوان ها بچسبد، تأكيد كرده كه همة جوانان ايراني، جزو فرزندان من و صاحبان اين سازمان هستند. او گفته كه محور همة كارهاي ما در سازمان، صداقت و قانونمداري است و به همين خاطر هم همه در سازمان ملي جوانان موظف اند اين اصول را رعايت كنند.
حاج علي اكبري در آخر حرف هايش گفته سازمان ملي جوانان بايد يك سازمان مهربان براي مخاطبانش (احتمالا همان جوان ها) باشد و وقتي مي تواند موفق باشد كه طراوت و شادابي را به عنوان مهم ترين مشخصة فرهنگ بسيجي در سازمان حكم فرما كند.
نمايشگاه بين المللي كتاب در گيلان
لطفا بايگاني!
اگر رسانه هاي گروهي ما به جاي حيرت از زايش خربزه هاي چند ده كيلويي در مزارع گينه بيسائو، بيشتر به فكر مسائل فرهنگي مملكت خودمان بودند، اتفاق هاي بهتري مي افتاد. مثلا اگر يكي پيدا مي شد، گزارشي از نمايشگاه بين المللي كتاب گيلان چاپ مي كرد، حتما چند نفري حساس مي شدند كه بدانند در شهر باران چه اتفاقي افتاده و كدام ناشران، دور هم جمع شده اند.
كورش ضيابري، خبرنگار جوان گيلاني كه اين خبر را براي همشهري جوان ارسال كرده مي گويد: با اين كه در نمايشگاه
ده روزة كتاب گيلان، 400 ناشر داخلي و 30 نمايندة ناشران خارجي شركت داشتند و اين جماعت، جمعا يك ميليارد و يك صد ميليون ريال كتاب به خلق الله فروختند، اما اين رويداد هيچ انعكاسي جز در يكي دو خبرگزاري نيافت.
اين نمايشگاه، بيش از 50 هزار عنوان كتاب را در دانشكدة علوم پاية گيلان به نمايش گذاشت. نكتة جالب توجه، اين كه با وجود حمايت مالي معاونت فرهنگي وزارت ارشاد از اين نمايشگاه، هيچ يك از مديران اين وزارتخانه در افتتاح و پايان آن حضور نيافتند.
پايان روايت رهگذر در قصة ظهر جمعه
طوطي پريد!
طوطيان شكرشكن و راويان شيرين گفتار، حكايت كرده اند كه.... اين جمله، چقدر برايتان آشناست؟ البته، شايد سن شما به زماني كه برنامة راديويي قصة ظهر جمعه در اوج بود و شنوندگان زيادي داشت، قد ندهد. حق هم داريد. اين برنامه، سال هاي زيادي است كه هر جمعه، ساعت 13 و 30 دقيقه، روي آنتن مي رود. محمدرضا سرشار (رضا رهگذر)، 24 سال از عمر قصة ظهر جمعه ، در آن قصه خوانده است.
اين روزها اما، گويندة 53 ساله، قصد كناره گيري دارد. احتمالا اگر مديران صدا، براي گرفتن رضايت او دست به كار نشوند، از جمعة همين هفته، صدايش را از شبكة سراسري دريافت نخواهيد كرد و اين صدا به تاريخ راديو مي پيوندد.
رهگذر كه هفتة گذشته، پايان همكاري اش با قصة ظهر جمعه را اعلام كرد، خبرهاي ديگري هم از خودش به خبرنگار همشهري جوان داده است. از جمله اين كه پس از دو دوره حضور، از عضويت در دور سوم هيأت منصفة مطبوعات هم انصراف داده و به دلايل شخصي و خصوصي، مي خواهد كارها و مسؤوليت هايش را سبك كند.
رهگذر، شايعة قبول مسؤوليت در دولت احمدي نژاد و در پي آن، استعفا از كارهايي مثل قصه گويي ظهر جمعه را قويا رد مي كند و مي گويد: اگر مي خواستم كار جديدي بپذيرم، كاري عزيزتر از قصة ظهر جمعه برايم نبود.
رضا رهگذر، هم اينك سردبير دو نشرية ادبيات داستاني و سروش نوجوان است و با احتساب جمعه گذشته، بيش از 1200 قصه براي راديو خوانده است.
ترجمة معروف ترين اثر احمد دهقان
گرا ي ايران به آمريكا
احمد دهقان كه اين روزها به خاطر آخرين كتابش ـ من قاتل پسرتان هستم ـ مورد انتقاد قرار گرفته، يك خبر خوش دريافت كرده است؛ اين كه يك آمريكايي، مي خواهد سفر به گراي 270 درجه اش را ترجمه كند.
پال استراك من قبل از اين، كليات عبيد زاكاني و اشعار ممنوعه را ترجمه كرده بود و حالا در انتخاب يك كار جنگي، دست روي سفر به گرا ي دهقان گذاشته است. توجيه اين انتخاب چنين است: جناب استراك مي خواسته اثري واگوكنندة رخدادهاي بعد از جنگ و متناسب با مخاطب جهاني ارائه دهد.
پال استراك من، استاد دانشگاه نيوجرسي است و قول داده تا سه چهار ماه ديگر، اين كتاب به پيشخوان كتابفروشي هاي آمريكا برسد. عجب سرعتي دارند اين آمريكايي ها!