- هفته نامه فرهنگي - اجتماعي -جوانان‎/شماره۳۹ - شنبه ۱۶ مهر ۱۳۸۴ - - Oct 8, 2005
docharkhe
افطار با دود اگزوز
016416.jpg
مهر كه مي رسد، ترافيك، مي شود نقل مجالس. علي الخصوص امسال كه ماه رمضان هم خودش را به مهر رسانده، بحث پاركينگ شدن تهران، داغ تر شده است. شايد ديگر نيازي نباشد شهرداري براي ساختن پاركينگ طبقاتي به خودش زحمت بدهد(!) مي دانيم كه شهر تهران، 3 هزار و 104 كيلومتر معبر، 4 هزار تقاطع و 500 ميدان دارد. حالا اگر بخواهيم روي حرف هاي سردار ساجدي نيا، فرمانده پليس راهنمايي و رانندگي تهران كه گفته براي هر خودرو 6 متر مربع فضا بايد وجود داشته باشد هم حساب كنيم، منطقا ديگر هيچ جايي براي حتي يك خودروي اضافه پيدا نمي شود.
از طرف ديگر، با اين كه كارشناسان اعلام كرده اند ظرفيت خيابان هاي تهران، 3 سال است كه تكميل شده، شركت هاي خودرو سازي از رو نمي روند و مرتب خودرو از خودشان در مي كنند(!) آن چنان كه روزي 1600 اتومبيل در تهران پلاك مي شود. احتمالا از اين به بعد ماه رمضان ها افطارمان را بايد با دود اگزوز ماشين ها باز كنيم.

هاوايي خبرساز شد
016392.jpg
به تعويق افتادن دادگاه دانشگاه هاوايي، اين روزها مسؤولان قوه قضائيه را با اعتراضات فراواني روبه رو كرده است. بعضي ها گفته اند چون تعدادي از قضات و مديران قوه قضائيه هم از اين دانشگاه كذايي مدرك گرفته اند، رسيدگي به پروندة دانشگاه هاوايي به تعويق مي افتد. اين شبهه افكني ها باعث شد سعيد مرتضوي، دادستان عمومي و انقلاب در گفت وگو با خبرنگاران، اين قضيه را به شدت تكذيب كند و بگويد: تنها كسي كه تومار دانشگاه  هاوايي را پيچيد و اقدامات آن را متوقف كرد، قوه قضائيه و دادسرا بود، حالا اگر رسيدگي به آن در دادگاه، يك يادو ماه به تعويق افتاده، نبايد آن را بزرگ كرد. قاضي مرتضوي گفته: 1600 دانشجو و فارغ التحصيل از اين دانشگاه وجود داشته، اما يك بيستم يا يك سي ام آن، مربوط به قوه قضائيه نيستند. اين افراد از وزارت علوم، نيروي انتظامي، آموزش و پرورش و كانون وكلا هم بوده اند. به گفتة او، افرادي كه با انگيزة تحصيل علم اغفال شده اند و اين دانشگاه، مبالغي را از آن ها گرفته، مقصر نيستند. مقصر اصلي، افرادي هستند كه با اقدامات فريبكارانة خود، اين كار را كرده اند.

رويداد هفته
016404.jpg

تعطيلات
فيتيله، دانشگاه تعطيله

مدت هاست كه عده اي گير داده اند به تعطيلات رسمي و مدام داد و بيداد مي كنند كه بايد كم شود. يكي نيست بگويد به جاي اين كه اين  همه تعطيلات رسمي را توي بوق و كرنا كنيد، براي تعطيلات غيررسمي فكري بكنيد كه تعدادش چند برابر رسمي هــاست. نـمونه اش همـين تـعـطيلات غيررسمي دانشگاه هاست.
يك محاسبة ساده ثابت مي كند دانشگاه هاي كشور از مجموع 290 روز كه مطابق تقويم آموزشي دانشگاه ها جزو سال تحصيلي محسوب مي شود، تقريبا 130 روز تعطيل هستند:
ـ اگر چه فلسفة تعطيلي پنج شنبه ها در اكثر دانشگاه ها هنوز مشخص نيست، اما همين اتفاق، حدود 34 روز تعطيلي را در هر سال تحصيلي به دانشگاه هيان تحميل مي كند.
ـ دانشگاه ها حداقل يك هفته قبل از عيد نوروز و 15 روز بعد از تحويل سال نو، فعاليتي ندارند.
ـ تعطيلات قبل از امتحان آخر ترم در بعضي دانشگاه ها نزديك دو هفته است.
ـ معمولا زمان انتخاب واحد دانشجويان با تاريخ شروع كلاس ها يك هفته فاصله دارد و چون در اين زمان هيچ امكانات رفاهي وجود ندارد، دانشجوهاي غيربومي تا شروع كلاس ها به خانه شان برمي گردند.
ـ تعطــيلات بــين دو ترم تحصيلي، بعضي وقـت ها به يك مــاه هم مي رسد.
تازه به اين آمار اضافه كنيد تعداد روزهايي را كه دانشجو حق دارد غيبت مجاز يا غيرمجاز كند.
016413.jpg

موتور سوارها بخوانند
رمضان و تخفيف هفتاد درصدي

اگر شما از آن دسته از برادران موتورسوار خلاف هستيد كه نه كلاه كاسكت روي سرشان مي گذارند و نه موتورشان شماره دارد، خوشحال باشيد. چون يك خبر خوب برايتان داريم. اگر موتورتان را به خاطر همان چيزهايي كه گفتيم، توقيف كرده اند، بدانيد كه همزمان با فرا رسيدن ماه رمضان مي توانيد موتورتان را با 70 درصد تخفيف از گاراژ در بياوريد و دوباره پا به ركاب شويد.
بنابر اعلام سازمان حمل و نقل و ترافيك شهرداري، اين لطف، شامل حال كساني مي شود كه موتورشان توي پاركينگ خليج فارس است. در ضمن، براي تحويل گرفتن موتورتان تا آخر ماه رمضان وقت داريد.
016389.jpg

جوان ها بيشتر مبتلا مي شوند
پيتيريازيس رزه با پاييز آمد

تا حالا اسم بيماري پيتيريازيس رزه به گوشتان خورده؟ راستش به گوش ما هم نخورده بود تا همين هفتة پيش كه يك دكتر پوست و مو پيدا شد و هشدار داد كه اين يك بيماري پوستي، فصلي است و حوالي پاييز، سر و كله اش پيدا مي شود و جوان ها هم بيشتر گرفتارش مي شوند. البته برعكس اسمش، همچين بيماري خفني نيست و نهايت كارش، اين است كه پوستتان را كمي قرمز مي كند. در موارد خيلي پيشرفته و خطرناكش هم ممكن است دچار سرماخوردگي شويد و كمي آب از چشم و چالتان بيايد.
حالا كه اين همه گفتيم، بگذاريد خيالتان را راحت كنيم. اين بيماري، نيازي به درمان كردن هم ندارد. خود به خود خوب مي شود. تازه هر نفر، فقط يك بار، اين بيماري را مي گيرد. ضمنا افرادي كه بين 15 تا 40 سال هستند، بيشتر به اين بيماري مبتلا مي شوند.
جالب ترين چيز در مورد پيتيريازيس رزه هم اين است كه هنوز كسي علت اصلي بيماري را نمي داند. ولي دانشمندان به ويروسي به نام اپشتن بار مشكوك هستند.قربانش بروم؛ همه چيزش عجيب غريب است.
016395.jpg

در مدرك كارشناسي دانشگاه ها
عنوان شبانه حذف شد

قرار است به زودي، عنوان شبانه از توي مدارك دانشجويان اين دوره حذف شود. نمي دانم يادتان هست يا نه؛ اين دو سه ساله، مسألة ذكر كردن يا نكردن عنوان شبانه در مدارك فارغ التحصيلان اين دوره ها، كلي جنجال به پا كرده بود. از يك طرف، بروبچ روزانه شاكي بودند كه بايد معلوم شود كه اين دانشجوها مال دورة شبانه هستند. از طرف ديگر هم دانشگاه ها مدعي بودند كه حالا كه اين ها از يك استاد و كلاس استفاده مي كنند، نبايد مداركشان را با عنوان شبانه خراب كرد. اما خب به سلامتي ، وزارت علوم، مشكل همه را حل كرده و به دانشگاه ها ابلاغ كرده كه از اين به بعد بايد عنوان شبانه از مدارك دورة كارشناسي حذف شود.
خبرش را هم معاون آموزشي دانشگاه فردوسي مشهد لو داده است.
دكتر ارقامي اضافه كرده كه معلوم نيست اين بخشنامه مال دانشجويان جديد الورود است يا بچه هاي سال بالايي. البته قرار است دانشگاه ها بعدا اين را از وزارت علوم بپرسند.
منتظر سر وصداي بچه هاي روزانه باشيد.
016410.jpg

آقاي مددكار ترمز بريد
دانشگاه آزاد، تو خائني!

ما هي گفتيم اين حرف هاي دكتر جاسبي در مورد افزايش شهريه شر مي شود، هي كسي گوش نداد. هي دكتر جاسبي رفت اين ور و آن ور كه اگر پول ندهيد گران مي كنيم، اگر پول ندهيد ال مي كنيم، اگر پول ندهيد بل مي كنيم. تا اين كه بالاخره سر و صداي چند مقام مسؤول هم درآمد. اگر از اين كه اين مقام، خيلي ربطي به دانشگاه آزاد ندارد بگذريم، مي توانيم با خيال راحت، اين حرف ها را بشنويم.
رئيس انجمن مددكاري ايران گفته كه افزايش شهرية دانشگاه آزاد، خيانت بزرگي به جامعه است؛ چون اين دانشگاه، علم را به خاطر پول در آوردن، آموزش مي دهد و هدفش اصلا آموزش علم نيست.
اقليما حسابي ترمز بريده و گفته مسؤولان دانشگاه آزاد بايد پاسخگو باشند كه پول شهريه ها كجا مي رود. آن ها رشد عمراني دانشگاه را بيشترين هزينة دانشگاه آزاد مي دانند، در حالي كه اكثر ساختمان هاي دانشگاه را فرمانداري يا استانداري هاي شهرها به آن ها اهدا كرده اند.
تازه اقليما يك مقايسة جالب هم كرده كه راستش را بخواهيد، بدجوري به دل ما هم چسبيد. رئيس انجمن مددكاري ايران گفته كه هيچ بانكي در كشور، درآمد دانشگاه آزاد را ندارد .
016398.jpg

اصول جديد سازمان ملي جوانان
صداقت، قانونمداري و مهرباني

رئيس جديد سازمان ملي جوانان هم اين هفته از آن آدم هاي خبرساز بود.
محمدجواد حاج علي اكبري گفته اصلا قرار نيست حالا كه مسؤوليت سازمان به عهدة يك روحاني است، فقط به جوانان مذهبي در جامعه توجه شود و هركس اين شايعات را راه انداخته بيخود گفته است.حاج علي اكبري براي اين كه حرفش بيشتر به دل جوان ها بچسبد، تأكيد كرده كه همة جوانان ايراني، جزو فرزندان من و صاحبان اين سازمان هستند. او گفته كه محور همة كارهاي ما در سازمان، صداقت و قانونمداري است و به همين خاطر هم همه در سازمان ملي جوانان موظف اند اين اصول را رعايت كنند.
حاج  علي اكبري در آخر حرف هايش گفته سازمان ملي جوانان بايد يك سازمان مهربان براي مخاطبانش (احتمالا همان جوان ها) باشد و وقتي مي تواند موفق باشد كه طراوت و شادابي را به عنوان مهم ترين مشخصة فرهنگ بسيجي در سازمان حكم فرما كند.
016401.jpg

نمايشگاه بين المللي كتاب در گيلان
لطفا بايگاني!

اگر رسانه هاي گروهي ما به جاي حيرت از زايش خربزه هاي چند ده كيلويي در مزارع گينه بيسائو، بيشتر به فكر مسائل فرهنگي مملكت خودمان بودند، اتفاق هاي بهتري مي افتاد. مثلا اگر يكي پيدا مي شد، گزارشي از نمايشگاه بين المللي كتاب گيلان چاپ مي كرد، حتما چند نفري حساس مي شدند كه بدانند در شهر باران چه اتفاقي افتاده و كدام ناشران، دور هم جمع شده اند.
كورش ضيابري، خبرنگار جوان گيلاني كه اين خبر را براي همشهري جوان ارسال كرده مي گويد: با اين كه در نمايشگاه
ده روزة كتاب گيلان، 400 ناشر داخلي و 30 نمايندة ناشران خارجي شركت داشتند و اين جماعت، جمعا يك ميليارد و يك صد ميليون ريال كتاب به خلق الله فروختند، اما اين رويداد هيچ انعكاسي جز در يكي دو خبرگزاري نيافت.
اين نمايشگاه، بيش از 50 هزار عنوان كتاب را در دانشكدة علوم پاية گيلان به نمايش گذاشت. نكتة جالب توجه، اين كه با وجود حمايت مالي معاونت فرهنگي وزارت ارشاد از اين نمايشگاه، هيچ يك از مديران اين وزارتخانه در افتتاح و پايان آن حضور نيافتند.
016407.jpg

پايان روايت رهگذر در قصة ظهر جمعه
طوطي پريد!

طوطيان شكرشكن و راويان شيرين گفتار، حكايت كرده اند كه.... اين جمله، چقدر برايتان آشناست؟ البته، شايد سن شما به زماني كه برنامة راديويي قصة ظهر جمعه در اوج بود و شنوندگان زيادي داشت، قد ندهد. حق هم داريد. اين برنامه، سال هاي زيادي است كه هر جمعه، ساعت 13 و 30 دقيقه، روي آنتن مي رود. محمدرضا سرشار (رضا رهگذر)، 24 سال از عمر قصة ظهر جمعه ، در آن قصه خوانده است.
اين روزها اما، گويندة 53 ساله، قصد كناره گيري دارد. احتمالا اگر مديران صدا، براي گرفتن رضايت او دست به كار نشوند، از جمعة همين هفته، صدايش را از شبكة سراسري دريافت نخواهيد كرد و اين صدا به تاريخ راديو مي پيوندد.
رهگذر كه هفتة گذشته، پايان همكاري اش با قصة ظهر جمعه را اعلام كرد، خبرهاي ديگري هم از خودش به خبرنگار همشهري جوان داده است. از جمله اين كه پس از دو دوره حضور، از عضويت در  دور سوم هيأت منصفة مطبوعات هم انصراف داده و به دلايل شخصي و خصوصي، مي خواهد كارها و مسؤوليت هايش را سبك كند.
رهگذر، شايعة قبول مسؤوليت در دولت احمدي نژاد و در پي آن، استعفا از كارهايي مثل قصه گويي ظهر جمعه را قويا رد مي كند و مي گويد: اگر مي خواستم كار جديدي بپذيرم، كاري عزيزتر از قصة ظهر جمعه برايم نبود.
رضا رهگذر، هم اينك سردبير دو نشرية ادبيات داستاني و سروش نوجوان است و با احتساب جمعه گذشته، بيش از 1200 قصه براي راديو خوانده است.
016422.jpg

ترجمة معروف ترين اثر احمد دهقان
گرا ي ايران به آمريكا

احمد دهقان كه اين روزها به خاطر آخرين كتابش ـ من قاتل پسرتان هستم ـ مورد انتقاد قرار گرفته، يك خبر خوش دريافت كرده است؛ اين كه يك آمريكايي، مي خواهد سفر به گراي 270 درجه اش را ترجمه كند.
پال استراك من قبل از اين، كليات عبيد زاكاني و اشعار ممنوعه را ترجمه كرده بود و حالا در انتخاب يك كار جنگي، دست روي سفر به گرا ي دهقان گذاشته است. توجيه اين انتخاب چنين است: جناب استراك مي خواسته اثري واگوكنندة رخدادهاي بعد از جنگ و متناسب با مخاطب جهاني ارائه دهد.
پال استراك من، استاد دانشگاه نيوجرسي است و قول داده تا سه چهار ماه ديگر، اين كتاب به پيشخوان كتابفروشي هاي آمريكا برسد. عجب سرعتي دارند اين آمريكايي ها!

فهرست
نامه به سردبير
فهرست
سينما تلويزيون
ما يك شبكة منظم هستيم
رويداد هفته
توفان سينمايي!
تلويزيون
فرشته اي درمي زند
Javan-cinemaTV@ Hamshahri.org
ورزشي
رو كم كني فرنگي
نسخه آلماني قيصر اكران شد
رويداد هفته
com.ستاره.www
آيا به آخر خط رسيده ايم؟
اجتماعي
چيزي مفيدترازصبروضرربار تر از بي صبري نديدم
زندگي
افطار با دود اگزوز
هاوايي خبرساز شد
رويداد هفته
سينما
اسپاگتي وارفت!
ضيافت عشق قيصرها
توي ده جلسه كارگرداني را مي شود ياد داد
دانش
گنج رابينسون كروزوئه پيدا شد
درمان ضايعات نخاعي با سلول هاي بنيادي
جعبه سياه ماشين
برنامه هاي ناسا براي فضانوردان
روزها
نقاشي از Dimitri Smirnov نقاش روس، 1915
ماجراي پايان ناپذير حافظ
رويدادها
جهان كوچك
آلمان، در انتظار معجزه
۴محافظه كار، 4ليبرال به نفع داور
بازگشت كابوس 2002
دهقان هاي آناتولي اروپايي  مي شوند؟
هنر روز
ري، قصه قديم
|  فهرست  |  سينما تلويزيون  |  تلويزيون  |  ورزشي  |  اجتماعي  |  زندگي  |  دانش  |  سينما  |
|  روزها  |  جهان كوچك  |  هنر روز  |  شناسنامه  |  ادبيات  |  مهمان هفته  |  راهنما  |  سبك زندگي  |
|  گفت و گو  |  گزارش  |  موفقيت  |   نيم رخ ، تمام رخ  |  يادداشت  |  گالري  |
|   صفحه اول   |   آرشيو   |   چاپ صفحه   |