- هفته نامه فرهنگي - اجتماعي -جوانان‎/شماره۳۵ - شنبه ۱۹ شهريور ۱۳۸۴ - - Sep 10, 2005
docharkhe
تو ركوردا رو شكستي
014472.jpg
اين روزها براي ورزش ايران خيلي خوش يمن بود. تيم هاي ورزشي ايران، پا به هر جايي كه مي گذاشتند، همين طور ركورد بود كه مي شكستند و باران طلا و نقره و برنز بود كه مي باريد.جدا از واليبال و هندبال و بوكس و شنا و بقية ورزش هاي موفق، دو و ميداني هم در كره جنوبي براي خودش آتشبازي راه انداخته بود. احسان حدادي را كه گفتيم؛ اما بشنويد از سجاد مرادي كه براي چندمين بار در چند سال اخير، ركورد ايران در 800 متر را جابه جا كرد. او ركورد دار 800 متر ايران بود و پيش از اين، در هلسينكي هم با دويدن زير زمان يك دقيقه و 45 ثانيه و 46 صدم ثانيه، همه را انگشت به دهان كرده بود و خيلي حيف شد كه به فينال مسابقات نرسيد. حالا در كره جنوبي هم زير يك دقيقه و 45 ثانيه دويد تا خودش را باز هم به ركوردهاي جهاني نزديك تر كند: 74/44/1 و برنز آسيا. حالا سجاد تيز كرده كه رشيد رمزي قهرمان دنيا را بگيرد كه در هلسينكي با 24/44/1 قهرمان جهان شد. سجاد براي اين كار مي خواهد برود در مراكش بماند و زير نظر مربي هاي مراكشي تمرين كند تا در سال 2007 بتواند قهرمان جهان شود. خودش مي گويد مي توانم. تا حالا هم هر كاري كه گفته، كرده. او مي گويد امكانات از شما، ركورد از من. حرف بدي مي زند؟
آهان داشت يادمان مي رفت. سجاد با محمد عاكفيان، احسان مهاجر شجاعي و رضا بوعذار، در كره ركورد 4 در 400 متر ايران را هم جا به جا كردند.

شيرجه به قلب حماسه
014442.jpg
دربارة گلزن هاي بزرگ مي گويند آن ها فقط موقعي مي توانند ستاره باشند كه گل هاي حساس و حياتي زده باشند، حتي يكي. اگر شصت سال هم گل بزني، اما نتواني در يك بازي وحشتناك كه تيم احتياج به گل دارد، در لحظه  هاي آخر كار را تمام كني، هيچي نيستي. اين كاري است كه مثلا خداداد عزيزي كرده است. كسي كه تعداد گل هاي ملي اش به 15 هم نمي رسد، ولي با يك گل جلوي استراليا، خودش را ابدي كرده است. همان گلي كه مرحوم رنجبر درباره اش گفته بود: خداداد يك گل زده، يك عمر نانش را مي خورد. اما خب داستان همين است. هر كس بتواند يك گل حساس بزند، حق دارد تا آخر عمر، كيف اش را بكند.
اما اين دربارة گلزن هاست. دربارة دروازه بان ها هم بايد گفت هر كس در يك بازي بزرگ بتواند دروازه اش را بسته نگه دارد و به قول بروبچز حماسه خلق كند، توانسته خودش را سنجاق كند به سينة تاريخ. مثل عابدزاده كه چند تا بازي اين جوري دارد. گنده ترين اش هم همان حماسة ملبورن. ناصر حجازي هم حماسه اش را جلوي كره شمالي خلق كرده. طباطبايي هم مثلا يك بار شير كپنهاگ شده. و ميرزاپور تا حالا چنين حماسه اي خلق نكرده و دارد غرغرش را مي شنود.
اما با اين حساب، طالب لو مي تواند بگويد كار بزرگش را كرده. مهار يك پنالتي در بازي استقلال صباباتري، در نتيجة بازي چندان تأثيري نداشت (استقلال 4 بر 1 جلو بود)، اما علي دايي سال ها بود كه پنالتي خراب نكرده بود و به نوعي، سلطان پنالتي محسوب مي شد. حالا وحيد با گرفتن توپ شليك شدة او، تبديل به يكي از ستاره هاي هفتة اول ليگ برتر شده است.تنها نكته اي كه پس از اين حماسه (!) باعث نگراني بود، زمزمة هواداراني بود كه مي گفتند: اُه، اُه. پنالتي بد كسي را گرفت. خدا به اش رحم كند. البته منظورشان تيم ملي بود.
خدا به همه مان رحم كند. بعد از مبعلي و فولادي ها و طالب لو، كم كم بلك ليست دارد طولاني مي شود. چند وقت ديگر، هيچ كس براي بازي در تيم ملي نمي ماند.

رويدادهفته
014451.jpg

دستورات انضباطي فدراسيون فوتبال
مو قشنگ ها رو مي گيرن!

بازيكنان فوتبال بايد رعايت كنند. اين چندمين بار است كه فدراسيون دارد تذكر مي دهد رعايت كنند. همين كه مجبور است حرفش را تكرار كند، نشان مي دهد كه بچه ها زياد حرف گوش نمي كنند. همه يادشان است كه فوتبال ايران، تنها جايي نيست كه به بازيكنانش گير مي دهد. همه يادشان است كه چند سال پيش، دانيل پاسارلا سرمربي وقت تيم ملي آرژانتين كليد كرد كه بازيكنان تيم ملي بايد گيس هايشان را كوتاه كنند و مثل بچه آدم سر تمرين بيايند. اين همان ماجرايي است كه به دعواي باتيستوتا با پاسارلا و بيرون ماندن باتيستوتا از تيم ملي ختم شد. البته خدا را شكر كه ما در فوتبالمان باتيستوتا نداريم. نه از نظر بازي و نه از نظر موقشنگ بودن. حالا هم مطمئنيم كه همين اخطار شديداللحني كه به بازيكنان داده شده، افاقه مي كند. فدراسيون هم مجبور نمي شود از اين به بعد، قبل از هر بازي ناخن ها و دندان هاي بازيكنان را هم كنترل كند كه كوتاه و تميز هست يا نه.
هفته پيش، سخنگوي فدراسيون فوتبال در توضيح سختگيري هاي تازه گفته بود بعضي از بازيكنان در ساك هاي ورزشي شان كيف هاي لوازم آرايشي دارند.
ما مي گوييم خب شايد مال خواهرشان يا همسرشان باشد. شما اين قدر بدبين نباشيد.
014427.jpg

بوكس ايران هم بالاخره قهرمان شد
براي يك مشت طلا

داشته باشيد كه يكي از همين هفته هاي آينده در صفحة نيم رخ تمام رخ، يك مطلب داريم دربارة يك آدمي كه يك مقدار دماغش كوفته اي است و خودش كت و كولي دارد و احتمالا يك دستكش گندة قرمز هم گرفته دستش و به دوربين جواد منتظري لبخند زده. اين آدم مي تواند روح الله حسيني، بوكسور به اضافة 91 كيلويي ايران باشد كه در مسابقه قهرماني آسيا كار خيلي مهمي كرد. او با مشت هاي سنگين اش تمام حريفان را از پا درآورد و بعد از 7 سال، يك مدال طلاي بوكس براي ايران گرفت. همان طور كه نورالدين چگيني برايمان در 60 كيلوگرم نقره گرفت و ما با دو برنز رضا قاسمي و همايون اميري در ويتنام پنجم شديم.
مي خواهيم به جواد توصيه كنيم موقع عكاسي از جناب آقاي دكتر حسيني(!) بوكسور خوب كشورمان، با او خيلي محترمانه برخورد كند تا سوژه عصباني نشود. بالاخره طرف، بوكسور است؛ ما روزنامه نگارها هم كه جون نداريم!
014421.jpg

كريمي هم حمله كرد
برانكو...كن، تيم ملي رو...كن

فقط مانده بود علي كريمي به برانكو حمله كند كه او هم در هفتة گذشته به خوبي و خوشي اين كار را كرد. حالا مشخص شد سرمربي تيم ملي ايران از چه محبوبيت فزآينده اي برخوردار است.
برانكو اين روزها در مأموريت خيلي طاقت فرساي خارج از كشور به سر مي برد و براي تماشاي بازي هاي جام جهاني، يك روز در اسلووني است و يك روز در اسپانيا. توي اين گيرو دار هم از هر طرف مورد هجوم است. بعد از مايلي كهن كه در نوك خط حمله قرار دارد، انتقاد محمد دادكان رئيس فدراسيون فوتبال خيلي قابل توجه بود. او بالاخره زبان آمد و گفت من هم از بازي هاي تيم ملي راضي نيستم و اين تيم ـ به قول آقا دادكان ـ خوشگل بازي نمي كند . بعد از دادكان، نوبت بازيكنان تيم ملي بود كه يكي يكي غر بزنند و بگويند خسته ايم و اين اردوها پدر ما را درآورده و اين حرف ها. بعدش هم دنيزلي اعتراض كرد و گفت: كجاي دنيا براي يك بازي، اردوي 40 روزه مي گذارند؟ و بالاخره حسن ختام ماجرا، علي كريمي بود كه گفت: برانكو جرأت ندارد. صلوات بفرست!
علي كريمي در حرف هايي كه از قول او در سايت اش آمده ،گفته بود باخت به ژاپن، به خاطر چسبيدن به همان بازيكنان ثابت هميشگي است ـ منظورش اين است كه: دايي تا كي بايد فيكس بازي كند؟! ـ بعد هم گفته بود مربي تيم ملي بايد شجاعت و جسارت داشته باشد كه شما بخوانيد: برانكو جرأت تعويض دايي را ندارد !
منابع بسيار معتبر مي گويند مطالبي كه از قول علي كريمي در سايت اش نوشته مي شود، هنر مدير برنامه هاي علي است كه البته هيچ وقت از طرف جادو گر تكذيب نمي شود. اين بار هم اگر تشخيص داده شده كه از قول كريمي، روي برانكو تكل از پشت بروند، حتما حكمتي در كار بوده. با اين انتقادات اگر برانكو تا جام جهاني دوام بياورد، ما سور مي دهيم.
014460.jpg

آسيا شكست
احسان بدجوري پرت كرد

واقعا كسي نمي فهمد كه چرا اين بچه ها چنين كارهايي مي كنند. اين احسان حدادي را مي گوييم كه يك هو در مسابقات قهرماني آسيا در كره جنوبي جوگير شد و ديسك اش را جوري ول كرد كه ركورد آسيا را شكست. آن هم در حالي كه احسان قبلا ركورددار ايران هم نبود.
احسان كه چند هفته قبل در مسابقات هلسينكي، طلاي جوانان جهان را گرفته بود، اين دفعه دو كار را با هم كرد. هم طلاي آسيا در بزرگسالان را گرفت، هم ديسك اش را جايي پرت كرد كه هيچ كس فكرش را نمي كرد. 25/65 متر. اين در حالي بود كه عباس صميمي، قهرمان مشهور پرتاب ديسك ايران، در اين مسابقات هيچي نشد.
كارهايي كه احسان مي كند، مثل كارهايي كه مثلا واليباليست ها يك وقت هايي مي كنند، آدم را مي ترساند. او فقط 19 سال دارد و خيلي ها فكر مي كنند او با اين قد و بالا و بر و بازو، حتي مي تواند به ركوردهاي بزرگسالان جهان حمله كند.
مي ترسيم تيم ملي فوتبال هم جوگير شود، يك هو برود به فينال جام جهاني. واقعا شما ملتي را سراغ داريد كه اين قدر عجيب و غريب باشند؟
014436.jpg

تيم ملي بسكتبال بدون سرمربي
وقتي بوسنياك ياغي  شد

خارجي ها هر چي نداشتند، يك حسن خوب(!) داشتند و آن هم اين بود كه وقتي حرفي مي زدند، دبه نمي كردند. اما ولاديمير بوسنياك سرمربي صرب تيم ملي بسكتبال، با اين كاري كه كرد، همة خارجي ها را خراب كرد. او درست چند روز مانده به مسابقات قهرماني آسيا در قطر، تيم را ول كرد به امان خدا و چمدان هايش را بست و رفت. البته سر اين كه چرا سرمربي تيم ملي بسكتبال ايران بايد يك هو قات بزند و برود، حرف و حديث زياد است. بعضي ها مي گويند ولودي سر اين كه مشحون و بقيه مدام در كارش كنجكاوي (اين عنوان محترمانه يك كار غير محترمانه است) مي كرده اند، شاكي بوده و تحمل نكرده و رفته. اما خود فدراسيوني ها مي گويند ولودي سر جيفة كثيف دنيوي و 4 يورو بالا و پايين قهر كرده و ول كرده و رفته. حالا چيزي كه هست، اين است كه او تا بهمن قرارداد دارد و فدراسيون بسكتبال مي خواهد كار را به دادگاه بكشد و نقره داغش كند.
تيم ملي بسكتبال، دوشنبه براي شروع مسابقات به دوحه رفت. اين وسط، كسي كه چندان هم از اوضاع شلم شورباي تيم ملي ناراحت به نظر نمي رسيد، ايزدپناه دستيار بوسنياك بود كه وقتي مسؤول بالاترش رفت، ارتقاي درجه پيدا كرد و شد سرمربي. مبارك باشد.
014433.jpg

ليگ يك قرعه كشي شد
underground

هر سال كه مي گذرد، ليگ يك فوتبال ايران جذاب تر مي شود. فكرش را بكنيد، امسال كلي تيم مدعي در ليگ يك هستند. هر كدام از اين تيم ها، با مربي هاي مشهور و بازيكنان مشهورترشان، هم مي توانند تماشاچي زيادي به ورزشگاه ها بكشانند و هم مي توانند با هر بازي، كلي خبر ساز باشند. اين جلب توجه، يك حسن هم دارد. ديگر مثل سال هاي قديم نيست كه كسي به ليگ يك توجه نمي كرد و مي گفتند همة بازي ها با تباني و داورهاي مهربان برگزار مي شود. حالا نمي شود نتيجة اين بازي ها را پشت ميز رستوران ها تعيين كرد.
بين تيم هاي ليگ يك، فقط يك نمونه اش عقاب است كه با هاشمي نسب و خداداد عزيزي و جورج توپالوويچ و افشين حاجي پور و محمد خرمگاه و بقيه، از نظر ستاره، دست كمي از تيم هاي ليگ برتر ندارد؛ چه بسا پر و پيمان تر هم هست. حالا تراكتور با فرشاد پيوس، پيكان با فرهاد كاظمي و كلي تيم و چهرة خبرساز ديگر را هم به عقاب اضافه كنيد، تا متوجه شويد آن پايين چه مي گذرد. در بازي هايي كه هر كدامشان در حكم مرگ و زندگي است و هر تيمي بتواند صعود كند، انگار به بهشت رسيده و بقيه ته جهنم مانده اند. ليگ يك، هفتة پيش قرعه كشي شد. در گروه اول، 4 تيم مدعي هما، عقاب، پگاه (با وينكو بگوويچ مشهور) و تراكتورسازي، جنگ اصلي را برگزار مي كنند. در گروه دوم هم برق، پيكان، سرخ پوشان، پيام ارتباطات، استقلال كيش و مس كرمان به همراه صنعت نفت كه فعلا به ليگ يك تبعيد شده، غوغايي دارند. از همين حالا هم دعواها شروع شده كه چرا گروه اول، اسمي هايش كمترند و گروه دوم، كتك كاري  اش بايد شديدتر باشد.امسال با ليگ يك حالي خواهيم كرد.
014466.jpg

محرمي در كارگران هو شد
مجتبي يادت باشه آرش سرورته

چند وقت بود از ياد رفته بود. كي او را مي شناخت توي خيابان؟ طفلك مجتبي محرمي. مي گويد وقتي يك بچه مي آيد جلو سلام مي كند و مي گويد او را شناخته، روحش پر مي كشد. مي گويد وقتي مي بيند هنوز هم بعضي ها سلام مي كنند و مي گويند مخلصيم آقا مجتبي ، از خوشحالي گريه اش مي گيرد.
مجتبي محرمي اما اين هفته دوباره مطرح شد. با چند تا مصاحبه و عكس هايي كه يك بار ديگر مي گفت موهايش سفيدتر از قبل شده است. شماره 8 تاريخي پرسپوليس كه يك روز هوادارها برايش مي مردند. بازيكني كه در هر پستي بازي مي كرد، فوق العاده بود. كسي كه مي گويند يكي از بهترين چپ  پاهاي تمام تاريخ فوتبال ايران است، اما حاشيه ها نگذاشت به حق اش برسد. او اين هفته دوباره آمد روي جلد روزنامه ها. چند تا مصاحبه كه پر از دلخوري و گلايه بود. اين كه چرا هيچ كس سراغي از او نمي گيرد و مثلا گفتن اين كه وقتي آرش فرزين حق دارد روي نيمكت پرسپوليس بنشيند، او چرا نبايد حق داشته باشد.طفلك مجتبي كارش به جايي كشيده كه بايد با آرش فرزين دهان به دهان شود. اما عوض اش طرفدارها دوباره ياد او افتادند. پرويني ها دوباره يادش افتادند و عليه او در كارگران، محل تمرين پرسپوليس شعار دادند تا بگويند برايشان آرش فرزين از مجتبي محرمي مهم تر است. بد زمانه اي شده است مجتبي! يادش به خير، روزهايي كه يك استاديوم با فرياد زدن نام تو مي لرزيد. دنيا چقدر عوض شده است مجتبي!
014457.jpg

سرمربي تيم اميد، معضل فوتبال
المپيك را بيندازيد عقب!

اين تيم المپيك هم براي فدراسيون فوتبال معضلي شده. الان چند ماه است كه از رئيس كميتة ملي المپيك گرفته تا راننده تاكسي ها و يخ فروشي ها، همه دارند مي گويند مربي اين تيم را تعيين كنيد. اما فدراسيون فوتبال كه خودش را موفق ترين فدراسيون فوتبال در تمام هزاره هاي اخير در تمام كهكشان راه شيري مي داند، هنوز نتوانسته يك مربي براي اين تيم تعيين كند. بدبختي اين است كه پولِ آقا مربي را هم قرار نيست فدراسيون بدهد. اما گويا حتي مربي آوردن با پول كميتة ملي المپيك هم كاري نيست كه آقايان به اين راحتي بتوانند انجام بدهند.
كاري كه تا حالا شده، اين است كه محمود ياوري را به عنوان مدير فني منصوب كرده اند. چند تا مربي مثل جهانپور را هم انتخاب كرده اند. يك مشت بازيكن را هم دعوت كرده  اند كه خيلي هايشان اصلا اميد نيستند.حالا حسابش را بكنيد آن مربي  مادرمرده اي كه قرار است از اروپا يا آمريكاي جنوبي يا اقيانوسيه بيايد و اين تيم را دستش بگيرد، با اين مربي هايي كه برايش عَلَم كرده اند و تيمي كه برايش دعوت كرده اند، چه بايد بكند؟
چند وقت ديگر ما بايد توي بازي هاي مقدماتي المپيك شركت كنيم. بعد تيممان مثل ماست بازي مي كند، بعد هي مي گوييم ما كه اين همه بازيكن داريم، چرا نمي  توانيم يك تيم خوب داشته باشيم؟ و هيچ كس جوابش را نمي داند. آن وقت آقاي دادكان دوباره مجبور مي شود بگويد حالا اگر به المپيك نرويم هم فاجعه نيست. آن وقت ما مجبوريم حرص بخوريم.
مي گويند سرمربي تيم المپيك همين روزها مي آيد. بميرد اين المپيك، راحت شويم!

كچل؛ فقط براي دخترم
او يك قلوه سنگ است؛ باعضلات وحشتناك و شوت هاي وحشتناك تر دراين مطلب روبرتو كارلوس درباره خودش و ديگران مي گويد
014643.jpg
به تي  شرت هاي بكام مي خنديد و به او ياد داده بود به اسپانيايي فحش بدهد. كاپيتان در پايان فصل فقط فحش ياد گرفته بود
محمد والايزداني
روبرتو كارلوس كلفت ترين ران هاي دنياي فوتبال را دارد. اين يك واقعيت محض است. اما او به آن ها زياد اهميت نمي دهد، چون حاصل سپري كردن دوران جواني در سالن هاي ورزش برزيل و زدن وزنه هاي سنگين نيستند. ران هاي او هدية طبيعت اند. خودش مي گويد: قطر چپي يه 58 سانتي متر و راستي 60 سانتي متر است. هيچ وقت به سالن نرفتم تا رويشان كار كنم. اين ها هداياي الهي هستند. قطعا خدا روز 10 آوريل 1973 بخشش به خصوصي داشته؛ روزي كه مدافع چپ رئال مادريد به دنيا آمد. كمتر بازيكني مي تواند فيزيك بدني و قدرت او را انكار كند. روبرتو كارلوس، مدافعي است كه يك لحظه هم نمي ايستد. وينسنته دل بوسكه، سرمربي سابق رئال مادريد گفته بود: او تنها بازيكني در جهان است كه مي تواند در تيمي از پايه نامتعادل، يك تنه مواظب سمت چپ باشد. او در سال 96 از اينتر به رئال پيوست و تا به حال 17 عنوان برده است؛ بيشتر از هر بازيكن ديگري در اسپانيا. هوادارانش به او علاقه دارند و تنها كسي است كه شعر مخصوص به خودش را دارد. مجله Champions از او خواسته در مورد شخصيت هاي مورد علاقه اش اظهار نظر كند.

ديه گو مارادونا
وقتي كار به آوردن نام بهترين بازيكن فوتبال مي رسد، كمتر برزيلي است كه جرأت ناديده گرفتن پله را داشته باشد. اما براي روبرتو كارلوس، اين قضيه معني ندارد: مارادونا خيره كننده ترين بازي را داشت كه در فوتبال مي توان پيدا كرد. نگاه كردن بازي هايش خيلي لذت بخش است. براي ما برزيلي ها، پله سلطان فوتبال است. اما از آن جايي كه هيچ وقت بازي هايش را نديده ام، مارادونا برايم شماره يك است. او يك پديده است. چه كسي به آرژانتيني بودن او اهميت مي دهد؟ روبرتو كارلوس همين چند وقت پيش، با مارادونا، رونالدو و سولاري در يكي از معروف ترين رستوران هاي شهر ناهار خورد.

ديويد بكام
ورود كاپيتان تيم ملي انگليس به رئال، عملا به معناي خداحافظي كارلوس با ضربات آزاد بود. اما اين قضيه، مرد برزيلي را ناراحت نمي كند. با خنده مي گويد: خيلي خوشحالم. از اين كه از همه خوش تيپ تر بودم، خسته شده بودم! گرچه كارلوس خيلي هم او را تنها نگذاشت. مدام به تي شرت هاي پاره پورة بكام مي خنديد و در عين حال به او ياد داده بود كه به اسپانيايي فحش بدهد. اين ايدة خوبي نبود. چون كاپيتان تيم ملي انگليس در پايان اولين فصل حضورش فقط فحش ياد گرفته بود.
فابيو كاپلو
بازي كردن زير نظر فابيو كاپلو، سرمربي جديد رئال سخت بود. خودش هم اعتراف مي كند كه انتخاب كاپلو براي هدايت رئال در آن زمان، عجيب بود. مادريدي ها در ليگ قهرمانان حضور نداشتند، اما كاپلو همه را متقاعد كرد. كارلوس مي گويد: مادريد چند بازيكن بزرگ و جديد خريد، مثل كلارنس سيدورف، پردراگ مياتوويچ و داوور شوكر. كاپلو مرا متقاعد كرد كه فقط با هدف قهرماني بازي خواهيم كرد. در نهايت هم نظر مرا جلب كرد.

رونالدو
رونالدو هم تيمي، هم اتاقي و بهترين دوست روبرتو كارلوس است. آن ها هميشه با هم هستند. اين از اتفاقات عجيب و غريب فينال جام جهاني 98 فرانسه بود.اما اين اپيزود، بعد از يك دادگاه در برزيل، به پايان رسيد. بعد از آن دادگاه، مدتي رابطه شان به هم خورد. بعد هم با پيوستن رونالدو به رئال، دوباره تبديل به ياراني جدا نشدني شدند. اين مدافع برزيلي هر موقع فرصتي پيدا مي كند، از همتاي مهاجمش تعريف مي كند و او را بهترين مهاجم دنيا مي داند: رونالدو، مايكل جوردن دنياي فوتبال است. اگر چه از هر جايي از زمين شروع به دويدن كند، با آرامش به محوطه جريمه نمي رسد.

كلارنس سيدورف
روبرتو كارلوس دوست صميمي اين  هافبك هلندي است. دوستي شان مال وقتي است كه با هم در رئال بازي مي كردند. كارلوس عاشق موتور است، به خصوص موتورهايي كه سريع مي روند. او در تيم حرفه اي موتورسواري سيدورف هم هست. اين تيم اخيرا در مادريد به وجود آمده و به اسم تيم سيدورف معروف است.
واندرلي لوكزامبورگو
رونالدو و روبرتو كارلوس بعد از گذراندن تعطيلات كريسمس در فصل گذشته به مادريد برمي گشتند كه چهره اي آشنا در راهرو هواپيما به آن ها لبخند زد. بازيكنان از او پرسيدند: كجا مي روي؟ مرد به آن ها گفت: شغل جديدي پيدا كرده ام. در راه مادريد هستم تا در تيمي مربيگري كنم. قرار است مربي شما شوم. اين حرف هاي لوكزامبورگو بود. روبرتو كارلوس خيلي خوشحال بود و با هيجاني وصف نشدني خطاب به روزنامه ها گفت كه لوكزامبورگو فوتبال واقعي را دوباره به مادريد باز مي گرداند.
خانواده
وقتي اوايل سال 2004 آمادگي روبرتو كارلوس به شدت افت كرد، اين مسأله را بيشتر به جدايي از همسرش الكساندرا ربط داد: مردم فراموش مي كنند ما هم آدم هستيم و به غير از فوتبال، زندگي ديگري هم داريم. در دوران جدايي از همسرم سختي  هاي زيادي كشيدم. اين يك ضربة رواني بود و فكر مي كنم كه اثرش را بر روي من در زمين بازي ديديد. زماني كه بيرون از زمين تبديل به سوژه پاپاراتزي شد: هر قدمي كه بر مي داشتم، دنبالم مي كردند. از همه دردناك تر براي روبرتو كارلوس كه همواره خودش را مرد خانواده معرفي مي كند، جدايي از سه فرزندش بود. دخترانش روبرتا و گوييوونا و پسرش روبرتو كارلوس جونيور. تولد روبرتا بود كه روبرتو را تشويق كرد سرش را بتراشد و صاحب آن چهرة منحصر به فردش شود. در عين حال، از شر چيزي كه خودش آن را موهاي فرفري زشت لقب داده بود، راحت شد: روبرتا كچل به دنيا آمد. من هم به خاطر او سرم را تراشيدم.
منبع:

ديه گو در جعبه
مارادونا، اسطوره فراموش نشدني فوتبال جهان، مدتي است كه با يك برنامه تلويزيوني به صحنه برگشته است، با شب 10
014583.jpg
مارادونا شب اول پله را به برنامه آورد و در برنامه بعدي اعتراف كرد گل معروفش به انگليس را عمدا با دست زده است
آرمن ساروخانيان
عكسي كه بر روي خبرگزاري ها مخابره شد، به اندازة كافي غيرمنتظره بود. مارادونا و پله در يك پلاتوي تلويزيوني با كت و شلوار ايستاده اند و توپ فوتبالي را با سر به يكديگر پاس مي دهند. كساني كه از اختلافات اسطوره هاي برزيلي و آرژانتيني فوتبال اطلاع داشتند، با ديدن اين تصوير و همچنين عكسي كه اين دو، پيراهن هاي ملي شان را تعويض مي كنند، شوكه شدند. اما بلافاصله خبر رسيد كه اين ها تصاويري از يك شوي تلويزيوني در شبكه سيزدهم آرژانتين است كه مارادونا اجراي آن را برعهده دارد.
اين برنامه به افتخار مجري اش شب 10 نامگذاري شده و در چند هفته اي كه از شروع آن مي گذرد، توانسته ركورد بينندگان تلويزيوني در اين كشور را بشكند. ديه گو مانند زمان بازيگري اش هنوز هم دوست دارد مردم را غافلگير كند و دعوت از پله هم از همين كارها بود.
پله، در اين برنامه، مارادونا را الگويي براي ترك اعتياد ناميد و گفت كه او مي تواند در اين راه، الهام بخش پسرش باشد. ادينيو، پسر ستارة برزيلي، چندي پيش به اتهام همكاري در خريد و فروش موادمخدر به زندان افتاد. تو مي تواني براي او يك الگو باشي، چون تو يك فاتح هستي. تمام دنيا اين برنامه را خواهد ديد و در اين زمينه ما مي توانيم كمك زيادي بكنيم. مارادونا نيز با چشماني اشكبار از خانواده و دوستانش تشكر كرد كه او را به زندگي بازگرداندند: سلامتي من يك معجزه نيست. اين نتيجة عشق من به دخترانم داميا و جيانينا است كه در اين   جا حاضرند.
پله و مارادونا در پايان برنامه ثابت كردند كه هنرنمايي آن ها تنها به زمين فوتبال محدود نمي شود. پله مانند روزهاي جواني اش در اردوي تيم ملي برزيل، گيتار به دست گرفت و ترانه اي خواند كه ساختة خودش بود. ديه گو نيز ترانة آرامي خواند كه موضوع آن، فوتبال بود. در اين برنامه سرجيو گوي گوچه آ، دروازه بان سابق تيم ملي آرژانتين و همچنين گابريل باتيستوتا نيز حضور داشتند.
در پايان برنامه، خبرنگاراني كه آن جا بودند، از مارادونا در مورد اين كه چه كسي برترين بازيكن تاريخ فوتبال است، سؤال كردند. اين دقيقا موضوع مورد اختلاف مردم برزيل و آرژانتين است، ولي مجري تازه كار با حاضر جوابي هميشگي اش گفت: مادر من مي گويد كه من بهترين هستم و براي مادر پله هم او بهترين است!

دست خدا
اما دومين قسمت شوي مارادونا جنجالي تر بود. او همان گونه كه وعده داده بود، در مورد گل جنجالي اش به انگليس در جام جهاني 1986 توضيح داد و براي اولين بار اعتراف كرد كه اين ضربه را به عمد با دست زده است. ديه گو در برابر بينندگان تلويزيوني گفت: اين حركتي غريزي بود كه از عمق وجودم سرچشمه مي گرفت. درست مانند زماني كه در فيوريتو (محلة فقيرنشيني در حومة بوئنس آيرس كه زادگاه مارادونا بوده) بازي مي كردم. من كوتاهم و شيلتون قد بلندي دارد. هرگز نمي توانستم او را با سر مغلوب كنم مارادونا پس از آن، تمام جزئيات اين صحنه را بازگو كرد: ديدم كه توپ سانتر شد، ولي خيلي بلند بود. شيلتون بعدا گفت كه دست مرا ديده است. ولي اين يك دروغ بود، چون نگاه او متوجه توپ بود و نديد كه من ضربه اي با دست چپ زدم. اين تري فن ويك، مدافع انگليس بود كه شيلتون را در جريان قرار داد. پس از گل به كمك داور نگاه كردم. ديدم كه براي شروع دوبارة بازي به وسط زمين مي دود. بنابراين به دوستانم گفتم كه براي تبريك گل به سمت من بياند و مرا ببوسند. آن ها كمي ترديد داشتند. براي تبريك پيش من آمدند، ولي انگار مي گفتند كه اين يك دزدي است.
اما كاپيتان آن زمان آرژانتين با يكي از فرمول هاي خود ساخته اش خيال آن ها را راحت كرد: دزدي از يك دزد، معادل صد سال بخشندگي است.
پس از جنگ جزاير مالونياس در سال 1982، روابط ميان انگليس و آرژانتين متشنج بود. اين بازي براي مارادونا و يارانش فرصتي براي انتقام از دشمن استعمارگر به شمار مي رفت: آن ها بلاهاي زيادي به سر ما آورده بودند و خوب مي دانستيم كه چه كساني در برابر ما قرار دارند. هرگز بابت اين گل پشيمان نيستم. اين گل بعدها به دست خدا مشهور شد، اما اين پايان كار مارادونا در آن مسابقة فراموش نشدني نبود. گويي او پس از اين صحنه مي خواست گناهش را بشويد و گل بي مثالي زد كه در تاريخ فوتبال ماندگار شد. او از چهل متري دروازه، پا به توپ شد و شش بازيكن و دروازه بان انگليس را فريب داد تا دروازة خالي را باز كند. آرژانتين در همان سال با رهبري مارادونا براي دومين بار به قهرماني جهان رسيد. ديه گو در اين برنامه از جينو بيلي، قهرمان NBA و يك تنيسور آرژانتيني نيز دعوت كرده بود.
حضور مارادونا در شب 10 كافي است تا خبرهاي اين برنامه بازتاب فراواني داشته باشد. او با انرژي در اين برنامه ظاهر مي شود و با سوژه هاي جنجالي اش همه را ميخكوب مي كند. رئيس باشگاه بوكاجونيورز هم گفته اين كار مارادونا خللي در شغلش به عنوان نايب رئيس اين باشگاه به وجود نمي آورد. آخرين مهمان اين برنامه، ليونل مسي، ستارة جوان فوتبال آرژانتين بود كه بعضي ها او را با مارادونا مقايسه مي كنند. حال همه منتظر مهمانان بعدي اين برنامه هستند كه ممكن است از بزرگان ورزش، هنر يا حتي سياست باشند. حتي بعضي ها در مورد دعوت از فيدل كاسترو سؤال مي كنند، ولي ديه گو مي گويد: اين آرزوي من است كه كاسترو را در اين برنامه ببينم. او انسان بزرگي است، اما نمي خواهد از كوبا خارج شود و بعيد است بتواند به اين برنامه بيايد. با اين وجود، منتظر سورپريزهاي بعدي مارادونا باشيد.

فهرست
نامه به سردبير
فهرست
سينما تلويزيون
شيرفرهاد مي آيد!
كودك ترسان
رويدادهفته
ورزشي
تو ركوردا رو شكستي
شيرجه به قلب حماسه
رويدادهفته
كچل؛ فقط براي دخترم
ديه گو در جعبه
اجتماعي
خداعيوبي ازتو مي داندكه اگرهمسايه ات مي دانست خانه ات را ويران ميكرد
زندگي
قاليباف، شهردار پايتخت
نيروي انتظامي: تقسيم بوق شادي ممنوع
رويدادهفته
سينما
بهترين سال هاي عمر ما
گوي طلايي تمشك طلايي
داستانِ بي انتها
دانش
دست تابش هاي فضايي در كار است
۳۰درجه بپيچ يك هشتم زور بزن
پيل سوختي گرم مي كنيم!
زن ها بيشتر درد مي كشند
روزها
زيباترين روح پرستنده
سياه،بدبو و قيمتي
سوپ 300 دلاري يا اوپك چطور روي قيمت نفت تأثير مي گذارد؟
رويدادها
جهان كوچك
چشم هاي شرور همسايه
كاترينا نفت را هم تكان داد
كفش هاي روي پل
هنر روز
كاشفان فروتن آب!
اول و آخرقنات
عجيب ترين قنات هاي اير ان
|  فهرست  |  سينما تلويزيون  |  ورزشي  |  اجتماعي  |  زندگي  |  دانش  |  سينما  |  روزها  |
|  جهان كوچك  |  هنر روز  |  شناسنامه  |  ادبيات  |  مهمان هفته  |  راهنما  |  سبك زندگي  |  گفت و گو  |
|  گزارش  |  موفقيت  |   نيم رخ ، تمام رخ  |  يادداشت  |  موضوع ويژه  |  گالري  |
|   صفحه اول   |   آرشيو   |   چاپ صفحه   |