دستورات انضباطي فدراسيون فوتبال
مو قشنگ ها رو مي گيرن!
بازيكنان فوتبال بايد رعايت كنند. اين چندمين بار است كه فدراسيون دارد تذكر مي دهد رعايت كنند. همين كه مجبور است حرفش را تكرار كند، نشان مي دهد كه بچه ها زياد حرف گوش نمي كنند. همه يادشان است كه فوتبال ايران، تنها جايي نيست كه به بازيكنانش گير مي دهد. همه يادشان است كه چند سال پيش، دانيل پاسارلا سرمربي وقت تيم ملي آرژانتين كليد كرد كه بازيكنان تيم ملي بايد گيس هايشان را كوتاه كنند و مثل بچه آدم سر تمرين بيايند. اين همان ماجرايي است كه به دعواي باتيستوتا با پاسارلا و بيرون ماندن باتيستوتا از تيم ملي ختم شد. البته خدا را شكر كه ما در فوتبالمان باتيستوتا نداريم. نه از نظر بازي و نه از نظر موقشنگ بودن. حالا هم مطمئنيم كه همين اخطار شديداللحني كه به بازيكنان داده شده، افاقه مي كند. فدراسيون هم مجبور نمي شود از اين به بعد، قبل از هر بازي ناخن ها و دندان هاي بازيكنان را هم كنترل كند كه كوتاه و تميز هست يا نه.
هفته پيش، سخنگوي فدراسيون فوتبال در توضيح سختگيري هاي تازه گفته بود بعضي از بازيكنان در ساك هاي ورزشي شان كيف هاي لوازم آرايشي دارند.
ما مي گوييم خب شايد مال خواهرشان يا همسرشان باشد. شما اين قدر بدبين نباشيد.
بوكس ايران هم بالاخره قهرمان شد
براي يك مشت طلا
داشته باشيد كه يكي از همين هفته هاي آينده در صفحة نيم رخ تمام رخ، يك مطلب داريم دربارة يك آدمي كه يك مقدار دماغش كوفته اي است و خودش كت و كولي دارد و احتمالا يك دستكش گندة قرمز هم گرفته دستش و به دوربين جواد منتظري لبخند زده. اين آدم مي تواند روح الله حسيني، بوكسور به اضافة 91 كيلويي ايران باشد كه در مسابقه قهرماني آسيا كار خيلي مهمي كرد. او با مشت هاي سنگين اش تمام حريفان را از پا درآورد و بعد از 7 سال، يك مدال طلاي بوكس براي ايران گرفت. همان طور كه نورالدين چگيني برايمان در 60 كيلوگرم نقره گرفت و ما با دو برنز رضا قاسمي و همايون اميري در ويتنام پنجم شديم.
مي خواهيم به جواد توصيه كنيم موقع عكاسي از جناب آقاي دكتر حسيني(!) بوكسور خوب كشورمان، با او خيلي محترمانه برخورد كند تا سوژه عصباني نشود. بالاخره طرف، بوكسور است؛ ما روزنامه نگارها هم كه جون نداريم!
كريمي هم حمله كرد
برانكو...كن، تيم ملي رو...كن
فقط مانده بود علي كريمي به برانكو حمله كند كه او هم در هفتة گذشته به خوبي و خوشي اين كار را كرد. حالا مشخص شد سرمربي تيم ملي ايران از چه محبوبيت فزآينده اي برخوردار است.
برانكو اين روزها در مأموريت خيلي طاقت فرساي خارج از كشور به سر مي برد و براي تماشاي بازي هاي جام جهاني، يك روز در اسلووني است و يك روز در اسپانيا. توي اين گيرو دار هم از هر طرف مورد هجوم است. بعد از مايلي كهن كه در نوك خط حمله قرار دارد، انتقاد محمد دادكان رئيس فدراسيون فوتبال خيلي قابل توجه بود. او بالاخره زبان آمد و گفت من هم از بازي هاي تيم ملي راضي نيستم و اين تيم ـ به قول آقا دادكان ـ خوشگل بازي نمي كند . بعد از دادكان، نوبت بازيكنان تيم ملي بود كه يكي يكي غر بزنند و بگويند خسته ايم و اين اردوها پدر ما را درآورده و اين حرف ها. بعدش هم دنيزلي اعتراض كرد و گفت: كجاي دنيا براي يك بازي، اردوي 40 روزه مي گذارند؟ و بالاخره حسن ختام ماجرا، علي كريمي بود كه گفت: برانكو جرأت ندارد. صلوات بفرست!
علي كريمي در حرف هايي كه از قول او در سايت اش آمده ،گفته بود باخت به ژاپن، به خاطر چسبيدن به همان بازيكنان ثابت هميشگي است ـ منظورش اين است كه: دايي تا كي بايد فيكس بازي كند؟! ـ بعد هم گفته بود مربي تيم ملي بايد شجاعت و جسارت داشته باشد كه شما بخوانيد: برانكو جرأت تعويض دايي را ندارد !
منابع بسيار معتبر مي گويند مطالبي كه از قول علي كريمي در سايت اش نوشته مي شود، هنر مدير برنامه هاي علي است كه البته هيچ وقت از طرف جادو گر تكذيب نمي شود. اين بار هم اگر تشخيص داده شده كه از قول كريمي، روي برانكو تكل از پشت بروند، حتما حكمتي در كار بوده. با اين انتقادات اگر برانكو تا جام جهاني دوام بياورد، ما سور مي دهيم.
آسيا شكست
احسان بدجوري پرت كرد
واقعا كسي نمي فهمد كه چرا اين بچه ها چنين كارهايي مي كنند. اين احسان حدادي را مي گوييم كه يك هو در مسابقات قهرماني آسيا در كره جنوبي جوگير شد و ديسك اش را جوري ول كرد كه ركورد آسيا را شكست. آن هم در حالي كه احسان قبلا ركورددار ايران هم نبود.
احسان كه چند هفته قبل در مسابقات هلسينكي، طلاي جوانان جهان را گرفته بود، اين دفعه دو كار را با هم كرد. هم طلاي آسيا در بزرگسالان را گرفت، هم ديسك اش را جايي پرت كرد كه هيچ كس فكرش را نمي كرد. 25/65 متر. اين در حالي بود كه عباس صميمي، قهرمان مشهور پرتاب ديسك ايران، در اين مسابقات هيچي نشد.
كارهايي كه احسان مي كند، مثل كارهايي كه مثلا واليباليست ها يك وقت هايي مي كنند، آدم را مي ترساند. او فقط 19 سال دارد و خيلي ها فكر مي كنند او با اين قد و بالا و بر و بازو، حتي مي تواند به ركوردهاي بزرگسالان جهان حمله كند.
مي ترسيم تيم ملي فوتبال هم جوگير شود، يك هو برود به فينال جام جهاني. واقعا شما ملتي را سراغ داريد كه اين قدر عجيب و غريب باشند؟
تيم ملي بسكتبال بدون سرمربي
وقتي بوسنياك ياغي شد
خارجي ها هر چي نداشتند، يك حسن خوب(!) داشتند و آن هم اين بود كه وقتي حرفي مي زدند، دبه نمي كردند. اما ولاديمير بوسنياك سرمربي صرب تيم ملي بسكتبال، با اين كاري كه كرد، همة خارجي ها را خراب كرد. او درست چند روز مانده به مسابقات قهرماني آسيا در قطر، تيم را ول كرد به امان خدا و چمدان هايش را بست و رفت. البته سر اين كه چرا سرمربي تيم ملي بسكتبال ايران بايد يك هو قات بزند و برود، حرف و حديث زياد است. بعضي ها مي گويند ولودي سر اين كه مشحون و بقيه مدام در كارش كنجكاوي (اين عنوان محترمانه يك كار غير محترمانه است) مي كرده اند، شاكي بوده و تحمل نكرده و رفته. اما خود فدراسيوني ها مي گويند ولودي سر جيفة كثيف دنيوي و 4 يورو بالا و پايين قهر كرده و ول كرده و رفته. حالا چيزي كه هست، اين است كه او تا بهمن قرارداد دارد و فدراسيون بسكتبال مي خواهد كار را به دادگاه بكشد و نقره داغش كند.
تيم ملي بسكتبال، دوشنبه براي شروع مسابقات به دوحه رفت. اين وسط، كسي كه چندان هم از اوضاع شلم شورباي تيم ملي ناراحت به نظر نمي رسيد، ايزدپناه دستيار بوسنياك بود كه وقتي مسؤول بالاترش رفت، ارتقاي درجه پيدا كرد و شد سرمربي. مبارك باشد.
ليگ يك قرعه كشي شد
underground
هر سال كه مي گذرد، ليگ يك فوتبال ايران جذاب تر مي شود. فكرش را بكنيد، امسال كلي تيم مدعي در ليگ يك هستند. هر كدام از اين تيم ها، با مربي هاي مشهور و بازيكنان مشهورترشان، هم مي توانند تماشاچي زيادي به ورزشگاه ها بكشانند و هم مي توانند با هر بازي، كلي خبر ساز باشند. اين جلب توجه، يك حسن هم دارد. ديگر مثل سال هاي قديم نيست كه كسي به ليگ يك توجه نمي كرد و مي گفتند همة بازي ها با تباني و داورهاي مهربان برگزار مي شود. حالا نمي شود نتيجة اين بازي ها را پشت ميز رستوران ها تعيين كرد.
بين تيم هاي ليگ يك، فقط يك نمونه اش عقاب است كه با هاشمي نسب و خداداد عزيزي و جورج توپالوويچ و افشين حاجي پور و محمد خرمگاه و بقيه، از نظر ستاره، دست كمي از تيم هاي ليگ برتر ندارد؛ چه بسا پر و پيمان تر هم هست. حالا تراكتور با فرشاد پيوس، پيكان با فرهاد كاظمي و كلي تيم و چهرة خبرساز ديگر را هم به عقاب اضافه كنيد، تا متوجه شويد آن پايين چه مي گذرد. در بازي هايي كه هر كدامشان در حكم مرگ و زندگي است و هر تيمي بتواند صعود كند، انگار به بهشت رسيده و بقيه ته جهنم مانده اند. ليگ يك، هفتة پيش قرعه كشي شد. در گروه اول، 4 تيم مدعي هما، عقاب، پگاه (با وينكو بگوويچ مشهور) و تراكتورسازي، جنگ اصلي را برگزار مي كنند. در گروه دوم هم برق، پيكان، سرخ پوشان، پيام ارتباطات، استقلال كيش و مس كرمان به همراه صنعت نفت كه فعلا به ليگ يك تبعيد شده، غوغايي دارند. از همين حالا هم دعواها شروع شده كه چرا گروه اول، اسمي هايش كمترند و گروه دوم، كتك كاري اش بايد شديدتر باشد.امسال با ليگ يك حالي خواهيم كرد.
محرمي در كارگران هو شد
مجتبي يادت باشه آرش سرورته
چند وقت بود از ياد رفته بود. كي او را مي شناخت توي خيابان؟ طفلك مجتبي محرمي. مي گويد وقتي يك بچه مي آيد جلو سلام مي كند و مي گويد او را شناخته، روحش پر مي كشد. مي گويد وقتي مي بيند هنوز هم بعضي ها سلام مي كنند و مي گويند مخلصيم آقا مجتبي ، از خوشحالي گريه اش مي گيرد.
مجتبي محرمي اما اين هفته دوباره مطرح شد. با چند تا مصاحبه و عكس هايي كه يك بار ديگر مي گفت موهايش سفيدتر از قبل شده است. شماره 8 تاريخي پرسپوليس كه يك روز هوادارها برايش مي مردند. بازيكني كه در هر پستي بازي مي كرد، فوق العاده بود. كسي كه مي گويند يكي از بهترين چپ پاهاي تمام تاريخ فوتبال ايران است، اما حاشيه ها نگذاشت به حق اش برسد. او اين هفته دوباره آمد روي جلد روزنامه ها. چند تا مصاحبه كه پر از دلخوري و گلايه بود. اين كه چرا هيچ كس سراغي از او نمي گيرد و مثلا گفتن اين كه وقتي آرش فرزين حق دارد روي نيمكت پرسپوليس بنشيند، او چرا نبايد حق داشته باشد.طفلك مجتبي كارش به جايي كشيده كه بايد با آرش فرزين دهان به دهان شود. اما عوض اش طرفدارها دوباره ياد او افتادند. پرويني ها دوباره يادش افتادند و عليه او در كارگران، محل تمرين پرسپوليس شعار دادند تا بگويند برايشان آرش فرزين از مجتبي محرمي مهم تر است. بد زمانه اي شده است مجتبي! يادش به خير، روزهايي كه يك استاديوم با فرياد زدن نام تو مي لرزيد. دنيا چقدر عوض شده است مجتبي!
سرمربي تيم اميد، معضل فوتبال
المپيك را بيندازيد عقب!
اين تيم المپيك هم براي فدراسيون فوتبال معضلي شده. الان چند ماه است كه از رئيس كميتة ملي المپيك گرفته تا راننده تاكسي ها و يخ فروشي ها، همه دارند مي گويند مربي اين تيم را تعيين كنيد. اما فدراسيون فوتبال كه خودش را موفق ترين فدراسيون فوتبال در تمام هزاره هاي اخير در تمام كهكشان راه شيري مي داند، هنوز نتوانسته يك مربي براي اين تيم تعيين كند. بدبختي اين است كه پولِ آقا مربي را هم قرار نيست فدراسيون بدهد. اما گويا حتي مربي آوردن با پول كميتة ملي المپيك هم كاري نيست كه آقايان به اين راحتي بتوانند انجام بدهند.
كاري كه تا حالا شده، اين است كه محمود ياوري را به عنوان مدير فني منصوب كرده اند. چند تا مربي مثل جهانپور را هم انتخاب كرده اند. يك مشت بازيكن را هم دعوت كرده اند كه خيلي هايشان اصلا اميد نيستند.حالا حسابش را بكنيد آن مربي مادرمرده اي كه قرار است از اروپا يا آمريكاي جنوبي يا اقيانوسيه بيايد و اين تيم را دستش بگيرد، با اين مربي هايي كه برايش عَلَم كرده اند و تيمي كه برايش دعوت كرده اند، چه بايد بكند؟
چند وقت ديگر ما بايد توي بازي هاي مقدماتي المپيك شركت كنيم. بعد تيممان مثل ماست بازي مي كند، بعد هي مي گوييم ما كه اين همه بازيكن داريم، چرا نمي توانيم يك تيم خوب داشته باشيم؟ و هيچ كس جوابش را نمي داند. آن وقت آقاي دادكان دوباره مجبور مي شود بگويد حالا اگر به المپيك نرويم هم فاجعه نيست. آن وقت ما مجبوريم حرص بخوريم.
مي گويند سرمربي تيم المپيك همين روزها مي آيد. بميرد اين المپيك، راحت شويم!