پسر اولش هاوش در تهران به دنيا آمد وقتي خبر داديم پدر شده، پشت تلفن گريه مي كرد
|
|
|
هيچ وقت فكر نمي كردم روزي برسد كه بخواهم دربارة علي صحبت كنم. در تمام اين سال ها ما آن قدر كنار هم بوديم كه تصور حرف زدن دربارة برادر كوچك تر يك جورهايي برايم خرق عادت است. علي كريمي چه جور آدمي است؟ چه چيزهايي را دوست دارد؟ كجا مي رود؟ چه كار مي كند؟ سؤال هاي خيلي ساده اي كه يك دفعه براي جواب دادن به آن ها درماندم. نزديكي به علي تا جايي پيش رفته بود كه نمي توانستم حتي دربارة ابتدايي ترين مسائل اش چيزي بگويم. ولي حالا فرصت خوبي است. حالا كه با روزهاي كودكي فرسنگ ها فاصله دارم و خيلي راحت مي توانم بنشينم و دربارة آدمي فكر كنم كه بهترين سال هاي زندگي ام در كنارش رقم خورده. كسي كه حالا نه فقط من كه همه چشم به پاهايش دوخته اند تا كاري كند. حالا خيلي راحت مي توانم بنشينم و به خاطرات گذشته فكر كنم. تصاويري كه مثل يك فيلم، آرام آرام از مقابل چشمانم رد مي شود و بالاخره يك جا مي ايستد. جايي كه بايد از با معرفت ترين برادر دنيا بگويم. علي كريمي اي كه من مي شناسم و اين روزها دلم خيلي برايش تنگ شده. اين ها حرف هاي فرشيد كريمي است. برادر بزرگ تري كه امروز نزديك ترين ارتباط را با علي كريمي دارد و شايد بهتر از هر كسي او را بشناسد.
برادر علي كريمي يعني چه؟
دوستش دارم. نه به خاطر اين كه ستارة بزرگي شده، براي اين كه ويژگي هاي قابل احترامي دارد.
چه ويژگي هايي؟
غرور خاصي دارد. نمي دانم چطور توضيح بدهم، ولي يك غرور مثبت در تمام روحياتش هست كه من خيلي دوست دارم. اين غرور باعث شده دلبستگي زيادي به ماديات يا شهرت نداشته باشد، يا خيلي چيزهاي ديگر. اين از ديد من خيلي خوب است. اين كه يك نفر به اين مرحله برسد و خيلي راحت با حواشي اش كنار بيايد.
از دورة نوجواني اش چيزي يادت هست؟ موقعي كه هنوز وارد فوتبال حرفه اي نشده بود.
راستش از دوراني كه با هم بزرگ شديم، بيشتر شيطنت ها يادم مانده. ما به خاطر فاصلة سني كمي كه داشتيم، خيلي به هم نزديك بوديم. حتي نزديك 7سـال يـك جا بـا هـم مي خوابيديم. ولي وقتي دو سه سال از فوتبال بازي كردن اش توي كوچه پس كوچــه ها گـذشــت، احساس ديگري نسبت به كارهايش پيدا كردم. دوست داشتم يك جورهايي جمع و جورش كنم. ما در مناطق حاشيه نشين تهران بوديم و دلم نمي خواست استعدادش از بين برود. به خاطر همين، يك روز دستش را گرفتم و بردم باشگاه نفت؛ جايي كه خودم بازي مي كردم.
حرف شنوي داشت؟
آره، حرف گوش كن بود. من هم به اقتضاي دوراني كه داشت، هواي كارهايش را داشتم. دلم نمي خواست درگير حاشيه ها بشود.
مسائل اش را با كسي در ميان مي گذاشت؟
در خانه بيشتر با هم بوديم. سر خيلي چيزها حرف مي زديم. مسائل شخصي جدا، كارهاي ورزشي هم جدا. يادم هست وقتي براي اولين بار دعوت شد تيم ملي، رفتم يك سري چيزها برايش گرفتم كه با بهترين وسايل برود سر تمرين. دلم نمي خواست احساس كمبود كند. روابط ما تا اين اندازه نزديك بود.
آدم بلند پروازي بود؟ پيش آمده بود همان دوران بگويد يك روز به فلان جا مي رسم؟
فرشيدكريمي،دروازبان اين روزهاي پرسپوليس مي گويد خيي هواي برادر كوچك ترش را داشته تا به اين جا برسد
شايد باور نكنيد. ولي يادم نمي آيد حتي يك بار هم از اين صحبت ها كرده باشد. همين الان خيلي ها مي آيند، مي گويند ما مي دانستيم علي يك روز به اين جا مي رسد، يا يك سري مي گويند ما باعث شديم موفق بشود. ولي خودش فقط مي گويد خواست خدا بوده.
وضعيت تحصيلي اش چطور بود؟
تا وقتي درس مي خواند، خيلي خوب بود. ولي وقتي وارد فوتبال شد، ديگر فرصت نكرد دنبالش را بگيرد.
خصوصيات اخلاقي اش چطور؟
علي از همان بچگي خيلي تنوع طلب بود. دوست داشت هر چيزي كه آرزو مي كند، داشته باشد. البته نه به هر قيمتي. ما به واسطة شغل پدرم كه كارمند بود، جزو طبقة متوسط بوديم. خواسته هاي علي هم خيلي بزرگ بود. مثلا دوست داشت بهترين مدل ماشين را داشته باشد كه خوشبختانه به همة اين ها رسيد.
چهره اي كه از علي بين خيلي ها جا افتاده، يك آدم سرد است كه زياد دوست ندارد با كسي رابطه برقرار كند. اين مسأله چقدر واقعيت دارد؟
خيلي كم. شايد باورش سخت باشد، ولي علي خيلي گذشت دارد. اصلا كينه اي نيست. اگر به اين موضوع برسد كه كسي واقعا احتياج به كمك دارد، هر كاري از دستش بربيايد، مي كند. حتي اگر خيلي براي خودش سخت باشد. اين را قبول دارم كه درون گراست و احساساتش را بروز نمي دهد، اما يكي از دلايلش اين است كه دوست دارد در روابط اجتماعي اش با همه يك جور برخورد كند. حالا خيلي ها مي گويند مغرور است يا سرد برخورد مي كند؛ ولي علي كريمي اي كه من مي شناسم، قلب فوق العاده مهرباني دارد كه فقط وقتي نزديك اش بشويد، مي توانيد بفهميد.
روابط اش در محيط خانواده چطور است؟
با همه روابط خوبي دارد. بيشتر پيگير مسائل ماست. البته با خواهرم صميمي تر از بقيه است. يعني از بچگي همين طور بود. زماني كه ازدواج نكرده بود، اكثر كارهايش را خواهرم انجام مي داد. به خاطر همين، خيلي به هم نزديك هستند.
با فرزندانش هم همين طور است؟
هاوش و هيرسا را خيلي دوست دارد. هر وقت بين مان صحبت افتاده، اعتراف كرده هر كاري مي كند فقط به خاطر آن هاست. بچه هايش هم همين حس را دارند، به خصوص هيرسا كه اين روزها خيلي دلتنگي مي كند. هر وقت علي را در تلويزيون مي بيند، بهانه مي گيرد.
در اين مدت، اتفاقي بوده كه هيجان زده اش كند؟ چون معمولا در شرايط حساس هم واكنش نشان نمي دهد.
سعي مي كند بروز ندهد، ولي ما روحياتش را حس مي كنيم. مثلا پسرهايش كه دنيا آمدند، خيلي خوشحال بود. مخصوصا پسر اولش هاوش كه در تهران به دنيا آمد. آن موقع، علي به خاطر شرايط كاري، دبي بود. وقتي خبر داديم پدر شده، پشت تلفن گريه مي كرد.
گاهي تلويزيون مي بيند يا كتاب مي خواند علي برنامه ريز خوبي هم هست و در كارهاي اقتصادي خوب نتيجه مي گيرد
مسائلي هست كه به شان علاقه داشته باشد يا برايشان وقت بگذارد؟
تفريح و مسافرت را خيلي دوست دارد. بعضي وقت ها تلويزيون نگاه مي كند. تا چند سال پيش، مطالعه هم مي كرد. بيشتر كتاب هاي تاريخي مي خواند. علي برنامه ريز خوبي است، به خصوص روي كارهاي اقتصادي هميشه نتيجه مي گيرد.
بدترين ضربه اي كه در زندگي خورده؟
جريان برخوردش با داور ژاپني در يكي از بازي هاي تيم ملي با ويتنام بود كه يك سال از بازي كردن محروم شد. بعد از اين اتفاق فقط يك مقدار محتاط تر شد، ولي اخلاق اش فرق چنداني نكرد.