- هفته نامه فرهنگي - اجتماعي -جوانان‎/شماره۳۵ - شنبه ۱۹ شهريور ۱۳۸۴ - - Sep 10, 2005
docharkhe
چگونه عذرخواهي كنيم كه عذر مان را بپذيرند؟
معذرت خواهي در سالن تشريح
014658.jpg
محمد كياسالار
۸ آگوست 1974 ـ ريچارد نيكسون رئيس جمهور آمريكا در سخنراني استعفايش مي گويد: من از بابت تمام دلخوري هايي كه احيانا اتفاق افتاده، متأسفم. اما فقط همين را مي گويم كه اگر بعضي از تصميم هايم اشتباه بوده -ـ كه مسلما بوده ـ من بر اين باور بودم و هستم كه در آن مقطع زماني، همان تصميم اشتباه هم به صلاح كشورم بوده است. روان شناسان اعتقاد دارند كه اين عذرخواهي، نمونه اي از يك عذرخواهي ضعيف و بي اثر است. او نه به اشتباهاتش اشاره مي كند، نه از تأثير اشتباهاتش حرف مي زند و نه حتي زير بار اشتباه بودن شان مي رود. عذرخواهي مؤثر، آداب و دستورالعمل هايي دارد كه شنيدنش خالي از لطف نيست.
چگونه عذرخواهي كنيم؟
معذرت خواهي ـ در عمل ـ آن قدرها كه فكر مي كنيم، ساده نيست. عذرخواهي صحيح، راه و رسم خودش را دارد. يعني اجزاي مشخصي دارد كه اگر حق هر يك از اين اجزا به درستي ادا نشود، احتمال شكست خوردن و پذيرفته نشدن معذرت مان كم نيست. اول از همه بايد در درون خودمان بپذيريم كه اشتباه كرده ايم و مسؤوليت اشتباه مان را قبول كنيم. اما پس از اين نكتة ذهني، نكات عيني ديگري هم هستند كه به كار بستن شان، تأثير عذرخواهي را دوچندان مي كند.
در معذرت خواهي بايد از اشتباه مان اسم ببريم. مثلا چنين كلماتي براي يك عذرخواهي مناسب نيستند: اگر باعث آزارتان شده ام، ببخشيد...  اگر به هر دليلي از دست من دلخور شده اي،  معذرت مي خواهم... بهتر است كه اشتباه تان را هم ذكر كنيد. مثلا بگوييد: من واقعا اشتباه كردم كه پشت سرت حرف زدم. مرا ببخش...
اشاره به اين كه ما خودمان هم متوجه شده ايم عملي كه از ما سر زده، اشتباه بوده و باعث دلخوري فرد مقابل مان شده، مهم است. مثلا: من مي دانم كه خنديدنم در كلاس، باعث دلخوري ات شد. به همين خاطر، با تمام وجودم از تو معذرت مي خواهم. مرا ببخش...
عنصر ديگري كه يك عذرخواهي را مؤثر مي كند، توضيح اين مطلب است كه چرا و چگونه، اين رنجش خاطر به وجود آمد. نبايد بگذاريم ابهامات ذهني فردي كه از ما رنجيده است، سر جايش باقي بماند. يك توضيح خوب و صادقانه مي تواند خيلي از اين ابهامات ذهني را رفع و رجوع كند. مثلا ممكن است توضيحات تان چيزهايي از اين قبيل باشد: خسته بودم، حالم خوب نبود، ذهنم به بيماري مادرم مشغول بود، حواسم نبود، گرفتار يك ماجراي عشقي بودم و... قول مي دهم كه چنين اتفاقي ديگر تكرار نشود.
نمونة يك عذرخواهي جالب كه چندي پيش در يكي از دادگاه هاي آمريكا بيان شد، عذرخواهي يك ملوان بود كه يكي از خدمه هاي كشتي اش را به دليل ارتكاب يك جرم، آن قدر كتك زد كه جان سپرد! البته كار آن ملوان، بسيار زشت و مجرمانه بود و در دادگاه هم محكوم شد، اما نوع معذرت خواهي اش در دادگاه، جالب بود: من كار بسيار زشتي مرتكب شده ام. هيچ تخفيفي هم در مجازاتم نمي خواهم. فقط مي خواهم همين را بگويم كه من خودم هم مي دانم كاري كه در اوج عصبانيت مرتكب شدم، كار پست و بي رحمانه اي بوده، اما باور كنيد كه من واقعا آدم پست و بي رحمي نيستم. باور كنيد و معذرتم را بپذيريد.
014781.jpg
كسي را رنجانده ايم و به روي خودمان نمي آوريم تا زمان همه چيز را حل كند، اين خام ترين تصميم ممكن است
بخش مهمي از توضيح ما بايد به همين نكته اشاره كند كه آن چه مرتكب شده ايم، عمدي نبوده و قصد توهين و بي احترامي نداشته ايم. اين اشاره، به شخصي كه از ما رنجيده، اجازه مي دهد كه ديگر در مقابل ما احساس راحتي كند و در برابرمان موضع خصمانه نگيرد.
يك معذرت خواهي خوب، همچنين بايد صادقانه و صميمانه مطرح شود تا اثربخش باشد. تا زماني كه ما به شرم و احساس گناه و پشيماني خودمان اعتراف نكرده ايم، معمولا طرف مقابل مان متوجه نمي شود كه آيا ما از عمل مان واقعا پشيمانيم يا نه. حس نگراني و شرمندگي ما به هنگام عذرخواهي، به فرد مقابل مان مي فهماند كه ما بيمناك ايم كه مبادا رابطة دوطرفه مان به هم بريزد. اين اظهار شرمندگي، در واقع، يك احترام مضاعف به شخصي است كه از ما رنجيده است.

عذرخواهي هاي معروف
عذرخواهي، در واقع جبران يك خسارت روحي، جسمي يا اقتصادي است. براي اين جبران، لازم است كه معذرت خواهي كننده، احساس شرمندگي اش را به زبان بياورد. در عذرخواهي، اگرچه كلمات خيلي مهم اند، اما معمولا كفايت نمي كنند. بيان صريح اين كه: به من بگو چه كار كنم تا از من بگذري و مرا ببخشي؟ در خيلي از موارد، لازم است. گاهي از اوقات، ممكن است جبران خسارت هاي مالي كه به شخصي وارد آورده ايد، ضرورت پيدا كند. مثلا ظروفي را در عصبانيت شكسته ايد يا... البته در بيان چنين كلماتي هم بايد خيلي احتياط كنيد تا به فرد مقابل تان برنخورد: به من اجازه بده اين خسارت را جبران كنم. مي خواهم اين احساس شرم لعنتي، دست از سرم بردارد. تهية يك هديه مناسب هم تأثير يك عذرخواهي شفاهي را چند برابر مي كند.
عذرخواهي، خيلي بزرگ تر از آن چيزي است كه اغلب مان فكر مي كنيم. حفظ حرمت اشخاص و حفظ حرمت خودمان به جاي خود؛ اما بايد قبول كرد كه عذرخواهي مي تواند از ارزش هاي انساني هم پاسداري كند. چه بين دو نفر، چه بين چندين نفر و چه بين دولت ها و ملت ها. مثلا عذرخواهي اف. دابليو. دي. كلرك از مردم آفريقاي جنوبي، تاريخي شد. او كه يكي از رهبران آپارتهايد بود، در 29 آوريل 1993 در يك كنفرانس مطبوعاتي گفت: بايد قبول كنيم كه آپارتهايد، آدم ها را مجبور كرد كه از وطن و خانه شان دور بيفتند و شغل و زندگي و آزادي شان را از دست بدهند و شأن و حرمتشان مورد اهانت قرار بگيرد. او البته اين را هم گفت كه: به گمان من، رهبران قبلي اين نهضت هم آدم هاي بدخواه و فاسدي نبوده اند. شايد آن موقع، آن ها اين طور فكر مي كرده اند كه اجراي چنين ايده اي، كاراتر است. و ادامه داد كه: ما قصدمان اين نبود كه مردم را از حق و حقوق شان محروم كنيم. قصدمان اين نبود كه آزارشان بدهيم. ولي اعتراف مي كنم كه آپارتهايد، نهايتا با آدم ها همين كار را كرد و عده اي از مردم را از حق و حقوق قطعي شان محروم كرد و آزارشان داد. من از اين بابت عميقا متأسف و ناراحتم. چنين اظهار تأسفي كه در سطح بين المللي و از جانب يك رهبر و سياستمدار ارائه مي شود، خيلي تأثيرگذار است. اين عذرخواهي، نمونة يك عذرخواهي موفق است كه همة اجزايي را كه در بالا به آن اشاره شد، رعايت كرده است. كلرك در ادامة حرف هايش در آن جلسة مطبوعاتي گفت: اعمال گذشتة ما كاملا غلط بود و ما بايد به اين اشتباه اعتراف كنيم. حزب جديد ما  انديشه هاي آپارتهايد را دور مي ريزد و درهاي سياستش را به روي تمام مردم آفريقاي جنوبي باز مي كند. او به اشتباهات خودش و حزبش اشاره كرد و توضيح داد كه چرا چنين اشتباهاتي رخ داده است. همچنين تصريح كرد كه خودش و ساير سران اين حزب، آدم هاي فاسد و بدخواهي نبوده اند و قصد بدي نداشته اند. فقط تصورات شان اشتباه بوده و راه كارهايي هم براي جبران اشتباهاتش ارائه كرد.
اما حالا فلاش بك بزنيم به 8 آگوست 1974 كه رئيس جمهور آمريكا، ريچارد نيكسون، سخنراني استعفايش را ارائه داد: من از بابت تمام دلخوري هايي كه احيانا در مسير اجراي اين تصميم اتفاق افتاده، متأسفم. اما فقط همين را مي گويم كه اگر بعضي از تصميم هايم اشتباه بوده، كه مسلما بوده، من بر اين باور بودم و هستم كه در آن مقطع زماني، همان تصميم اشتباه هم به صلاح كشورم بوده است. مي بينيد؟ عذرخواهي او درست بر عكس عذرخواهي كلرك است. او نه به اشتباهاتش اشاره مي كند، نه از تأثير اشتباهاتش حرف مي زند و نه حتي زير بار اشتباه بودن شان مي رود. عذرخواهي او نمونة يك عذرخواهي بي اثر است.
عذرخواهي سناتور باب پك وود كه در سال 1994 و به اتهام آزار جنسي 6 زن آمريكايي در دادگاه حاضر شد، از عذرخواهي نيكسون هم بي اثرتر است: من بابت آنچه كه مي گويند انجام داده ام، متأسفم! نه اسمي از اتهام مي برد و نه زير بار مسؤوليت اين اشتباه مي رود. (هر چند كه تمامي اتهاماتش را در همان دادگاه پذيرفت.)
014784.jpg
بازسازي يا حفظ يك رابطه اي كه در حال ويران شدن است، رايج ترين انگيزه براي يك عذرخواهي به حساب مي آيد
عذرخواهي؛ چرا و به چه علت؟!
بازسازي يا حفظ يك رابطه اي كه در حال ويران شدن است، رايج ترين انگيزه براي يك عذرخواهي به حساب مي آيد. فرقي نمي كند كه اين رابطه، چه جور رابطه اي باشد. چه يك رابطة عاشقانه باشد، چه دوستانه، چه رابطه تان با يك همكلاسي، همكار و يا ...
گاهي اوقات، همين كه كسي را آزار مي دهيم، نيرويي از درونمان ما را وادار مي كند كه از آن شخص عذرخواهي كنيم ـ  ولو اين كه هيچ رابطه اي با او نداشته باشيم ـ تنها انگيزه مان در اين مواقع، از بين بردن نگراني و رنجش آن شخص است. اين انگيزه، انگيزة والايي است.
اما معمولا دو دليل ديگر هم براي معذرت خواهي وجود دارد كه البته شأن و منزلت انگيزه هاي قبلي را ندارند.
يكي، تخفيف در مجازات است و ديگري، رهايي از عذاب وجدان. خيلي ها هستند كه معذرت خواهي مي كنند فقط براي فرار از تنبيه. مثلا قاتلي را در نظر بگيريد كه از قاضي يا از خانوادة مقتول معذرت خواهي مي كند، فقط براي اين كه در مجازات او تخفيف قائل شوند و ...
به هر حال، فارغ از اين كه انگيزه و علت عذرخواهي چه باشد، آن چيزي كه باعث مي شود يك معذرت خواهي تأثير كند، جابه جا شدن احساس شرم و احساس قدرت بين طرفين معذرت خواهي است. ما با عذرخواهي، شرمي را كه در وجود يك شخص ديگر تزريق كرده بوديم، از او مي گيريم و آن شرم را به خودمان برمي گردانيم. در عوض، به كسي كه مورد رنجش و آزارمان قرار گرفته بود، اين قدرت را مي  دهيم كه ما را ببخشد يا نبخشد.

چرا عذرخواهي ا م را قبول نكرد؟
بزرگ ترين مانع بر سر راه پذيرش يك معذرت خواهي، غرور آن شخصي است كه دارد عذرخواهي مي كند. غرور نمي گذارد كه ما شرم مان را اظهار كنيم. غرور نمي گذارد كه معذرت خواهي مان را درست بيان كنيم. براي عذرخواهي مؤثر، بايد در درجة اول، اين را قبول كنيم كه اشتباه از جانب خودمان بوده. بايد در ذهن خودمان اين را قبول كنيم كه ما ارزشي از ارزش هاي انساني را زير پا گذاشته ايم و حالا با اين عذرخواهي ، فقط دل يك نفر را خوش نمي كنيم، بلكه احترام آن ارزش انساني را هم حفظ مي كنيم. صادقانه بايد به اشتباه مان اعتراف كنيم و از اظهار شرمندگي، هراسي نداشته باشيم.
غرور و خودخواهي، رايج ترين دليل براي شكست يك عذرخواهي است. آدم هاي مغرور، معمولا توجه چنداني به دلخور شدن ديگران، نشان نمي دهند. آن ها حتي اگر متأسف بشوند، از اين بابت متأسف مي شوند كه چرا ديگر مثل قبل، مورد احترام و علاقة فردِ رنجيده نيستند، نه اين كه چرا باعث رنجش او شده اند. نوع معذرت خواهي يك آدم مغرور، معمولا اين گونه است: من متأسفم كه اين قضيه پيش آمد. به جاي اين كه: من بابت كاري كه كردم، متأسفم. مي بينيد؟ آدم مغرور حتي به هنگام عذرخواهي هم سعي مي كند كه اشتباه را به گردن خودش نيندازد.
يكي ديگر از دلايل شكست عذرخواهي، اين است كه اشتباه مان را به هنگام عذرخواهي، خيلي كوچك و ناچيز جلوه بدهيم. در چنين مواردي، حتي خود معذرت خواهي هم باعث رنجش مجدد مي شود.
زمان هم البته عنصر مهمي است. كي عذرخواهي كنيم؟ براي يك رنجش ساده، مثلا وقتي كه حرف كسي را قطع مي كنيم و اصطلاحا وسط حرفش مي پريم، اگر بلافاصله عذرخواهي نكنيم، ممكن است ديگر دير شود و عذرخواهي مان تأثيرش را از دست بدهد. براي يك دلخوري شديد، مثلا بابت اين كه يك نفر را در جمع تحقير كرده ايم، عذرخواهي بلافاصله صورت خوشي ندارد. حتي كار را بدتر مي كند. چون حواس همة جمع، روي آن موضوع متمركز مي شود و دلگيري فرد را از ما بيشتر مي كند. براي عذرخواهي در چنين مواردي، بايد سنجيده تر و حساب شده تر اقدام كنيم.
اما بزرگ ترين و بدترين مانع بر سر راه يك عذرخواهي مؤثر، اين است كه ما ـ به غلط ـ تصور كنيم كه معذرت خواهي، نشان  از ضعف شخصيت است و موجب سرشكستگي مان مي شود. اين كه وقتي كسي را رنجانده ايم، اصلا به روي خودمان نياوريم و بگذاريم زمان همه چيز را حل كند، خام ترين تصميم ممكن است. عذرخواهي، نمادي از استحكام شخصيتي است. نمادي از صداقت است، چرا كه صادقانه اعتراف مي كنيم ما اشتباه كرديم. نمادي از سخاوت است، چرا كه مي خواهيم با شكستن خودمان، يك رابطة ويران را بازسازي كنيم. نمادي از جسارت است، چرا كه اين ريسك وجود دارد كه طرف مقابل مان اصلا عذرمان را نپذيرد و حرمت مان را بشكند. اما آموزه هاي ديني به ما آموخته اند تا زماني كه حواس مان باشد كه ما آدم هايي جايزالخطا هستيم و روي زمين خدا، خودمان را با خدا اشتباه نگيريم، هنوز نشانه هايي از خير و صلاح در ما وجود دارد.
در بحث معذرت خواهي، تصوير و تصوري كه آدم ها از خودشان دارند، خيلي مهم است. هر وقت كه اين تصوير و تصور ـ  به نحوي از انحاء ـ مخدوش شود، معمولا يك رنجشي به وجود مي آيد. اگر بخواهيم آن را از بين ببريم، بايد برويم سراغ عذرخواهي. در نظر بگيريد كه شما خودتان را كارمند نمونة يك اداره مي دانيد. هر روز صبح، سر وقت به سر كارتان مي آييد و وظايف كاري تان را به درستي انجام مي دهيد. اما يك روز، رئيس اداره بدون هيچ دليل مشخصي، از كار شما در مقابل ساير همكاران تان انتقاد مي كند، يا توبيخ تان مي كند. قطعا مي رنجيد، چرا كه احساس مي كنيد تصوير و تصوري كه خودتان از خودتان داشته ايد، در ذهن رئيس تان و حتي در ذهن خودتان مخدوش شده است. دواي چنين رنجشي ـ و چنين رنجش هايي ـ فقط و فقط عذرخواهي است. اما نه هر عذرخواهي ساده و ساختگي، بلكه يك عذرخواهي صحيح.

فهرست
نامه به سردبير
فهرست
سينما تلويزيون
شيرفرهاد مي آيد!
كودك ترسان
رويدادهفته
ورزشي
تو ركوردا رو شكستي
شيرجه به قلب حماسه
رويدادهفته
كچل؛ فقط براي دخترم
ديه گو در جعبه
اجتماعي
خداعيوبي ازتو مي داندكه اگرهمسايه ات مي دانست خانه ات را ويران ميكرد
زندگي
قاليباف، شهردار پايتخت
نيروي انتظامي: تقسيم بوق شادي ممنوع
رويدادهفته
سينما
بهترين سال هاي عمر ما
گوي طلايي تمشك طلايي
داستانِ بي انتها
دانش
دست تابش هاي فضايي در كار است
۳۰درجه بپيچ يك هشتم زور بزن
پيل سوختي گرم مي كنيم!
زن ها بيشتر درد مي كشند
روزها
زيباترين روح پرستنده
سياه،بدبو و قيمتي
سوپ 300 دلاري يا اوپك چطور روي قيمت نفت تأثير مي گذارد؟
رويدادها
جهان كوچك
چشم هاي شرور همسايه
كاترينا نفت را هم تكان داد
كفش هاي روي پل
هنر روز
كاشفان فروتن آب!
اول و آخرقنات
عجيب ترين قنات هاي اير ان
|  فهرست  |  سينما تلويزيون  |  ورزشي  |  اجتماعي  |  زندگي  |  دانش  |  سينما  |  روزها  |
|  جهان كوچك  |  هنر روز  |  شناسنامه  |  ادبيات  |  مهمان هفته  |  راهنما  |  سبك زندگي  |  گفت و گو  |
|  گزارش  |  موفقيت  |   نيم رخ ، تمام رخ  |  يادداشت  |  موضوع ويژه  |  گالري  |
|   صفحه اول   |   آرشيو   |   چاپ صفحه   |