|
متولد ماه مهر
يك كتاب شده است دغدغة كل زندگي اش؛ هم موسيقي كلمات اش هم لايه هاي مختلف معاني حرف حرف اش. قرآن براي خليل الرحمن خليلي پور يعني زندگي
|
|
|
خليل الرحمن خليلي پور
مرتضي توكلي
آيه اي از سوره مائده را كه خطاب به مومنين است خيلي دوست دارد: دشمني تان با گروه ديگرچنان پرجرأت تان نكند كه عدالت را رعايت نكنيد
اگر امسال يك سالن از سالن هاي متعدد نمايشگاه قرآن را به خليل الرحمن خليلي پور بسپارند، برايش فراوان برنامه دارد؛ نه به عنوان يك حافظ 23 جزء از قرآن، كه به عنوان كسي كه دلش مي خواهد تلاشگران واقعي عرصة قرآن به ميدان دعوت شوند و نه در حاشيه كه در متن، از قرآن بگويند.
خليل متولد اول مهر 1362 است و الان مهندسي نساجي در دانشگاه اميركبير مي خواند. از سال 1380 به تهران آمده و قبل اش در خواف خراسان رضوي - كه خودش روي كامل بودن اين تركيب در روايت تأكيد دارد زندگي كرده است. او قبل از آن كه حفظ قرآن را به طور جدي شروع كند، به واسطة همين قرآن، دل باختة ادبيات سحرآميز عربي مي شود. وقتي تعلل پدر را در خريد كتاب تعليم اللغه العربيه مي بيند، از جايي كتاب را گير مي آورد و در طول يك ماه با خودكار از روي همة صفحاتش مي نويسد؛ مي شود چهار جلد تعليم اللغه العربيه، منتها به خط خودش! و اين طور مي شود كه وقتي در سال هاي راهنمايي بوده، براي رفقا و هم محله اي هاي دبيرستاني كمك جدي در درس عربي به حساب مي آمده. به دبيرستان هم كه مي رسد، چهار سال دروس مقدمات حوزة خواف را در شش ماه مي خواند، امتحان مي دهد و مدرك مي گيرد. اما ترجيح مي دهد بيايد دانشگاه. يك رشته اي كه حتما شيمي داشته باشد. خليل از آن آدم هايي است كه وقتي همصحبت اش مي شوي، يادت مي رود چند سالش است! حداقل در حوزة قرآن آن قدر جدي همه چيز را دنبال كرده و در مورد هر چيزي نظر دارد كه بعيد مي داني از نكته اي غافل مانده باشد.
آدم ها را هم خوب مي شناسد. از بهاءالدين خرمشاهي و فولادوند خودمان گرفته تا خانم جين مك اوليف امريكايي كه در جورج تاون رئيس كرسي مطالعات اسلامي است و البته سرويراستار دايره المعارف قرآن كريم.
با حسرت از خيلي افراد ياد مي كند كه مهم اند، ولي ديده نمي شوند. مثلا دربارة دكتر نويد كرماني طوري حرف مي زند كه انگار جزيره اي ناشناخته و زيباست كه فقط او كشف اش كرده. آدمي كه با توضيحات خليل متوجه مي شوي دكتراي زيباشناسي آيات قرآن كريم دارد و ساكن آلمان است، آدمي با تأويل ها و نگاه هاي نو به قرآن. روايت نزديكي اش با قرآن هم طي اين سال ها شنيدني است. به قرآن مي گويد متن فوق العاده. و با حرارت مي گويد كجا يك جمله مثل آيه 44 سورة هود پيدا مي كني كه 30 صنعت ادبي محكم داشته باشد؛ ايجازش به وقت باشد؛ اطناب اش به جا؟
اين دبير جوان دوسالانة پراهميت قرآن پژوهي دانشجويان ايران، خيلي با صراحت گله مي كند كه چرا دستگاه هاي اجرايي، كمتر به قرآن مي پردازند؟ مي گويد آن ها كه كار اصولي مي كنند، مهجورند و بودجه شان به جايي نمي رسد. آن هايي هم كه پول دارند، گرفتار كارهاي كليشه اي اند.
از دوسالانه شان مي گويد كه از 24 تا 27 مرداد برگزار شده و افتخار مي كند كه طي آن، حاضران، سخنراني هاي خوبي شنيده اند و آن ها كه نظرات متفاوتي داشته اند، به شنيدن حرف هاي ديگران تن داده اند.
خليل، خودش از مقاله اي خوشش آمده كه تئوري سوررئاليسم دائما نوتركيب در آيات قرآن را توضيح و تشريح كرده بوده، اما به واسطة ساختار غيرآكادميك اش نتوانسته مقبول بيفتد و رتبه اي احراز كند.
ارجمندترين آيه برايش آن جايي است كه در سورة انشقاق گفته شده آن جا كه فرد با تمام تلاش به سوي يك كار پيش مي رود، خدا را مي بيند: گفته فَمُلاقيه. يعني همان وقت. يعني درجا.
او از موسيقي آيات هم مي گويد. از دستگاه هاي مشهور قرائت مثل صبا، نهاوند، چهارگاه، سه گاه و بيات. و مي گويد كه به نهاوند عشق مي ورزد. مصداق تِم نهاوند دوست داشتني اش آغاز آهنگ معروف محمد رسول الله است. خليل ايدة فرهنگي هم دارد. اين كه تا جايي كه شرع اجازه مي دهد، خط قرمزهاي قراردادي اجتماع را گسترده تر كنيم.
از او دربارة دوست داشتني ترين سوره مي پرسم. مي گويد انعام را از همه بيشتر دوست دارد: احساس مي كنم روي ذهنم جريان دارد و موسيقي اش بسيار بسيار دلنشين ترش كرده است. وقتي هم سؤال ما به دوست داشتني ترين آيه مي رسد، به آيه اي از سورة مائده اشاره مي كند؛ همان آيه كه خطاب به گروهي مؤمن مي گويد كه دشمني تان با گروه ديگر چنان پرجرأت تان نكند كه عدالت را رعايت نكنيد.
خليل مي گويد از قرآن ياد گرفته ام كه نبايد احساس كنم براي همة سؤالات بايد جواب آماده داشته باشم. و در ادامـه، وقتي برايم از استــخاره كــردن تــوي ذهن اش در مواجهه با مشـكلات مي گـويد، به وجد مي آيم؛ مي دانـم كه خــيلي كيف دارد. اين كه چشمت را بـبنــدي و به خــدا بگويي كــدام راه؟ و يــك راه، روشــن شود...
|