تيم ملي روماني، 16 شهريور
ديدار تقريبا اروپايي
طبق معمول خبر در چت روم ها لو رفت. يعني يكي از بچه هاي خوره ايراني كه خودش هم در روماني توي يكي از نشريات ورزشي كار مي كند، تو چت روم مقر آمد كه قرار است تيم ملي روز شانزدهم شهريور با روماني بازي كند. خبر از فدراسيون فوتبال روماني در رفته بود و البته بلافاصله هم توسط فدراسيون فوتبال ايران تاييد شد. يك ديدار خوشگل براي بچه هاي تيم ملي كه فعلا طرف هاي تهران پيدايشان نمي شود و همه اش در هواپيما اين طرف و آن طرف مي روند.
البته روماني براي صعود به جام جهاني تقريبا فاتحه اش خوانده است و ديگر نبايد رويش حساب كرد. 5 برد، يك مساوي و سه باخت در گروهي كه هلند پيشتاز آن است و چك پشت سرش قرار دارد. روماني همه بازي هايش را به تيم اول و دوم گروه باخته و با 5 امتياز نسبت به چك حتي اگر در گروه دوم هم بشود، تازه مي رود به پلي آف.
البته روبه رو شدن با روماني و چيوو و موتو بازيكنان معروفش هم به اندازه كافي هيجان انگيز هست.
البته ايران قرار بود با چك بازي كند كه تيم قوي تري است، اما معلوم نشد چي شد كه لغو شد. اصولا براي ايران معلوم نيست چي مي شود كه اين جوري مي شود.
سجاد مرادي ركورد شكست
۲ نفس مانده به طلا
فقط چند صدم ثانيه كم آورد اگرنه حتي مي توانست به فينال 800 متر قهرماني جهان هم برسد، حتي مي توانست قهرمان جهان شود. نكته اش اين است كه در دو و ميداني ماجرا كلا همين چند صدم ثانيه هاست.
سجاد مرادي بهترين دونده نيمه استقامت ايران كه چند وقت پيش به عنوان يكي از نيم رخ ـ تمام رخ هاي هفته به او حال داده بوديم و يك صفحه درباره اش نوشته بوديم، در مسابقات قهرماني جهان در هلسينكي فنلاند، ايران را روسفيد كرد. البته او نتوانست از نيمه نهايي بالاتر برود و در حالي كه فاصله كمي با ركورد موردنظرش داشت، حذف شد؛ ولي تا همين جايش هم بايد كلاه ها را برايش بالا بيندازيم.
او در اين مسابقات يعني در آخرين مسابقه اش در نيمه نهايي، ركورد فوق العاده يك دقيقه و چهل و پنج ثانيه و هشتاد و هشت صدم ثانيه را براي دو و ميداني ايران ثبت كرد كه يك ركورد جديد بود. او ركورد قبلي را كه متعلق به خودش بود 19 صدم ثانيه بهتر كرد، يعني تقريبا دو دهم ثانيه. فقط اين كاره ها مي فهمند كه دو دهم ثانيه ركوردشكني در اين سطح يعني چه.
سجاد همچنان اميد ايران در نيمه استقامت جهان است، فقط ترشي نبايد بخورد.
شكايت نفت به فيفا كشيد
مرغ يك پاي آقاي فدراسيون
فدراسيون فوتبال ايران احتمالا يك دنده ترين فدراسيون فوتبال در تمام دنياست. فدراسيوني كه نه فقط وقتي مي خواهد كارهاي درست اش را انجام بدهد، بلكه حتي وقتي مي خواهد كارهاي غيرقانوني انجام بدهد هم آن را با شدت تمام و با كوبيدن كله تمام مخالفان به تاق انجام مي دهد.
فدراسيون فوتبال، اين اخلاق غيرورزشي را سر ماجراي نفت و راه آهن ثابت كرد. يعني وقتي همه تاييد كردند كه راي اش به نفع راه آهن غيرقانوني بوده و در حالي كه حتي خودش هم اعتراف مي كرد راه آهن و عوامل اجرايي فدراسيون تخلف كرده اند، اما براي اين كه نگويند كم آورده، حاضر نشد راي اش را برگرداند و به نفع نفتي ها حكم بدهد.
اين لجبازي وقتي تابلو شد كه حتي سازمان تربيت بدني هم در تحقيقاتش به اين نتيجه رسيد كه حق با نفت است و مصطفي مميز كارشناس اش اعلام كرد كه نتيجه بازي نفت ـ راه آهن بايد سه بر صفر به نفع آباداني ها شود و آن ها بايد به ليگ برتر صعود كنند، اما فدراسيوني ها كه ديدند كار خراب شده، به سازمان قول دادند يك حكم عادلانه ديگر صادر كنند. ولي وقتي از در سازمان درآمدند، رفتند دوباره همان حكم قبلي را اعلام كردند.
حالا نفت رفته به فيفا شكايت كرده و فقط مانده كه آباداني ها مقابل سازمان ملل بست بنشينند. فدراسيوني كه ما داريم، توي دنيا نوبر است. نيست؟
LG كنسل شد
جام نفرين شده
جام LG هم براي فوتبال ايران دردسري شده. اوايل همه فكر مي كردند كه اين يك جام معتبري است كه حالا اگر در يكي دو سال اول، تيم هاي گنده دنيا پا نمي دهند، ولي مدتي كه بگذرد توي خجالت گير مي كنند و مي آيند جام را از حقارت درمي آورند. ولي بعدا معلوم شد كه نه خير. اين اصولا جام تيم هاي درپيت است و قوانين حاكم بر آن هم بيشتر محلي و جرزني است تا بين المللي. اين را ما در همان جام نيجريه فهميديم كه سر تيم ملي ايران را مثل مرغ بريدند. چون تلويزيون هم نشان نمي داد و نيجريه هم دور بود، ما صدايمان به آن جا نمي رسيد و هيچ رقم نتوانستيم حقمان را از حلقوم آن گردن كلفت هاي بي عاطفه بيرون بكشيم. حالا نه اين كه فقط در جام هاي دور از خانه اين طوري باشد. در جام هايي كه در تهران برگزار شده هم ما هميشه از اين دردسرها داشته ايم و چند تا تيم درجه سه آمده اند. مثلا تيم جوانان ايتاليا كه آن سال آمدند و بي حيثيت بازي درآورند و ما را عذاب دادند.
امسال هم براي برگزاري جام LG از همان اول جنگ اعصاب داشتيم. قرار شد براي اوايل شهريور، ليبي و عراق و ونزوئلا بيايند كه با هر سه تايش مخالفت شد. ليبي را به خاطر ماجراي امام موسي صدر مخالفت كردند، عراق را به خاطر مسائل امنيتي و ونزوئلا را سر چيزهاي ديگر.
جامي كه قرار است اين قدر شر داشته باشد، همان بهتر كه... قرار است دو سه ماه ديگر برگزار شود!
طلاي حبيبي، شكست حاجي زاده
مهدي ضد اعصاب
فايده ندارد. يك بار بايد حاجي زاده را بياوريم با او يك مصاحبه 4 صفحه اي انجام بدهيم و بالاخره بپرسيم چرا اين قدر بالا و پايين دارد و چرا اين استعداد فوق العاده را اين طوري حرام مي كند. حاجي زاده يك ستاره غيرقابل انكار در دنياي كشتي است كه خوشبختانه حد وسط ندارد و هميشه فقط يا صفر است يا صد. او يا بزرگ ترين قهرمانان دنيا را سوسك مي كند يا در ساده ترين مسابقات مي بازد. دومي همان اتفاقي بود كه در جام زيكلوفسكي لهستان براي او افتاد. در اين مسابقات، حاجي زاده كه گويا از ترس سايتي اف به جاي 74 كيلوگرم در يك وزن بالاتر يعني 84 كيلوگرم شركت كرده بود، مقابل سعيد ابراهيمي از تيم خودمان 2 4 شكست خورد و اوت شد و حالا همه مانده اند كه با او چه كار كنند. از يك طرف، او مي تواند بگويد باخت اش چون در وزن 84 كيلو بوده، حساب نيست و او بايد در 74 براي مسابقات جهاني ادامه بدهد. از يك طرف هم هادي حبيبي در مسابقات يونيورسياد (دانشجويان جهان) در ازمير تركيه طلا گرفته و براي اين وزن، جاي خودش را در تيم ملي سفت تر كرده. بايد ديد حاجي زاده در روزهاي آينده از خر شيطان پايين مي آيد و با وزن كم كردن و تمرين، دوباره غول مي شود يا مي خواهد همين طوري ادامه بدهد.
فايده ندارد. بايد با امير قادري، حاجي زاده را بكشيم همشهري، زير دوخم اش را بگيريم!
نوجوانان هندبال درخشيدند
هشتم عين طلا
هندبال حق دارد جشن بگيرد. اگر كسي خبر نداشته باشد، فكر مي كند هندبالي ها ملت را مسخره كرده اند كه به خاطر يك مقام هشتمي اين همه خوشحالي مي كنند. اما اگر بدانيد كه هندبال ما تا حالا كجا بوده و حالا به كجا رسيده، حق مي دهيد كه از اين مقام اين همه حال كنند.
تيم نوجوانان هندبال ايران در مسابقات قهرماني جهان در دوحه قطر، بين 10 تيم هشتم شد. مسابقاتي كه صر ب ها در آن قهرمان شدند و كره جنوبي ها دوم. اما ايران كه سابقه حضور در چنين مسابقاتي را نداشت، در آخرين بازي اش جلوي آرژانتين هم باخت تا هشتم شود و خوشحالي كند. رئيس فدراسيون هندبال كه انگار از فتح اورست برگشته، مي گويد ايران تنها تيمي بوده كه بدون ديدارهاي تداركاتي به اين مسابقات رفته و با اين همه، بازي هاي بسيار خوبي جلوي حريفان انجام داده حالا اين كه بازي تداركاتي انجام ندادن چه افتخاري دارد، خدا مي داند البته رئيس فدراسيون بعدش اضافه كرده كه كار فردي بچه هاي ايران در بازي با توپ بي نظير بوده، ولي هماهنگي نداشته اند. البته اين هم چيز جديدي نيست. ما در همه ورزش هاي گروهي همين جوري هستيم.
آخر سر هم مژده داده اند كه از اين به بعد، بچه هاي هندبال به امان خدا رها نمي شوند و هر 2 يا 3 ماه، به يك مسابقه اي، تورنمنتي، اردويي، چيزي ارسال مي شوند.
نكته شيرين مسابقات دوحه، حسين خليفي دفاع راست تيم ايران بود كه بين همه دفاع راست ها بهترين شناخته شد.
بي خبري از تيم ملي
ما گاگول نيستيم
ما هم مي دانيم كه تيم ملي چهارشنبه شب بازي داشت. مي دانيم كه بازي خيلي مهم بود. مي دانيم كه از چنين مسابقه هايي هزار تا سوژه مي آيد بيرون و درباره يك بازي اين جوري، كلي مي شود حرف زد و كاغذ سياه كرد.
نپرسيد چرا اين جا درباره بازي ننوشته ايم و حتي به يكي از آن سوژه ها گير نداده ايم. صفحات مجله تا روزهاي سه شنبه بسته مي شود و ما خيلي كه هنر كنيم، خبرهايي را پوشش بدهيم كه تا اين روز اتفاق مي افتد. تازه آن هم نه سه شنبه عصر بلكه سه شنبه صبح. اگر مي بينيد بعضي وقت ها خبرهايمان بيات شده است، اگر بعضي وقت ها اين قدر فاصله افتاده كه ديگر يخ كني الهي! به نظر مي رسد، يك مقدارش دست ما نيست.
حالا هم به همين خاطر نتوانسته ايم يك كلمه درباره بازي ايران ـ ژاپن بنويسيم و ماند براي هفته بعد. حالا نمي خواهد برداريد نامه بنويسيد و e-mail بزنيد و رسالت مطبوعاتي و حساسيت هاي ژورناليستي مان را گوشزد كنيد. حق با شماست، ولي يادتان نرود كه ما محدوديت زمان داريم. اگر نه، خودمان تشخيص مي دهيم كه جاي اين موضوع در صفحه خبري مان خالي است. گاگول كه نيستيم!
جنجال دوباره دوپينگ
مثبت نباشيد لطفا!
دوباره ماجراي دوپينگ جنجالي شد. اين دفعه داستان مربوط به اردوي تيم ملي كشتي در همدان بود و اين كه تستي كه از 6كشتي گير گرفته شد و به آزمايشگاه فرستاده شد، بدجوري رنگ از روي همه پراند. اولين كاري هم كه كردند، اين بود كه يكي از كشتي گيرها را به جام زيكلوفسكي لهستان نفرستادند تا گند قضيه در نيايد. بعد هم شروع كردند به اين در و آن در زدن كه يك جوري ماجرا جمع شود.
نمي دانيم چرا دوباره شروع كردند. تا چند ماه پيش كه كميته مبارزه با دوپينگ راه افتاده بود و در ورزش ها و مسابقات مختلف تست مي گرفت، مدام درگيري داشتيم. يا مامور نمونه گيري را به رختكن راه نمي دادند يا تست نمي دادند يا شيشه مي شكستند، يا اين كه مدام گلاويز بودند. بعد از مشخص شدن تست ها و اين كه گفته شد پرسپوليسي ها و استقلالي ها هم مشكوك اند و بالاخره يك بازيكن ذوب آهن دوپينگي درآمد، كار داشت به جاهاي باريك كشيده مي شد كه ناگهان فتيله را كشيدند پايين. نمونه گيري را گذاشتند كنار و سر و صدا ها خوابيد. دليل اش را حالا پس از چند ماه اعلام كرده اند: چون تيم ملي داشت مي رفت جام جهاني، صلاح نبود تست بگيريم كه يك وقت مثبت باشد و جنجال شود. و اين كه: ترسيديم ملي پوش ها توزرد از آب در بيايند و آبروريزي شود. خب حالا هم كه قرار است برويم جام جهاني. كشتي گيرها هم كه مي خواهند بروند قهرماني جهان. اصولا وقتي كاري اين همه مخالف دارد و نتايج اش ممكن است اين قدر گرفتاري داشته باشد، چه لزومي به انجام آن هست؟ آقا اين سركه فعلا درد نمي كند تا بخواهيد دستمال ببنديد. پس فردا هم كه درد گرفت كي مرده كي زنده.