- هفته نامه فرهنگي - اجتماعي -جوانان‎/شماره۳۲ - شنبه ۲۹ مرداد ۱۳۸۴ - - Aug 20, 2005
docharkhe
عروس بدقدم
013167.jpg
اگر پاي عادل فردوسي پور وسط بود، حالا همه او و بدقدمي  اش را عامل همه اين اتفاقات مي دانستند، ولي عادل هم نبود و تيم ملي در يك  ماه اخير تا مي شد، بد آورد.
اولي اش اردوي انگليس بود كه نصفه كاره ماند و تقريبا با آبروريزي و دماغي نسبتا كباب شده از كمپ بيشام ابي به تهران برگشتيم. خب بدشانسي بود. البته خيلي ها به مسوولان فدراسيون فوتبال ايران گفته بودند كه اردوي لندن در اين شرايط قاراشميش كه انگليس پس از آن انفجارهاي ترورآميز دارد، فاز نمي دهد. اما مسوولان فدراسيون مطابق معمول كه به هيچ  چيز گوش نمي كنند، به اين حرف ها هم گوش نكردند و رفتند انگليس. عدل روز رسيدن تيم به آن جا هم لندن يك بار ديگر تركيد تا نور علي نور شود. بعد ما به QPR باختيم، بعد كلنگ هاي انگليسي، پرچم ما را آتش زدند تا سريع گرد كنيم و برگرديم.
اما قضيه مالزي از انگليس هم ضايع تر بود. اول تيم عربستان كه قرار بود خرج ما را بدهد و اصلا به خاطر مسابقه با عربستان و دست خوش 200 هزار دلار ي اش رفتيم، اما به خاطرمرگ ملك فهد گفتند به كوالالامپور نمي رويم، بعد از چند روز گفتند برويم. بعد كه رفتيم گردوخاك و دود نمي گذاشت چشم چشم را ببيند. همين هم شد كه بازي عربستان يك روز عقب افتاد و بعد هم به كلي كنسل شد. سفر ژاپن هم گفتن ندارد. اين كه بعد از رسيدن ما زلزله آمد و عده اي به خاك سياه نشستند و... خلاصه شير تو شيري كه چند هفته است گرفتارش شده ايم، اوضاعي ساخته كه بعضي ها حاضرند قسم بخورند تيم ملي چشم خورده. ما سال بعد بايد در جام جهاني بازي كنيم. با اين بدشانسي ها چاره اي نداريم جز اين كه براي بچه ها اسفند دود كنيم.

تو مث هيچ  كسي نيستي!
013128.jpg
اگر علي را در روزهاي تمرين قبل از مسابقات مي ديديد، دلتان كباب مي شد. ماگات رويش كليد كرده بود و مي  خواست درستش كند. جوري تمرين اش مي داد كه پدر صاحب بچه درمي آمد و علي طفلك گريه اش مي گرفت. بيچاره آن قدر بشين و پاشو و كارهاي سخت انجام داد كه نگو. اما همان طور كه مي گويند چند ماه بخور نون و تره، بعد يك عمر بخور نون و كره ، براي علي هم آن تمرينات پدر درآر جواب داد و او بازي به بازي بهتر شد. اگر جلوي اشتوتگارت در ليگاپوكال كاملا جوگير و دستپاچه بازي مي كرد، جلوي مونشن گلادباخ در اولين بازي بوندس ليگا يك نيمه خيلي خوب بازي كرد. به بازي بايرلوركوزن هم كه رسيد، از همان دقيقه يك، توي زمين بود و ... اگر بازي اش را نديده باشيد، خيلي بي سليقه ايد.
او به خاطر پاس گلي كه داد و گلي كه زد و به خاطر بازي قشنگي كه كرد، مدام در باي آرنا تشويق شد و بعد از بازي هم ماگات كلي تعريف اش را كرد. اما وقتي علي به هتل برگشت و شام خورد، وقتي زنگ زدند و پرسيدند: خيلي شاهكار بودي، خيلي حال داد، خودت چه حسي داري؟ مي دانيد چه گفت؟ هيچي وقتي پرسيدند: يعني چي، الان مي خواهي چه كار كني؟ مي دانيد چه گفت؟ مي خواهم بخوابم. او آخرش است. لامصب يك كالري هيجان هم ندارد. يك نفر بايد متوجه اش كند كه دارد توي بايرن گل مي زند. يكي بايد به او بگويد كه ملت چطور سر بازي هايش تب مي كنند. آخرش همه ما را ديوانه مي كند.

رويداد هفته
013179.jpg
تيم ملي روماني، 16 شهريور
ديدار تقريبا اروپايي

طبق معمول خبر در چت روم ها لو رفت. يعني يكي از بچه هاي خوره ايراني كه خودش هم در روماني توي يكي از نشريات ورزشي كار مي كند، تو چت روم مقر آمد كه قرار است تيم ملي روز شانزدهم شهريور با روماني بازي كند. خبر از فدراسيون فوتبال روماني در رفته بود و البته بلافاصله هم توسط فدراسيون فوتبال ايران تاييد شد. يك ديدار خوشگل براي بچه هاي تيم ملي كه فعلا طرف هاي تهران پيدايشان نمي شود و همه اش در هواپيما اين طرف و آن طرف مي روند.
البته روماني براي صعود به جام جهاني تقريبا فاتحه اش خوانده است و ديگر نبايد رويش حساب كرد. 5 برد، يك مساوي و سه باخت در گروهي كه هلند پيشتاز آن است و چك پشت سرش قرار دارد. روماني همه بازي هايش را به تيم اول و دوم گروه باخته و با 5 امتياز نسبت به چك حتي اگر در گروه دوم هم بشود، تازه مي رود به پلي آف.
البته روبه رو شدن با روماني و چيوو و موتو بازيكنان معروفش هم به اندازه كافي هيجان انگيز هست.
البته ايران قرار بود با چك بازي كند كه تيم قوي تري است، اما معلوم نشد چي شد كه لغو شد. اصولا براي ايران معلوم نيست چي مي شود كه اين جوري مي شود.

013152.jpg
سجاد مرادي ركورد شكست
۲ نفس مانده به طلا

فقط چند صدم ثانيه كم آورد اگرنه حتي مي توانست به فينال 800 متر قهرماني جهان هم برسد، حتي مي توانست قهرمان جهان شود. نكته اش اين است كه در دو و ميداني ماجرا كلا همين چند صدم ثانيه هاست.
سجاد مرادي بهترين دونده نيمه استقامت ايران كه چند وقت پيش به عنوان يكي از نيم رخ  ـ تمام رخ هاي هفته به او حال داده بوديم و يك صفحه درباره اش نوشته بوديم، در مسابقات قهرماني جهان در هلسينكي فنلاند، ايران را روسفيد كرد. البته او نتوانست از نيمه نهايي بالاتر برود و در حالي كه فاصله كمي با ركورد موردنظرش داشت، حذف شد؛ ولي تا همين جايش هم بايد كلاه ها را برايش بالا بيندازيم.
او در اين مسابقات يعني در آخرين مسابقه اش در نيمه نهايي، ركورد فوق العاده يك دقيقه و چهل و پنج ثانيه و هشتاد و هشت صدم ثانيه را براي دو و ميداني ايران ثبت كرد كه يك ركورد جديد بود. او ركورد قبلي را كه متعلق به خودش بود 19 صدم ثانيه بهتر كرد، يعني تقريبا دو دهم ثانيه. فقط اين كاره ها مي فهمند كه دو دهم ثانيه ركوردشكني در اين سطح يعني چه.
سجاد همچنان اميد ايران در نيمه استقامت جهان است، فقط ترشي نبايد بخورد.

013149.jpg
شكايت نفت به فيفا كشيد
مرغ يك پاي آقاي فدراسيون

فدراسيون فوتبال ايران احتمالا يك دنده ترين فدراسيون فوتبال در تمام دنياست. فدراسيوني كه نه فقط وقتي مي خواهد كارهاي درست اش را انجام بدهد، بلكه حتي وقتي مي خواهد كارهاي غيرقانوني انجام بدهد هم آن را با شدت تمام و با كوبيدن كله تمام مخالفان به تاق انجام مي دهد.
فدراسيون فوتبال، اين اخلاق غيرورزشي را سر ماجراي نفت و راه آهن ثابت كرد. يعني وقتي همه تاييد كردند كه راي اش به نفع راه آهن غيرقانوني بوده و در حالي كه حتي خودش هم اعتراف مي كرد راه آهن و عوامل اجرايي فدراسيون تخلف كرده اند، اما براي اين كه نگويند كم آورده، حاضر نشد راي اش را برگرداند و به نفع نفتي ها حكم بدهد.
اين لجبازي وقتي تابلو شد كه حتي سازمان تربيت بدني هم در تحقيقاتش به اين نتيجه رسيد كه حق با نفت است و مصطفي مميز كارشناس اش اعلام كرد كه نتيجه بازي نفت ـ راه آهن بايد سه بر صفر به نفع آباداني ها شود و آن ها بايد به ليگ برتر صعود كنند، اما فدراسيوني ها كه ديدند كار خراب شده، به سازمان قول دادند يك حكم عادلانه ديگر صادر كنند. ولي وقتي از در سازمان درآمدند، رفتند دوباره همان حكم قبلي را اعلام كردند.
حالا نفت رفته به فيفا شكايت كرده و فقط مانده كه آباداني ها مقابل سازمان ملل بست بنشينند. فدراسيوني كه ما داريم، توي دنيا نوبر است. نيست؟
013143.jpg
LG كنسل شد
جام نفرين شده

جام LG هم براي فوتبال ايران دردسري شده. اوايل همه فكر مي كردند كه اين يك جام معتبري است كه حالا اگر در يكي دو سال اول، تيم هاي گنده دنيا پا نمي  دهند، ولي مدتي كه بگذرد توي خجالت  گير مي كنند و مي آيند جام را از حقارت درمي آورند. ولي بعدا معلوم شد كه نه خير. اين اصولا جام تيم هاي درپيت است و قوانين حاكم بر آن هم بيشتر محلي و جرزني است تا بين المللي. اين را ما در همان جام نيجريه فهميديم كه سر تيم ملي ايران را مثل مرغ بريدند. چون تلويزيون هم نشان نمي داد و نيجريه هم دور بود، ما صدايمان به آن جا نمي رسيد و هيچ رقم نتوانستيم حقمان را از حلقوم آن گردن كلفت هاي بي عاطفه بيرون بكشيم. حالا نه اين كه فقط در جام هاي دور از خانه اين طوري باشد. در جام هايي كه در تهران برگزار شده هم ما هميشه از اين دردسرها داشته ايم و چند تا تيم درجه سه آمده اند. مثلا تيم جوانان ايتاليا كه آن سال آمدند و بي حيثيت بازي درآورند و ما را عذاب دادند.
امسال هم براي برگزاري جام LG از همان اول جنگ اعصاب داشتيم. قرار شد براي اوايل شهريور، ليبي و عراق و ونزوئلا بيايند كه با هر سه تايش مخالفت شد. ليبي را به خاطر ماجراي امام موسي صدر مخالفت كردند، عراق را به خاطر مسائل امنيتي و ونزوئلا را سر چيزهاي ديگر.
جامي كه قرار است اين قدر شر داشته باشد، همان بهتر كه... قرار است دو سه ماه ديگر برگزار شود!
013146.jpg
طلاي حبيبي، شكست حاجي زاده
مهدي ضد اعصاب

فايده ندارد. يك بار بايد حاجي زاده را بياوريم با او يك مصاحبه 4 صفحه اي انجام بدهيم و بالاخره بپرسيم چرا اين قدر بالا و پايين دارد و چرا اين استعداد فوق العاده را اين طوري حرام مي كند. حاجي زاده يك ستاره غيرقابل انكار در دنياي كشتي است كه خوشبختانه حد وسط ندارد و هميشه فقط يا صفر است يا صد. او يا بزرگ ترين قهرمانان دنيا را سوسك مي كند يا در ساده ترين مسابقات مي بازد. دومي همان اتفاقي بود كه در جام زيكلوفسكي لهستان براي او افتاد. در اين مسابقات، حاجي زاده كه گويا از ترس سايتي اف به جاي 74 كيلوگرم در يك وزن بالاتر يعني 84 كيلوگرم شركت كرده بود، مقابل سعيد ابراهيمي از تيم خودمان 2 4 شكست خورد و اوت شد و حالا همه مانده  اند كه با او چه كار كنند. از يك طرف، او مي تواند بگويد باخت اش چون در وزن 84 كيلو بوده، حساب نيست و او بايد در 74 براي مسابقات جهاني ادامه بدهد. از يك طرف هم هادي حبيبي در مسابقات يونيورسياد (دانشجويان جهان) در ازمير تركيه طلا گرفته و براي اين وزن، جاي خودش را در تيم ملي سفت تر كرده. بايد ديد حاجي زاده در روزهاي آينده از خر شيطان پايين مي آيد و با وزن كم كردن و تمرين، دوباره غول مي شود يا مي خواهد همين طوري ادامه بدهد.
فايده ندارد. بايد با امير قادري، حاجي زاده را بكشيم همشهري، زير دوخم اش را بگيريم!
013161.jpg
نوجوانان هندبال درخشيدند
هشتم عين طلا

هندبال حق دارد جشن بگيرد. اگر كسي خبر نداشته باشد، فكر مي كند هندبالي ها ملت را مسخره كرده اند كه به خاطر يك مقام هشتمي اين همه خوشحالي مي كنند. اما اگر بدانيد كه هندبال ما تا حالا كجا بوده و حالا به كجا رسيده، حق مي دهيد كه از اين مقام اين همه حال كنند.
تيم نوجوانان هندبال ايران در مسابقات قهرماني جهان در دوحه قطر، بين 10 تيم هشتم شد. مسابقاتي كه صر ب ها در آن قهرمان شدند و كره جنوبي ها دوم. اما ايران كه سابقه حضور در چنين مسابقاتي را نداشت، در آخرين بازي اش جلوي آرژانتين هم باخت تا هشتم شود و خوشحالي كند. رئيس فدراسيون هندبال كه انگار از فتح اورست برگشته، مي گويد ايران تنها تيمي بوده كه بدون ديدارهاي تداركاتي به اين مسابقات رفته و با اين همه، بازي هاي بسيار خوبي جلوي حريفان انجام داده حالا اين كه بازي تداركاتي انجام ندادن چه افتخاري دارد، خدا مي داند البته رئيس فدراسيون بعدش اضافه كرده كه كار فردي بچه هاي ايران در بازي با توپ بي نظير بوده، ولي هماهنگي نداشته  اند. البته اين هم چيز جديدي نيست. ما در همه ورزش هاي گروهي همين جوري هستيم.
آخر سر هم مژده داده اند كه از اين به بعد، بچه هاي هندبال به امان خدا رها نمي شوند و هر 2 يا 3 ماه، به يك مسابقه اي، تورنمنتي، اردويي، چيزي ارسال مي شوند.
نكته شيرين مسابقات دوحه، حسين خليفي دفاع راست تيم ايران بود كه بين همه دفاع راست ها بهترين شناخته شد.
013134.jpg
بي خبري از تيم  ملي
ما گاگول نيستيم

ما هم مي دانيم كه تيم  ملي چهارشنبه شب بازي داشت. مي دانيم كه بازي خيلي مهم بود. مي دانيم كه از چنين مسابقه هايي هزار تا سوژه مي آيد بيرون و درباره يك بازي اين جوري، كلي مي شود حرف زد و كاغذ سياه كرد.
نپرسيد چرا اين جا درباره بازي ننوشته ايم و حتي به يكي از آن سوژه ها گير نداده ايم. صفحات مجله تا روزهاي سه شنبه بسته مي شود و ما خيلي كه هنر كنيم، خبرهايي را پوشش بدهيم كه تا اين روز اتفاق مي افتد. تازه آن هم نه سه شنبه عصر بلكه سه شنبه صبح. اگر مي بينيد بعضي وقت ها خبرهايمان بيات شده است، اگر بعضي وقت ها اين قدر فاصله افتاده كه ديگر يخ كني  الهي! به نظر مي رسد، يك مقدارش دست ما نيست.
حالا هم به همين خاطر نتوانسته ايم يك كلمه درباره بازي ايران ـ ژاپن بنويسيم و ماند براي هفته بعد. حالا نمي خواهد برداريد نامه بنويسيد و e-mail بزنيد و رسالت مطبوعاتي و حساسيت هاي ژورناليستي مان را گوشزد كنيد. حق با شماست، ولي يادتان نرود كه ما محدوديت زمان داريم. اگر نه، خودمان تشخيص مي دهيم كه جاي اين موضوع در صفحه خبري مان خالي است. گاگول  كه نيستيم!
013173.jpg
جنجال دوباره دوپينگ
مثبت نباشيد لطفا!

دوباره ماجراي دوپينگ جنجالي شد. اين دفعه داستان مربوط به اردوي تيم  ملي كشتي در همدان بود و اين كه تستي كه از 6كشتي گير گرفته شد و به آزمايشگاه فرستاده شد، بدجوري رنگ از روي همه پراند. اولين كاري هم كه كردند، اين بود كه يكي از كشتي گيرها را به جام زيكلوفسكي لهستان نفرستادند تا گند قضيه در نيايد. بعد هم شروع كردند به اين در و آن در زدن كه يك جوري ماجرا جمع شود.
نمي دانيم چرا دوباره شروع كردند. تا چند ماه پيش كه كميته مبارزه با دوپينگ راه افتاده بود و در ورزش ها و مسابقات مختلف تست مي گرفت، مدام درگيري داشتيم. يا مامور نمونه گيري را به رختكن راه نمي دادند يا تست نمي دادند يا شيشه مي شكستند، يا اين  كه مدام گلاويز بودند. بعد از مشخص شدن تست ها و اين كه گفته شد پرسپوليسي ها و استقلالي ها هم مشكوك اند و بالاخره يك بازيكن ذوب آهن دوپينگي درآمد، كار داشت به جاهاي باريك كشيده مي شد كه ناگهان فتيله را كشيدند پايين. نمونه گيري را گذاشتند كنار و سر و صدا ها خوابيد. دليل اش را حالا پس از چند ماه اعلام كرده اند: چون تيم ملي داشت مي رفت جام جهاني، صلاح نبود تست بگيريم كه يك وقت مثبت باشد و جنجال شود. و اين كه: ترسيديم ملي پوش ها توزرد از آب در بيايند و آبروريزي شود. خب حالا هم كه قرار است برويم جام جهاني. كشتي گيرها هم كه مي خواهند بروند قهرماني جهان. اصولا وقتي كاري اين همه مخالف دارد و نتايج اش ممكن است اين قدر گرفتاري داشته باشد، چه لزومي به انجام آن هست؟ آقا اين سركه فعلا درد نمي كند تا بخواهيد دستمال ببنديد. پس فردا هم كه درد گرفت كي مرده كي زنده.

منجي خروس ها برگشت
زيدان سرانجام تصميم گرفت به عرصه ملي برگردد او مي گويد يك نفر به خوابش آمده و به او گفته پس از يك سال به كمك فرانسه بشتابد!
013374.jpg
از جمع فرانسوي هاي آرسنالي جز پاتريك ويه راكه به تازگي به يوونتوس
پيوسته، كسي به اين جوان الجزايري الاصل خوش آمد نگفت

عليرضا سعيدي

خبر، بسيار تكان دهنده بود. به خصوص بعد از آن همه اصرار از سوي مربيان، دست اندركاران، پيشكسوتان فوتبال فرانسه و اهالي قلم و آن همه پافشاري از سوي او كه اعلام مي كرد امكان ندارد ديگر براي تيم ملي كشورش بازي كند. اما عصر چهارشنبه دوازدهم مرداد ماه، زين الدين زيدان در مصاحبه با سايت اختصاصي خودش اعلام كرد: در بازي دوستانه فرانسه ـ ساحل عاج كه 17 اوت در مون پليه برگزار مي شود، به ميدان خواهم رفت. حتـي خــوشبيـن ترين طرفداران فرانسه هم نمي توانستند تصورش را بكنند. خبر آن قدر ناگهاني و عجيب بود كه فرصت كمترين واكنش را حتي از رسانه هاي جمعي فرانسه نـيــز گــرفت. پس از خداحافظي جمع كثيري از بازيكنان پرافتخار و قديمي چون ليزارازو، دزايي، تورام، پتي  و ماكه له له و البته زيدان، ريموند دومنك، مربي جديد آبي پوشان فرانسه هيچ گاه نتوانسته بود همراه با تيم جوان شده اش خاطرات تيم پراقتدار سال هاي نه چندان دور فرانسه را تكرار كند. اين تيم در راه صعود به جام جهاني با مشكلات عديده اي دست و پنجه نرم مي كرد و خط حمله اين تيم به رغم داشتن مهره هاي سرشناسي چون آنري و تره زگه، به تساوي هاي پي درپي برابر رقبا در بازي هاي خانگي رضايت مي داد. تنها پيروزي هاي فرانسه هم در برابر جزاير فارو و قبرس بود. خلاصه اين  كه در فاصله چند هفته مانده به پايان رقابت هاي مقدماتي، آبي ها با جاي گرفتن در مكان چهارم جدول در فاصله سه امتيازي با ايرلند و پشت سر سوئيس و اسرائيل، اوضاعي به شدت بحراني داشتند؛ تا اين  كه زيدان از بازگشت خود خبر داد.
چرا زيزو برگشت؟
اما زيدان خودش از آن چه باعث باز گشت اش شد، چنين مي گويد: دومنك دو سه بار براي ديدن من به مادريد آمد. جلسات طولاني مدتي داشتيم و او از انتظاري كه از ما داشت، صحبت كرد. و همين حرف ها مرا به فكر فرو  برد. قصد دارم ماجراي تازه اي را با فرانسه شروع كنم. وارد جزئيات نمي شوم و به چرا و چگونگي آن كاري ندارم. قرار نيست نقش منجي و زورو را بازي كنم؛ فقط براي كمك به تيم ملي كشورم مي آيم. تكرار مي كنم تنها براي كمك به فرانسه. حذف از گردونه رقابت هاي مقدماتي جام جهاني پس از اين كه اين كشور نتوانست ميزباني المپيك 2012 را به دست آورد، روزگار ورزش فرانسه را به سياهي مي كشاند. بنابراين زيدان احساس مسووليت بيشتري مي كرد: تصميمي را كه روي آن بسيار مصمم بودم عوض كردم. مسووليت سنگيني بر دوش خود احساس مي كردم. نمي توانستم بي تفاوت باقي بمانم؛ پس تصميم گرفتم به جمع آبي ها برگردم.
با وجود اين كه گي رو مربي سابق اوسر، ژرارد هوليه مربي ليون و بسياري از شخصيت هاي ورزشي و اجتماعي فرانسه، تصميم زيدان را مي ستايند، اما برخي از تحليل گران نيز با نگاه هاي ترديدآميز خود، دست هاي ديگري را در اين بازگشت دخيل مي دانند. البته اتفاقاتي كه ظرف چند روز اخير در عرصه تبليغات رسانه اي روي داده اند، اين فرضيه را كه حاميان مالي، موجبات اين بازگشت را فراهم كرده يا حداقل راه را هموار ساخته اند، بيش از پيش تقويت مي كند. چاپ تبليغاتي با عكس زيدان همراه پيراهن تيم ملي فرانسه توسط يك شركت خدمات تلفن همراه در روزنامه  هاي فرانسه ساعاتي قبل از اعلام خبر بازگشت او، درج عناويني چون چقدر دل مان برايت تنگ شده بود يا بازگشت غول پس از اعلام خبر حضور دوباره زيدان در تبليغات مختلف اين شركت   حامي زيزو، و البته سبقت گرفتن حاميان مالي مختلف تيم ملي فرانسه از يكديگر در استفاده از تصوير وي در تبليغات كالايشان ظرف چند روز اخير، همگي نمونه هايي هستند كه نشان مي دهند تجارت تا چه حد مي تواند بر رخدادهاي جهان ورزش تاثيرگذار باشد.
دودستگي فرانسوي
زيدان تصميم به بازگشت گرفته. خيلي ها معتقدند او در زمان خداحافظي نخست خود در تابستان گذشته، با كناره گيري از تيم ملي در اوج شهرت و محبوبيت بهترين تصميم را گرفته بود. ولي حالا ممكن است با صعود نكردن فرانسه به جام جهاني يا عدم نتيجه گيري آن در مرحله نهايي اين مسابقات در تابستان  آينده، هواداران هميشه فراموش كار، خيلي زود نقش زيزو در تاريخ فوتبال فرانسه را از ياد ببرند. به هر حال هيچ كس دوست ندارد به چهره محبوب زوروي فوتبال فرانسه خدشه اي وارد شود.
به نظر برخي كارشناسان هر چند او نتوانسته بود در اوج خداحافظي كند، اما حداقل زماني تحت فشار خداحافظي دوستانش پيراهن آبي را از تن درآورد كه فرانسه با تكيه بر جواناني تازه وارد سعي در بازسازي ساختار خود داشت. حالا وي با بر دوش كشيدن بار سنگين مسووليت هدايت تيم درون زمين ، حتي به رغم ميل باطني اش بايد در شرايط بحراني نقش منجي را ايفا كند و فرانسه را به هر ترتيب ممكن به مرحله نهايي جام جهاني برساند. اما گذشته از تمام مشكلاتي كه در صورت عدم موفقيت ورزشي ممكن است دامن گير وي شود، زيدان بايد با حاشيه ها و باندبازي هاي تيم ملي هم به شدت مقابله كند. هنوز پاي او به تيم ملي نرسيده كه برخي نسبت به وي واكنش منفي نشان مي دهند. ويشكاش دوراسو، هافبك پاري سن ژرمن كه ديگر جايي در تركيب اصلي نخواهد داشت يا ژاك سانتيني، مربي كنوني اوسر و تيم ملي در زمان خداحافظي زيدان، حاضر به اظهارنظر در مورد بازگشت زيزو نشدند و از جمع فرانسوي هاي آرسنالي، جز پاتريك ويه را كه به تازگي به يوونتوس پيـــوسته، كسي به اين جوان الجزايري الاصل خوش آمد گويي نكرد.
جريان اختلافات باند بازيكنان آرسنالي شامل آنري، پيرس، ويه را و ويلتورد با بازيكنان قديمي و به خصوص زيدان و اطرافيانش بر كسي پوشيده نيست. فوتبال دوستان فرانسوي هيچ گاه صحنه هايي را از ياد نبرده  اند كه در يورو 2004، آنري و زيدان با وجود نزديكي مكان بازي شان حتي از دادن يك پاس ساده به يكديگر هم خودداري مي كردند.
به نظر مي رسد بازگردانده شدن تعدادي از قديمي ها مثل تورام و ماكه له له، با دغدغه هاي فكري زيدان بي ربط نبوده  است.
به هر حال با وجود بارتز و اين دو دوست قديمي، او در تيم جديد فرانسه احساس دلتنگي كمتري خواهد كرد.

ستاره بكام در شرق غروب كرد
ستارگان اروپايي و در راس آن ها كهكشاني ها،ديگر براي چشم بادامي ها جذاب نيستند
013272.jpg
بعيد نيست بكام عنوان پردرآمدترين بازيكن فوتبال جهان را از دست بدهد
بي تفاوتي ژاپني ها به نشانه تمام شدن تاريخ مصرف او است

آرمن ساروخانيان
تابستان امسال، سفر باشگاه هاي بزرگ اروپايي به شرق دور به جريان همه گيري تبديل شد. علاوه بر منچستر يونايتد، بايرن مونيخ، بارسلونا و رئال مادريد، تيم هاي كوچك تري مانند اورتون و تاتنهام كه هواخواهان زيادي در آسيا ندارند هم به اين قاره سفر كردند. اما به نظر مي رسد كه چشم بادامي ها به مانند گذشته، شيفته ديدن ستارگان باشگاه هاي اروپايي نيستند و اين مساله بيشتر از همه در مورد ديويد بكام صدق مي كرد.
ستاره رئال مادريد كه نماد بازاريابي و فوتبال تجاري به شمار مي رود، ظاهرا اين روزها اقبال گذشته اش را از دست داده. ودافون (Vodafone)، غول بريتانيايي تلفن همراه كه تمام تبليغاتش در بريتانيا، امريكا، اسپانيا و ژاپن را با تصوير بكام انجام مي داد، ديگر به تمديد قرارداد با او فكر نمي كند. مسوول بازاريابي اين شركت مي گويد: مي خواهيم از ديويد به دليل همكاري اش در فعاليت هاي تجاري مان در سه سال اخير تشكر كنيم. او عدم تمديد اين قرارداد را كه سود سالانه آن براي هافبك انگليسي 5/1 ميليون يورو بود توافقي دوجانبه مي داند و ادامه مي دهد كه فعلا جايگزيني براي بكام پيش بيني نشده، اما گفته مي شود كه دليل اصلي اين مساله، تبليغ زيمنس، رقيب بزرگ شركت ودافون بر روي پيراهن هاي رئال مادريد است.
بكام تا سال 2002 پيراهن منچستر يونايتد را به تن مي كرد كه بر روي آن، تبليغ ودافون ديده مي شد؛ ولي رفتن او به رئال مادريد موجب شد فان نيستلروي و كريستيانو رونالدو به عنوان تصاوير معرف اين مارك برجسته شوند.
به گزارش مجله فوربس (Forbes) درآمد سالانه ديويد بكام، بيست و هفت ميليون يورو است كه بيست ميليون آن از قراردادهاي تبليغاتي است و او را به پردرآمدترين بازيكن فوتبال و هشتمين ورزشكار پردرآمد جهان تبديل كرده. خبرسازترين چهره فوتبال جهان هنوز با پپسي، آديداس و ژيلت قرارداد دارد؛ اما سفر اخير رئال مادريد به آسيا نشان داد كه اسم بكام در آسيا موفقيت اقتصادي گذشته را ندارد. مثلا شركت شيريني فروشي ژاپني ميجي كه در سفر سال گذشته، مجسمه شكلاتي بزرگي از ديويد بكام ساخته بود، ديگر به ادامه همكاري با او فكر نمي كند. دليل اين مساله رسوايي هاي اخلاقي او در اسپانيا، مشكلات خانوادگي و خالكوبي روي گردن اوست كه تصوير او نزد ژاپني ها به عنوان پدر نمونه خانواده را از بين برده. بدين ترتيب، مردي كه به چهره اول تابلوهاي تبليغاتي توكيو تبديل شده بود، به تدريج بر روي بيلبوردها كمياب مي شود. فروش پيراهن ها با نام بكام نيز روز به روز كم تر مي شود و درگيري او با بازيكن توكيو وردي را كه بازتاب زيادي در مطبوعات ژاپني داشت، مي توان پرده آخر اين جدايي ناميد.
با ادامه اين روند، بعيد نيست كه در آينده نزديك، بكام عنوان پردرآمدترين بازيكن فوتبال جهان را از دست بدهد و بي تفاوتي ژاپني ها هشداري به نشانه تمام شدن تاريخ مصرف او به عنوان تضمين فروش هر كالايي باشد. اما هافبك انگليسي بدون اشاره به جنبه اقتصادي اين سفر، آن را خسته كننده مي نامد. بكام كه قبل از اين با كمال ميل حاضر بود به ژاپن سفر كند و حتي يك بار به همراه همسرش تنها به بهانه تبليغ به اين كشور رفت، مي گويد: اين سفرها از نظر بدني براي بازيكنان مفيد نيست. ما نتوانستيم به خوبي تمرين كنيم و براي لاليگا آماده شويم. اما اين بي تفاوتي شامل رئال مادريد نيز مي  شد و سكوهاي خالي ورزشگاه ها در سه بازي اين تيم در چين و ژاپن توي ذوق مي زد. اين اولين بار بود كه در بازي هاي تيم مشهور اسپانيايي در شرق دور، صندلي هاي ورزشگاه پر نمي شد. حتي يك روزنامه چيني، سفر باشگاه رئال مادريد را به آفت ملخ تشبيه كرد كه تنها به هدف جمع كردن پول هواداران انجام مي شود. حتي حرف هاي رونالدو هم كه دليل اين سفر را به تقليد از جورج بوش، فتح قلب هاي مردم ناميده بود، پوچ و خنده دار به نظر مي رسيد. حتي منچستر يونايتد نيز با استقبال زيادي در چين و ژاپن روبه رو نشد و به نظر مي رسد كه نام هاي بزرگ اروپايي، ديگر هيچ چشم بادامي را بي خواب نمي كند.
اما همزمان با افول ستاره ديويد بكام در خاور دور، نام ديگري بر سر زبان ها افتاده. رونالدينيو با دريبل هاي جادويي اش و عشقي كه به فوتبال دارد، محبوب جديد ژاپني هاست. در جايي كه ستارگان كهكشاني رئال، فروغ گذشته را ندارند، ستاره برزيلي بارسلونا يك استثناست. اين نشان مي دهد كه در فوتبال، زيبايي تنها در بازي معنا پيدا مي كند.

پرنده هاي طلايي ايران روي شاخه پنجم
درخشش تيم جوانان واليبال در مسابقات قهرماني جهان، بار ديگر آن ها را به يادمان آورد واليباليست ها چند سال است كه بالاتر و بالاتر مي پرند
013311.jpg
پيروزي بر هلند مي توانست ما را به جمع 4تيم برتر بفرستد اما گيم پنجم با وجود امتيازهاي شانه به شانه به سود هلند تمام شد
مهدي اميرپور
تيمي كه در مسابقات جهاني پنجم شد، شباهت زيادي به برق تهران داشت. سرمربي آن سوت كوويچ در مسابقات ليگ برتر واليبال هم مربي برق تهران بود و تك تك بازيكنان آن در يك سال گذشته پيراهن برق را پوشيده بودند. فدراسيون واليبال براي موفقيت تيم جوانان در مسابقات جهاني، اين تيم را به باشگاه برق تهران شيفت داده بود تا يك سال كنار هم باشند. اگر اين يك سال را در كنار 6ماه اردوي مداومي كه فدراسيون براي تيم جوانان تجويز كرده بود بگذاريم، مي فهميم كه اين مقام چندان هم غيرقابل پيش بيني نبود.
تيم جوانان در اولين بازي خود در مسابقات، 1 ـ۳ از آلمان باخت. اين شكست آن قدر نااميد كننده بود كه ديگر كمتر كسي فكر مي كرد تيم جوانان حتي بتواند از گروه مقدماتي هم صعود كند، اما فقط يك روز وقفه كافي بود تا تيم پوست بيندازد. پس از آن بازي ضعيف، ايران نمايش خوبي داشت و اين ثابت مي كرد كه تيم جوانان، مسابقات تداركاتي خوبي را براي اين بازي ها نداشته. محمد يزداني خرم رئيس فدراسيون واليبال مي گويد: من 6 ماه پيش هم گفته بودم كه اگر مي خواهيم در مسابقات جهاني مقام بياوريم، بايد جهاني فكر كنيم. ولي متاسفانه اين جا كسي بيشتر از آسيا را نمي بيند.
تنها مسابقات تداركاتي تيم جوانان، بازي با تيم هاي بزرگسالان و نوجوانان ايران بود كه داشتند كنار اين تيم در سالن واليبال آزادي تمرين مي كردند. البته بيست روز مانده به آغاز مسابقات جهاني، تيم جوانان روسيه هم به ايران آمد تا در عرض پنج روز، سه بازي با تيم جوانان داشته باشد. يزداني خرم مي گويد: البته اين تيم هم به كمك ايوان بوگانيكف به ايران آمد. اگر ايوان نبود، حتي روسيه هم براي بازي با ايران جواب مثبت نمي داد. در كل، تيم هاي اروپايي سخت حاضر مي شوند با ايران بازي كنند. شما مطمئن باشيد اگر چند تا حريف قدرتمند داشتيم، تيم جوانان در مسابقات جهاني بين 4 تيم برتر قرار مي گرفت.
اما پس از بازي با آلمان كه حكم مسابقه تداركاتي را براي ايران داشت، تيم جوانان در دو مسابقه، تونس و امريكا را شكست داد و دوباره براي صعود به نيمه نهايي اميدوار شد. پيروزي جلوي هلند مي توانست ايران را به جمع 4 تيم جهان بفرستد، اما تيم در يك مسابقه سنگين، 2 ـ 3 باخت. گيم پنجم اين مسابقه در حالي به نفع هلند تمام شد كه دو تيم از پوئن 10 شانه به شانه حركت مي كردند. دست  آخر، آن گيم 24 ـ 26 به پايان رسيد و هلند برنده شد. پس از آن مسابقه، تيم فقط 20 ساعت استراحت داشت تا در يك بازي سنگين ديگر شركت كند؛ مسابقه با برزيل كه سابقه سه دوره قهرماني جهان را داشت. ايران آن بازي هم را با وجود اين كه دو گيم اول را واگذار كرده بود، 2 ـ 2 كرد و باز هم دست آخر، 2 ـ 3 از برزيل شكست خورد. نكته جالبي كه در اين بين حتي نماينده فدراسيون جهاني واليبال (FIVB) را هم شگفت زده كرده بود، قدرت بدني تيم جوانان بود. تيمي كه در عرض 24 ساعت، 10 گيم سنگين را عليه برزيل و هلند انجام داده بود. يزداني خرم مي گويد: سوت كوويچ در بين مربيان اروپاي شرقي به كار بدنسازي شهرت دارد. او در تمرينات بدنسازي، خيلي سخت با بازيكنان كار مي كرد. حتي كساني كه به تمرينات تيم سر مي زدند، از اين كه واليباليست ها چنان وزنه هاي سنگيني مي زدند، تعجب مي كردند. مي ترسيدند بچه ها آسيب ببينند. با وجود اين، تيم هيچ مصدومي نداشت. با اين دو شكست، ايران در گروه B مقدماتي بين شش تيم، سوم شد. با 501 امتياز كسب شده و انجام 22 گيم بازي در پنج مسابقه يك ركورد را بين تيم هاي حاضر در مسابقات جهاني ثبت كرد. با اين مقام، ايران براي به دست آوردن مقام آبرومندانه اي از پنجم تا هشتم، مسابقات خودش را ادامه داد. ايران، امريكا، صربستان و كره جنوبي بايد براي تقسيم اين رتبه ها خودشان را به آب و آتش مي زدند. البته ايران اين مزيت را هم داشت كه با پيروزي 1 ـ 3 جلوي امريكا در گروه مقدماتي، ديگر احتياجي به انجام مسابقه با امريكا نداشت. همان پيروزي در اين مرحله هم حساب مي شد. با اين حساب، پيروزي جلوي صربستان كه تيم ملي آن، يك ماه پيش در ليگ جهاني واليبال، قهرمان شده بود، فينال پنجم شدن را به بازي ايران كره جنوبي موكول كرد.
اما ايران براي پنجم شدن هم به دردسر نيفتاد. مسابقه يك طرفه با كره جنوبي دست آخر با پيروزي 1 ـ 3 ايران تمام شد تا ايران پس از مقام ششم سال۲۰۰۳ كه در ايران به دست آمده بود، اين بار پنجم شود.
به هر حال، اين مقام يك كارنامه خوب براي تيم جوانان و سوت كوويچ است. هر چند كه يزداني خرم مي گويد: سوت كوويچ سبك اروپاي شرقي كار مي كند و پارك كي وون سرمربي تيم ملي، شباهت زيادي به مربيان اروپاي غربي دارد. اين باعث مي شود كه دو مربي با هم اختلاف داشته باشند. سوت كوويچ مربي تندخويي است و حتي در مسابقات اردويي تيم جوانان مي ديديم كه او با داور درگير مي شود. با وجود اين، او در تيم جوانان ماند و جواب داد. البته در ماه هاي آخر اردو كار بدنسازي و آناليز تيم جوانان را از هم جدا كرديم. بدنسازي را به سوت كوويچ داديم و آناليز را به يك مربي هم زبان او كه پارسال در پيام ارتباطات اروميه كار مي كرد.
البته مشكلات ديگري هم در تيم جوانان وجود داشت. يكي از بزرگ ترين آن ها زبان بود. يزداني خرم مي گويد: مربياني كه به ايران آمده اند، نمي توانند خوب انگليسي حرف بزنند. البته بازيكنان ما هم مشكل زبان انگليسي دارند و اين كاملا روي كار تيم تاثير مي گذارد. اين مشكل در تيم بزرگسالان كه پارك سرمربي آن است، بيشتر به چشم مي خورد. اما در تيم جوانان، سوت كوويچ با فارسي دست و پا شكسته و مترجمي كه داشت، توانست كار خودش را انجام دهد. با وجود اين در مسابقات جهاني، مترجم حق نشستن روي نيمكت را نداشت و براي همين در تايم اوت، سوت كوويچ نمي توانست به خوبي با نفرات تيم ارتباط برقرار كند.
با تمام اين مشكلات، تيم هاي پايه واليبال ايران چند سال اخير را با مدال هاي رنگارنگ و مقام هاي خوب گذرانده اند. حالا چند سالي از درخشش اولين تيم جوانان ايران در مسابقات آسيايي و جهاني گذشته و تمام بازيكنان آن در تيم بزرگسالان هستند. يزداني خرم مي گويد: به قدري پشتوانه سازي كرده ايم كه در تيم ملي واليبال، هيچ بازيكن فيكسي نداريم. الان 20بازيكن آماده داريم و در هر مقطعي بهترين نفرات براي تيم ملي انتخاب مي شوند. در كنار تيم ملي، به تعداد دو تيم واليبال هم در رده اميد، بازيكن آماده داريم. البته با انجام مسابقات جوانان، احتمالا تعداد آن ها بيشتر هم مي شود. پارك مي خواهد چند نفر از بين بازيكنان جوانان را به تيم ملي دعوت كند. و در اين بين صادقياني، موسوي و محمد كاظم بيشترين شانس را دارند.

فقط بگو آره!
دلال هاي فوتبال، بازار را حسابي به هم ريخته اند قيمت هاي نجومي و بازيكناني كه رفت و آمدشان سرنوشت يك تيم را تعيين مي كند
013269.jpg
روزنامه نگارهاي ورزشي مي توانند با پوشش اخبار درباره يك بازيكن و
با حمايت يا انتقاد از يك فوتباليست قيمت او را چند برابر بالا و پايين كنند

اگر بدانيد كه فوتباليست ها ساليانه چه پولي را به جيب مي زنند، چشم تان از كاسه درمي آيد. خيلي از آن ها بابت روزي دو ساعت تمرين در سال بيش از 100 ميليون تومان به جيب مي زنند و اين براي هر كسي وسوسه برانگيز است. احتمالا براي همين باشد كه فوتباليست ها براي رسيدن به موقعيت درجه يك دست به هر كاري مي زنند.
در ايران 16 تيم در ليگ برتر بازي مي كنند و 24 تيم در ليگ دسته اول هستند. پس با اين حساب، در ايران 40 تيم داريم كه فوتباليست با استخدام در آن مي تواند درآمد خوبي داشته باشد. اگر فرض كنيم هر تيم با 20بازيكن قرارداد مي بندد، جمع بازيكنان شاغل در ليگ برتر و ليگ دسته اول به 800 نفر مي رسد.
غير از تعداد كمي، تمام اين هشتصد نفر، بازيكنان متوسطي هستند و شگفت انگيز آن جاست كه آمار ثابت مي كند در ايران دست كم پنج هزار فوتباليست متوسط داريم. پس عجيب نيست كه اين پنج هزار نفر براي رسيدن به آن هشتصد جايگاه، رقابتي را  آغاز كنند كه در بسياري از موارد، چندان هم اخلاقي نيست.
در اين بين، كساني هم هستند كه مي توانند به فوتباليست ها كمك كنند. آدم هاي خون گرم، خوش اخلاق و بانفوذي كه از هر چيزي سر در مي آورند. اما شايد دلال تنها صفتي باشد كه بتوان به آن ها نسبت داد. اين دلال ها وقتي مي بينند كسي براي آغاز رقابت با بازيكنان ديگر، دست و پايش مي لرزد، سمت او مي روند و طرح يك رفاقت ناپايدار را با او مي ريزند. اين رفاقت فقط تا وقتي عمر مي  كند كه بازيكن به تيمي كه رفيق به او توصيه كرده، برود و پس از آن، دلال سراغ يك رفيق تازه مي رود. سيامك قليچ خاني كارشناس فوتبال و دبير فوتبال روزنامه همشهري مي گويد: يك فاصله بين مديريت باشگاه و بازيكنان وجود دارد. اين فاصله، روزبه روز هم بيشتر مي شود و در اين خلاء يك غده رشد كرده. يك غده كه مي خواهد از اين فاصله، نهايت استفاده را ببرد.
دلاليسم در فوتبال ايران با سرعت زيادي پيش مي رود. دلال ها خصوصيات اخلاقي خودشان را دارند. با اعتماد به نفس زياد به هر جايي سر مي زنند تا بفهمند چه تيمي كدام بازيكن را مي خواهد. پس از آن، دلال به سمت بازيكن مي رود و با او رابطه نزديكي ايجاد مي كند. بعد به جاي او سراغ باشگاه مي رود و مي گويد: شما بوديد آقاي X را مي خواستيد؟ من الان مي توانم او را بياورم. و همين جريان، دست آخر به عقد قرارداد بين بازيكن و باشگاه منجر مي شود.
اما اين پايان ماجرا نيست. پولي كه دلال از اين انتقال به جيب مي زند، كمتر از دستمزد فوتباليست ها نيست. البته فدراسيون جهاني فوتبال پس از تزريق ثروت به فوتبال، جلوي اين مشكل را گرفت. فيفا هر سال، كلاس هاي Fifa agent را برگزار مي كند تا فارغ التحصيلان آن با مدركي كه دارند، بتوانند به صورت قانوني در دنياي فوتبال فعاليت كنند. البته Fifa agent  ها تنها در نقل و انتقال بازيكن نقش ندارند؛ آن ها يك كارشناس حقوقي هستند كه با بازيكن ها قرارداد رسمي مي بندند. با اين قرارداد، تمام كارهاي حقوقي بازيكن به گردن مدير برنامه هايش مي افتد كه تنها گوشه اي از آن، انتقال او به باشگاه هاي ديگر است.
البته دلالي فقط به قشر بيكاري كه دور و بر فوتبال مي چرخند، ختم نمي شود. دلال هايي هم هستند كه با استتار در جايگاه ديگري كارشان را انجام مي دهند. الان كم نيستند مربياني كه بازيكن جابه جا مي كنند. همين امسال وقتي يك مربي براي كار از تهران به شهرستان رفت، يك گروه از بازيكنان مسن تاريخ گذشته را با خود به آن جا برد تا باشگاه با دستور آقاي مربي با آن ها قرارداد ببندد. البته مربي محض رفاقت اين كار را نمي كند. او پيش از اين مسافرت، با تك تك بازيكنان سر اين كه چقدر از پول قراردادشان را بايد به مربي بدهند، حرف زده. با اين كارها مربي به پولي چند برابر چيزي كه از يك سال مربيگري در يك تيم بزرگ مي گيرد، مي رسد.
در ميان روزنامه نگارهاي ورزشي هم كساني كه به خريد و فروش بازيكن اشتغال دارند، كم نيستند. كساني كه مي توانند با پوشش اخبار درباره يك بازيكن و با حمايت يا انتقاد از يك فوتباليست، قيمت او را چند برابر بالا و پايين كنند و سرانجام او را جابه جا كنند.
به هر حال، وجود دلال در فوتبال ايران گاهي هم باعث انبساط خاطر ملت شده. وقتي يك دلال، محمد حسيني بازيكن ابومسلم را جاي جلال حسيني بازيكن ملوان به تمرينات پرسپوليس آورد، همه فهميدند كه اين قشر با چه روش هايي كار مي كنند. محمد حسيني با موهاي پرپشت جاي جلال حسيني را گرفته بود كه هر روز سرش را مي تراشد. او يك  چك هشتاد ميليوني هم از پرسپوليس گرفته بود؛ اما خيلي سريع پروين ته قضيه را درآورد و جلوي ماجرا را گرفت. با وجود اين، احتمالا به اين زودي نمي توان جلوي دلالي را گرفت.
سيامك قليچ خاني مي گويد: اگر با اين پديده برخورد نشود، فوتبال ايران در آينده تحت تاثير آن ها خواهد بود.

فهرست
نامه به سردبير
فهرست
سينما تلويزيون
آخرين گام هاي يك فيلم محكوم به مرگ
يك داستان سرراست
رويداد هفته
وقتي حواست نيست زيباتريني
فقط 10دقيقه فيلم مفيد!
Javan-cinemaTV@ Hamshahri.org
ورزشي
عروس بدقدم
تو مث هيچ  كسي نيستي!
رويداد هفته
منجي خروس ها برگشت
ستاره بكام در شرق غروب كرد
پرنده هاي طلايي ايران روي شاخه پنجم
فقط بگو آره!
اجتماعي
آن را كه آشنايي نزديك واگذارد، بيگانه اي دور دريابد
زندگي
نيمه شعبان در صدر جدول
هكرهاي دوست داشتني!
رويداد هفته
سينما
برتون و كارخانه روياسازي
استاد دست قيچي!
برتون و جاني دپ
دانش
وباي التور: نامي كه از آن مي هراسيد
مرغ ميليارد دلاري سالم نشست
هرچه هست زير سر يك ايراني است
فاضلاب نشئه
پديده جهاني
دو، يك، صفر... بوم
داستان ديسكاوري
شاتل! توي اين دنيا فقط تو رو دارم!
هدف بعدي: قدم  زدن روي مريخ
فضا زير گام هاي دورقيب
اين راه، قهوه خانه نمي خواهد؟
۱۰قدم رو به جلو
روزها
حكيمي كه از شرق آمد
تو را اي كهن بوم و بر دوست دارم
رويدادها
جهان كوچك
بپر بپر زاغي جون
نان و نفت و رشوه
يكي از سه تفنگدار كم شده
دوباره فصل شاد اتحاد
ويژه
نقش جهان پايتخت نصف جهان
يك ميدان، چهارحادثه
|  فهرست  |  سينما تلويزيون  |  ورزشي  |  اجتماعي  |  زندگي  |  دانش  |  سينما  |  پديده جهاني  |
|  روزها  |  جهان كوچك  |  ويژه  |  شناسنامه  |  مهمان هفته  |  راهنما  |  سبك زندگي  |  گفت و گو  |
|  موفقيت  |   نيم رخ ، تمام رخ  |  يادداشت  |  موضوع ويژه  |  گالري  |
|   صفحه اول   |   آرشيو   |   چاپ صفحه   |