خطي روشن در آسمان پديدار مي شود. لحظه اي بر زمينه ثابت و آشناي ستارگان مي درخشد و محو مي شود. از كجا مي آيد؟ ستاره اي است كه پايين افتاده؟ فرشته اي كه اگر هنگام ديدنش آرزويي بكنيد، آرزويتان را برآورده مي كند؟ چه اتفاقي افتاده است؟
بيرون از جو سياره ما، برخلاف تصور، با محيطي خالي روبه رو نمي شويم. در فضاي به ظاهر تهي بيرون از جو زمين، ذرات ريز و درشتي سرگردان اند. اين ذرات ممكن است در اثر برخوردهايي كه بين سيارك ها رخ مي دهد، به وجود آمده باشند يا از زمان شكل گيري منظومه شمسي در فضاي بين سيارات باقي مانده باشند. اين سنگريزه هاي سرگردان به طور مداوم با زمين برخورد مي كنند. وقتي آن ها از محيط خلاء با سرعت زيادي وارد جو زمين مي شوند، اصطكاك زيادي با هواي اطراف خود پيدا مي كنند. گرماي ناشي از اين اصطكاك، باعث مي شود لايه هاي بيروني سنگ به شدت داغ شوند و سنگ، لايه لايه بسوزد. هواي اطراف، هنگام عبور ذره، به دليل اين گرماي ناگهاني يونيزه مي شود. نوري كه ما مي بينيم، رد هواي يونيزه اي است كه تا چند لحظه در مسير حركت اين ذرات به جا مي مانند.
تخمين مي زنند كه در هر شبانه روز، حدود صدميليون از اين ذرات به زمين برخورد مي كنند. اندازه آن ها چند ميلي متر تا حداكثر چند سانتي متر است. هر چه ذره اي بزرگ تر باشد، شهاب مشاهده شده پرنورتر است. اگر سنگ از يك توپ بسكتبال بزرگ تر باشد، شهاب مشاهده شده از سياره زهره پرنورتر است كه به آن آذرگوي مي گويند. (زهره پس از خورشيد و ماه، درخشان ترين جرم آسمان است). شهاب هاي پرنور، به ويژه آذرگوي ها از جذابيت هاي خاصي برخوردارند. ممكن است سنگ، هنگامي كه وارد جو زمين مي شود، تكه تكه شود يا در ميانه راه، منفجر شود. علاوه بر آن، چشم ما مي تواند رنگ شهاب هاي پرنورتر را تشخيص بدهد. رنگ شهاب ها معمولا آبي يا سفيد است، ولي گاهي مي توان شهاب هايي به رنگ هاي زرد و حتي قرمز يا سبز را تشخيص داد.
در طول شب مي توان در هر ساعت، حدود چهار يا پنج شهاب ديد، اما گاهي تعداد شهاب ها به طور قابل ملاحظه اي افزايش مي يابد. زمين در فضا با توده اي از غبار و خرده سنگ برخورد مي كند؛ بنابراين در يك بازه زماني نسبتا كوتاه، تعداد زيادي شهاب در آسمان ديده مي شود. به اين پديده، بارش شهابي مي گويند.
بارش شهابي چگونه به وجود مي آيد؟
اما توده هايي كه بارش هاي شهابي را به وجود مي آورند از كجا مي آيند؟ پاسخ اين پرسش را بايد در يكي از جذاب ترين اعضاي منظومه شمسي جست: دنباله دارها!
دنباله دارها (كه گاه به اشتباه، ستاره هاي دنباله دار ناميده مي شوند) اجرامي به ابعاد تقريبي 10 كيلومتر هستند كه از دوردست هاي منظومه شمسي مي آيند: جايي فراسوي مدار پلوتو كه صخره هاي بزرگ يخي در مرزهاي منظومه شمسي معلق اند. گاه، به دليل نيروهاي گرانشي كه به آن ها وارد مي شود، يكي از آن ها مسير خود را تغيير مي دهد و به سمت داخل منظومه شمسي كشيده مي شود. هر چند كه حدود يك ميليون سال طول مي كشد تا اين مسير طولاني را طي كند و به بخش هاي دروني تر منظومه شمسي برسد. سرعت برخي از آن ها، بيشتر از آن است كه در دام گرانش خورشيد باقي بمانند. نزديك مي شوند، در مداري سهمي يا هذلولي، چرخي به دور خورشيد مي زنند و براي هميشه منظومه شمسي را ترك مي كنند؛ اما بعضي از آن ها در مدارهاي كشيده بيضي شكل به دور خورشيد مي گردند.
از آن جا كه هسته دنباله دارها عمدتا از يخ و گرد و غبار تشكيل شده است، هنگامي كه به خورشيد نزديك مي شوند، يخ به تدريج تصعيد مي شود، گرد و غبار آزاد مي گردد و به شكل دم غباري دنباله دار در فضا پشت سر هسته مركزي كشيده مي شود.
دم يك دنباله دار مي تواند تا چند ميليون كيلومتر پشت سر دنباله دار ادامه داشته باشد. دم دنباله دار هياكوتاكه كه ركورددار طول دم در بين دنباله دارها است، به بيش از 200 ميليون كيلومتر رسيد و در آسمان، منظره زيبايي را پديد آورد: هنگامي كه دنباله دار در افق ديده مي شد، دم آن تا بالاي سر رصدكننده كشيده شده بود. اما برخلاف چيزي كه ممكن است به نظر بيايد، دم (دنباله) حركت نمي كند. ذرات از هسته دنباله دار جدا مي شوند و در حالي كه دنباله دار به مسير خود ادامه مي دهد، ذرات غبار در فضا به جا مي مانند و در مسير حركت آن، توده متراكمي به جا مي گذارند.
زمين هر شب با تعداد زيادي از ذرات سرگردان برخورد مي كند و ما شهاب هاي پراكنده ناشي از اين برخوردها را مي بينيم. حال تصور كنيد كه مسير حركت يك دنباله دار با مدار زمين به دور خورشيد تلاقي كند. زمين از بين توده سنگريزه و غبار عبور مي كند و در بازه زماني (چند ساعت تا چند روز) شهاب واره هاي زيادي وارد جو زمين مي شوند و ما شاهد يك بارش شهابي خواهيم بود.
در طول سال، بيش از پنجاه بارش شهابي وجود دارد كه دنباله دارهاي مختلفي، آن ها را به وجود مي آورند. البته منشاء بارش شهابي جوزايي كه حدود 21 و 22 آذرماه رخ مي دهد، سياركي به نام فيتن 3200 است كه برخي عقيده دارند كه باقي مانده هسته يك دنباله دار قديمي است.
شهاب پراكنده يا شهاب بارشي؟
در يك بارش شهابي، شهاب ها همگي به طور موازي وارد جو زمين مي شوند، ولي هنگام رصد به نظر مي رسد كه اگر تمام شهاب ها را در خلاف جهت حركت شان امتداد دهيم، به نقطه مشخصي مي رسيم؛ انگار همه شهاب ها از آن نقطه مي آيند. دليل اين پديده، بسيار ساده است: پرسپكتيو! حتما توجه كرده ايد كه دو ريل موازي راه آهن از ديد ما در فاصله بسيار دور به هم مي رسند؛ به دليلي مشابه، شهاب هاي يك بارش شهابي كه حركت شان تقريبا در يك جهت است و تقريبا موازي به جو زمين برخورد مي كنند، به نظر ما از يك نقطه مي آيند. به اين نقطه كانون بارش مي گوييم. مختصات كانون يك بارش شهابي خاص، تغيير چنداني نمي كند و نسبت به ستاره هاي اطرافش، موقعيت تقريبا ثابتي دارد. بنابراين، دانستن مختصات كانون بارش، راه خوبي براي تشخيص يك بارش شهابي از بارش هاي ديگر است. بارش هاي شهابي را به اسم صورت فلكي كه كانون بارش در آن قرار دارد، نام گذاري مي كنند.
به عنوان مثال، كانون بارش شهابي اسدي در صورت فلكي اسد قرار دارد و كانون بارش شهابي بر ساوشي در صورت فلكي برساوش.
ممكن است در زمان رصد بارش شهابي، شهاب هاي ديگري را ببينيد كه امتدادشان از كانون بارش نمي گذرد، بلكه از گوشه هاي ديگري از آسمان مي آيند. اين شهاب ها، شهاب هاي پراكنده هميشگي هستند و نبايد آن ها را جزو شهاب هاي حاصل از آن توده به شمار آورد.
نكته ديگري كه براي تشخيص يك شهاب پراكنده از شهاب هاي بارشي بايد مورد توجه قرار بگيرد، اين است كه در يك بارش شهابي، هر چه شهاب از كانون بارش دورتر باشد، از ديد ما به شكل كمان بلندتري روي كره آسمان تصوير مي شود؛ بنابراين بلندتر است و سرعت بيشتري دارد. و هر چه فاصله اش از كانون كمتر مي شود، طول آن هم كمتر مي شود. تا جايي كه اگر شهابي از كانون بارش، مستقيم به سمت ما بيايد، به صورت نقطه اي ديده مي شود.
به همين دليل، بهترين محدوده براي ديدن شهاب، حوالي كانون نيست. اگر مي خواهيد شهاب هاي بيشتري ببينيد، بايد در آسمان از كانون بارش فاصله بگيريد و روي دايره اي به شعاع تقريبي 20 درجه حول كانون، دنبال شهاب بگرديد. براي آن كه درك واضح تري از مقياس درجه روي كره آسمان داشته باشيد، خوب است بدانيد اگر دست تان را كاملا دراز كنيد، يك مشت بسته شما در امتداد بازويتان حدود 10 درجه، و يك وجب كاملا باز، بين 20 تا 25 درجه از آسمان را مي پوشاند.
چند شهاب مي بينيم؟
اولين پرسشي كه هنگام صحبت از يك بارش شهابي به ذهن مي رسد، اين است كه در طول شب، چند شهاب ديده مي شود؟ براي مشخص كردن تعداد شهاب ها، كميتي به نام ZHR تعريف مي شود. ZHR يا نرخ ساعتي سه سو ، تعداد شهاب هايي است كه در يك آسمان تاريك و بدون ابر و غبار در مدت يك ساعت ديده مي شود. البته در حالتي كه كانون بارش، بالاي سر رصدكننده قرار داشته باشد، معمولا شهاب هايي كه در يك ساعت مي توانيد رصد كنيد، كمتر از ZHR است؛ چرا كه ZHR در اين شرايط ايده آل تعريف مي شود و معمولا نمي توانيم همه اين شرايط رصدي را داشته باشيم.
ZHR در بارش هاي شهابي، متفاوت است. اگر از زمان عبور دنباله دار، مدت زيادي گذشته باشد و توده پخش شده باشد يا دنباله دار كوچك شده باشد و توده كم تراكم تري به جا گذاشته باشد، ZHR عدد كوچك تري را نشان مي دهد. ZHR در بسياري از بارش هاي شهابي كوچكتر، حدود 20 يا كمتر است؛ هرچند كه بازگشت دنباله دار، مي تواند ZHR را براي يك يا دو سال به شكل چشمگيري افزايش دهد. در اين مواقع، شهاب باران هايي رخ مي دهند كه بيش از حد تصور، هيجان انگيز هستند. در سال 1833 ميلادي، مردم ايالات متحده امريكا، شاهد بارش اسدي خيره كننده اي بودند. در هر لحظه آسمان پر از خط هاي نوراني بود. آن ها فكر مي كردند پايان دنيا فرا رسيده است، و وقتي رگبار شهاب به پايان رسيد، همه از اين كه ستاره ها، هنوز سرجاي خود بودند تعجب كردند! ZHR در اين بارش در هنگام اوج خود، 000/150 شهاب در ساعت تخمين زده شد: تقريبا 40 شهاب در ثانيه!
در دوره ما نيز بارش هاي شهابي هيجان انگيزي رخ داده است. بارش هاي اسدي سال هاي 1377 و 1378 براي همه كساني كه شاهد آن ها بودند، خاطره هايي فراموش نشدني هستند. واقعا از آسمان شهاب مي باريد!
چرا رصد مي كنيم؟
حتما اين سوال به فكرتان رسيده است كه چرا ما بايد بارش هاي شهابي را رصد كنيم؟ جالب است بدانيد با استفاده از اطلاعاتي كه هنگام رصد بارش هاي شهابي ثبت مي شود، مي توان چيزهاي زيادي را محاسبه كرد. اگر قدر هر شهاب (عددي براي ستاره ها يا هرجرم آسماني ديگر كه معرف ميزان روشنايي آن جرم است) ثبت شود، اطلاعات جالبي از ذرات توده و توزيع اندازه آن ها به دست مي آيد. با كمك اين اطلاعات مي توانيم درباره عمر توده و همچنين وضعيت دنباله دار، ديد بهتري پيدا كنيم. همچنين با ثبت زمان بارش و پيدا كردن زمان اوج آن، مي توانيم درباره موقعيت توده در فضا اطلاعات دقيق تري به دست بياوريم. رصد و ثبت بارش هاي شهابي از نظر علمي بسيار با اهميت است؛ ولي ما دليل مهم تري هم براي رصد بارش هاي شهابي و همه پديده هاي نجومي داريم: لذت بردن از آسمان!
زيبايي آسمان پرستاره و شهاب هايي با رنگ هاي مختلف كه لحظه اي مي درخشند و محو مي شوند، و هيجاني كه ديدن يك آذرگوي در انسان به وجود مي آورد، مي تواند دليل خوبي براي گذراندن يك شب سرد در زير آسمان باشد.
جمعه را درياب
بارش شهابي برساوشي، يكي از معروف ترين و پرطرفدارترين بارش هاي شهابي است كه هر سال، حدود 21 و 22 مرداد ماه رخ مي دهد. بارش برساوشي نسبت به بارش هاي پرشهاب ديگر مانند اسدي، جوزايي و ربعي ـ اين مزيت را دارد كه در تابستان رخ مي دهد و سرماي هوا خيلي شديد نمي شود. علاوه بر آن، شهاب هاي برساوشي سرعت كمتري دارند و به همين دليل، احتمال ديدن آن ها افزايش پيدا مي كند.
امسال موقعيت نسبتا خوبي براي رصد بارش برساوشي فراهم است. زمان اوج بارش بين ساعت 9 تا 12 جمعه شب (21 مرداد) پيش بيني شده است. ماه تربيع (ماه شب هفتم) مزاحمت چنداني ايجاد نمي كند، چرا كه پيش از نيمه شب غروب مي كند، در حالي كه صورت فلكي برساوش در همان زمان از افق شمال شرقي ارتفاع مي گيرد. ZHR را براي بارش امسال حدود 100 شهاب در ساعت محاسبه كرده اند: در آسمان تاريك خارج از شهرهاي بزرگ، شهاب هاي زيبايي خواهيد ديد.
لباس گرم را فراموش نكنيد. مناطق خارج از شهر حتي در شب هاي تابستان، ممكن است طوري سرد شود كه نتوانيد كار رصد را ادامه بدهيد و شب را به سختي بگذرانيد.
براي تماشاي شهاب ها بهتر است زيـرانــداز يــا كيسه خواب همراه خود ببريد و در حالي كه دراز كشيده ايد، به آسمان نگاه كنيد.
بارش شهابي، تنها يكي از زيبايي هاي بي شمار آسمان است. كافي است گاهي سرتان را بالا بگيريد و نگاهي به آسمان بيندازيد و از زيبايي هاي آن لذت ببريد.
منظره افق شمال شرقي آسمان نيمه شب جمعه 21 مرداد:
صورت فلكي برساوش تازه طلوع كرده و در بالاي آن، صورت فلكي ذات الكرسي به شكل يك w كج وكوله به خوبي قابل تشخيص است. نقطه قرمز بين اين دو صورت فلكي، مكان تقريبي كانون بارش را نشان مي دهد. كنار كانون بارش، خوشه دوتايي برساوش قرار دارد كه در آسمان تاريك به راحتي با چشم ديده مي شود.
شهاب هـاي برسـاوشـي 1383 در آسمان پرستاره.
جهت گيري شهاب ها نسبت به كانون بارش به خوبي در عكس مشخص است.