- هفته نامه فرهنگي - اجتماعي -جوانان‎/شماره ۳۱ - شنبه ۲۲ مرداد ۱۳۸۴ - - Aug 13, 2005
docharkhe
روش جديد نانوتكنولوژيست ها براي مقابله با سرطان
اسب هاي ريز تروا
012771.jpg
احسان لطفي
داستان تروا را يادتان هست؟ همان اسب چوبي كه دار و  دسته آشيل، شكمش را با سرباز پر كردند و به عنوان هديه گذاشتندش جلوي دروازه تروا و باقي قضايا را خودتان بهتر مي دانيد. اين ايده ديگر احمق ترين ژنرال ها را هم نمي تواند گول بزند؛ اما محققان نانو تكنولوژي دانشگاه MIT، توانسته اند اسب ترواي كوچكي بسازند كه تومورهاي سرطاني، به راحتي در را به رويش باز مي كنند.
رگ را ببند
الان كه اين مطلب را مي خوانيد، شيمي درماني مهم ترين روش مقابله با سرطان به حساب مي آيد؛ اما مشكلش اين است كه داروها و تركيبات شيميايي به كار رفته، سلول هاي سالم را هم مسموم مي كنند و علاوه بر اين، بعد از مدتي، سلول هاي سرطاني نسبت به دوز اين  داروها مقاوم مي شوند. به همين خاطر، محققان سراغ تكنيك هاي تازه اي مثل روش ضدرگزايي(Anti-Angiogenesis) رفتند. رگزايي فرآيندي است كه در آن، تومورهاي سرطاني، خودشان دست به كار ساختن رگ هاي خوني مي شوند و از اين طريق، علاوه بر تغذيه سلول هاي مركز تومور، به جريان خون هم اتصال پيدا مي كنند. ايده ضد رگزايي اين است كه با قطع كردن شريان تغذيه كننده تومور، باعث مرگ تدريجي آن بشوند؛ اما حتي اين روش به ظاهر مطمئن هم مي تواند اثر معكوس بگذارد. چون قطع شدن شريان، غير از مواد غذايي، جلوي رسيدن اكسيژن به سلول هاي سرطاني را هم مي گيرد و مي تواند آن ها را به ساختن رگ هاي خوني جديد، پخش سلول ها در نقاط ديگر بدن و ساير فرآيندهاي زنده  نگه دارنده، تحريك كند.
پشت دروازه هاي شهر
راه حلي كه در مرحله بعد به ذهن مي رسد، تركيب اين دو روش، يعني شيمي درماني و ضد رگزايي است كه آن هم مشكلات خودش را دارد: يكي اين كه شاهراه ارتباطي تومورها، رگ هاي تغذيه كننده شان هستند و بنابراين اگر اين رگ ها را ببنديد، راهي براي فرستادن داروهاي شيميايي به درون تومور باقي نمي ماند. علاوه بر اين، نحوه تاثير اين دو نوع دارو (داروهاي ضد رگزايي و داروهاي شيميايي) فرق مي كند و جدول زماني استفاده از آن ها هم متفاوت است: داروهاي ضدرگزايي معمولا در بازه هاي پيوسته و طولاني مصرف مي شوند در حالي كه شيمي درماني، دوره هاي منظم و با فاصله دارد.
۲۰۰ نانومتر ولي نامرئي
حالا گروهي از پژوهشگران شيمي، مهندسي زيست شناسي و زيست دارويي امريكا به سرپرستي رام ساسيسخاران، استاد دانشكده مهندسي زيست MIT، توانسته اند يك توپ دوجداره 200 نانومتري بسازند كه تقريبا يك تنه از پس مشكلات موجود برمي آيد. روي غشاي بيروني اين نانو سلول، داروهاي ضد  رگزايي و روي غشاي دروني، تركيبات شيمي درماني قرار مي گيرد و يك ماده شيميايي خاص كه به غشاي بيروني اضافه مي شود، آن را از چشم سيستم ايمني بدن مخفي مي كند و مانع تشخيص آن به عنوان يك عامل خارجي و مهاجم مي شود. اندازه نانوسلول هم طوري در نظر گرفته شده كه به راحتي از رگ هاي توموري عبور مي كند؛ اما در گذر از حفره هاي ريزرگ هاي عادي دچار مشكل مي شود.
شهر بي دفاع
وقتي نانو سل از طريق رگ هاي طولي وارد تومور شد، تازه بخش هيجان انگيز ماجرا آغاز مي شود. غشاي بيروني از هم مي پاشد و داروي ضد  رگزايي را آزاد مي كند. تحت تاثير اين دارو، رگ هاي خوني تغذيه كننده تومور، بسته مي شوند و ارتباط خوني آ ن ها با بافت هاي سالم بدن قطع مي شود. حالا قسمت دوم عمليات به اجرا درمي آيد و غشاي  دروني بي  آن كه نگران مسموميت اعضاي سالم باشد، تركيبات شيمي درماني را به تدريج وارد تومور دربسته مي كند. البته جزئيات فني اين فرآيندها، هنوز اعلام نشده است.
۳۵ روز بيشتر
محققان MIT، فيلم نامه ماجراجويانه بالا را روي موش ها امتحان كرده اند: نانوسل دوجداره، فرآيند رگزايي را متوقف كرد، باعث تحليل رفتن تومور شد و خيلي بهتر از روش هاي موجود، جلوي مسموميت بافت هاي سالم را گرفت. از نظر آماري هم، 80 درصد موش هاي مورد آزمايش، بيشتر از 65 روز عمر كردند؛ در حالي كه با بهترين روش هاي درماني موجود، عمر موش ها حداكثر به 30 روز مي رسد و بدون درمان، بيشتر از 20 روز زنده نمي مانند. ديگر اين كه استفاده از نانوسل، براي سرطان پوست بهتر از سرطان ريه جواب داد كه اين نشان مي دهد نانوسل ها  را براي هر سرطان، بايد جداگانه طراحي و بهينه كرد. هنوز تا سقوط تروا، راه زيادي مانده است.

به بهانه بارش شهابي جمعه شب
آتش بازي آسمان در شب گرم تابستاني
سارا فيض بخش
در طول شب مي توان در هر ساعت حدود چهار يا پنج شهاب ديد اما گاهي تعداد شهاب ها به طور قابل ملاحظه اي افزايش مي يابد
خطي روشن در آسمان پديدار مي شود. لحظه اي بر زمينه ثابت و آشناي ستارگان مي درخشد و محو مي شود. از كجا مي آيد؟ ستاره اي است كه پايين افتاده؟ فرشته اي كه اگر هنگام ديدنش آرزويي بكنيد، آرزويتان را برآورده مي كند؟ چه اتفاقي افتاده است؟
012765.jpg
بيرون از جو سياره  ما، برخلاف تصور، با محيطي خالي روبه رو نمي شويم. در فضاي به ظاهر تهي بيرون از جو زمين، ذرات ريز و درشتي سرگردان اند. اين ذرات ممكن است در اثر برخوردهايي كه بين سيارك ها رخ مي دهد، به وجود آمده باشند يا از زمان شكل گيري منظومه شمسي در فضاي بين سيارات باقي مانده باشند. اين سنگريزه هاي سرگردان به طور مداوم با زمين برخورد مي كنند. وقتي آن ها از محيط خلاء با سرعت زيادي وارد جو زمين مي شوند، اصطكاك زيادي با هواي اطراف خود پيدا مي كنند. گرماي ناشي از اين اصطكاك، باعث مي شود لايه هاي بيروني سنگ به شدت داغ شوند و سنگ، لايه لايه بسوزد. هواي اطراف، هنگام عبور ذره، به دليل اين گرماي ناگهاني يونيزه مي شود. نوري كه ما مي بينيم، رد هواي يونيزه اي است كه تا چند لحظه در مسير حركت اين ذرات به جا مي مانند.
تخمين مي زنند كه در هر شبانه روز، حدود صدميليون از اين ذرات به زمين برخورد مي كنند. اندازه آن ها چند ميلي متر تا حداكثر چند سانتي متر است. هر چه ذره اي بزرگ تر باشد، شهاب مشاهده شده پرنورتر است. اگر سنگ از يك توپ بسكتبال بزرگ تر باشد، شهاب مشاهده شده از سياره زهره پرنورتر است كه به آن آذرگوي مي گويند. (زهره پس از خورشيد و ماه، درخشان ترين جرم  آسمان است). شهاب هاي پرنور، به ويژه آذرگوي ها از جذابيت هاي خاصي برخوردارند. ممكن است سنگ، هنگامي كه وارد جو زمين مي شود، تكه تكه شود يا در ميانه راه، منفجر شود. علاوه بر آن، چشم ما مي تواند رنگ شهاب هاي پرنورتر را تشخيص بدهد. رنگ شهاب ها معمولا آبي يا سفيد است، ولي گاهي مي توان شهاب هايي به رنگ هاي زرد و حتي قرمز يا سبز را تشخيص داد.
در طول شب مي توان در هر ساعت، حدود چهار يا پنج شهاب ديد، اما گاهي تعداد شهاب ها به طور قابل ملاحظه اي افزايش مي يابد. زمين در فضا با توده اي از غبار و خرده سنگ برخورد مي كند؛ بنابراين در يك بازه زماني نسبتا كوتاه، تعداد زيادي شهاب در آسمان ديده مي شود. به اين پديده، بارش شهابي مي گويند.
بارش شهابي چگونه به وجود مي آيد؟
اما توده هايي كه بارش هاي شهابي را به وجود مي آورند از كجا مي آيند؟ پاسخ اين پرسش را بايد در يكي از جذاب ترين اعضاي منظومه شمسي جست: دنباله  دارها!
دنباله دارها (كه گاه به اشتباه، ستاره هاي دنباله دار ناميده مي شوند) اجرامي به ابعاد تقريبي 10 كيلومتر هستند كه از دوردست هاي منظومه شمسي مي آيند: جايي فراسوي مدار پلوتو كه صخره هاي بزرگ يخي در مرزهاي منظومه شمسي معلق اند. گاه، به دليل نيروهاي گرانشي كه به آن ها وارد مي شود، يكي از آن ها مسير خود را تغيير مي دهد و به سمت داخل منظومه شمسي كشيده مي شود. هر چند كه حدود يك ميليون سال طول مي كشد تا اين مسير طولاني را طي كند و به بخش هاي دروني تر منظومه شمسي برسد. سرعت برخي از آن ها، بيشتر از آن است كه در دام گرانش خورشيد باقي بمانند. نزديك مي شوند، در مداري سهمي يا هذلولي، چرخي به دور خورشيد مي زنند و براي هميشه منظومه شمسي را ترك مي كنند؛ اما بعضي از آن ها در مدارهاي كشيده بيضي شكل به دور خورشيد مي گردند.
از آن جا كه هسته دنباله دارها عمدتا از يخ و گرد و غبار تشكيل شده است، هنگامي كه به خورشيد نزديك مي شوند، يخ به تدريج تصعيد مي شود، گرد و غبار آزاد مي گردد و به شكل دم غباري دنباله دار در فضا پشت سر هسته مركزي كشيده مي شود.
دم يك دنباله دار مي تواند تا چند ميليون كيلومتر پشت سر دنباله دار ادامه داشته باشد. دم دنباله دار هياكوتاكه كه ركورددار طول دم در بين دنباله دارها است، به بيش از 200 ميليون كيلومتر رسيد و در آسمان، منظره  زيبايي را پديد آورد: هنگامي كه دنباله دار در افق ديده مي شد، دم آن تا بالاي سر رصدكننده كشيده شده بود. اما برخلاف چيزي كه ممكن است به نظر بيايد، دم (دنباله) حركت نمي كند. ذرات از هسته دنباله دار جدا مي شوند و در حالي كه دنباله دار به مسير خود ادامه مي دهد، ذرات غبار در فضا به جا مي مانند و در مسير حركت آن، توده متراكمي به جا مي گذارند.
زمين هر شب با تعداد زيادي از ذرات سرگردان برخورد مي كند و ما شهاب هاي پراكنده ناشي از اين برخوردها را مي بينيم. حال تصور كنيد كه مسير حركت يك دنباله دار با مدار زمين به دور خورشيد تلاقي كند. زمين از بين توده سنگريزه و غبار عبور مي كند و در بازه زماني (چند ساعت تا چند روز) شهاب واره هاي زيادي وارد جو زمين مي شوند و ما شاهد يك بارش شهابي خواهيم بود.
در طول سال، بيش از پنجاه بارش شهابي وجود دارد كه دنباله دارهاي مختلفي، آن ها را به وجود مي آورند. البته منشاء بارش شهابي جوزايي كه حدود 21 و 22 آذرماه رخ مي  دهد، سياركي به نام فيتن 3200 است كه برخي عقيده دارند كه باقي مانده هسته يك دنباله دار قديمي است.
شهاب پراكنده يا شهاب بارشي؟
در يك بارش شهابي، شهاب ها همگي به طور موازي وارد جو زمين مي شوند، ولي هنگام رصد به نظر مي رسد كه اگر تمام شهاب ها را در خلاف جهت حركت شان امتداد دهيم، به نقطه مشخصي مي رسيم؛ انگار همه شهاب ها از آن نقطه مي آيند. دليل اين پديده، بسيار ساده است: پرسپكتيو! حتما توجه كرده ايد كه دو ريل موازي راه آهن از ديد ما در فاصله بسيار دور به هم مي رسند؛ به دليلي مشابه، شهاب هاي يك بارش شهابي كه حركت شان تقريبا در يك جهت است و تقريبا موازي به جو زمين برخورد مي كنند، به نظر ما از يك نقطه مي آيند. به اين نقطه كانون بارش مي گوييم. مختصات كانون يك بارش شهابي خاص، تغيير چنداني نمي كند و نسبت به ستاره هاي اطرافش، موقعيت تقريبا ثابتي دارد. بنابراين، دانستن مختصات كانون بارش، راه خوبي براي تشخيص يك بارش شهابي از بارش هاي ديگر است. بارش هاي شهابي را به اسم صورت فلكي كه كانون بارش در آن قرار دارد، نام گذاري مي كنند.
به عنوان مثال، كانون بارش شهابي اسدي در صورت فلكي اسد قرار دارد و كانون بارش شهابي بر ساوشي در صورت فلكي برساوش.
ممكن است در زمان رصد بارش شهابي، شهاب هاي ديگري را ببينيد كه امتدادشان از كانون بارش نمي گذرد، بلكه از گوشه هاي ديگري از آسمان مي آيند. اين شهاب ها، شهاب هاي پراكنده هميشگي هستند و نبايد آن ها را جزو شهاب هاي حاصل از آن توده به شمار آورد.
نكته ديگري كه براي تشخيص يك شهاب پراكنده از شهاب هاي بارشي بايد مورد توجه قرار بگيرد، اين است كه در يك بارش شهابي، هر چه شهاب از كانون بارش دورتر باشد، از ديد ما به شكل كمان بلندتري روي كره آسمان تصوير مي شود؛ بنابراين بلندتر است و سرعت بيشتري دارد. و هر چه فاصله اش از كانون كمتر مي شود، طول آن هم كمتر مي شود. تا جايي كه اگر شهابي از كانون بارش، مستقيم به سمت ما بيايد، به صورت نقطه اي ديده مي شود.
به همين دليل، بهترين محدوده براي ديدن شهاب، حوالي كانون نيست. اگر مي  خواهيد شهاب هاي بيشتري ببينيد، بايد در آسمان از كانون بارش فاصله بگيريد و روي دايره اي به شعاع تقريبي 20 درجه حول كانون، دنبال شهاب بگرديد. براي آن كه درك واضح تري از مقياس درجه روي كره آسمان داشته باشيد، خوب است بدانيد اگر دست تان را كاملا دراز كنيد، يك مشت بسته شما در امتداد بازويتان حدود 10 درجه، و يك وجب كاملا باز، بين 20 تا 25 درجه از آسمان را مي پوشاند.
چند شهاب مي بينيم؟
اولين پرسشي كه هنگام صحبت از يك بارش شهابي به ذهن مي رسد، اين است كه در طول شب، چند شهاب ديده مي شود؟ براي مشخص كردن تعداد شهاب ها، كميتي به نام ZHR تعريف مي شود. ZHR يا نرخ ساعتي سه سو ، تعداد شهاب هايي است كه در يك آسمان تاريك و بدون ابر و غبار در مدت يك ساعت ديده مي شود. البته در حالتي كه كانون بارش، بالاي سر رصدكننده قرار داشته باشد، معمولا شهاب هايي كه در يك ساعت مي توانيد رصد كنيد، كمتر از ZHR است؛ چرا كه ZHR در اين شرايط ايده آل تعريف مي شود و معمولا نمي توانيم همه اين شرايط رصدي را داشته باشيم.
ZHR در بارش هاي شهابي، متفاوت است. اگر از زمان عبور دنباله دار، مدت زيادي گذشته باشد و توده پخش شده باشد يا دنباله دار كوچك شده باشد و توده كم تراكم تري به جا گذاشته باشد، ZHR عدد كوچك تري را نشان مي دهد. ZHR در بسياري از بارش هاي شهابي كوچكتر، حدود 20 يا كمتر است؛ هرچند كه بازگشت دنباله دار، مي تواند ZHR را براي يك يا دو سال به شكل چشمگيري افزايش دهد. در اين مواقع، شهاب باران هايي رخ مي دهند كه بيش از حد تصور، هيجان انگيز هستند. در سال 1833 ميلادي، مردم ايالات متحده امريكا، شاهد بارش اسدي خيره كننده اي بودند. در هر لحظه آسمان پر از خط هاي نوراني بود. آن ها فكر مي كردند پايان دنيا فرا رسيده است، و وقتي رگبار شهاب به پايان رسيد، همه از اين كه ستاره ها، هنوز سرجاي خود بودند تعجب كردند! ZHR در اين بارش در هنگام اوج خود، 000/150 شهاب در ساعت تخمين زده شد: تقريبا 40 شهاب در ثانيه!
در دوره ما نيز بارش هاي شهابي هيجان انگيزي رخ داده است. بارش هاي اسدي سال هاي 1377 و 1378 براي همه كساني كه شاهد آن ها بودند، خاطره هايي فراموش نشدني هستند. واقعا از آسمان شهاب مي باريد!
چرا رصد مي كنيم؟
حتما اين سوال به فكرتان رسيده است كه چرا ما بايد بارش هاي شهابي را رصد كنيم؟ جالب است بدانيد با استفاده از اطلاعاتي كه هنگام رصد بارش هاي شهابي ثبت مي شود، مي توان چيزهاي زيادي را محاسبه كرد. اگر قدر هر شهاب (عددي براي ستاره ها يا هرجرم آسماني ديگر كه معرف ميزان روشنايي آن جرم است) ثبت شود، اطلاعات جالبي از ذرات توده و توزيع اندازه آن ها به دست مي آيد. با كمك اين اطلاعات مي توانيم درباره عمر توده و همچنين وضعيت دنباله دار، ديد بهتري پيدا كنيم. همچنين با ثبت زمان بارش و پيدا كردن زمان اوج آن،  مي توانيم درباره موقعيت توده در فضا اطلاعات دقيق تري به دست بياوريم. رصد و ثبت بارش هاي شهابي از نظر علمي بسيار با اهميت است؛ ولي ما دليل مهم تري هم براي رصد بارش هاي شهابي و همه پديده هاي نجومي داريم: لذت بردن از آسمان!
زيبايي آسمان پرستاره و شهاب هايي با رنگ هاي مختلف كه لحظه اي مي درخشند و محو مي شوند، و هيجاني كه ديدن يك آذرگوي در انسان به وجود مي آورد، مي تواند دليل خوبي براي گذراندن يك شب سرد در زير آسمان باشد.
جمعه را درياب
بارش شهابي برساوشي، يكي از معروف ترين و پرطرفدارترين بارش هاي شهابي است كه هر سال، حدود 21 و 22 مرداد ماه رخ مي دهد. بارش برساوشي نسبت به بارش هاي پرشهاب ديگر مانند اسدي، جوزايي و ربعي ـ اين مزيت را دارد كه در تابستان رخ مي دهد و سرماي هوا خيلي شديد نمي شود. علاوه بر آن، شهاب هاي برساوشي سرعت كمتري دارند و به همين دليل، احتمال ديدن آن ها افزايش پيدا مي كند.
امسال موقعيت نسبتا خوبي براي رصد بارش برساوشي فراهم است. زمان اوج بارش بين ساعت 9 تا 12 جمعه شب (21 مرداد) پيش بيني شده است. ماه تربيع (ماه شب هفتم) مزاحمت چنداني ايجاد نمي كند، چرا كه پيش از نيمه شب غروب مي كند، در حالي كه صورت فلكي برساوش در همان زمان از افق شمال شرقي ارتفاع مي گيرد. ZHR را براي بارش امسال حدود 100 شهاب در ساعت محاسبه كرده اند: در آسمان تاريك خارج از شهرهاي بزرگ، شهاب هاي زيبايي خواهيد ديد.
لباس گرم را فراموش نكنيد. مناطق خارج از شهر حتي در شب هاي تابستان، ممكن است طوري سرد شود كه نتوانيد كار رصد را ادامه بدهيد و شب را به سختي بگذرانيد.
براي تماشاي شهاب ها بهتر است زيـرانــداز يــا كيسه خواب همراه خود ببريد و در حالي كه دراز كشيده ايد، به آسمان نگاه كنيد.
بارش شهابي، تنها يكي از زيبايي هاي بي شمار آسمان است. كافي است گاهي سرتان را بالا بگيريد و نگاهي به آسمان بيندازيد و از زيبايي هاي آن لذت ببريد.

012975.jpg
منظره افق شمال شرقي آسمان نيمه شب جمعه 21 مرداد:
صورت فلكي برساوش تازه طلوع كرده و در بالاي آن، صورت فلكي ذات الكرسي به شكل يك w كج وكوله به خوبي قابل تشخيص است. نقطه قرمز بين اين دو صورت فلكي، مكان تقريبي كانون بارش را نشان مي دهد. كنار كانون بارش، خوشه  دوتايي برساوش قرار دارد كه در آسمان تاريك به راحتي با چشم ديده مي شود.
012969.jpg
شهاب هـاي برسـاوشـي 1383 در آسمان پرستاره.
جهت گيري شهاب ها نسبت به كانون بارش به خوبي در عكس مشخص است.

داروي جديدي براي مبتلايان به بيماري تحليل عضلاني ابداع شده است
چسب  زخمي براي قلب
012750.jpg
ذوالفقار دانشي
بيماري تحليل عضلاني، يكي از بيماري هايي است كه انسان را در سنين بيست تا سي سال از پا در مي آورد. در اين بيماري، ماهيچه هاي حركتي آرام آرام تحليل مي روند و اين فرآيند معمولا به قلب هم سرايت مي كند. از اين رو، ماهيچه هاي قلب نيز ضعيف مي شوند تا آن كه از حركت باز بايستند. ايست قلبي، دومين عامل شايع مرگ و مير در ميان بيماران تحليل عضلاني است.
تحقيقات دانشمندان تا پيش از اين نشان داده بود بيماري تحليل عضلاني در اثر كمبود پروتئيني به نام دستيروفين ايجاد مي شود. هر چند مكانيسم دقيق ارتباط پروتئين و اين بيماري هنوز مشخص نشده است، ولي دانشمندان حدس مي زنند سلول هايي كه داراي كمبود دستيروفين هستند، از مقاومت كم تري در برابر كشش برخوردارند.
پژوهشگران دانشگاه ميشيگان با انجام آزمايشي بر روي سلول هاي قلب دو موش سعي كردند مكانيسم دقيق اين بيماري و شيوه هاي جلوگيري از آن را بررسي كنند. آن ها با دستكاري ژنتيكي، يكي از موش ها را در شرايط كمبود دستيروفين قرار دادند و سپس سلول هاي قلب شان را در معرض كشش 20 درصدي قرار دادند. سلول هاي داراي كمبود پروتئين دستيروفين بيشتر پاره مي شوند. در اين سلول ها، غشاي سلولي در اثر كشش، دچار پارگي مي شود و يون هاي كلسيم كه نقش مهمي در انقباض سلول ها دارند، از طريق اين پارگي ها به داخل سلول هجوم مي آورند. در نتيجه، سلول ها دچار فشردگي مي شوند و همانند يك توپ كوچك جمع مي شوند و مي ميرند.
پژوهشگران در اقدام بعدي، دارويي به نام Poloxamer188 را كه براي انسداد منافذ موجود در غشاي سلولي مورد استفاده قرار مي گيرد، به موش ها خوراندند و براي آن كه عكس العمل  موش ها را در برابر داروي جديد بررسي كنند، به آن ها داروهايي تزريق كردند كه ضربان قلب شان را تندتر مي كرد. افزايش ضربان قلب به معني افزايش تنش در سلول هاي قلب است و اين براي بيماران تحليل عضلاني يعني مرگ حتمي.
مشاهده شده موش هايي كه از Poloxamer188 استفاده كرده بودند، بدون هيچ مشكلي به حركت خود ادامه دادند، در حالي كه موش هاي ديگر در اثر از كار افتادگي قلب مردند. اين بدان معني است كه داروي جديد Poloxamer188 همانند يك چسب زخم، روي سلول قرار مي گيرد و مانع از هجوم يون هاي كلسيم به درون سلول ها مي شود.
البته هنوز استفاده از اين دارو براي بيماران تحليل عضلاني، خيلي زود است. مطالعات هنوز بي خطر بودن دارو را در مصارف طولاني مدت نشان نداده است و تحليل عضلاني، از آن بيماري هايي است كه بايد تا آخر عمر دارو مصرف كرد!
منبع: Nature

پلك زدن باعث از كار افتادن بخشي از مغز مي شود
پلك نزن، مي ميري!
012798.jpg
رضا قرباني
تا به حال شده فكر كنيد كه چرا وقتي پلك مي زنيد، دنياي جلوي ديدگان شما تاريك نمي شود؟ يا اين كه ما چرا پلك زدن مان را احساس نمي كنيم؟
اخيرا تيمي از عصب شناسان به اين نتيجه رسيده اند كه هنگام پلك زدن، بخشي از مغز ما از كار مي افتد و قادر نيستيم كه تاريكي ناشي از بسته شدن چشم را درك كنيم. به عبارت بهتر و دقيق تر با از كار افتادن بخشي از مغز، ما نمي فهميم كه پلك زديم. در هر دقيقه معمولا 10 بار پلك مي زنيم و اين هيچ تاثيري در آن چه كه مي بينيم ندارد، در گذشته محققان حدس مي زدند كه در زمان پلك زدن، بخشي از سيستم بينايي ما از كار مي  افتد؛ اما قادر به اثبات اين حدس خود نبودند. ولي اكنون محققان يونيورسيتي كالج لندن جواب سوال را پيدا كرده اند. روش كار اين محققان هم در نوع خودش جالب است. آن ها فيبر نوري را وارد دهان افراد مورد آزمايش كردند طوري كه شبكيه چشم افراد را روشن مي كرد. در ضمن، آن  ها يك عينك سياه حفاظ دار به چشم خود زده بودند تا هيچ نوري وارد چشم نشود و فقط نور پيوسته فيبر نوري بر روي شبكيه اثر بگذارد. محققان هم با كمك تكنيك FMRI به تصويربرداري از مغز اين افراد پرداختند و متوجه فعاليت بخشي از مغز، معروف به V3 در زمان پلك زدن شدند. V3 يكي از قسمت هاي مغز است كه سيگنال هاي فرستاده شده از چشم را دريافت مي كند. با از كار افتادن V3، پلك زدن احساس نمي شود. FMRI روش استفاده از MRI براي اندازه گيري سيگنال هاي عصبي فرستاده شده به مغز است. MRI هم همان روش معروفي است كه براي عكس برداري از قسمت هاي داخلي بدن و براي تشخيص بيماري ها استفاده مي شود. پلك زدن، تنها فعاليتي نيست كه باعث از كار افتادن ناحيه اي از مغز مي شود. ما زماني كه خودمان را غلغلك مي  دهيم، بخشي از حس لامسه مغز از كار مي افتد. اتفاقي كه اگر كس ديگري ما را غلغلك دهد، نمي افتد! اما اين كه ما چگونه مي توانيم بفهميم كه چيزي از بيرون، ما را غلغلك داده يا خودمان اين كار را كرده ايم، موضوعي است كه هنوز جاي كار دارد. مطالعه روي پلك زدن، راهي است كه ما را به جواب اين سوال مي رساند.

كريستال هاي دوبعدي انقلاب مي كنند
كريستالي با ضخامت يك اتم
012762.jpg
مهدي صارمي فر
گروهي از دانشمندان انگليسي و روسي با همكاري يكديگر، موفق به ساخت رده جديدي از مواد شدند كه كاربرد آن ها در صنعت مي تواند انقلابي در زمينه هاي ميكرومكانيك، نانوتكنولوژي و IT ايجاد كند.
اين مواد كه صفحاتي كريستالي و به ضخامت تنها يك اتم هستند از استحكام بسيار بالايي برخوردارند و قادرند كه نقش عايق ها يا رسانه هاي بسيار عالي را به خصوص در ساخت مدارهاي ريزالكترونيكي ايفا كنند. پروفسور گيم كه رييس تيم تحقيقاتي بود، گفته است كه كشف اين مواد، عملا امكانات و شرايط بهره برداري بي حد و مرزي را پيش روي ما مي گذارد كه پيش از اين، حتي غيرقابل تصور بود. اين مواد، در عين سبكي، از استحكام و انعطاف پذيري فوق العاده اي برخوردارند. همان طور كه پليمرها در زمان كشف، شيوه زندگي انسان را به كل تغيير دادند و امروز بدون وجود پليمرها زندگي اين قدر نمي توانست راحت باشد، اين مواد نيز قادرند نحوه زندگي بشر را تغيير دهند.
در حقيقت، اين كشف به يك يا دو ماده خاص محدود نمي شود؛ بلكه روشي در ميكرومكانيك است كه با استفاده از آن مي توان از يك حجم كريستال دوبعدي، يك لايه با ضخامت يك اتم را جدا كرد. به اين ترتيب، هزاران ماده با خواص متفاوت و جديد را مي توان با اين روش كه نسبتا ساده است، توليد كرد. با توجه به جنس بلور اصلي، اين مواد تك اتمي مي توانند خواص گوناگوني از خود بروز دهند.
مواد در حالت دوبعدي، ويژگي هايي از خود نشان مي دهند كه ممكن است در حالت سه بعدي ديده نشود. به اين ترتيب، ممكن است شاهد پديده هاي جديدي در اين مواد باشيم كه موارد استفاده خيلي مهمي را در آينده دارند.
ترانزيستورهاي فوق سريع كه گرماي بسيار كمي توليد مي كنند، دستگاه هاي مكانيكي ميكرومتري و حتي نانومتري كه مي توانند كاربردهاي بسياري حتي در پزشكي داشته باشند و حسگرهاي نانومتري، از جمله موارد مصرف پيش بيني شده براي اين مواد است.

تلويزيون
گوشي بي گوشي!
فكر مي كنيد در دكور شلوغ پلوغ كوله پشتي چه خبر است؟
رابطه عاطفي بمب اتم با آدم ها!
ورزشي
دزدهاي دريايي در پي فتح جزيره
سريع السير از هامبورگ به مقصد نامعلوم
زندگي
اردهال، قالي، خون
خانه هاي كاشي
تازه اين اول كاشان است
شهر من كاشان نيست
دختر 10 ساله در سيَلك
كوچه پس كوچه هايي در زير زمين
سفالينه اي از خاك سيَلك
مخمل كاشي
آت آشغال هاي انسان اوليه
كاش كاشي نبودم
عكس: جواد منتظري
سينما
نقش اول: پنگوئن
گوي طلايي -تمشك طلايي
دانش
اسب هاي ريز تروا
آتش بازي آسمان در شب گرم تابستاني
چسب  زخمي براي قلب
پلك نزن، مي ميري!
كريستالي با ضخامت يك اتم
روزها
خبر از ما، قضاوت با شما
سلامتي
رفت و آمد
دانشگاه اصفهان
ازدواج
كنكور
اشتغال
موفقيت
خلافكاران محترم!
بازار كتاب
اسكار به سبك ايراني
فيلم سينمايي پخش نكنيد
هيچكي نديدم تو نخت نباشه!
فيلم جديد ايرج طهماسب
بازار پيش فروش داغ است
خيلي دور خيلي نزديكي ها بشتابند
Talk Radioتاسيس مي شود
آيينه عبرت ببينيد!
دوك ها در صدر
باز هم اينديانا جونز
پاييز ژانگ ييمو
گزارش اكران داخلي
ماركوپولوي تيزپاي ايران
زيزو در تيم ملي فرانسه
كار ياغي به عقاب افتاد
برانكو دعوتش نمي كند
مايلي كهن انتقاد مي كند
ستاره چانه مي زند
پخش ليگ هاي اروپايي
ولاپان چي مي گفت؟
دنيزلي مجوز لاترن را نداد
بداوي چرا خط خورد؟
عقاب، راحت بخواب كه ما بيداريم!
روز تلخ كودتا
مردي كه بايد از نو شناخت
روز شمار كودتا
مصدق نخواست
آيت الله نتوانست
ايده آل من، رامبراند است
خداي ابراهيم نه خداي فيلسوفان
شكوه دوران فراعنه
مرد خودساخته
همراه من بيا
مرز قصر شيرين، صبح زود
كاسترو را تحسين مي كنم
آن چه در زير پنهان است
من غريزه ام را دنبال مي كنم
چرا دانيل استيل نمي خوانيم؟
شغال اشتباهي
جهان كوچك
نمي خوام؛ نه نمي خوام
حمله وكشتار در اتوبوس، دعا وزاري در جاده ها
كفش تو كفش
الوداع عمو فهد، الوداع حكومت
|  تلويزيون  |  ورزشي  |  زندگي  |  دانش  |  سينما  |  روزها  |  جهان كوچك  |  شناسنامه  |
|  مهمان هفته  |  راهنما  |  سبك زندگي  |  گفت و گو  |  گزارش  |  نامه به سر دبير  |  موفقيت  |  يادداشت  |
|  موضوع ويژه  |
|   صفحه اول   |   آرشيو   |   چاپ صفحه   |