صباباتري جام حذفي را برد
مصائب يك قهرماني
طوري شده كه از بردن و قهرمان شدن هيچ تيمي نبايد خوش حال شويم. همه اش نگرانيم كه نكند اين يا آن تيم قهرمان شود و قهرماني هيچ كس آن قدرها هم ذوق برانگيز نيست. تازه قهرماني فولاد در ليگ كه انصافا ايده آل بود، اما همان فولاد را هم عزا گرفته ايم كه حالا بازي هاي جام باشگاه هاي آسيايش را در آن استاديوم زهوار در رفته چطور مي خواهد برگزار كند. همه اش نگران بوديم ذوب آهن قهرمان نشود براي اين كه با ادعاهاي آقاي كربكندي بايد يك فصل را سر مي كرديم. اگر استقلال قهرمان مي شد اميرخان را ديگر نمي شد جمع كرد و اگر پرسپوليس قهرمان مي شد حكومت علي اصغري براي پنجاه سال ديگر مستحكم مي شد.
حالا هم در جام حذفي همين برنامه است. البته اين كه ابومسلم قهرمان مي شد، چون تيم ريشه دار و پرطرفداري است خوب بود، ولي وقتي مي ديدي همه براي روكم كني مجيد جلالي روي ابومسلم شرط بندي مي كنند دعا مي كردي ابومسلم قهرمان نشود. از طرف ديگر صبا هم قهرماني اش هزار بدبختي دارد. تيم تازه از راه رسيده اي كه نه ورزشگاه دارد نه معلوم است چند سال دوام مي آورد حالا بايد برود جام باشگاه هاي آسيا.
افراطي هاي انگليس مهار مي شوند
لندن در امن و امان است
فدراسيون هم گشته گشته بين همه پيغمبرها جرجيس را گير آورده. واقعا مايه آبروريزي است. بالاخره ما ايران هستيم، رفته ايم جام جهاني. بايد براي خودمان كلاسي داشته باشيم، بايد هر تيمي را داخل آدم حساب نكنيم، اما شما نگاه كنيد چه رفتاري با اين تيم ملي مي شود. از آن ور برايش بازي مي گذارند در باقرشهر كه همه جوك درست كنند، از آن طرف مي رود انگليس اردو بزند، حريف تداركاتي گير مي آورد يكي از يكي درپيت تر. پورتس موث، ميلوال و كوئينزپارك رنجرز. حالا كاشكي فقط پيت بودند. به شهادت خود انگليسي ها طرفداران ميلوال آخر اوباش اند، اند جواد بازي. از همان دو هفته پيش شروع كرده بودند شاخ و شانه كشيدن سرانفجار لندن كه آره ما ايراني ها رو ال مي كنيم و بل مي كنيم.
آن وقت هر كس در ايران مي گفت آقا مواظب باشيد اين ها مي خواهند لات بازي دربياورند، فدراسيون به جاي تشكر، به جاي اين كه فكر تمهيدات امنيتي باشد داد و هوار مي كرد كه چرا اوضاع را خراب مي كنيد، چرا جوسازي مي كنيد؟ خوب شد در انگليس جلسات امنيتي برگزار شد پليس همه چيز را گردن گرفت اگر نه خدا مي داند آن جا چه روزگاري مي داشتيم.
بازار گرمي در فصل تابستان
از تاناكورا بازيكن بخريد!
فقط نگاه كنيد فصل نقل و انتقالات كه مي شود چطور ناگهان يك عده مطرح مي شوند. بازيكناني كه در طول فصل دو تا لگد هم به دم گربه نزده اند در زمان تمديد قراردادها يكهو جوري دوباره توي بورس مي آيند و عكس و مصاحبه ازشان مي بيني كه ياد تريلر مايكل جكسون و بيرون آمدن آن موجودات از زير زمين مي افتي!
دور و برتان را يك نظر بيندازيد كلي از آن ها را مي بينيد. از بهروز رهبري فر گرفته تا پژمان نوري تا همه بازيكناني كه در طول فصل صداي ملت را درآورده بودند. مهدي شيري را يادتان هست يك زماني گوني گوني برايش پول مي دادند، حالا سر نخواستنش دعواست.
يكي مي گويد مي خواهد برود ارمنستان بازي كند، آن يكي مي گويد فصل بعد بازيكن استقلال كيش خواهد بود. مهدي اميرآبادي هم يكي از همين هاست كه در تمام طول فصل يك بازي درخشان انجام نداد و حالا دوباره مي گويد حقم تيم ملي است و به زودي دعوت مي شوم!
او كه تا چند وقت پيش قوز فهرست هاي تيم ملي بود و هميشه دعوت مي شد - چون مي گفتند تيم ملي با سايپا رابطه خوبي دارد اين فصل چنان وحشتناك بود كه جرات نمي كنند جزو 50 نفر هم به اردو دعوتش كنند، اما همين او در روزهاي بده بستان چك و سفته جوري حرف مي زند انگار 10 تا دعوت نامه از اروپا دارد.
مسينا و رحمان از سري A مي روند؟
اين جا آخر مافيا بازي است
اعتماد به نفس مي خواهيد رحمان رضايي. اصلا انگار نه انگار كه راي داده اند مسينا را از سري A انداخته اند بيرون. جوري حرف مي زند كه انگار همه مردم بلا نسبت شاس هستند و هيچ كس هيچ چيزي نمي داند، ايتاليا هم يك جاي دوري است كه خبرهايش به ايران نمي رسد، اگر هم برسد همه اش الكي است. هيچ كس هم جز خود رحمان نمي داند آن جا چه خبر است.
البته هيچ كس جرات ندارد بگويد او از هرتابرلين و مونشن گلادباخ پيشنهاد نداشته، خوب داشته. البته دليل ماندنش در ايتاليا هم معلوم است؛ او هم به اين كشور عادت كرده، هم زبان ياد گرفته، هم خانمش و فك و فاميل خانمش مقيم ايتاليا هستند و بالاخره او كه هر شب جمعه نمي تواند از آلمان بلند شود برود خدمت پدر خانم محترم در ايتاليا عرض ادب كند، پس كلا بهتر بود در ايتاليا مي ماند و همان مسينا انتخاب خوبي بود، اما حالا جالب است كه رحمان مي گويد روزنامه هاي ايتاليايي دروغ مي نويسند و مسينا وضعش توپ است و كارها را راست و ريس مي كند. رحمان هر جا مي نشيند مي گويد باشگاه هاي ايتاليا همه اش مافيا بازي است و نتايج همه بازي ها از قبل معلوم است و از اين چيزها. نه اين كه نباشد. نه اين كه مسينا نتواند در سري A بماند، ولي رحمان هم ديگر خيلي داغش مي كند. بابا بي خيال.
اعتراض كشتي گيرها به فدراسيون ادامه دارد
اسمي ها قاط قاط اند!
همه شان مي گويند قانون چقدر خوب است. انضباط خيلي خوب است. ما عاشق مسابقات انتخابي هستيم، خودمان هم با مسابقات انتخابي به تيم ملي راه پيدا كرده ايم، اما... بعدش اضافه مي كنند كه بالاخره بايد يك تبصره هايي هم باشد، بايد يك استثناهايي هم باشد. بالاخره اين كه نمي شود همه را با يك چشم نگاه كنند، بعضي وقت ها ما را بايد با يك چشم ديگري نگاه كنند. فكرش را بكنيد كه ما اگر به مسابقات جهاني نرويم تيم ممكن است ضايع كند، آن وقت چقدر بد مي شود.
بالاخره اين كه نمي شود ما هم هي با بقيه مسابقه بدهيم، ما فرق مي كنيم. ما علي رضا دبير و علي رضا حيدري و علي رضا رضايي هستيم. ما مصدوم هستيم! نبايد زورمان را در بازي هاي فزرتي هدر بدهيم، ما فقط در مسابقات جهاني مي آييم مشت مشت طلا مي گيريم.
ماجرا ادامه دارد. حذف شده هاي تيم ملي هنوز معترض اند و حتي كار را به مصاحبه با BBC و CNN هم كشانده اند. ول شان كني مي روند با MTV هم حرف مي زنند مي گويند حق ما خورده شده. از دست حاج آقا طالقاني هم شاكي اند. آن قدر شاكي كه علي رضا حيدري طي روزهاي گذشته يك بار قاط زد و گفت فدراسيون 10 ميليون به يك منتقد داده تا ساكتش كند. چه حرف ها. خب طرف تا ديروز حمله مي كرده امروز دارد دفاع مي كند. همه كه رشوه بگير نيستند؛ استثناهايي هم هست، بالاخره فرق مي كند.
تلويزيون آشتي مي دهد
قانون يادت باشه، رفاقت سرورته!
تلويزيون همچنان به رسالت خطير خود مبني بر همه خوبيم تاكيد مي كند. آن از هفته قبل بود كه عادل فردوسي پور و برنامه نود ش صداي همه را درآورد، اين هم از برنامه هاي اين هفته. كل برنامه هاي ورزشي تلويزيون شده است قربون صدقه و چه ماهيد . حالا در يكي مثل برنامه نود عادل همه تلاشش را مي كند تا براي ضايع نشدن فدراسيون فوتبال و براي اين كه حكم اشتباه شان ماست مالي شود، نفت را راضي به انجام بازي تكراري كند، يك جا مثل برنامه ورزش از شبكه 2 كه اصلا سفره پهن است و جمعه شب به جمعه شب مدير ورزشي مي آورند و قربان قد و بالايش مي روند، يك جا هم مثل برنامه ورزش و مردم آقاي شفيع بساط مهرباني را برقرار كرده و دارد جوش مي دهد و وصل مي كند. او اين هفته علي رضا حيدري را روي آنتن برد كه از دعوت نشدن به تيم ملي شاكي بود و از طرف ديگر هم حاج آقا طالقاني را روي خط آورد و آن قدر از او تعريف كرد و آن قدر به به و چه چه كرد كه چيزي نمانده بود كارمان به سرم و بيمارستان بكشد. آخر قضيه هم اين بود كه وقتي حاج آقا اين قدر گل و ماه است و همه از خوبي و مهرباني اش مي گويند، چرا قبول نمي كند ورزشكاران محبوب و در قلب همه جا دارند مثل علي حيدري و علي دبير و علي رضايي به تيم ملي برگردند.
ته همه اين چيزها هم كه مي دانيد چيست. سر مقررات و نظم و عدالت را پخ پخ مي برند عوضش معرفت و رفاقت از در و ديوار مي بارد. الله اكبر!
شاهرخي قهرمان نوجوانان جهان
صيد طلا در كازابلانكا
شاخ در بياوريد، يك طلاي ديگر در دو و ميداني. اين دفعه علي شاهرخي در پرتاب ديسك نوجوانان جهان در مراكش ديسكش را بيشتر از 61 متر پرت كرد و مثل آب خوردن طلا گرفت، در حالي كه نزديك ترين رقبايش بيشتر از يك متر از او عقب بودند. پارسال هم احسان حدادي در مسابقات قهرماني جهان جوانان در ايتاليا در همين پرتاب ديسك طلا گرفته بود. براي اولين بار در تاريخ. اين هم دومين طلاي ملي ما در تاريخ دو و ميداني. حالا اين كه چرا يكهو بچه هاي ما به اين هوس افتاده اند كه ورزشكار شوند و راه به راه هم طلاي جهاني بياورند از آن سوال هايي است كه دنبال جوابش نگرديد چون گشتيم نبود. جاي خوشگل ماجرا اين است كه تقريبا همه اين قهرمان ها هم همين طور ديمي در كشور پيدا مي شوند، يعني نه آموزشگاهي وجود دارد، نه مركز كشف استعدادي، نه توي مدرسه ها كسي از بچه ها تست مي گيرد و براي ورزش جعفري خرد مي كند، نه هيچي. حالا يكي مثل علي شاهرخي چون بابايش پرتابگر نيزه بوده و ركورد و اسم و رسمي داشته طبيعي است كه شغل بابايش را دنبال كند، اما بقيه چي.
رييس جمهور با ورزشكاران خداحافظي كرد
من مي رم از زندگي تو بيرون
وقت خداحافظي كه مي رسد همه گذشته ها را فراموش مي كنند. بدي، خوبي، هر چي ديديد، حلال كنيد. و حلال مي كنند. همه چيز تبديل مي شود به مهر و محبت و دلتنگي. همديگر را به آغوش مي كشند و اشك توي چشم ها حلقه مي زند و اي...اي.
سيدمحمد خاتمي هم كه با ورزشكارها مي خواست خداحافظي كند همين وضع شد. مي خواست از قهرمانان 84 تقدير كند و براي آخرين بار عكس يادگاري بيندازد. بعد همه كلي از هم تعريف كردند و جوري درباره ورزش ايران حرف زدند كه انگار ما در اين چند سال قهرمان المپيك شده ايم و به زودي در تمام كهكشان اول خواهيم شد.
از همه روساي فدراسيون ها تقدير شد؛ مثلا از فدراسيون كوه نوردي تقدير شد، چون چند تا كوه نورد همت كرده اند اورست را زده اند و از فدراسيون فوتبال تقدير شد، چون چند تا فوتباليست داريم كه به جام جهاني رفته اند و هيچ كس هم يادش نيامد كه تيم المپيك و جوانان و نوجوانان چه تپه هايي را گل كاري كرده اند.
آقاي عزيز هم آمد و گفت ما در تمام رشته ها پيشرفت داشته ايم و با قاطعيت مي گويم كه در هيچ رشته اي عقب نرفته ايم. جالب اين كه همان روز صبح تنيس ايران پس از سال ها از دسته 2 به دسته 3 آسيا سقوط كرده بود!