- هفته نامه فرهنگي - اجتماعي -جوانان‎/شماره بيست وهشت - شنبه ۱ مرداد ۱۳۸۴ - - Jul 23, 2005
docharkhe
آلمان ديگه كيه؟
011403.jpg
اين بچه ها شر شده اند. احتمالا آتش را هم فريدون زندي به پا كرد. او وقتي آمد در تيم ملي خوب بازي كرد و با آن قيافه بامزه و لهجه بامزه ترش دل همه را برد. خيلي ها به اين صرافت افتادند كه خب ما از اين بازيكنان زياد داريم. بازيكناني كه يا پدرشان ايراني است يا مادرشان، يا اين كه كلا ايران دنيا آمده اند بعد رفته اند خارج از ايران بزرگ شده اند، فوتبال را همه همان جا ياد گرفته اند و حالا عين هلو، جان مي دهند براي اين كه دعوت شوند به تيم ملي جوانان يا بزرگ سالان. اين بازيكنان كه حالا كم كم مثل فري زندي دارند مشهور مي شوند توي اروپا پر هستند. توي امريكا هم يكي مثل آلكو اسكندريان پسر آندرانيك اسكندريان بازيكن سابق تيم ملي را داشتيم كه آن قدر دست دست كرديم كه از دست رفت. حالا آلكو دارد توي تيم ملي امريكا بازي مي كند.
بقيه هم همين جوري هستند. برانكو اول گفته بود 2، 3 تايشان را براي اردوي انگليس دعوت مي كند اما بعد زير حرفش زد گفت نه، من كي گفتم. گفتم حالا بعدا. بعضي ها مي گويند دليل جازدنش اين است كه بعضي ها فشار آورده اند، گفته اند وقتي بازيكن داخلي داريم، چرا جنس خارجي؟! بعضي ها مي گويند دلال ها از ملي پوش شدن داخلي ها نفع مي برند، ولي از آمدن دورگه ها نه تنها نفع نمي برند، بلكه بازيكنان مورد نظرشان هم بيرون مي افتند و ضرر مي كنند. براي همين هم هست كه گير داده اند كه اين ها بازيكنان محلات اروپا هستند و به درد نمي خورند. يكي از اين بازيكنان محلات همان اشكان دژاگه است كه شماره 10 تيم ملي جوانان آلمان را مي پوشد و قبلا هم درباره اش نوشته ايم. حالا داريم برايش ناز مي كنيم. آخرين حرف را رييس فدراسيون فوتبال زده كه حالا شايد دعوتش كرديم بيايد تست بدهد، ببينيم چه جوري است، برايش تصميم بگيريم. مي دانيد كي را مي گويد؟ شماره 10 تيم جوانان آلمان با مربيگري اولي اشتليكه را!

سوت نزن، كر شديم!
011337.jpg
علي دايي هر روز محبوب تر مي شود. به او در تيم ملي چند بار كم لطفي شده و مردم فقط وقتي تشويقش كرده اند كه در بازي
ايران ژاپن تابلوي الكترونيكي كنار زمين بالا رفت و شماره 10 را نشان داد كه بايد بيايد بيرون. آن وقت تماشاچي ها حسابي حال كردند و كف مرتبي زدند كه البته معلوم نشد بيشتر به خاطر برانكوست كه جيگر كرده دايي را تعويض كند يا براي دايي است كه بي خيال ادامه بازي شده و تصميم گرفته بيايد بيرون. او در بازي جلوي كره شمالي در پيونگ يانگ هم بازي نكرد تا ما ببريم و به جام جهاني صعود كنيم. اگرچه در دو بازي بحرين و برگشت كره  در تهران در زمين بود ، اما كاپيتان تيم ملي در بازي هاي باشگاهي هم وضعي بهتر از اين ندارد. كاپيتان صبا حالا از طرف استقلالي ها هو مي شود، چون فرض مي كنند كه او يك پرسپوليسي است و دارد تيم ملي به خصوص رضا عنايتي را نابود مي  كند. از طرف خيلي از پرسپوليسي ها، يعني پرويني ها هم مورد محبت قرار مي گيرد، چون سابقه درگيري اين دو تا حسابي اعصاب خردكن بوده. از بين شهرستاني ها، طرفداران انزلي اصلا با دايي حال نمي كنند و حضورش در انزلي به معني يك جنجال كامل است كه دفعه آخر گير داده بودند يك طرفدار كم سن و سال ملوان را ادب كرده، اما اعتراض شان به جايي نرسيد در شيراز هم استقبال ناجوري از دايي مي شود، اما آخرين جايي كه كل كل با شماره 10 را شروع كردند مشهدي ها بودند. طرفداران ابومسلم سر بازي برگشت با صبا بلايي سر دايي آوردند كه بارسايي ها سر لوئيس فيگو نياورده بودند. در اين بازي هر بار دايي پا به توپ شد 40 هزار نفر شروع كردند به سوت كشيدن و لابد براي همين بود كه دايي هر توپي را كه گرفت خراب كرد! خدا آخر و عاقبت گلزن برتر دنيا را به خير كند. يك سال ديگر به جام جهاني مانده و حالا خدا را شكر ما هيچ بازي حساسي براي تيم ملي نداريم، اما اگر قرار باشد در تمام استاديوم هاي كشور هر وقت دايي پا به توپ مي شود همه سوت بكشند تا خرداد سال بعد كه اعصاب همه مان خرد مي شود. يك فكري بكنيد. دايي كه كوتاه نمي آيد، شما كوتاه بياييد!

رويداد هفته
011340.jpg
صباباتري جام حذفي را برد
مصائب يك قهرماني

طوري شده كه از بردن و قهرمان شدن هيچ تيمي نبايد خوش حال شويم. همه اش نگرانيم كه نكند اين يا آن تيم قهرمان شود و قهرماني هيچ كس آن قدرها هم ذوق برانگيز نيست. تازه قهرماني فولاد در ليگ كه انصافا ايده آل بود، اما همان فولاد را هم عزا گرفته ايم كه حالا بازي هاي جام باشگاه  هاي آسيايش را در آن استاديوم زهوار در رفته چطور مي خواهد برگزار كند. همه اش نگران بوديم ذوب آهن قهرمان نشود براي اين كه با ادعاهاي آقاي كربكندي بايد يك فصل را سر مي كرديم. اگر استقلال قهرمان مي شد اميرخان را ديگر نمي شد جمع كرد و اگر پرسپوليس قهرمان مي شد حكومت علي  اصغري براي پنجاه سال ديگر مستحكم مي شد.
حالا هم در جام  حذفي همين برنامه است. البته اين كه ابومسلم قهرمان مي شد، چون تيم ريشه دار و پرطرفداري است خوب بود، ولي وقتي مي ديدي همه براي روكم كني مجيد جلالي روي ابومسلم شرط بندي مي كنند دعا مي كردي ابومسلم قهرمان نشود. از طرف ديگر صبا هم قهرماني اش هزار بدبختي دارد. تيم تازه از راه رسيده اي كه نه ورزشگاه دارد نه معلوم است چند سال دوام مي آورد حالا بايد برود جام  باشگاه هاي آسيا.
011373.jpg
افراطي هاي انگليس مهار مي شوند
لندن در امن و امان است

فدراسيون هم گشته  گشته بين همه پيغمبرها جرجيس را گير آورده. واقعا مايه  آبروريزي است. بالاخره ما ايران هستيم، رفته ايم جام جهاني. بايد براي خودمان كلاسي داشته باشيم، بايد هر تيمي را داخل آدم حساب نكنيم، اما شما نگاه كنيد چه رفتاري با اين تيم ملي مي شود. از آن ور برايش بازي مي گذارند در باقرشهر كه همه جوك درست كنند، از آن طرف مي رود انگليس اردو بزند، حريف تداركاتي گير مي آورد يكي از يكي درپيت تر. پورتس موث، ميلوال و كوئينزپارك رنجرز. حالا كاشكي فقط پيت بودند. به شهادت خود انگليسي ها طرفداران ميلوال آخر اوباش اند، اند جواد بازي. از همان دو هفته پيش شروع كرده بودند شاخ و شانه كشيدن سرانفجار لندن كه آره ما ايراني ها رو ال مي كنيم و بل مي كنيم.
آن وقت هر كس در ايران مي گفت آقا مواظب باشيد اين ها مي خواهند لات بازي دربياورند، فدراسيون به جاي تشكر، به جاي اين كه فكر تمهيدات امنيتي باشد داد و هوار مي كرد كه چرا اوضاع را خراب مي كنيد، چرا جوسازي مي كنيد؟ خوب شد در انگليس جلسات امنيتي برگزار شد پليس همه چيز را گردن گرفت اگر نه خدا مي داند آن جا چه روزگاري مي  داشتيم.
011394.jpg
بازار گرمي در فصل تابستان
از تاناكورا بازيكن بخريد!

فقط نگاه كنيد فصل نقل و انتقالات كه مي شود چطور ناگهان يك عده مطرح مي شوند. بازيكناني كه در طول فصل دو تا لگد هم به دم گربه نزده اند در زمان تمديد قراردادها يكهو جوري دوباره توي بورس مي آيند و عكس و مصاحبه ازشان مي بيني كه ياد تريلر مايكل جكسون و بيرون آمدن آن موجودات از زير زمين مي افتي!
دور و برتان را يك نظر بيندازيد كلي از آن ها را مي بينيد. از بهروز رهبري فر گرفته تا پژمان نوري تا همه بازيكناني كه در طول فصل صداي ملت را درآورده بودند. مهدي شيري را يادتان هست يك زماني گوني گوني برايش پول مي دادند، حالا سر نخواستنش دعواست.
يكي مي گويد مي خواهد برود ارمنستان بازي كند، آن يكي مي گويد فصل بعد بازيكن استقلال كيش خواهد بود. مهدي اميرآبادي هم يكي از همين  هاست كه در تمام طول فصل يك بازي درخشان انجام نداد و حالا دوباره مي گويد حقم تيم ملي است و به زودي دعوت مي شوم!
او كه تا چند وقت پيش قوز فهرست هاي تيم ملي بود و هميشه دعوت مي شد - چون مي گفتند تيم ملي با سايپا رابطه خوبي دارد اين فصل چنان وحشتناك بود كه جرات نمي كنند جزو 50 نفر هم به اردو دعوتش كنند، اما همين او در روزهاي بده بستان چك و سفته جوري حرف مي زند انگار 10 تا دعوت نامه از اروپا دارد.
011385.jpg
مسينا و رحمان از سري A مي روند؟
اين جا آخر مافيا بازي است

اعتماد به نفس مي خواهيد رحمان رضايي. اصلا انگار نه انگار كه راي داده اند مسينا را از سري A انداخته اند بيرون. جوري حرف مي زند كه انگار همه مردم بلا نسبت شاس هستند و هيچ كس هيچ چيزي نمي داند، ايتاليا هم يك جاي دوري است كه خبرهايش به ايران نمي رسد، اگر هم برسد همه اش الكي است. هيچ كس هم جز خود رحمان نمي داند آن جا چه خبر است.
البته هيچ كس جرات ندارد بگويد او از هرتابرلين و مونشن گلادباخ پيشنهاد نداشته، خوب داشته. البته دليل ماندنش در ايتاليا هم معلوم است؛ او هم به اين كشور عادت كرده، هم زبان ياد گرفته، هم خانمش و فك و فاميل خانمش مقيم ايتاليا هستند و بالاخره او كه هر شب جمعه نمي تواند از آلمان بلند شود برود خدمت پدر خانم محترم در ايتاليا عرض ادب كند، پس كلا بهتر بود در ايتاليا مي ماند و همان مسينا انتخاب خوبي بود، اما حالا جالب است كه رحمان مي  گويد روزنامه هاي ايتاليايي دروغ مي نويسند و مسينا وضعش توپ است و كارها را راست و ريس مي كند. رحمان هر جا مي نشيند مي گويد باشگاه هاي ايتاليا همه اش مافيا بازي است و نتايج همه بازي ها از قبل معلوم است و از اين چيزها. نه اين كه نباشد. نه اين كه مسينا نتواند در سري A بماند، ولي رحمان هم ديگر خيلي داغش مي كند. بابا بي خيال.
011346.jpg
اعتراض كشتي گيرها به فدراسيون ادامه دارد
اسمي ها قاط قاط اند!

همه شان مي  گويند قانون چقدر خوب است. انضباط خيلي خوب است. ما عاشق مسابقات انتخابي هستيم، خودمان هم با مسابقات انتخابي به تيم ملي راه پيدا كرده ايم، اما... بعدش اضافه مي كنند كه بالاخره بايد يك تبصره هايي هم باشد، بايد يك استثناهايي هم باشد. بالاخره اين كه نمي شود همه را با يك چشم نگاه كنند، بعضي وقت ها ما را بايد با يك چشم ديگري نگاه كنند. فكرش را بكنيد كه ما اگر به مسابقات جهاني نرويم تيم ممكن است ضايع كند، آن وقت چقدر بد مي شود.
بالاخره اين كه نمي شود ما هم هي با بقيه مسابقه بدهيم، ما فرق مي كنيم. ما علي رضا دبير و علي رضا حيدري و علي رضا رضايي هستيم. ما مصدوم هستيم! نبايد زورمان را در بازي هاي فزرتي هدر بدهيم، ما فقط در مسابقات جهاني مي آييم مشت مشت طلا مي گيريم.
ماجرا ادامه دارد. حذف شده  هاي تيم ملي هنوز معترض اند و حتي كار را به مصاحبه با BBC و CNN هم كشانده اند. ول شان كني مي روند با MTV هم حرف مي زنند مي گويند حق ما خورده شده. از دست حاج آقا طالقاني هم شاكي اند. آن قدر شاكي كه علي رضا حيدري طي روزهاي گذشته يك بار قاط زد و گفت فدراسيون 10 ميليون به يك منتقد داده تا ساكتش كند. چه حرف ها. خب طرف تا ديروز حمله مي كرده امروز دارد دفاع مي كند. همه كه رشوه بگير نيستند؛ استثناهايي هم هست، بالاخره فرق مي كند.
011358.jpg
تلويزيون آشتي مي دهد
قانون يادت باشه، رفاقت سرورته!

تلويزيون همچنان به رسالت خطير خود مبني بر همه خوبيم تاكيد مي كند. آن از هفته قبل بود كه عادل فردوسي پور و برنامه نود ش صداي همه را درآورد، اين هم از برنامه هاي اين هفته. كل برنامه هاي ورزشي تلويزيون شده است قربون صدقه و چه ماهيد . حالا در يكي مثل برنامه نود عادل همه تلاشش را مي كند تا براي ضايع نشدن فدراسيون فوتبال و براي اين كه حكم اشتباه شان ماست مالي شود، نفت را راضي به انجام بازي تكراري كند، يك جا مثل برنامه ورزش از شبكه 2 كه اصلا سفره پهن است و جمعه شب به جمعه شب مدير ورزشي مي آورند و قربان قد و بالايش مي روند، يك جا هم مثل برنامه ورزش و مردم آقاي شفيع بساط مهرباني را برقرار كرده و دارد جوش مي دهد و وصل مي كند. او اين هفته علي رضا حيدري را روي آنتن برد كه از دعوت نشدن به تيم ملي شاكي بود و از طرف ديگر هم حاج آقا طالقاني را روي خط آورد و آن قدر از او تعريف كرد و آن قدر به به و چه چه كرد كه چيزي نمانده بود كارمان به سرم و بيمارستان بكشد. آخر قضيه هم اين بود كه وقتي حاج آقا اين قدر گل و ماه است و همه از خوبي  و مهرباني اش مي گويند، چرا قبول نمي كند ورزشكاران محبوب و در قلب همه جا دارند   مثل علي حيدري و علي دبير و علي رضايي به تيم ملي برگردند.
ته همه اين چيزها هم كه مي دانيد چيست. سر مقررات و نظم و عدالت را پخ پخ مي برند عوضش معرفت و رفاقت از در و ديوار مي بارد. الله اكبر!
011349.jpg
شاهرخي قهرمان نوجوانان جهان
صيد طلا در كازابلانكا

شاخ در بياوريد، يك طلاي ديگر در دو و ميداني. اين دفعه علي شاهرخي در پرتاب ديسك نوجوانان جهان در مراكش ديسكش را بيشتر از 61 متر پرت كرد و مثل آب خوردن طلا گرفت، در حالي كه نزديك ترين رقبايش بيشتر از يك متر از او عقب بودند. پارسال هم احسان حدادي در مسابقات قهرماني جهان جوانان در ايتاليا در همين پرتاب ديسك طلا گرفته بود. براي اولين بار در تاريخ. اين هم دومين طلاي ملي ما در تاريخ دو و ميداني. حالا اين كه چرا يكهو بچه هاي ما به اين هوس افتاده اند كه ورزشكار شوند و راه به راه هم طلاي جهاني بياورند از آن سوال هايي است كه دنبال جوابش نگرديد چون گشتيم نبود. جاي خوشگل ماجرا اين است كه تقريبا همه اين قهرمان ها هم همين طور ديمي در كشور پيدا مي شوند، يعني نه آموزشگاهي وجود دارد، نه مركز كشف استعدادي، نه توي مدرسه ها كسي از بچه ها تست مي گيرد و براي ورزش جعفري خرد مي كند، نه هيچي. حالا يكي مثل علي شاهرخي چون بابايش پرتابگر نيزه بوده و ركورد و اسم و رسمي داشته طبيعي است كه شغل بابايش را دنبال كند، اما بقيه چي.
011367.jpg
رييس جمهور با ورزشكاران خداحافظي كرد
من مي رم از زندگي تو بيرون

وقت خداحافظي كه مي رسد همه گذشته ها را فراموش مي كنند. بدي، خوبي، هر چي ديديد، حلال كنيد. و حلال مي كنند. همه چيز تبديل مي شود به مهر و محبت و دلتنگي. همديگر را به آغوش مي كشند و اشك توي چشم ها حلقه مي زند و اي...اي.
سيدمحمد خاتمي هم كه با ورزشكارها مي  خواست خداحافظي كند همين وضع شد. مي خواست از قهرمانان 84 تقدير كند و براي آخرين بار عكس يادگاري بيندازد. بعد همه كلي از هم تعريف كردند و جوري درباره ورزش ايران حرف زدند كه انگار ما در اين چند سال قهرمان المپيك شده ايم و به زودي در تمام كهكشان اول خواهيم شد.
از همه روساي فدراسيون ها تقدير شد؛ مثلا از فدراسيون كوه نوردي تقدير شد، چون چند تا كوه نورد همت كرده اند اورست را زده اند و از فدراسيون فوتبال تقدير شد، چون چند تا فوتباليست داريم كه به جام جهاني رفته اند و هيچ كس هم يادش نيامد كه تيم المپيك و جوانان و نوجوانان چه تپه هايي را گل كاري كرده اند.
آقاي عزيز هم آمد و گفت ما در تمام رشته ها پيشرفت داشته ايم و با قاطعيت مي گويم كه در هيچ رشته اي عقب نرفته ايم. جالب اين كه همان روز صبح تنيس ايران پس از سال ها از دسته 2 به دسته 3 آسيا سقوط كرده بود!


مسابقات بين المللي زو!
باور كردنش كمي مشكل است، اما واقعيت اين است كه ورزش ساده بچگي هايمان در دنيا دم و دستگاهي دارد و تيم هاي ملي اش مسابقات منظمي برگزار مي كنند، البته با نام ورزش كبدي
011517.jpg
زو در ايران تاريخي طولاني دارد؛ قبل از همه رشته هاي ورزشي خودي
و وارداتي، اما هندي ها مدعي شده اند كه ورزش اول كشورشان است

ليلي خرسند
همان زو خودمان است. هماني كه سيامك انصاري خودش را مي كشت كه به همه بگويد، دو جور فدراسيون جهاني دارد، مسابقه هاي قهرماني جهان و آسيايي اش برگزار مي شود، التماس مي  كرد كه اين بازي را جدي بگيريد، اما همه به خيال اين كه جزئي از طنز پاورچين و مهران مديري است، فقط به اش مي خنديدند. همان  زويي كه جزو بچگي همه ماها بوده و هنوز به بهانه همان بچگي ها اين بازي را فراموش نكرده ايم.
اگر تاريخ ايران را بگردي، زو را خيلي سال ها قبل تر مي بيني؛ قبل از همه رشته هاي ورزشي خودي و وارداتي. اما موضوع اين جاست كه هندي ها اسمش را تغيير داده اند و مدعي شده اند كه ورزش اول كشورشان است. زو از ايران به هند رفته و شده كبدي . البته هندي ها همين اسم را هم از ايران گرفته اند. در مناطقي مثل سيستان و بلوچستان كه اين بازي  را از هفت صد سال پيش داشته  اند، به زو ، كبدي مي گويند و هندي ها هم به تقليد از آن ها اسم كبدي را انتخاب كرده اند، اما بايد قبول كرد كه آن ها زرنگ تر از ايراني ها بودند و علاقه مندتر. هند ي ها با قانونمند كردن اين بازي آن را در دنيا مطرح كرده اند. در آسيا غير از خودشان، ژاپن، سريلانكا، چين، كره، بنگلادش، تايلند و ... از مطرح هاي اين ورزش هستند. در اروپا هم فرانسه، انگليس و آلمان مدعي اند. در مسابقه هاي جهاني امريكا هم هميشه تيم هاي قوي  رو مي كند. آن ها اين بازي را جزو باز ي هاي آسيايي گنجانده اند و در تلاشند كه آن را به المپيك هم ببرند. 2008 پكن كه نشد اما آن ها اميدوارند با رايزني هايي كه انجام مي دهند، در المپيك 2012 لندن حتما كبدي جزو بازي ها باشد.
زو ي مدرن هفت سال پيش به ايران آمد. محمد سرور پاكستاني، دبيركل كنفدراسيون آسيا، به خاطر دوستي هايي كه با مسوولان ورزش همگاني ايران داشت، كبدي را به ايران آورد. سرور چند سالي را در ايران ماند، تا تيم ملي تشكيل شود. تيم مردان در اولين مسابقه آسيايي كه شركت كرد، سوم شد و اين انگيزه اي شد كه زنان ايران هم اين بازي را شروع كنند.
آن ها كه مي دانستند، امسال اولين دوره مسابقه هاي قهرماني آسيايي زنان برگزار مي شود و زنان برخلاف سال هاي گذشته كه هم زمان با مردان رقابت مي كردند، مسابقه هاي جداگانه اي دارند، برنامه ريزي ها را شروع كردند. جلب كردن زنان به اين رشته كار سختي نبود. با اين كه تا اسم كبدي مي آمد، همه فكر مي كردند اين ورزشي است براي كساني كه ناراحتي كبدي دارند، اما با اين توضيح كه اين همان زو خودمان است، بدشان نمي آمد براي يك بار هم شده بازي قديمي شان را انجام بدهند. اولش خيلي جدي نبود. يك بازي تفريحي، اما تشكيل تيم ملي و وعده مسابقه هاي آسيايي تازه واردهاي اين رشته را وادار كرده بود كه جدي تر كار كنند. مسابقه هاي قهرماني كشور و حضور هشت تيم نشان مي  داد كه مسابقه برون مرزي همه را هوايي كرده كه كبدي را تحويل بگيرند. انتخابي تيم ملي، تعداد را بيشتر كرده بود. 12 تيم براي رشته اي كه فقط دو سال از تشكيل آن مي گذشت، براي همه جالب بود، اما سوالي كه خيلي ها با آن روبه رو بودند اين بود كه تيم چطور مي خواهد در مقابل دوربين هاي فيلم برداري و عكاسي و جلوي تماشاگران مرد به ميدان برود. طراحي لباس پوشيده، چيزي بود كه از اول مدنظر مسوولان بود. آن ها چند لباس را پيشنهاد داده بودند، اما موافقت نشده بود و بالاخره بلوز و شلوار استرج و كاوري كه روي آن پوشيده مي شد، تاييد شد. فدراسيون جهاني و كميته ملي المپيك ايران موافقت كرد كه دختران ايران با اين لباس مي توانند در همه مسابقه هاي برون مرزي شركت كنند.
اولين مسابقه هند بود. آن هايي كه با لباس هاي استاندارد جهاني آماده مسابقه بودند، منتظر بودند ببينند ايران با چه لباسي، حجابش را حفظ مي كند. پوشش آن ها براي همه جالب بود. عكاس ها و فيلم برداران هندي كه تعدادشان بيشتر از كساني كه يك بازي واليبال را در ايران پوشش مي دهند، بود، همه روي دختران ايراني زوم كرده بودند. تماشاگران هندي كه تا به حال با چنين صحنه اي روبه رو نشده بودند، بيشتر از اين كه تيم خودشان را تشويق كنند، هوادار ايران شده بودند. هند ميزبان قدرت اول بود. ژاپن و سريلانكا هم خوش حال از اين كه ايران هم گروه آ ن هاست و به راحتي مي توانند به مرحله بعد صعود كنند. بازي اول با سريلانكا بود. جو مسابقه ها اجازه نمي داد، دختران ايران تاكتيك ها و تكنيك هاي حمله و دفاع را آن طور كه ياد گرفته بودند، اجرا كنند. نيمه اول براي اين خيلي سخت گذشت. آن ها كه اولين بار بود با تيم خارجي بازي مي كردند، بايد خيلي چيزها را تحمل مي كردند. تماشاگران، دوربين ها، لباس پوشيده اي كه به هر حال سرعت عمل را از آن ها مي گرفت. يك ربع دوم بهتر بودند. رقابت پابه پاي آن ها با سريلانكا استاديوم هفت هزار نفري حيدرآباد را متعجب كرده بود.
بعد از بازي اول بود كه هندي ها اعتراف كردند: ما فكر مي كرديم ايران فقط زنگ تفريح باشد.
خبرنگاران هندي بيشتر از همه بازيكنان با ايراني ها مصاحبه كردند و يكي از آن ها مي گفت كه مي خواهد به دختران مسلمان هند نشان بدهد كه چطور مي شود حجاب داشت و ورزش كرد. از همه مهم تر تعريفي بود كه محمد سرور مي كرد: اين تيم چند سال بعد حتما در فينال بازي مي كند. ايران حريف دومش نپال را به اختلاف 60 امتياز برد. تيمي كه حداقل پنج، شش مسابقه آسيايي را تجربه كرده بود، اما بازي سوم را به ژاپن باخت تا خيلي زود از دور مسابقه ها حذف شود.
اما اين شروع خوبي براي تيمي بود كه مي خواهد سال ديگر در بازي هاي آسيايي دوحه قطر شركت كند. آن ها در هند بود كه متوجه شدند، هنوز فاصله زيادي با بزرگان آسيا دارند. يك مربي مي خواهند كه آن ها را به روز كنند. چند مسابقه بين المللي كه بشود تجربه شان را بالا ببرند. مربي تيم ملي هند به ايران مي  آيد و مشكل مربي و ندانستن تكنيك ها و تاكتيك هاي خاص اين رشته تا حدودي حل مي شود. قرار است چند بازي دوستانه هم با كشورهاي همسايه بگذارند.
اما مشكلي كه دختران ايران مطرح مي كنند، چيز ديگري است. كبري رضايي كاپيتان اين تيم مي گويد: ما با هيچ چيز مشكل نداريم. به لباس عادت كرده ايم اما جو تماشاگران خيلي اذيت مان مي كند. اگر بشود اجازه بدهند خانواده هايمان در مسابقه ها به ورزشگاه بيايند و تشويق مان كنند. ما هم در رقابت هاي بين المللي از ديدن تماشاگران مرد شوكه نمي شويم. لباس ما كه پوشيده است. پس مشكلي وجود ندارد.
به هر حال دختران ايران مي خواهند همان  طور كه مردان شان بعد از هفت سال يكي از مدعيان اصلي شده، آن ها هم جلوي هند و ژاپن كم نياورند. آن ها چند ماه ديگر بازي هاي كشورهاي اسلامي و بعد از آن بازي هاي آسيايي را در پيش دارند، اين ها موقعيت هاي خوبي است تا آن ها كه فعلا تنها تيم ايراني هستند كه در ورزش  هاي گروهي شركت مي كنند، خودي نشان بدهند.

تيم  ملي از روي دماغ!
برانكو ايوانكوويچ با انتخاب هايش داد همه را درآورده، جواب انتقادات را هم نمي دهد به هيچ صراطي هم مستقيم نيست، چه كار بايد بكنيم؟
011532.jpg
غيبت سه گلزن برتر ليگ در تيم ملي حسابي تو چشم مي زند عنايتي،خطيبي و فضلي حتي شانس حضور در بين 28 نفر تيم را نداشتند
مهدي اميرپور
براي انتخاب بازيكنان تيم ملي در هر كشوري يك روش استفاده مي شود. در ايتاليا فقط به اين فكر مي كنند كه مي توانند عكس بازيكنان تيم ملي را روي هر تبليغي كار كنند يا نه. براي همين دو سال پيش بهترين گلزن سري A داريو هوبنر حتي براي يك بار هم به تيم ملي ايتاليا دعوت نشد. البته اين فرمول در تمام دنيا كاربرد ندارد. در فرانسه كساني دعوت مي شوند كه به تاكتيك تيم بخورند. آن جا اصلا كاري ندارند كه بازيكنان چقدر مي توانند تماشاگران را به غش و ضعف بيندازند.
با همين فرمول در جام جهاني 1998 اريك كانتونا اسطوره فوتبال فرانسه از تيم ملي خط خورد تا به يك سري مهاجم تاكتيك پذير فرصت داده شود. اين ريسك امه ژاكه در نهايت به قهرماني فرانسه ختم شد.
اما اين  جا در ايران سليقه تيم ملي، مربي به مربي عوض مي شود.
در سال هايي كه زحمت تيم ملي، گردن محمد مايلي كهن افتاده بود، او به سمت بازيكنان سر به زير رفت. شايد براي همين بود كه مايلي كهن چند بار با دايي مشكل  پيدا كرد و او را از تيم ملي بيرون گذاشت. سياست همايون شاهرخي در مدتي كه سرمربي تيم ملي بود از حال دادن به استقلال و پرسپوليس فراتر نرفت. منصور پورحيدري هم كه هميشه سعي مي كرد تعداد بازيكنان آبي و قرمز را مساوي نگه دارد؛ چه در فهرست، چه در زمين و چه روي نيمكت.
اما حالا ما با كسي طرف هستيم كه  عجيب ترين تيم ملي را تحويل ملت داده. برانكو ايوانكوويچ در آخرين فهرست تيم ملي فرمولي را استفاده كرده كه حتي با پيچيده ترين الگوريتم ها هم قابل شبيه سازي نيست. او 28 نفر را به كمپ تمريني تيم ملي دعوت كرد. منتقدان مي گويند كساني كه خيلي از آن ها به دلايلي غير از لياقت ملي پوش شده اند.
اميرحاج رضايي كارشناس فوتبال مي گويد: ممكن است سوالات خبرنگاران در اين باره كمي تند و خشن باشد، اما سرمربي تيم ملي نبايد با برخوردي متقابل جواب آن ها را بدهد. از روزي كه فهرست نفرات تيم ملي اعلام شده دليل قانع كننده اي براي دعوت از بعضي بازيكنان پيدا نمي كنيم.
شايد ترس از باخت به ژاپن و توجيه آن شكست احتمالي از دلايل انتشار اين فهرست باشد. به هر حال بي عدالتي كاملا احساس مي شود و مسلما توسعه بي عدالتي مرگ فوتبال است. هيچ كدام از كساني كه به تيم ملي دعوت شدند و حتي آن هايي كه دعوت نشدند با من عهد برادري ندارند! بايد باور كنيم كه بي عدالتي حيثيت فوتبال را خشك مي كند و باعث نابودي آن مي شود.
غيبت سه گلزن برتر ليگ در تيم ملي حسابي تو چشم مي زند. عنايتي، خطيبي و فضلي حتي شانس حضور در بين 28 نفر تيم را نداشتند. تيمي كه در غياب لژيونرها بايد تيم بهترين هاي ليگ باشد.
اما منتقدان سرسخت برانكو اين روزها تهمت سنگيني به سرمربي تيم ملي مي زنند: ساخت و پاخت با يك سري بازيكن و پس از آن سفارش آن ها از كانال  دستياران به سرمربي. با اين شيوه در نهايت فوتباليستي ملي پوش مي شود كه دستش توي جيبش برود. البته انگيزه اين ولخرجي، بالا رفتن قيمت بازيكن است. بالاخره هر كسي ملي پوش باشد چند برابر گران تر مي شود. حاج رضايي مي گويد: مطمئنا برانكو فشار زيادي را تحمل مي كند و جوابي ندارد كه براي توجيه فهرست جديدش بگويد. در كل اصلا مشخص نيست كه اين فهرست با مشاركت چه كساني تهيه، تنظيم و در رسانه  ها اعلام شده.
با وجود اين همه چيز ماديات نيست. رفاقت يك سري از بازيكنان تيم ملي با يك سري از كساني كه مدت ها بود لاي گچ زندگي مي  كردند هم در اين شگفتي  تاثير داشته. منتقدان مي گويند دعوت از بازيكني كه نه ماه تمام مصدوم بود و پس از آن در سه ماه پاياني ليگ حتي نتوانست در تيمش يك نود دقيقه كامل بازي كند احتمالا هيچ توجيهي غير از رفاقت بين او و بزرگ تر تيم ندارد.
منتقدان با اصرار مي گويند از اين آقاي مصدوم در اردوي تيم ملي هم چيزي ديده نشده و حالا تيم ملي مي خواهد در بازگشت او نقشي داشته باشد، چرا كه او تازه از باشگاه قبلي در آمده و براي به جيب زدن يك پول حسابي در سال آينده، اول بايد به تيم ملي بيايد و بعد تيم جديدش را انتخاب كند.
برانكو تاكنون براي دعوت از اين قبيل بازيكنان هيچ توجيهي ارائه نكرده و در عوض بابت دعوت نشدن از بهترين هاي ليگ برتر استدلالي را به كار مي برد كه تالس در هندسه از آن استفاده مي كرد. عنايتي دماغش را عمل كرده، براي همين دعوتش نكردم. برانكو يك مرتبه هم پارسال در آستانه سفر تيم ملي به جام ملت هاي آسيا مهرزاد معدنچي را خط زد. دليل: جراحي زيبايي روي بيني. البته كارهاي ديگر خود برانكو هم در اين بين سهمي داشته. مثلا  اين كه مي گويند او دلش نمي  خواهد رابطه اش با ديگر مربيان كروات ايران شكرآب شود و جعبه جعبه نوشابه براي بازيكنان تيم هموطنانش باز مي  كند تا يك تنه بازار كار بهتري براي مربيان كروات بيكار در ايران به وجود بياورد. كافي است به ياد بياوريم در آمدن برادر ناتني برانكو به برق شيراز نقش او چقدر مهم بوده است. اين در حالي است كه زلاتان ايوانكوويچ در كرواسي فقط در تيم هاي پايه مربيگري كرده است.

الكس كبير نوري در تاريكي 
درباره دستمزد فوق العاده بالاي او زياد شنيده ايد او از نظر فني انتقادات زيادي مي شنود، اما حقيقت غيرقابل انكار يك چيز است: محبوبيت پايان ناپذير او
011520.jpg
آن قدر فوتبال برايم جذابيت دارد و آن قدر در آن غرق شده  ام كه واقعا وقت ندارم به آينده فكر كنم
ميشل پلاتيني هميشه بت من بوده است، اما پوستر او را كه به ديوار اتاقم زده بودم خيلي وقت است كنده ام. اين اولين جمله  اي است كه الكس دل پيرو بر زبان مي آورد. مرد فرانسوي كه هميشه پيراهن شماره 10 را مي پوشيد و در مورد الكس دل پيرو گفته بود كه او سابقا بازيكن خوبي بوده است. خيلي ها نمي خواهند قبول كنند، اما بعد از مصدوميت رباط پايش در ديدار با اودنيزه، الكس ديگر هيچ وقت آن بازيكن سابق نشد. مارچلو ليپي قبل از بازي با مولداوي در رقابت هاي مقدماتي جام  جهاني در مورد او گفته بود: دل پيرو، نور ايتاليا در تاريكي است. و روزنامه ها هم القاب متفاوتي به او دادند. او را پينتوريكيو خطاب كردند، چون عادت داشت به تنهايي تيم ملي ايتاليا و يوونتوس را در بازي هايش پيروز كند، اما امروز شايد بهترين لقب براي او همان Il giovane vecchio (جوانپيرمسلك) باشد. كسي كه دوست دارد مثل آل  پاچينو، بازيگر مورد علاقه اش باشد؛ مي خواهد بازي كند، هر موقع خواست بازي كند، بدون سوال از پدرش سوار ماشين شود و چراغ هايش را روشن كند تا ببيند در تاريكي به كجا شوت مي زند!
آيا درست است كه در دوران بچگي مادرتان شما را مجبور كرده بود درون دروازه بايستيد؟
بله، حقيقت دارد. مادرم مي گفت اين طوري كم تر عرق مي كنم و كم تر هم مريض مي شوم!
  اصلا درون دروازه خوب ظاهر مي شديد؟
مي توانم بگويم عالي بودم.
آيا اولين بازي  تان مقابل پادووا را به ياد داريد؟
بله. متاسفانه اولين سال بازي ام در اين تيم خوب نبود. آن موقع 14 سال داشتم و اولين باري بود كه يك سال تمام خيلي از خانه دور مي شدم. خيلي سخت بود. بعضي وقت ها بازي مي كردم و بعضي وقت ها هم نه. بهتر است اين طور بگويم كه سال هاي بعد لذت بخش تر بود.
شما ترجيح مي  دهيد يك بازي را 3 4 ببريد يا يك - هيچ؟
من؟ خب، 3 4 و بدون شك دروازه بان مان يك هيچ را ترجيح مي دهد!
كداميك از بازيكناني كه الان بازي مي كنند را بيشتر از همه ستايش مي  كنيد؟
تعدادشان زياد است و شايد هم رئال، بارسا و آرسنال بيشتر از يك نفر را در انتخاب هاي من داشته باشند. راجع به رونالدينيو، زيدان، روبرتو كارلوس، رونالدو، رائول و فيگو حرف مي زنم. كاكا هم بازيكن خيلي خوبي است. آدريانو، ويري، ... خيلي هاي ديگر هم هستند.
آيا آرزويي بيرون از زمين فوتبال داريد؟
آن قدر فوتبال برايم جذابيت دارد و آن قدر در آن غرق شده  ام كه واقعا وقت ندارم به آينده فكر كنم.
به مربيگري هم فكر مي كنيد؟
نه. (با خنده) الان هم مربي هستم! نه، اين طور نيست. هيچ كس نمي داند. احتمالش هست، اما در حال حاضر نمي توانم بگويم.
اگر مي توانستيد در هر تيمي از هر دوراني بازي كنيد، كدام را انتخاب مي كرديد؟
شايد ايتالياي 82 را. بردن جام جهاني ديوانه كننده بود. بعد از آن ايتاليا، تيم هاي زيادي قرار دارند، اما بازي كردن براي رئال مادريد و بارسلونا هم زيبا بود.
قهرماني در جام جهاني 82 را به ياد مي آوريد؟
بله. من 8 سالم بود و حدودا 50 نفر در خانه يكي از همسايه ها جمع شده بوديم. خاطرات زيبايي بود. پنالتي هاي از دست رفته ابتداي بازي، تا گل هاي بعد از آن. لذت ناشي از جشن هاي بعد از آن، حركت با اتومبيل و تكان دادن پرچم ها. خيلي خوب به ياد دارم.
و خاطرات تان از ايتالياي 90؟
آن ها هم عالي بودند، چون ايتاليا خوب جلو رفت، تيم قوي بود. بردها را يكي پس از ديگري به دست مي آورد و بعد متاسفانه مقابل آرژانتين در نيمه نهايي ناكام شديم.
شما ترجيح مي دهيد مقابل يك يارگير مستقيم بازي كنيد يا تيمي كه دفاع منطقه اي انجام مي دهد؟
بستگي دارد. اگر تيم حريف خوب يارگيري نكند، هر جفتش خوب است (مي خندد) تيم هاي بسيار خوبي هستند كه يارگيري من تومن انجام مي دهند، اما دفاع منطقه اي اين روزها قوي تر شده است، چون شما فقط مقابل يك بازيكن ظاهر نمي شويد بلكه كل مدافعان مقابل تان هستند. معمولا فضاي بيشتري در دفاع منطقه اي داده مي شود، اما واقعا برايم هيچ كدام فرقي ندارند.
شما مدرك حسابداري داريد. آيا از درس خواندن لذت مي بريد؟
واقعا خوش حالم كه موفق شدم بعد از سال ها درس خواندن، مدرك بگيرم، اما هيچ وقت از آن استفاده نمي كنم. دليلي براي اين كار ندارم. اگرچه آن چه را كه در مدرسه ياد مي گيريد، در زندگي روزمره تان استفاده مي كنيد.
آيا واقعيت دارد كه شما هنوز همان اتومبيلي را سوار مي شويد كه با اولين چك دريافتي تان از يووه خريديد؟
هم بله هم نه. هنوز اتومبيلي كه اول از همه خريدم را دارم. ديگر سوارش نمي شوم. فقط در گاراژ نگه اش مي دارم و ديگر اتومبيل هايم را سوار مي شوم، اما آن اتومبيلي بود كه واقعا دوستش دارم به همين دليل هنوز هم حفظش كرده ام.

آمار و ارقامي در مورد الكس
۱ مبلغي كه يووه در 19 سالگي در مقياس ميليون به او داد
۳ تعداد گل هايي كه در 4 ديدار مقابل ولز به ثمر رسانده است
۴ مدت زماني كه بعد از آن مصدوميت زانوي شديدش در اودنيزه خانه نشين بود
۶ رتبه اي كه يووه در فصل 99 98 و بعد از مصدوميت او به دست آورد. پيش از مصدوميت دل پيرو، بيانكونري در جايگاه اول قرار داشت
۱۰ شماره پيراهنش در يووه. او در تيم ملي ايتاليا شماره هايي چون 7، 10، 11، 14، 17 و 20 را به تن كرده است.
۱۴ تعداد بازي هايي كه براي پادووا در سري B انجام داد، آن هم پيش از اين كه يووه او را بخرد
۱۵ تعداد سال هايي كه با پايان يافتن قراردادش با اين تيم در يووه سپري كرده است
۲۱ آخرين آمار بالاي گل زني اش در سري A در فصل 97 96. در فصل 2001 2000 هم 16 گل به ثمر رساند
۲۴ تعداد گل هايش براي آتزوري اين تعداد فقط 3 گل با ركورد روبرتو باجو فاصله دارد
۳۱ تعداد گل هايي كه در سال 96 در ليگ قهرمانان به ثمر رسانده است
-65 تعداد آرايي كه براي تصاحب توپ طلاي سال 96 به او داده شد، اما در نهايت در راي گيري چهارم شد

خوش تيپ ها دارند عذاب مي كشند
ستاره هاي فوتبال هميشه توي چشم هستند و به همين خاطر هم هست كه طراحان مد و لباس به آن ها به عنوان مانكن هايي حاضر و آماده نگاه مي كنند!
011640.jpg
محمد والايزداني
قانون اول: ايتاليا هميشه مترادف مد و كلاس است؛ لباس، فيلم و حتي شيوه اي كه بازيكنان فوتبال بازي مي كنند. هميشه بسياري از مردم ديگر كشورهاي دنيا سعي كرده اند تا از كلاس ايتاليايي ها تقليد كنند. جورجوآرماني نام يكي از كت هاي معروف بليزرش را ديويد بكام گذاشته است. ايتاليايي ها هم بدشان نمي آيد كه بقيه دنيا را آنتريك كنند تا از آن ها دنباله روي كنند، شايد مثلا به همين خاطر است كه در زمينه سبك، ايتاليا از بقيه جدا مي شود.
قانون دوم: ايتاليا كشوري با وسواس فوتبالي است. به عنوان مثال در ايتاليا كم تر مي بينيد كسي در فضاي باز و مكان هاي عمومي ورزش كند. ورزش در سالن ها انجام مي شود، پياده روي در پيست هاي مخصوص صورت مي گيرد و از همه اين ها در خيابان هاي شهري اثري نيست. در ايتاليا فوتبال يك استثناست.
قانون سوم: بازيكنان فوتبال قهرمانان جديد هستند. همه به آن ها عشق مي ورزند و همه جا دنبال شان مي كنند. امروز بازيكنان هستند كه با ظاهر و سبك زندگيشان الگوها را مشخص مي كنند. اين جمله دومينكو دولچه و استفانو گاباناست. دو طراح مشهور ايتاليايي كه سعي دارند دل نخبگان فوتبال ايتاليا را به دست آورند. آن ها براي رسيدن به هدف شان نمايشگاهي را ترتيب دادند و كتابي تحت عنوان كالچو را در دست تهيه دارند كه متشكل از عكس شخصيت هاي رده اول فوتبالي است كه لباس هاي D&G را بر تن كرده  اند. از نظر جورجوآرماني طراح برجسته ايتاليايي هم فوتباليست ها هميشه ستاره هاي جديد و شخصيت هاي جديد هستند.
ميليون ها نفر به آن ها نگاه مي كنند پس اگر آن ها سفيران پوشاك آرماني باشند، اين اتفاقي عالي خواهد بود.
آرماني لباس سوپراستارهاي زيادي را طراحي مي  كند؛ الساندرو دل پيرو، لوييس فيگو، كريستين ويري، رونالدو، فابيوكاناوارو و حتي لباس هاي تيم شهر زادگاهش، پياچنتزا را. اين نكته فقط به مارك آرماني ختم نمي  شود. آندري شوچنكو در رديف اول شوي لباس هاي ورساچه مي نشيند، جان لوييجي بوفون همين جايگاه را در شوي پرادا دارد و كارلو كودچيني، دروازه بان چلسي هم از مارك ميلاني ويوين وست وودزمن حمايت مي  كند. طرح ساده و دايمي پيراهن تيم ملي ايتاليا خيلي فرم كلاسيك داشت. در سال هاي اخير، ايتاليا اولين كشوري بود كه از طرح لباس هاي چسبان استقبال كرد. شايعات خبر از اين مي دهند كه وقتي آرماني سر تمرين آتزوري حاضر شده بود و از او سوال كرده بودند كه او كدام يك از بازيكنان تيم ملي را مدل بهتري مي بيند، بدون هيچ مكثي نام پائولومالديني را بر زبان آورده بود. آندره آ تنه راني، مدير مجله GQ چاپ ايتاليا مي گويد: بازيكنان فوتبال مشهورترين چهره هاي ايتاليا هستند. آن ها به اين دليل محبوب هستند كه جمعيت زيادي كارشان را دنبال مي كنند اما بعضي از آن ها خوش قيافه و صاحب سبك هم هستند. به همين دليل تبديل به گروهي كه مورد علاقه بازار است، شده  اند. بازيكنان سري A از همان دهه پنجاه ميلادي چهره هايي صاحب سبك بودند اما اكثر اين ستاره ها در ابتدا خارجي ها بودند. بزرگ ترين ستاره آن زمان سري A، جان چارلز از يوونتوس بود. قدبلند، پرشور و فراتر از مردي شهري. ستاره ولزي براي خودش سلطان بود. او بعدها به كمك اومبرتو كولومبو، دوست و همبازي اش رستوران كينگ را باز كرد. او بعدها در مورد رستوران و وضعيتش گفت: رستوران خيلي محبوب بود و اكثر اوقات پر. من معمولا به فستيوال فيلم ريميني دعوت مي شدم. نمي دانيد چقدر ستاره  هاي سينما به من حسادت مي كردند كه از آن ها پرطرفدارترم، اما بالاخره فوتباليست ها مشهورترند. آن ها ستاره هاي تازه دنيا هستند. در همين زمان و تا چند سال بعد از آن زندگي فوتباليست هاي ايتاليايي آن قدر روي نظم و انضباط بود كه تنها راه براي خودنمايي را در آرايش موهايشان مي ديدند. حتي در دهه 80، قوانين باشگاه يووه طوري بود كه بازيكنان نمي توانستند هيچ چيزي به خود آويزان كنند و مجبور بودند پيراهن هايشان را داخل شلوار كنند؛ دستوري كه هيچ وقت از سوي ميشل پلاتيني اجرا نشد. او حتي با كنار گذاشته شدن از تيم و جريمه هم كنار آمده بود. با وجود تمام استعدادهايش، پلاتيني هيچ وقت به تميزي فرانكو باره زي، مدافع ميلان نبود. كسي كه ديويد پلات، كاپيتان سابق تيم ملي انگليس درموردش مي گويد كه هميشه پيراهنش به جاي بوي عرق بوي ادكلن آراميس مي دهد!
امروزه ستاره هاي فوتبال از طريق قدرت تلويزيون بزرگ ترين شخصيت هاي دنيا به حساب مي آيند. اينتر يك طراح لباس رسمي هلندي به نام ديرك بيكمبرگز دارد. پائولومالديني و كريستين ويري خط توليد لباس هاي خود تحت عنوان سوييت ييرز را مي گردانند. حتي ويري پا را جلوتر گذاشته و براي مارك شخصي اش تبلغ مي كند. او بعد از هر گلي كه مي زند، پيراهن باشگاهش را بالا مي برد تا يكي از تي شرت هايش معلوم شود. فرانچسكو كوكو مارك متعلق به خودش، urban77 را مي پوشد. كاكا، هافبك ميلان همواره جين هايش مارك آرماني دارند. هيده توشي ناكاتاي ژاپني هم معمولا با لباس هاي كشمير و سطح بالاي شركت كروچاني در محافل مختلف حاضر مي شود و پائولو دي كانيو هم فروشگاه لباس دارد كه خودش براي تزئين آن مارك ها را انتخاب مي كند. دولچه و گابانا مي گويند: فوتبال و مد دو چيز تقريبا بي ارتباط به يكديگر بودند، اما در نهايت به هم رسيده اند براي ما بازيكنان فوتبال هميشه حاضر و  آماده هستند. و اين همان نكته كليدي است. در فرهنگي كه مد و فوتبال كنار هم قرار مي گيرند، هميشه رابطه اي بين آن ها وجود دارد.
آمار تكان دهنده ولي واقعي
با وجود اين ارتباط به ظاهر لاينفك، آمار و ارقام تحقيقاتي نشان مي دهد فوتباليست ها از وضعيت شان در اجتماع، چه به عنوان مدل و چه به عنوان شخصيت هايي كه همواره از مد پيروي مي كنند ناراضي هستند. چندي پيش روزنامه گاتزتادلواسپرت آماري را از قول موسسه اتامتا ارايه كرد كه مشكل ستاره هاي فوتبال با مد را بيشتر نشان مي دهد. مردم فكر مي كنند كه فوتباليست ها ثروتمندند،  اتومبيل هاي پر سرعت سوار مي شوند و همسران زيبايي دارند، اما همه از ناراحتي آن ها غافلند. طبق آمار اين موسسه كه براساس مصاحبه با 124 بازيكن حرفه اي در دو دسته برتر اين كشور به دست آمده، دو سوم از فوتباليست ها اعتقاد دارند كه هر روز وضعيت شان همراه با استرس است و فشاري كه بر آن ها وارد است و ترس از مصدوميت جزو بزرگ ترين نگراني هايشان محسوب مي شود و هرچه مردم به آن ها نزديك مي شوند، آن ها از مردم دوري مي كنند. 22 درصد از اين جمع چنين وضعيتي داشته اند. 3/1درصد سوال شنوندگان معترف بودند كه ناراحتي هايشان را سر كسي كه دوست دارند، خالي مي كنند. از هر 10 نفر، يك نفر هم اعلام كرده بود دوست واقعي ندارد. اين آمارها در ظاهر ساده ولي تكان دهنده هستند. اندكي تامل جواب ساده اي به اين اتفاقات مي دهد: شهرت و توي نگاه بودن دائمي، فوتباليست ها را خراب كرده است. تك تك لحظات شان زير ذره بين است و اين همان چيزي است كه به انتقاد رسانه ها ختم مي شود، موضوعي كه از هر پنج نفر، يك نفر آن را دليل فشارهاي عصبي مي داند!
منبع: مجله champions و رويترز

فهرست
نامه به سردبير
بازتاب هاي گزارش گلدكوئست و بازاريابي زنجيره اي
فهرست
سينما تلويزيون
بازگشت به گذشته!
تلويزيوني ها بفروش مي شوند!
رويداد هفته
با واقعيت كاري ندارم!
كنار استخر خالي
شكست جنگ دنياها در پارك المپيك
اين دو فيلم ساز لندني از كجا آمدند؟
گوي طلايي تمشك طلايي
ورزشي
آلمان ديگه كيه؟
سوت نزن، كر شديم!
رويداد هفته
مسابقات بين المللي زو!
تيم  ملي از روي دماغ!
الكس كبير نوري در تاريكي 
خوش تيپ ها دارند عذاب مي كشند
اجتماعي
اصول كافي، ج،۳ ص 233
زندگي
خانم ها، خبرسازتر از قبل
جا داريم؛ بفرماييد تو
رويداد هفته
پديده جهاني
پژو 206 ،مخصوص بروبچ!
گوگل و ياهو: شاخ به شاخ!
روزها
۱۱ سپتامبر، 82 سال قبل
كوتاه
رويدادها
جهان كوچك
صداهاي بعد از انفجار
پايان جنگ داخلي سودان
انرون بارش را مي بندد
هري پاتر و شاهزاده  دورگه
|  فهرست  |  سينما تلويزيون  |  ورزشي  |  اجتماعي  |  زندگي  |  پديده جهاني  |  روزها  |  جهان كوچك  |
|  شناسنامه  |  مهمان هفته  |  راهنما  |  سبك زندگي  |  گفت و گو  |  گزارش  |  موفقيت  |   نيم رخ ، تمام رخ  |
|  يادداشت  |  موضوع ويژه  |  گالري  |
|   صفحه اول   |   آرشيو   |   چاپ صفحه   |