علي فارسي نژاد
تشكيل G8 به روزهاي بحران نفتي دهه هفتاد ميلادي برمي گردد. دولت هاي صنعتي كه نفت را حق مسلم خود مي دانستند، با بحران هايي در خاورميانه روبه رو شدند كه منابع انرژي اي را كه تا آن زمان برايشان رايگان بود تهديد مي كرد. به پيشنهاد امريكا در يك اجلاس غيررسمي (كتابخانه اي) مقامات ارشد بازرگاني كشورهاي اروپايي و ژاپن و امريكا براي گفت وگو در مورد مسائل اقتصادي دور هم جمع شدند. در سال 1975 رييس جمهور فرانسه ژيسكاردستن (معمار قانون اساسي اروپاي متحد) سران 6 كشور صنعتي دموكرات را به نشستي در رامبويه فرانسه دعوت كرد. سران اين 6 كشور آمدند و اين قدر از اين گفت وگو خوش شان آمد كه همان جا تصميم گرفتند سالي يك بار اين نشست را برگزار كنند. كشورهاي شركت كننده در اين نشست به گروه شش (G6) معروف شدند كه شامل فرانسه، آلمان غربي، ايتاليا، ژاپن، انگلستان و ايالات متحده امريكا مي شد.
سال بعد در نشست پورتوريكو با حمايت جرالد فورد، رييس جمهور امريكا، كانادا هم به اين جمع اضافه شد و گروه G7 به وجود آمد. بعد از تمام شدن جنگ سرد، روسيه از سال 1991 به حاشيه اين نشست دعوت شد، يعني در جلسات اصلي شركت نمي كرد و وقتي همه حرف ها زده مي شد، رييس جمهور روسيه براي شام مي آمد. اين گروه به۱+G7 يا P8 (گروه سياسي 8) معروف شد. روسيه چهار سال صبر كرد تا به عنوان كشوري دموكرات به عضويت اصلي اين گروه درآمد، اما هنوز قدرت اقتصادي چنداني نداشت و وزيران بازرگاني اش در نشست هاي وزيران شركت نمي كردند و هنوز G7 به نشست هاي وزيران بدون روسيه گفته مي شد. كلينتون بعد از اين كه رييس جمهور امريكا شد و براي تشكر از اصلاحات بوريس يلتسين پيشنهاد داد اين گروه به G8 تغيير نام بدهد و روسيه نقش اصلي و پررنگي داشته باشد.
G8 برخلاف موسسه ها و سازمان هاي جهاني ديگر مانند سازمان ملل مديريتي چند مليتي با تشكيلاتي منظم و ساختماني ثابت ندارد. هر سال يك كشور رييس گروه مي شود. كشوري كه رياست سالانه را به عهده دارد، در طول سال نشست هايي در حد وزيران برگزار مي كند و سرانجام در اواسط سال يك نشست سه روزه برگزار مي كند كه همان نشست معروف سران هشت كشور صنعتي يا G8 است. با اين كه دليل اصلي شكل گيري G8 اقتصادي بوده، اما سياست جزو جدانشدني گفت وگوهاي سران كشورهاي هشت گانه شده است. تصميم در مورد بازسازي عراق، افغانستان و برنامه جهاني ضد تروريسم از نمونه هاي سياسي تر شدن اين گفت وگو ها است. توجه جديد اين گروه به خاورميانه، احياي انگيزه اصلي تشكيل اين گروه براي تضمين انتقال انرژي از جنوب به شمال است. معمولا روز دوم نشست صميمي تر است و هشت نفر سران كشورهاي هشت گانه صنعتي و دموكرات چهره انساني تر خود را نشان مي دهند. چند سال پيش كلينتون همه را وادار كرده بود لباس كابويي بپوشند و كلاه وسترن بگذارند، فقط هلموت كهل اين كار را نكرده بود. با اين كه از حواشي اين نشست و آمدن و رفتن سران كشورها هر سال خبر زيادي تهيه مي شود، ولي رسانه ها از آنچه در آن اتاق در بسته اتفاق مي افتد و فقط قسمتي از آن به صورت بيانيه اي منتشر مي شود خبر ندارند. تصميم هاي اين گروه ضمانت اجرايي ندارند مگر اين كه خود كشورها داوطلبانه پذيرفته باشند. توافق بر سر خط مشي هاي سياست جهاني يكي از مهم ترين اتفاقاتي است كه در G8 مي افتد.
|
|
|
و اما امسال
احتمالا G8 امسال يكي از شناخته شده ترين اين نشست ها است. انگلستان ميزبان اين گفت وگو ها در شهر ادينبورو در اسكاتلند بود. سر باب گلدوف (خواننده آهنگ من دوشنبه ها را دوست ندارم) يك هفته قبل از برگزاري اين نشست، با همكاري سازمان هاي خيريه، بزرگ ترين مجموعه كنسرت تاريخ موسيقي را در 9 شهر مختلف دنيا و با شركت بيش از صد گروه موسيقي برگزار كرد. شعار او اين بود: فقر را در آفريقا به تاريخ بسپريم. اين كنسرت ها قرار بود اين هشت مرد را در آن اتاق وادار كند كه چهره واقعي آفريقاي مقروض و گرسنه را ببينند و در تصميم هايشان تجديدنظر بكنند. او همچنين از همه دعوت كرد كه به ادينبورو بروند و روبه روي ساختمان محل گفت وگوها جمع شوند. هميشه G8هدف خوبي براي حمله هاي نهضت ضد جهاني سازي است. در هيچ نشست ديگري بهتر از اين حكومت جهاني احساس نمي شود. به همين دليل، فعالان ضد جهاني سازي هر سال هواداران را بسيج مي كنند و به شهر محل برگزاري نشست مي روند. معترضان مي گويند اين كشورها مسوول مشكلات جهاني مانند گرم شدن كره زمين بر اثر انتشار گازهاي گلخانه اي، فقر در آفريقا و كشورهاي در حال توسعه به خاطر بدهي به كشورهاي صنعتي و سياست هاي ناعادلانه تجاري هستند. يكي از اهداف آن ها اين است كه كشورهاي صنعتي سالانه 7/0 درصد درآمد ناخالص مليشان را براي كمك به كشورهاي فقير اختصاص دهند. امسال به لطف ستارگان راك و پاپ مردم بيش از هر سال ديگري مي دانستند كه G8 چيست و بايد چه تصميم هايي بگيرند.
بعضي ها اجلاس سران G8 امسال را موفق ترين نشست آن در 20 سال اخير مي دانند. بدعت خوبي كه امسال گذاشته شد اين بود كه براي اولين بار به NGO ها اجازه داده شد كه با سران G8 صحبت كنند و صدايشان شنيده شود. آفريقا مهم ترين مساله گفت وگو هاي سران هشت كشور ثروتمند دنيا بود. مجموع تلاش ها و اعتراض هاي مردمي براي ريشه كن كردن فقر در آفريقا (راهي طولاني به سمت عدالت) هر چند ناچيز بود، اما نسبت به تصميم هاي قبلي سران پيشرفت اميدوار كننده اي بود. قرار شد نرخ كمك به آفريقا كه هر سال كم مي شد دو برابر شود، بدهي 18 تا از فقيرترين كشورهاي آفريقايي بخشيده شود و تا سال 2010 دسترسي عمومي به داروهاي ضد ايدز فراهم شود. در قاره اي كه هر 3 ثانيه يك كودك در اثر فقر مي ميرد، شايد اين گام چندان بلندي نبوده باشد، اما مطمئنا شروع فصلي جديد در ريشه كني فقر در آفريقا است. حالا بونو و گلدوف و ماندلا مي توانند مطمئنا باشند كه صدايشان هر چند كم اما شنيده شده است.
در مورد محيط زيست اتفاق چنداني نيفتاده. امريكا قبول كرده كه مشكل گرم شدن زمين دارد جدي مي شود و شايد كم كم فشارهاي جهاني امريكا را به سمت پيوستن به كيوتو ببرد. اين اولين بار است كه بوش حاضر مي شود زير معاهده اي كه اين مساله را يادآوري مي كند امضا كند. در مورد سياست جهاني سران G8 وقت كم و مسائل زيادي داشتند: افزايش قيمت نفت، صلح خاورميانه و مساله عراق. تصميم اعلام شده آن ها كمك سه ميليارد دلاري به فلسطين بود تا بعد از اين كه اسراييل شهرك هايش را در نوار غزه تخليه كرد صرف ساختن تاسيسات زيربنايي براي فلسطينيان بشود . توني بلر هدف اين كمك را هم زيستي مسالمت آميز فلسطيني ها و اسراييلي ها و نقطه مقابل سياست ترور عنوان كرده است.
همان لحظه اي كه اين هشت مرد در يكي از اتاق هاي هتل ايگن گلينز شهر ادينبورو در اسكاتلند داشتند با هم حرف مي زدند عقربه هاي بمب هايي در متروي لندن در حال تيك خوردن بود. بزرگ ترين رويداد تروريستي بعد از مادريد، درست زماني اتفاق افتاد كه لندني ها شادي ميزبان المپيك شدن شان را جشن مي گرفتند. تروريسم بر G8 سايه افكنده بود.