- هفته نامه فرهنگي - اجتماعي -جوانان‎/شماره بيست وهفت - شنبه ۲۵ تير ۱۳۸۴ - - Jul 16, 2005
docharkhe
وقتي كه مرگ در مي زند
پخش سه فيلم با موضوع مرگ و دنياي پس از مرگ از برنامه سينما يك با استقبال زياد بينندگاني روبه رو شد كه انگار تشنه ديدن چنين فيلم هايي هستند
011100.jpg
وقتي حتي عمه پير خانواده هم پنج شنبه شب پاي برنامه سينما يك نشسته باشد و فيلم آن شب را تا آخر تماشا كرده باشد و فردايش هم با آب و تاب از فيلم تعريف كند، ديگر نمي داني چه بگويي و تو مي ماني و يك دهان باز و چشمان از حدقه درآمده كه چه خبر شده و چه كسي مردم را جادو كرده كه همه عشق فيلم و سينما شده اند؟ ولي وقتي داستان فيلم را از زبان همه فك و فاميل و آشنا هاي ريز و درشت مي شنوي و در هيجان لحظه لحظه آن ها شريك مي شوي تازه متوجه مي شوي كه اوضاع از چه قرار است و جادويي رخ نداده است؛ فقط سينما يك فيلم هايي با موضوع مورد علاقه خيلي از ما ايراني ها (و حتي همه دنيا) پخش كرده است: مرگ و دنياي پس از مرگ. چه روياهايي كه مي آيند ، سنجاقك و مرگ جويان سه فيلمي بود كه سينما يك پشت سر هم پخش كرد و يكي از پربيننده ترين هفته هاي خود را پشت سرگذاشت. حتي خيلي ها كه فرصت تماشاي اين فيلم ها را پيدا نكردند، با صدا و سيما تماس گرفتند و كپي اين فيلم ها را خواستند و خلاصه موج اين فيلم ها همه را فرا گرفته بود. موجي كه نشان داد، فيلم هاي جذاب با موضوعات مذهبي و حتي شبه مذهبي بيشترين طرفدار را در بين مردم دارند و اين فيلم ها حتي آدم هاي دور از دنياي تماشاي فيلم را هم به سمت خود مي كشند. موجي كه انگار در همه دنيا وجود دارد و اين را از توليد زياد فيلم هاي با موضوع ماوراء الطبيعه در هاليوود و ديگر كشورها مي توان متوجه شد. بخشي از دلايل اين موج فراگير را در نوشته استيفن سايمون تهيه كننده همين فيلم چه روياهايي كه مي آيند مي توانيد بخوانيد. دلايلي كه از زبان يك امريكايي بيان شده و حال و هواي آن ها را بهتر نشان مي دهد. براي آن هايي هم كه به دنبال فيلم هايي با موضوع مشابه اين سه فيلم مي گردند، چند فيلم پيشنهاد داده ايم. فيلم هايي كه نگاه خاص خود را به مرگ و زندگي پس از مرگ دارند.

پاپ كورن و زندگي پس از مرگ!
حرف هاي استيفن سايمون، تهيه كننده فيلم چه روياهايي كه مي آيند درباره موج فيلم هاي مذهبي در هاليوود
011121.jpg
پوستر فيلم سنجاقك
برگردان: علي رضا آشوري
از دهه 60 به بعد يك باره موج عجيبي از علوم متافيزيك و معنويت مرتبط با آن در ايالات متحده به راه افتاد تحقيقات اخير نشان مي دهد بيش از 25 درصد مردم امريكا كاملا به عقايد مربوط به روح، متافيزيك و به تبع آن معنويت ايمان كامل دارند

راستش فيلم آخر كوين كاستنر يعني سنجاقك حسابي حوصله ام را سر برد. لحظه به لحظه بيشتر خسته مي شدم، چون مي ديدم كه فيلم تقريبا تمام هم و غم خود را براي اثبات دنياي پس از مرگ و لزوم بودن جهان بعد از مرگ به كار برده است. به خودم گفتم حالا بحث مذهب و تعليمات ديني به كنار، آيا ما قبلا بارها و بارها اين مساله را از طريق سينما در جامعه مطرح نكرده ايم؟ چه لزومي دارد كه سنجاقك بخواهد چنين مسايل واضحي را بدين شكل اثبات كند. چيزي كه همه مي  دانند و به آن ايمان دارند. براي پاسخ دقيق تر به پرسش فوق بد نيست نگاهي به تاريخچه آثاري داشته باشيم كه زندگي بعد از مرگ را بررسي كرده اند.
سوژه زندگي پس از مرگ چندين دهه قبل در آثار سينمايي تا به امروز وجود داشته است. در سال هاي ابتدايي قرن بيستم اغلب مضامين مرتبط با زندگي بعد از مرگ حول و حوش خون آشامان، موميايي  ها و ساير هيولاهاي مخوف ديگر دور مي زد. با اين  همه فيلم هايي مثل روح و خانم موير و تصوير جني در دهه 1940 ساخته شدند و بررسي دقيق تري روي سوژه زندگي بعد از مرگ داشتند. اين نگرش در خلال 60 سال عميق تر و گسترده تر شد. فيلم هاي دهه هاي اخير مثل روح ، بهشت مي تواند صبر كند و حس ششم بيش از پيش ما را شيفته اين سوژه جذاب كردند.
البته شيوه و گستره طرح اين موضوع مثل هميشه آيينه اي از پذيرش آخرت و زندگي بعد از مرگ در بين عموم مردم جامعه بوده است. از دهه 60 به بعد يك باره موج عجيبي از علوم متافيزيك و معنويت مرتبط با آن در ايالات متحده به راه افتاد و در اندك مدتي مقبوليت جهاني پيدا كرد؛ گرچه پيش از آن هم درباره مسايل اين چنيني صحبت شده بود. رشد متافيزيك به حدي بود كه تحقيقات اخير نشان مي دهد بيش از 25 درصد مردم امريكا كاملا به عقايد مربوط به روح، متافيزيك و به تبع آن معنويت ايمان كامل دارند. همان گونه كه جيمز ردفيلد به زيبايي در كتاب پيش گويي سلستين توضيح مي دهد اين بيداري معنوي در طبيعت انسان رخ داده است و در واقع محصول بيداري افرادي ست كه زندگي فردي هر كدام از بعد معنوي هنوز بكر و دست نخورده و تجربه نشده باقي مانده است و... ما امريكايي ها عقايد پايه اي تحول و پيشرفت طبيعت انساني را پذيرفته ايم و حال مي خواهيم به شكلي عميق تر اسرار آن را دريابيم و فيلم هاي سينمايي هم از اين قاعده مستثني نيستند. همان گونه كه ما به عنوان يك گونه دچار تحول مي شديم، نقاطي وجود داشت كه روش هاي قديمي منسوخ و رفتارهاي جديد كشف مي شدند. فيلم هاي سينمايي به عنوان بهترين و موثرترين وسيله ارتباط جمعي كه تاكنون توسط بشر ابداع شده الهام بخش ماست براي آن كه دريابيم چه كسي هستيم و اين جا چه مي كنيم.
اولين باري كه انسان پذيرفت زندگي بعد از مرگ وجود دارد، تلاش ها و تحقيقاتش در اين زمينه عملا نامحدود و غيرقابل رديابي ست. 20 سال قبل من حقوق ساخت رمان چه روياهايي كه مي آيند را خريداري كردم، ولي آن زمان هنوز موقع مناسبي براي ساخت اين فيلم نبود. به خاطر اين كه ما به عنوان يك جامعه و خود من به عنوان يك فرد براي بررسي آن آمادگي نداشتيم. امروز ما سلانه سلانه در اين مسير چندبعدي معنوي راه مي رويم و اين عقايد هر روز واقعي تر جلوه مي كنند. پس تماشاي فيلمي مثل سنجاقك من را به اين نكته مي رساند كه هاليوود چه قدر مي تواند از وضعيت معنوي روز جامعه عقب تر باشد.
اين براي همه ما امريكايي هاست: آهاي هاليوود، اين قضيه درباره 50 ميليون نفر از ماست كه مي خواهيم بيشتر بدانيم و در عين حال پاپ كورن هم مي خريم، آيا ما مي توانيم اين كار را انجام دهيم؟
يكي از آخرين تلاش ها براي بررسي زندگي بعد از مرگ، فيلم زيبا و مبهوت كننده بعد از مرگ بود. اين فيلم سال 2000 در امريكا اكران شد؛ چون فيلم ژاپني بود و با زيرنويس به نمايش در آمد طبعا اكران محدودي داشت. ولي به رغم اين، فيلم با نقدهاي بسيار خوبي رو به رو شد و در شبكه ويديويي فروش قابل توجهي داشت. فرض فيلم هم بسيار ساده و به نظر من هوشمندانه بود: بعد از آن كه مرديم يك خاطره از زندگي قبلي مان را انتخاب مي كنيم و تا ابد در همان خاطره باقي خواهيم ماند.
خوب حالا شما كدام خاطره را انتخاب مي كنيد؟ نكته بي نظير اين فرضيه اين جاست كه دليلي ندارد ما باور كنيم كه در آخرت چنين شانسي نداريم. چالش اصلي اين است كه ما زندگي خود را بررسي كرده و دريابيم دوست داشتني ترين چيزها در قلب مان كدام ها هستند. اين تفكر مي تواند براي هركس آزمون مهمي براي قضاوت در مورد زندگي خودش باشد. يكي از شخصيت هاي فيلم زني ست كه خاطره لحظه به دنيا آوردن كودكش را انتخاب مي كند. هيچ كس هم يك خاطره كاري را انتخاب نمي كند. به قول قديمي ها آخر عمر هيچ كس آرزو نمي كند كه كاش وقت بيشتري را در دفتر كارش سپري مي كرد.
فيلم بعد از مرگ خيلي ساده و به طريقه سياه و سفيد فيلم برداري شده و ثابت مي كند دليلي وجود ندارد تا شما براي ساخت يك فيلم تكان دهنده چند صد ميليون دلار خرج كنيد و ستارگان آن چناني داشته باشيد. اين فيلم روي سلولوئيد با ارزش ترين روياهاي هر فردي را به تصوير كشيده و مي تواند دوري بي پايان از عشق تا بي نهايت باشد. براي من اين استعاره بي نهايت زيبا و شوكه كننده بود. آيا اين همان چيزي نيست كه فيلم ها واقعا در اين چيزي كه توهم زندگي ست براي ما انجام مي دهند؟

ده فيلم براي مردن
اگر طرفدار اين سه فيلم پخش شده از سينمايك بوده ايد، اين فيلم ها را هم نگاه كنيد
نمايش سه فيلم مرگ جويان ، سنجاقك و چه روياهايي كه مي آيند با استقبال قابل توجهي از سوي مردم روبه رو شد. البته محبوبيت فيلم هايي با رويكرد مذهبي، متافيزيك و مقولات مرتبط با مرگ هميشه با اقبال عمومي مناسبي در ايران روبه رو شده اند. در مرگ جويان تجربه نزديك به مرگ زير ذره بين رفته بود؛ در سنجاقك ارتباط ارواح با افراد زنده محور اصلي ماجرا بود و چه روياهايي كه مي آيند با دست مايه قرار دادن اسطوره ارفه كمدي الهي دانته بهشت و جهنم را به تصوير كشيده بود. به بهانه نمايش اين سه فيلم به معرفي چند فيلم مي پردازيم كه مرگ و مسايل مرتبط با آن را دست مايه ماجراهاي خود قرار داده اند.
011055.jpg
مهر هفتم
اين فيلم اينگمار برگمان يكي از بزرگ ترين شاهكارهاي تاريخ سينماست. فيلم ماجراي شواليه اي با بازي ماكس فون سيدو را روايت مي كند كه از وسط خون و كشتار جنگ هاي صليبي عبور مي كند و با مرگ روبه رو مي شود. مرگي كه او را به بازي شطرنج فرا مي خواند. روايت مذهبي عميق و تكان دهنده برگمان از مرگ و تجسم عيني آن بعيد است كه بيننده را ميخكوب نكند. به خصوص صحنه شطرنج بازي كردن شواليه و مرگ، يكي از به يادماندني ترين سكانس هاي تاريخ سينماست.
011088.jpg
سولاريس
آندره تاركوفسكي در اين فيلم علمي - تخيلي بر مبناي رمان استانيسلاو لم ماجراي فضانوردي را روايت مي كند كه در فضا به سياره سولاريس مي رسد و درمي يابد كل زندگي فرد در نزديكي آن سياره به تصوير درمي آيد. فضانورد در آن جا با همسر مرده خويش روبه رو مي شود؛ در حالي كه دقيقا نمي داند او مرده است يا زنده. سولاريس تاركوفسكي مثل تمام فيلم هاي او بسيار كند و در مواقعي كسالت آور است ولي يكي از بهترين آثار اوست. استيون سودربرگ با بازي جورج كلوني و پاتريشيا مك الهون، سولاريس را بازسازي كرد كه گرچه جزو آثار درجه يك او نيست ولي راستش از فيلم تاركوفسكي بهتر است. آدم دست كم موقع ديدن فيلم خوابش نمي گيرد!
011046.jpg
لرزش پژواك ها
اين فيلم شايد مهجور ساخته ديويد كوئب فيلم نامه نويس بزرگ هاليوود است. در اين فيلم كوين بيكن نقش يك تلفنچي را بازي مي  كند كه در اثر حادثه اي با روح دختر همسايه شان كه به قتل رسيده ارتباط برقرار مي كند.
او به زودي درمي يابد كه مي تواند ارواح را ببيند. اين توانايي عجيب و در عين حال ترسناك، زندگي آرام اين تلفنچي را از مسير اصلي خود خارج مي كند. او در حالي كه سعي دارد عقلش را از دست ندهد، مي خواهد بيشتر از دنياي پيچيده ارواح سردرآورد.
011085.jpg
ديگران
اين فيلم بسيار معروف و ترسناك آلخاندرو آمنبار براي تماشاگران ايراني كاملا شناخته شده است. اولين فيلم هاليوودي آمنبار با بازي نيكول كيدمن ماجراي ارتباط پيچيده و ترسناك ارواح و زندگان است.
جابه جايي ترسناك زنده ها و مرده ها در انتهاي فيلم و صحنه هاي واقعا وحشتناك و نفس گير، ديگران را به يكي از بهترين آثار ترسناك چند سال اخير هاليوود تبديل كرده است. بازي نيكول كيدمن در اين فيلم فوق العاده است.
011127.jpg
روح
فيلم پرفروش و عاشقانه جري زوكر داستان مرد جواني با بازي پاتريك سوايزي است كه در حادثه اي به قتل مي رسد اما روحش در دنيا باقي مي ماند تا بتواند قاتل خود را يافته و همسرش را نيز از خطر حفظ كند.
روح در زمان اكران خود سروصداي فراواني به پا كرد و با فروش سرسام آوري روبه رو شد. جلوه هاي ويژه فيلم و نفوذ ارواح در دنياي عادي براي زمان خود تازگي داشت. ووپي گلد برگ به خاطر بازي در اين فيلم اسكار بهترين بازيگر نقش دوم زن را از آن خود كرد.
011079.jpg
حس ششم
هيچ كس فكرش را هم نمي كرد يك كارگردان گمنام هندي با اسم عجيب و غريب  ام. نايت شيامالان بتواند چنين فيلم فوق العاده  اي بسازد و بروس ويليس را كمابيش زنده كند.
فيلم واقعا ترسناك حس ششم ماجراي كودكي  است كه مردگان را مي بيند و روان شناسي با بازي بروس ويليس سعي دارد به او كمك كند. داستان با ترس و وحشت فراواني به پيش مي رود و در نهايت با يك غافل گيري باورنكردني جاي مرده و زنده ها با هم عوض مي شود. حس ششم به نوعي سرآغاز دوره جديدي در ساخت فيلم  هاي سينماي وحشت در هاليوود بود. گرچه شيامالان هرگز نتوانست در آثار بعدي اش موفقيت حس ششم را تكرار كند.
011070.jpg
رستاخير (Resurrection)
الن بريستين در رستاخيز نقش زني را بازي مي كند كه در اثر يك تصادف در كلينيك مي ميرد، اما با تلاش پزشكان به زندگي باز مي گردد و از آن پس توان مداواي ديگران را به دست مي آورد. اين فيلم يكي از درخشان ترين آثاري است كه تجربه نزديك به مرگ (NDE) را به تصوير مي كشد و گويا نخستين فيلمي  است كه چنين لحظاتي را به تصوير كشيده است. غير از الن بريستين، سام شپرد هم در فيلم بازي مي كند. كارگردان رستاخير دانيل پتري است.
011094.jpg
بعد از زندگي (after life)
راستش اين قدر از اين فيلم ژاپني تعريف كرده اند كه خودمان هم به صرافت ديدنش افتاديم. اين فيلم ژاپني ماجراي افرادي را روايت مي كند كه بعد از مرگ بايد يك خاطره از زندگي خود را انتخاب كرده و تا ابد در آن خاطره باقي بمانند. ماجراي عجيب و تكان دهنده بعد از زندگي بهانه اي براي نگرشي فلسفي به زندگي و تاثير آن بعد از مرگ است. اين فيلم ژاپني از معدود آثار معاصر است كه به طريقه سياه و سفيد فيلم برداري و در تمام دنيا با تعريف و تمجيد منتقدان روبه رو شده است.
011082.jpg
تماس
فيلم علمي - تخيلي رابرت زمه كيس كارگردان معروف هاليوود چه در گيشه و چه در نزد منتقدان چندان مورد استقبال قرار نگرفت، گرچه تمام مولفه هاي جذب تماشاگر را با خود دارد. جودي فاستر يك دانشمند علوم فضايي است كه در كودكي پدرش را از دست داده و قصد دارد براي تكميل يك پروژه تحقيقاتي به فضا برود. پروژه با شكست روبه رو مي شود اما به دنبال اتفاقاتي او در فضايي ناشناخته، در جايي كه مي تواند بهشت باشد با پدرش ملاقات مي كند، ولي حرف او را باور نمي كنند و حتي او را محاكمه و محكوم مي كنند؛ يك جور تجربه نزديك به مرگ در فضايي علمي و تخيلي.
011115.jpg
مقصد نهايي (Final Destination)
حسابش را بكنيد، دوست تان تصادف كرده و دارد مي ميرد، بعد به شما زنگ مي زند و كمك مي خواهد، ولي شما كمكش نمي كنيد. به چند نفر ديگر هم زنگ مي زند، ولي باز هيچ كدام او را جدي نمي گيرند و كمكش نمي كنند. چند روز مي گذرد و مي شنويد كه چند نفر از دوستان تان به طرز عجيبي كشته شده اند. مي فهميد كه روح دوست تان دارد از تك تك شان انتقام مي گيرد و احتمالا تا چند ساعت ديگر نوبت شما مي شود، چه حالي پيدا مي كنيد؟
لازم نيست بترسيد، اين فقط خلاصه داستاني از فيلم مقصد نهايي است كه مثل بيشتر فيلم هاي ترسناك امريكايي چون فروش كرد، قسمت هاي بعدي آن هم ساخته شد. اگر فيلمي با موضوع مرگ مي خواهيد ببينيد كه حسابي هم بترسيد، مقصد نهايي مي تواند انتخاب خوبي باشد.

گوي طلايي تمشك طلايي
Javan-cinemaTV@ Hamshahri.org
011010.jpg
ضيافت پنالتي در پنالتي
هر دو بازي به ضربات پنالتي كشيده، هم در تهران و هم در شيراز. تصاوير پنالتي ها به هم كات مي شوند. صبا در تهران گل مي زند، ابومسلم در شيراز جلو مي افتد، استقلال اهواز در تهران پنالتي را مي زند و فجري ها هم در شيراز دوباره به ابومسلم مي رسند. در مدت 15 دقيقه، كساني كه از شبكه سوم، مرحله نيمه نهايي جام حذفي را كه به طور همزمان برگزار مي شد و به طور همزمان هم به پنالتي رسيد ديدند، چيزي بيش از 20 ضربه پنالتي را ديدند، يعني تصوير پنالتي در تهران را نشان مي داد و بعد بلافاصله به شيراز مي رفت و بعد دوباره برمي گشت.
از يك طرف تدوين موازي اين صحنه ها، هيجان دو بازي را افزايش داده بود و از طرف ديگر كم كاري عوامل پخش در ننوشتن حداقل نام تيم ها و يا شهرها، بيننده ها را حسابي گيج كرده بود و خلاصه شلم شوربايي بود. يك گوي و تمشك به صورت موازي تقديم به بروبچه هاي شبكه 3.

چسباندن با چسب زخم
مرادبيگ مي خواهد با نوكرهاي خان خله مسابقه بدهد كه حركت چند تا خط سياه نخ مانند از بالا به پايين، روي تصوير شروع مي شود و هر لحظه هم ضخيم تر مي شود. چند لحظه بعد در حالي كه دلهره وجودتان را گرفته كه نكند فيلم از وسط پاره شود، چند تا لكه سياه كه شبيه چسب زخم است روي تصوير ظاهر مي شود و حركت مي كند. انگار اين جاي نوار سريال روزي روزگاري را با چسب چسبانده اند.
صحنه بعدي اردوي حسام بيگ است، اين جا اصلا رنگي وجود ندارد و صفحه تلويزيون به سفيدي مي زند. با بدبختي ميزان نور تلويزيون را تغيير مي دهي تا بلكه يك چيزي ببيني. راستش ما نمي دانيم در انبار صدا و سيما چه خبر است كه سريال ها و فيلم ها تا راهي آن جا مي شوند انگار هزار سال از عمرشان مي گذرد. حالا سعادت نصيب روزي روزگاري شده كه جلوي انبار است و هر از چند گاهي نمايش داده مي شود. حتما سريال هايي مثل آيينه عبرت و... را موريانه ها خورده اند!
يك تمشك ته انبار مانده كپك زده تقديم به عوامل آرشيو فيلم ها و سريال هاي تلويزيون.

ميني كلوزآپ براي كوچولوهاي عزيز
خب، بچه هاي عزيز، امروز در ادامه بحث بازيگري به موضوع ري اكشن هاي سمپاتيك در يك كلوزآپ مي پردازيم... از اين حرف ها بزرگ ترهاي بيست ـ سي ساله  هم چيزي سر درنمي آوردند، چه برسد به يك بچه 5 ـ 4 ساله كه با هزار ذوق و شوق ظهرها پاي برنامه سينماي كودك مي نشيند تا يك كارتون درست و حسابي ببيند.آخر كمپوزيسيون و ميزانسن و لانگ شات و اين حرف ها چه ربطي به يك بچه دارد؟ حالا هر چقدر هم مجري بچگانه حرف بزند و لابه لاي كلمات خارجي اش، عزيزم و جانم بگذارد، اين كلمه هاي عجيب و غريب قابل فهم نمي شود. بابا يك كارتون و فيلم مشدي بذاريد ملت حالش را ببرند، اين قدر توضيح و كش واكش و منت گذاشتن سر مخاطب كه ما اين فيلم را از كجا تهيه كرديم چه نتيجه اي جز تمشك گرفتن برايتان دارد؟

تكرار براي نوزادان
باور كنيد اين فيلم هاي تكراري كه نشان مي دهيم براي عده اي، تازه است. از تابستان سال پيش تا حالا 100هزار نفر در ايران متولد شده اند كه اين فيلم ها را نديده اند، براي همين وقتي فيلم ها را نشان مي دهيم، مادران شان  آن ها را رو به تلويزيون مي گيرند و مي گويند ببين، فيلم رو، آخي. باور كنيد جمله هاي بالا عين حرف هاي بهمن هاشمي مجري جشنواره فيلم هاي سينمايي تابستاني شبكه دو است.
راستش ما وقتي اين جمله را با آن اداهاي بهمن خان شنيديم، حسابي خنديديم و نمي دانستيم تمشك بدهيم يا گوي. انتخاب با خودتان است!

بالاخره چه بلايي سر روياها آمد؟
بالاخره چي بود؟ اين فيلمي را كه سينما يك نشان داد مي گوييم. توي تيزرهاي تبليغي اسمش اين بود: روياها مي آيند . در تيتراژ نام فيلم اين جوري شد: روياها چه مي شود؟ فيلم كه شروع شد، گوشه سمت راست و بالاي تصوير نوشته شد: چه روياهايي كه مي آيند؟ واقعا چه مي كند اين تلويزيون با ترجمه كردنش.
يك تمشك تر و تميز تقديم بروبچه هاي سينما يك كه فكري به حال ترجمه نام اصلي اين فيلم ?what dreams may come نكرده بودند و روايت هاي مختلف از ترجمه اين عنوان به سوي بيننده ها سرازير شده بود.

براي اولين بار در برنامه ما!
بعدازظهر جمعه است و در برنامه به سوي ظهور، نادر طالب زاده مهمان است و طبق معمول درباره يك مستند دارد صحبت مي كند. ناگهان مجري مي پرد وسط حرف هاي پرشور و هيجان طالب زاده كه: بينندگان عزيز، توجه كنيد، اين تصاوير براي اولين بار از رسانه  ملي و از طريق برنامه به سوي ظهور به نمايش در مي آيد. و اين از طريق برنامه به سوي ظهور را با مكث و تامل زياد مي گويد تا همه دوزاريشان بيفتد كه چه برنامه اي براي اولين بار اين تصاوير را نشان مي دهد. البته اين تاكيد چند بار در كل برنامه، تكرار مي شود و مجري برنامه  هي  از اين افشاگري هاي براي اولين بار در اين برنامه مي گويد.
توقع داريد ما به اين ذوق زدگي مفرط جناب مجري براي اولين بار يك تمشك ندهيم؟

فهرست
نامه به سردبير
فهرست
سينما تلويزيون
سينما پاراديزو در تلويزيون!
ماتريكس مي سازيم!
رويداد هفته
تلويزيون
وقتي كه مرگ در مي زند
پاپ كورن و زندگي پس از مرگ!
ده فيلم براي مردن
گوي طلايي تمشك طلايي
ورزشي
قبول نيست، بازي از سر!
علي پروين: من تنها مانده ام
رويداد هفته
با دستكش هاي سوپرمن
...و بالاخره روي فراري كم شد
توفان، در دل آبي دريا
از كوير تا راين
اجتماعي
از فرمايشات امام جواد (ع)
زندگي
ايدز؛ آمار به 11 هزار نفر رسيد
وام مي دهند با كارمزد كم
رويداد هفته
سينما
قصه ها همان جوري كه تمام شده اند قشنگ ترند
غذا بخور و عاشق شو!
غذاهاي به ياد ماندني
دانش
بادبان هاي كاغذي براي كشتي هاي فضايي
هنر كاغذ و تا
موسيقي
سوييت جنگ ستارگان تقديم به دانشجوها
سكوت، آخرين سمفوني او بود
روزها
ظلمت در نيم روز
آن ها با مرگ رقصيدند
رويدادها
جهان كوچك
گروه هشت
آفريقا، بانك جهاني، بمب هاي ناگهان
كوتاه
|  فهرست  |  سينما تلويزيون  |  تلويزيون  |  ورزشي  |  اجتماعي  |  زندگي  |  دانش  |  سينما  |
|  موسيقي  |  روزها  |  جهان كوچك  |  شناسنامه  |  مهمان هفته  |  راهنما  |  سبك زندگي  |  گفت و گو  |
|  گزارش  |  موفقيت  |   نيم رخ ، تمام رخ  |  يادداشت  |  موضوع ويژه  |  گالري  |
|   صفحه اول   |   آرشيو   |   چاپ صفحه   |