اگر طرفدار اين سه فيلم پخش شده از سينمايك بوده ايد، اين فيلم ها را هم نگاه كنيد
نمايش سه فيلم مرگ جويان ، سنجاقك و چه روياهايي كه مي آيند با استقبال قابل توجهي از سوي مردم روبه رو شد. البته محبوبيت فيلم هايي با رويكرد مذهبي، متافيزيك و مقولات مرتبط با مرگ هميشه با اقبال عمومي مناسبي در ايران روبه رو شده اند. در مرگ جويان تجربه نزديك به مرگ زير ذره بين رفته بود؛ در سنجاقك ارتباط ارواح با افراد زنده محور اصلي ماجرا بود و چه روياهايي كه مي آيند با دست مايه قرار دادن اسطوره ارفه كمدي الهي دانته بهشت و جهنم را به تصوير كشيده بود. به بهانه نمايش اين سه فيلم به معرفي چند فيلم مي پردازيم كه مرگ و مسايل مرتبط با آن را دست مايه ماجراهاي خود قرار داده اند.
مهر هفتم
اين فيلم اينگمار برگمان يكي از بزرگ ترين شاهكارهاي تاريخ سينماست. فيلم ماجراي شواليه اي با بازي ماكس فون سيدو را روايت مي كند كه از وسط خون و كشتار جنگ هاي صليبي عبور مي كند و با مرگ روبه رو مي شود. مرگي كه او را به بازي شطرنج فرا مي خواند. روايت مذهبي عميق و تكان دهنده برگمان از مرگ و تجسم عيني آن بعيد است كه بيننده را ميخكوب نكند. به خصوص صحنه شطرنج بازي كردن شواليه و مرگ، يكي از به يادماندني ترين سكانس هاي تاريخ سينماست.
سولاريس
آندره تاركوفسكي در اين فيلم علمي - تخيلي بر مبناي رمان استانيسلاو لم ماجراي فضانوردي را روايت مي كند كه در فضا به سياره سولاريس مي رسد و درمي يابد كل زندگي فرد در نزديكي آن سياره به تصوير درمي آيد. فضانورد در آن جا با همسر مرده خويش روبه رو مي شود؛ در حالي كه دقيقا نمي داند او مرده است يا زنده. سولاريس تاركوفسكي مثل تمام فيلم هاي او بسيار كند و در مواقعي كسالت آور است ولي يكي از بهترين آثار اوست. استيون سودربرگ با بازي جورج كلوني و پاتريشيا مك الهون، سولاريس را بازسازي كرد كه گرچه جزو آثار درجه يك او نيست ولي راستش از فيلم تاركوفسكي بهتر است. آدم دست كم موقع ديدن فيلم خوابش نمي گيرد!
لرزش پژواك ها
اين فيلم شايد مهجور ساخته ديويد كوئب فيلم نامه نويس بزرگ هاليوود است. در اين فيلم كوين بيكن نقش يك تلفنچي را بازي مي كند كه در اثر حادثه اي با روح دختر همسايه شان كه به قتل رسيده ارتباط برقرار مي كند.
او به زودي درمي يابد كه مي تواند ارواح را ببيند. اين توانايي عجيب و در عين حال ترسناك، زندگي آرام اين تلفنچي را از مسير اصلي خود خارج مي كند. او در حالي كه سعي دارد عقلش را از دست ندهد، مي خواهد بيشتر از دنياي پيچيده ارواح سردرآورد.
ديگران
اين فيلم بسيار معروف و ترسناك آلخاندرو آمنبار براي تماشاگران ايراني كاملا شناخته شده است. اولين فيلم هاليوودي آمنبار با بازي نيكول كيدمن ماجراي ارتباط پيچيده و ترسناك ارواح و زندگان است.
جابه جايي ترسناك زنده ها و مرده ها در انتهاي فيلم و صحنه هاي واقعا وحشتناك و نفس گير، ديگران را به يكي از بهترين آثار ترسناك چند سال اخير هاليوود تبديل كرده است. بازي نيكول كيدمن در اين فيلم فوق العاده است.
روح
فيلم پرفروش و عاشقانه جري زوكر داستان مرد جواني با بازي پاتريك سوايزي است كه در حادثه اي به قتل مي رسد اما روحش در دنيا باقي مي ماند تا بتواند قاتل خود را يافته و همسرش را نيز از خطر حفظ كند.
روح در زمان اكران خود سروصداي فراواني به پا كرد و با فروش سرسام آوري روبه رو شد. جلوه هاي ويژه فيلم و نفوذ ارواح در دنياي عادي براي زمان خود تازگي داشت. ووپي گلد برگ به خاطر بازي در اين فيلم اسكار بهترين بازيگر نقش دوم زن را از آن خود كرد.
حس ششم
هيچ كس فكرش را هم نمي كرد يك كارگردان گمنام هندي با اسم عجيب و غريب ام. نايت شيامالان بتواند چنين فيلم فوق العاده اي بسازد و بروس ويليس را كمابيش زنده كند.
فيلم واقعا ترسناك حس ششم ماجراي كودكي است كه مردگان را مي بيند و روان شناسي با بازي بروس ويليس سعي دارد به او كمك كند. داستان با ترس و وحشت فراواني به پيش مي رود و در نهايت با يك غافل گيري باورنكردني جاي مرده و زنده ها با هم عوض مي شود. حس ششم به نوعي سرآغاز دوره جديدي در ساخت فيلم هاي سينماي وحشت در هاليوود بود. گرچه شيامالان هرگز نتوانست در آثار بعدي اش موفقيت حس ششم را تكرار كند.
رستاخير (Resurrection)
الن بريستين در رستاخيز نقش زني را بازي مي كند كه در اثر يك تصادف در كلينيك مي ميرد، اما با تلاش پزشكان به زندگي باز مي گردد و از آن پس توان مداواي ديگران را به دست مي آورد. اين فيلم يكي از درخشان ترين آثاري است كه تجربه نزديك به مرگ (NDE) را به تصوير مي كشد و گويا نخستين فيلمي است كه چنين لحظاتي را به تصوير كشيده است. غير از الن بريستين، سام شپرد هم در فيلم بازي مي كند. كارگردان رستاخير دانيل پتري است.
بعد از زندگي (after life)
راستش اين قدر از اين فيلم ژاپني تعريف كرده اند كه خودمان هم به صرافت ديدنش افتاديم. اين فيلم ژاپني ماجراي افرادي را روايت مي كند كه بعد از مرگ بايد يك خاطره از زندگي خود را انتخاب كرده و تا ابد در آن خاطره باقي بمانند. ماجراي عجيب و تكان دهنده بعد از زندگي بهانه اي براي نگرشي فلسفي به زندگي و تاثير آن بعد از مرگ است. اين فيلم ژاپني از معدود آثار معاصر است كه به طريقه سياه و سفيد فيلم برداري و در تمام دنيا با تعريف و تمجيد منتقدان روبه رو شده است.
تماس
فيلم علمي - تخيلي رابرت زمه كيس كارگردان معروف هاليوود چه در گيشه و چه در نزد منتقدان چندان مورد استقبال قرار نگرفت، گرچه تمام مولفه هاي جذب تماشاگر را با خود دارد. جودي فاستر يك دانشمند علوم فضايي است كه در كودكي پدرش را از دست داده و قصد دارد براي تكميل يك پروژه تحقيقاتي به فضا برود. پروژه با شكست روبه رو مي شود اما به دنبال اتفاقاتي او در فضايي ناشناخته، در جايي كه مي تواند بهشت باشد با پدرش ملاقات مي كند، ولي حرف او را باور نمي كنند و حتي او را محاكمه و محكوم مي كنند؛ يك جور تجربه نزديك به مرگ در فضايي علمي و تخيلي.
مقصد نهايي (Final Destination)
حسابش را بكنيد، دوست تان تصادف كرده و دارد مي ميرد، بعد به شما زنگ مي زند و كمك مي خواهد، ولي شما كمكش نمي كنيد. به چند نفر ديگر هم زنگ مي زند، ولي باز هيچ كدام او را جدي نمي گيرند و كمكش نمي كنند. چند روز مي گذرد و مي شنويد كه چند نفر از دوستان تان به طرز عجيبي كشته شده اند. مي فهميد كه روح دوست تان دارد از تك تك شان انتقام مي گيرد و احتمالا تا چند ساعت ديگر نوبت شما مي شود، چه حالي پيدا مي كنيد؟
لازم نيست بترسيد، اين فقط خلاصه داستاني از فيلم مقصد نهايي است كه مثل بيشتر فيلم هاي ترسناك امريكايي چون فروش كرد، قسمت هاي بعدي آن هم ساخته شد. اگر فيلمي با موضوع مرگ مي خواهيد ببينيد كه حسابي هم بترسيد، مقصد نهايي مي تواند انتخاب خوبي باشد.