- هفته نامه فرهنگي - اجتماعي -جوانان‎/شماره بيست وشش - شنبه ۱۸ تير ۱۳۸۴ - - Jul 9, 2005
docharkhe
لحظه شماري براي افتخار بزرگ.
از نظر بسياري از كارشناسان و تماشاگران فوتبال در فصل گذشته، ايمان مبعلي بهترين بازيكن ليگ بود هم پديده و هم عالي ترين با تيمش به قهرماني ر سيد وبا گل هايي كه زد همه را خيره كرد
010686.jpg
فولاد فصل بعد بايد در ليگ قهرمانان آسيا هم شركت كند.به هرحال سال هاست كه يك فولادي هستم و نمي توانم در ايران تيمي به غير از اين تيم را انتخاب كنم

دلت مي خواهد چشم هايت را ببندي، باز كني ببيني جام جهاني شده، بازي ايران شده، تيم مقابل زرد پوشيده، هوادارهايش سكوها را روي سرشان گذاشته اند، يا  آبي و سفيد روشن پوشيده، پكرمن روي نيمكت حرص مي خورد.
دلت مي خواهد وقتي چشم باز مي كني اين طرف ايران باشد و بعد روي بازيكنان ما خطا شده باشد پشت هجده قدم آن ها. آن وقت دلت مي خواهد پشت توپ شلوغ شده باشد و توي آن شلوغي يك پسر قد كوتاه را تشخيص بدهي كه سرانجام توپ را لمس مي كند و عقب مي رود و نگاه مي كند. دلت مي خواهد دنيا آن جا را نگاه كند، آن وقت دلت مي خواهد دنيا نباشد فقط آن جا باشد. آن وقت مي داني كه چه مي شود؛ سكوت شده است، صدا از كسي در نمي آيد، همه چيز اسلوموشن شده است، تو مي داني او چه مي كند، بي هيچ لرزشي رفته است عقب، بعد راه مي افتد سمت توپ، بعد دنيا دارد نگاه مي كند، آن وقت او به توپ مي رسد و آن را مي زند بالاتر از آن خط دفاع كه صف كشيده، زرد يا سرخ يا آبي و سفيد روشن، بالاتر از هر كه بتواند آن را بگيرد، دور از دست رس هر كس كه بتواند آن را لمس كند، آن وقت...
دلت نمي خواهد جاي او باشي. هيچ دلت نمي خواهد به جاي او باشي. بهترين بازيكن تيمت بوده باشي و با گل هايت و با پاس هاي ديدني ات تيم كم طرفدار را قهرمان كرده باشي، بعد شده باشي بهترين بازيكن ليگ، برايت مديحه نوشته باشند، برايت گلو پاره كرده باشند، تو را تا اوج آسمان بالا برده باشند، بعد بنشيني روي نيمكت. از روي نيمكت هم بفرستندت روي سكو.
نمي خواهم، نمي خواهم جاي او باشم. جاي ايمان مبعلي. پسر نازنين فوتبال ايران كه در اوج در اوج، جايي درون زمين ندارد. كاش او اين همه خوش اخلاق نبود و مي شد همه چيز را به اخلاق بدش بخشيد.
كاش او اين همه مهربان نبود. كاش مي شد گفت كه شايستگي آن پيراهن را ندارد. كاش مي شد گفت كه او آن قدر كه مي گويند جوان نيست و در شناسنامه اش دست برده است، اما هيچ كدام صحت ندارد. او با آن اخلاق يگانه اش فوق العاده است. 22 ساله و چنان لايق آن پيراهن سفيد كه گويي براي همين به اين دنيا آمده است. چنان مهربان كه اگر فوتباليست نمي شد لابد حالا يك فلورانس نايتينگل ديگر بود.
آه. چه كسي دلش مي خواهد جاي او باشد. آن جا روي آن نيمكت، روي آن سكو، نمي خواهم ببينمش.
اما دنيا كه اين طوري نمي ماند. او تمام اين راه را به تنهايي آمده و بقيه اش را هم خواهد رفت. كسي نمي تواند جلوي او را بگيرد، كسي جلودار او نخواهد بود. چشمانت را كه ببندي، چشمانت را كه بازكني، جام جهاني خواهد بود، يك ورزشگاه لبريز از جمعيت به خروش آمده و او آن جا، پشت هجده قدم، پشت آن ضربه تاريخي و دنيا برايش سكوت خواهد كرد.
او بهترين بوده است و نشان داده است كه بهترين خواهد بود. او همه را مجاب خواهد كرد. آيمار و توتي و ريكلمه اعجاز او را شهادت خواهند داد. او كار را تمام خواهد كرد. راهي را كه تا امروز آمده است تا آخر خواهد رفت. باور كنيد.
منتظرش باشيد، او را دعا كنيد. هر سي سال تنها يكي چون او به دنيا مي آيد. ايمان. ايمان مبعلي. پسر شايسته فوتبال ايران.

مهدي كشوريان
ايمان مبعلي الان چه فكري تو سرش دارد؟
فكر ماندن يا رفتن. نمي دانم چه كاره هستم.
قراردادت با فولاد تمام شده؟
چيزي نمانده. فقط چهار ماه. قراردادم به يك فصل هم نمي رسد. اين مرا بلاتكليف كرده.
بلاتكليف چي؟ مگر فولادي ها تو را نمي خواهند؟
چرا. اما خودم دوست دارم در خارج از ايران بازي كنم. به نظر من حالا وقتش رسيده بروم.
پيشنهادي از آن جا داري؟
بله، از چند كشور پيشنهاد دارم.
از كجا؟
از تيم هاي ژاپني، اماراتي و اسپانيايي.
ترجيح مي دهي در آسيا بازي كني يا اروپا؟
خب، اروپا يكي از آرزوهايم است.
ولي تيم هاي آسيايي پول بيشتري مي دهند؟
اين چيزها برايم مهم نيست. البته از پول بدم نمي آيد. اما بازي كردن در اروپا چيز ديگري است.
براي رفتن شرايط مهياست؟
معلوم نيست. آقاي رضاييان قول هايي به من داده. همه چيز به باشگاه ربط دارد، آن ها هستند كه در مورد من تصميم مي گيرند.
فولاد مي  تواند خواسته هاي تو را برآورده كند؟
گفتم كه دوست دارم در اروپا بازي كنم.
باشگاه چه مي گويد؟
آقاي رضاييان قول داده كارهايم را درست كند. البته او گفت كه اگر از تيم خوبي پيشنهاد داشته باشم، ترانسفرم مي كنند.
پيشنهاد اسپانيايي ها در چه حدي است؟
اسم تيمش را نمي دانم. اما باشگاه پيگير است.
اگر جور نشد؟
خدا بزرگ است. فعلا عجله اي ندارم. هنوز يكي، دو ماهي وقت دارم. اگر جور نشد در فولاد مي مانم.
انگار از بيشتر تيم هاي ليگي هم پيشنهاد داري، به آن ها فكر نمي كني؟
نه خودم راضي هستم كه به تيم ديگري بروم و نه باشگاه. فولاد وضعيت بهتري دارد. فصل بعد هم بايد در ليگ قهرمانان آسيا شركت كند. مي توانم اين رقابت ها را هم تجربه كنم. به هرحال سال هاست كه يك فولادي هستم و نمي توانم در ايران تيمي به غير از اين تيم را انتخاب كنم.
فولاد هم كه بالاخره قهرمان شد...
خوش حال كننده بود. نمي دانيد بعد از قهرماني چه احساسي داشتم! آن قدر خوش حال بودم كه نمي دانستم چكار كنم.
دليل قهرماني فولاد چي بود؟
تيم خوبي داشتيم، همين!
ولي اين دليل قانع كننده اي نيست.
به نظر من دليل اصلي اش بي حاشيه بودن تيم بود. مديران باشگاه تيم را خوب جمع و جور كردند. البته بچه ها هم سنگ تمام گذاشتند. چند سال تلاش كرديم و فكر مي كنم سال برداشت رسيده بود. بچه ها با هم يك دل بودند. بازيكنان به جاي اين كه زيرآب همديگر را بزنند، هواي هم را داشتند.
ولي  چطوري؟ فولاد بيشترين ملي پوش را در تيمش دارد و كلا تيم پرستاره اي داريد.
بله، بازيكنان بزرگي در تيم هستند. با اين كه خيلي از آن ها جوان هستند، اما بچه هاي باشعوري هستند.
استقلال و پرسپوليس را در بازي رفت و برگشت شكست داديد. كلا فولاد در اين فصل تيم قدري بود، قبول داري؟
هدف اول فصل فولاد برد جلو تيم هاي مدعي بود. ما نقشه داشتيم و توانستيم از اين دو تيم 12 امتياز بگيريم. همين 12 امتياز روي قهرماني تيم خيلي تاثير داشت. البته نوع بازي و سبك بازي مان تماشاگر پسند بود.
تو چقدر تاثير داشتي؟
من؟ من كه هيچي! كار خودم را انجام دادم و بس.
12 گل براي فولاد زدي و اين براي يك هافبك آمار خوبي است.
هدف داشتم. اول فصل به خودم قول دادم كه 10 گل بزنم كه 2 تا هم بيشتر زدم. خوش حالم كه به آمار گل هاي دايي در اين فصل رسيدم.
آقاي گلي چي؟ به اين مساله هم فكر كرده اي؟
نه، ديگر نمي شد. عنايتي از بقيه مدعيان فاصله گرفته بود. تازه من در بازي آخر 2 گل زدم. يعني در اين بازي موقعيت هايي كه داشتم به گل تبديل شد. كاش همه بازي ها مثل آن بازي بود.
چند گل هم از روي ضربه هاي ايستگاهي زدي؟
روي آن برنامه ريزي كرده بودم. هم تمرين مي كردم و هم به اين مساله فكر مي  كردم. مدام در خانه به اين كه چطور ضربه ايستگاهي بزنم و قبل از بازي هم به اين كه توپ را كجا بزنم فكر مي كردم.
با توجه به گلري كه توي دروازه ايستاده بود؟
نه، اصلا به گلر كاري نداشتم. يعني برايم فرقي نمي كرد كه چه كسي توي دروازه باشد. بيشتر به خودم فكر مي كردم.
به نظر اغلب كارشناسان تو بهترين بازيكن ليگ در فصل اخير بودي.
كارشناسان؟ نمي دانم. بايد چي بگويم؟ نظر لطف شان است. من كه ديگر نمي توانم از خودم تعريف كنم.
010659.jpg
من به اين چيزها فكر نمي  كنم از كجا معلوم كه در جام جهاني باشم شايد اتفاقي افتاد و نتوانستم خودم را به تيم ملي برسانم شايد دعوت نشدم. به نظر من همه چيز 50 - 50 است
با اين وجود در تركيب تيم ملي جايي نداري...
تنها كاري كه مي توانم بكنم اين است كه در ليگ بهترين باشم. نشان بدهم بازيكن خوبي هستم. با اين حال كار ديگري نمي توانم انجام بدهم.
خودت را ناتوان مي بيني؟
نه، اصلا. به هر حال نظر مربي است. من دليل خاصي براي بازي نكردنم نمي بينم. اما اين مربي است كه تصميم مي گيرد. من كاره اي نيستم.
در كدام پست مي تواني بازي كني؟
در سه پست. راست، چپ و هم وسط.
اگر تو، مهدوي كيا، زندي و كريمي در كنار هم قرار بگيريد، مسلما تو در اولويت چهارم قرار مي گيري. اين دليلش چيست؟
مي دانم كه نمي توانم جاي آن ها بازي كنم. آن ها بازيكنان بزرگي هستند. اما من هم مي توانم در تيم ملي بازي كنم.
جاي نكونام؟
شايد بتوانم. البته نكونام بازيكن كوچكي نيست.
ولي تو يك بازيكن تهاجمي هستي.
اين دليل نمي شود. من مي توانم در دفاع هم بازي كنم. به نظر من هنر يك بازيكن اين است كه بتواند در همه پست ها بازي كند. من به غير از دروازه باني، مي توانم در بقيه پست ها بازي كنم.
در خط هافبك تراكم زياد است، ولي تيم ملي در دفاع چپ مشكل دارد. تو مي تواني مدافع چپ تيم ملي باشي؟
توانايي اش را دارم، باور كنيد. هميشه پيش خودم فكر مي كنم كه روزي مدافع شده ام.
با اين حال به نظر نمي رسد برانكو چنين اعتقادي داشته باشد. نگران نيستي؟
مگر مي شود نگران نبود. هيچ بازيكني نيمكت نشيني يا سكونشيني را دوست ندارد، ولي بايد همين طور ادامه بدهد.
رضا عنايتي و كاظميان هم وضعيت تو را دارند. به نظر خــودت چــــــرا بهترين هاي ليگ در تركيب تيم ملي جايي ندارند؟
نظر مربي اســـت. بازيكناني كه در تركيب هستند هم بازيكنان خوبي اند. بيشتر آن ها در خارج از ايران بازي مي كنند. لژيونر هستند و حرفه اي.
شايد به همين دليل است كه مي خواهي در اروپا بازي كني؟
نه بابا. تو را به خدا اين طوري فكر نكنيد. اگر مي خواهم لژيونر شوم، فقط به خاطر فوتبالم است و نه چيز ديگر. به خاطر پيشرفت.
مايلي كهن چند وقت پيش در برنامه نود از برانكو انتقادهاي زيادي كرد كه چرا ايمان مبعلي بازي نمي كند. اين مساله چه تاثيري روي تو گذاشت؟
نمي گويم بد بود يا خوب اما همين گفته ها توقعات را بيش از حد از من بالا مي برد. آن جاست كه فكر مي كنم بايد تلاش بيشتري كنم.
تاثير منفي چي؟
نمي گويم ندارد، اما نه روي نوع بازي ام.
مي گويند يكي از مربيان تيم ملي مدام به برانكو توصيه مي  كند كه از تو استفاده نكند؟
نمي دانم... نمي دانم. اطلاعي ندارم. خود برانكو تشخيص داده. نمي خواهم جواب ديگري بدهم، اما مطمئن هستم كه روزي نوبت من هم مي رسد.
آن روز كي مي رسد؟
دور نيست، نزديك است. مطمئن هستم.
بنابراين بايد در جام جهاني بازي كني؟
شايد. خدا را چه ديديد، شايد هم در جام جهاني فيكس بودم و يا حداقل دقايقي بازي كردم.
خودت را در صعود تيم ملي سهيم مي داني؟
به هر حال من هم در اردوهاي تيم ملي بودم. هر چند براي اين تيم بازي نكردم. با اين وجود خودم را سهيم مي دانم. البته شايد از بقيه بازيكنان كه در زمين بودند، زحمت كم تري كشيدم، اما چاره اي نبود. من هم مي خواستم بازي كنم.
خيلي راحت به جام جهاني رفتيم، با اين حال انتقادهاي زيادي از تيم ملي مي شود، اين كه تيمي نتيجه گرا هستيم.
درست است. ما در بازي هاي مقدماتي بيش از همه چيز به گرفتن نتيجه فكر كرديم، اما اين يك ترفند بود.
كارشناسان مي گويند با اين ترفند در جام جهاني نتيجه نمي گيريم.
من هم همين طور فكر مي  كنم. البته اين مساله به حريفان مان در آن جا هم بستگي دارد. شايد به برزيل خورديم. آن وقت نمي توانيم ريسك كنيم و تيمي هجومي باشيم.
بايد چه كارهايي انجام بدهيم؟
حالا كه وقت داريم، مي توانيم تغييراتي در سيستم و سبك بازي مان بدهيم.
البته سيستم از 1 - 3 - 2 - 4 به 2 - 4 - 4 تغيير كرده. اگر تغييرات ديگري داده شود، فكر مي  كني وضعيت خودت هم بهتر مي شود؟
احتمال دارد اين اتفاق بيفتد، اما من به اين چيزها فكر نمي  كنم. گفتم كه روزي به تركيب اصلي مي رسم. با اين حال اصلا از كجا معلوم كه در جام جهاني باشم. شايد اتفاقي افتاد و نتوانستم خودم را به تيم ملي برسانم. شايد دعوت نشدم. همه چيز ممكن است، نمي شود پيش بيني كرد. به نظر من همه چيز 50 - 50 است.
توقعات از تيم ملي بالا رفته. خيلي ها معتقدند مي توانيم به دور دوم بازي هاي جام جهاني صعود كنيم؟
من هم همين طور فكر مي كنم. به نظر من تيم ملي پتانسيل لازم را دارد. اگر تلاش بيشتري كنيم، چرا كه نه.
در اردوهاي تيم ملي معمولا با چه كسي هم اتاق هستي؟
علوي. بيشتر با او هم اتاق هستم.
دليل خاصي دارد؟
نه. ما براي هم دوستان خوبي هستيم. دو هم باشگاهي.
در تيم ملي تو را با صفت خاصي صدا مي كنند؟
مربيان تيم ملي نه، ولي بچه ها مي گويند ايمان تِ تِ .
براي چي؟
چون اسم مغازه ام تِ تِ 23 است.
اين صفت از كجا آمده؟
خودم ساخته ام! از بچگي با من بوده تا حالا. به همين خاطر هم بود كه اسم مغازه ام را گذاشتم تِ تِ .
چه ليگي را مي پسندي؟
ليگ اسپانيا و ايتاليا را.
چه تيمي را؟
آ اس رم و بارسلونا.
بازي كدام بازيكن خارجي را مي پسندي؟
رونالدينيو و آيمار.
مي گويند از آيمار الگو برمي داري؟
دوستش دارم با تمام وجود. بازيكن بزرگي است. بازي اش را واقعا مي پسندم. فكر مي كنم بازي ام كمي هم مثل آيمار است.
وضعيت آيمار در تيم ملي آرژانتين كمي مثل وضعيت تو در تيم ملي است. پكرمن، سرمربي آرژانتين هم علاقه چنداني به استفاده از او ندارد.
آيمار باز به عنوان يار تعويضي بازي مي كند، ولي من اصلا بازي نمي  كنم. به نظر من مربي آرژانتين اشتباه مي  كند كه آيمار را از ابتدا بازي نمي  دهد. واقعا حيف است.
به غير از فوتبال ورزش ديگري هم انجام مي دهي؟
پينگ پنگ و بيليارد.
از منطقه ايذه بازيكني مثل خودت مطرح شد؟
نه مثل من ملي پوش. احسان شيرمردي و يعقوب سلحشور دو بازيكني هستند كه از منطقه ما به اين جا رسيدند.
شغل ديگر هم داري؟
نه. البته يك مغازه دارم. با اين وجود فعلا شغل دوم ندارم.
نمي خواهي مثل دايي تجارت كني؟
فعلا فقط مي  خواهم فوتبال كنم و بس. نمي خواهم فكرم را مشغول چيزهاي ديگري كنم. ان شاء الله در آينده.
پيش آمده با پارتي بازي كاري انجام بدهي؟
آره. خيلي زياد.
يكي را تعريف كن.
(مكث) يادم نمي آيد.
دانشجويي؟
نه. ديپلم كامپيوتر دارم.
ادامه ندادي؟
نشد، اما دوباره شروع كردم و مي خواهم به دانشگاه بروم.
چه رشته اي؟
تربيت بدني.
پس دانشگاه آزاد مي روي؟
درسته. البته با پارتي بازي!
سينما؟
دوست دارم، اما وقت نمي كنم بروم.
آخرين فيلمي كه ديدي؟
يك فيلم از تام كروز بود. اسمش را نمي گويم، چون فيلم قديمي بود و نمي خواهم خودم را ضايع كنم.
كدام بازيگر خارجي را دوست داري؟
تام كروز واقعا عالي است.
بازيگر ايراني؟
پرستويي، فخيم زاده، شريفي نيا، لعيا زنگنه و هديه تهراني.
ماشين؟
الان يك زانتيا دارم.
قبلا؟
قبل از زانتيا يك زانتياي ديگر داشتم. قبل از آن پژو 206 و قبلش پرايد.
پيكان نداشتي؟
نه ديگر، از پرايد شروع كردم.
مي گويند ماشين بازي؟
خيلي زياد. ماشينم بايد اسپرت باشد. سرعت را دوست دارم. اين كه در اتوبان لايي بكشم!
خطرناك نيست؟
مواظب هستم. حواسم هست. همه جا سرعت نمي گيرم.
ازدواج كردي؟
نامزد كرده ام.
كي ازدواج مي كني؟
فعلا نه.
وقت نداري؟
اتفاقا الان وقت دارم. اما خودم نمي خواهم ازدواج كنم. فكر مي كنم زود باشد.
الان در بهترين منطقه اهواز زندگي مي كني؟
نه. تو منطقه كورش هستم. محله متوسط اهواز مي شود. آن هم به اين دليل كه مغازه برادرم آن جاست و همين طور مادرم و دايي هايم آن جا زندگي مي كنند.
كتاب؟
مي خوانم. البته بيشتر علمي. مي خواهم چيزهايي ياد بگيرم.
آخرين كتابي كه خواندي؟
تمركز.
چطور كتابي بود؟ مي تواني ديدگاهي درباره اين كتاب بدهي؟
همان طور كه از اسمش پيداست درباره تمركز گرفتن يك فرد است. در اين كتاب تمرين كردن براي رسيدن به تمركز لازم را توضيح داده. در اين كتاب گفته نمي شود حتي چند ثانيه به چيزي فكر نكرد.
پلي استيشن بازي مي كني؟
فقط فوتبال. با برادرم بازي مي  كنم. هميشه هم برزيل و منتخب جهان را انتخاب مي  كنيم. البته هميشه به احسان برادر كوچكم مي بازم.
چطور آدمي هستي؟
احساساتي و زودرنج. زود به زود افسرده مي شوم. با اين حال هميشه مراقب خودم هستم.
دوست داري جلوي چه بازيكناني بازي كني؟
رونالدينيو، توتي و آيمار. البته جلوي توتي قبلا بازي كردم. به هر حال آرزو مي كنم جلوي دو بازيكن ديگر هم بازي كنم.
گل زدن به چه كسي تو را به وجد مي آورد؟
بوفون.
از او نفرت داري؟
نه، چون خيلي دوستش دارم، مي خواهم مغلوبش كنم.
اگر فوتباليست نبودي؟
بچه درس خواني بودم. مطمئنا شغل آبرومندانه اي داشتم.
مثلا؟
دوست داشتم معلم شوم.
درآمد فوتباليست با معلم زمين تا آسمان فرق مي كند. اين را مي داني؟
واقعا خدا را شكر. راضي هستم.

سريع تر، بازهم سريع تر
010656.jpg
فريدون معيني
ايمان مبعلي پديده فوتبال ايران است و خصوصيات ايده آلي دارد. ارسال هاي او در حين بازي و چه در موقعيت ضربه هاي ايستگاهي فوق العاده است. ايمان بازيكني است كه شوت هاي خطرناكي مي زند و شعور بازي بالايي دارد. يك هافبك مياني و بازي ساز طراح كه در مواقعي كه بازي گره مي خورد مي تواند از شوت هايش استفاده كند.
او بر دفاع و حمله تيمش تاثير مي گذارد. رابطه خوبي بين دفاع و حمله ايجاد مي كند. از نظر اخلاقي بازيكن محبوبي است. با اين خصوصيات اخلاقي، اين بازيكن مي تواند در هر تيمي رشد كند. يك بازيكن تكنيكي كه دريبل هاي ريزش عالي است.
اين كه مبعلي در مورد ضربه هاي ايستگاهي اش مدام فكر مي كند و تمركز مي گيرد، در موفقيتش خيلي مهم است. اين به بازيكن اجازه مي دهد كه از خودش تصويرسازي خوبي داشته باشد. با تصوراتي كه دارد و تمريناتي كه انجام مي دهد، مي تواند در زدن ضربه هاي ايستگاهي مهارت بيشتري از خودش نشان دهد. بازيكن وقتي تمركز داشته باشد مي تواند سريع تر تصميم بگيرد.
با اين وجود مبعلي در شرايط بدي مطرح شده است. او شانس زيادي براي قرار گرفتن در تركيب تيم ملي ندارد. با اين حال به نظر من در دنياي حرفه اي فوتبال ذخيره بودن هم كار آساني نيست. مبعلي ذخيره بازيكنان بزرگ است. با اين حال فكر مي كنم ايمان مي تواند در خط مياني جاي هر بازيكني بازي كند. ايمان آلترناتيو خوبي است و مي تواند در تيم ملي يك ذخيره طلايي باشد.
يكي از ضعف هاي مبعلي فيزيك بدني اش است. او بازيكني قدرتي نيست و بنا براين در مواقعي كه تيم تحت فشار است شايد نتواند براي تيمش كاري كند.
به نظر من سرعت او هم كم است و در حد ايده آل جهاني نيست. ايمان براي رسيدن به استاندارد بايد تلاش بيشتري انجام بدهد. بايد كاري كند كه در درگيري ها هم مثل كارهاي ديگرش قوي تر باشد. البته او اول راه است و براي برطرف كردن ضعف هايش به زمان زيادي احتياج دارد.
خلاصه مبعلي از تيم هاي اروپايي پيشنهاد دارد. بازي در اسپانيا و ديگر كشورهاي اروپايي كار راحتي نيست؛ به خصوص اين كه يك بازيكن از آسيا به اروپا برود. فوتبال اسپانيا شرايط  خاصي دارد. ليگ اسپانيا يا همان لاليگا متكي به بازي تكنيكي است. يعني داشتن تكنيك هاي فردي و استفاده از آن يكي از ويژگي هاي بازيكنان لاليگا است. اين درست خصوصياتي را مي خواهد كه ايمان مبعلي ذاتا دارد و اين كمك بسياري مي كند تا او بتواند به سرمربي اش ثابت كند كه يك هافبك تكنيكي مدرن است.
با اين حال به نظر من مبعلي براي موفق شدن در اسپانيا كار آساني ندارد. بازيكنان حاضر در لاليگا در كنار تكنيكي كه دارند، توان قدرتي بالايي هم دارند. ايمان براي رسيدن به اين شرايط از همين حالا با تمرينات خاص مي تواند توان قدرتي اش را به حد بالايي برساند. در ضمن بازيكناني كه در اروپا هستند معمولا تحمل تمرينات سخت و سنگين را دارند. اگر ايمان غير از اين باشد مطمئنا در آن جا دوام نمي آورد و خيلي زود نابود مي شود.
وحيد هاشميان به عنوان يك بازيكن ايراني توانست با شرايط تمرينات تيم هاي اروپايي كنار بيايد. مهاجم تيم ملي از تيم هايي مثل بوخوم شروع كرد و بعد به بايرن مونيخ رسيد. اگر چه در اين تيم موفق نبود، ولي اين از ارزش هاي هاشميان كم نمي كند.
هاشميان مي تواند الگويي مناسب براي ايمان مبعلي باشد؛ البته از لحاظ سخت كوشي و پشتكار اين بازيكن. اگر نه از نظر خصوصيات حرفه اي، اين دو ملي پوش هر كدام در سطح بالايي هستند.

فهرست
نامه به سردبير
فهرست
سينما تلويزيون
مرد دو ميليارد توماني!
فردوسي پور در تئاتر شهر
رويدادهفته
گنج قارونيسم و هنگ چيپس خورها!
شارلاتانيزم سينمايي
گوي طلايي تمشك طلايي
تلويزيون
كوفه؛ سال 1384 هجري شمسي
ورزشي
جادوگر توي ديگ!
جشن بطري در بيروت
رويدادهفته
دريبل هاي ميليون دلاري
پرسپوليس خسته
ما رارونالدينيو كنيد، لطفا!
اجتماعي
نقلي از ابن عمران در كتاب مستدرك الصحيحين
زندگي
ضدخاطرات گروگان هاي امريكايي
دم شما گرم كه ما را
رويدادهفته
پديده جهاني
امواج آشپز!
روزها
خوش بخت بود
يكي مثل خودمان
رويدادها
جهان كوچك
عذاب وجدان يا لذت سرگرمي؟
اميد از دل نوميدي
|  فهرست  |  سينما تلويزيون  |  تلويزيون  |  ورزشي  |  اجتماعي  |  زندگي  |  پديده جهاني  |  روزها  |
|  جهان كوچك  |  شناسنامه  |  مهمان هفته  |  راهنما  |  سبك زندگي  |  گفت و گو  |  گزارش  |  موفقيت  |
|   نيم رخ ، تمام رخ  |  يادداشت  |  موضوع ويژه  |  گالري  |
|   صفحه اول   |   آرشيو   |   چاپ صفحه   |