- هفته نامه فرهنگي - اجتماعي -جوانان‎/شماره بيست و پنج - شنبه ۱۱ تير ۱۳۸۴ - - Jul 2, 2005
docharkhe
بازي خورها سينما را فتح مي كنند
پيش از اين صنعت فيلم سازي ارزش چنداني براي بازي هايي كه از روي فيلم ها ساخته مي شدند قائل نبود، اما يكي-دوسالي است كه ورق برگشته و همه جور امتيازي به سازندگان بازي داده مي شود
010299.jpg
علي رضا آشوري
به زودي بازي جيمز باند با صداي واقعي شون كانري روانه بازار خواهد شد. يكي ديگر از جديدترين بازي هاي توليد شده كه به زودي به بازار مي آيد كينگ كنگ است كه پيتر جكسن كارگردان ارباب حلقه ها آن را ساخته
در سينماي جهان فيلم هاي عظيم با بودجه هاي مولتي ميليون دلاري توليد مي شوند و ممكن است چند سال براي توليد هر يك زمان صرف شود، اما يك بازي ويديويي با عنوان همان فيلم در عرض چند ماه آماده مي شود و سازندگان هم خوش حال خواهند بود كه مي توانند نصف روز، مردم را جلو دستگاه بازي بنشانند، و چه بسا به اندازه خود فيلم از آن درآمد كسب كنند. علاقه مندان بازي هاي رايانه اي به خصوص در دهه هشتاد و نود به واسطه علاقه شان به يك فيلم خاص مورد خيانت قرار مي گرفتند؛ چون مي ديدند كه عنوان فيلم مورد علاقه شان در فضاي بازي ويديويي به چيزي بي مصرف و بي خاصيت تبديل شده است.
ديو پري، سازنده بازي هاي ويديويي از موسسه شايني اينترتينمنت مي گويد: استوديوهاي فيلم سازي و سازندگان بازي هاي ويديويي دو دهه است كه نمي  توانند به مفهوم واقعي كلمه يكديگر را درك كنند.
استوديوها و هنرپيشه ها گاهي سد بزرگي سر راه اين بازي ها ايجاد كرده اند و سازندگان بازي ها گاهي براي كاهش هزينه ها به طور كامل مشتريان خود را فراموش مي كنند.
پري اين گونه توضيح مي دهد: اگر خود من حقوق ساخت بازي فيلم تاپ گان را داشتم، تام كروز، كلي مك گيليس و هر چيزي ديگري را كه مي توانستم در آن قرار مي دادم، ولي بازي آن نسخه اي بد و سطح پايين است.
مي تـوانم لـــوگـــوي تاپ گــان را بخرم، ولي اجازه استفاده از موسيقي، لوكيشن ها، بازيگران و يا هيچ چيز شبيه آن را ندارم. يعني مي توانم لوگو را روي يك بازي مسخره بچسبانم و بگويم اين هم بازي تاپ گان! اين براي هر علاقه مند فيلمي يك كابوس تمام عيار است؛ چون آن  ها انتظار دارند تجربه تماشاي تاپ گان دوباره برايشان زنده شود؛ بازي ما چيزي نيست كه آن ها به دنبالش هستند.
نسل جديد
اما ماتريكس افق جديدي را در صنعت بازي هاي ويديويي باز كرد. ديو پري و تيمش بازي ورود به ماتريكس را ساختند و اكنون مي خواهند براي سال 2005 بازي راه نيو را به بازار بفرستند. پري توضيح مي دهد كه آن ها براي ماتريكس به هر نوع ماده خاصي از فيلم دست رسي داشتند. او مي گويد: مي توانستيم از هر صحنه اي استفاده كنيم و عكس بگيريم. 25 هزار عكس گرفتيم و برخي صحنه ها را با ليزر اسكن كرديم. خيلي از افرادي كه در فيلم ماتريكس كار كرده بودند با بازي هاي ويديويي بزرگ شده و اهميت و پتانسيل فوق العاده اين بازي ها را درك كرده بودند. در امريكا قيمت بليت سينما 10 دلار است. يك بازي ويديويي 50 دلار قيمت دارد. يك بازي براساس فيلم سينمايي مي تواند ميليون ها دلار بيشتر از خود فيلم فروش داشته باشد، اما از وقتي كه طراحي و ساخت اين بازي ها دقيق تر شده، طبعا زمان بيشتري را به خود اختصاص مي دهد (حتي چند سال)، در حالي كه تهيه كنندگان سينمايي از سازندگان بازي ها مي  خواهند در اسرع وقت و هر چه سريع تر محصول خود را به بازار بفرستند.
در سال 1982 بازي اي ويديويي بر مبناي فيلم ET فقط در عرض 2 ماه ساخته شدكه حاصل آن بسيار بد بود. اين هدف به شكلي فزاينده در ذهن تهيه كنندگان شكل مي گرفت كه فيلم و بازي ويديويي در يك هفته و هم زمان با هم به بازار بيايند تا زمان كافي براي تهيه هر دو وجود داشته باشد. داگلاس هير، تهيه كننده بازي هاي ويديويي مي گويد: اگر يك بازي عالي با يك فيلم عالي وارد بازار شود، فروش هر دو با هم و به واسطه هم افزايش مي يابد. در عين حال هيچ كس نمي خواهد پولش را دور بريزد. مشتري بازي اي را مي خواهد كه شخصيت هاي فيلم با همان شمايل و ظاهر در آن قابل تشخيص باشند. داگلاس هير اخيرا بازي اپيزود سوم جنگ هاي ستاره  اي، انتقام سيث را با همكاري شركت لوكاس آرت پخش كرده است.
جالب اين است كه تهيه كنندگان بازي هاي ويديويي به جاي اين كه تحت سلطه و زير سايه تهيه كنندگان سينمايي باشند، اكنون در موقعيتي برابر با آن  ها قرار گرفته اند. جاستين لامبروز از شركت لوكاس آرت مي گويد: ما همكاري خيره كننده اي با سازندگان فيلم ها به خصوص انتقام سيث داشته ايم و كليه حقوق مربوط به فيلم را دريافت كرده ايم. مثلا ما از خود هيدن كريستنسن براي طراحي صحنه هاي بازي استفاده كرديم تا اين صحنه ها و به خصوص پيوستن او به قسمت تاريك قدرت، باورپذيرتر باشد. هر چه صنعت توليد بازي هاي ويديويي بزرگ تر مي شود و سالانه سوددهي بيشتري دارد، هاليوود هم كم كم ديدگاهش را در مورد اين بازي ها به منزله يك توليد جانبي تغيير مي دهد. قبلا به اين بازي ها در حكم سالاد يا دسر غذا نگاه مي كردند؛ در حالي كه اكنون آن ها خود به يك محور واقعي تبديل شدند و جزو لاينفك حسي هستند كه تماشاگران سينما تجربه مي كنند.
010296.jpg
بازي هاي دشوار
طي چند سال آينده شاهد انفجاري عظيم در بازي هاي سينمايي جديد خواهيم بود؛ به خصوص از زماني كه تكنولوژي جديد به بازي هاي ويديويي امكان همانندسازي دقيق تر و انتقال واضح تر حس و حال فيلم را داده است. ديويد دي مارتيني از شركت الكترونيك آرتز مي گويد: نسل جديد نرم افزارهاي طراحي، كيفيت بازي ها را به شكل محسوسي ارتقا داده است و مي توان وجوه متعددي از فيلم را مجددا در بازي بازسازي كرد.
كامرون وبر از شركت راديكال اينترتينمنت مي گويد: فكر كنم مردم كم كم اهميت بازي ها را در صنعت سرگرمي درك مي كنند. اكنون اين بازي ها نقش بزرگي را در اين صنعت برعهده گرفته اند و هاليوود هم به تدريج اين مساله را درك مي  كند. بنابراين ارتباط بهتري با اين بازي ها برقرار كرده اند.
قرار است در بازي هاي جديد، ابرقهرمان ها و بازيگران درجه يك همگي در طراحي و توليد بازي هاي ويديويي حضور داشته باشند.
با سيل جديد عناويني كه قرار است به زودي راهي بازار شوند، توليدكنندگان بازي هاي ويديويي نگران تجربه دهه قبل و بازي هاي ضعيفي كه توليد مي شد نيستند. به زودي بازي جيمز باند با صداي واقعي شون كانري روانه بازار خواهد شد. يكي ديگر از جديدترين بازي هاي توليد شده كه به زودي به بازار مي آيد كينگ كنگ است كه پيتر جكسن كارگردان ارباب حلقه ها آن را ساخته. در عين حال نسخه جديدي از بازي آرواره ها هم در راه است كه قطعا از بازي اوليه آن خيلي بهتر خواهد بود.
منبع: BBC

پدر آي سي هم كه باشي، بايد سرآخرين قرارت حاضر شوي
پايان جان كيلبي
010242.jpg
كورش علياني
روز دوازدهم سپتامبر، كه تقريبا اواخر تابستان بود، كيلبي شعبده بازي اي ترتيب داد كه بعدها لحظه  مهمي در تاريخ علم و تكنولوژي شد. او يك تكه ژرمانيوم و يك اوسيلوسكوپ با خودش برده بود. بعد يك كليد را زد و همه ديدند روي اوسيلوسكوپ يك چيز را ديدند: معجزه!
جك كيلبي در 8 نوامبر 1923 در جفرسن  سيتي در ايالت ميسوري امريكا به دنيا آمد. در گريت بند كانزاس ديپلم اش را از تنها دبيرستان شهر گرفت و در اين ميان كم كم بزرگ شد. سال 1947 سالي است كه كسي در دانشگاه ايلينويز حواسش نبود دارند به جك كيلبي بزرگ ليسانس مهندسي برق مي دهند. سال 1950 هم در دانشگاه ويسكانسين وضع به همين منوال بود. كي حواسش بود دارند به كي فوق ليسانس مي دهند؟ البته همان وقت ها جك هم حواسش نبود بعدا چه آدم مهمي خواهد شد، وگرنه در همان زمان كه درس مي خواند هرگز نمي كوبيددايم فاصله  هفتاد مايلي ميلواكي تا مديسون را برود و برگردد تا بتواند در سنترالب هم كار كند.
هشت سال بعد هم تكزس اينسترومنتز يك مهندس جوان را قراردادي استخدام كرد و چون طرف تازه كار بود به ا ش مرخصي تابستاني هم نمي دادند. همه  7500 كارمند ديگر رفته بودند سفر و كيلبي مجبور بود در آزمايشگاه قربان صدقه  مقاومت ها و خازن ها و ترانزيستورها برود. او هم تمام تابستانش را گذاشت تا روي يك مساله  طراحي مدار كار كند كه اسمش را گذاشته بودند بيداد اعداد.
اين مساله  بيداد اعداد از آن مساله ها است كه طرحش ساده است، اما حلش غير ممكن. يك طراح بايد مدار را روي يك سطح دوبعدي طراحي كند. حتما اين مساله را شنيده ايد كه سه خانه داريم و سه شركت، خانه  مهدي، خانه  مريم، خانه  نويد و شركت آب، شركت گاز، شركت برق. حالا طوري از هر شركت به هر يك از اين سه خانه لوله يا سيم را برسان كه لوله ها و سيم ها از روي هم رد نشوند. خيلي راحت مي شود نشان داد اين معماي خنك جواب ندارد. بنابراين طراحي مداري كه پيچيدگي اش بيشتر يا برابر مداري با دو دسته  سه تايي عنصر باشد، در بسياري مواقع غيرممكن است. اما فكر مي كنيد يك مدار تلويزيون چند دسته  چندتايي عنصر در خود دارد؟
البته كيلبي چون مي دانست اين مساله حل نمي شود، داشت سعي مي كرد راهي براي دست به سر كردن اين مساله پيدا كند. در واقع به اين فكر بود كه مي تواند با كمك نيمه هادي ها كلكي سوار كند كه نياز به طراحي مدار با اين عناصر و محدوديت ها نداشته باشند.
روز دوازدهم سپتامبر، كه تقريبا اواخر تابستان بود، كيلبي براي مديريت تكزس اينسترومنتز شعبده بازي اي ترتيب داد كه بعدها لحظه  مهمي در تاريخ علم و تكنولوژي شد. او يك تكه ژرمانيوم و يك اوسيلوسكوپ با خودش برده بود. بعد يك كليد را زد و همه ديدند روي اوسيلوسكوپ همان موج سينوسي اي تشكيل شد كه بنا بود يكي از همان مدارهاي غيرممكن ايجادش كند. معجزه! تكه ژرمانيوم كيلبي كه اسمش را گذاشته بود آي سي (مدار مجتمع) داشت كار مي كرد. از آن به بعد سر و كله  اين قطعه هاي عجيب و غريب كه شكل هزار پا هستند در مدارهاي الكترونيك پيدا شد. حالا تغيير فقط در طراحي مدارها نبود، حجم مدارها را هم مي شد با اين روش آن قدر كوچك كرد كه همه انگشت به دهان بمانند. فكرش را بكنيد. اگر كيلبي نبود كي مي توانست يك مدار ريز ريز بسازد كه دكترها بتوانند بچسبانندش كنار قلب مادربزرگ ها و آن ها چند سال بيشتر عمر كنند؟ يا كي مي توانست كاري كند كه روي ميز هر كس كه نگاه كني يك كامپيوتر با اين همه قابليت ببيني كه راحت مي تواني با دست بلندش كني؟
010251.jpg
از همه  اين ها براي بعضي ها مهم  تر جنگ سرد است. اگر قرار باشد امريكايي ها يك بغل مدال به يك نفر بابت هر چه در جنگ سرد به دست آورده اند بدهند، هيچ كس جز جك كيلبي شايسته  اين مدال ها نيست. چون تنها او بود كه در كل اين جنگ براي امريكايي ها پيشرفت ارمغان آورد، بقيه همه كار را خراب كردند.
در ششم فوريه  1959 اولين امتياز يك آي سي ژرمانيومي را ثبت كردند و جك ديگر يك مهندس مهم شده بود كه احتمالا مي توانست تابستان ها تقاضاي مرخصي هم بكند و برود سفر و توي سفر با عينك آفتابي راه برود تا نشناسندش، بس كه معروف شده بود.
البته بعدها معلوم شد يك نفر ديگر به نام باب نويس هم در همان دوران در شركت رقيب داشته به همين ايده ها فكر مي كرده و حتي اين ها را در دفترش يادداشت كرده، اما دنبالش را نگرفته و فراموششان كرده است.
كيلبي از سال 1978 تا 1985 استاد ممتاز مهندسي برق در دانشگاه اِي اند ام تكزاس بود. سال 2000 ديگر هيچ عينك آفتابي اي جواب شهرت او را نمي داد. به او و يك نفر ديگر مشتركا نوبل فيزيك سال دو هزار را دادند. بعد يك مدار ساده را كه پايه  حافظه ها و مدارهاي منطقي فعلي محسوب مي شود به اسم او جي كي فليپ فلاپ نام گذاشتند. بعدتر اسم مركز تحقيقات تكزس اينسترومنتز براي توليد سيليكون را هم گذاشتند مركز كيلبي. واه كه چه قدر شهرت.
البته كيلبي هم كه انگار از اين شهرت بدش نيامده باشد، هراز چند گاهي مي رفت و يكي دو تا اختراع ديگر هم به اسم خودش ثبت مي كرد، مثل ماشين حساب جيبي و چاپ گر حرارتي. الان وقتي مي شمرند مي گويند او شصت اختراع را به نام خودش ثبت كرده است. اما خوب بالاخره بي نظم ترين آدم هم كه باشي، آخرين قرار ملاقاتت را نمي تواني بي خيال شوي. جك كيلبي هم با اين كه سرش خيلي شلوغ بود و كمي مريض احوال هم بود – يعني راستش سرطان غدد لنفاوي گرفته بود – آخرش درست روز بيست ژوئن 2005 در دالاس سر قرار آخرش حاضر شد. همين چند روز پيش.

فهرست
نامه به سردبير
فهرست
سينما تلويزيون
چمران به روايت حاتمي كيا
فر حان بين المللي مي شود
رويداد هفته
تلويزيون
وقتي كه سلطان بوديم
مديرهنري اين مجموعه، يك ايراني بود
چندرسانه اي، به  معناي واقعي كلمه
ورزشي
ز...ز... آقاي گل!
آرش، تو اين دنيا فقط تو رو داريم!
رويداد هفته
فصل برو بيا
صعود به جام نردبان ها
نابغه اي زشت، با رفتاري دوستانه!
اجتماعي
خرد دانايان در نوك قلم هاي آن هاست
كي راي مي آورد؟ از كي بپرسيم؟
نون، مثل نظرسنجي
زندگي
مشكوك مي زني؛ دوباره كنكور بده!
دخترها اعتماد به نفس ندارند پسرها كار!
رويداد هفته
روزها
نبرد الجزيره
اين آدم ها را به خاطر بسپاريد
رويدادها
جهان كوچك
بازي خورها سينما را فتح مي كنند
پايان جان كيلبي
|  فهرست  |  سينما تلويزيون  |  تلويزيون  |  ورزشي  |  اجتماعي  |  زندگي  |  روزها  |  جهان كوچك  |
|  شناسنامه  |  مهمان هفته  |  راهنما  |  سبك زندگي  |  گفت و گو  |  گزارش  |  موفقيت  |   نيم رخ ، تمام رخ  |
|  يادداشت  |  موضوع ويژه  |  گالري  |
|   صفحه اول   |   آرشيو   |   چاپ صفحه   |