اسلام امپراتوري ايمان يك مستند جذاب و ديدني درباره تمدن اسلام و تاثير آن بر تاريخ و فرهنگ جهان است كه چند وقت پيش هم از شبكه سوم پخش شد.اين برنامه را شبكه PBS تهيه كرده و مدير هنري آن مجيدميرفخرايي ،طراح صحنه معروف ايراني است
هادي نيلي
يك نمونه هم اندازه تمام و كمال هم از كعبه در صحراهاي جنوبي ايران ساخته شد و دنياي ناپديدشده بغداد قرن 8 ميلادي بر ويرانه هاي يك كاخ ايراني متعلق به قرن 9 ميلادي احيا شد
زود بزن شبكه سه، يك مستند توپ دارد پخش مي كند. گوشي تلفن در دست، كنترل تلويزيون را پيدا مي كني و دكمه سه را فشار مي دهي. تصاوير خوش رنگ و لعاب اولين چيزي است كه چشمت را مي گيرد. اسمش انگار اسلام: امپراتوري ايمان است. مستند خارجي است، ولي از اول تا حالا دارند از اسلام تعريف مي كنند و از تمدن پيشرفته اسلام در گذشته مي گويند، و اين كه اروپايي ها همه چيز را از مسلمان ها ياد گرفته اند و. .. صحبت هاي پشت گوشي تلفن ادامه دارد و صداي روي تصاوير مستند هم به گوش مي رسد. از پيشرفت هاي علمي و صنعتي مسلمان ها مي گويد. از حمله مغول ها مي گويد و تمدني كه زير حملات مرگ بار مغول ها، از بين نرفت كه هيچ، بلكه مغول ها را هم صاحب فرهنگ و تمدن كرد. از ايران و اصفهان و معماري باشكوه صفويه مي گويد كه معماري عثماني ها در پيش آن هيچ بوده و از گسترده شدن قلمرو حكومت اسلامي تا اروپا و سقوط بيزانس و ... همين جور با چشمان باز به تصاوير بازسازي شده با كيفيت عالي تاريخ ايران و اسلام چشم دوخته اي و باور نمي كني كه به جاي مسلمان ها و ايراني ها، خارجي ها تمدن درخشان اسلام را بازسازي كرده اند. خارجي هايي كه با شور و شوق زيادي از اسلام و نقش تاثيرگذار آن در تاريخ جهان حرف مي زنند.
پخش اين مستند كه تمام مي شود به جنب وجوش مي افتي كه از ساخت اين مستند بيشتر سر دربياوري. اينترنت كليد حل ماجراست.
مستند اسلام: امپراتوري ايمان بخشي از يك مجموعه مستند 10 قسمتي است كه شبكه تلويزيوني PBS و شركت توليد محصولات تلويزيوني DDE در واشنگتن آن را ساخته اند و به دوره هاي مهم تاريخي پرداخته است. يونان: مهد تمدن ها ، مصر: امپراتوري طلايي ، ناپلئون و امپراتوري روم از جمله قسمت هاي اين مجموعه هستند كه هر كدام را يك مستندساز حرفه اي ساخته است. اسلام: امپراتوري ايمان به 1000 سال تاريخ تمدن اسلامي از زمان تولد پيامبر تا حكومت عثماني ها در سه قسمت پيام آور ، بيداري و عثماني ها پرداخته است: گسترش سياسي و مذهبي تمدن اسلام از نظر سرعت، اندازه جغرافيايي و دوام و پايداري در قبل و بعد از آن سابقه نداشته است.
رابرت گاردنر، مستندساز باسابقه و نامزد جايزه اسكار و برنده چند جايزه امي، در سال 2000 اين مستند را ساخته و بن كينگزلي ، بازيگر معروف انگليسي گوينده متن اين مستند بوده است. چيزي كه شايد براي ما خيلي جذاب باشد اين است كه مدير هنري اين كار مجيد ميرفخرايي بوده است. طراح صحنه معروف ايراني كه فيلم ها و سريال هايي چون امام علي را در كارنامه خود دارد.
آقاي كارگردان از تجربه اش مي گويد
با سي سال سابقه به عنوان تهيه كننده، كارگردان و نويسنده فيلم هاي مستند، يك بار نامزد اسكار مستندسازي شده، سه بار جايزه ملي امي را برده است، چهار تا امي منطقه اي گرفته، يك بار از دانشگاه كلمبيا به خاطر روزنامه نگاري تلويزيوني موفق جايزه دوپونت را گرفته و البته به دفعات به طور ويژه از او قدرداني شده است.
كارهاي گاردنر به بهترين شكل در آن چه اخيرا به عنوان مستندسازي داستان گو پديدار شده، در زمينه هاي مختلف علمي، تاريخي، ماجراجويي و مسايل انساني خود را نشان داده اند. او هيچ وقت اسير فرم مستند نشده، اما پابه پاي نوشدن هاي ژانر مستند پيش رفته و تجربه هاي تازه اي اندوخته است.
چيزي كه درباره مستندسازي وجود دارد اين است كه چالش اصلي مستندساز، تازه بودن است. كار تازه ي من اسلام: امپراتوري ايمان يك تلاش جدي بود براي اين كه مستندهاي تاريخي هميشگي را پشت سر بگذارم و با وام گرفتن از ادبيات تصويري فيلم هاي سينماي بدنه و حتي ويدئو كليپ ها، تصويري واقعا مهيج و در عين حال معتبر ارايه دهم تا مخاطبم بتواند در تجربه گذشته عميقي كه خواسته ام تصويرش كنم شريك شود. رسيدن به چنين هدفي، شيوه اي كاملا جديد و متفاوت در روايت داستان مي طلبد كه هر چند فقط يك ذهن مرتب و هدفمند از پسش برمي آيد، اما وقتي كار شروع مي شود چيزهاي تازه اي هم به آن مي افزايند.
گاردنر معتقد است كيفيت كار توليد شده، به اين بستگي دارد كه از تجهيزات مناسب و درخور استفاده شده باشد: چيزي كه در جريان اين كار ياد گرفتيم اين بود كه يك استدي كم چقدر مي تواند مهم باشد؛ و چطور حركت يك كرين 18 فوتي مي تواند تاثيري تقريبا روياگونه روي بيننده بگذارد و به او حس كاذبي از پركشيدن به آسمان بدهد. حضور مشترك اين دو دوربين در صحنه به علاوه لنزهاي وايدي كه استفاده مي كرديم، بيننده را به دل تصوير مي برد و او را در برابر تصاويري كه حس حضور در مكان سه بعدي را القا مي كند، به حيرت وا مي دارد. اين يكي از شيوه هاي ما براي جلو بردن زمان است: ختم شدن پي درپي نماها به هم ديگر و بازشدن هر لحظه يك منظره به روي مخاطب، بي آن كه نگاه بيننده براي لحظه اي روي لباس يا دكور صحنه ثابت بماند.
فراتر از كارهاي معمولي
رابرت گاردنر، درباره تجربه اش از تهيه و كارگرداني اين مستند سه اپيزودي مي گويد: در ابتدا، ساختن اين مستند كار بسيار دشواري بود، چون بيش از هزار سال تاريخ و فرهنگ قسمت وسيعي از جهان را پوشش مي دهد. ولي ما مي خواستيم تا جايي كه مي توانيم از مستندهاي تاريخي معمولي فراتر برويم؛ مستندهايي كه همه اش عبارت است از حركت هاي افقي و عمودي روي تصويرهايي ثابت كه از پيش گرفته شده اند و تصاويري از طبيعت و مصاحبه هايي كه روي اين تصاوير قرار مي گيرند. مي خواستيم راهي پيدا كنيم تا از تكنيك هاي تصويري كه استفاده از آن ها به سينماي داستاني و علمي - تخيلي منحصر مي شود، براي بازگويي داستان تاريخي بزرگي استفاده كنيم كه ماجراهايش قبل از ابداع عكاسي اتفاق افتاده است. به اين ترتيب ما به بازسازي حجم عظيمي لباس ، دكور و صحنه آرايي نياز داشتيم كه باعث مي شد امكانات مورد نياز ما از امكانات معمول براي مستندسازي هاي عادي - يعني دوربين و لنز زوم و سه پايه و نورافكن هاي كوچك- بيش تر شود.
مي دانستيم كه بايد جوري تصاوير اين تاريخ عظيم فرهنگي – چه تصاوير بازسازي شده و چه تصاوير معاصر از معماري اسلامي و زندگي روزمره مسلمانان- را كنار هم قرار دهيم كه آن گذشته درخشان را پيش روي مخاطب بياورد و در عين حال برايش سنديت داشته باشد و پذيرفتني باشد. حالا كه نگاه مي كنم مي بينم صحنه ها روياگونه و امپرسيونيستي درآمده اند، اما در عين حال بيننده احساس مي كند آن چه مي بيند، با روايت ها و دانسته هاي علمي تاريخي مطابقت دارد.
فيلم برداري در ايران
گاردنر مي گويد: ما براي اين كه بتوانيم دوربين را از بالاي بناهاي معماري اسلامي به پرواز درآوريم، يك كرين روباتيك تهيه كرديم كه 18متر را پوشش مي داد و ما به ا ش مي گفتيم جيمي جيب. يك استدي كم هم در نظر گرفتيم كه بتوانيم در حالي كه در ساختمان ها و بناهاي تاريخي اسلامي گشت مي زديم، تصاويري با حركت نرم و ملايم بگيريم و حتي آن را سوار يك وانت كنيم و از اسب هايي تصوير بگيريم كه با تمام نيرويشان مي تازند. يك مجموعه كامل از لنزهاي فيلم برداري – از لنز به شدت وايد گرفته تا لنزهاي تله- هم به مجموعه مان اضافه كرديم. مهم تر از همه، يك دوربين سرعت بالا همراه خودمان كرديم تا بتوانيم با سرعت 500 فريم در ثانيه كه دوربين در اختيارمان مي گذاشت، صحنه هاي اسلوموشن واقعي بگيريم و اتفاقي را كه در يك ثانيه افتاده است، در بيست ثانيه نمايش بدهيم بي آن كه از نرمي و طبيعي بودن تصوير چيزي كم شود. همه اين امكانات در كنار هم، براي يك مجموعه مستند فوق العاده بود. اما همه اين ها به معناي 40 تا جعبه وسايل بود كه مجبور بوديم همه شان را در هر هفت كشوري كه رفتيم، دنبال خودمان بكشيم! جابه جاشدن، كابوس ما بود.
به جبران وسايل زياد و دست وپاگيرمان، يك گروه كوچك امريكايي براي فيلم برداري انتخاب كردم كه شامل رژه بكر، مدير تصويربرداري و نيك گاردنر، دستيار اول تصوير بردار بود. به هركدام از كشورهايي كه مي رسيديم، كسان ديگري را كه لازم داشتيم، استخدام مي كرديم و اگر لازم بود به شان آموزش هاي لازم را براي كار با ابزارها و وسايل مي داديم و كار را شروع مي كرديم.
در ايران بود كه ما با يك شركت فيلم سازي همكاري كرديم و براي بازسازي لباس ها و صحنه ها يك گروه 50 نفره گرفتيم. ما بهترين مدير هنري سينماي ايران را داشتيم: مجيد ميرفخرايي. او مكان ها، لباس ها و صحنه هاي بيش از هزار سال تاريخ فرهنگ ايران را برايمان ساخت؛ از باديه نشينان قرن هفتم ميلادي در عربستان گرفته تا كاخ هاي امپراتوري عثماني. گروهي از بدل سواران ماهر ايراني براي بازي كردن نقش سواران عرب، شمشيرزنان صليبي، سواران مغول، سواركاران غازي و سواره نظام عثماني آموزش ديدند. يك نمونه هم اندازه تمام و كمال هم از كعبه در صحراهاي جنوبي ايران ساخته شد و دنياي ناپديدشده بغداد قرن 8 ميلادي بر ويرانه هاي يك كاخ ايراني متعلق به قرن 19 ميلادي احيا شد. بيش از 300 دست لباس لازم داشتيم و علاوه بر اين دوجين شتر و شترسوار، ده ها گوسفند و بز، يك خيمه بدوي كامل و خيابان هاي بيت المقدس در قرن۱۱ ميلادي با تمام مغازه ها و شهروندان.
اين طراحي توليد خارق العاده مستند اسلام: امپراطوري ايمان كه در چشم اندازهاي حماسي تصوير شد، حس شورانگيزي از حماسه و اعتقاد براي من داشت. اين كار، پنجره اي بود براي من كه از آن به تاريخ بنگرم و آن را محك بزنم. 18 ماه طول كشيد كه مجموعه را تدوين كنيم و بعد از آن موسيقي شاهكار لئونارد ليونت روي آن نشست و زنده اش كرد.
يك دستيار توپ ايراني!
به يك معنا، مهم ترين عضو گروه سازنده اسلام: امپراتوري ايمان دستيار اول كارگردان بود كه بچه هاي امريكايي گروه به طور خودماني، ايب صدايش مي كردند. پورمنصوري كه تحصيلاتش را در حوزه فيلم و تلويزيون در ايالات متحده انجام داده، گزينه ايده آلي براي كار با گروه امريكايي فيلم بود.
ايب را خدا رساند! گاردنر مكثي مي كند تا بتواند بيش تر به خاطر بياورد: او زبان انگليسي و اصطلاحاتش را خوب مي فهميد، اما مهم تر از آن تجربه شخصي او در تهيه كنندگي و كارگرداني تلويزيوني بود. بعضي وقت ها مي شد كه ما در يك صحنه 10 تا سواركار و اسب، دوجين شتر و كلي موجود ديگر داشتيم و ايب همه آن ها را به كمك دستيارانش و از پشت بي سيم هايي كه در دستان شان بود طبق دستورهاي من اداره مي كرد. او يك حرفه اي تمام عيار بود، و البته تنها كسي در گروه كه قدش از من بلندتر بود!
شناخت پورمنصوري از شيوه توليد سينمايي در ايران، خيلي براي گروه ارزنده بوده است. تجربه او از زندگي در امريكا هم او را به يك نقطه اتكاي قوي براي برقراري ارتباط ميان امريكايي ها و ايراني هاي گروه تبديل كرده بود. هر چند مهمان نوازي و لطف ايرانيان در قبال مهمانان امريكايي شان، در طول توليد آشكار و ستودني بود.
پورمنصوري هم مي گويد: من كه از كاركردن با باب [گاردنر] و گروهش واقعا لذت بردم. همه ما تلاش خودمان را كرديم كه به همكارهاي امريكايي ما خوش بگذرد، نه فقط ما ايراني هاي گروه بل كه مردم ايراني كه در شهرهاي مختلف مي ديديم شان. بودن در كنار دو گروه حرفه اي كه در رفاقت و دوستي با هم كار مي كردند، خيلي خوب بود.