فيلم هاي توليدي هركدام از نامزدهاي انتخاباتي امسال حساب شده تر از دوره هاي گذشته ساخته شده بودند و پشت هر كدام از آن ها ردپاي يك كارگردان باسابقه را مي توانستيد ببينيد
فرزاد اميري
تاريخچه
اين اتفاق اولين بار در انتخابات رياست جمهوري دو دوره پيش افتاد. تا آن زمان، فيلم تبليغاتي اغلب نامزدهاي رياست جمهوري، ويژگي شاخصي نداشت. اغلب در برابر دوربين مي نشستند و خيلي ساده، حرف ها و عقايدشان را بيان مي كردند. مستقيم و بدون هيچ پيچيدگي، اما از انتخابات سال 1376، براي اولين بار كانديداها اين فرصت را پيدا كردند تا در كنار انبوه برنامه هاي تبليغاتي يكساني كه مسوولان سيما براي شان طراحي كرده بودند، فيلم تبليغاتي خاص خودشان را بسازند. تماشاي اولين تجربه ها به شدت دلچسب بود. هر چند كه با توجه به شرايط آن سال ها، نام و مشخصات سازندگان اغلب اين فيلم ها نامشخص و مبهم بود. با اين وجود، تاثير و جذابيت قابل پيش بيني اين فيلم ها بر راي دهنده ها، باعث شد كه مسوولان تلويزيون اين رويه را ادامه دهند و چهار سال بعد، در انتخابات رياست جمهوري 1380، بار ديگر از نامزدها بخواهند تا فيلم تبليغاتي موردپسند خودشان را بسازند و براي پخش در اختيار تلويزيون قرار دهند. فيلم هايي كه اغلب، (به جز مورد مربوط به سيدمحمد خاتمي) ساخت پيش پاافتاده و ساده انگارانه اي داشتند؛ اما نمايش فيلم خاتمي، چنان تاثيري بر احساسات عمومي داشت كه بار ديگر بحث تاثير تلويزيون بر توده مردم و در نتيجه انتخابات، فراگير شد. شايد نخستين بار از طريق ساخت و نمايش اين فيلم ها بود كه مردم سياستمداران شان را در شرايطي غير از حالت هاي دور از دست رس معمول مشاهده كردند و عمده جذابيت اين فيلم ها شايد از همين جا سرچشمه مي گرفت.
درك رسانه تلويزيون
اما انتخابات اخير، در بسياري موارد تجربه جديدي براي ملت و مسوولان ايران بود. براي اولين بار نامزدهاي گوناگون با آرا و نظرات مختلف كنار يكديگر قرار گرفتند تا تجربه هاي تازه اي در شيوه هاي گوناگون تبليغات آزمايش كنند. فيلم هاي اختصاصي هر كانديدا دو برابر شده بود و هر نامزد مي توانست دو فيلم نيم ساعته ساخته ستاد تبليغاتي اش را از طريق رسانه ملي، به نمايش درآورد. اين بار ساخت فيلم ها تعريف شده تر و رسمي تر بود و سازندگان اين آثار، نه تنها سريع و بي واسطه خودشان را معرفي كردند، بلكه حضور اغلب كارگردان ها در فيلم ها مشخص بود. خيلي زود مشخص شد كه جواد شقمدري فيلم احمدي نژاد را مي سازد، رسول ملاقلي پور فيلم محسن رضايي، احمدرضا درويش فيلم محمدباقر قاليباف، بهروز افخمي فيلم مهدي كروبي، مهدي فخيم زاده و داوود ميرباقري فيلم علي لاريجاني و كمال تبريزي و منوچهر محمدي فيلم هاشمي رفسنجاني را مي سازند. در چنين شرايطي تماشاي فيلم هاي تبليغاتي مربوط به هر نامزد، نه فقط براي هواداران شان كه براي اغلب مردم به تجربه اي جذاب تبديل شده بود. به خصوص كه اين بار اغلب نامزدها براي به ثمر رساندن اين پروژه، از چهره هاي شناخته شده و حرفه اي هاي سينما و تلويزيون دعوت كرده بودند.
تفاوت ها
به غير از ساخت و پرداخت بهتر، فيلم هاي تبليغاتي امسال چند ويژگي مهم ديگر هم داشتند. اين بار كانديداها در اغلب موارد از تبليغ مستقيم و بي واسطه فاصله گرفته بودند و مي كوشيدند تا از الگوي گفت و گو براي معرفي غيرمستقيم خود و برنامه هايشان استفاده كنند. برخلاف برنامه هاي تلويزيوني سال هاي قبل، پخش تعريف همكاران از نامزدها و صحبت هاي مستقيم و بي واسطه آن ها با دوربين، كم شد، اما بيشتر فيلم ها براساس يك الگو ساخته شده بود: يك گفت و گوي تلويزيوني كه بخش اصلي برنامه را تشكيل مي داد و نمايش صحنه هايي از استقبال مردم از نامزدها يا گفت و گوهاي صميمانه با مردم در ابتدا و انتهاي فيلم. گنجاندن چنين گفت وگويي در اين برنامه ها با اهداف مختلفي صورت مي گرفت. احمدي نژاد، قاليباف، كروبي، لاريجاني و هاشمي رفسنجاني از اين گفت وگو براي انتقال غيرمستقيم برنامه ها و اهداف شان استفاده كردند. در مواردي مثل فيلم تبليغاتي معين و هاشمي، شخصيت و واكنش هاي گفت وگوكننده، اهميت خاص خودش را داشت و براي تاثير در مخاطب رويش حساب شده بود. در فيلم تبليغاتي اول هاشمي رفسنجاني، از گفت وگو براي طرح سوال ها و ابهام هايي كه در جامعه و درباره كانديداي مورد بحث وجود داشت، استفاده شد. به لحاظ فني، گفت وگوي محمدباقر قاليباف و اسماعيل ميرفخرايي، بهترين بود. نورپردازي، صحنه آرايي، تقطيع و كادربندي، از اين گفت وگو، يك فيلم تلويزيوني درجه يك ساخته بود. در عوض سادگي، مشخصه اصلي گفت وگوي احمدي نژاد بود و فيلم تبليغاتي لاريجاني، با صحنه پردازي خوب و استفاده از عناصر مناسب در اتاق برگزاري گفت وگو، مثل تلويزيون بزرگي كه تصاوير مرتبط با موضوع مورد بحث را پخش مي كرد، تروتميز از آب درآمده بود. اما سوال هاي فيلم تبليغاتي كه افخمي براي كروبي ساخته، كمي كنترل نشده به نظر مي رسيد و بخشي از زمان را هدر داده بود.
در دو مورد، طرف گفت وگو جوان ها بودند، اما هر چقدر در فيلم تبليغاتي هاشمي، كوشيده شده بود كه فاصله بين نامزد مورد بحث با جوان ها كم شود، در فيلم معين، جلسه گفت وگو به دادگاه تبديل شد. فاصله حفظ شده بود و كم تر اتفاق افتاد كه نامزد انتخابات با گفت وگو كننده هاي جوان در يك كادر قرار بگيرند.
اما جالب اين جاست كه در شرايطي كه در همه فيلم ها از گفت وگو به عنوان يك عنصر دراماتيك و جذاب استفاده شده بود، احتمالا تاثيرگذارترين فيلم توليدي نامزدها، براساس يك مونولوگ طولاني ساخته شد. دومين فيلم تبليغاتي هاشمي رفسنجاني، تصاويري از زندگي شخصي اين نامزد انتخابات را نشان مي داد كه متني از زبان خود نامزد، همراه تصاوير خوانده مي شد. اين متن به خوبي نوشته شده بود و لحن بيان هاشمي هنگام خواندن اين متن، بسيار كنترل شده به نظر مي رسيد. ضمن اين كه تصويربرداري ساده اما دقيق اثر، كمك فراواني به جذابيت اين فيلم كرده بود.
ختم كلام
اما نكته اساسي قابليت هاي رسانه تلويزيون است. مارشال مك لوهان گفت، رسانه همان پيام است و اقبال عمومي از ساخت اين فيلم ها، ناظر بر اين نكته است كه رسانه تلويزيون، با ساخت و تهيه و توزيع اين قبيل فيلم ها سازگارتر است تا سخنراني هاي طولاني در برابر دوربين و طرح مباحث عميق سياسي و اجتماعي. مخالفان تلويزيون به همين نكته استناد مي كنند و از آن به عنوان رسانه اي تحميق كننده و سطحي نام مي برند. بحث هاي جدي تر با رسانه هاي مكتوب سازگارتر است در حالي كه وقتي براي تلويزيون فيلم مي سازي، بايد حواست به اين نكته باشد كه بينندگان ات از تصاوير هول هولكي و بحث هاي پر از اشاره هاي نصفه نيمه بيشتر لذت مي برند تا مباحث عميق و كارشناسانه؛ حتي اگر موضوع مهمي مثل انتخابات در پيش باشد.