|
انجمن خوره هاي فيلم
فيلم خانه ملي ايران از سال هاي دور، دورتر از زمان تولدما، فعاليتش را شروع كرده و همين طوري به كارش ادامه داده است
|
|
|
كاوه مظاهري
عده اي از اعضا براي ديدن همه فيلم ها مي آيندوقتي هم آخر فصل مي شود، مي آيند و به ما مي گويند كارت ما را تمديد كنيد
خوره هاي فيلم حتما معني فيلم خانه يا كانون فيلم را مي دانند، مفاهيمي كه براي اولين بار توسط همان مرد چاق سيگاري فرانسوي، هنري لانگلوا، رسما وارد فرهنگ اصطلاحات سينماي دنيا شد. خوره هاي فيلم، فيلم خانه ملي ايران را هم مي شناسند، جايش را هم بلدند، بله، ميدان بهارستان، داخل محوطه وزارت ارشاد. احتمالا آن آپارات عهد بوق جلو در ورودي اش را هم ديده اند.
فيلم خانه از سال هاي دور، دورتر از زمان تولد امثال ما، فعاليتش را شروع كرده و همين طوري به كارش ادامه داده. هميشه تلاش كرده تا خوره هاي فيلم را دور هم جمع كند، خوره هايي كه بهترين لذت شان در زندگي ديدن يك فيلم خوب روي پرده سينماست، فيلمي كه فقط براي سينما ساخته مي شود. شايد تنها منبع انرژي كاركنان گم نام فيلم خانه همين علاقه خوره هاي فيلم است.
فيلم خانه دوره هاي متعددي را پشت سر گذاشته، هميشه آدم هايي مي آيند و مي روند، عده اي هم پاي ثابت همه برنامه ها هستند. اما در اين چند سال اخير دوره فيلم هاي 70 ميلي متري پر استقبال ترين دوره بوده، از آن دوره هايي كه ملت حتي راضي بودند روي پله هاي سالن سينما بنشينند تا بلكه بتوانند دكتر ژيواگو را يك بار روي پرده سينما ببينند. بارها اتفاق افتاده كه فيلم خانه فيلمي را نمايش داده كه تقريبا 90 درصد علاقه مندان سينما آن را ديده اند، ولي باز هم سالن نمايش مملو از آدم مي شود، واقعا چه دليلي دارد؟ يكي از مسوولان فيلم خانه مي گويد: آن كسي كه واقعا بين اندازه قاب تلويزيون و پرده سينما تفاوت قايل است، طبيعي است كه هميشه سينما را ترجيح مي دهد.
امروزه براي خيلي ها ماهواره و CD و DVD و ويديو جاي سينما را گرفته. مردم ترجيح مي دهند توي خانه و با سيستم گران قيمت سينماي خانگي فيلم ها را تماشا كنند، حتي ترجيح مي دهند نسخه پرده اي فيلم هاي ايراني (از روي پرده سينما فيلم برداري شده) را در خانه خودشان ببينند و سراغ سينما نروند! تازه مراكز نمايش فيلم هم زياد شده، شايد براي همين است كه ميزان استقبال از فيلم خانه نسبت به ده-دوازده سال پيش خيلي پايين تر آمده: قديم ترها تنها جايي كه فيلم خوب نمايش مي داد همين فيلم خانه بود، براي همين استقبال بيشتري مي شد.
در ياد فيلم مستند هنري لانگلوا، شبح سينما تك افتادم. توي آن فيلم لانگلوا با افتخار مي گفت كه من حدود 5000 عنوان فيلم پخش كردم كه هيچ كدام هم تكراري نبوده. اتفاقا فيلم خانه خودمان هم سياستش در اين چندين سال همين بوده. كم اتفاق مي افتد كه فيلمي مثل هارولد و ماد دو بار پخش شود: آن قدر آمدند گفتند اين فيلم را نمايش دهيد كه نگو... جالب هم بود، همان اندازه كه گفتند، همان اندازه هم براي نمايش آمدند. واقعا بعضي چيزها خيلي عجيب است. به هر حال ما فيلم ها را مي شناسيم، ارزش گذاري ها را هم مي دانيم، اگر خودمان اين استقبال را نمي ديديم و كسي برايمان تعريف مي كرد، اصلا باور نمي كرديم، واقعا عجيب بود، البته الان به اين نتيجه رسيده ايم كه مي شود بعضي فيلم ها را دوباره اكران كرد، ولي تعدادشان هم كم است.
اعضاي اصلي فيلم خانه طبق معمول دانشجويان و فارغ التحصيلان آموزش عالي هستند و البته عده اي از علاقه مندان پيگير تاريخ سينما كه از دوره هاي اوليه فيلم خانه تا به امروز در آن عضو بوده اند. كارت عضويتي كه اين ها دارند، متعلق به دهه سي و چهل است. اين ها واقعا آدم هاي علاقه مندي هستند كه براي ديدن همه فيلم ها هم مي آيند.
عده اي از اعضا براي ديدن همه فيلم ها مي آيند، مثلا وقتي آخر فصل مي شود، مي آيند و به ما مي گويند كارت ما را تمديد كنيد. مي گوييم ما كه هنوز برنامه را اعلام نكرده ايم. مي گويند عيبي ندارد تمديد كنيد. مي گوييم بابا جان صبر كنيد. مي گويند براي ما فرقي ندارد، هر چه باشد، ما مي آييم؛ از اول تا حالا هم عده اي عضو اين جوري داشته ايم.
اگر پايه ثابت برنامه هاي فيلم خانه بوده باشيد، حتما گاهي با فيلم هايي برخورد كرده ايد كه مثلا محصول شيلي هستند و نه زيرنويس دارند، نه دوبله شده اند، بعد مجبور مي شويد از اول تا آخر، هاج و واج، بنشينيد و فيلم را تماشا كنيد، البته خب اين طور فيلم ديدن هم لذت خاص خودش را دارد. وظيفه فيلم خانه ها نشان دادن فيلم خوب است، و زبان در درجه بعدي است. آن كسي كه فيلم بين حرفه اي است، دلش مي خواهد فيلم را به زبان اصلي ببيند، چون ارجحيت دارد، ولي خب مگر چند نفر داريم كه مثلا مي توانند يك فيلم را به زبان اسپانيايي ببينند و لذت ببرند؟ خيلي از فيلم هاي ما زيرنويس ندارند و اگر ما بخواهيم زيرنويس شان بكنيم هزينه زيادي مي برد... ما در دوره اي فيلم هاي ژاپني گذاشتيم، زبان همه فيلم ها هم ژاپني بود، ولي اعضا، استقبال زيادي از اين فيلم ها كردند. مي دانيد چرا؟ به خاطر اين كه نه ما، بلكه وظيفه همه فيلم خانه ها آشنا كردن مردم با فرهنگ كشورهاي ديگر است، چون آن سينمارو حرفه اي عادت مي كند كه فيلم را به زبان خودش ببيند، يعني وقتي در سالن را باز مي كند و مي آيد تو، الزاما توقع زيادي ندارد كه فيلم دوبله ببيند. توي يك دوره اي ما توانستيم اين كار را بكنيم. همه عادت كرده بودند، ولي الان اين كار را بكنيم جواب نمي دهد.
آرشيو فيلم خانه را كه بگردي، كم تر فيلمي پيدا مي شود كه بعد از دهه هشتاد ساخته شده باشد، چون بيشتر فيلم ها مربوط به قبل از انقلاب اند. خيلي هايشان هم فيلم هاي توقيف شده اي هستند كه از انبار سازمان هاي مختلف جمع آوري شده اند، با اين همه گاهي اوقات در برنامه نمايش فصلي فيلم خانه فيلمي مثل سكوت بره ها يا بچه هاي خيابان هم ديده مي شود. جالب است كه فيلم خانه همچنان به روال گذشته با آرشيوهاي مختلف دنيا مبادلات فيلمي دارد: اين فيلم ها را اكثرا از آرشيو هاي مختلف مي گيريم كه اصلي ترين شان سينما تك پاريس است. خيلي از فيلم ها را نمي توانيم بخريم، چون مشكل نمايش دارند، ولي در عين حال تعدادي از آن ها را هم به خاطر ارزش فيلم خانه اي شان مي خريم، مثلا خيلي از كارهاي ژان لوك گدار را به همين دليل خريده ايم. البته نسخه اصلي فيلم هايي هم كه توسط بنياد فارابي براي نمايش در جشنواره فجر خريداري شده اند نيز به فيلم خانه داده مي شود.
يكي از مسوولان فيلم خانه معتقد است هنوز فيلمي كه بايد نمايش داده شود، نمايش داده نشده: خيلي دل مان مي خواهد آثار هيچكاك و جان فورد را مرور كنيم، همه فيلم خانه هاي بزرگ افتخارشان اين است كه اين آثار را مرور كرده اند، خيلي هم تلاش كرديم. كسي نمي تواند بگويد كه يك فيلم 35 از هيچكاك دارد و ما ازش قيمت نپرسيده باشيم. براي همين از نظر من فيلمي كه بايد نشان بدهيم هنوز نشان داده نشده. او ادامه مي دهد: با وجود نمايش چند تا از فيلم هاي هيچكاك، هنوز نتوانسته ايم مثلا سرگيجه را نشان بدهيم، چون نسخه 35 آن را گير نياورده ايم. چند سال پيش اسكورسيزي يك نسخه سرگيجه را نمايش داد كه از حيث رنگ و نور حيرت آور بود، ما دنبال نسخه 35 آن هم رفتيم، ولي نيست... اول انقلاب هم يك نفر در ايران يك نسخه 35 آن را داشت كه پرويز دوايي آن را ديده بود. آن آقا از ايران رفته و اموالش هم معلوم نيست كجاست. ما شش ماه با تلفن و نامه و... قضيه را دنبال كرديم، ولي نتيجه اي نداشت.
مرسوم است كه فيلم خانه ها DVD يا كلا قطع ويديويي را جزو موجودي خود حساب نمي كنند و حتي اگر صدها نوار ويديو از كم ياب ترين فيلم ها را هم داشته باشند، آن ها را در شمار تعداد فيلم هاي آرشيوي به حساب نمي آورند. فيلم خانه ملي ايران از هر فيلم يك كپي نمايش و يك كپي نگه داري دارد: فيلم هاي قديمي ترمان را هم كه حساس ترند، به خاطر خشك بودن شان فقط يك بار براي اعضايمان نمايش مي دهيم تا از بين نروند، چون كپي كشيدن از رويشان هم مقرون به صرفه نيست.
فيلم خانه ملي ايران فعاليتش را از دهه 30 شروع كرده و همچنان به كار خود ادامه مي دهد، فيلم هاي عجيب و غريب زيادي هم تا حالا نشان داده. شايد مجمع خوره هاي فيلم براي جلسات نمايش فيلم خانه نامي برازنده باشد؛ جمع كوچكي كه دوست دارند هنر سينما تا سال هاي سال به حياتش ادامه دهد. امروز آرزوي كاركنان فيلم خانه - كه بعضي هايشان جزو همان مجمع به حساب مي آيند - يك چيز بيشتر نيست: راستش يكي از اصلي ترين كارهايي كه ما آرزويش را داريم، اجراي طرح ديجيتالي كردن كار فيلم خانه است. الان اين سيستم توي دنيا دارد استفاده مي شود. در واقع در اين سيستم، فيلم داراي چرخه اي است كه در آن نسخه 35 فيلم، تعمير و مرمت اوليه مي شود. بعد به صورت ويديو درمي آيد. بعد اين فيلم ويديو - مثل همان سرگيجه - اصلاح رنگ و اصلاح نور مي شود و بعد، از آن نسخه ديجيتال، يك نسخه 35 تهيه مي كنند. اين، به قول لات ها، آخر فعاليت همه فيلم خانه هاي معتبر است، ولي اين كارها آن قدر پرهزينه است كه ما هنوز نتوانسته ايم موفق به انجامش بشويم. حداقل 5 سال است كه داريم براي اين قضيه تلاش مي كنيم و ان شاءالله بتوانيم موفق شويم چون اين كار غيرممكن نيست و ما حتما مي توانيم به نتيجه برسيم. اين آرزوي ماست.
|