- هفته نامه فرهنگي - اجتماعي -جوانان‎/شماره بيست و سه - شنبه ۲۸ خرداد ۱۳۸۴ - - Jun 18, 2005
docharkhe
به آلمان كانال بزنيد
009360.jpg
اگر تا حالا يك بار در سبزي فروشي محل با يكي از مديران ورزشي يا مسوولان فوتبال سلام و عليك كرده ايد، اگر فك و فاميلي داريد كه در بانك نزديكي فدراسيون كار مي كند، اگر بچه محل يكي از فدراسيوني ها يا تربيت بدني چي ها هستيد يا اگر هر جوري فكر مي كنيد، مي توانيد كانالي به آن بالا بزنيد؛ بجنبيد! مژده، مژده! فدراسيون فوتبال اعلام كرده كه مي خواهد 200 نفر را به عنوان تماشاچي همراه تيم ملي به آلمان ببرد. به هر حال 8 ميليون دلاري را كه از فيفا گرفته اند، يك جوري بايد خرج كنند ديگر. اين طوري، هم تيم تشويق مي شود، هم دل دوستان را به دست مي آورند، هم خودشان را خيلي مهربان نشان مي دهند. از اين 200 نفر، مطمئنا 100، تا 150 نفر بوقچي خواهند بود، احتمالا اعضاي فدراسيون فوتبال به همراه خانواده و آشنايان دور و نزديك هم حق تقدم خواهند داشت. هر كس تا حالا يك خسته نباشيد به حاجي گفته باشد، قدمش روي تخم چشم ما. 100 تا مدير در سطح كشور هستند كه بالاخره سلام و عليكي و حق آب و گل دارند. تعداد زيادي سفارشي هاي سازمان تربيت بدني و كميته ملي المپيك هم خواهند بود، اما شما اميدتان را از دست ندهيد. اگر فكر مي كنيد مي توانيد يكي از آن 200 آدم خوش بخت باشيد، از همين حالا لاب بزنيد و مخ زني را شروع كنيد. خدا را چه ديديد، شايد توي آن جنگل مولا يكهو قرعه به نام شما افتاد و آلمان رفتني شديد. مي دانيد اين جور مسافرت هاي مجاني چه كيفي دارد؟ بجنبيد، بالاخره آدم به اميد زنده است.

يك لنگه كفش براي تمام عمر
009393.jpg
شما اگر در جايي شنيديد كه سرمربي تيم ملي قبول كرده تيمش درپيت بازي مي كند و خداي نكرده ممكن است در بعضي از بازي ها يا بعضي از دقايق يا حتي چند ثانيه كيفيت نداشته باشد، ما اسم مان را عوض مي كنيم. هميشه جوري از تيم ملي حرف مي زند كه انگار ما داريم مثل چلسي بازي مي كنيم، الان هم قهرمان سه دوره جام جهاني شد ه ايم و همه بايد با سيني هاي شربت و ميوه و قرقاول سرخ شده بر روي سر، در فدراسيون فوتبال صف بكشند و از دوستان پذيرايي كنند. مثلا برانكو وقتي از نتيجه گيري اش حرف مي زند، يك قدم از اريكسون و كاپلو پايين نمي آيد. موقع تعريف كردن از علي دايي او را به زلاتان ابراهيموويچ و نيستلروي تشبيه مي  كند و دستيارانش را هم مخ هايي مي داند كه نظيرشان در دنيا پيدا نمي شود (خوب است آقاي فركي و شاهرخي و بقيه غريبه نيستند و همه، خودشان و سابقه شان را مي دانند.)
او در مصاحبه هاي مطبوعاتي اش بس كه آسمان و ريسمان مي بافد و به طرف هاي صحبتش ضد حال مي زند، ديگر كسي رغبت نمي كند با او مصاحبه كند. دريغ از يك حرف خوش حال كننده. بهترين حرفي كه او در روزهاي اخير يعني قبل از سفرش زده اين است كه قرار است دو بازيكن دو مليتي ديگر از بوندسيلگا به تيم ملي دعوت شوند. يعني بازيكناني مثل فريدون زندي.
ظاهرا استفاده از بازيكنان حاضر و آماده ليگ آلمان زير دندان سرمربي تيم ملي مزه كرده و هيچ بدش نمي آيد طي يكي دو سال آينده تيم ملي را كمپلت با يك مشت بازيكن ايراني الاصل كه در ليگ هاي اروپايي بازي مي كنند عوض كند. فقط آدم حرصش مي گيرد كه اگر علي دايي و كاملي و ستار زارع و بقيه توليدات داخلي اين قدر كه برانكو مي گويد شاهكارند، براي چي ما بايد برويم دسته دوم خارجي ها را بياوريم.

رويداد هفته
009399.jpg
شرط بندي سر ديپورت كريمي
بارون مي آد شرشر

وقتي وحيد هاشميان به بايرن رفت، اوضاع خيلي بهتر بود. همه خيلي اميدوار بودند. بالاخره وحيد گل زن سوم بوندسليگا بود و همه مطمئن بودند كه اگر در بايرن نفر اول هم نشود، مي تواند در كنار ماكاي نقشي پيدا كند، اما با همه اين دل خوشي ها هاشميان در بايرن هيچي نشد و دست آخر بعد از يك فصل اعصاب خردكن، به هانوفر رفت.
حالا وقتي وضع هاشميان اين جوري شده، فكرش را بكنيد كه كار علي كريمي در بايرن چي مي شود. از همان روز اول قراردادش با بايرن غرغرها شروع شد. داخلي ها مي گفتند اشتباه كرده رفته مونيخ و آن جا سوسك مي شود. آلماني ها هم چيزهايي توي همين مايه مي نوشتند. مي گفتند بايرن، كريمي را به خاطر مسايل تجاري خريده و او به درد اين تيم نمي خورد، اما آب پاكي را سردبير كيكر روي دست همه ريخت. او در مصاحبه اي كه با يكي از خبرگزاري هاي ايراني كرده، گفته كريمي تنبل است و هيچ جوري نمي تواند در بايرن موفق شود. سردبير كيكر شرط بندي كرده كه علي كريمي حتي برف زمستان را هم در مونيخ نمي بيند و قبل از آن برگشت مي خورد. حالا ديگر به خود جادوگر بستگي دارد. مي تواند با شركت در تمرينات سخت و به كار گرفتن نبوغش به آلماني  ها ثابت كند كه در باقالي ها به سر مي برند، يا اين كه نه، مي تواند آن قدر به اين دريبل زدن ها ي الكي اش ادامه بدهد تا طرفداران بايرن دسته دسته از دستش خودكشي كنند.
009369.jpg
درخواست نشان لياقت از دولت 
عاليجناب محمد دادكان!

آقا تيم ملي رفته جام جهاني، دست شان درد نكند. خسته نباشند، خدا پشت و پناه شان باشد و كلي عزت و احترام و تشكرات فائقه ديگر، اما بعضي ها جوگير شده اند، فكر مي كنند حالا ديگر حضرت فيل هم نمي تواند ازشان انتقاد كند و سوپرمن هستند و شاخ غولي كه شكسته اند در تمام طول تاريخ شكسته نشده، حتي به دست هركول و رستم. تيم ملي به جام جهاني رفته و مسوولان فوتبال ايران طوري هوا برشان داشته كه وقتي از 50 كيلومتري فدراسيون هم رد مي شوي، كارمندان عزيز شهرداري كه مشغول تميز كردن آن اطراف هستند جواب سلام آدم را نمي دهند. حالا چه برسد به كارمندان دفتري و لشكري و كشوري. اولا الان 10 روز تمام است كه روزي 4 بار در فدراسيون جشن مي گيرند و دامبول و ديمبول يك لحظه قطع نمي شود، ثانيا تا كسي مي خواهد حرف بزند مي گويند هيس، ما تيم ملي را به جام جهاني برده ايم! آخرين كارت تبريكي كه براي خودشان فرستاده اند اين است كه هيات رييسه فدراسيون فوتبال نشسته اند و تصميم گرفته اند از هيات دولت بخواهند به رييس فدراسيون نشان لياقت ملي اعطا كند. فقط نمي دانيم بعد از گرفتن نشان به آقاي رييس بايد سر بگوييم يا دوك يا شواليه!
009384.jpg
متلك ها را نشنيده بگيريد
هُله هُله، فولاد شامپيون 

فولادي ها تقصير خودشان بود. اگر بازي با استقلال اهواز را آن طور بودار نمي كردند كه همه درباره تباني حرف بزنند، حالا بعد از قهرماني شان بعضي ها متلك نمي گفتند و براي فولاد تريپ نمي گذاشتند. فولاد در اوج اقتدار و با قدرت تمام قهرمان شده و در رشت جشن پيروزي گرفته، آن وقت چندصد كيلومتر اين طرف تر اميرخان قلعه نويي، سرمربي استقلال، جوري حرف مي زند كه انگار تيمش رئال مادريد است و فولاد ساراگوسا و سر رئال را بريده  اند تا ساراگوسا قهرمان شود! اما از نظر ما همه اين ها حرف است، حتي اگر قلعه نويي بگويد: به همه آن ها كه مي خواستند فولاد قهرمان شود تبريك مي گويم و بعد لبخند معني دار بزند هم چيزي از ارزش كار اهوازي ها كم نمي شود. تيم چند تا ملي پوش دارد. 5 سال است كه دارد كار مي كند و پله پله بالا مي آيد. بازيكن پرورش مي دهد. پاي مربي   هاي خارجي اش مي ايستد. يك مبعلي دارد كه حتي اگر برانكو برايش تره خرد نكند، هر بازي مي تواند يك گل ديويد بكامي بزند. يعني چي كه بعضي ها مي خواستند فولاد قهرمان شود؟ بايد تبريك گفت و به جرياني كه فولاد در فوتبال ايران به وجود آورده احترام گذاشت. بقيه هم با متلك هايشان خوش باشند.
009390.jpg
بحريني ها بازهم شكايت مي كنند
دست از سرم بردار

بحريني ها هم براي ما دردسري شده اند. از همان زماني كه اين جزيره جزو ايران بود و بعد جدا شد تا همين امروز، ما يك روز خوش با بحريني ها نداشته ايم. آخرين خاطره تلخ ما از روبه رويي با بحريني ها، بازي با تيم فوتبال اين كشور در دوره قبلي جام جهاني است. جايي كه اگر ما بحريني ها را مي زديم از گروه صعود مي كرديم و به كره و ژاپن 2002 مي رسيديم، اما آن ها تيم بلاژويچ را شكست دادند. البته اگر كار به همين جا ختم مي شد، ما فقط از دست آن ها ناراحت مي شديم، اما اين كه بحريني ها در آخر بازي با پرچم عربستان رقصيدند و دور شادي زدند، ديگر قابل تحمل نبود. آن ها خودشان هم حذف شده بودند، اما خوش حال بودند كه توانسته اند به جاي ايران، عربستان را بالا بفرستند.
ما همان جا در منامه قات زديم و ديگر هيچ وقت نتوانستيم آن ها را ببخشيم. البته بحريني ها كه در نوع خود مي توانند ضد ايراني ترين اقوام جهان به حساب بيايند، دو دسته اند؛ عرب ها و فارس ها كه البته تقريبا همه فارسي بلدند و براي صحبت كردن مشكلي ندارند. در اين بين فارس ها خودشان به شدت طرفدار ايران هستند و دسته ديگر..
ما در جام ملت هاي 2004 در چين هم همين مشكل را با بحريني ها پيدا كرديم و آن جا هم حرف  هايي كه آن ها به زبان فارسي مي  زدند و رفتن روي اعصاب بازيكنان ما باعث اخراج مهدي مهدوي كيا شد. همان دفاع چپ بحريني ها در تهران هم چيزي نمانده بود كار دست ما بدهد كه به خير گذشت، اما شر درست كردن بحريني ها به بازي و سوت پايان آن خلاصه نمي شد. آن ها بعد از بازي هم با تماشاگران و ديگر حاضران در استاديوم كلي درگيري داشتند و سر همين قضيه هم كار را به شكايت كشانده  اند. البته اگر انصاف داشته باشيم، بايد بگوييم آن بلبشويي كه پس از برد ايران در مقابل بحرين به پا شد و آن جمعيت مهارناپذيري كه به زمين فوتبال ريخت تا تصويري عصر حجري به وجود بياورد بهانه خوبي براي بحريني هاست تا بگويند كتك خورده اند و ضرب و شتم شده اند و خيلي مظلوم بوده اند. آن ها مي گويند بعد از تمام شدن مسابقه، 90 دقيقه در ورزشگاه حبس شده اند و نتوانسته اند خارج شوند و همه اين ها را پرونده كرده اند تا به فيفا شكايت كنند. بايد باز هم نذر و نياز كنيم كه كار بيخ پيدا نكند. لعنتي ها يك بار ما را از جام جهاني انداخته اند، خدا كند دوباره يك ماجراي ديگر درست نكنند.
009348.jpg
دولت به تيم ملي هديه مي دهد
ديدي چطور شد، پرشيا؟

هنوز يادمان نرفته. چه روزهايي بود. بعد از المپيك سيدني، وقتي جشني برگزار شد و قرار شد از قهرمانان المپيك و كساني كه مدال گرفته اند تقدير شود، اعلام كردند كه به هر كدام از قهرمانان، يك دستگاه پرايد اهدا خواهد شد. در آن مراسم، جواد خياباني مجري بود و ظاهرا چون هماهنگ شده بود كه به آقاي مجري هم به خاطر خوب بودن! جايزه اي در سطح قهرمانان داده شود، تيكه آمد و گفت اين حسين رضازاده كه در پرايد جا نمي گيرد، اقلا ماشين بزرگ تري به اش بدهيد. كميته ملي المپيك و سازمان ورزش هم كه روسايش در تمام ادوار تاريخ خجالتي بوده اند، توي رو دربايستي  گير كردند و گفتند: خب! به جاي پرايد سمند مي دهيم.
اما با گذشت زمان، به نظر مي رسد كه سمند هم ديگر بي كلاس شده و هيچ كس حاضر نيست توي آن بنشيند. حتي اگر براي رفتن به سر تمرين باشد.
بعد از صعود تيم ملي به جام جهاني، اعلام شد هيات دولت يكي يك دستگاه سمند به ملي پوشان فوتبال مي دهد، اما بلافاصله تصحيح شد و گفتند با رايزني هاي آقاي رييس موافقت شده به جاي سمند زانتيا به بازيكنان بدهند. بعد هم زانتيا شد پرشيا. مبارك شان باشد. ملت هم كه فعلا داغند و هرچه بيشتر بدهند بهتر.
009354.jpg
مهدي هر روز سوژه است 
روزهاي روشن  كيا

كيا اين روزها همه جوره توي بورس بود. چه در ايران، چه در آلمان، چه در برنامه نود ، چه در زمين فوتبال و چه در جاهاي ديگر. بچه مثبت تيم ملي كه معمولا عادت ندارد با كسي دست به يقه شود، درست در روز صعود به جام جهاني و در آخرين لحظه ها مي خواست حماسه را خراب كند، اما وحيد هاشميان و بقيه بروبچه ها با من بميرم و تو بميري از او خواستند كوتاه بيايد و درگيري با بازيكن فحاش بحريني را بي خيال شود.
اما كيا بعد از رفتن به رختكن هم همچنان سوژه بود و يحيي گل محمدي و ديگر دوستان، كفش هاي او را كه كلي قيمتش بود آتش زدند و از رويش پريدند تا مثلا جشن چهارشنبه سوري بگيرند. (آن ها كه مثل من و شما سوادشان نمي رسد تا بدانند چهارشنبه سوري را سه شنبه  شب ها مي گيرند نه چهارشنبه شب ها!) اما كاش ماجراي مهدي به همين جا خاتمه پيدا مي كرد. اول هفته خبر رسيد كه مديران باشگاه هامبورگ حسابي از دست طرفدارهاي مهدي شاكي اند. ظاهرا جوگيرها توانسته اند از فايروال هاي سايت هامبورگ رد شوند و نتيجه نظرسنجي محبوب ترين بازيكن باشگاه را جوري دستكاري كنند كه در عرض چند ثانيه آراي مهدي از تعداد كل كساني كه در نظرسنجي شركت كرده اند هم بيشتر شود. واقعا دست شان درد نكند! يادتان هست گفته بوديم داريم در كليك كردن قهرمان دنيا مي شويم، حالا با نبوغي كه دوستان نشان مي دهند ديگر نيازي به كليك كردن هم نيست. جيك ثانيه آمار را در هر رشته اي كه بخواهيم بالا پايين مي كنيم.

نصرتي، نكونام و.. در تيم دانشجويان 
بابا بچه درسخون 

بعضي از مديرهاي مملكت در آن واحد شصت تا مسووليت دارند و خدا مي داند چطوري از پس همه اين كارهايشان برمي آيند. خدا خيرشان بدهد. بالاخره لياقت و شايستگي و توانايي و هزار خاصيت ديگر دارند و در حالي كه ميليون ها آدم بيكار دارند توي خيابان ها وول مي زنند، مي توانند يك نفري، شصت تا هندوانه را بردارند و البته حقوق هاي كلان آن را هم بريزند توي حساب هاي بانكي شان و مثل بنز حالش را بكنند. اما اگر تا حالا اين قضيه فقط به مديرها خلاصه مي شد، چند وقتي است كه اگر يك نفر پيدا شود دو ريال بازي بلد باشد، بايد در 10 تا تيم بازي كند. همان طور كه محرم نويدكيا زماني، هم در تيم المپيك، هم در تيم ملي بزرگ سالان، هم در تيم سپاهان و هم در۷ 6 تا تيم ديگر بازي مي كرد، حالا هم چند تا از بازيكنان تيم ملي را دعوت كرده اند تا در تيم دانشجويان هم به اردو بروند و بازي كنند. نكونام، نصرتي، رسول خطيبي و.. بازيكناني هستند كه درست در هير و وير اردوي جام جهاني و تمرينات باشگاهي بايد به عنوان دانشجو هم به ميدان بروند. حالا حتي اگر بخواهند استراحت كنند هم وقتي ندارند و براي ثابت كردن اين كه واقعا دانشجو هستند بايد بيايند اردو.. طفلكي  ها. آدم دلش مي سوزد. اين ها وقت درس خواندن هم ندارند، آخر چطور انتظار داريد براي تيم دانشجويان فوتبال بازي كنند؟
009396.jpg
صدام ناراحت است 
اظهارنظري از مادر عروس 

واقعا بايد جايزه جهاني پررويي را به صدام حسين بدهند. او كه بيشتر از 2 سال است در زندان به سر مي برد و هر چند وقت  يك بار با چاپ عكس هايش در حال لباس شستن دوباره ياد مردم مي آيد، همچنان حرف هاي عجيب مي زند و نشان مي دهد كه حتي تا آخرين لحظه زندگي هم نمي خواهد دست از اين افكار ماليخوليايي اش بردارد.صدام كه پس از كري خواندن براي امريكا و پس از چند هفته مقاومت و ادعاي اين كه دارد تمام دنيا را شكست مي دهد بالاخره از بغداد فرار كرد و رفت و آخر سر از توي يك انباري بيرونش كشيدند، در زندان هم دست بردار نيست. او بعد از اين كه شنيد ايران و عربستان به جام جهاني صعود كرده اند كله اش را به صورت آونگ چند بار به اين طرف و آن طرف تكان داد و نچ نچ كرد كه يعني خيلي بد شد. بعدش هم گفت: بچه ام عدي اگر زنده بود عراق مي رفت جام جهاني و اين ها نمي توانستند بروند. حالا نه اين كه در زمان حيات عدي، عراق هر دوره قهرمان جام جهاني مي شد، حالا صدام زرافه اش ياد اندونزي كرده و مي گويد اگر من بودم ما مي رفتيم جام جهاني. واقعا كه .. البته ما چون اصولا با اعدام مخالفيم حتي دلمان نمي خواهد صدام را هم اعدام كنند، اما اگر به او دست رسي داشتيم جواب خوبي به او مي داديم. مرد حسابي مملكت را به خاك فنا داده اي خجالت نمي كشي!

فهرست
نامه به سردبير
فهرست
سينما تلويزيون
يك روزمعمولي همراه پن !
جايزه تلويزيوني در يك جشن سينمايي
رويداد هفته
تلويزيون
قصه آدم هايي كه چمدان شان را بسته اند
صورتي رنگ عشقه!
گوي طلايي تمشك طلايي
ورزشي
به آلمان كانال بزنيد
يك لنگه كفش براي تمام عمر
رويداد هفته
اجتماعي
بخشي از نامه امام علي(ع) به مالك اشتر
زندگي
هري پاترو شاهزاده دو رگه ماه آينده مي آيد
آقاي واترگيت اعتراف كرد
رويداد هفته
پديده جهاني
دستيار ديجيتال؛ در خدمت شما
روزها
چهره اي برتافته  از حقيقت و باد
موضوع: مصطفي چمران ساوه اي 
رويدادها
جهان كوچك
نه ، به شيوه فرانسوي 
اتوبوس جهنمي 
|  فهرست  |  سينما تلويزيون  |  تلويزيون  |  ورزشي  |  اجتماعي  |  زندگي  |  پديده جهاني  |  روزها  |
|  جهان كوچك  |  شناسنامه  |  مهمان هفته  |  راهنما  |  سبك زندگي  |  گفت و گو  |  گزارش  |  موفقيت  |
|   نيم رخ ، تمام رخ  |  يادداشت  |  موضوع ويژه  |  گالري  |
|   صفحه اول   |   آرشيو   |   چاپ صفحه   |