- هفته نامه فرهنگي - اجتماعي -جوانان‎/شماره بيست و سه - شنبه ۲۸ خرداد ۱۳۸۴ - - Jun 18, 2005
docharkhe
براي پول بود مي رفتيم ستاد فلاني!
انتخابات رفت و ستادها برچيده شدند، ولي خواندن اين گزارش از سرك كشيدن هاي ما به ستادهاي مختلف خالي از لطف نيست 
009225.jpg
عكس ها: جواد منتظري 
نيروهايي كه اين  جا هستند همه افتخاري اند. چون سابقه  درخشاني دارند، دعوت شده اند. هيچ كدام دنبال ماديات نيستند. هدف اين گروه اين است كه سير اصلاحات اين جا متوقف نشده و ادامه پيدا كند
عيسي محمدي 
واكمن من، يه مدل از واكمن شما جديدتره. خودش به طور اتوماتيك با صدا شروع به ضبط مي كنه.
از شانس بد ما، خبرنگار است. پوريا جعفري، بيست و سه ساله است و معاونت تبليغات و مطبوعات ستاد [..] واقع در پاساژ نادر، تقاطع حافظ جمهوري را برعهده دارد.
همان اول به ما گفتند كه كار موقت است. مثل بعضي ديگر از ستادهاي تبليغاتي، وعده هاي مالي ندادند. صريحا گفتند كه اگر حركت تان خودجوش و براي رضاي خداست، مي توانيد اين جا كار كنيد. كانديداي موردنظر پوريا، مورد حمايت 60 حزب و گروه است كه يازده ماه پيش دست به دست هم دادند، 9 ماه پيش حمايت آن ها از كانديداي موردنظر اعلام شد و پنج ماه پيش هم از او براي شركت در انتخابات دعوت كردند.
وقتي از انگيزه شخصي پوريا مي پرسيم از علاقه اش به پايداري احزاب مي گويد، از اين كه هيچ فرد ديگري غير از كانديداي موردنظر او قادر به حفظ دستاوردهاي هسته اي نيست. به اجحافي كه در اين سال ها در حق كارگران شده، اشاره مي كند و اين آخري را به استناد حرف هايي كه از چندين و چند كارگر در مراسم روز كارگر شنيده، مي گويد.
صحبت را به انگيزه هاي مالي مي كشانيم، همان چيزي كه خيلي دوست داريم از جزيياتش باخبر شويم.
به نظر من هر چقدر انگيزه هاي مالي پايين تر بيايد، كار خالص تر مي شود. اين افرادي كه اين جا مي بينيد، براي خدمت آمده اند و اعتقاد دارند كه بايد اين كانديدا سركار بيايد. اين جا، همه، از رييس تا پايين ترين رتبه، خالصانه  كار مي كنند. هيچ قول مالي اي به ما نداده اند. كساني بودند كه چشم داشت مالي داشتند، ولي 50 درصدشان همان اول برگشت خوردند و رفتند ستادهاي ديگر، چون كه برايشان فرقي نمي كرد. اصرار بيشتري مي كنيم، تا جزييات بيشتري دستگيرمان شود. من! به خدا هيچي. ما فقط پشتيباني مي  شويم، از همان اول طي كرده اند كه اين جا نه كار هست، نه سابقه  كاري، فقط به قصد خدمت بياييد.

نيروهايي كه اين  جا هستند همه افتخاري اند. چون سابقه  درخشاني دارند، دعوت شده اند. هيچ كدام دنبال ماديات نيستند. هدف اين گروه اين است كه سير اصلاحات، اين جا متوقف نشده و ادامه پيدا كند. در راستاي اين هدف همه كاري مي كنيم و همه جوره مايه مي گذاريم. از مسوول كميته جوانان ستاد [..]، مي خواهيم كه براي مصاحبه، يك نفر را معرفي كند. سيدجلال احتشامي را صدا مي زند، اما مابين حرف هاي نصفه و نيمه او، اين حرف ها را مي زند. آن ها در حالي كه فعاليت هاي ستادي خود را انجام مي دهند، به كارهاي روزمره شان هم مي رسند. مسوول كميته كه تاجر هم هست، كارش را همان جا انجام مي دهد.
از ميزان موفقيت كانديدايشان مي پرسيم: نظر شخصي من اين است كه نظامي ها به درد اين كار نمي خورند، [..] هم كه كارنامه اش را پس داده است، [..] هم كه مدير مياني است و به درد اين كار نمي خورد. [..] هم كه زمان خودش، سازمانش را به زور اداره كرد. انتخابات هم به دور دوم كشيده مي شود، ولي نمي توانم بگويم چه كسي راي مي آورد. اين را احتشامي مي گويد.
و مي رسيم به يك سوال مهم: براي خودمان انتظاري نداريم. وقتي من اين  جا هستم و پولي نمي گيرم، بعدش هم دنبال پول نيستم و انتظاري ندارم، بچه هايي كه دعوت  كرده ام جاي خود دارند.
من هم همين طور. اگر مي خواستيم به خاطر پول كار كنيم، مي رفتيم ستاد[..]. اين ها را رييس كميته و احتشامي مي گويند.

روي موكت نشسته و شمرده شمرده و واضح حرف مي زند. شايد اين ويژگي، ميراث شغل معلمي او باشد. حالا كه سال تحصيلي تمام شده، تمام وقتش را صرف فعاليت ستادي مي كند. تقريبا بيست و چهار ساعته اين جا هستم. ادبيات او، ادبيات ديگري است. اين جا، كميته دانشجويي ستاد [..] است و حجت الله جديد الاسلامي از آرمان هاي انقلاب و امام مي گويد، و از تحقق دولت اسلامي. دولتي كه بچه هاي دانشجو، به زعم او، بارقه هايش را در كانديداي موردنظر او ديده اند: اين طوري نبوده كه يك حزب يا يك گروه سياسي خاصي، بخواهند او را براي منافع سياسي شان يا تبادل اريكه قدرت و جابه جايي قدرت جلو بياورند و بعد سودش را ببرند. از اميدي كه به پيروزي كانديداي موردنظرش دارد، مي پرسيم. اولش با لحن سوالي جالبي مي گويد: اميد كه با پيش بيني فرق داره، نه؟ بعدش يك جمله پيچيده عجيب مي گويد و آخرش، مي فهميم كه بالاي نود درصد را مدنظر دارد.
آدم مي تواند خودش را براي آرمان ها خرج كند. آدم همه چيز را براي خودش مي خواهد و خودش را براي آرمان ها. اين دو جمله، بخشي از ادبيات ديگر حجت الله است. و باز هم به خوان مباحث مالي و مادي مي رسيم: ما وقتي كه مي خواستيم بياييم اين جا، آن هايي كه پول نداشتند پول قرض كردند و آمدند و ماندند. هر كس هم كه نداشته باشد سعي مي كنيم كمكش كنيم. از ماديات بالاتر چيزهايي هم هست. در ستادهاي مركزي، بعضي ها كه ثابت مي مانند حالا به عنوان نگهبان يا .. يك حقوقي برايشان در نظر گرفته اند كه چون زن و بچه دارند به آن ها سخت نگذرد، ولي اين طور نيست كه خيلي هم قابل توجه باشد. البته بعضي ها، نه همه. اين جا كسي اجير نشده است. ديگران روي اعتقادشان آمده اند و بقيه بر حسب وظيفه اي كه در قبال وقت و خانواده آن ها دارند، اين كار را مي كنند.

اين  جا ستاد [..] است. ياشار افتاده ، بيست و چهار ساله هم از بد حادثه، خبرنگار است. خبرنگار حوزه آي تي. فعاليتش را از بيست و هفتم فروردين شروع كرده است. با اين كه خبرنگار است، ولي چندان كوتاه سخن نمي گويد. جواب هايش بلند و سرشار از جزييات و مصداق هاست.
سال گذشته كارمندانش را در سراسر كشور مجبور كرد كه كامپيوتر ياد بگيرند. دستور صادر شد كه از اين تاريخ به بعد كسي حق ندارد حتي در سازمان هاي كوچك تابعه از كاغذ و قلم استفاده كند. بايد از كامپيوتر استفاده شود. تنها جايي كه توانست عملا حركت در جهت دولت الكترونيك را ثابت كند، همان جا بود. شما به اين ادارات مراجعه كنيد [اسم مي برد]. كارآيي در اين ها خيلي بالا رفته است.
و اما بحث شيرين مالي و مادي قضيه، و جوابي كه ياشار مي دهد: در قسمت هايي از كار اين  جا بايد از نيروهاي متخصص استفاده شود و يك مقداري بابت اين هزينه مي كنيم. روحيه ما ايراني ها اين طوري است. اگر بخواهيم مجاني براي كسي كار كنيم احساس مسووليت چنداني نمي كنيم. مثلا در بحث تحليل اخبار، ما حتي اعتقادمان بر استفاده از نيروهاي مخالف بوده و هزينه كردن در اين زمينه هم مساله اي ندارد. ولي من و چند تا از بچه هايي كه مي بيني روي انگيزه هاي عقيدتي آمده  ايم. من اگر يكي، دو ماه درآمدي نداشته باشم مشكلي برايم پيش نمي آيد. نيازي به بعد مالي قضيه هم ندارم. اگر قرار باشد در پايان كار، پاداشي هم بدهند، نخواهم گرفت.

اين ها چند تصوير از قطعات مختلف پازلي بود كه در كنار هم، تبليغات نهمين دوره انتخابات رياست جمهوري را ساختند. نتيجه گيري گزارش با خود شما، فقط من اين جا تاكيد مي كنم كه اگر كسي بخواهد براي اين گزارش من حق التحرير بدهد، من به هيچ وجه قبول نمي كنم!

از نگاه رسمي، هيچ كس پول نمي گيرد، همه براي اعتقاد كار مي كنند و با انگيزه شخصي آمده اند، اما نگاه غيررسمي، چيزهاي ديگري مي گويد. اين ها ارقامي است كه با جست وجو از چند مقام مطلع به دست آورده ايم كه البته نمي خواستند نامشان فاش شود!
هزينه هاي پانصد هزار توماني براي اجاره مغازه هايي در گوشه هايي پرت 
دستمزدهاي پانصد هزار توماني براي خبرنگاران، در قبال يك ماه كار
هزينه هاي صد و بيست ميليوني براي برگزاري فستيوال ها و جشن هاي مردم پسند
هزينه هاي چند صد ميليوني بابت حق الزحمه رييس ستاد
هزينه هاي هجده ميلياردي براي هر استان 
هزينه هاي ميليوني بابت خريد اعضاي يك ستاد ديگر
هزينه هاي صدها هزار توماني بابت چاپ نشدن مطالب عليه كانديداها
و ..

نكته هاي كنكوري درباره ستادهاي انتخاباتي
پول؟ زبانت را گاز بگير!
در اغلب ستادها اصلا نبايد از سمت يا نوع فعاليت ديگران چيزي پرسيد: آقا! سرت به كار خودت باشد.. فضولي موقوف.
پول هم از سوالات نپرس ستادهاست. يعني كسي درباره آن با صداي بلند صحبت نمي كند. اگر در ستاد جا افتاديد و يك كار مشخص بالاخره به شما سپرده شد (مثل تنظيم خبر، كمك به انتشار مجله، تحليل گفته هاي رقيبان، يا ..) مي توانيد منتظر تقديرهاي نقدي بعدي هم باشيد.
جز 2 سوال ذكر شده، بقيه سوال ها كاملا مجاز و فضا آزاد آزاد است.
فضاي متفاوت ستادهاي تبليغاتي هم جالب است. در برخي ستادها نوع روابط بين فردي به شدت صميمي است و در برخي ديگر كاملا خشك و رسمي و با رعايت دقيق سلسله مراتب.
نوع حرف زدن مسوولان هر ستاد هم متفاوت است: يكي وضعيت را بحراني (براي كانديداي خود) نشان مي دهد و يكي در كمال آرامش، خود را پيروز ميدان مي بيند. البته بايد ديد مردم كدام  روش را مي پسندند.
اگر جوان باشيد (كه حتما هستيد) خريداران شما در هر ستاد زياد مي شود. اما اگر جوان دانشجو از نوع فعال و اكتيو باشيد يا دانشجوي برخي دانشگاه هاي خاص، خريداران شما چندين و چند برابر مي شود!
خيلي از رفقا سعي مي كنند از هم مخفي بمانند و كسي از كانديداي محبوب شان آگاه نشود، ولي ناگهان در ستاد تبليغاتي كانديداي محبوب همديگر را مي بينند و غافل گيري از نوع 2 طرفه رخ مي دهد.
  در ستادها، بچه هاي پرشر و شور و با حالي پيدا مي كنيد كه توي كوچه و خيابان و حتي شب ها هم پاي كارند. اين بچه ها به شدت به درد مي خورند: براي دوستي هاي بعدي، كارهاي بعدي، فعاليت هاي بعدي و ..

پاي صحبت هاي يك جوان فرصت طلب
جاسوس 6 جانبه!
محمد شعري 
انتخابات، مثل سفره اي مي  ماند كه پهن شده، بقيه اش دست خودت كه چند لقمه و چه جوري برداشت كني!
اين حرف دوستم شاهين است كه در ستادهاي انتخاباتي 6 نامزد متفاوت فعاليت كرده است. او اين يكي دو ماه را فرصت خوبي براي تجربه برخي رابطه ها مي داند: خيلي آدم ها را شناختم، زياد! برخي شايعه ها را هم كه در اين روزها شديدا روي بورس بود، با گوش خودم مي شنيدم يا از درستي اش سوال مي  كردم. بالاخره رابطه داشتن با 6 ستاد متفاوت، واقعا جذاب است!
البته جاسوس 6 جانبه بودن (اسمي كه شاهين روي خودش مي گذارد) مي تواند خيلي هم بد نباشد: نه كه فرصت طلبي يا جاه طلبي باشد. كلا فرصت خوبي بود. روزهاي بانشاطي بود و باعث شد شناختم نسبت به خيلي ها بيشتر شود.
اما مگر 2 ماه، چند روز يا چند ساعت است كه بشود آن را بين اين همه ستاد تقسيم كرد؟ شاهين مي گويد: هر چند فرصت براي حضور در ستادها كم بود، ولي تقريبا در همين فرصت كم هم خيلي نكته ها مي شد ياد گرفت. مثلا اين كه بعضي ستادها اگر تبليغات نمي كردند سنگين تر بودند. يا اين كه بعضي ها اگر فقط با رسانه ها ارتباط برقرار مي كردند كافي بود. نوع اعتنا به مخاطب و جذب آن ها هم در هر كدامشان متفاوت بود. بعضي ها اول كار آن قدر تحويل مي گرفتند كه فكر مي كردي حداقل مشاور وزير مي شوي و بعد هيچ، حتي يك زنگ كوچك هم نمي زدند، اما بعضي ديگر از شدت پي گيري، روي اعصابت رژه مي رفتند! همين ها موقع ورود آن قدر چپ چپ نگاه مي كردند و با شك به مراجعه كننده سلام مي گفتند كه طرف كلا منصرف مي شد و بي خيال اين كارها.
از شاهين مي پرسم مي خواهد اين تجربه را در دوره هاي بعدي انتخابات هم تكرار كند يا نه! مي گويد تا 4 سال ديگر (يا دست كم 2 سال ديگر براي انتخابات مجلس) كي زنده است و كي مرده؟ ولي باز مزه مزه مي كند و مي گويد: ديدن اين فضاهاي متفاوت و لمس كردن آن ها از نزديك به هر حال خيلي مزه مي دهد، ولي هميشه كه نمي شود با يك دست 6 تا هندوانه برداشت،مي شود؟

دانشجوي پرشور و شر روزهاي انقلاب و مشاور
فعلي شهردار تهران از ماجراي انقلا ب فرهنگي مي گويد
در دانشگاه داشتند جنگ راه مي انداختند
009240.jpg
ايمان جليلي 
سيدمجتبي هاشمي، از فعالان انجمن اسلامي دانشجويان در روزهاي پس از پيروزي انقلاب است. او در سال 58 دانشجوي سال چهارم رشته معماري بوده و ماجراي انقلاب فرهنگي و اتفاقاتي را كه در نهايت به تعطيلي دانشگاه ها منجر شد، از نزديك ديده است. هاشمي بعد از  آن به آذربايجان غربي رفت تا پست معاونت سياسي اين استان را به عنوان اولين سمت دولتي خود در 23 سالگي تجربه كند. وي در سال 64 و بعد از بازگشايي مجدد دانشگاه ها مدرك خود را از دانشگاه علم و صنعت گرفت. هاشمي حالا مشاور شهردار تهران است. شنيدن حال و هواي آن روزهاي دانشگاه ها از زبان او خالي از لطف نيست.
جريان انقلاب فرهنگي از كجا شروع شد؟
بعد از انقلاب اسلامي موج تحولات در سازمان ها و نهادهاي مختلف كشور شروع شد، اما به نظر مي رسيد كه اين موج آثار مورد انتظار را در دانشگاه ها به جا نگذاشته است. فقط عده اي از فضاي آزاد به وجود آمده در دانشگاه ها استفاده كردند و دانشگاه به عرصه اي تبديل شد براي استفاده احزابي كه عموما مخالف انقلاب بودند. ضمن اين كه محتواي رسمي دانشگاه ها هم دست نخورده باقي مانده بود. عده اي از استادان مدافع رژيم شاهنشاهي هم هنوز مشغول تدريس بودند. اين وضعيت بايد به گونه اي تغيير مي كرد.
از احزاب مخالف انقلاب گفتيد. حضور آن ها در دانشگاه ها چقدر جدي بود؟
در آن زمان حدود 20 گروه كه هيچ كدام هم اسلامي نبودند، در دانشگاه  دفتر داشتند؛ گروه هايي مثل فداييان خلق، شاخه هاي كمونيستي، و بعضي از جريان هاي انحرافي مثل تشكيلات متعلق به گروهك منافقين. اين گروه حتي انجمني را در مقابل انجمن اسلامي به راه انداخته بود به نام انجمن دانشجويان مسلمان. حضور اين گروه ها، دانشگاه را به مكاني براي مناظره ها و دعواهاي سياسي تبديل كرده بود. حتي كار به جايي رسيد كه بعضي از گروه ها اسلحه  آوردند و آماده شدند تا در دانشگاه جنگ به راه بيندازند.
شما خودتان جزو فعالان انجمن اسلامي دانشجويان بوديد. انجمن اسلامي در انقلاب فرهنگي چه نقشي داشت؟
انجمن اسلامي يكي از اركان اساسي جريان انقلاب فرهنگي بود. با زياد شدن فعاليت گروه هاي ضد انقلاب در دانشگاه ها، نمايندگان انجمن هاي اسلامي دانشجويان به ارزيابي وضعيت پرداخت و در نهايت به اين نتيجه رسيد كه روند موجود در محيط دانشگاه نبايد ادامه پيدا كند. بنابراين، اين گروه تصميم گرفت تا در دانشگاه ها تحولي اساسي به وجود آورد و به اين طريق دانشگاه را به انقلاب و مردم پيوند دهد. در اين ميان دانشگاه علم و صنعت پيش تاز بود.
و بعد انجمن اسلامي چطور جريان را پيش برد؟
ما براي اطمينان از حركت مان در ابتدا با چند تن از شخصيت هاي برجسته آن زمان، از جمله شهيد باهنر، مشورت كرديم. شهيد باهنر معتقد بود كه اصل حركت درست است، اما دولت بني صدر با آن مخالفت مي كند. با اين همه، از آن  جا كه اصل حركت را حركت درستي ارزيابي كرده بودند، ما فعاليت مان را با توجيه دانشجويان شروع كرديم. بعد هم براي اطلاع مردم كم كم شروع كرديم به صادر كردن بيانيه. حتي خود من پيش از خطبه هاي يكي از نمازجمعه هاي تهران يكي از اين بيانيه ها را قرائت كردم.
دولت بني صدر را چكار كرديد؟ مخالفت آن ها به كجا كشيد؟
هم زمان با شروع فعاليت هاي ما در دانشگاه مشهد، به يكي از اعضاي شوراي انقلاب توهين شد. به فاصله چند روز اتفاق مشابهي هم در دانشگاه تبريز افتاد كه خشم مردم را برانگيخت. اين دو اتفاق به اجراي حركت ما كمك كرد و بعضي از دانشگا ه ها تصميم گرفتند كه تحول را شروع كنند.
اولين دانشگاه، علم و صنعت بود و بعد، ظرف يك هفته، بقيه دانشگاه ها هم به جمع ما اضافه شدند. كم كم گروه هاي مردمي به نفع حركت انجمن اسلامي تظاهرات كردند و ماجرا به جرياني مردمي تبديل شد. با مطرح شدن حمايت مردم، ديگر كسي مخالفتي با ما نكرد و در نهايت، گروه ها يكي يكي تسليم شدند و خودشان رضايت دادند تا از دانشگاه بيرون بروند.
از جريان ديدارتان با امام بگوييد. ظاهرا شما سخنران آن ديدار بوديد.
بعد از اين اتفاقات، ما به سمت منزل امام حركت كرديم. امام در سخنراني آن روزشان اين حركت را تاييد كردند و فرمان تشكيل شوراي انقلاب فرهنگي را دادند. بنابراين، قرار شد اين شورا با 7 عضو تشكيل شود و اوضاع دانشگاه ها را سروسامان دهد. سپس اين شورا با تشكيل كميسيون هايي فرعي كوشيد تا براساس نيازهاي كشور و ارزش هاي انقلاب در محتواي دروس دانشگاهي تغييراتي ايجاد كند.
بعد هم دانشگاه ها تعطيل شد..
بله. البته نه به صورت كامل. به دانشجويان سال هاي بالاتر يك سال فرصت داده شد تا درس شان را تمام كنند، ولي كل دانشگاه ها حدود 3 سال تعطيل شدند. برخلاف نظر خيلي ها فكر نمي كنم كه اين زمان، زمان زيادي بوده باشد، چون طي اين مدت، تغييرات بنيادين بايد به شكلي صورت مي گرفت كه پس از شروع مجدد، كاملا حس شود.
به نظر شما اصلي ترين فايده انقلاب فرهنگي چه بود؟
خب، اول از همه اين كه يك سازمان مسووليت پيدا كرد تا مساله فرهنگ دانشگاه ها را تعقيب كند، اما موثرترين چيزي كه در كنار انقلاب فرهنگي به چشم آمد، اين بود كه تعداد زيادي نيرو از دانشجويان آزاد شد و آن ها توانستند در فاصله تعطيلي دانشگاه ها جذب نهادهاي دولتي و انقلابي، از جمله جهاد و سپاه شوند و مسووليت بگيرند؛ و اين مساله، نه فقط خلا نيرو در اين نهادها را پر كرد، بلكه تجربه خيلي خوبي هم براي جوان ها به همراه داشت. انقلاب فرهنگي ثابت كرد كه سازمان هاي دولتي مي توانند با وجود نيروهاي جوان شكوفا شوند؛ در آن زمان، مديران، شهامت مسووليت دادن به جوانان را داشتند.
قبل از هر كاري معمولا يك حالت آرماني براي آن كار در نظر مي گيرند، اما بعد از انجامش آن  چه به دست مي آيد با عمل فاصله دارد. آيا به نظر شما انقلاب فرهنگي هم همين طور بود؟
بعد از 25 سال هنوز نواقصي وجود دارد و در واقع بايد گفت كه انقلاب فرهنگي هنوز هم در جريان است. به خصوص در بخش علوم انساني، هنوز به اندازه كافي از معارف اسلامي و فلسفي استفاده نمي شود و بسياري از دروس همچنان مبتني بر آراي خارجي است، در حالي كه اين انتظار هست كه دانشگاه ها به خودشان برگردند. انقلاب فرهنگي بايد اين عرصه ها را هم فتح كند.
و خاطره اي از شروع انقلاب فرهنگي؟
آخرين جلسه قبل از تعطيلي دانشگاه ها در ساختماني، پشت سفارت امريكا تشكيل شد. دانشجويان مختلفي در آن جلسه بودند. عده اي به انجام حركات اصرار داشتند و عده  اي هم هنوز دچار ترديد بودند. جلسه تا ساعت 4 صبح طول كشيد. بالاخره قرار شد كار را شروع كنيم و عاقبت مثل عمليات جبهه ها دستور تعطيلي دانشگاه ها صادر شد. فقط 500 نفر در دانشگاه  علم و صنعت مامور بستن درها و حفظ ساختمان ها بودند. در ساعت 10 يا 11 گروه هاي مردمي به دانشجويان پيوستند. بعد هم راديو با ما همكاري كرد. در دانشگاه، ستاد 7 نفره اي مسوول صادر كردن اطلاعيه ها بود و راديو هم آن ها را پخش مي كرد..

فارغ  التحصيلان كلينيك ترك سيگار
اغلب سيگاري ها مي گويند مي خواهند ترك كنند، اما نمي توانند. اين گزارش را به آن ها نشان بدهيد تا ديگر بهانه اي نداشته باشند!
009408.jpg
هيچ   دقت كرده ايد كه دندان هاي افراد سيگاري اغلب زردرنگ است؟ اين زردي از قير است. در سيگار بيش از 3500 ماده شيميايي مضر وجود دارد كه قير، بنزن، آمونياك، سيانيد هيدروژن و مونوكسيدكربن تعدادي ازآن هاست 
حسين اقدامي 
مي پرسم: چي شد كه گرفتارش شدي؟
مي گويد: مثل خيلي ها، رفيق ناباب.
مي گويم: با اين جا چطور آشنا شدي؟
جواب مي دهد: خيلي جاها رفتم تا بذارمش كنار، ولي نشد. آخه 20 سال كم نيست. آخر سر يكي از رفقا اين جا را معرفي كرد.
سوال مي كنم: خب نتيجه..؟
جوري كه انگار فتح بزرگي كرده است، جواب مي دهد: الان 5 ماه و سه روز است كه لب به سيگار نزده ام.
موفقيت: 88 درصد
عقربه هاي ساعت، 2 بعدازظهر را نشان مي دهند. يك روز گرم آفتابي است.
خيابان پيروزي را كه به طرف شرق مي روي، در نيمه راه، سر چهارراهي كه به چهارصد دستگاه معروف است، بر سينه ساختماني چهار طبقه، تابلوي سبز رنگ و بزرگي خودنمايي مي  كند؛ روي آن نوشته شده: كلينيك ترك سيگار
جايي كه سال هاست از مقابل آن رد مي شوم و اين اولين باري است كه گذرم به آن جا افتاده.
اگر صفحه نيازمندي هاي يكي دو تا روزنامه را ورق بزنيم، در كنار آگهي هاي مربوط به ترك اعتياد به موادمخدر، گه گاه چند آگهي هم درباره ترك سيگار به چشم مي آيد، اما اين كلينيك ظاهرا اولين مركز رسمي در ايران است كه با مجوز وزارت بهداشت و درمان و آموزش پزشكي تاسيس شده است.
دكتر حيدري، رييس كلينيك پيش از اين، چند سال در واحد سيگار بيمارستان مسيح دانشوري كه مخصوص بيماري هاي ريوي و تنفسي است، فعاليت كرده است. در همان سال ها سازمان بهداشت جهاني، يك دوره آموزشي استاندارد براي مبارزه با اعتياد به سيگار در اكثر كشورهاي دنيا برگزار مي كند كه نتيجه آن در ايران تاسيس كلينيك ترك سيگار در سال 77 است.
در اين 7 سال نزديك به چهار هزار زن و مرد براي ترك سيگار در اين كلينيك ثبت نام كرده اند و آن طور كه دكتر حيدري مي گويد، در اين سال ها ميزان موفقيت اين كلينيك 88 درصد بوده است. يعني از هر 100 نفري كه در دوره شركت مي كنند، 88 نفرشان ديگر هيچ وقت لب به سيگار نمي زنند.
از در كوچك ساختمان وارد مي شوم. سه چهار پله، من را به دفتر مي رساند و بعد، طبقه اول، كه به كلينيك اختصاص دارد.
009153.jpg
جوري كه انگار فتح بزرگي كرده است مي گويد: الان 5 ماه و سه روز است كه لب به سيگار نزده ام. اين جا كلينيك ترك سيگار است!
رفيق ناباب، روزگار سخت!
اولين نگاهم متوجه اتاقي مي شود كه در آن باز است و علاوه بر خانمي كه پشت مير نشسته و مشغول جواب دادن به تلفن است، چند نفري هم كه مي خورد براي ترك سيگار آمده باشند، دارند فرم هايي را پر مي كنند.
با يكي دو نفر گپ كوتاهي مي زنم. از دلايل اعتيادشان به سيگار مي پرسم و اين كه چرا تصميم به ترك آن گرفته اند. آن ها هم مثل اكثر سيگاري ها از رفيق بد، كنجكاوي بي خودي و ناراحتي هاي روحي گله مي كنند.
بعضي از آن ها به صورت اتفاقي با كلينيك آشنا شده اند، ولي اكثرشان به واسطه دوستان و اقوام پايشان به اين جا باز شده است. به خصوص وقتي ميزان موفقيت آن را ديده اند.
هفت خوان رستم يا هفت شهر عشق 
هفت جلسه دو ساعته، مسيري است كه در اين جا براي كنار گذاشتن سيگار بايد طي شود و در هر كدام از اين جلسات، برنامه هاي متنوع آموزشي، تحت نظر يك پزشك آموزش ديده، برگزار مي شود.
در اولين جلسه، از همه شركت كنندگان تست تنفسي گرفته مي شود كه به تست پيكو معروف است؛ اين تست نشان مي دهد كه هر نفر در روز چند نخ سيگار مي كشد.
يكي از عوارض مهم سيگار كم اشتهايي است. به همين دليل، اكثر افراد پس از ترك سيگار، تا 5 كيلو وزن اضافه مي كنند و يكي از دلايل خيلي ها هم براي ترك نكردن همين است. علاوه بر اين، خيلي وقت ها ترك ممكن است به دستگاه هاي گوارشي آسيب بزند. براي جلوگيري از اين احتمالات، در همان جلسه اول، چند كارشناس تغذيه در كلاس ها حاضر مي شوند و درباره رژيم غذايي و مشكلات خاص تغذيه اي كه ممكن است براي بعضي از شركت كنندگان پيش بيايد، سوال مي كنند.
009156.jpg
دومين جلسه به معرفي مضرات و مشكلاتي كه سيگار براي آدم به وجود مي آورد، مي گذرد. در جلسه چهارم، روش هاي ترك و مقداري هم تمرين ورزشي آموزش داده مي شود.
سيگار، بيشتر از آن كه وابستگي جسمي داشته باشد، موجب وابستگي رواني فرد مي شود. يكي از مهم ترين مزيت هاي مراجعه به كلينيك، نسبت به خود درماني و يا مراجعه به مطب پزشك، اين است كه در اين جا، به اين طرف قضيه هم توجه مي شود و در آن مي كوشند تا مشكلات روحي و رفتاري افراد را با برگزاري كلاس هاي مشاوره گروهي و انفرادي حل كنند؛ اين اتفاق در جلسه پنجم مي افتد. رژيم غذايي مناسب، يكي از اصول ترك سيگار است كه جلسه ششم به آموزش آن اختصاص دارد، اما در آخرين جلسه، آخرين توصيه ها و تست تنفس صورت مي گيرد تا مطمئن شوند زحمت هاي شان بر باد نرفته است.
اين دوره آموزشي براي بعضي ها هفت شهر عشق و براي بعضي ديگر هفت خان رستم است، به همين خاطر آن ها زود جا مي زنند.
دست آخر براي همه كساني كه اين دوره را با موفقيت گذرانده اند، در روز آخر و در حضور خانواده هاشان جشن ترك سيگار گرفته مي شود و به همه آن ها لوح يادبود اهدا مي كنند.
009162.jpg
شايد يكي از خاصيت هاي اين جشن اين باشد كه آن ها، لااقل پيش خانواده هايشان رودربايستي كنند و هيچ وقت از عهدي كه كرده اند، برنگردند.
حالا وقت امتحان است 
اما قضيه به اين جا ختم نمي شود.
كار كلينيك تازه از فرداي جلسه هفتم شروع مي شود. خانم جمشيدي، سرپرست كلينيك مي  گويد او بايد در سه دوره سه ماهه، شش ماهه و يك ساله با همه آن هايي كه سيگار را ترك كرده اند تماس بگيرد تا از ادامه آن مطمئن شود. هر كس بعد از يك سال هنوز هم در ترك باشد، به افتخار فارغ التحصيلي كلينيك ترك سيگار مي رسد.
شما كسي را مي شناسيد كه امتحان پس نداده از دانشگاهي فارغ التحصيل شده باشد؟

سيگار حرام است 
روابط عمومي وزارت بهداشت خبر داده كه آيت الله ناصر مكارم شيرازي، از مراجع تقليد شيعه، سيگار كشيدن را حرام اعلام كرده است. معاون بهداشتي دانشگاه علوم پزشكي شيراز در نامه  اي به آيت الله مكارم، ضمن تاكيد بر مضرات مصرف سيگار و موادمخدر خواستار نظر وي در مورد استعمال دخانيات شده و آيت الله مكارم در پاسخ به وي اعلام كرده است كه با توجه به قطعي شدن ضررهاي مهم سيگار، كشيدن آن حرام است و مبتلايان بايد آن را ترك كنند.
آيت الله مكارم در پاسخ به اين نامه، كشت، تهيه، خريد، فروش، توزيع و استعمال موادمخدر را نيز حرام اعلام كرده است.
همچنين، آيت الله بهجت نيز درباره حكم استعمال دخانيات اعلام كرده است كه اگر از گفته اهل فن براي كسي خوف ضرر پيدا شود، استعمال آن حرام است.
009165.jpg
مصرف هر نخ سيگار بيش از 5 دقيقه از عمر انسان مي كاهد.
پژوهش ها نشان مي دهد كه اكثر معتادان به موادمخدر، سيگار مصرف مي كنند و اعتياد را از سيگار شروع كرده اند.
سيگار عامل يك پنجم مرگ هاي ناشي از بيماري هاي قلبي است.
در ميان جوان ها از هر چهار مرگ ناشي از بيماري هاي قلبي و عروقي، سه مرگ به دليل مصرف سيگار و دخانيات است.
حداقل 50 درصد سيگاري هايي كه در سال هاي بلوغ استعمال دخانيات را آغاز كرده  اند، در نهايت توسط دخانيات كشته مي شوند.

معجوني كه يك سيگاري نوش جان مي كند
قير: بله، تعجب نكنيد، همان ماده اي كه د ر آسفالت كردن خيابان ها از آن استفاده مي شود در سيگار هم موجود است. آيا هيچ   دقت كرده ايد كه دندان هاي افراد سيگاري اغلب زردرنگ است؟ اين زردي از قير است.
بنزين: از مهم ترين موادي است كه براي ساخت فرآورده هاي نفتي مانند گازوئيل استفاده مي شود.
استون : همان ماده اي است كه براي پاك كردن لاك ناخن از آن استفاده مي شود. بله، اين ماده خطرناك نيز در سيگار موجود است!
سيانيدهيدروژن : اين ماده نيز به هنگام سيگار كشيدن وارد ريه ها مي شود. ماده اي است كه در محصولات سمي مانند مرگ موش استفاده مي شود و از جمله مواد شيميايي كشنده اي است كه در جنگ جهاني دوم براي قتل عام مردم ساخته شد و افراد سيگاري با هر پكي كه به سيگار مي زنند اين گاز خطرناك را به درون بدن خود هدايت مي كنند.
منواكسيد كربن : شايد باور نكنيد، اما به جرات مي توان گفت كه تقريبا همان چيزي است كه از اگزوز اتومبيل بيرون مي آيد.
فرمولاييد: از خطرناك ترين مواد سرطان زايي شناخته شده است. اين ماده براي نگه داري اجساد يا كشتن باكتري ها و قارچ ها به كار برده مي شود. همچنين از آن براي ضدعفوني كردن محيط و نيز توليد محصولاتي مانند چسب استفاده مي شود.

آمونياك: همان طور كه مي دانيد از اين گاز براي ضدعفوني و يا تميز كردن محيط استفاده مي شود. بخار آن براي پوست، چشم و ديگر قسمت هاي بدن بسيار مضر است. به خصوص تركيب آمونياك با نيكوتين براي بدن بسيار خطرناك است.
نيكوتين : نيكوتين عاملي است كه در تنباكو موجود است و عامل مهم ترين خطر سيگار، يعني اعتياد است. سيگارهاي معمولي حدود 9 ميلي گرم و سيگارهاي بزرگ بين 100 تا 400 ميلي گرم نيكوتين دارند. نيكوتين به محض آن كه به داخل ريه كشيده شود، جذب و با اثر خود باعث اعتياد مي شود. البته نيكوتيني كه در دهان مي ماند، بيشتر حالت يك سم خطرناك را دارد تا يك ماده اعتيادآور.
009150.jpg
مي  خواهم صاعقه بخورم!
در يك شب باراني كه هر چند دقيقه يك بار، صاعقه اي بسيار مهيب، تن آدم را به لرزه مي اندازد، در حالي كه ميله اي آهني را در دست گرفته، به بالاي تپه اي بلند مي  رود و ميله را به سمت آسمان مي گيرد.
شايد او به دنبال راهي كم خرج براي خواندن غزل خداحافظي باشد. نفس ها در سينه حبس مي شود. در حالي كه همه فكر مي كنند، اين احمقانه ترين عملي است كه ممكن است از يك انسان بالغ سر بزند، او همه را متوجه اشتباه شان مي كند و مي گويد: مي دانم كه كار من بسيار خطرناك است و هر لحظه ممكن است صاعقه من را بكشد، ولي بهتر است بدانيد در منطقه ما، هر سال فقط 2 يا 3 نفر بر اثر صاعقه، جان خود را از دست مي  دهند، اما تعداد افرادي كه سالانه به خاطر كشيدن سيگار مي ميرند، به ده ها هزار نفر مي رسد. خودتان قضاوت كنيد؛ كار من احمقانه تر است يا كار سيگاري ها؟ شايد شما هم با اين بازيگر يكي از شبكه هاي تلويزيوني امريكا، كه در يك تبليغ ضد سيگار يا به قول خودشان آنتي سيگار، سعي دارد به مردم هشدار بدهد، هم عقيده باشيد. مخصوصا وقتي بدانيد كه براساس آمار سازمان بهداشت جهاني، سالانه نزديك به پنج ميليون نفر، يعني هر 5/6 ثانيه يك نفر، در كل جهان و در هر 10 دقيقه يك نفر در ايران به خاطر مصرف سيگار روانه خانه آخرت مي شوند.
در يكي ديگر از نمايش هاي مشابه، تصوير سگي نشان داده مي شود كه فضولات خود را بر روي زمين مي ريزد و بعد پسربچه اي روي آن غلت مي زند؛ بعد هم رو به دوربين مي  كند و مي گويد: خب، بعضي ها دل شان مي خواهد هميشه بوي گند بدهند. (اشاره به بوي بد سيگار).

فهرست
نامه به سردبير
فهرست
سينما تلويزيون
يك روزمعمولي همراه پن !
جايزه تلويزيوني در يك جشن سينمايي
رويداد هفته
تلويزيون
قصه آدم هايي كه چمدان شان را بسته اند
صورتي رنگ عشقه!
گوي طلايي تمشك طلايي
ورزشي
به آلمان كانال بزنيد
يك لنگه كفش براي تمام عمر
رويداد هفته
اجتماعي
بخشي از نامه امام علي(ع) به مالك اشتر
زندگي
هري پاترو شاهزاده دو رگه ماه آينده مي آيد
آقاي واترگيت اعتراف كرد
رويداد هفته
پديده جهاني
دستيار ديجيتال؛ در خدمت شما
روزها
چهره اي برتافته  از حقيقت و باد
موضوع: مصطفي چمران ساوه اي 
رويدادها
جهان كوچك
نه ، به شيوه فرانسوي 
اتوبوس جهنمي 
|  فهرست  |  سينما تلويزيون  |  تلويزيون  |  ورزشي  |  اجتماعي  |  زندگي  |  پديده جهاني  |  روزها  |
|  جهان كوچك  |  شناسنامه  |  مهمان هفته  |  راهنما  |  سبك زندگي  |  گفت و گو  |  گزارش  |  موفقيت  |
|   نيم رخ ، تمام رخ  |  يادداشت  |  موضوع ويژه  |  گالري  |
|   صفحه اول   |   آرشيو   |   چاپ صفحه   |