- هفته نامه فرهنگي - اجتماعي -جوانان‎/شماره بيست و يكم - دوشنبه ۱۶ خرداد ۱۳۸۴ - - Jun 6, 2005
docharkhe
۶ گل مثل هلو
008346.jpg
همان طور كه هفته پيش برايتان نوشتيم، ما حدس مي زديم راه آهن، قندي را بزند و به عنوان تيم دوم به ليگ برتر صعود كند. اتفاقا همين طور هم شد و درست همان طور كه خيلي از آدم هاي بدبين مي گفتند، هر دو بازي نفت در آبادان و راه آهن در تهران پرگل از آب در آمد. نفت 1 3 پيام ارتباطات را زد و راه آهن شش بر يك قندي را شكست داد. خيلي جالب بود. همه، ترس شان اين بود كه قندي جلو راه آهن سفت بازي نكند، كه نكرد. يكي و دو تا هم نخورد؛۶ تا خورد تا راه آهن دويست درصد به ليگ برتر صعود كند. بعدش هم گفتند؛ آقا، چه خبر است؟ اين ديگر چه  جور مسخره بازي اي است؟ تيمي كه در 22 بازي 12 گل خورده، يعني حدود نيم گل در هر بازي، چطور مي شود كه در يك بازي 6 گل مي خورد؟
خيلي خوشگل بود. حتي احد شيخ لاري، مربي غيرتي قندي ها هم مي گفت من اين نتيجه را باور نمي كنم. گفت بچه هاي من طبيعي بازي نكردند. گفت ما شرافتمندانه بازي نكرديم. حتي فرزند شهيد قندي هم گفت خدا كند تباني نكرده باشند. نفتي ها هم راه افتادند اين در و آن در زدن كه چرا اين طوري شده، چرا قندي 6 گل خورده و از اين حرف ها.
اما ديگر چه فايده؟ كار تمام است. راه آهن به ليگ برتر آمده و نفتي ها و بقيه معترضان اگر خودشان را هم بكشند، ديگر بعيد است بتوانند چيزي را ثابت كنند. عين بازي استقلال اهواز فولاد كه از دو هفته قبل استقلالي ها گفته بودند اگر دل مان بخواهد مي توانيم ببازيم و فولاد را قهرمان ليگ كنيم. آخرش هم باختند، هيچ كس هم نتوانست يقه شان را بگيرد. از اين حوادث در تاريخ فوتبال كم نداشته ايم. يك بار در يوگسلاوي سابق هم دو تيمي كه رقابت داشتند، در بازي هاي آخرشان 88 صفر و 1241 يك مسابقه را تمام كردند.
سوئد دانمارك هم در جام ملت هاي اروپا بازي شان را 2 2 تمام كردند تا ايتاليا اوت شود.
آن جا هم هيچ اتفاقي نيفتاد. اين جا هم همين طور. خوش بختانه فدراسيون فوتبال با اين مسايل دچار بحران نمي شود. سخن گوي فدراسيون بعد از همه جنجال ها گفت: خب راه آهن 1 6 برده و بايد صعود كند. كجايش عجيب است؟ ما هم كه داشتيم از حرص دق مي كرديم، دست مان نرسيد كه به ايشان بگوييم: هيچ جايش !

فري بوي ايران مي دهد
008352.jpg
يادش به خير. چه روزهايي بود. آن وقت ها هنوز فريدون زندي به ايران نيامده بود وعده اي براي اين كه فدراسيون فوتبال را راضي كنند تا او را به تهران بياورد، خودشان را به آب و آتش مي زدند. حنجره شان تاول زد بس كه گفتند اين فري بازيكن خوبي است و به درد مي خورد. چقدر زور زدند تا به آقايان بقبولانند كه اگر فري به ايران بيايد، ايراني هاي خارج از كشور بيشتر با تيم ملي سمپاتي مي كنند و پاي اين جور بازيكن ها به كشورمان باز مي شود؛ ايراني هايي كه رفته اند، فكر نمي كنند كه ديگر مال اين جا نيستند. فكر نمي كنند كه مادر وطن فراموش شان كرده و ديگر به آن ها نياز ندارد. چقدر بدبختي كشيديم تا فدراسيون فوتبال كوتاه آمد و مذاكره با فري و فيفا را شروع كرد و مجوز آمدنش را گرفت. تازه بعد از فدراسيون، دردسر ديگري شروع شد؛ آدم هاي فوتبالي كه معتقد بودند فري خارجي است و ما نبايد پيراهن تيم ملي را به او بدهيم، مي گفتند ما خودمان در كوچه پس كوچه هاي ايران صد تا فري داريم كه آب گوشت با پياز مي خورند و زبان فارسي را مثل بلبل حرف مي زنند. چرا بايد بازيكني بياوريم كه مشكوك مي زند؟ خدا مي داند چقدر گير دادند. آقاي قلعه نويي، آقاي پروين، آقاي ناصر ابراهيمي و آقايان ديگر. محمد مايلي كهن حتي آمد توي برنامه نود نشست و گفت اين زندي كه فوتبال بلد نيست، مبعلي خوب است. خدا پدر ناصر حجازي را بيامرزد كه در آن هير و وير شجاعت كرد و گفت كساني كه درباره زندي اظهارنظر مي كنند، از او و شيوه بازي اش هيچ شناختي ندارند. انصاف به خرج داد.
ولي فري بالاخره به قولش عمل كرد. چند دقيقه جلو بحرين، يك مقدار مقابل ژاپن و كره و بالاخره نود دقيقه در مقابل آذربايجان. او جلو آذربايجان بهترين بازيكن تيم ملي ايران بود تا به خاطر همه آن مقاومت هايي كه مي  كرديم و حرف هايي كه عليه اش مي  زديم، شرمنده شويم. او روز يك شنبه در آزادي هر كار دلش خواست كرد. پاس داد، شوت زد و گل زد. حالا ديگر كسي نمي تواند بگويد كه او به درد نمي خورد. كسي نمي تواند بگويد كه ما نيازي به او نداريم و . اما مثل او فقط در ايلام داريم.
زندي قول داده بود گل بزند و آن را تقديم كند به مادرش. حالا مادر به داشتن چنين فرزندي افتخار مي كند. وقتي فري گل زد و پرچم ايران را روي پيراهنش بوسيد، همه دل مان براي او تنگ شد.

رويداد هفته
008388.jpg
به استاديوم نياييد
حماسه نمي خواهيم!

حراست سازمان تربيت بدني حالا به عز و جز افتاده كه شما را به خدا كاري كنيد مردم به استاديوم نيايند. تهديد، ارعاب، تذكر. فايده ندارد. يادتان هست براي بازي ايران ژاپن تلويزيون جوگير شد و به عنوان يار دوازدهم شب و روز شيپور زد كه مردم به استاديوم بياييد تا بتوانيم ژاپن را شكست بدهيم؟ نتيجه اش چي شد؟ صد و چند هزار نفر به آزادي آمدند، ولي به خاطر حضور يك هلي كوپتر بي فكر، ملت رفتند زير دست و پا و هفت نفر كشته شدند، حالا هم ما بايد تقاص پس بدهيم. چي؟ بازي در استاديوم نيمه خالي! فيفا گفته بود 50 هزار نفر، منتها ما چون نمي توانيم تعداد آدم هاي ورودي به استاديوم را كنترل كنيم، اعلام كرديم كه بيشتر از 30 هزار نفر را به ورزشگاه راه نمي دهيم.
حالا مي خواهند 30 هزار تا بليت پيش فروش كنند و نگران اين هستند كه ملت بدون بليت از شهرستان و اقصي نقاط تهران بلند شوند، بيايند استاديوم و شر درست شود. ما كه تجربه پيش فروش نداريم. تجربه رفتن و نشستن روي صندلي هاي شماره دار را هم نداريم. خدا آخر عاقبتش را به خير كند. شما ببينيد در سينمايي كه قرار است 200 تا آدم بنشينند، تا همان آخر فيلم، همه سر شماره صندلي شان دعوا دارند. حالا 30 هزار تا آدم را چطور مي شود در آزادي سر جايشان نشاند؟ فردا بازي است و ما خيلي مي ترسيم. شما را به جدتان نياييد! حماسه نخواستيم!
008370.jpg
از فصل بعد بوندس ليگا ببينيد
شبكه توپ!

در دنيا هيچ شبكه تلويزيوني اي را سراغ نداريم كه به اندازه شبكه 3 خودمان فوتبال نشان بدهد. نه كه نباشد، ما سراغ نداريم. شما فكرش را بكنيد، در همين فصل چقدر بازي نشان دادند. ليگ داخلي كه به پرسپوليس و استقلال اختصاص داشت، به جاي خود، شما مي توانستيد بازي هاي سري آي ايتاليا و ليگ برتر انگليس را به اضافه ليگ قهرمانان اروپا به طور زنده ببينيد. لاليگاي اسپانيا هم به طور كاملا سالم و بدون اشكال با مقداري تاخير و مقداري وصله و پينه روي تصوير شبكه الجزيره ورزشي قابل تماشا بود، اما بعد از اين، يعني براي فصل بعد، مي توانيد به اين فهرست، بوندس ليگا را هم اضافه كنيد.
علي كريمي به بايرن مونيخ رفته و ممكن است جواد كاظميان و يكي دو نفر ديگر هم آلماني شوند، پس تماشاي بوندس ليگا فاز مي دهد بدفرم!
حالا ما از نظر پخش فوتبال زنده، مطمئنا يكي از بهترين شبكه هاي تلويزيوني دنيا را داريم. فقط نمي فهميم وقتي اين همه پول مي دهند و بازي هاي به اين مهمي را براي پخش مي خرند چرا براي گزارش بازي ها فكري نمي كنند. تصور اين كه فصل بعد هم آقاي علي فر و يوسفي و خياباني مي خواهند برايمان با همين سبك فوتبال گزارش كنند، آدم را دچار كيس سايكوتيك حاد مي كند.
008379.jpg
كشتي همچنان بر بام آسيا
دو روز دنيا رو خوشه 

اسمش اين است كه قهرمان شده ايم. پس فردا اگر رييس فدراسيون كشتي بخواهد درباره كارنامه اش صحبت كند، مي گويد در مسابقات قهرماني آسيا در چين با اقتدار و 15 امتياز اختلاف نسبت به ژاپن اول شده ايم. حالا كي مي پرسد كه نسبت به دوران اوج تيم ملي كشتي و حتي نسبت به سال 2003 كه 6 طلا و يك نقره گرفته بوديم چقدر پس رفت كرده ايم؟ 3 مدال طلا، 2 نقره و 2 برنز. حالا تيم ملي قهرمان شده است. بهتر از اين بود كه مثل جام علي اف مي رفتيم و ضايع مي كرديم. حالا فدراسيون كشتي مي تواند از كارهايش دفاع كند و بگويد بي دليل نبوده كه علي رضا رضايي  نا آماده را جاي گزين فردين معصومي كرده كه در تمام مسابقات اخير موفق و قبراق نشان داده بود.
بالاخره همين طوري است ديگر. همه مي آيند و مي خواهند در آن دو روزي كه هستند تا مي توانند عنوان و اعتبار كسب كنند. كسي فكر چهار سال ديگر نيست. از كجا معلوم من آن موقع باشم؟ براي همين هم در جام هايي كه بايد براي كسب تجربه برويم و جوان ها را بفرستيم، با پاتال ها مي رويم تا چند تا مدال بيشتر بگيريم و وقتي در المپيك و مسابقات جهاني كم مي آوريم، مي گوييم رفته بوديم تجربه كسب كنيم.
008328.jpg
قهرماني ليورپول در ليگ قهرمانان 
حق با من بود!

قهرماني ليورپول در ليگ قهرمانان اروپا شبيه معجزه بود؛ اين كه آن ها بازي سه بر صفر باخته را در شش دقيقه برگرداندند و يرزي دودك با آن كارهاي بامزه اش درون دروازه توانست ميلاني ها را نابود كند. اين حرف ها در اين چند روز زياد گفته شده و ما هم در صفحات گزارش، باز كمي از اين حرف ها خواهيم زد و اصولا چون چندان به ليورپول علاقه مند نيستيم، در اين جا هم هيچ قصدي براي تبريك گفتن و اين جور كارهاي لوس و خنك نداريم.
اگر به اين بازي اشاره كرديم، فقط براي اين بود كه اولا يك بار ديگر از تلويزيون تشكر كنيم، چون صحنه هاي اهداي جام و خوش حالي ليورپول را پخش نكرد تا مردم در آن ساعت شب بيشتر از اين بي خواب نشوند و بروند استراحت كنند (آن هايي كه ديده بودند، مي گفتند صحنه ها، آخر پاستوريزه بوده و دريغ از يك ثانيه حاشيه) و ثانيا بگوييم كه نتيجه گيري هاي داخلي از نتيجه اين بازي فوق العاده بود. مهم تر از تمام اظهار نظرهاي عجيبي كه درباره اين بازي شنيديم، اظهار نظر يكي از گزارشگران دوست داشتني سيما بود كه مي گفت: ديديد مي گفتم در فوتبال هيچ چيز قابل پيش بيني نيست و فوتبال نود دقيقه است! البته اين بازي كه 120 دقيقه بود، ولي حرف يكي از مسوولان باشگاه استقلال هم جالب بود كه با مقايسه تماشاگران ليورپول با استقلال مي گفت: اين ها تماشاگر هستند كه سه بر صفر هم عقب مي افتند، اما باز هم تيم شان را تشويق مي كنند، نه مثل ما.
خلاصه، هركس براي خودش چيزي در اين بازي پيدا كرده بود. خيلي جالب بود.
008445.jpg
فوتسال ايران در آسيا شكست خورد
جيك جيك مستونت بود.

تقصير خودش بود. صادق درودگر را مي گوييم. رييس كميته فوتسال فدراسيون فوتبال كه به هيچ صراطي مستقيم نبود و هر كس به او نصيحتي كرد، او نشنيده گرفت و كار خودش را كرد. چند سال است كه مي گويند ژاپني ها دارند در فوتسال بالا مي آيند؟ چند سال است كه مي گويند نبايد به آن مقام چهارم جهان كه 10 سال پيش آورديم دل خوش كنيم، و آن مقام اتفاقي به دست آمد؟ چند سال است كه مي گويند بايد برنامه  ريزي كرد و كار اساسي انجام داد؟ اما كسي به آن حرف ها گوش نكرد. هميشه همين طوري هستيم. هميشه بايد تيم با مغز زمين بخورد تا قبول كنيم كه ضعف داريم. هميشه بايد 7 نفر كشته شوند تا بپذيريم كه در كنترل و امنيت، خوب عمل نكرده ايم.
صادق درودگر هم كه مي خواست همه هندوانه ها را يك نفري بردارد و كار كل فوتسال كشور را به تنهايي انجام بدهد، به همين سرنوشت دچار شد. وقتي گفتند ژوراندير، مربي برزيلي اي كه آورده، يك مربي گم نام و بدون كارنامه است، ترش كرد. همين شد. حتما بايد به ژاپن مي باختيم، با تايلند مساوي مي كرديم و همه اتفاقاتي كه برايمان افتاد مي افتاد تا قبول كنيم كه ايران ديگر پادشاه فوتسال آسيا نيست. يادمان باشد كه هيچ وقت به هيچ تيمي در آسيا نباخته بوديم و حالا هم . گوش نمي كنيم كه!
008334.jpg
افشاگري دوپينگ در وزنه برداري 
تو اون كوه بلندي كه سر تا پا غروره!

مثل كوه استوار ايستاده اند. آدم كيف مي كند. شما بگوييد ذره اي تزلزل به اركان شان راه پيدا مي كند، ذره اي مضطرب مي شوند يا احساس عدم موفقيت يا نگراني مي كنند، اصلا و ابدا. آدم از اين همه سكوت، از اين همه صبر و متانت و آرامش احساس غرور مي كند. به آدم احساس آرامش خيال مي دهد. وقتي مي بينيد مسوولان ورزش ايران و مسوولان دوپينگ در مقابل همه توفان ها و همه ماجراهاي دوپينگي ورزش اين همه محكم هستند و كم ترين واكنشي از خود نشان نمي دهند، مي توانيد شب ها با خيال راحت بخوابيد و مطمئن باشيد كه ان شاءالله گربه است.
آخرين مورد جوسازي و تشويش اذهان عمومي در اين زمينه را ايوانف، سرمربي تيم ملي وزنه برداري ايجاد كرد. او در جلسه مطبوعاتي يك تپه از مواد نيروزا، شامل قرص و شربت و آمپول را به نمايش گذاشت و جيغ و داد و فرياد به راه انداخت كه ورزشكارها اين ها را مصرف مي كنند و بايد كنترل شان كرد، اما خدا را صد هزار مرتبه شكر، شما بگوييد مديران عزيز و زحمت كش ما لحظه اي ترديد به خود راه دادند، ندادند، اصلا لام تا كام اظهار نظر نكردند. شما بگوييد از اين ديوار صدا درآمد، از آن ها در نيامد. خيال مان راحت شد. اين هم يك توطئه ديگر بود كه به خوبي خنثي شد.
008340.jpg
زيكو در آستانه اخراج 
فقط ما نيستيم 

تا حالا فكر مي كرديم فقط روزنامه هاي خودمان اين طوري هستند. ببينيد هر روز چند تا خبر با تيتر درشت و خيلي درشت چاپ مي كنند كه از اتفاقات خيلي مهم حكايت مي كند، ولي هيچ كدام از آن ها به حقيقت نمي پيوندد. ببينيد چقدر مطلب چاپ مي كنند كه يا بعدا تكذيب مي شود يا اهميت ندارد و يا معلوم است كه از اساس بزرگ نمايي يا خالي بندي بوده است. كافي است گل محمدي بگويد كه بعد از جام جهاني از تيم ملي كناره گيري مي كند تا اين هوا تيتر بزنند؛ گل محمدي خداحافظي مي كند . كافي است يك نفر بگويد كه اگر پرسپوليس فلان پول را ندهد ممكن است برايش بد شود، آن وقت تيتر مي زنند؛ فيفا، پرسپوليس را 10 سال محروم مي كند ، و كلي از اين خبرهايي كه هر روز مي خوانيد.
اما تازه متوجه شده ايم كه ژاپني ها هم همين طور هستند. يك باخت به پرو و امارات داده اند چنان قشقرقي به راه انداخته اند كه نگو. كم مانده زيكو را اعدام كنند. مي  گويند او به درد نمي خورد. چرا اين بازيكن را بازي داده، آن يكي را بازي نداده. چرا فلان كار را نكرده. البته خودشان هم قبول دارند كه شلوغ بازي درمي آورند، ولي در توجيه كارها يشان مي گويند انگليسي ها هم همين طورند. مگر لنگه كفش فرگوسن را 6 ماه توي بوق نكردند؟ كار از بيخ و بن خراب است. فقط ما نيستيم.
008358.jpg
سرانجام اورست فتح شد
زنان ايران، روي پشت بام دنيا

شوخي نيست. بايد يك تپه را بالا رفته باشيد و به هن و هن افتاده باشيد تا بفهميد آن ها چه كرده اند. اورست، بلندترين قله جهان جايي است كه پاي كم تر آدميزادي به بالاي آن رسيده. حالا هم دو زن ايراني كه قله را زده  اند اولين زناني از كشورمان هستند كه به اين افتخار رسيده اند. اولين زنان مسلماني كه به بام دنيا پا گذاشته اند و آن پرچم سه رنگ را كوبيده اند و در باد سرود فتح خوانده اند.دوشنبه نهم خرداد ساعت 45:10 صبح يك تماس كوتاه از كمپ هاي پاييني اورست كافي بود تا همه خبردار شوند كه گروه 8 نفره ايران قله را زده است. 6 مرد و 2 زن سرانجام پس از 71 روز در حالي پا روي اورست گذاشتند كه اگر چند روز ديگر دير مي كردند فصل صعود به اتمام مي رسيد و كار غيرممكن مي شدلا له كشاورز و فرخنده صادق، اولين دختران ايراني هستند كه توانستند از آن بالا دنيا را نگاه كنند و بعد سيل تبريك ها و درودها بود كه سرازير شد. آن ها بالاخره باورنكردني را، شدني كردند. براي اين كه بفهميد بهترين كوهنوردهاي ايران چه كرده اند همين امروز و فردا كه تعطيل است به دربند برويد، اما سعي كنيد در همان اولين قهوه خانه براي خوردن چاي و خرما ولو نشويد و كمي بالاتر برويد. فقط اين طوري است كه متوجه مي شويد قهرمان ها چه كاري انجام داده  اند.

اون پرنده تو بودي!
تيم ملي نوجوانان ايران با بيشترين اقتدار ممكن طلاي آسيا را گرفت. آن ها در مسابقات تهران فوق العاده بودند مثل همه چند سال گذشته كه واليباليست هاي ما جام و مدال آورده اند
008499.jpg
فقط چند روز از پايان  مسابقات قهرماني گذشته  اما باشگاه هاي عربي در همين فرصت كوتاه بازيكنان تيم نوجوانان را پيشنهاد باران كرده اند بيشترين دعوت نامه ها از قطر امارات و كويت فرستاده مي شود
مهدي اميرپور
روزي كه ايران در نيمه نهايي واليبال نوجوانان آسيا هند را برد و به فينال رفت، همه در رختكن گريه مي كردند. آن ها كه با اين پيروزي روي سكو رفتن خود را حتمي كرده بودند، اختيار ترشح غدد اشك شان را از دست دادند. اين، اتفاق كوچكي نبود؛ بازيكنان اين تيم از خدمت سربازي معاف شده  بودند و اين موضوع، استرس تمام بازيكنان را براي بازي فينال از بين مي برد. با اين حساب آن ها در فينال هم توانستند كره جنوبي را شكست دهند تا براي دومين بار در سه دوره اخير، قهرمان نوجوانان آسيا شوند. البته اين، تمام افتخارآفريني نوجوانان واليباليست نيست. واليبال نوجوانان با دو طلا و يك نقره آسيايي و يك نقره و يك برنز جهاني كه همه آن در چهار سال اخير به دست آمده، موفق ترين ورزش گروهي ايران به حساب مي آيد. تيم نوجوانان با اين قهرماني به مسابقات نوجوانان جهان هم صعود كرد تا در شهريورماه، اين بار براي طلا بجنگد.
منصور زادون، كاپيتان تيم ملي نوجوانان كه در مسابقات نوجوانان آسيا در تهران، امتيازآورترين بازيكن بود، تا چند سال پيش سرش را با ورزش هاي ديگر گرم مي كرد: همه فن حريف بودم. هر ورزشي كه پيش مي آمد انجام مي دادم؛ پينگ پنگ، شطرنج، شنا، فوتبال و هندبال! توي دو سه رشته هم مقام استاني داشتم، ولي وقتي تو سن رشد قد كشيدم، فهميدم بايد به جايي بروم كه از قدم هم استفاده كنم. پس به تشويق خانواده  ام واليبال را انتخاب كردم و حالا هم با كمك رفيق ناياب به اين جا رسيد ه ام.
اما براي واليباليست شدن راه ديگري هم وجود دارد. اتفاقي كه در نهايت رحمان داوودي را عضو تيم نوجوانان ايران كرد: من به خاطر قد بلندي كه داشتم، بسكتبال  بازي مي كردم. در كنارش شنا هم بود، ولي سه سال پيش وقتي روح الله كوليوند با تيم نوجوانان ايران قهرمان آسيا شد، تصميم گرفتم واليبال بازي كنم. كوليوند پسرعموي باباي من بود و خيلي كمكم كرد. حالا هم جايش را در تيم گرفته ام.
اشكان درخشان، كم سن و سال ترين عضو تيم هم فقط براي دل پدرش واليبال را انتخاب كرده: پدرم از پيش كسوت هاي واليبال شهريار بود. واليبال را به خاطر او شروع كردم، و حالا من هم از جوان هاي واليبال شهريار هستم.
وقتي اين سه نفر دركنار هم مي نشينند، حتي با نگاه هم مي توانند حرف شان را به هم بزنند. اين، حاصل يك سال و نيم زندگي اردويي در خوابگاه هاي فدراسيون واليبال است. البته غير از قهرماني در آسيا. آن ها كه از اسفند 82 تا ارديبهشت 84 زندگي خودشان را در كف پوش هاي سالن واليبال آزادي خلاصه مي كردند، حالا در هنگام استراحت آن خاطرات را مرور مي كنند: يك دفعه مي ديديم پنج روز است كه از خوابگاه نزده ايم بيرون. خوابگاه هاي ما در كنار سالن واليبال استاديوم آزادي بود و براي تمرين اصلا لازم نبود كه از محوطه خارج شويم. براي همين هر چند روز يك بار مي رفتيم هوا خوري(!) كه آن هم اصلا با ما سازگار نبود. نور خورشيد اذيت مي كرد.
البته تمام زندگي آن ها به خوابگاه واليبال محدود نمي شد.
فدراسيون با مدارس هماهنگ كرده بود كه براي تحصيل ما مشكلي پيش نيايد. اصلا سركلاس نمي رفتيم و براي همين مجبور بوديم كه در اردو درس هم بخوانيم. البته وقتي معلم ها مي فهميدند كه در تيم نوجوانان هستيم، سخت نمي گرفتند و نمره قبولي مي دادند.
اما حالا همه عزا گرفته اند حالا ديگر هيچ بهانه اي نداريم و بايد درس بخوانيم. فكر كنم نمره هاي پارسال ما اصلا در تاريخ تكرار نمي شود. درس خوان ترين عضو تيم ملي، سعيد عسگريان بود كه حتي سرصبحانه هم نمي توانستند كتاب را ازش جدا كنند.
با وجود اين، آن ها در خط ديپلم متوقف مي شوند. الان به بازيكنان واليبال حقوق هاي خوبي مي دهند. پس از فوتبال دومين ورزش پردرآمد ايران است. در واليبال سقف قراردادها حتي به صد ميليون تومان هم مي رسد. پس عجيب نيست كه واليباليست ها زود قيد تحصيل را بزنند.
فقط چند روز از پايان مسابقات قهرماني گذشته، اما باشگاه هاي عربي در همين فرصت كوتاه بازيكنان تيم نوجوانان را پيشنهاد باران كرده اند. بيشترين دعوت نامه ها از قطر، امارات و كويت فرستاده مي شود. با اين همه جواب نهايي به تمام  آن ها منفي است. زادون مي گويد: بازي در ليگ ايتاليا اصلا با باشگاه هاي عربي قابل مقايسه نيست. اگر به آن جا برويم، ديگر نمي توانيم به ايتاليا برسيم. پس در ايران مي مانيم تا يك فرصت خوب براي لژيونر شدن به وجود بيايد. البته مسابقات جهاني را هم پيش رو داريم.
غير از ليگ ايتاليا، باشگاه هاي روسيه و برزيل هم مي توانند آن ها را وسوسه كنند. اتفاقي كه پس از مسابقات جهاني قابل تصورتر مي شود. داوودي مي گويد: دو سال پيش كه مسابقات جهاني تمام شد، يك باشگاه پورتوريكويي براي محمد سليماني دعوت نامه فرستاد. احتمال اين كه اين اتفاق براي ما هم بيفتد كم نيست.
008508.jpg
اما حالا كه آن ها قهرمان آسيا شده اند، باز هم آب خوش از گلويشان پايين نمي رود. هيچ خبري از استراحت نيست. درخشان مي گويد: تمام زندگي ما واليبال است. صبح ها تمرينات وزنه داريم. از ساعت 11 به بعد استراحت مي كنيم و ناهار مي خوريم و تا ساعت چهار در باشگاه مي  مانيم تا تمرينات عصر شروع شود. تازه از ساعت 7 عصر به بعد وقت مان آزاد مي شود. البته چاره اي هم نداريم. فقط 3 ماه تا مسابقات  جهاني وقت داريم و اگر شل بگيريم، نبايد اميدي به مدال داشته باشيم.
از آسيا ايران، كره جنوبي و هند به مسابقات جهاني راه پيدا كرده اند. البته غول هايي مثل ايتاليا، برزيل، لهستان، آرژانتين و روسيه هم در آن جا انتظار بازيكنان ايران را مي كشند؛ تيمي كه در جهان هم پرافتخار است. داوودي مي گويد: اين تيم با بقيه تيم ها يك تفاوت بزرگ دارد. در اين جا ما ستاره نداريم. همه در يك سطح هستند و اين تيم است كه موفق مي شود. براي همين مي بينيم كه در اردو همه   با هم رفيق هستند. اصلا فرقي ندارد كه كي بازي كند و كي ذخيره باشد.
مسابقات جهاني از سوم تا دهم شهريور در الجزاير برگزار مي شود و با اين حساب، ايران يكي از شانس هاي جدي قهرماني در اين بازي هاست. محدوديت سني مسابقات جهاني به گونه اي است كه بازيكنان حاضر در نوجوانان آسيا بدون هيچ مشكلي مي توانند در الجزاير هم بازي كنند. پس تيم، بدون تغيير به الجزاير مي رود.
مقام هايي كه تيم نوجوانان ايران در مسابقات جهاني آورده، اصلا با آمار تيم جوانان قابل مقايسه نيست. اتفاقي كه همه را به اين مجموعه بدبين مي كند. زادون مي گويد: مسابقات نوجوانان شروع كار است. پس از آن، بازيكنان در باشگاه هاي حرفه اي تمرين مي كنند و براي همين خيلي زود با كشورهايي كه در آن تيم ها آماتور فعاليت مي كنند، فاصله مي اندازد. مثلا ما در مسابقات نوجوانان شايد بتوانيم ايتاليا را ببريم، اما اگر تيم ملي ايران با ايتاليا بازي كند، نمي تواند حتي يك گيم را هم بگيرد. اگر دو تيم 10 بار هم بازي كنند، هر 10 بار ايتاليا 3 0 مي برد. فاصله واليبال بزرگ سالان ايران و ايتاليا حتي از فوتبال ايران و ايتاليا هم بيشتر است. در فوتبال شايد بتوانيم كاري بكنيم، ولي در واليبال فعلا شكست دادن ايتاليا خوش خيالي محض است.
اگر حالا درخشان را در تيم مي بينيد، بايد بابت آن از راننده هاي سواري جاده هراز ممنون باشيد: براي اين مسابقات مداركم دقيقه نود آماده شد. در آخرين ساعت تحويل مدارك، با پدرم از شمال به تهران آمديم و اگر نمي رسيديم، ديگر جايي در تيم نداشتم.
منصور زادون هم يك برش از مسابقات قهرماني آسيا را پيش روي ما مي گذارد كه فوق العاده است. پيش از بازي ها دو ماه تمام كتفم اذيت مي كرد، اما دو سه روز قبل از افتتاحيه، دكتر تيم كره جنوبي نجاتم داد و با طب سوزني آسيب ديدگي كتفم را درمان كرد. او با اين كه مي دانست من كاپيتان ايرانم و حتي امكان داشت با اين درمان تيمش جلو ايران شكست بخورد، كارش را انجام داد. البته غير از من به چهار نفر ديگر از بازيكنان تيم هم كمك كرد. پس از پايان مسابقات فدراسيون واليبال تقديرنامه اي به او تقديم كرد.
اما ماجرايي كه همه را به اين افتخار بدبين مي كند، تقلب است؛ دست بردن در شناسنامه ها و پايين كشيدن سن تا مرز مجاز براي تيم نوجوانان. منصور زادون، كاپيتان تيم مي گويد: در ايران همه شناسنامه ها را يك سال پيش از مسابقات به فدراسيون داديم. آن وقت 140 نفر در اردو بوديم و اصلا امكان اين نبود كه تمام بچه ها بخواهند با شناسنامه تقلبي بازي كنند، اما مسابقات كه شروع شد، ديديم تيم هاي ديگر بازيكن صغر سن دارند. همين كره جنوبي كه در فينال با آن ها بازي كرديم، دو بازيكن غيرمجاز داشت. يا حتي هند كه در بازي نيمه نهايي آن ها را شكست داديم. البته در مسابقات جهاني هم از اين كارها مي كنند. دو سال پيش، برزيل بازيكن صغر سن داشت. در كل فدراسيون جهاني هم زياد سخت  گيري نمي كند و دست هر تيم را براي استفاده از يكي دو بازيكن غيرمجاز باز مي گذارد تا كيفيت مسابقات بهتر شود.
غير از رفاقت و صميميتي كه همه از آن حرف مي زنند، عوامل ديگري را هم مي توان در قهرماني اين تيم موثر دانست. استفاده از مربيان تخصصي يكي از اين عوامل است. براي مسابقات قهرماني آسيا چند مربي به طور همزمان روي بازيكنان كار مي كردند؛ ايوان و خوش رويي، مربيان تكنيكي بازيكنان بودند كه در كنار پور كاشيان، مربي تاكتيكي و نعلبندي، مربي بدن سازي، تيم را آماده مي كردند. البته مربي تغذيه و مربي فرهنگي هم 18 ماه در كنار بازيكنان بودند تا كارشان در نهايت با قهرماني آسيا همراه شود. البته قهرماني جهان افتخاري كه نوجوانان ايران هنوز آن را تجربه نكرده اند هم بدجوري چشمك مي زند.

يك مشت موجود عجيب و غريب!
سخت بود كه 12 نفر با قد بالاي دو متر را زير يك سقف جمع كنيم. براي همين به كساني كه در تهران زندگي مي كنند قناعت كرديم. البته كشاورزي و نورمحمدي هم در فهرست بودند كه به دليل امتحانات دبيرستان نتوانستند خودشان را برسانند.
به هر حال منصور زادون جور آن ها را كشيد. او كه كاپيتان تيم است، هر 12 بازيكني را كه در مسابقات حاضر بودند، توصيف كرد؛ چيزي كه مي بينيد عين نوشته او روي كاغذ است. بخش جالب ماجرا جايي است كه به خودش مي رسد.
ولي نورمحمدي: معروف به آقاي خمير، عاشق زيتون و سس تند، تكيه كلام؛ هويجوري و همينيه كه هست. بچه اي با محبت كه تو دلش چيزي جز صميميت نيست. الگوي ورزشي كه بي شباهت به خودش هم نيست؛ الساندرو في (سرعتي زن باشگاه سيسلي ايتاليا!)
آرش كشاورزي: شرورترين عضو تيم كه همه را جان به لب كرده بود. تكيه كلام: باز تو شروع كردي؟ سرويس هايش تيم هند را متلاشي كرد.
صابر نريمان نژاد: معروف به سلطون همه چيزخوار ، عاشق فوتبال 2003 پلي استيشن 
علي نجفي: آرام ترين و سر به زيرترين واليباليست. خوش اشتهايي كه هيچ چيزي را از شكمش دريغ نمي كند.
مصطفي شريفات: بيليارد باز معروف تيم ملي بقيه خصوصيات به دليل امكان ايجاد سوءتفاهم ناگفته مي  ماند. تكيه كلام : ها .
عبدالرضا علي زاده: ملقب به للش به معني دوست داشتني با روحيه ترين عضو تيم با ساعدهاي ميلي متري در سطح ليگ ايتاليا (جدي نگيريد!!)
تكيه كلام: ايدمو (ما هم نمي دانيم يعني چي!) و غذاي مورد علاقه آب گوشت.
علي سجادي: با لهجه شيرين شيرازي تكيه كلام: دقيقا. با پنجه هاي فولادي كه رد خور ندارد. عاشق جوجه  كباب همراه با آب ليمو.
ميلاد صادقي: ملقب به سرندي پيتي با اندامي لاغر و پرشي همچون كانگورو كه پايش را مي گرفتيم تا از روي تور به آن طرف نيفتد. غذاي مورد علاقه:  خوراك ميگو با سس تارتار
سيدمحمد موسوي: بهترين دفاع وسط آسيا (كه دست هاش مثل صندل تابستاني باز است و تنها چيزي كه از توش رد نمي شود كشتي با بارش است!) بازيكني خيلي جدي كه با شوخي ميانه اي ندارد.
رحمان داوودي: معروف به نانوك (شخصيت دوست داشتني كارتون سرزمين پنج خورشيد ) كه تمام شايستگي هايش را در فينال رو كرد. غذاي مورد علاقه:  از سنگ نرم تر كلوخ (ضرب المثل لري).
اشكان درخشان: معروف به . (چون قرار است امروز ما را با ماشين تا خانه برساند، از گفتنش معذوريم!). بازيكني با روحيه كه هر وقت وارد زمين مي شد نتيجه بازي  را عوض مي كرد (البته بعضي وقت ها هم به نفع حريف). غذاي مورد علاقه: همه چيز به جز كباب.
منصور زادون: معروف به: گيبا ، بازيكن بزرگ برزيلي (آره جون خودش) كه در طول مسابقات فقط اسپاگتي مي  خورد. بهترين رفقايش پاسورهاي تيم بودند. تكيه كلام: جان بچه ات انجام بده.

ستاره هاي دنباله دار
با پايان يافتن فصل فوتبال در اروپا، حالا  جذاب ترين اخبار از نقل وانتقالا ت بازيكنان حكايت مي كند؛ فوتباليست هاي بزرگي كه بين باشگاه هاي اسمي اروپا جابه جا مي شوند
008457.jpg
يووه فعلا بدون مهاجم پيش مي رود تا شايد جيلاردينو جور غول پر نوساني چون دل پيرو را بكشد. ديدن او با پيراهن هر باشگاهي در فصل آينده، از جذابيت هاي  مركاتو است. مخصوصا اگر زوجش ابراهيموويچ باشد
محمد والايزداني 
با پايان يافتن هر فصل از فوتبال اروپا، هواداران به اين فكر مي كنند كه سوژه هاي داغ فصل چه كساني خواهند بود. آن ها نگران ستاره  هايشان مي شوند كه ممكن است از تيم شان جدا شوند و به بازيكناني اميد مي بندند كه در راه آمدن هستند.
امسال هم مثل سال هاي گذشته اين بازار مكاره، داغ داغ است. اين بار هم مثل پارسال يك مولتي ميليونر روس نقش اول اين بازار را بازي مي كند و بقيه هم سعي مي كنند به فكر گزينه  هايي باشند كه رومن آبراموويچ با مشاوره ژوزه مورينيو، بي خيال خريدشان مي شود. شايد پيدا كردن چند نفري كه بازار حول محورشان مي چرخد، كار خيلي سختي نباشد.چند تايي از آن ها در اين صفحه فهرست كرده ايم.
آلبرتو جيلاردينو
شايد در مرگ تدريجي غول هايي چون دل پيرو، ويري و حتي توتي، مرد پارمايي را بتوان بهترين و آماده ترين مهاجم حال حاضر فوتبال ايتاليا دانست. وقتي اين ملي پوش جوان لاجوردي ها در جدول گل زنان، بالاتر از ابر ستاره اي چون شوچنكو مي ايستد، نبايد هم از شنيدن نام هايي كه براي استخدامش قطار شده اند، تعجب كرد، حتي اگر مسوولان پارما كه در به در به دنبال پول مي گردند، چوب حراج 35 ميليون پوندي به ستاره شان زده باشند. از بين وطني ها، ميلان و يووه پاشنه در باشگاه پارما را از جا درآورده  اند و از خارجي ها هم به نظر مي رسد كه فقط دو باشگاه توان خريدش را دارند: چلسي و رئال. شايد از اين 4 تيم، يووه محتاج تر از بقيه باشد. آن ها فعلا بدون مهاجم پيش مي روند تا شايد جيلاردينو جور غول پر نوساني چون دل پيرو را بكشد. ديدن او با پيراهن هر كدام از اين باشگاه ها در فصل آينده، از جذابيت هاي مركاتو است. مخصوصا اگر زوجش ابراهيموويچ باشد.
استيون جرارد
ليورپول به فينال ليگ قهرمانان رسيد، اما شايد اگر كاپيتان قرمز ها نبود، آن ها از مرحله گروهي هم بالا نمي آمدند، چه برسد به رسيدن به فينال. هر موقع كه استيو مصدوم شد، موتور حركتي ليورپول به روغن سوزي افتاد تا همه بفهمند كه آبراموويچ بي جهت نمي خواست براي آوردنش به جمع آبي ها۱۰۰ ميليون پوند خرج كند. زوج او و لمپارد مي تواند يكي از برگ هاي دفترچه گارانتي عمر مورينيو روي نيمكت  چلسي باشد. رئال هم براي اين كه خود را از تك و تا نيندازد، پيشنهادي 35 ميليون پوندي ارايه كرده كه اصلا با اراده مرد روس قابل مقايسه نيست، اما همه اين مسايل همانند پيشنهاد تمديد قرارداد با ليورپول و گرفتن حقوق هفتگي معادل صدهزار پوند، فعلا در حد حرف است. هرچند اگر فصل بعد او را با پيراهن آبي لندني ها ديديد، نبايد تعجب كنيد.
لوييس فيگو
زماني بود كه وقتي او توپ را مي گرفت، مدافعان حريف با فاصله مي ايستادند تا شايد بعد از دريبل خوردن نفر اول و جاماندن دومي و سومي و چهارمي، بتوانند توپش را بگيرند. زماني جنجال انتقالش از بارسا به رئال، خوراك روزنامه نگاران و ستون نويسان اسپانيايي و خارجي بود تا جسارتش را البته خارج از ايالت كاتالونيا بستايند، اما زمانه بد بازي هايي دارد؛ كاپيتان سابق بارسا با پيچ به نيمكت رئال وصل شده تا هر چند وقت يك بار يك نفر همت كند، پيچش را باز كند و او را به داخل زمين  بفرستد. مرد 34 ساله پرتغالي حالا مي خواهد در انگليس بازي كند. مورينيو به او احتياجي ندارد، آرسنال بهتر از او را دارد و نيوكاسل زيادي صنعتي است. مي  ماند بولتون كه ستاره ها را دوباره زنده مي  كند، ليورپول كه جناح راستش خالي تر از هميشه است و منچستريونايتدي كه كارلوس كروش را دست راست فرگي مي بيند. شايد رفتن به بولتون و ليورپول او را احيا كند، اما وسوسه بازي در جمع شياطين سرخ، بد دردي است!
آدريانو
خيلي بعيد است كه اينتر و رييس به ظاهر مستعفي اش، ماسيمو موراتي، بتوانند به رفتن او راضي شوند؛ چپ پاي هنرمند برزيلي كه مثل هموطنانش خيلي خوب سامبا با توپ را بلد است و قدرت بدني اي دارد كه تراكتوري با دنده اتوماتيك از او ساخته! در اين فصل گل زن اول اينتر آن قدر خوب كار كرد كه ژوزه مورينيو و رومن آبراموويچ را به سن سيرو كشاند تا بازي اش را از نزديك زير نظر بگيرند. حتي اگر مورينيو بگويد كه براي تمرين زبان پرتغالي و گپ زدن با آدريانو به ايتاليا آمده  است، يك لحظه هم نبايد حرفش را باور كرد. آدريانو در فهرست خريد اوست و چلسي براي فصل بعد مهاجم مي خواهد، چه كسي بهتر از پسر 22 ساله برزيلي؟
كريستين چيوو
كاپيتان سابق آژاكس، يك رومن واقعي است كه در عمق دفاع به تيم آرامش خاصي مي دهد. او در اول فصل پيشنهاد تيم هاي مختلف را رد كرد تا در جمع گر گ  هاي رمي بازي كند، اما رم آن قدر فراز و نشيب داشته كه ديگر براي يكي از تكنيكي ترين مدافعان فوتبال جهان جذابيتي ندارد. در فصل نقل و انتقالات همه به فكر خريدن مهاجم هستند، اما اينتر و روبرتو مانچيني خوب مي دانند كه خريدن اين ملي پوش رمي تا چه حد به نفع شان خواهد بود. نكته مهم در مورد او، افت و اخير رم و جاه طلبي تمام نشدني موراتي است كه نويد اينتري تغيير يافته را مي دهد. ديدن چيوو با پيراهن نراتزوري آن قدرها هم چشم ها را گرد نخواهد كرد.

قرمزهاي ديوانه اروپا
باوركردني نبود. حتي افراطي ترين طرفدارهاي ليورپول هم فكر نمي كردند آن ها اين طور نتيجه را عوض كنند قهرماني ليورپول در پنجاهمين فينال ليگ قهرمانان اروپا بي نظير بود
008538.jpg
علي رضا سعيدي 
حتي برزيل دهه هفتاد نمي توانست چنين كاري بكند. حتي ديه گو مارادوناي افسانه اي كه ديدار تيم هاي ميلان و ليورپول را در استاديوم آتاتورك استانبول به تماشا نشسته بود، نمي توانست كار خارق العاده شاگردان رافائل بنيتس را باور كند؛ بازگشت رويايي ليورپولي ها، تنها ظرف شش دقيقه، در تصور هيچ كس نمي گنجيد. پس از سه گلي كه ميلاني ها در نيمه اول توسط پائولو مالديني و هرنان كرسپو وارد دروازه يرزي دودك كردند، همگان انتظار تكرار نتيجه اي چون فينال ليگ قهرمانان 1994 (ميلان 4 بارسلونا صفر) را داشتند، اما فوتبال در پنجاهمين فينال ليگ قهرمانان باشگاه هاي اروپا از منتقدان هميشگي خود انتقام گرفت. قبل از بازي، تمام فوتبال دوستان انتظار ارايه فوتبالي دفاعي از ميلان و ليورپول را داشتند و برخي هم نگران آشوب هاي هواداران دو تيم و تكرار خاطره تلخ فاجعه هيسل بودند، اما فوتبال زيباترين چهره خود را نشان داد تا ياد اين فينال رويايي براي هميشه در خاطره ها حك شود. همان طور كه جيمي ترائوره، مدافع ليورپول به ياد مي آورد: در ميان دو نيمه ميلاني ها جام را در دست خود مي ديدند. بي اندازه به خود اطمينان داشتند و خوش حال بودند. همه شان در راهروها به هم تبريك مي گفتند، اما سرانجام ورق برگشت. ولاديمير اسميچر چك تبار هم كه با حضور خود كمك زيادي به بازگشت قرمزهاي ليورپولي به بازي كرد، مي گويد: ميلان پس از نتيجه سه بر صفر كار را تمام شده مي دانست. نمي توانم بگويم كه هنوز باورمان نمي شود، ولي در شرايطي باورنكردني شانس خود را امتحان كرديم. آن چنان كه كارلو آنچلوتي مي گويد عدم تمركز ميلاني ها و تدابير هوشمندانه رافائل بنيتس باعث شد در نيمه دوم مسابقه اي ديگر آغاز شود و ليورپولي  ها موفق به خلق حماسه اي به يادماندني شوند. كاپيتان استيون جرارد كه جنگندگي بي نظيري از خود به نمايش گذاشت، درباره آن 6 دقيقه ديوانه كننده در چهارشنبه شب 25 مي سال 2005 مي گويد: ليورپول همين است. هميشه مي توانيد منتظر چنين حركت هاي انفجاري اي از طرف اين تيم باشيد. ماشين به كار افتاد و بعد نتوانستيم جلو خودمانم را بگيريم.
مركز سياره 
پس از پيروزي چهارشنبه شب، ليورپول  نشينان تا روزها خود را مركز كره خاكي حس مي كردند. حتي طرفداران اورتون، رقيب سرسخت آنان نيز در لحظه اي كه جرارد جام قهرماني را بالاي سر برد، از فرط خوش حالي در حد انفجار بودند؛ احساس افتخار اهالي ناپل انگليس كاملا قابل درك است. از نظر روزنامه تايمز به جز يرزي دودك، سنگربان استثنايي تيم، مهم ترين بازيكنان ليورپول در تركيب تيم، استيون جرارد خستگي ناپذير و جيمي كاراگر، مدافع مياني، از اهالي شهرهاي حاشيه اي ليورپول بودند. اين پنجمين قهرماني ليورپول در جام قهرمانان بود و جام براي هميشه در موزه آنفيلدرود باقي خواهد ماند. جايي كوچك در كنار ويترين و جام  هم در نظر گرفته شده تا پيام هاي تبريك ملكه اليزابت دوم و توني بلر، نخست وزير را به رخ بازديدكنندگان بكشند. نخست وزير انگليس كه علنا طرفداري خود از نيوكاسل را در مجامع عمومي اعلام كرده، چهارشنبه شب يك مراسم شام خصوصي را نيمه كاره رها كرد تا حداقل ضيافت پنالتي ها را از دست ندهد.
استاد مطلق 
شايد ديتمارهامان آلماني بعد از ورودش به زمين تحولي شگرف در بازي ليورپول به وجود آورد، شايد جرارد دليرانه بازي كرد و يرزي دودك در دقايق پاياني، وقت هاي اضافه و ضربات پنالتي واكنش هايي ديدني از خود به نمايش گذاشت، اما ليورپول اين نمايش هيجان انگيز و فراموش ناشدني را مديون مربي 45 ساله اسپانيايي خود است كه يكي از برترين تكنسين هاي حال حاضر جهان فوتبال محسوب مي شود. مردي كه به كمك كامپيوتر كوچكش كوچك ترين حركات بازيكنانش، وضعيت جسماني و حتي رژيم غذايي آن ها را تحت كنترل دارد. معمولا اوقات بيكاري رافا هم با تماشاي نوار بازي هاي پيشين سپري مي شود. كاري كه گاهي وقت ها جنبه وسواس  گونه هم پيدا مي كند. خودش تعريف مي كند: يك روز بين دو نيمه، وقتي در حال ورود به رختكن بوديم، پدر و مادر و خواهرم نزديك به زمين بازي نشسته بودند و با گذر از كنارشان به من سلام كردند، اما من جواب شان را ندادم. بعدها كه پدرم مرا از حضورشان در ورزشگاه در آن روز مطلع كرد، به او گفتم كه اصلا آن ها را نديده بودم. تيم مان يك بر صفر عقب بوده و من به چيزي جز جبران نتيجه نمي توانستم فكر كنم. به نظر مي رسد بازيكن سابق رئال مادريد در دهه هفتاد و مربي پيشين تيم هاي جوانان رئال، اسپانيول و والنسيا درست پا جاي پاي خوزه مورينيو گذاشته است. پس از فتح دو جام قهرماني اسپانيا (2002 و 2004) و جام اتحاديه باشگاه  هاي اروپا در سال 2004 همراه والنسيا، حالا رافا به معتبرترين جام قهرماني اروپا نيز بوسه مي زند. البته او خودش را خيلي خوش شانس مي داند: مربيان خوب زيادي در باشگاه هاي كوچك هستند كه اگر مثل من روزي شانس مربيگري تيم هاي بزرگ به آن ها داده شود، مطمئنم كه آن  ها هم مي توانند افتخارات زيادي كسب كنند.
منبع: لوموند

فهرست
نامه به سردبير
فهرست
سينما تلويزيون
رقابت كارگردانان
بازهم فيلم مي سازم
رويداد هفته
بوم بوم خمپاره و يك ماجراي عشقي 
چگونه يك برنامه انتخاباتي بسازيم؟
گوي طلايي تمشك طلايي
ورزشي
۶ گل مثل هلو
فري بوي ايران مي دهد
رويداد هفته
اون پرنده تو بودي!
يك مشت موجود عجيب و غريب!
ستاره هاي دنباله دار
قرمزهاي ديوانه اروپا
اجتماعي
بگو من فقط يك پند به شما مي دهم كه دوتا دوتا و يكي يكي براي خدا به پاخيزيد
راي اول به آقاي رييس جمهور
زندگي
رسول خادم: گدا نما ها تهران را قرق كرده اند
۲ روايت از مواد مخدر كوي دانشگاه
رويداد هفته
سينما
كو جهان آرا؟
اين جا هنوز يك لوطي نفس مي كشد
روزها
آن مرد ديگر نيامد
تقويم بيماري امام (1368 1358)
رويداد ها
جهان كوچك
گزارشي كه اشتباه نبود
مهاجرت به چهارصد سال پيش 
|  فهرست  |  سينما تلويزيون  |  ورزشي  |  اجتماعي  |  زندگي  |  سينما  |  روزها  |  جهان كوچك  |
|  شناسنامه  |  مهمان هفته  |  راهنما  |  سبك زندگي  |  گفت و گو  |  گزارش  |  موفقيت  |   نيم رخ ، تمام رخ  |
|  يادداشت  |  موضوع ويژه  |  گالري  |  رايانه  |
|   صفحه اول   |   آرشيو   |   چاپ صفحه   |