- هفته نامه فرهنگي - اجتماعي -جوانان‎/شماره بيستم - شنبه ۷ خرداد ۱۳۸۴ - - May 28, 2005
docharkhe
حراج شياطين سرخ 
يكي دو سال پيش يك پول دار روسي سهام باشگاه چلسي را خريد و صاحبش شد
حالا نوبت يك امريكايي است كه چشم به سهام منچستريونايتد بدوزد آخرين خبرها مي گويند او تقريبا صاحب باشگاه است 
008025.jpg
روز دوشنبه 26فروردين بالاخره گليزر موفق شد و سهام خود را در منچستر يونايتد به 75 درصد رساند. حالا تقريبا منچستر در دست اوست و مي تواند به عنوان سهام دار عمده، اعتبارات بانكي خود را نيز به اين باشگاه منتقل كند
حالا ديگر همه انگليسي ها مالكولم گليزر را به خاطر لجاجتش در خريد باشگاه منچستر يونايتد مي شناسند. اكنون قانوني در انگلستان وجود ندارد كه براساس آن گليزر 76 ساله نتواند با تصاحب اكثريت سهام منچستر يونايتد، مالك مطلق اين تيم شود.
گليرز نمونه كامل تحقق روياي لجوج است. او كه در يك خانواده مهاجر ليتوانيايي به دنيا آمد، ميراث كم پدرش را كه كاسبي معمولي بود اندك اندك توسعه داد و سرمايه گذاري موفق شد. اولين بار در 60 سالگي با اين كه 200 ميليون دلار پول نقد هم نداشت، پيشنهاد خريد شركت راه آهن ورشكسته كان ريل را به مبلغ هفت ميليارد دلار داد. پيشنهاد خريد هارلي ديويدسون هم در كارنامه مالي اش هست. گليزر سرمايه گذاري در ورزش فوتبال را با خريد تيم ضعيف فوتبال امريكايي تامپا بي شروع كرد. چند فصل بي رونق را با اين تيم سپري كرد، ولي بعد با دست مزدي هنگفت مربي معروفي را به كار گرفت. در نتيجه تيمش در همان سال به قهرماني رسيد و ارزش سهامش چهار برابر شد.
علاقه اين ميلياردر امريكايي به باشگاه منچستر يونايتد از سال 2003 شروع شد؛ همان سالي كه شياطين سرخ براي آخرين بار قهرمان ليگ برتر شدند، او با يك خريد كوچك سه درصدي از سهام باشگاه به سهام داران اين تيم پيوست. همان زمان شايعه شد كه اين سهام دار تازه از راه رسيده، بي سر و صدا، نقشه اي را براي مالكيت باشگاه در آستين دارد كه البته او اين شايعه را تكذيب كرد. وقتي گليزر 28 درصد كل سهام باشگاه را خريد، وقت آن رسيده بود كه مسوولان منچستر يونايتد در مورد اين ميلياردر امريكايي موضع بگيرند. آن ها اطمينان دادند كه اساسا مساله فروش باشگاه به يك امريكايي مطرح نيست. از آن زمان به بعد هواداران و خرده سهام داران منچستر يونايتد هر كدام مبارزه اي موازي را در برابر تصاحب تيم محبوب شان شروع كردند.
گليزر جرات كرد و رسما پيشنهاد خريد باشگاه را داد. يك ماه بعد هيات مديره باشگاه اين پيشنهاد را به دلايل مالي وفني رد كرد. با اين همه گليزر ساكت ننشست. وي در آخرين روزهاي سال 2004، پيشنهاد بازنگري شده اي را به هيات مديره منچستر يونايتد داد كه اين پيشنهاد نيز براي دومين بار رد شد. در آن زمان گليزر مدعي شد كه اين پيشنهاد ها به دليل فشار رسانه ها و مخالفت  هواداران رد شده و مبناي اقتصادي و قانوني براي اين تصميم وجود نداشته است. يكي از كليدهاي اين قفل بسته، دو سهام دار عمده ديگر بودند؛ دو ايرلندي كه غول هاي قمار در مسابقات اسب دواني انگلستان هستند.
008043.jpg
يك نكته آشكار است. گليزر با يك چمدان پر از پول براي خريد منچستر نيامده است. يكي از برنامه هايش اين بود كه بعد از تملك باشگاه با اعتبارش وام بگيرد. در حالي كه هيات مديره منچستر يونايتد معتقد است كه پذيرش اين پيشنهاد عملا اين باشگاه را به موسسه اي مقروض و در معرض خطر ورشكستگي تبديل خواهد كرد. هواداران منچستر يونايتد هم مي گويند باشگاهي كه  ثروتمندترين موسسه ورزشي جهان است، نبايد با يك پيشنهاد مشكوك و با قرض، به يك موسسه وام دار لرزان تبديل شود.
در فوريه امسال گليزر آخرين تير تركش خود را رها كرد و گفت كه 800 ميليون پوند مي دهد و همه اش را مي خرد. اين پيشنهاد پس از كش و قوس هاي قانوني و مالي به هيات مديره منچستر يونايتد عرضه شد. در اين مدت سياست اعضاي هيات مديره باشگاه منچستر يونايتد در برابر پيشنهادهاي گليزر با دست پس بزن، با پا پيش بكش بود. از يك طرف هواداران متعصب منچستر و افكار عمومي انگليس و از طرف ديگر وسوسه انگيز بودن اين مبلغ و پيشنهادهاي ديگر بودجه بودند. خرده سهام داران و هواداران منچستر يونايتد اعضاي هيات مديره باشگاه را به تباني با گليزر متهم مي كردند و ميلياردر امريكايي هم مي گفت كه آن ها در خريد و فروش سهام تبعيض قايل مي شوند.
در نهايت، هيات مديره باشگاه به گليزر مهلت داد كه تا 27 ارديبهشت آخرين پيشنهاد قطعي خود را بدهد. برخي از رسانه هاي انگليس در آن زمان، اين اولتيماتوم را ضربه اي بر گليزر دانستند، ولي عده اي ديگر هم اين امر را چراغ سبزي براي او تلقي كردند. گذشت زمان نشان داد كه نظر دوم درست بوده است. هفته گذشته گليزر ناگهان اعلام كرد كه با خريد سهام دو ايرلندي سهام دار عمده باشگاه، ميزان سهام خود را به 57 درصد رسانده. و چند ساعت بعد نيز با خريد چند مجموعه سهام ديگر، 70 درصد سهام ثروتمندترين باشگاه جهان را در اختيار گرفت.
008094.jpg
اين خريد سهام به گليزر فرصت داد كه نه تنها مالك اكثريت سهام باشگاه شود، بلكه تصاحب كامل منچستر يونايتد را نيز به مرز قطعيت برساند. طبق قوانين بريتانيا اگر گليزر پيشنهادي بزرگ تر از قيمت اسمي منچستر ارايه دهد، باشگاه بايد آن را بپذيرد. در روز دوشنبه 26ارديبهشت بالاخره گليزر موفق شد و سهام خود را در منچستر يونايتد به 75 درصد رساند. حالا تقريبا منچستر در دست اوست و مي تواند به عنوان سهام دار عمده، اعتبارات بانكي خود را نيز به اين باشگاه منتقل كند. در صورتي كه وي سهامش به 90درصد برسد، خرده سهام داران، قانونا مجبورند سهام شان را به او بفروشند.
اين باشگاه در سراسر جهان بيش از۷۵ميليون هوادار دارد كه به نظر مي رسد چندان گول وعده هاي گليزر را براي خريد بازيكنان جديد و بازسازي تيم نمي خورند. آن ها مي گويند گليزر، رومان آبراموويچ جديدي نيست كه عشق فوتبال باشد، بلكه مي خواهد از طريق شهرت و موفقيت منچستر ثروتش را زياد كند. يك دليل ديگر ترس هواداران، سابقه بد او در افزايش بهاي بليت بازي هاي تيم فوتبال امريكايي اش است. آن ها مي ترسند مجبور شوند براي ديدن بازي هاي تيم شان پول بيشتري بدهند. براي هواداران و خرده سهام داران، منچستر يونايتد ارزش عاطفي دارد و مسلما سهم شان را با رضايت به اين امريكايي پير نمي فروشند.

اين جنگ ممكن است 9 سال طول بكشد
تعداد قربانيان عمليات انتحاري در عراق هر روز بيشتر مي شود. انفجارها حالا ديگر محدود به مراكز نظامي اشغالگران نيست. به نظر مي رسد جنگ چريكي براي نيروهاي امريكايي هزينه زيادي داشته باشد
008070.jpg
همزمان با ديدار 11 ساعته رايس از عراق، انبوه جنازه هاي جديدي كشف شد كه وحشيانه كشته شده بودند.
مقامات عراقي در زميني خالي در شهرك صدر بغداد، در مزرعه اي در لطيفيه و چند جاي ديگر، در ميان زباله ها جسدهايي پيدا كردند كه چشم بند داشتند، دست شان بسته بود و چند بار به سرشان شليك شده بود. از انتخابات عراق در سي ژانويه كه دولت جديد اين كشور را به صحنه آورد، موج جديد ناآرامي و خشونت عراق را فرا گرفته است. شورشي ها معمولا نيروهاي امنيتي و پليس هاي عراق را هدف مي گيرند. آدم ربايي و باج خواهي كه قبلا خارجي ها را تهديد مي كرد، حالا مسوولان دولتي را هم تهديد مي كند. فرماندار شهر انبار، جديدترين نمونه است. يكي از نكات قابل توجه در حملات اخير شورشيان مسلح عراق، تغيير شيوه حملات مسلحانه و گسترش دامنه آن به تمامي نقاط اين كشور است. اين روزها بيشتر حملات ضد امريكايي در عراق كه قبلا به صورت انفجارهايي در خيابان ها و محل عبور كاروان هاي امريكايي و به شكل حملات انتحاري بود، به حملات گسترده اي بر ضد نيروهاي عراقي و نيز غيرنظاميان تغيير يافته است.
در دو هفته اخير، 400 نفر در انفجارهاي مختلفي در عراق كشته شده اند. حملات اخير در مناطق مختلف بغداد و در شمال كشور، تكريت و الحويجه بوده. گفته مي شود سني ها و باقي مانده هاي حزب بعث كه در انتخابات سهمي به دست نياوردند، در اين حملات و ناآرامي ها دست دارند. گروه هاي تروريستي تلاش مي كنند تا عراق را به شدت ناامن جلوه دهند و از اين فضا حداكثر بهره را براي اهداف پيدا و پنهان خود ببرند. گروه ابومصعب زرقاوي مسووليت تمام اين انفجارها را برعهده گرفت و ابراهيم جعفري را هم تهديد به مرگ كرد. با محاسبه تلفات اين انفجار، تعداد نظاميان امريكايي كه از زمان اشغال عراق تاكنون كشته شده اند به 1182 نفر مي رسد.
رايس در حالي به عراق آمد كه سربازان امريكايي عمليات ماتادور، نااميد از يافتن ابومصعب زرقاوي در مرزهاي عراق به پايگاه هايشان برگشته بودند. گمان مي رود ابومصعب زرقاوي در ناحيه اي نزديك مرز سوريه كه غرب وحشي عراق خوانده مي شود، فعاليت مي كند. رايس سوريه را متهم كرده كه با باز گذاشتن مرزهايش به تروريست ها اجازه رفت و آمد مي دهد. ژنرال ريچارد مايرز، فرمانده ستاد مشترك ارتش امريكا گفت كه جنگ چريكي در عراق مي تواند سال ها به طول انجامد. او گفت: حريف ما فكر مي كند و سپس دست به عمل مي زند و من انتظار ندارم فردا بتوانيم به نتيجه مطلوبي برسيم . آن چه ما در مورد جنگ هاي چريكي مي دانيم اين است كه اين جنگ ها مي توانند، از 3 يا 4 تا 9 سال به طول انجامند.
008163.jpg
انفجار انتحاري 
عراق بعد از آزادسازي(!) روزهاي متوالي شاهد صحنه هاي انفجار بوده است، ستون نظاميان، پايگاه هاي امريكايي، سفارت خانه ها، مراكز پليس، و در اغلب اين انفجارها سناريوي مشتركي اجرا شده: يك نفر سوار ماشيني پر از مواد منفجره مي شود يا آن ها را به خودش مي بندد و و قتي به نزديك هدف رسيد، اهرم انفجار را مي كشد. اين سيل راننده هاي از جان گذشته كه ماشين خود را به هر هدف امريكايي دم دست مي كوبند، امريكا را با دشمني جديد مواجه كرده است؛ بمب هاي انساني. طي روزهاي اخير در عراق ركورد بي سابقه 67 بمب انساني در يك ماه گزارش شد. با جنگ عراق، بمب گذاري انتحاري تيتر هر روزه آژانس هاي خبري غرب شد. بوش سعي كرد به جاي بمب گذار انتحاري كه بار فداكاري داردكلمه جديدي را رايج كند، اما موفق نشد. مخاطبان غربي در برابر اين صف به ظاهر بي پايان آدم هايي كه آماده تركاندن خود هستند، مات مانده اند. چه نيرو و اراده اي اين آدم ها را قادر مي كرد تا دست به چنين كار عجيبي بزنند؟ اولين پاسخ دم دست براي وجدان غربي اسلام بود. غرب كه در دهه هفتاد و با انقلاب اسلامي ايران از خطر بالقوه اسلام آگاه شده بود، در ربط سريع اين انفجارهاي انتحاري به اسلام درنگ نكرد.
در واقع دو نوع انفجار انتحاري داريم؛ يكي به عنوان اسلحه اي عليه اهداف نظامي و سربازان و ديگري عليه شهروندان و غيرنظاميان بي گناه. مسلما بين آن جوان فلسطيني  كه خودش را جلو ستون سربازان اسراييلي منفجر مي كند و كارلوس، تروريست معروف كه بمب هايش را در كافه ها و بين آدم هاي بي گناه منفجر مي كرد، تفاوت زيادي وجود دارد. خودكشي به عنوان شاهدي بر جنايت هم نمونه اي ديگر است. راهبان بودايي كه خود را آتش مي زدند، يكي از چند عامل تمام كننده جنگ ويتنام بودند. براي غربي ها كه به كشتن از راه دور عادت كرده اند، اين سلاح خيلي نامتعارف است. امريكايي ها به ديدن جنگ از تلويزيون عادت كرده اند. صحنه هاي تروتميز جنگ هاي خليج فارس از زاويه ديد خلباني كه بمب را رها مي كند، مسلما شيك تر از تصوير چند جوان است كه آماده اند فتيله شان را آتش بزنند.
هر چند انفجار انتحاري با انفجار پايگاه امريكا در بيروت پديد آمد، اما فدا كردن جان يك نفر براي تخريب دشمن، سابقه اي طولاني دارد. در جنگ جهاني دوم، خلبانان ژاپني هواپيماي خود را به ناوهاي امريكايي مي زدند؛ كاميكازه. بعدها گروه هاي نظامي مختلفي مانند ببرهاي تاميل، حزب كارگران كردستان، حماس، حزب الله و گردان شهداي الاقصي از اين شيوه استفاده كردند. هر چند همه اهدافي كه منفجر مي شد لزوما نظامي نبود. غرب با مفاهيمي كه منشا اين حركت هاست بيگانه است. براي يك غربي، فداكاري در قالب گروه هاي خدمات اجتماعي معنا دارد. او مالياتش را مي دهد تا سربازان به وظيفه فداكاريشان بپردازند. براي غرب كه هيچ گاه تحت سلطه نبوده، اين نوع  به آب وآتش زدن ناشناخته باقي خواهد ماند. تفكر اگر نمي توان با عزت زندگي كرد، حداقل بايد شرافتمندانه مرد در زندگي مصرفي كارت هاي اعتباري بي معني است. به هر حال سلاح بمب هاي انساني، راه نزديك و پست مدرني است كه وقتي از نظر نظامي با حريفت برابر نيستي، بايد به كار ببري.

فهرست
نامه به سردبير
فهرست
سينما تلويزيون
تجربه به چه قيمتي؟
لوكاس در صدر
رويداد هفته
شاهكار در همه جا
لطفا يكي مادر آهو را صدا كند!
گوي طلايي تمشك طلايي
ورزشي
ايران، قهرمان جهاني كليك!
ورزش در تعطيلات
رويداد هفته
انتخابات + فوتبال=زندگي 
زنده باد كاتالونيا
اجتماعي
كلمات قصار حضرت علي(ع) نهج البلا غه 
تحقيقات درباره آقاي رييس جمهور
گزارش تصويري
فستيوال ماشين  و نوستالژي 
زندگي
ادواردو در نماز جمعه تهران
سرگرمي شماره يك: گعده!
رويداد هفته
دانش
مغز پسرها و دخترها با هم فرق مي كند؟
مغزهاي دسته بندي شده 
مدل 4 ربعي تمايلات تفكري هرمان
روزها
فتح قسطنطنيه به دست سلطان محمد فاتح پايان قرون وسطي و شروع عصر رنسانس ۷ خرداد، 29 مي 1453
خاطرات ظلمت 
رويدادها
جهان كوچك
حراج شياطين سرخ 
اين جنگ ممكن است 9 سال طول بكشد
|  فهرست  |  سينما تلويزيون  |  ورزشي  |  اجتماعي  |  گزارش تصويري  |  زندگي  |  دانش  |  روزها  |
|  جهان كوچك  |  شناسنامه  |  مهمان هفته  |  راهنما  |  سبك زندگي  |  گفت و گو  |  گزارش  |  موفقيت  |
|   نيم رخ ، تمام رخ  |  يادداشت  |  موضوع ويژه  |  گالري  |
|   صفحه اول   |   آرشيو   |   چاپ صفحه   |