او برگشته است. يكي از بهترين هافبك هاي تهاجمي فوتبال ايران در نيمه دوم دهه هفتاد و دهه هشتاد. بازيكني كه همه برايش بزرگ ترين باشگاه هاي دنيا را تصور مي كردند، اما ناگهان در وسط هاي كار او گم شد. رفت و چند سالي طول كشيد تا دوباره مثل امروز بدرخشد؛ بازيكني كه ورزشگاه نقش جهان اصفهان را با استارت هايش به هيجان مي آورد و با گل هاي زيبايش طرف داران تيمش را به آسمان مي برد
مهدي كشوريان
اگر قرار باشد از چند بازيكن آماده ليگ در نيم فصل دوم و هفته هاي اخير اسم ببريم، بدون ترديد رسول خطيبي هم يكي از آن هاست؛ جزو اولين ها؛ مهاجم نام آشناي فوتبال ايران در سال هاي اخير كه پس از مدت ها، از سايه درآمده و دوباره هماني شده است كه بايد باشد. با گل هاي نجات بخشي كه براي سپاهان مي زند و با استيل خيره كننده اي كه همه را به ياد همان رسول گذشته مي اندازد. بازيكني كه از تيم ملي نوجوانان به تيم جوانان پيوست و جزو ستاره هاي تيم المپيك بود. اگرچه هيچ وقت نتوانست خودش را به عنوان يكي از بازيكنان تيم ملي ايران توي آرشيو خاطره ها جاودانه كند، اما حالا رسول با بازي هايي كه ارايه مي كند و با گل هايي كه مي زند، مي تواند منتظر اعلام فهرست تيم ملي باشد. او آن قدر آماده و توي چشم است كه اگر اين بار نامش جزو نفرات برگزيده برانكو قرار بگيرد، كسي تعجب نخواهد كرد. او يكي از گل زن هاي دوپاي ليگ است و در ليگ قهرمانان آسيا هم در بالاي جدول گل زن ها قرار دارد.
خطيبي ماشين سازي، خطيبي ذوب آهن، خطيبي پاس، خطيبي استقلال و حالا خطيبي سپاهان؛ در تمام طول اين مسير او هميشه پشت ديوار خوش بختي توقف كرده و يك گام آخر را كم آورده است، اما خودش اميدوار است كه اين يك قدم را در آخرين لحظه بردارد؛ زماني كه ايران به جام جهاني مي رسد و نام او نيز در فهرست 20 نفره كاروان اعزامي به آلمان ديده مي شود.
اين رويا نيست. تيم ملي ايران تا رسيدن به آلمان فقط 40 روز فاصله دارد و رسول خطيبي، اين روزها بدجوري آدم را به ياد رسول خطيبي مي اندازد!
فوتبال را از كجا شروع كردي؟
مثل بقيه، از زمين هاي خاكي، اما در محله خطيب تبريز زندگي مي كرديم و آن جا يك زمين خاكي بزرگ داشت به نام شهداي خطيب. من هم همراه برادرانم در آن جا بازي مي كردم.
بعد هم يك نفر تو را ديد و براي تيم بزرگ سالان انتخابت كرد؟
اين طور نبود. من خودم به دنبال فوتبال حرفه اي رفتم و با زحمت به آن رسيدم. اول به مدرسه فوتبال تراكتورسازي رفتم و به توصيه برادرم فوتبال را به طور كلاسيك ياد گرفتم. بعد از آن هم به تيم نوجوانان ماشين سازي رفتم.
چرا در تيم تراكتورسازي بازي نكردي؟
ماشين سازي و تراكتورسازي، مثل استقلال و پرسپوليس هستند و وقتي در يكي از اين دو تيم بازي كني، حق بازي كردن در تيم رقيب را نداري. به همين خاطر من تيم نوجوانان ماشين سازي را انتخاب كردم و در آن جا ماندگار شدم. البته نه براي هميشه!
چه زماني به تهران آمدي؟
درست در دوران نوجواني. يعني در تيم نوجوانان بازي مي كردم كه به تهران آمدم و عضو تيم بانك تجارت شدم.
چي شد كه به تهران آمدي؟
برادرم براي حضور در تيم بزرگ سالان بانك تجارت به تهران آمده بود و من هم به دنبال او آمدم و در تيم نوجوانان عضو شدم.
از همان جا بود كه به تيم ملي نوجوانان دعوت شدي؟
بله، و بعد از آن دوباره به شهرمان برگشتم. رفتم و در تيم شهرداري تبريز بازي كردم. وقتي هم به تيم ملي جوانان دعوت شدم، به تيم ذوب آهن اصفهان رفتم.
درتبريزماشين سازي ي و تراكتورسازي، مثل استقلال و پرسپوليس هستند و وقتي در يكي از اين دو تيم بازي كني حق بازي كردن در تيم رقيب را نداري
يعني ديگر كار و زندگي ات شده بود فوتبال!
در محله ما همه فوتبال دوست هستند. تمام برادرانم هم در اين رشته فعاليت مي كنند. من هم كه برادر كوچك تر خانواده ام، همين راه را انتخاب كردم. البته به فوتبال علاقه هم داشتم.
خانواده هيچ وقت برايت مشكل درست نكرد؟
آن ها مشوق من بودند. عظيم، برادرم كه در صنعت نفت تبريز حضور داشت، هميشه مرا با خودش به زمين خاكي مي برد. البته خانواده ام ترجيح مي دادند كه من درس بخوانم، ولي وقتي آقاي گل نوجوانان كشور شدم، فهميدند كه استعدادش را دارم و از آن زمان به بعد مرا تشويق به اين كار كردند.
تحصيلت را تا كجا ادامه دادي؟
تا زماني كه به تيم ملي اميد دعوت شدم، درس مي خواندم، ولي بعد از آن مدتي تحصيل را كنار گذاشتم و الان دوباره شروع كرده ام؛ حالا دانشجوي تربيت بدني هستم.
خيلي ها معتقدند تيم اميدي كه عضوش بودي، بهترين تيم اميد همه دوران فوتبال ايران بود، بهترين بازيكنان ايران در آن تيم حضور داشتند؟
هيچ كس نمي تواند منكر اين قضيه بشود. آن زمان ما بهترين تيم را داشتيم، ولي متاسفانه فدراسيون اشتباه بچگانه اي كرد و يك مربي را كه در سطح مربيان ايراني هم نبود براي آن تيم انتخاب كرد.
منظورت كوردس است؟
او حتي از مربيان معمولي ايران هم بدتر بود. صعود نكردن ما به المپيك دقيقا به خاطر اشتباهات او بود؛ كوردس فرصت كمي داشت، اما در همان فرصت كوتاه هم تيم را بيچاره كرد!
چطور؟
براي مثال، در بازي با لبنان من بهترين بازيكن زمين بودم و او كه مي خواست در بازي بعدي، مقابل بحرين به من لطف كند، به ام گفت: بازو بند كاپيتاني را به بازويت ببند! اما آن زمان مهدوي كيا بازيكن بزرگي بود و با حضور او من به خودم اجازه نمي دادم بازوبند را بگيرم، ولي كوردس آن قدر اصرار كرد تا اين كه خود مهدي بازوبند را به من داد. آن روز من تا دقيقه 90 نتوانستم فوتبال بازي كنم و فقط به فكر بازوبند بودم. به هر حال با همين مسايل بود كه كوردس تيم را وارد حاشيه كرد.
خب اگر يك مربي ايراني هم با شما كار مي كرد، حرف و حديث ديگري به وجود مي آمد.
مربي ايراني حداقل از نيك بخت واحدي به طور فيكس استفاده مي كرد نه اين كه او را نيمكت نشين كند. باور كنيد اگر يك مربي مثل مجيد جلالي با ما كار مي كرد، به المپيك مي رفتيم. آن روزها همه ما در اوج بوديم!
آن زمان در تيم ذوب آهن حضور داشتي و با محمود ياوري كار مي كردي؟
سال 76 بود كه به ذوب آهن رفتم. آقاي ياوري هم سرمربي ما بود. او به من اعتماد كرد و جواب هم گرفت. او در رشد فوتبال من تاثير زيادي داشت.
به عنوان بهترين بازيكن هم شناخته شدي؟
در سال 76، بعد از منصوريان پديده ليگ شناخته شدم، در ضمن جزو يازده بازيكن برتر ليگ هم بودم.
از ذوب آهن به تيم ملي دعوت شدي؟
آن زمان 17 سال بيشتر نداشتم. ايويچ سرمربي تيم ملي بود و من به عنوان جوان ترين بازيكن ليگ به تيم ملي دعوت شدم. بعد از آن كه دوران طلايي ام در ذوب آهن تمام شد به پاس رفتم و چه اشتباهي كردم.
چرا؟
پاس تيم خوبي است و شرايط من در اول كار خيلي خوب بود، ولي دو سال آخر را نبايد در پاس مي ماندم. بايد هر چه زودتر از اين تيم جدا مي شدم. دوران تاريك فوتبال من با دو سال آخر حضورم در پاس شروع مي شود. خدا را شكر مي كنم كه زودتر از اين تيم جدا شدم.
از اين تيم به هامبورگ رفتي، شايد اين شرايط را هيچ باشگاه ديگري نمي توانست برايت فراهم كند! فكر نمي كني خودت كم كار بودي؟
همان زمان هم كه به هامبورگ رفتم، به خاطر شرايط بد قراردادم مجبور شدم به ايران برگردم. در تيم پاس تفكر حرفه اي وجود نداشت و آماتور بودن اين باشگاه به من لطمه زد.
آن زمان 17 سال بيشتر نداشتم ايويچ سرمربي تيم ملي بود و من به عنوان جوان ترين بازيكن ليگ به تيم ملي دعوت شدم آن موقع دوران طلا يي من بود
چند سال با پاس قرارداد داشتي؟
قرارداد من با پاس يك ساله بود. وقتي پاي هامبورگ وسط آمد، آن ها گفتند كه قرارداد جديد امضا كن و من هم سفيد امضا كردم! البته اين قرارداد بعدا به قراردادي پنج ساله تبديل شد. وقتي به آلمان رفتم؛ آن ها دوباره با من قراردادي شش ماهه بستند، به اين دليل كه نكند يك تيم ديگر آلماني از من خوشش بيايد و من را بخواهد. خب، من هم در آلمان سه ماه را با مصدوميت گذراندم و فقط سه ماه براي هامبورگ بازي كردم؛ همين شد كه به ايران برگشتم و دوباره مجبور شدم براي پاس بازي كنم.
رسول خطيبي و هاشميان با هم به آلمان رفتند، ولي خطيبي نتوانست از موقعيتش استفاده كند. چرا؟
وحيد يك سال بعد از من رفت. آن زمان تفكرات تيم پاس تغيير كرده بود. من فرصتي نداشتم كه خودم را نشان بدهم. در مجموع پنج بازي براي هامبورگ انجام دادم و قراردادم تمام شد، آن ها هم نمي خواستند دوباره با من قرارداد ببندند و همين شد كه من به ايران برگشتم.
چرا در پاس موفق نبودي؟
در دو سال اول حضورم در اين تيم، من بهترين دوران فوتبالم را سپري كردم و به جرات مي توانم بگويم كه سال هاي طلايي فوتبالم را در همين دو سال گذراندم، اما باز هم همه چيز به قراردادم برمي گردد؛ در سال اولي كه به پاس رفتم، 17 ميليون تومان گرفتم و آقايان در سال ششم هم قصد داشتند همين مبلغ را به من بدهند! يعني من در آن شش سال واقعا هيچ رشدي نكرده بودم؟ مربي و مدير جديد باشگاه پاس آماتور بودند و بايد بگويم در حق من كم لطفي كردند، من شش سال در پاس بازي كردم و در كل 70 ميليون از اين باشگاه پول گرفتم، ولي زماني كه قصد داشتم به استقلال بروم، آن ها براي رضايت نامه ام 250 ميليون تومان از استقلال پول خواستند.
ولي تو در همان زمان مديريت قبلي پاس به آلمان ترانسفر شده بودي؟
در آن زمان آقاي شفق مدير باشگاه بود كه او هم حرفه اي نبود. اگر حرفه اي بود، وضعيت من الان اين طوري نمي شد؛ آن ها همه بدي ها را در حق من تمام كردند.
هاشميان را هم او به آلمان فرستاد؟
نه، وحيد را ملاحي به آلمان ترانسفر كرد. تقريبا مي توانم بگويم كه ملاحي در آن زمان مديريت حرفه اي تري داشت. او با شناخت از مسايل روز وحيد را به آلمان فرستاد و او در بهترين شرايط توانست جايگاه خودش را تثبيت كند.
اما به نظر مي رسيد كه در خارج از زمين فوتبال هم مشكلاتي گريبان گيرت بوده است؛ صحبت هاي زيادي در مورد تو و زندگي ات مطرح بود.
اصلا چنين چيزي نيست؛ من يك خانواده ساكت و آرام دارم و در زندگي ام هيچ مشكل حاشيه اي نداشتم، همه اين حرف ها را براي من ساخته اند، آن ها به خاطر اين كه من را خراب كنند، اين حرف ها را مي زدند.
با خداداد چرا مشكل داشتي؟ يعني همه اش به خاطر درگيري ات با مديريت باشگاه بود؟
همه اش كه نه. بعضي اوقات خودم هم اشتباهاتي داشته ام ، ولي مديريت آماتور، مرا از لحاظ روحي دچار افت كرد و ديگر نتوانستم آن طور كه بايد به فوتبال فكر كنم. فكر كنيد وقتي يك بازيكن در شش سال 70 ميليون بگيرد و در پايان هم 250 ميليون بابت بدهي بدهد، ديگر چه بازيكني مي شود؟
البته من تلاش مي كنم تا به جايگاه واقعي ام برگردم، اگر تلاش نمي كردم ناراحت نبودم، ولي حالا كه تلاش مي كنم دوست دارم به جايگاه خوبي دست پيدا كنم. اگر بتوان به جايي كه لياقتش را دارم برسم، خدا را شكر مي كنم و گذشته را از ياد مي برم، ولي اگر به جايگاه مناسب نرسم، تا آخر عمرم مديريت آن زمان پاس را نمي بخشم.
دوست داري در فوتبال به چه جايگاهي برسي؟ تيم ملي؟
حضور من در تيم ملي به نظر مربيان اين تيم برمي گردد؛ من فقط وظيفه دارم تلاش كنم. يعني اين وظيفه هر انساني است.
اصلا، چرا آن زمان پاس را انتخاب كردي؟
وقتي از ذوب آهن جدا شدم، دو انتخاب داشتم؛ پاس و استقلال. ذوالفقارنسب آن موقع در پاس بود و به خاطر اين كه زماني مربي من در شهرداري تبريز بود، رودربايستي كردم و نتوانستم جواب منفي به او بدهم. همين شد كه به پاس پيوستم و چه اشتباه بزرگي مرتكب شدم!
بعدا به استقلال رفتي، اما در اين تيم هم نماندي!
باز هم به خاطر قرارداد بد نتوانستم در استقلال بمانم. پاسي ها 100 ميليون را اول گرفتند و در تفاهم نامه نوشتند كه اگر چك 150 ميليون توماني باقي مانده - كه دريافت كرده بودند - در يك ماه پاس شد، من استقلالي شوم، ولي اگر نشد، هم 100 ميليون قبلي را نگه دارند و هم من مجددا به پاس برگردم. فتح الله زاده هم كه ديد امكان ضرر وجود دارد، مجبور شد سپاهان را انتخاب كند.
پس همه مشكلات و مسايل تو به پاس برمي گردد؟
تقريبا همين طور است.
نگفتي، چرا با خداداد مشكل داشتي!
من با خداداد هيچ مشكلي نداشتم؛ در سال آخر حضورم در پاس ما بهترين زوج خط حمله بوديم، 9 گل من زدم 8 گل خداداد، پنج پاس گل من به او دادم و پنج پاس گل او به من. همه چيز خوب بود تا اين كه ميانه ما را به هم زدند؛ يك روزنامه كه نمي خواهم نامش را بگويم، صحبت هاي من را برعكس چاپ كرد و خداداد از آن جا با من بد شد. البته بعد از آن متوجه شد كه آن حرف ها حرف هاي من نبوده، ولي ديگر زوج ما به هم خورده بود.
اين ها هم تقصير پاس بود كه اين همه از مديريتش بد گفتي؟
من از پاس بد نگفتم، بلكه واقعيت را گفتم. آن موقع هم به خاطر اين كه واقعيت را مي گفتم با من بد شدند.
۱۲ گل در نيم فصل براي سپاهان به ثمر رساندم امسال هم در كل 16 گل براي سپاهان زده ام امسال در ليگ قهرمانان آسيا سومين دوره حضورم را تجربه مي كنم
كدام واقعيت؟
سپاهان آن موقع 10 امتياز با تمام تيم ها فاصله داشت و من مي گفتم كه سپاهان قهرمان مي شود، آقايان با فرهاد كاظمي مشكل داشتند و از دست من ناراحت شدند. فرهاد كاظمي مربي من در يك مقطع شش ماهه بود و من او را از لحاظ فني به طور كامل قبول دارم، اما اين حركت من براي آقايان سنگين بود. من واقعيت را گفتم، ولي آن ها ناراحت شدند.
چرا فقط به فوتبال فكر نمي كردي؟ وقتي از آلمان برگشتي مي توانستي در پاس هم فوتبال بازي كني و به تيم ملي برسي.
سه ماه بعد از برگشتن از آلمان، به تيم ملي دعوت شدم. بهترين شرايط را داشتم، ولي نوع قراردادم خراب بود. در ضمن تشكيلات پاس عوض شد و همين موضوع در روحيه من تاثير گذاشت. حتي وقتي به استقلال هم رفتم، باز هم مشكل قرارداد همراه هم بود.
در استقلال كه خوب كار نكردي، آن ها قصد داشتند در مسابقات آسيايي بازي ات بدهند تا يك تيم برايت پيدا كنند.
اين طور نبود. من در استقلال گل هاي حساسي زدم و آمار خوبي داشتم. در ضمن قانون اجازه نمي داد كه من در استقلال بازي كنم و وقتي بازيكن شش ماه فوتبال بازي نكند، از شرايط دور مي شود. در مسابقات آسيايي هم درخشيدم و تيم هم برايم پيدا شد، اما شرايط مناسبي نداشت. استقلال هم كه مجبور بود پول پاس را پرداخت كند، به اجبار با سپاهان وارد مذاكره شد.
كدام تيم خارجي تو را مي خواست؟
اسمش را فراموش كن! استقلال به خاطر اين كه ضرر نكند مجبور بود در عرض يك ماه مرا ترانسفر كند تا 150 ميليون را بپردازد. من مي دانم كه اگر اين پول را داشتند، هيچ وقت ترانسفرم نمي كردند و من مي توانستم در استقلال بمانم.
از اين كه در استقلال نماندي پشيمان نيستي؟
البته الان نه، چون شرايط سپاهان خوب است، ولي مي دانم اگر به جاي پاس به استقلال يا پرسپوليس مي رفتم، شرايطم خيلي فرق مي كرد؛ چه آن زمان كه در اوج بود و چه الان.
وقتي به سپاهان رفتي، خيلي ها به اين عقيده بودند كه تو يك بازيكن تمام شده هستي.
زماني كه در استقلال حضور داشتم، سايت كنفدراسيون آسيا نوشت كه من موثرترين بازيكن استقلال هستم. بعد از آن نتوانستم در ليگ براي استقلال بازي كنم و حدود هفت ماه از فوتبال دور بودم تا اين كه سپاهان خواهان من شد. بدون شك وقتي يك بازيكن چند ماه از فوتبال دور باشد، مثل يك مهره از كار افتاده مي شود. اما من در سپاهان دوباره زنده شدم!
چه مسايلي در سپاهان باعث احياي تو شد؟
در سپاهان همه چيز مناسب بود. تمرينات به موقع، قرارداد، و بهتر از همه دور بودن از حاشيه. پيش از اين كه به سپاهان بيايم، معلوم نبود بازيكن كجا هستم، پاس يا استقلال؟ كسي اين را نمي دانست و با من قرارداد نمي بست، اما بالاخره در سپاهان توانستم به آن چه كه مستحقش بودم برسم. نيم فصل دوم فصل قبل، بالاخره توانستم در سپاهان خوب كار كنم.
آمار خوبي هم در سپاهان داشتي.
در نيم فصل دوم سال گذشته همه چيز براي من از اول شروع شد؛۲ گل در جام آسيا براي سپاهان زدم، چرا كه تجربه ام در بازي هاي آسيايي بالا رفته بود و در مجموع 12 گل در نيم فصل براي سپاهان به ثمر رساندم. امسال هم در كل 16 گل براي سپاهان زده ام، امسال در ليگ قهرمانان آسيا سومين دوره حضورم را تجربه مي كنم و شما مي توانيد قضاوت كنيد كه من چگونه كار كرده ام.
آيا امكان دارد خطيبي باز هم وارد حاشيه شود؟
هر وقت واقعيت را گفتم، وارد حاشيه شدم. پس ممكن است وقتي دوباره بخواهم واقعيت را بگويم، باز هم بروم داخل حاشيه، اما هيچ وقت از انتقاد فرار نمي كنم. من به زور چيزي را نمي پذيرم. در سپاهان از اين لحاظ در حاشيه امنيت قرار دارم و آن ها به من كمك كردند، برعكس پاس كه به خاطر بازگو كردن واقعيت حاشيه نشين شدم.
فرهاد كاظمي در پيش رفت تو چقدر تاثير داشت؟
كاظمي در مربيگري مديريت قوي دارد، البته او كمكم كرد، ولي بيشتر با تلاش خودم و كمك هاي خانواده ام توانستم از اين بحران خارج شوم.
استانكو چطور؟
استانكو مدت كمي است كه مربي من شده، او يك مربي حرفه اي است، ولي تنها در يك مورد به من كمك كرد و آن تغيير پستم بود.
الان در پست اصلي ات بازي مي كني؟
البته در دو بازي اخير سپاهان مهاجم بودم، ولي در كل او مرا در پست هافبك نفوذي قرار داد و توانستم در پست تخصصي ام بازي كنم، همين موضوع از لحاظ فني كمك زيادي به من كرد. در ذوب آهن هم كه دوران اوج خودم را سپري كردم، در پست هافبك نفوذي بازي مي كردم.
اما تو در پست مهاجم هم مي تواني موثر باشي. چرا كه كاملا تكنيكي هستي. با كدام مهاجمان كنار مي آيي؟
همان طور كه گفتم، من فقط با خداداد كاملا هماهنگ بودم، البته الان با بزيك هم هماهنگ ام در گذشته هم با برادرم حسين خوب كار مي كردم، اما هيچ كدام دوران پاس با خداداد نمي شدند!
اگر همان زوج باقي مي ماند...
اگر همان زوج مي مانديم، حالا پاس هم بهتر بازي مي كرد.
به نظر خودت الان آمادگي كامل داري؟
هميشه در فوتبال طوري تمرين كردم كه بتوانم 100% در اختيار تيم باشم، الان هم در آمادگي كامل به سر مي برم.
ولي برخي عقيده دارند كه خطيبي بازيكن 90 دقيقه اي نيست؟
اصلا اين طور نيست، من مثل بازيكنان ديگر، مثل بزيك نيستم و توان خودم را در بازي تقسيم مي كنم. بزيك متعصب است و از ابتدا با دوندگي زياد انرژي خود را تخليه مي كند و در پايان هم تعويض مي شود، ولي من مي توانم 90 دقيقه بازي كنم. اگر نتوانم بازي كنم، بدون شك به مربي مي گويم و همان طور كه در بازي با الوحده سوريه نتوانستم و خواستم كه تعويضم كنند.
اما در بازي با ذوب آهن و فولاد اين گونه نبود و كاملا سرحال بازي كردم.
آيا شرايط حضور در تيم ملي را داري؟ آيا به اين موضوع فكر مي كني؟
اين موضوع به نظر كارشناسان و مربي تيم ملي بستگي دارد. اميدوارم تيم ملي بدون من يا با من به جام جهاني برود تا هم من بازيكن و هم شماي خبرنگار و هم همه مردم از اين سود ببريم، اما من تلاش مي كنم تا بتوانم در تيم ملي جايي داشته باشم. در سال 98 من جزو 26 بازيكن بودم و بعد خط خوردم. اميدوارم اين بار بتوانم به جام جهاني بروم.
در ضمن با گل هايي كه زده اي، جزو بازيكنان برتر آسيا هم هستي!
از اين موضوع خوش حالم و خوش حالي ديگرم اين است كه نكونام هم در صدر قرار دارد، اگر او در بالاي جدول گل زنان نبود، ناراحت مي شدم، ولي حالا از اين قضيه خوش حال ام. اگر اين موقعيت را حفظ كنيم، به نفع فوتبال ايران هم هست.
آيا به قهرماني در جام حذفي هم فكر مي كنيد؟
يك بازي سخت مقابل پاس داريم. اين تيم الان بهترين تيم ايران است و با آمدن دنيزلي بسيار قوي تر شده، مديرانش هم حرفه اي شده اند و اميدوارم در ليگ قهرمانان آسيا هم موفق باشند. در هر حال ما سال گذشته هم كار راحتي نداشتيم؛ با استقلال تهران و اهواز و فولاد بازي داشتيم و موفق شديم قهرماني را كسب كنيم. امسال هم مي خواهيم در پايان مسابقات جام حذفي و ليگ قهرمانان آسيا حداقل يك قهرماني به افتخارات باشگاه اضافه كنيم.