- هفته نامه فرهنگي - اجتماعي -جوانان‎/شماره هفدهم - شنبه ۱۷ ارديبهشت ۱۳۸۴ - - May 7, 2005
docharkhe
كسي كه آرامش خود را در كتا ب ها بجويد هيچ گاه آشفته نخواهد بود
از فرمايش هاي امام علي(ع)-نهج البلا غه، كلمات قصار
006567.jpg

براي آن ها كه مي گويند: چرا راي بدهيم، مگر فرقي هم مي كند
آقاي رييس جمهور با استعداد!
نام هايي كه در اين صفحه مي بينيدنامزدهاي محتمل رياست جمهوري اند كه به ترتيب الفبايي آمده اند، مي گوييم محتمل، چون برخي از آن ها، از جمله احمدي نژاد و هاشمي رفسنجاني، هنوز نامزدي خود را براي رياست جمهوري قطعي نكرده اند
006528.jpg
1
بعضي وقت ها از يك فكر بكر و به دردبخور آن قدر بد حرف زده مي شود كه ديگر خيلي ها از شنيدن هر حرفي درباره آن - حتي حرف حساب - خسته و دل زده مي شوند؛ گاهي يك تصميم درست و حسابي براي انجام دادن يك كار مهم، آن قدر به تعويق مي افتد كه خيلي از فرصت هاي خوب از دست مي رود؛ بعضي آدم ها هيچ كاري نمي كنند، اما وقتي مي خواهند از كار و وظيفه شان حرف بزنند، ادعاي كلي كار مهم را كه حتي يكي شان هم به شان ربط چنداني ندارد كنار هم مي چپانند و به خورد بقيه مي دهند...

وقتي به اين جور اتفاق ها فكر مي كنم، گاهي خيلي نا اميد مي شوم؛ احساس مي كنم همه اين چيزهاي تلخ و آزاردهنده در مورد قضيه اهميت دادن به جوانان - همان جوان گرايي - اتفاق مي افتد: جوان ها شده اند نقل همه مديرها و مسوولان كشور، همه دارند داد مي زنند كه ما براي جوان ها اين كار را كرديم، آن كار را مي كنيم اما وقتي دقيق تر نگاه مي كني، وقتي سعي مي كني از اين همه فرصت هاي گران بهايي كه مديران كشور برايت فراهم كرده اند، استفاده كني، آن وقت مي بيني كه انگار قضيه آن قدرها هم خوش حال كننده نيست.

خيلي از چيزهايي كه به عنوان تسهيلات و امكانات براي جوانان تبليغ مي شوند، در واقع چندان نفعي براي آنان ندارند. از وام هاي ازدواج كه براي جور كردن شان بايد از هزار جا ضامن و مدرك و جور كرد بگير تا مسكن جوانان كه هنوز معلوم نيست آن  ها بايد از كجا پول بياورند تا بخرندشان و

آخر كار بازهم به اين نتيجه مي رسي كه هنوز هم كسي كاري براي جوان ها نمي كند. جوان گرايي دارد يك شكل مبتذل پيدا مي كند، شايد به اين علت كه همه نشسته ايم تا برايمان كاري بكنند.
۲
جوان هاي ايراني خيلي با استعداد هستند. اين از آن حرف هايي است كه نشان دادن درستي اش واقعا بي دردسر است. هر سال از مسابقات علمي و المپيادهاي جهاني كلي مدال رنگارنگ به كشور سرازير مي شود؛ كاريكاتوريست ها و فيلم سازهاي ايراني، با همان امكانات محدودي كه در دست شان هست، لااقل سالي چند جايزه مهم مي برند؛ آن هايي كه براي ادامه تحصيل از ايران مي روند، معمولا جزو بهترين دانشجوهاي دانشگاه شان مي شوند

اما همين جوان هاي با استعداد، وقتي به سن سي و چهل و پنجاه مي رسند، مي شوند بدنه جمعيتي يك كشور كم درآمد؛ كشوري كه به اندازه كافي نيروي كار آموزش ديده ندارد، نظريه پرداز و طراح الگوي توسعه ندارد، تعداد مديران تحول گرا و موفقش آن قدرها كه بايد نيست، سهم دندان گيري در تجارت جهاني ندارد و هزار جور مشكل و گرفتاري ديگر.

پس اين همه انرژي و استعداد و اين همه توانايي كجا رفته است؟ فكر مي كنم اين سوال، حداقل براي تعداد زيادي از اين آدم ها يك جواب واضح دارد: بخشي از اين انرژي و استعداد در غرغر كردن و انتقاد از وضع كشور و بقيه اش هم در انتخاب هاي اشتباه، در بي سواد ماندن و در فرصت سوزي از دست رفته است. البته بايد نكته اي را توضيح بدهم: منظورم از غرغر كردن، چيزي شبيه حرف هايي كه پيرمردها توي پارك براي هم تعريف مي كنند و با يك يادش به خير كش دار و بلند شروع مي شود و به بحث درباره صدر تا ذيل كشور مي كشد، نيست. بالاخره جوان هاي امروز دارند در دنياي ارتباطات زندگي مي كنند، اينترنت دم دست شان هست و معمولا
اطلاعات شان از وضع كشورهاي ديگر، از نوع خالي بندي هاي پيرمردانه نيست. جوان هاي امروز خيلي بيشتر از قديمي ها مي دانند ، اما همه اين دانسته ها، تنها خاصيتش اين شده كه باز هم بنشينيم دور هم و اين بار نسخه به روزتري از يادش به خير  ها را عرضه كنيم!

چند وقت پيش توي يكي از كلاس هاي درس دانشگاه، بچه ها درباره وضع اقتصاد مملكت صحبت مي كردند. كار به آمار و ارقام كشيده بود و همه توافق كرده بودند كه توليد ناخالص ملي كشور چيزي در حدود 20 ميليارد دلار است و من متحير مانده بودم كه بين اين همه مغزهاي مهندسي ما، يكي نيست كه بداند اين تخمين مورد توافق، كم تر از 15 درصد رقم واقعي توليد ناخالص ملي ماست؟

معروف است كه مي گويند روش جست و جو به دنبال جواب يك مساله است كه تعيين مي كند مساله به چه جوابي برسد؛ ما به اين كه در فكر كردن، حرف زدن و بحث كردن مان به اين جا برسيم كه كار كشور از بيخ خراب است، راضي هستيم و احتمالا نمي خواهيم دنبال راه حل ها بگرديم. ترجيح مي دهيم به جاي اين كه خطر كنيم و زحمت بكشيم تا به جوابي براي مشكلات و راه حل ها برسيم، انتقاد كنيم.

بالاخره رسيدن به اين نتيجه كه در اين كشور نمي شود كار كرد، خيلي راحت تر است؛ نيست؟
۳
چه بخواهيم و چه نخواهيم، روزي بار اداره اين كشور روي دوش ما مي افتد. اگر تا آن موقع را خوش گذرانده باشيم كه احتمالا به درد هيچ كاري نمي خوريم و بايد به فكر واردات مدير و صاحب نظر و كارشناس باشيم، هرچند خودمان بهتر مي دانيم كه اين حرف ها كشك است و بالاخره كار مملكت داري را نمي شود روي زمين گذاشت. اگر آدم هاي باسوادي نباشند كه بقيه حرف شان را بخرند، يك مملكت حسين قلي خاني درست مي شود كه در آن، هر كسي از راه مي رسد به خودش جرات مي دهد درباره همه چيز نظر بدهد، تصميم بگيرد و وضعي كه - با عرض معذرت از بزرگ ترها- در بعضي زمينه ها همين الان هم برقرار است.

اما اگر قرار است چيزي كه تحويل مي گيريم را خيلي بهتر از روز اول، تحويل نسل هاي بعدي مان بدهيم، بايد از همين حالا به فكر اين باشيم كه مشكلات خودمان را درست بشناسيم، توانايي هاي ذاتي مان را تشخيص بدهيم، ياد بگيريم كه چه طور برنامه ريزي كنيم، كارمان را چه طور ارزيابي كنيم و

ما ايراني ها معمولا خودمان، توانايي ها و محدوديت هايمان را به درستي نمي شناسيم. منظورم اين نيست كه بقيه دنيا اين طوري نيستند، ولي حداقل در مورد ما كه ظاهرا اين طوري است. همين باعث شده كه در خيلي از زمينه ها، نتوانيم موفق باشيم، چون نتوانسته ايم تلقي درستي از توانايي ها و ضعف هايمان داشته باشيم. به محض اين كه چيزي چشم مان را گرفت، دنبالش مي رويم و با اعتقاد به اين كه ايراني هر كاري را مي تواند انجام دهد، كلي رويش سرمايه گذاري مي كنيم، اما بعد كم كم اشتباه هايمان معلوم مي شود: ماده اوليه صنعتي كه به اش علاقه مند شده ايم در ايران نيست و بايد كلي پول پايش بدهيم؛ محصول كارمان آن قدرها كاربردي نيست و نمي شود راحت آن را فروخت؛ كار مورد نظر ما محيط زيست را تخريب مي كند؛ با فرهنگ مصرف داخلي سازگار نيست و . آخر هم لابد باز به اين نتيجه مي رسيم كه توليد كار احمقانه اي است و بايد برج ساخت و دلالي كرد.

مشكل ديگري كه باز از درست نشناختن خودمان نتيجه مي شود اين  است كه وقتي كارمان شكست مي خورد، نمي توانيم عامل شكست را به درستي تشخيص بدهيم. فورا نتيجه مي گيريم كه آقا نمي گذارند و دست هاي پشت پرده در كار است و اين كارها دست از ما بهتران است.

علاوه بر اين ها، برنامه ريزي هاي ما معمولا تخمين هاي بي اساس دارد و در نتيجه، طرح هاي يك ساله مان دو ساله مي شود و دو ساله ها پنج ساله؛ اگر هم تخمين مان بيشتر از اين حرف ها باشد كه ديگر نبايد اصلا به انجام كار اميد بست.

تازه همه اين حرف ها مال كارهاي صنعتي و عمراني است و به فرهنگ و اين جور چيزها كه برسيم، تازه مشكلات اساسي تر شروع مي شود. تقريبا هيچ مكانيزمي  وجود ندارد كه براساس آن بتوانيم كيفيت كارهاي فرهنگي و تبليغاتي مان را برآورد كنيم. مي گويند سرمايه اي كه براي فرهنگ سازي و تبليغات هزينه مي شود، در افكار عمومي جامعه و رشد فرهنگ عمومي خودش را نشان مي دهد، اما در كشور ما، چون در اين زمينه ها كار چنداني نشده، مكانيزم تاثيرگذاري فرهنگي و فايده هايش معيار مشخص ندارد، بنابراين بيشتر مديران، كارهاي فرهنگي را يك جور دل خوش كنك براي مشغول كردن هنرمندها و آدم هاي احساساتي مي دانند كه ربط و فايده چنداني به مملكت داري ندارد.

اين ها را براي اين گفتم كه بعضي از ريشه هاي مشكلات روزمره خودمان را، آن طوري كه به نظر من مي آيد نشان بدهم تا لااقل معلوم شود كه به جاي انتقادهاي جا به جا از مشكلاتي كه هر كدام شان يك نتيجه كوچك مشكلات بنيادي تر هستند، بهتر است به مشكلات اساسي تر فكر كنيم.
۴
انتخابات براي همه ما جوان ها يك فرصت است. لطفا بلافاصله به اين فكر نكنيد كه تا حالا همه اش مغزتان را مي پختم كه حالا بروم سر اصل مطلب و گول تان بزنم كه مثلا اگر نمي خواسته ايد راي بدهيد، حالا جو بگيردتان و برويد راي بدهيد. چيزي كه مي خواهم بگويم احتمالا از جنس ديگري است.

انتخابات براي همه آن هايي كه مي خواهند فردا براي كشورشان كاري بكنند، فرصت خيلي خوبي است؛ چون مديران كم حرف كشور در زمان انتخابات به حرف مي آيند و لابه لاي حرف هاي زيادي كه مي زنند، بعضي هايش واقعا مهم هستند و ارزش فكر كردن دارند.

نيروي انساني از بزرگ ترين سرمايه هاي يك كشور است. بنابراين وقتي اخبار انتخابات را دنبال مي كنيد، اگر يك كم حوصله داشته باشيد و دنبال آمار و ارقام وضعيت كشور، در مورد چيزهايي كه كانديداها از آن ها حرف مي زنند بگرديد، خيلي خوب دست تان مي آيد كه كانديداهاي رياست جمهوري، كه هر كدام شان يكي از مديران كشور هستند، به عنوان يكي از سرمايه هاي انساني چقدر مي ارزند؟ مسايل و مشكلات را چقدر خوب تحليل مي كنند؟ براي حل درست و حسابي مشكلات بنيادي كشور چقدر حوصله دارند؟

بالاخره بعد از انجام انتخابات، يكي از اين چند نفر رييس جمهور مي شود. آن وقت است كه شما مي توانيد خودتان را در امتحاني كه از خودتان گرفته ايد، ارزيابي كنيد. رييس جمهور در دوران كاري اش، توانايي ها، فكر ها، حساسيت ها و ضعف هايش را كاملا نشان خواهد داد. آيا شما توانسته بوديد او را قبل از انتخابات درست بشناسيد؟ در چه زمينه هايي بي جهت به او بدبين شده بوديد؟ منابع كسب اطلاع را چقدر خوب انتخاب كرده بوديد؟ به اطلاعات كدام آدم ها بي جهت اعتماد كرده بوديد؟

به اين ترتيب، خودتان را بي سر و صدا امتحان كرده ايد، اما نه در زمينه انتقاد كردن و تحليل اوضاع كشور، بلكه در تصميم گرفتن، انتخاب كردن و انتخاب خود را ارزيابي كردن و اين موفقيت كوچكي نيست.
006609.jpg
احمدي نژاد:
نگاه ليبراليسم فردگراي لذت جوي افراطي كه بر عرصه مديريتي كشور حاكم است، متعلق به فرهنگ خودي ايراني و اسلامي نيست. مبناي اين نگاه در برنامه ريزي اقتصادي، متكي بر فردگرايي است، در حالي كه ملت ما نه تنها فردگرا نيست، بلكه كاملا اجتماعي است. ما مثل يك خانواده در كنار هم زندگي مي كنيم و حاضريم براي هم جان بدهيم. براي ما خانواده، فاميل، هم ولايتي، هم شهري و هم وطن موضوعيت دارد. وقتي در يك گوشه از كشورمان شهري بر اثر حادثه آسيب مي بيند، همه مردم به هيجان مي آيند و براي كمك به هم وطنان شان بسيج مي شوند. فردگرايي، وصله اي است كه به فرهنگ و اقتصاد ما نمي چسبد. در مسابقه ثروت اندوزي، پيدايش فساد، يك امر طبيعي است. متاسفانه به جاي تلاش همه جانبه براي پيش رفت كشور، مسابقه لذت جويي افراطي و ثروت اندوزي به راه مي اندازند و برنامه هاي خويش را نيز بر همين نگاه بنيان مي نهند، در اين ميان افرادي هم پيدا مي شوند كه پول زيرميزي مي دهند تا يك فرصت استثنايي براي خود به ارمغان بياورند.
006564.jpg
توكلي:
براي بالا رفتن احتمال پيروزي اصول گرايان و تقويت تحول خواهي از شركت در انتخابات انصراف دادم.
كناره گيري من از انتخابات توصيه عملي به اصول گرايان جهت تسريع فرآيند تفاهم و اجماع است. تاثير اين انصراف مي تواند تشويق ديگر اصول گرايان به كاهش نامزدهاي انتخاباتي باشد.
006603.jpg
رضايي:
يكي از مشكلات عمده جامعه ايران در 200 سال اخير، فقدان كادرهاي استراتژيك بوده است. اين كادرها در دوران مشروطه پرورش يافتند، ولي به كار نيامدند، زيرا همگي توسط حكومت وقت زنداني شدند. اگر كشوري كادر استراتژيك نداشته باشد، دولت هاي آن سقوط مي كند و يا آلت دست ديگر دولت ها قرار مي گيرد. كادرهاي استراتژيك تنها در محيط هاي علمي و دانشگاهي پرورش نمي يابند، بلكه در فضا هاي سياسي و ايدئولوژيك نيز شكل مي گيرند. اين فضاها معمولا بيرون از سيستم آموزشي قرار دارند، فضاهايي مانند جنگ، انقلاب و جنبش هاي اجتماعي. ملت هايي كه داراي كادرهاي استراتژيك باشند، سرپا مي مانند، اگرنه همچون كشورهاي عقب مانده همواره بايد دنباله رو ملت هاي پيش رو باشند. انقلاب اسلامي در درون خود مجموعه اي از كادرهاي استراتژيك جديد را پرورش داد كه در دوران جنگ، پخته تر شدند و حالا نيز از همان ها استفاده مي شود.
006612.jpg
قاليباف:
در حوزه هاي مديريتي و ساختاري كشور نيازمند خانه  تكاني جدي و اساسي هستيم. امروز كم تر مراجعه كننده اي به مراكز ساختاري و چرخه اداري كشور وجود دارد كه در نهايت كار، نتيجه قابل قبولي دريافت كرده  باشد. در اين سيستم اگر كاري هم براي مردم انجام مي شود، با سختي و مشقت پيش مي رود.
بخش زيادي از اين مشكلات در انجام امور ناشي از روحيات غيرقابل قبول، به ويژه در حوزه مديريتي كشور است، لذا در چنين شرايطي كم تر كسي مسووليت و تقصير كوتاهي در امور خود را مي پذيرد، چه برسد به جبران آن.
امروز اقتصاد سنتي در حال انقراض است و ديگر جواب نمي دهد. در اين جهت نيازمند بهره گيري از روش ها و شيوه هاي نوين و اقتصاد مبتني بر دانش محوري هستيم.
006615.jpg
كروبي:
هر كس كه به عنوان مدير ارشد در حكومت ايران كار كرده، تجربه به دست آورده و با ساختار و خصوصيات سازماني دولت ايران آشنا شده باشد، مي داند كه سيستم دولتي در ايران خيلي تنبل است و كند عمل مي كند يا اصلا عمل نمي كند. يعني تصميماتي در سطح بالا گرفته مي شود، اما در جريان اجرا تحليل مي رود و كم تاثير مي شود يا اصلا به عمل در نمي آيد. البته شايد در خيلي از كشورهاي ديگر هم وضع كم و بيش همين طور باشد. من در جاهاي ديگر مديريت نكرده ام، اما تا آن جا كه مي دانم مساله تنبلي و كندي سازمان هاي بسيار بزرگ يك مشكل بنيادي و عمومي است و در سطح دانشگاه و در رشته مديريت نيز درباره آن بحث مي شود. به هر حال در ايران مديران ارشد و كساني كه با تصميم گيري  هاي كلان سروكار دارند مي دانند كه 10 درصد مديريت كلان تصميم گرفتن و تعيين كردن هدف است و نود درصدش پي گيري است، يعني فراهم آوردن مقدمات، شناخت موانع و نيروهاي مخالف، متقاعد كردن مخالفان، برداشتن يا دور زدن موانع و تعقيب كردن و اصرار ورزيدن و خسته نشدن تا رسيدن به نتيجه واقعي.
006606.jpg
لاريجاني:
ما عادت كرده ايم ناتواني و شكست و عدم توفيقات خود را يا به حساب نخواستن خداوند و يا شرايط محيط و يا بدي روزگار و يا دشمنان و رقيبان و خلاصه ديگران بگذاريم. مديريت عالي كشور بايد شرايطي فراهم آورد تا همه باور كنند كه موفقيت و شكست ما بيش از همه ناشي از عمل كرد خود ماست. اگر چنين باوري تحقق يابد، آن وقت هر كسي شغل و منصب خود را مهم ترين كار مي داند، مي كوشد تا آن را به بهترين شكل انجام دهد، در آن ارتقا يابد و به آن افتخار  كند؛ مهم ترين كار مديريت اجرايي كشور تدبير آينده است.
006597.jpg
معين:
شهروندان ما نبايد در برابر قدرت حكومت و دولت احساس بي پناهي كنند. بايد همه زمينه ها و بسترها براي حمايت از آزادي هاي فردي و اجتماعي، آزادي مطبوعات و نشر، آزادي اجتماعات قانوني و گسترش نظام آزاد اطلاع رساني از سوي دولت فراهم شود. در عين حال دولت ضمن حمايت از ايجاد و تقويت نهادهاي مدني در حوزه  هاي علمي، فرهنگي، اجتماعي، سياسي و اقتصادي و ايفاي نقش آن ها در نظامات تصميم سازي و تصميم  گيري كشور، بايد زمينه  شكل گيري پناهگاه هاي مطمئن و مقاوم را براي شهروندان - كه همان سازمان هاي اجتماعي و مردمي هستند - فراهم آورد.
006621.jpg
مهرعليزاده:
اساس تفكر بنده اين است كه در اين كشور همه چيز داريم، اما براي بهره برداري از منابع عظيم كشور يك ابزار علمي و شناخته شده لازم داشته ايم كه در واقع به عنوان بستر كار قرار گيرد و مغايرتي با قانون اساسي نداشته باشد. لازمه اين اتفاق اين است كه بگرديم ببينيم تئوري هاي موفق اجرايي چه بوده است. امروزه روال اقتصادي دنيا اين طوري است كه رقابت در بازار سرمايه آزاد است. دولت ها از لحاظ ابعاد و اندازه در حداقل هستند، رقابت در بازار كار كاملا آزاد است. فضا باز است تا نخبگان رشد كنند، اين ها در دنيا يك امر مطلوب است، علاوه بر اين ها براي اين كه آن قشري كه قشر ضعيف جامعه است، از رفاه برخوردار باشد، يك نظام هايي تحت عنوان تامين اجتماعي ايجاد مي شود كه دولت در آن جا فقط حمايت گر است، به نحوي كه بتواند هر كسي را در هر سطحي از زندگي كه قرار دارد تحت پوشش قرار دهد تا از يك آينده خوب و مطمئن برخوردار باشد.
006600.jpg
ولايتي:
ما بايد توان خود را در ارايه استدلال متقن و منطقي به جوانان بالا ببريم و اگر نتوانيم در پي اغناي آنان بكوشيم، ناچاريم فرصت تجربه كردن را برايشان فراهم كنيم كه در اين صورت چون تجربه همراه آزمون و خطاست، به طور قطع هم ما و هم جوانان بايد هزينه هاي آن را بپردازيم. جوان امروز براي طي كردن مدارج علمي خواهان دست رسي آسان به ظرفيت هاي آموزشي است. و دولت بايد بستر ادامه تحصيلات عاليه را براي او فراهم كند. جوان  امروز اشتغال مي طلبد تا سرافرازانه كار كند. او براي دست يابي به مسكن و برخورداري از امكانات، خواهان تسهيلاتي است تا بتواند تشكيل خانواده دهد.
آن چه جوانان از ما مي طلبند، همه، خواسته هاي درستي است كه بايد در اولويت برنامه ها باشد.
دولت فردا و جوان امروز دوستاني صميمي و يك دل خواهند بود كه خستگي روزهاي سخت گذشته را به شادابي و طراوت روزهاي پراميد آينده مبدل مي  كنند.
006618.jpg
هاشمي رفسنجاني:
شرايط جهاني عليه ما به شكلي است كه امريكا آن قدر گستاخ شده  كه در پارلمانش عليه نظام اسلامي بودجه تصويب مي كند و اين عين دخالت است، تهديد به بردن در شوراي امنيت، تحريك دشمنان ما و پذيرفتن تروريست هاي ايراني به داخل كاخ سفيد همه نشان از تهديد ايران مي باشد و ما در چنين شرايطي انتخابات را در پيش داريم. امريكا دنبال اين است كه مشاركت مردمي كم باشد، و همه نوع تلاش و كارشكني را انجام مي دهد و دلسردي ايجاد مي كند تا مردم كمتر پاي صندوق راي بيايند و فكر مي كند كه اگر صندوق هاي راي خلوت باشد نشانه اين است كه بين نظام و مردم فاصله افتاده و مي خواهد ادعاي نامشروعيت نظام را به دنيا ارايه دهد. امريكا مي داند كه اگر رييس جمهور با راي كم بيايد درست است كه قانوني است، اما به سختي مي تواند فعاليت كند، ضمن اين كه امريكا به دنبال ايجاد تنش در اين انتخابات مي باشد؛  البته تنش الان هم هست و گروه هاي ما متاسفانه يك مقدار با كم بود تجربه و با تعصب هاي بي جا تنش ايجاد كرده اند، اما امريكا دنبال اين است كه اين تنش را بعد از انتخابات تشديد كند و ما در اين شرايط  نياز به انسجام ملي داريم، چون امريكا مي خواهد كه اين انسجام را بيشتر مخدوش كند و تنش آفريني كند.

فهرست
نامه به سردبير
فهرست
سينما تلويزيون
يكي عليه همه
فروش يك ميلياردي 
رويداد هفته
تلويزيون
سام خون آلود
پكين پا كه بود؟
ميوه خوران!
گوي طلايي تمشك طلايي
همه آن آدم هاي خوب خوب!
يك داستان زنانه
مشق عشقي ها از نگاه نويسنده اش
ورزشي
به فيفاي بي رحم رودست مي زنيم!
معجزه در مونيخ
رويداد هفته
ببخشيد، شما رسول خطيبي نيستيد؟
انفجاري در 5 متر!
عجيب تر  از اهرام ثلا ثه!
حرف هاي شگفت انگيز و دعواهاي تمام نشدني
اجتماعي
كسي كه آرامش خود را در كتا ب ها بجويد هيچ گاه آشفته نخواهد بود
آقاي رييس جمهور با استعداد!
زندگي
دانشجوها ذرت مي كارند
اينترنتي ثبت نام كنيد
رويداد هفته
داستان صدا
پروژه ناتمام
روزها
روخدادها
يك نفر چه قدر پول مي خواهد؟
رقص آتش دركتابخانه تاريخ 
جهان كوچك
شركت هيولا ها
رويداد
|  فهرست  |  سينما تلويزيون  |  تلويزيون  |  ورزشي  |  اجتماعي  |  زندگي  |  داستان صدا  |  روزها  |
|  جهان كوچك  |  شناسنامه  |  مهمان هفته  |  راهنما  |  سبك زندگي  |  گزارش  |  موفقيت  |   نيم رخ ، تمام رخ  |
|  يادداشت  |  موضوع ويژه  |  گالري  |  كتاب  |
|   صفحه اول   |   آرشيو   |   چاپ صفحه   |