- هفته نامه فرهنگي - اجتماعي -جوانان‎/شماره شانزدهم - شنبه ۱۰ ارديبهشت ۱۳۸۴ - - Apr 30, 2005
docharkhe
WALKING WITH DINOSAURS
زماني براي دوست  داشتن تيرانازاروس ها!
اگر مستند جذاب هم گام با دايناسورها را از برنامه مستند 5 ديده باشيد، حتما دوست داريد بدانيد كه اين دايناسورهاي 200 ميليون ساله چطورخودشان را به جلو دوربين هاي تلويزيوني رسانده اند
006330.jpg
گفت و گو با تيم هاينس، تهيه كننده و يكي از كارگردانان اين مجموعه 
۲۲۰ ميليون سال پيش، سينودونت (موجودي با صورتي شبيه مارمولك و بدني شبيه سگ)، تيم هاينس،BBC ، آريزونا، كلورادو، عروسك عظيم  الجثه تيرانازاروس و در كنار هم جمع شدند تا مستندي خارق العاده با عنوان هم گام با دايناسورها را پديد آورند. سريالي شش قسمتي كه با پشتوانه تحقيقات گسترده و با استفاده از جلوه هاي ويژه، در مجموع، 180 دقيقه به زندگي دايناسورها، تكامل آن ها و در نهايت نابودي و انقراض نسل شگفت انگيزشان مي پرداخت. سريالي كه جايزه هاي زيادي از جمله جوايز معتبر امي را از آن خود كرده است. گونه جديد ، عصر غول پيكرها ، درياي بي رحم ، هيولاهاي آسمان ها ، ارواح جنگل يخ زده و مرگ يك خاندان عناوين شش قسمتي اين مجموعه بود كه چند سال پيش از شبكه چهار و عيد امسال در برنامه مستند۵ و در قالب سه قسمت يك ساعتي به نمايش درآمد. اين مجموعه را يك گروه خلاق و به كارگرداني تيم هاينس و جاسپر جيمز در سال 1999 براي شبكهBBC ساخته اند. طرحي كه اجراي آن حدود 3 سال طول كشيد و 6 ميليون پوند هزينه برد تا به پايان برسد. يكي از چيزهايي كه جذابيت اين مجموعه را چند برابر كرده، ريزه كاري هاي بيش از اندازه و اطلاعات دقيقي است كه توسط گوينده روي تصاوير گفته مي شود. باورپذيري اين مجموعه به قدري زياد است كه انسان را به شك مي اندازد كه نكند واقعا يك فيلم بردار به عصر دايناسورها رفته و با دوربين خودش از آن ها فيلم گرفته است! صداي دايناسورها، رفتار و نحوه زندگي آن ها و ثبت كوچك ترين حركات اجزاي بدن شان (مثل لرزش پوست زيرگلو و تكان خوردن پره هاي بيني در هنگام نفس كشيدن، پلك زدن، حركت چشم ها و ) همگي در اين باورپذير بودن و مستندنمايي دخالت دارند.
جسارت هايي كه سازندگان اين مجموعه در هر قسمت به كار برده اند، واقعا جالب است؛ مثلا در قسمت پنجم ارواح جنگل يخ زده كه شب و تاريكي ماه ها بر زمين مستولي است، به مدت نيم ساعت همه تصاوير سياه و سفيد مي شود، مانند تصاوير غيرشفاف و سياه و سفيد كه دوربين هاي مادون قرمز در شب مي گيرند و يا در صحنه اي از جنگ دو دايناسور، همه تصاوير عمدا لرزش دارند و كادرها ثابت نيستند (مثل فيلم هاي مستند كه با دوربين روي دست گرفته مي شود)؛ اين جسارت ها در چنين طرح عظيمي تسلط سازندگان اين مجموعه را در ساخت فيلم مستند نشان مي دهد.
سه سال بعد از ساخت اين مجموعه و استقبال كم نظير مردم و جشنواره ها از آن، همين گروه مجموعه اي ديگر با عنوان هم گام با حيوانات را ساخت كه به نحوي ادامه مجموعه موفق قبلي به حساب مي آمد و به زندگي حيوانات بعد از عصر دايناسورها مي پرداخت.
006318.jpg
ساخت اين مجموعه  سه سال طول كشيد و 6ميليون پوند هزينه برد تا به پايان برسد
هم گام با حيوانات هم عيد امسال در ادامه هم گام با دايناسورها پخش شد تا بينندگان ايراني را هم مثل بقيه تماشاگران دنيا روبه روي صفحه تلويزيون ميخ كوب كند. وقتي بينندگان حرف هاي مطمئن گوينده را در مورد جزييات راه رفتن يك جانور چند ميليون ساله مي شنوند، از تعجب نمي دانستند چه كار كنند.
به بهانه پخش هم گام با دايناسورها ، نگاهي مي  اندازيم به روند ساخت اين مستند دانيد بيشتر اين دايناسورها كه اين قدر در نماهاي نزديك واقعي به نظر مي رسند، عروسك هستند؟
اولين تجربه تان از دايناسورها به چه زماني بر مي گردد؟
وقتي هشت ساله بودم، براي اولين بار با دنياي دايناسورها روبه رو شدم و خيلي خوشم آمد. مدتي بي خيال قضيه شدم، ولي آن ها دست از سرم برنمي داشتند. دايناسورها يكي از جذاب ترين موضوعاتي هستند كه همه دل شان مي خواهد درباره  شان بيشتر بدانند. براي همين تصميم گرفتم راه جديدي پيدا كنم تا اين اطلاعات را همان طور كه ارزشش را دارند، به همان جذابيت به ديگران انتقال بدهم، به طوري كه از تجربيات عادي مردم و اطلاعات عمومي آن ها فراتر باشد.
در ميان تحقيقات تان براي ساخت اين مجموعه، آيا كشفيات مفيدي كرده ايد كه در ديد كلي  شما نسبت به زندگي روزانه دايناسورها تاثير گذاشته باشد؟
صد در صد! اين كشفيات واقعا به يك مورد محدود نمي شود تا بتوانم برايتان توضيح بدهم. بر مبناي شواهدي كه از فسيل ها به دست آمد، ما توانستيم رفتار دايناسورها را مشخص كنيم. در گذشته باستان شناسان فقط مي توانستند اطلاعات محدودي از فسيل ها به دست بياورند و مي ترسيدند چيزي فراتر از آن بگويند، ولي امروز با تفكر و تعمق نظم يافته (البته اين اصطلاحي است كه من به كار مي برم) حتي مي توانيم صداي دايناسورها، نوع مبارزه آن ها، نحوه حركت جزو جزو بدن  شان و بسياري از چيزهاي ديگر را هم همان طور كه در فيلم مي بينيد معين كنيم.
در مرحله توليد آيا چيزي بود كه در دريافت هاي شما تغييري به وجود آورده باشد؟ مثلا يك كشف جديد؟
بله، مثلا ما يك بار براي فيلم برداري و تحقيقات به امريكاي جنوبي رفته بوديم. معروف است كه در آن منطقه تيرانازاروس ها زندگي مي كرده اند. در همان سفرها در يك دره، چند تخم كامل تيرانازاروس پيدا كرديم؛ خيلي قشنگ بودند. براي ما خيلي جالب بود. چون يك گواه عيني براي حرف ها و تحقيقات مان پيدا كرده بوديم؛ اين كه آدم خودش چيزي را كشف كند، خيلي جالب تر از آن است كه كشفيات اين و آن را بخواند.
از ميان دايناسورها كدام يكي را بيشتر دوست داريد؟
جايزه هاي هم گام با دايناسورها
006342.jpg
من لئوپرودون را كه يك آب زي غول پيكر است، خيلي دوست دارم. هيكلش اندازه نهنگ است، ولي برخلاف نهنگ، گوشت خوار است. درازاي دهانش به 3 متر مي رسد؛ تصورش را بكنيد كه چه غولي است! من چيز خيلي زيادي درباره اش نمي دانستم، ولي به واسطه اين فيلم شانس آن را يافتم تا آن را براي اولين بار به صورت انيميشن ببينم، اما هنوز نتوانسته ام بفهمم كه چه چيز لئوپرودون ها برايم جالب است. چون كه آن ها زير آب زندگي مي كرده اند و اطلاعات به دست آمده از زندگي شان خيلي محدود است. شايد همين اسرارآميز بودن شان برايم جذاب است يا همين جثه بزرگ شان.
فكر مي كنيد چرا دايناسورها براي انسان جديد جالب هستند؟
جوان ها اين هيولاها را در كتاب ها مي بينند، اما آن ها واقعا وجود داشته اند و حقيقي بوده اند. براي همين وقتي در يك فيلم مستند آن ها را مي بيني، از خودت مي پرسي: آيا اين واقعا اتفاق افتاده؟ ، جالب تر اين جاست كه آن ها همان جايي راه مي رفته اند كه ما امروزه داريم زندگي مي  كنيم، روي همين زمين و همين خاك. حتي دانستن تاريخ 500 سال پيش و يا حتي 2000 سال پيش هم براي هر كسي جذاب است، چه برسد به ميليون ها سال پيش!
براي ساخت اين مجموعه از چه تكنيكي استفاده كرديد؟
006327.jpg
از يك تكنيك قديمي سينمايي؛ بسياري از نماهاي فيلم با استفاده از پرده آبي گرفته شده است. به اين صورت كه دايناسورهاي شبيه سازي شده را در جلو يك پرده   آبي حركت مي داديم و در اصل از آن ها بازي مي گرفتيم، سپس با استفاده از كامپيوتر، رنگ آبي را از زمينه تصاوير حذف مي كرديم و به جايش تصاوير جنگل، درختان يا چيزهاي ديگر را مي گذاشتيم. البته گاهي چند تصوير را روي هم مي انداختيم تا عمق تصاوير و جنبه واقعي كار هم القا شود.
آيا مدل هاي عروسكي به خوبي گرافيك كامپيوتري بودند؟
من معتقدم كه كار دست هنوز هم بر كامپيوتر برتري دارد. مثلا در كلوزآپ ها (نماهاي بسته) گرافيك كامپيوتري كيفيت جالبي ندارد و مانند يك ابله عمل مي  كند. در اين موارد فقط عروسك ها جواب گو هستند.
يكي از مشكلات كار؟
عروسك سازان ما مدلي از پترازو (سوسمار بال دار دوره ژوراسيك سفلي تا دوره سنوزوييك) ساخته بودند و آن را به وسيله يك قايق براي ما فرستادند؛ قايق سر موعد مقرر نيامد و در اصل يك عروسك زيباي 40 فوتي در راه ناپديد شد تا اين كه مدتي بعد تكه  هاي آن را در حوالي نيوزلند پيدا كرديم.

دايناسورهاي عروسكي
006321.jpg
بسياري از دايناسورهايي كه در سريال وجود دارند، در اصل عروسك هاي دست سازي هستند كه توسط شركتCrawley Creatures و تحت سرپرستي جز هريس ساخته شده   اند.
اگر عروسك ها دست ساز بودند، پس گرافيك كامپيوتري چه نقشي داشت؟
در اصل گرافيك كامپيوتري كمك مي كرد تا اين عروسك ها بهتر ديده شوند، به خصوص در كلوز آپ ها كه جزييات كار بچه هاي ما بيشتر نمايان مي شد.
عروسك ها را چطوري مي ساختيد؟
يك جريان بلندمدت داشت: اول مدل را با خاك رس مي ساختيم كه پوزيتيو نام داشت. پوزيتيوها معمولا يك قطعه يا چند قطعه كلي هستند كه از كنار هم قراردادن شان مدل به وجود مي  آيد. بعد با الياف فايبرگلاس دور مدل را مي پوشانديم و آن ها را به هم مي چسبانديم. سپس خاك رس را از وسط آن خارج مي كرديم و در اصل يك پوسته يا قالب از مدل اوليه به وجود مي آمد كه به آن نگاتيو مي گوييم. بعد روي نگاتيو را به ضخامت يك سانتي متر دوباره با گل خاك رس مي پوشانديم و در اصل به قالب، ضخامت مي داديم و دوباره روي آن فايبرگلاس مي زديم. در نهايت يك ساندويچ از فايبرگلاس خاك رس فايبرگلاس به دست مي  آيد. سپس خاك رس را خارج مي كرديم و لاتكس يا سيليكون را به جايش مي گذاشتيم، در نهايت پوسته اي به دست مي آمد كه مي توانستيم رويش را رنگ كنيم تا عروسك ساخته شود.
چند تا مدل درست كرديد؟
در مجموع حدود 80 تا.
عروسك ها را چطور كنترل مي  كرديد؟
چند تا از آن ها با دست حركت مي كردند، چند تا هم با كنترل از راه دور و امواج راديويي. بعضي از دايناسورها حتي انگشت هايشان هم حركت مي كرد.
امواج راديويي در چه مواردي استفاده مي شد؟
مثلا براي حركت چشم ها به چپ و راست، پلك زدن و حركات پره هاي بيني از امواج راديويي استفاده مي شد. خيلي وقت ها هم از اين امواج براي حركت دادن استخوان هاي صورت استفاده مي كرديم.

قدم به قدم با فيل ها
مايك مايلن، كارگردان گروه انيميشن كامپيوتري بود كه با مجريان اين طرح هم كاري مي كرد.
تيم كاري تان چند نفر بود؟
چند ماه اول فقط 4 نفر بوديم، ولي بعد از 18 ماه، وقتي كار به پايان رسيد، به 15 نفر رسيده بوديم.
احتمالا از كامپيوترهايي با توانايي هاي بالا استفاده مي كرديد.
بله، ما ازSilicon Graphics استفاده كرديم كه گرافيكي با سرعت فوق العاده  بالا دارد. خيلي راحت مي توانستيم نتيجه كار را ببينيم و اگر اصلاحاتي لازم بود به سرعت اعمال كنيم. اگر هم براي مثال قدرت بيشتري لازم داشتيم، تنها كافي بود تا يك كامپيوتر شخصي ديگر به مجموعه اضافه كنيم.
كامپيوترها چه نقشي در متحرك سازي دايناسورها داشتند؟
كامپيوتر هيچ چيزي در مورد استخوان هاي دايناسور يا بدن آن ها نمي داند، هيچ كليدي هم روي كامپيوترها نبود كه مثلا بگويد: به من يك گردن بده يا به من بگو دايناسور چگونه راه مي رود و ما هم گردن دايناسور را به اش بدهيم و خودش همه كارها را بكند. همه چيز را انيماتورها انجام مي دادند.
قدرت كامپيوتر در اين حد است كه مثلا به اش بگوييد از فريم X تاY را سياه كن، كامپيوتر هم پيش خودش محاسبه مي كند و اين كار را انجام مي دهد.
چطور مي فهميديد كه دايناسورها با آن هيكل هاي عظيم الجثه و وزن زيادشان چگونه راه مي روند؟
اين مهارت انيماتورها بود، نه كامپيوتر. ما يك روز به يك پارك سياحتي رفتيم و راه رفتن يك فيل را به دقت نگاه كرديم. فيل قدم به قدم راه مي رفت. بعد، از راه رفتنش فيلم گرفتيم و بارها و بارها آن فيلم را نگاه كرديم تا اين كه بفهميم حيوانات سنگين وزن چطور راه مي روند.
آيا در انطباق انيميشن ها و پيش زمينه هاي فيلم برداري شده مشكلاتي داشتيد؟
خيلي از تصاويري كه به جنگل ها و درختان مربوط مي شد، با دوربين روي دست گرفته شده بود و طبيعي است كه اين تصاوير لرزه هم زياد داشتند. خيلي از جاها عمدا بدون اصلاح لرزش اين تصاوير، از آن ها استفاده كرديم و نتيجه هم جالب شد، اما جاهايي هم بود كه نمي خواستيم لرزش داشته باشيم، بنابراين اصلاحات را به صورت فريم فريم انجام مي داديم و از آن ها استفاده مي كرديم.

فهرست
فهرست
سينما تلويزيون
خفگي
كن، عجيب تر از هميشه
رويداد هفته
تلويزيون
زماني براي دوست  داشتن تيرانازاروس ها!
دايناسورهاي عروسكي
قدم به قدم با فيل ها
ورزشي
محروميت پرسروصداي بارتز
وقتي بوق ها شورش مي كنند!
رويداد هفته
چشمك زدن  ستاره ها به آقاي رييس جمهور!
جام،روي بلندترين دست ها
پس دنيا به آخر نرسيد!
خدا آن سبيل ها را بيامرزد
اجتماعي
۱۲ ارديبهشت 1358، شهادت مرتضي مطهري، از نامه شهيد مطهري به دخترش
وظايف و اختيارات آقاي رييس جمهور
زندگي
خوش فكر ها هم خانه دار شدند
جشنواره پنجم گل وگلا ب
رويداد هفته
سينما
عصيان عليه سينماي رايج
فوتبال زدگي
گوي طلاي تمشك طلاي
دانش
اولين خورشيدگرفتگي قرن
جايزه فكرهاي نو براي فرزانگان تهران 
داستان صدا
پروژه ناتمام
روزها
رويدادها
اين طلبه با ديگران فرق دارد
چون تندر و رعد دربرابرباد
جهان كوچك
زخم قديمي آفتاب روي تن اژدها
|  فهرست  |  سينما تلويزيون  |  تلويزيون  |  ورزشي  |  اجتماعي  |  زندگي  |  دانش  |  سينما  |
|  داستان صدا  |  روزها  |  جهان كوچك  |  شناسنامه  |  مهمان هفته  |  راهنما  |  سبك زندگي  |  گفت و گو  |
|  گزارش  |  موفقيت  |   نيم رخ ، تمام رخ  |  يادداشت  |  موضوع ويژه  |  گالري  |
|   صفحه اول   |   آرشيو   |   چاپ صفحه   |