- هفته نامه فرهنگي - اجتماعي -جوانان‎/شماره پانزدهم - شنبه ۳ ارديبهشت ۱۳۸۴ - - Apr 23, 2005
docharkhe
اروپا آماده باش
005958.jpg
آرزو به دل مان ماند كه بچه ها از ليگ آلمان جلوتر بروند و در يك ليگ معتبرتر بازي كنند. همه اين سال ها فقط يك رحمان را داشته ايم كه به سري آ ايتاليا رسيده. البته علي سامره هم بود كه چون خيلي درخشان ظاهر شد(!) ديگر كسي او را با آن سر تراشيده روي نيمكت پروجا به ياد نمي آورد. بقيه بازيكنان ما همين طور در يونان و اتريش و آن طرف ها پرسه زده اند و همان طور كه گفتيم در بهترين حالت در بوندس ليگا اسمي در كرده  اند. چند بار رفته اند انگليس تست داده اند و برگشته اند. كريم هم چند وقتي در چارلتون بود، اما همه را آرزو به دل كرد كه يك بازي خوب به نمايش بگذارد و آخرش هم آن جا نگهش نداشتند.
اما اين دفعه اوضاع فرق مي كند. تيم دارد مي رود جام جهاني. اروپايي ها ما را شناخته اند و ما تعدادي بازيكن داريم كه هر كدام شان جان مي دهند براي بازي كردن در يك تيم كار درست. اگر نيمكت نشين شدن هاشميان و زندي و نويدكيا اين قدر اعتمادبه نفس همه را پايين نياورده بود، حالا مي توانستيم كلي ادعاهاي بزرگ داشته باشيم، اما تا همين جا هم بهترين خبر در هفته گذشته شايد تمايل سه باشگاه انگليسي براي جذب 2 ملي پوش ايراني بود؛ كعبي و نكونام كه سرجهازي تيم برانكو هستند و از آ.اس.رم تا بوركينافاسو با هر تيمي كه بازي داشته  باشيم از تركيب ثابت تكان نمي  خورند، بازيكناني هستند كه انگليسي ها با آن چشم هاي چپ شان روي آن ها زوم كرده  اند. اولش هم گفتند اسم باشگاه ها را نگوييد، كار خراب مي شود، اما بعدش كعبي مقر آمد و گفت: من از تاتنهام پيشنهاد دارم ! كه ظاهرا اسم آن دو تا باشگاه ديگر را نمي دانست.
حالا اين ها را اين جا داشته باشيد. شك نكنيد كه اگر ايران به جام جهاني صعود كند، چند تا مهره درشت از ليگ ايران به اروپا خواهند رفت. فقط بايد دعا كنيد مقصدشان اين بار بوندس ليگا نباشد. كعبي و نكونام كه تا حالا زنگ انگليس را زده اند. علي كريمي هم بالاخره پس از چند سال كه انگار آرد نخودچي توي دهنش بود، يك حرف اميدواركننده زد و گفت: به ليگي مي روم كه تا حالا هيچ كدام از بازيكنان ايراني نرفته باشند ! مي شود پيش بيني كرد اگر منظورش ليگ لهستان يا لوگزامبورگ نباشد(!) لابد لاليگاي اسپانيا را مي گويد.
تيم هاي اروپايي بايد بجنبند؛ اگر همين فصل ستاره هاي ما را خريدند كه خريدند، اگرنه وقتي ما در جام جهاني آلمان بازي كنيم قيمت ها 6 برابر مي شود ها. گفته باشيم!

اين هري پاتر ادامه دارد
005946.jpg
استقلال همه را ديوانه كرده است. اگر اين اتفاق يك بار مي افتاد با توجه به علم احتمالات مي شد گفت: پيش آمده، پيش مي ياد ديگه ولي نه يك بار، نه دو بار، و نه حتي سه چهار بار. استقلال مدام در آخرين دقايق بازي همه چيز را برمي گرداند. همان طور كه در بازي با پرسپوليس، باخت 
۱ 2 را با برد 3 2 عوض كرد، در بازي هاي بعدي اش هم هر بار جفت 7 آورد، نه فقط اشك پرسپوليسي ها و بقيه فوتبال دوست ها كه حتي گريه خود استقلالي ها را هم درآورد.
استقلال هفته پيش در مقابل برق هم دوباره همين  كار را كرد تا همه به شانس امير قلعه نويي ايمان بياورند. در حالي كه آبي ها تا دقيقه 80، 2 بر صفر عقب بودند، يكهو بله كاملا يكهو در 12 دقيقه 3 گل زدند و همه را مات و مبهوت كردند، اما اگر اين برد براي قلعه نويي كه از خوش حالي كم مانده بود مثل رمديوس خوشگله به آسمان پرواز كند از باقلوا هم شيرين تر بود و اگر رضا عنايتي، گل زن جادويي آبي ها آن قدر اعتماد به نفس پيدا كرد تا به سمت سكوها برود و تماشاگراني را كه تا دو دقيقه پيش تيم را هو مي كردند و حجازي را براي مربي گري تيم صدا مي زدند، ملامت كند، با اطمينان زياد مي شود گفت كه اين  بردها به مذاق عده اي هم اصلا خوش نيامد. اول از همه البته معلوم است كه پرسپوليسي ها بودند؛ آن ها خودشان را براي كري خواندن آماده كرده بودند، اما بور شدند. بعدش خود ناصرخان بود كه در آن لحظات، وقتي استقلالي ها اسمش را صدا مي  زند، خيلي حال مي كرد، ولي آخرش همه چيز خراب شد. بعدش بوق چي هاي استقلال بودند كه بعضي ها متهم شان مي كنند كه از يك جاهايي شارژ شده اند تا عليه ژنرال بوق بزنند و وقتي استقلال عقب افتاد ناصرخان را تشويق كنند (لابد آن يك جاها كف دست شان را بو كرده بودند كه استقلال وسط بازي 2 بر صفر عقب مي افتد!)، بعدش هم تماشاگران جوگيري بودند كه رضا عنايتي بعد از گل به طرف شان رفت و با حركت دست به آن ها اشاره كرد كه : بايد خجالت بكشيد! به شما هم مي شود گفت استقلالي؟ تيم اگر عقب بيفتد شما بايد هول شويد و بچه ها را مسخره كنيد؟ خب چند دقيقه دندان روي جگر بگذاريد، شايد گل زديم و برديم!
اما آخرين نفري كه مطمئنا از گل هاي عنايتي و برد استقلال اصلا خوش حال نشد برانكو ايوانكوويچ، سرمربي تيم ملي بود كه مي دانست حالا با 2 گل ديگر، عنايتي بيشتر از قبل شاخ مي شود و روزنامه ها و هواداران، او را چماق مي كنند توي سر تيم ملي. بدتر از همه اين است كه اين روزها دايي هم گل نمي زند و برانكو براي توجيه محل نگذاشتن به عنايتي، باز هم بايد بازي هاي جديدتري از خود دربياورد.
استقلال با اين برد اگرچه وضعيتش در جدول آن چنان اميدوار كننده نشد، ولي عوضش خيلي چيزها را ثابت كرد.
مهم تر از همه، تكيه كلام گزارشگر تلويزيون است كه هي مي گويد: در فوتبال هيچ چيزي قابل پيش بيني نيست!

رويداد هفته
005955.jpg
تداركاتي تيم ملي
آسيا آفريقا در اروپا

در تمام روزهاي هفته گذشته، از لندن خبرهاي خوب مي رسيد. چند روز بعد از اين كه برانكو ايوانكوويچ، سرمربي تيم ملي به پايتخت هميشه باراني انگليس رفت و از امكاناتي كه قرار است تيم ملي از آن استفاده كند بازديد كرد، از لاي درزهاي اطلاعاتي خبرهايي در رفت كه هر كدامش مي توانست كلي جذابيت داشته باشد و ساعت هاي زيادي ملت را در تاكسي و سلماني سرگرم كند. شايد اولين خبر همان انتخاب كمپ براي اردوي تداركاتي تيم ملي بود. ظاهرا توافق شده تا بروبچز براي برگزاري اردوي تداركاتي شان قبل از ديدارهاي برگشت جام جهاني در همان كمپي اتراق كنند كه معمولا تيم ملي انگليس توي آن تمرين مي كند.
اما خبر جالب تر از اين برگزاري ديدارهاي تداركاتي براي تيم ملي بود. اين طور كه فضول ها مي گويند، شركتي كه كار اردوي ايران در لندن را جور كرده و قبلا هم محمد دادكان را براي مذاكره با بابي رابسون به انگليس كشيده بود، قول داده چند تا حريف دست گرمي گردن كلفت هم براي ما دست و پا كند.
ظاهرا مهم ترين اسمي كه توي قوطي بوده، تيم ملي آفريقاي جنوبي است، چون همان زماني كه ما در لندن هستيم آن ها هم هستند و مي توانيم بزنيم به تيپ هم. خوبي اقامت در لندن برخلاف خيلي از ديگر شهرها و كشورهاي دنيا اين است كه صداوسيما در آن جا حاج آقا صافي، مدير سابق شبكه 3 تلويزيون را دارد كه كلي با فوتبال حال مي كند و مي تواند برنامه ها را حسابي پوشش بدهد.

005964.jpg
اغتشاش در بازي ميلا ني ها
جذابيت مرگ بار

انصافا هر طوري كه حساب كنيد عين ما هستند. ايتاليايي ها را مي گوييم. يعني وقتي به شلوغ كاري هاشان نگاه مي كنيم، احساس مي كنيم خود ما هستند، آخر ما! اين قضيه فشفشه پرت كردن در بازي ميلان اينتر از آن اتفاقاتي بود كه فقط در دو جا ممكن بود رخ بدهد؛ ايران و ايتاليا. البته فرقش اين بود كه اگر در ايران اين اتفاق مي افتاد، اولا چهار تا نارنجك اكليل سرنج مي انداختند توي سر چهار تا عكاس بدبخت و چند نفر كشته مي شدند، ثانيا همه شروع مي كردند به كي بود كي بود من نبودم. يعني همان اتفاقي كه بعد از بازي ايران ژاپن و كشته شدن آن 7 نفر طفل معصوم افتاد، اما خب در ايتاليا همه چيز باكلاس تر است. يعني فشفشه ها ضريب ايمني شان بالاست و حتي اگر از طبقه دوم يكي شان را صاف براي مغز ديدا، دروازه بان ميلان حواله كنند و با چند صدم اشتباه به كولش بخورد، چيزي نمي شود. بعدش هم چون ايتاليايي ها خوب بلدند فيلم بازي كنند، اين ماجرا را تبديل به يك برنامه تلويزيوني مي كنند، بعدش هم اين كه آن ها تكليف شان با خودشان و ديگران روشن است. سريع چند تا تماشاگر را از رفتن به استاديوم محروم و تيم خطا كار را جريمه مي كنند، آن وقت هم مانچيني  با پررويي تمام مي گويد تقصير داور بوده كه گل درست ما را قبول نكرده و به محروميتي كه فيفا برايشان در نظر گرفته اعتراض مي كند. فقط يك لحظه فكرش را بكنيد، اگر ما بوديم سر اين ماجرا چه الم شنگه اي درست مي كرديم!

005952.jpg
مهدي مهدي كيا
لئون!

حالا اگر هر كس ديگري بود، كلي كلاس مي گذاشت و بازارگرمي مي  كرد و مي گفت نمي دانم چند ميليون دلار گيرم مي آيد. بعد خودش را با بهترين بازيكنان دنيا كه به عربستان مي  روند مقايسه مي كرد و از همين قبيل كارها اما مهدي مهدوي كيا يك بازيكن حرفه اي است. او مثل بازيكنان باشگاه نديده اي نيست كه تا چو مي افتد يك باشگاه يمني از بازي شان خوشش آمده شروع مي كنند به گربه رقصاني و جوري حرف مي زنند كه انگار مدير باشگاه منچستريونايتد برايشان نامه فدايت شوم فرستاده.
وقتي گفتند الاتحاد عربستان با مهدي توافق كرده كه او به ليگ اين كشور برود، مهدي نه گذاشت و نه برداشت، گفت: نه خير. اين ها همه اش دروغ است. من از اروپا هيچ كجا نمي روم!
بالاخره اين جور وقت ها فرق مهدوي كيا با بازيكناني روشن مي شود كه سالي دو بار سينه خيز خودشان را تا ليگ امارات مي كشانند، اما بس كه از تمرين كردن گريزان اند و حاشيه دارند، از آن جا هم به باشگاه هاي قبلي شان ديپورت مي شوند. مهدي آدم را ياد ژان رنو مي اندازد، ياد لئون.

005949.jpg
نايب قهرماني تكواندو
قهرمان ساعي و بقيه بروبچه ها

درست برعكس فيلم هايي بود كه اولش با يك انفجار يا يك اتفاق ناجور شروع مي شود. فيلم هايي كه در آن ها قهرمان داستان مجبور است يك ساعت و نيم كتك كاري كند و از هزار جور توطئه و آتش و بمب رد شود، اما آخرش همه چيز به خير و خوشي تمام مي شود و همه هم ديگر را بغل مي كنند و اشك شوق مي ريزند، بدمن هاشان هم يا كشته مي شوند يا دستگير.
تيم ملي تكواندوي ايران هم جوري شروع كرد كه همه گفتند داريم مي كوبيم براي قهرماني جهان. به خصوص وقتي هادي ساعي با آن پاي دردناك، خودش را تا فينال رساند و يك طلاي ديگر را از چنگ كره اي ها درآورد، خيلي ها جوگير شدند، اما در ادامه هر چه گذشت تيم وا رفت و آخرش ما به همان 5 مدالي كه گرفته بوديم رضايت داديم؛ يك طلا، 3 نقره و يك برنز.
شايد كسب اين مدا ل ها و رسيدن به مقام دوم دنيا در اسپانيا خودش يك كار فوق العاده  باشد، اما گرفتن فقط يك طلا با تيمي كه خيلي هاشان لياقت طلا دارند، كمي دلگيركننده بود.
اگرچه بايد يادمان باشد همين مدال ها را هم كه مي گيريم به خاطر غيرت چند تا ورزشكار است، اگرنه چرا ما در هيچ كدام از ورزش هاي تيمي نمي توانيم خودنمايي كنيم؟ فقط كشتي، وزنه برداري، تكواندو. فكر نمي كنيد اين ها دليل دارد؟

005961.jpg
تيم ملي ب 
چماق ها تكثير مي  شوند

برانكو و دوستانش براي انتخاب بازيكنان تيم ملي كم بدبختي داشتند ، حالا تيم ملي ب هم اضافه شده. تا همين جا هم مربيان تيم ملي براي اين كه بتوانند 18 بازيكن تيم ملي را انتخاب كنند، مجبور بودند چند تا را كنار بگذارند كه صداي همه در مي آمد، حالا حساب كنيد كه تيم ملي ب هم چند تا بازي انجام داده و چهار نفر توي اين تيم گل كرده  اند و همه به  خصوص آن هايي كه براي حمله به برانكو دنبال بهانه مي گردند مي توانند اين چهار تا اسم را هم به چماق هاي قبلي اضافه كنند. يعني اگر قبلا فقط مي شد به غيبت عنايتي، مبعلي و كاظميان بند كرد، حالا مهرداد اولادي، آندرانيك تيموريان، مجتبي جباري و چند تاي ديگر هم به اسم  هايي كه بايد توي چشم برانكو كرد اضافه مي شوند. چرا؟ چون ما چند تا تيم درپيت را در عربستان زده ايم و اين ها خوب بوده اند.
شايد بهتر باشد با فيفا صحبت كنيم و بگوييم اجازه دهد فهرست تيم ها را به جاي 18، 20 يا 22 نفر به 40، 50 يا 60 نفر افزايش دهد. اگر نفرات حاضر در زمين بازي ها را هم به جاي 11 11، به 16 16 حتي 22 22 افزايش مي  دادند امكان بازي بيشتري به بچه ها مي رسيد.

005967.jpg
مسابقات پلي آف 
خدايا ليگ برتر

اين اتفاقاتي كه در ليگ يك فوتبال ايران مي افتد در سيسيل هم نمي افتد. ماجراي داوري تيم هايي كه اگر يك شام به بازيكنان شان بدهي حاضرند 4 تا گل بخورند. تيم  هايي كه براي سقوط نكردن حاضرند هر جور بالانسي بزنند. تيم هايي كه زورشان مي رسد و براي بازيكنان محروم شان يك ساعت قبل از مسابقه مجوز بازي مي گيرند. تيم هايي كه زورشان مي رسد و بازيكن تيم مقابل را محروم مي كنند. زمين هاي فوتبالي كه بيشتر به درد كاشت نيشكر و چغندر مي خورد و مربي هايي كه در شامورتي بازي دست ديويد كاپرفيلد را از پشت مي بندند، اما همين ليگ يك با همين شعبده ها و مافيابازي ها بالاخره تمام شد و صنعت نفت آبادان، شهيد قندي يزد، راه  آهن و پيام ارتباطات خراسان به مرحله پلي آف رسيدند كه طي بازي هاي رفت و برگشت 2 تا از آن ها خوش بخت مي شوند و مي آيند به ليگ برتر.
اين وسط خيلي ها دعا مي كنند كه شهيد قندي و نفت صعود كنند. قضيه پسرخالگي يا مايه رسيدن هم نيست. بالاخره اين دو تا تيم سازمان درست و حسابي تري دارند، تماشاچي دارند و اگر بيايند، آبادان و يزد هيجان  بيشتري به فوتبال مي دهند. خودشان هم حال مي كنند. شرايطي كه خيلي از تيم هاي ليگ برتري در حال حاضر هم ندارند. خلاصه خيلي فاز مي دهند. همه شرايط را در نظر بگيريد، اگر موافق بوديد شما هم دعاگوي اين تيم ها باشيد، اگرنه براي هر تيمي كه دل تان خواست دعا كنيد!

اين جا خواب ها تعبير نمي شوند!
با انجام بازي هاي يك چهارم نهايي، تنها چهار تيم در ليگ قهرمانان اروپا باقي مانده  اند: چلسي، ميلان، ليورپول و آيندهوون. پيش بيني اين كه كدام يك بر قله خواهند ايستاد بازي جذابي است، اگرچه سخت مي توانيد برنده آن باشيد
006054.jpg
جواد خياباني  در مورد ميلان نظريات جالبي دارد: ميلان قهرمانانه بازي مي  كند. شايد قهرمان نشود، چون فوتبال همين است، اما شايسته عنوان قهرماني هست.
محمد والايزداني 
ليگ قهرمانان اروپا به حسا س ترين مرحله خود رسيده است. 4 تيم به نيمه نهايي رسيده اند كه هر كدام داراي ويژگي هاي منحصر به فرد خود هستند، اگرچه در بسياري از مسايل و از بسياري جهات شباهت هاي انكارناپذيري به هم دارند. غول هاي اسپانيايي، بارسا و رئال كه به خصوص دومي در ده سال اخير حكومتي بلامنازع داشت، در اين جمع نماينده اي ندارند. ليون مي توانست به قول مزدك ميرزايي كمي بيشتر، فقط كمي بيشتر يقه ميلان را بگيرد اما پل لوگوئن و مردانش فعلا بايد به فكر حفظ چهارمين صدرنشيني پياپي شان در لوشامپيونا ظرف 4 سال اخير باشند. در ميان 4 غول كنوني اروپا، شگفتي ساز بدون شك گاس هيدينگ و شاگردانش هستند. تيم بي ادعايي كه تا اين جا هم به رقباي قدري برخورد نكرده تا همه از قدرتش حرف بزنند. تيمي كه به قول عادل فردوسي پور ناشناخته است و در چشم جواد خياباني، بدون اسم و رسم جايي حدودا نامتعارف را در جمع سه نام بزرگ ليگ قهرمانان دارد. شايد بيشترين شهرت اين تيم به داشتن بازيكني با طولاني ترين نام در ليگ قهرمانان برگردد! يان ونه گورآوهسلينگ كه براي كشيدن اسمش به تريلي 18 چرخ احتياج است!
هلندي ها در مجموع تيم محكمي هستند، از لحاظ فيزيكي كم تر تيمي توانايي درگيري با آن ها را دارد، مثلث مياني  شان با حضور كوكو، فان بومل و فوگل، توانايي هاي زيادي در توپ گيري، نواختن ضربات آزاد و ارسال پاس دارد و از همه مهم تر ونه  گور آوهسلينگ با قدي بالاي 90/1 متر مردي آرماني براي اجراي تاكتيك مورد علاقه هيدينگ است؛ ارسال از دوجناح و زدن ضربات سر. او توانايي هاي رودفان نيستلروي را ندارد، اما سرزن قهاري است. ولي پاشنه آشيل اين تيم دقيقا جايي است كه ميلاني ها در مهارش تخصص دارند: دفاع كردن. آيندهوون در دفاع اصلا خوب نيست. در آرايش 3 3 4 گاس هيدينگ جايي براي دفاع كردن نيست و همين مساله مي تواند در ديدار با روسونري  كار دست اين تيم بدهد.
به عقيده خيلي ها ميلان كامل  ترين تيم اروپاست و نمي توان ضعفي در اين تيم پيدا كرد. درون دروازه، ديدا خيلي مطمئن است. و البته در بازي با اينتر نشان داد كه مي تواند بازيگر خوبي هم باشد! ضربه اي كه به واسطه فشفشه اينتري ها به پشتش برخورد كرد، اين قدر ها هم فيلم نداشت. فشفشه اي كه براي اينتري ها 000/132 پوند هزينه در بر داشت! در خط دفاع، مالديني، نستا و استم آدم را ياد ديوار بتوني مي اندازند. كاكا، سيدورف و گتوزو هم هر كدام روياي مربيان فوتبال دنيا هستند. چه پيروان مكتب فانتازيسم، چه معتقدان به فوتبال درگيرانه، اما تك خال اين تيم، كسي نيست جز شوچنكو. مزدك ميرزايي شوا را تنها تفاوت اينتر با ميلان در دربي ميلانلوي نسخه اروپايي مي داند: شوا بدون شك بهترين بازيكن حال حاضر فوتبال دنياست. بازيكني كه راست پاست، اما با پاي چپش هنرمندانه شوت مي زند. گلي كه در بازي برگشت به اينتر زد، فقط مخصوص مهاجمي مثل اوست. جواد خياباني هم شوا را عامل حذف اينتر دوست داشتني  اش مي داند! او در مورد ميلان نظريات جالبي دارد: ميلان قهرمانانه بازي مي  كند. شايد قهرمان نشود، چون فوتبال همين است، اما شايسته عنوان قهرماني هست. ميلان قدرت دفاعي يوونتوس و توان هجومي بارسلونا را دارد و تلفيق اين دو توانايي است كه ميلان را بدل به تيمي متفاوت كرده است. ميلان مي تواند خيلي شبيه پي.اس.وي باشد. با برنامه حمله كند و به گل برسد، اما امتياز ديگر شاگردان كارلو آنچلوتي دفاع شان است. منطق راي به صعود ميلان مي دهد، اما هر چقدر هم ميلان موذي باشد، نمي توان قدرت آيندهوون را ناديده گرفت.
اما دو تيم ديگر مرحله نيمه نهايي پيش بيني ها را قدري سخت مي كنند. جواد خياباني اعتقاد دارد تنها تيمي كه مي تواند جلو ميلان را بگيرد، همين چلسي است. شايد اشكال چلسي اين باشد كه همه بيش از خودش به مربي اش توجه مي كنند. خيلي ها اعتقاد دارند كه مورينيو مي خواهد هر چه بيشتر در دنياي فوتبال مطرح شود، اما كسي به اين نكته توجه نمي كند كه او با اين كار و تحمل فشار، فشارهاي وارد بر تيمش را كم تر مي كند. لمپارد و تري در چنين شرايطي به جاي اين كه فكر كنند چگونه بايد جواب هاي كليشه اي به خبرنگاران بدهند، به بازي خودشان فكر مي كنند. مورينيو به تنهايي از پس تمام اين اتفاقات برمي آيد. ديگر جنجال آندرس فريسك تكراري شده كه كسي نخواهد حتي به آن فكر كند، اما دوري دو جلسه اي مرد پرتغالي از كنار زمين داستان هاي خاص خودش را داشت. در ديدار دور رفت در استمفوردبريج دنبالش مي گشتند، اما او به هم راه پدرو مندز مدير برنامه  هايش بازي را در ناكجا آباد نگاه كرد و آخر هم معلوم نشد كه از طريق گوشي اي كه در گوش روي فاريا مربي بدن ساز چلسي قرار داشت با نيمكت تماس مي گرفت يا اين كه اصلا در طول بازي با استيو كلارك دستيار اولش حرف نزده بود. در بازي برگشت هم براي فرار از دوربين   هاي تلويزيوني و با اين بهانه كه آرامش را از او گرفته و خلوتش را بر هم زده بودند ورزشگاه را به قصد رفتن به هتل تيم ترك كرد. همين قضيه جنجال ديگري را بر سر كلاه روي فاريا به وجود آورد، طوري كه خودش هم از اين مساله به ستوه آمد و در كنفرانس مطبوعاتي بعد از بازي خطاب به خبرنگاران گفت: اي كاش دست از اين سوالات احمقانه  تان در مورد كلاهم برمي داشتيد!
آناليز نقاط قوت و ضعف چلسي در ديدار با ليورپول به طور قطع كفه ترازو را به نفع اين تيم سنگين خواهد كرد؛ آبي ها درون دروازه پتر چك را دارند. دروازه بان چك تباري كه مطمئن ترين دروازه بان جزيره به حساب مي آيد. ليورپول هم در هنگام مصدوميت كريس كريكلند، به دودك نامطمئن و كارسن جوان و بي تجربه رو آورده است، وضعيت چلسي در اين پست عالي است. اگر يك وقت چك هم بازي نكند، كارلو كوديچيني ذخيره اي مطمئن به حساب مي آيد. تري، كارواليو، گالاس و پائولو فريدا (كه در حال حاضر مصدوم است) خط دفاعي را ساخته  اند كه خيلي مستحكم است، اما نه مثل اوايل فصل. با اين حال ناديده گرفتن قدرت تهاجمي چلسي اشتباه بزرگي خواهد بود. خط مياني اي كه لمپارد رهبرش باشد با حضور بازيكنان تكنيكي اي چون روبن كه در حال حاضر مصدوم است و جو كول و تمام كننده  اي چون دروگبا، مي تواند براي هر دفاعي مشكل ساز باشد. چلسي تا به اين جاي فصل دو بار با ليورپول بازي كرده كه در هر دو ديدار هم پيروز شده است. ديدار فينال جام اتحاديه مهم ترين تقابل اين دو تيم در اين فصل بود. چلسي در آن ديدار 23 پيروز شد تا اميدهاي ليورپول را براي كسب اولين و ملموس ترين جام ممكن از بين ببرد. اين بار ليورپول نمي خواهد اجازه وقوع چنين نتيجه اي را بدهد. همه اين  ها در حالي است كه ليورپول لشگري از مصدومان را در فهرست خود دارد. به غير از مورينتس و پلگرينو كه علاوه بر مصدوميت در ليگ قهرمانان هم اجازه هم راهي ليورپول را ندارند، هامان، كيول، خوسمي، سيناما پونگول، كركلند، جرارد و ملور هم مصدوم هستند. مصدوميت جرارد آن قدرها هم جدي نيست، اما بقيه تا اطلاع ثانوي حضورشان در پرده ابهام قرار دارد. با اين حال انعطاف پذيري تاكتيكي بنيتس و بازيكنانش باعث شده است تا  آن ها براي بازي در مقابل هر حريفي، با تاكتيكي خاص وارد زمين  شوند. ليورپول كه پس از سال 85 براي اولين بار در جمع 4 تيم برتر اروپا قرار گرفته است، نمي خواهد اين فرصت طلايي را از دست بدهد. اگر يرزي دودك مثل ديدار با يوونتوس باشد، زوج كاراگر هيپيا مثل هميشه هماهنگ باشند و جرارد، آلونسو و سيسه هم در آن زمان به شرايط آرماني برسند، حذف چلسي آن قدرها هم غيرممكن نخواهد بود. بدون شك فينال ليورپول ميلان، ديداري براي بهبود ركوردها هم هست. ميلان تا به حال 6 بار و ليورپول تا به حال 4 بار قهرمان اين جام شده  اند. در شرايطي كه رئال در دوران افت خود به سر مي برد، ميلان و ليورپول هر كدام با قهرماني در اين جام مي توانند تك تازي قوهاي سفيد را تا حدودي تحريك كنند؛ فينالي كه عادل فردوسي پور برنده اش را ميلان مي  داند، اگرچه دلش در جاي ديگري است! مزدك ميرزايي هم كه سنگر ايتاليايي اش با حذف يووه ترك برداشته، در فينال احتمالي چلسي ميلان، قهرماني ميلان را مي خواهد هر چند كه اعتقاد دارد چلسي برنده اين بازي است. جواد خياباني هم يك تقابل آبي و قرمز و مشكي را مي خواهد و البته مثل مزدك ميرزايي قهرماني ميلان را. اين سه نفر ميلان را قدرتي مي دانند كه نمي توان به راحتي شكستش داد و آيندهوون را تيمي در حد و اندازه  هاي فينال نمي دانند.

جام جهاني از روي نيمكت
ستاره هايي كه قرار است تيم ملي ايران را به جام جهاني ببرند در باشگاه هاي آلماني خود وضعيت مناسبي ندارند. اگر با چند ذخيره به آلمان 2006 برسيم دنيا چي فكر مي كند؟
006042.jpg
تبعيد به روي نيمكت هديه مديران كايزرسلاترن بابت اولين بازي فريدون زندي بود. او پس از آن مسابقه در شش بازي تيمش روي نيمكت نشست و در يك مسابقه هم به فهرست 18 نفره تيم نرسيد
مهدي اميرپور
در سال هايي كه علي دايي يك تنه در بوندس ليگا گل مي زد و پارسال كه ايران فقط دو نماينده در ليگ آلمان داشت، لژيونرهاي ايراني آمار خوبي داشتند، اما حالا كه تعداد فوتباليست هاي ايراني بوندس ليگا به عدد چهار رسيده، ديگر خبري از گل زني در خاك غربت نيست. آن ها يا روي نيمكت مي  نشينند يا روي سكوها و اگر هم بخواهند تغيير ذايقه بدهند، فقط براي چند دقيقه به زمين مسابقه مي آيند. امسال تنها دل خوشي مردم ايران در آلمان فريدون زندي بود كه او هم پس از اولين بازي ملي اش براي ايران به سرنوشت سه نفر ديگر مبتلا شد؛ نيمكت نشيني .
سقوط هلي كوپتر
وقتي به هوا مي پريد، براي چند دهم ثانيه در آسمان ساكن مي ماند؛ آن قدر كه توپ به سرش برسد و او با يك ضربه كوچك گل بزند. فقط هلي كوپترها مي توانستند در اين حركت با وحيد هاشميان رقابت كنند. البته هلي كوپتر ها در تاريخ فوتبال گل زنان خوبي از آب درنيامدند، ولي وحيد با همين ترفند توانست به ركورد 16 گل زده در يك فصل بوندس ليگا برسد. تماشاگران بوخوم لقب هلي كوپتر را براي او كنار گذاشتند، اما حيف كه اين همزيستي دوست داشتني خيلي زود تمام شد. يك پيشنهاد اغواكننده از بايرن مونيخ هاشميان را به منطقه باواريا  ي آلمان كشاند. جايي كه بايد با ماكاي، پيزارو، سانتاكروز، زيكلر و گوئررو رقابت مي  كرد. پس از گذشت 28 بازي از مسابقات بوندس ليگا حالا راحت مي توان به ميزان موفقيت او در اين رقابت پي برد.
او حتي يك مرتبه هم نتوانسته 90 دقيقه كامل براي بايرن بازي كند. فقط 7 بازي با پيراهن تيره تيمش انجام داده كه در 4 بازي از زمين بيرون كشيده شد و سه بار هم از روي نيمكت به بازي آمد. مجموع دقايق حضور او در زمين 255 دقيقه است. براي اين كه به عمق فاجعه پي ببريد، 28 بازي بايرن مونيخ را در عدد 90 ضرب كنيد تا ببينيد وحيد در چند درصد مسابقات تيمش بازي كرده. وضعيت گل زني او در تيم جديد از اين هم بدتر است. بدون گل زده در بوندس ليگا و فقط يك گل در مسابقات جام حذفي آلمان؛ در روزي كه بايرن مونيخ هفت گل به اشتوتگارت زد، وحيد گل ششم تيمش را به ثمر رساند.
و البته نااميدكننده ترين آمار وحيد: او در سه ماه اخير فقط 18 دقيقه براي بايرن به ميدان رفته و اصلا بعيد نيست كه فليكس ماگات سرمربي تيم تا آخر فصل وحيد را روي نيمكت حبس كند و در پايان فصل هم او به يكي از پيشنهادهاي تيم هاي ديگر جواب بله بدهد. فعلا كه هانوفر، بوخوم و هرتابرلين در صف هستند، اما مطمئنا هيچ كدام از آن ها نمي توانند پولي را كه بايرن به وحيد داده بپردازند: 5/2 ميليون يورو براي دو سال.
006063.jpg
تيم ملي مشكل فري 
فريدون زندي نيم فصل اول مسابقات را با 4 گل زده و 4 پاس گل به پايان رساند. بيستمين بازيكن باارزش بوندس ليگا به حساب مي آمد. شماره ده كايزرسلاترن را مي پوشيد و پنالتي زن اول تيمش بود، اما حالا از محبوب ترين بازيكن لاترن چيزي جز يك نيمكت نشين باقي نمانده. تنها توجيه ماجرا پوشيدن پيراهن سفيد تيم ملي ايران است. تبعيد به روي نيمكت هديه مديران كايزرسلاترن بابت اولين بازي فريدون زندي بود. او پس از آن مسابقه در شش بازي تيمش روي نيمكت نشست و در يك مسابقه هم به فهرست 18 نفره تيم نرسيد. حتي مديران كايزرسلاترن اخيرا با اسكالا هافبك آلبانيايي آرمينيا بيله فلد هم صحبت كردند تا جاي زندي بيش از پيش در لاترن تنگ شود. انتخاب تيمي قدرت مندتر از كايزرسلاترن براي سال آينده تنها راهي است كه دوستان فريدون به او پيشنهاد مي كنند.
البته زندي بدشانسي هاي ديگري هم در اين فصل آورده است: تصادف با كاميون ارتش امريكا، آسيب ديدگي چشم در تمرينات و شايعه دوپينگ او در بوندس ليگا پس از اولين بازي او براي ايران اتفاق افتاده.
نحسي هفت براي شماره هفت
اين هفتمين سالي است كه مهدي در هامبورگ زندگي مي  كند. در شش سال قبل موفقيت و محبوبيت تنها واژه  هايي بود كه مي شد مهدي را با آن وصف كرد. 20 گل زده و 45 پاس گل براي بال راست هميشگي هامبورگ يك آمار رويايي به حساب مي آمد. او پارسال با 14 پاس گل بهترين پاسور بوندس ليگا لقب گرفته بود، ولي امسال بيشتر وقتش را روي نيمكت تيم گذرانده.
دال كه به هامبورگ آمد، سيستم تيم را عوض كرد. ديگر به بال راست احتياجي نداشت و به همين دليل مهدي بي استفاده روي نيمكت نشست. متاسفانه اين تغييرات جواب هم داد و هامبورگ از ته جدول رده بندي بوندس ليگا به رتبه چهارم رسيد. تمام مشكلات كيا به اين ختم نمي شد، مديران هامبورگ كه ساليانه 3/2 ميليون يورو به مهدي مي دهند حالا كه تيم شان بدون او و با درخشش بازيكنان ارزان قيمت به موفقيت مي رسد، مي خواهند از شر قرارداد گران ترين بازيكن  هامبورگ خلاص شوند. او فقط يك سال ديگر با هامبورگ قرارداد دارد و اين آخرين فرصتي است كه مديران هامبورگ مي توانند بابت درآمدزايي روي آن حساب كنند. اگر مهدي را مجبور كنند كه از هامبورگ جدا شود، هم پول خوبي را به جيب مي زنند و هم ديگر لازم نيست ساليانه 3/2 ميليون يورو از حساب باشگاه بردارند.
منتظر نويد بازگشت 
حتي حضور در جمع يازده ملي پوش تيم ملي ايران هم نتوانست مربي بوخوم را مجاب كند تا يك بار محرم  نويدكيا را از روي نيمكت  تيم بلند كند. پسر برانكو اسفند سال 82 آسيب ديد، ولي با وجود اين مديران بوخوم او را به جمع بازيكنان خود اضافه كردند. كيفيتي كه محرم داشت هر باشگاه اروپايي را وسوسه مي كرد. حتي اگر او مصدوم بود، اما حالا كه مصدوميت برطرف شده نويدكيا هيچ شباهتي به ستاره پيش از آسيب ديدگي ندارد. او در تيم ملي ايران فقط در دقايق پاياني مسابقه به ميدان مي رود كه آن را هم بايد به حساب لطف برانكو گذاشت.
روشن ترين آينده اي كه مي شود براي نويدكيا تصور كرد نزديك شدن به تركيب اصلي بوخوم در سال آينده بوندس ليگاست؛ البته اگر بوخوم در دسته اول بماند.

فهرست
نامه به سردبير
فهرست
سينما تلويزيون
سينما خاطره
اسپايدرمن در توكيو
رويداد هفته
تلويزيون
فكر مي كنيد چرا سيمرغ اين قدر طرف دار دارد؟
با سلاح تصوير به جنگ آن ها برويم 
گوي طلايي تمشك طلايي
جاسوس بازي 
ديگران در كلبه  وحشت
ورزشي
اروپا آماده باش
اين هري پاتر ادامه دارد
رويداد هفته
اين جا خواب ها تعبير نمي شوند!
جام جهاني از روي نيمكت
اجتماعي
با يك ديگر دست بدهيد تا كينه ها از بين بروند
انتخاب آقاي رييس جمهور
زندگي
برخورد با پوشش هاي نامتعارف بهار و تابستان
آموزشگاه هاي بزرگ كنكور؛يك قدم تا تعطيلي 
رويداد هفته
دانش
فرداي  تمام ديجيتال!
محصولات كمي تا قسمتي خارق العاده!
داستان صدا
پروژه ناتمام
روزها
روايت راوي
رويدادها
با ما بياوجهنم را ببين
من طلارادوست دارم
جهان كوچك
درختان سروي كه ايستاده اند
لبنان ديروز، لبنان امروز
|  فهرست  |  سينما تلويزيون  |  تلويزيون  |  ورزشي  |  اجتماعي  |  زندگي  |  دانش  |  داستان صدا  |
|  روزها  |  جهان كوچك  |  شناسنامه  |  مهمان هفته  |  راهنما  |  سبك زندگي  |  گفت و گو  |  گزارش  |
|  موفقيت  |   نيم رخ ، تمام رخ  |  يادداشت  |  موضوع ويژه  |  گالري  |
|   صفحه اول   |   آرشيو   |   چاپ صفحه   |