- هفته نامه فرهنگي - اجتماعي -جوانان‎/شماره پانزدهم - شنبه ۳ ارديبهشت ۱۳۸۴ - - Apr 23, 2005
docharkhe
از هردست كه كتاب بدهي  از همان دست مي گيري 
۳۳۰۰ جلد كتاب بين دانشجوهاي اميركبير دست به دست مي گردد و خوانده مي شود بي آن كه حساب كتابي در كار باشد
006009.jpg
نكته اي كه در اين طرح فراتر از مبحث كتاب خواني است اين است كه بچه ها با اين كارشان نشان دادند دانشجويان قابل اعتمادند. اين خودش پيام مهمي است 
س.هاشمي 
شايد براي شما هم پيش آمده باشد؛ اين كه كتابي را به دوستي قرض داده باشيد و هنگامي كه بعد از ماه ها انتظار و متوسل شدن به راه هاي مختلف، از خواهش و تمنا گرفته تا تهديد و ارعاب(!) بالاخره موفق به پس گرفتن كتاب تان شده ايد.
بعضي ها شهامتش را دارند
با اين اوصاف و با وجود آن كه جماعت اهل كتاب مي دانند قرض دادن كتاب هاي عزيزتر از جان به ديگران چه دل و جراتي مي خواهد، بر و بچه هاي دانشگاه اميركبير با هدف اين كه فرهنگ كتاب و كتاب خواني را بين دانشجويان ترويج كنند، دست به اين اقدام بزرگ(!) زده اند. آن ها با اجراي طرح كتاب كوچك كه در نوع خودش كار نو و بي سابقه اي است، تعداد زيادي كتاب با موضوعات مختلف فرهنگي و ادبي را بدون گرفتن هيچ تضمين يا استفاده از هرگونه حق عضويتي در اختيار بچه هاي دانشگاه قرار مي دهند تا پس از مطالعه به محل كانون كتاب و كتاب خواني دانشگاه برگردانند.
اين كانون كه از سال 79 فعاليتش را شروع كرده، تنها كانون كتاب و كتاب خواني در كل دانشگاه هاي كشور است كه مانند بقيه كانون هاي فرهنگي هنري دانشگاه (موسيقي، تئاتر، فيلم و) توسط دانشجويان اداره مي شود.
كانون، اتاق نسبتا بزرگي است در يكي از ساختمان هاي قديمي دانشگاه پلي تكنيك كه دكور دوست داشتني و دل نشيني دارد؛ پوسترها و تصاويري از نويسندگان و شاعران بزرگ ديوارهايش را پوشانده و قفسه هاي كتاب و ميز و صندلي هاي چوبي طوري چيده شده اند كه فضايي دل چسب و خودماني را به وجود آورده است.
آزاده مير عابديني كه دبير واحد آموزش كانون است، سال 1363 به دنيا آمده و دانشجوي سال دوم رشته مهندسي پليمر دانشگاه است. او كسي است كه ساير اعضاي كانون به عنوان مبتكر و پيشنهاد دهنده اين طرح معرفي مي كنند. خودش اين را قبول ندارد و مي گويد همه باهم كار را به اين جا رسانده ايم. چند نفر از بچه ها پيشنهاد كردند كه يك كاري انجام بدهيم تا دانشجوها بيشتر كتاب بخوانند. بهانه هايي كه افراد براي كتاب خواندن دارند، يكي قيمت كتاب و ديگري وقت است. ما فكر كرديم اگر كتاب راحت در دست رس شان قرار بگيرد مشكل قيمت برطرف مي شود، در ضمن مي شود كتاب هاي كوچك را بين بچه ها توزيع كرد تا وقت زيادي صرف خواندن شان نشود و همه جا بتوانند با خودشان حمل كنند و در هر موقعيتي كتاب بخوانند.
حسين سرافراز، دانشجوي دوره فوق ليسانس رشته مهندسي پليمر و يكي ديگر از اعضاي فعال كانون، زود اضافه مي كند: البته دانشگاه ما يك مديريت فرهنگي دارد كه هميشه براي شنيدن حرف هاي تازه و طرح هاي جديد آماده است. مدير فرهنگي ما اين اعتماد به نفس را به دانشجويان مي دهد كه به راه هاي جديد و فعاليت هاي نو فكر كنند و فكرهايشان را به صورت طرح هاي فرهنگي و هنري ارايه كنند.
در شرايطي كه فعاليت فرهنگي در اكثر دانشگاه هاي ما به عنوان يك مجموعه كارهاي فوق برنامه كم اهميت و پر خرج، معمولا مورد توجه و استقبال مسوولان قرار نمي گيرد، شنيدن اين كه دانشجويان يك دانشگاه اين قدر با مديريت فرهنگي شان احساس نزديكي و صميميت مي كنند، كمي شگفت انگيز است. مجتبي نوريان كسي است كه از ابتداي شكل گيري اين فكر تا زماني كه به مرحله عمل رسيد، همراه و مشاور دانشجويان بوده و آن ها را از حمايت هاي مادي و معنوي خود بهره مند كرده است.
اين كانون دانشجويي در دانشگاه اميركبير ايستگاه هاي كتاب راه انداخته است: كتاب ها را در حياط دانشگاه روي ميزهايي مي گذارند و دانشجويان كتاب هاي مورد علا قه شان را مي برند و بعد از خواندن به ايستگاه برمي گردانند
گاهي هم اعتماد
وقتي اعضاي كانون كتاب به اين فكر افتادند كه راهي براي دست رسي آسان دانشجويان به كتاب پيدا كنند، راحت ترين و در عين حال دشوارترين روش را انتخاب كردند: اعتماد متقابل. ميرعابديني درباره اولين طرح ارايه شده، مي گويد: ما از طرح مشابهي كه در كشورهاي اروپايي مثل ايتاليا، فرانسه و اتريش اجرا شده الگوبرداري كرده ايم. آن ها براي تشويق مردم به مطالعه، كتاب هايي را در مكان هاي مختلف شهر، از ايستگاه اتوبوس و مترو گرفته تا كيوسك تلفن و نيمكت هاي پارك و هر جاي ديگري كه امكان سالم ماندن و آسيب نديدن كتاب وجود دارد، مي گذارند تا مردم هر كتابي را كه دوست دارند از آن جا بردارند و پس از مطالعه به همان ايستگاه يا يكي از مراكز مشابه ديگر برگردانند. شايد فعلا چنين طرحي براي جامعه ما عملي نباشد، ولي ما تصميم گرفتيم در محيط دانشگاه اين كار را انجام بدهيم، چون حداقل مي شود اطمينان داشت با افرادي سر و كار داريم كه سطح فرهنگ شان بالاتر از سطح فرهنگ عمومي جامعه است. براي همين تصميم گرفتيم كتاب ها را داخل سبدهاي بزرگي در گوشه هاي محوطه باز دانشگاه بگذاريم و با اطلاعيه اي از دانشجوها خواهش كنيم كتاب ها را پس از مطالعه به سبدها برگردانند.
اما اين طرح با وجود جذابيت زياد مورد قبول واقع نشد. مديريت فرهنگي دانشگاه هنوز شرايط را مناسب اجراي اين طرح نمي داند و به بچه ها مي گويد: براي اين كار هنوز خيلي زود است، شما مي توانيد به روش ديگري فكر كنيد. و اعضاي كانون كه مي دانستند هدف شان آن قدر ارزش دارد تا زمان بيشتري را صرف فكر كردن و پيدا كردن شيوه ديگري براي اجراي طرح كنند، پس از مدتي سبك و سنگين كردن اوضاع و بررسي جوانب طرح، به شكل تازه اي از فكر اوليه شان دست پيدا كردند. روشي كه اين بار مورد موافقت نوريان، مدير فرهنگي دانشگاه هم قرار گرفت.
ميرعابديني توضيح مي دهد: قرار شد تعدادي كتاب بخريم و آن ها را در زمان هاي معين و از پيش اطلاع رساني شده، در چند ايستگاه توي حياط دانشگاه روي ميزي بگذاريم، يك نفر هم پشت ميز بايستد و اسم كساني را كه كتاب ها را مي برند روي برگه اي يادداشت كند و ازشان بخواهد تا كتاب را پس از خواندن به ايستگاه ها برگردانند.

وقتي مدير وظيفه شناس باشد
مدير فرهنگي دانشگاه اميركبير حمايت از طرح بچه ها را كار شاقي نمي داند و مي گويد: من كار بزرگي نكرده ام، بايد سراغ خود بچه ها رفت و به خاطر اين كه به  نيازهاي اطراف شان توجه مي كنند به شان آفرين گفت. يك مدير فرهنگي حداقل وظيفه اش اين است كه طرح هاي مفيد و موثر دانشجويان را حمايت كند و شرايط اجراي آن ها را تسهيل كند تا انگيزه بچه ها افزايش پيدا كند. اگر مديراني هستند كه نسبت به طرح هاي بچه ها عنايت كمي دارند بايد از خودشان بپرسند كه در آن مسند و جايگاه چه مي كنند و در صلاحيت آن ها بايد ترديد كرد.
او درباره بودجه اي كه صرف اجراي طرح كتاب كوچك شده است مي گويد: حدود يك ميليون تومان پول صرف اين كار شد. البته بچه ها در جذب منابع مالي هم خيلي خوب عمل كردند، چون بودجه فرهنگي دانشگاه با رقمي حدود 4 درصد كل بودجه دانشگاه واقعا مايه تاسف است و به هيچ وجه پاسخ گوي نيازهاي بچه ها نيست. ما براي تامين مالي اين طرح هم مشكل داشتيم، اما در چنين مواردي يكي از جاهايي كه طرح هاي فرهنگي دانشجويان را بررسي مي كند و در صورت تصويب، بودجه مي دهد، مجامع كانون هاي فرهنگي و هنري دانشجويان سراسر كشور است. به اين ترتيب ما در ابتدا طرح را پذيرفتيم و هزينه ها را از بودجه فرهنگي دانشگاه تامين كرديم، اما توافق شد كه خود بچه ها به موازات اجراي طرح تلاش كنند كه آن را در مجامع كانون ها تصويب كنند و بودجه بگيرند.
پس از چندي مجامع كانون هاي فرهنگي و هنري دانشگاه ها طرح كتاب كوچك را تصويب كرد و بودجه لازم را در اختيار آن ها گذاشت، به گفته آزاده ميرعابديني مبلغ يك ميليون تومان يكي از بيشترين مبالغي است كه اين مجمع به طرح هاي دانشجويي مي پردازد.
در نتيجه با حل شدن مشكل بودجه، تعداد سه هزار و سي صد جلد كتاب با موضوعات آشنايي با فلاسفه، آشنايي با نويسندگان ، نمايش نامه و داستان كوتاه، آشنايي با سبك ها و اصطلاحات ادبي و هنري و كتاب هايي با قطع جيبي خريداري شد و اولين دوره اجراي طرح در ارديبهشت ماه سال 1383 انجام گرفت.
موفقيت؛ يه روشنايي مي بينم!
از آن جا كه بچه ها با اطمينان قلبي اين كار را شروع كرده بودند، خيلي زود به چشم انداز روشن مورد انتظارشان رسيدند. درصد عمده اي از كتاب ها توسط دانشجويان بازگردانده شده است. سرافراز مي گويد: آن هايي هم كه برنگرداندند معمولا آدم هاي سر به هوا و سهل انگاري هستند و تعداد كساني كه از روي تعمد كتاب ها را پس نياورده اند خيلي ناچيز است. مساله مهم اين است كه ما اعتماد كرديم و نتيجه گرفتيم. استقبال بچه ها خيلي خوب بود و نشان داد كه يكي از دلايل كم بود مطالعه، عدم دسترسي آسان به كتاب است.
نوريان هم به نكته اي كه در اين طرح فراتر از مبحث كتاب خواني است اشاره مي كند و مي گويد: بچه ها با اين كارشان نشان دادند كه دانشجويان قابل اعتمادند و اين پيام مهمي براي ما بود. آن جا كه صادقانه با دانشجويان مواجه شويم و به آن ها اعتماد كنيم پاسخ مثبت مي گيريم و اگر برعكس عمل كنيم و پيوسته يك علامت سوال بزرگ و تشكيك و ترديد را در مورد دانشجويان در ذهن داشته باشيم، با نتيجه نامناسبي روبه رو مي شويم.
طرح كتاب كوچك در سه دوره اجرا شده و تا به حال نتايج خوبي داشته است، يكي از نتايج علاوه بر آشنايي و علاقه مند شدن دانشجويان به مطالعه، آشنايي آن ها با كانون كتاب وكتاب خواني دانشگاه شان است.
حسين سرافراز مي گويد بسياري از دانشجويان حتي تا آخرين روز تحصيل هم از وجود چنين جايي بي خبر مي مانند. اگر دانشجويان اين مركز و خدماتش را بشناسند چه بسا چند برابر اشتياق بيشتري براي مطالعه از خود نشان دهند.
بچه ها هم براي آينده برنامه هاي زيادي دارند و سرشار از انرژي براي ايجاد فرصت هاي جديد تلاش مي كنند. آزاده ميرعابديني مي گويد: دل مان مي خواهد به جايي برسيم كه همان فكر اوليه سبد كتاب را عملي كنيم.
سرافراز هم مي گويد: البته براي رسيدن به فرهنگ سبد كتاب بايد شكل طرح را كمي عوض كنيم و مرحله به مرحله پيش برويم. در حال حاضر با اضافه كردن كتاب هاي جديد و موضوعات بيشتر، در حال گسترش طرح هستيم.
آن ها اميدوارند كه با تداوم طرح كتاب كوچك، خواندن كتاب هاي ادبي و فرهنگي ، به يكي از نيازهاي روزمره دانشجويان تبديل شود، به اين معني كه كتاب خواندن، آن هم كتاب قصه، رمان و داستان توسط دانشجويان يك كار تفنني و بي فايده تلقي نشود و ارزش كتاب، كلمه و مكتوب به گونه اي كه شايسته آن است در ذهن و فكر و شيوه زندگي دانشجويان احيا شود.

مسأله: داماد كم داريم!
مرغ ازدواج دو پا بيشتر ندارد، اما جامعه شناسان معتقدند در شرايط فعلي، يك پاي آن بيشتر مي لنگد
006000.jpg
اگر تمامي پسران  در سن ازدواج با دختراني كه پنج سال كم  سن تر هستند ازدواج كنند،در سال هاي آينده صدها هزار دختر بدون همسر باقي مي مانند و سپس اين اتفاق براي همان تعداد از پسران تكرار مي شود
اسماعيل رمضاني 
روزي، روزگاري آفريقا ، نام يك محصول كارتوني هيجان انگيز(!) از كمپاني معروف والت ديزني است كه نقش اول آن را يك مار بوآي عظيم الجثه بازي مي كند.
حكايت اين فيلم از آن جا آغاز مي شود كه حيوان غول پيكر طعمه اي بزرگ تر از دهانش را مي بلعد و همين اشتباه كوچك او را به دردسرهاي بزرگي مي اندازد حالا ماجراي اين كارتون خيالي چه ربطي به موضوع گزارش ما دارد. صبر كنيد، برايتان مي  گويم.
خدا اين جمعيت شناس ها را خير بدهد. چرا؟ يك هرم سني دارند كه با آن همه چيز را مي شود توجيه كرد. فهم آن نيز به لحاظ تصويري بودنش چندان دشوار نيست. شكل اين هرم سني در كشورهاي مختلف تفاوت  هايي با هم دارد. حالا هرم سني جمعيت كشور خودمان را كه نگاه مي كنيم، به همان مار بوآي گردن كلفتي مي ماند كه دارد اتفاقي چون افزايش مواليد و نرخ رشد بالاي جمعيت در اوايل انقلاب را همانند يك لقمه قلنبه سلنبه قورت مي دهد. اين لقمه قلنبه حالا به نيمه راه خود نزديك شده است. با اين حال از همان ابتدا تاكنون مشكلات بسياري را به دنبال خود كشيده است. اگر نيمه اول دهه 60 كم بود شيرخشك و پستانك و نيمه دوم آن كم بود نيمكت و كتاب مدرسه مشكل اصلي جامعه ما بود، حالا برآوردن نيازهاي فراوان نسل جوان اواخر دهه 70 و اوايل دهه 80 دغدغه اساسي مملكت ماست. اين نسل پرجمعيت هم اكنون به كار، تحصيل و ازدواج نيازمند است و ظاهرا مسوولان به هر دري مي زنند از عهده برآوردن نيازهاي اين نسل برنمي آيند. البته بايد در نظر داشت كه حركت اين نسل به سمت كهن سالي، در آينده ما را با كم بود خانه هاي سال مندان، نگه داري از آن ها، و بعدتر كم بود قبر و مشكلاتي از اين دست مواجه خواهد ساخت!
دختران، مازاد بر پسران 
ازدواج پيوندي است ميان دو جمعيت؛ جمعيت مردان و زنان در سن ازدواج، شانس يافتن يك شريك مناسب در صورت تساوي شرايط ديگر، به اندازه اين دو جمعيت بستگي دارد. به طور كلي اين اندازه ها چندان از يك ديگر متفاوت نيست، اما گاه عدم توازن هاي عمده اي روي مي دهد.
آخرين آماري كه از قول صدرالدين بلادي موسوي كارشناس ارشد جمعيت شناسي مركز آمار ايران در اواخر فروردين ماه بر روي سايت ايسنا منتشر شده است، نشان مي دهد كه با گذشت بيش از ربع قرن از پيروزي انقلاب اسلامي، جمعيت زنان حدود 4/33 ميليون نفر شده و نسل اول انبوه مواليد هم اكنون به سن اشتغال و باروري رسيده است. براساس اين آمار جمعيت كشور در سال 75 بيش از 60 ميليون نفر برآورد شده كه 5/29 ميليون نفر آن ها زن و 5/30 ميليون نفر مرد بوده اند. اين در حالي است كه در سال 83 از جمعيت 5/67 ميليون نفري كشور 4/33 ميليون نفر زن بوده و حدود 5/59 درصد كل آنان در سن باروري 15 تا 49 سال قرار داشته اند. حتي آخرين آمارهاي واحد جمعيت سازمان ملل متحد نيز نشان مي دهد كه در كشور ما تعداد مردان حدود يك ميليون نفر بيشتر از تعداد زنان است (34 ميليون و 925 هزار مرد در مقابل 33 ميليون و 995 هزار زن) با اين حال جمعيت مردان و زنان در سنين ازدواج درست عكس اين آمار است. همين دو سال پيش بود كه مدير امور فرهنگي و اجتماعي وقت سازمان ملي جوانان از افزايش تعداد دختران نسبت به پسران خبر داد و اعلام كرد اگر تمامي پسران در سن ازدواج با دختراني كه پنج سال كم  سن تر هستند ازدواج كنند، نزديك به يك ميليون و چهار هزار و 500 نفر دختر بدون همسر باقي مي مانند. همين يك سال پيش هم مدير كل دفتر آسيب ديدگان اجتماعي سازمان بهزيستي هشدار داد كه بي برنامگي در امر ازدواج، جامعه را با مازاد 790 هزار دختر در سن ازدواج مواجه كرده و اگر اين روند ادامه يابد در 10 سال آينده با كم بود 6 ميليون داماد روبه رو خواهيم شد. البته آمارها در اين زمينه متفاوت است و برخي كارشناسان اين رقم را تا دو سه ميليون نيز پايين  برآورده اند، ولي در اصل وجود اين بحران توافق نظر وجود دارد. زماني كه براي يافتن دلايل چنين پديده اي به دكتر حسن سرايي جمعيت شناس و استاد دانشگاه علامه  طباطبايي مراجعه كرديم، ايشان ما را به رساله كارشناسي ارشد خانم ناهيد درودي آهي در دانشگاه تهران رجوع داد كه در آن مساله مضيقه ازدواج و عدم توازن در تعداد و جنس در ايران (بين سال هاي 1345 تا 1375) را مورد بررسي قرار داده بود. براساس اين تحقيق كه به عنوان پژوهش برگزيده سال 1380 نيز شناخته شده بود، در هر جامعه اي كه بخش قابل ملاحظه اي از زنان يا مردان آن در سنين اصلي ازدواج، به هر علت اعم از جنگ يا مهاجرت در دست رس نباشند، عدم توازن در دو جنس ايجاد مي شود و پديده مضيقه ازدواج (z(Marriage Squeee به وجود مي آيد. يافته  هاي اين تحقيق حاكي از آن است كه طي 30 سال اخير در ميانگين سن ازدواج زنان (در اولين ازدواج) و هم چنين در تركيب سني افراد ازدواج نكرده يك انتقال اساسي روي داده است. اين تغييرات كه عمدتا متوجه زنان بوده، براي مردان يا در جهت معكوس شكل گرفته و يا در حداقل مقدار خود قرار داشته است. عدم توازن نسبت هاي جنسي افراد ازدواج نكرده كه در دهه 751365 شدت يافته، به رشد فزاينده مازاد اين گروه از زنان در قياس با مردان انجاميده است. بر اين اساس تنها در صورت ازدواج مردان با زناني بزرگ تر از گروه سني خود، اين مازاد تقريبا از ميان مي رود و يا با هم سن گزيني مازاد در سنين اصلي ازدواج تا حدي كاهش مي يابد. اين تحقيق نامطلوب ترين شرايط را براي زنان تحصيل كرده ساكن روستاها پيش بيني كرده است.
بحران دختران تحصيل كرده 
دكتر ميرباقري رييس سابق سازمان ملي جوانان زماني گفته بود، از سال 81 تا 85 در مقطعي قرار مي گيريم كه اگر به صورت ويژه با سرمايه گذاري موثر تعداد ازدواج هاي كشور را از 650 هزار به يك ميليون نرسانيم، سن ازدواج به صورتي بحراني بالا خواهد رفت. آمارهاي موجود اين موضوع را تاييد مي كند. براساس آمارهاي مركز آمار ايران ميانگين سن اولين ازدواج در سال 83 براي مردان به 7/26 سال و براي زنان به 9/23 سال رسيده است و اين بدان معناست كه ميانگين سن ازدواج زنان ايران در سال گذشته 9/3 درصد نسبت به سال پيش از آن افزايش يافته است. اين افزايش به جز پديده مضيقه ازدواج، دلايل ديگري نيز دارد.
در برخي از كشورها خصوصا در قسمت هايي از آفريقا و جنوب آسيا نيمي از دختران قبل از رسيدن به سن 18 سالگي ازدواج مي كنند. به همين خاطر صندوق حمايت از كودكان سازمان ملل متحد (يونيسف) براي جلوگيري از گسترش پديده ازدواج زودهنگام دختران در سراسر جهان كوشش هايي صورت داد و به اين نتيجه رسيد كه براي  آگاه سازي والدين و جوانان درباره نتايج منفي ازدواج كودكان، كليد ي ترين عامل بسترسازي براي تحصيلات بيشتر دختران است، اما پس از مدتي با توجه به اقداماتي كه در سريلانكا و ايالت كرلا در هند انجام گرفت، به اين نتيجه رسيدند كه وادار كردن والدين به نگه داري دختران شان در مدرسه براي به تعويق انداختن زمان ازدواج بسيار خطرناك است، چرا كه بالا رفتن متوسط سن ازدواج با افزايش تحصيل دختران رابطه مستقيمي دارد.
اين پديده اي است كه در كشور ما نيز در حال روي دادن است. عدم تعادل تحصيلي نيز در كنار عدم تعادل سني، مساله ازدواج دختران را بغرنج كرده است. نظرسنجي ها نشان مي دهد بيشتر دختران تحصيل كرده حاضر نيستند با مرداني ازدواج كنند كه تحصيلات دانشگاهي ندارند. از همين رو تغيير فرهنگي ايجاد شده مبني بر افزايش تمايل دختران به تحصيلات عالي به عنوان وسيله اي براي استقلال خواهي و خروج از منزل، حضور بي ضابطه آنان در اين عرصه و از سوي ديگر بسته شدن راه ورود پسران به دانشگاه و كاهش تمايل آنان براي داشتن تحصيلات دانشگاهي، بحران ازدواج در جامعه ما را شديدتر خواهد كرد. برخي آسيب شناسان معتقدند چنان چه وضعيت فعلي ادامه يابد در 15 سال آينده در برابر هر مرد تحصيل كرده در سن ازدواج، 15 زن تحصيل كرده خواهيم داشت.
چه بايد كرد؟
حالا مي رسيم به همان سوال كليشه اي معروف: چه بايد كرد؟ عدم تعادل سني و تحصيلي ميان دختران و پسران برخي از مسوولان را به فكر انداخته تا تبعات اين عدم تعادل را كاهش دهند. اگر از برخي راه حل هاي دختر ايروني  وار بگذريم، برخي راه كارها تا حدودي مثبت و موفق بوده اند. دانشجويي شايد يكي از آن ها باشد. مسوولان دريافته اند كه ترغيب دانشجويان پسر به ازدواج دانشجويي، علاوه بر كاهش سن ازدواج، باعث مي شود دانشجويان به جاي دوست يابي به همسريابي در دانشگاه ها بينديشند. از قضيه تسهيلات دولتي و اقدامات مجلس در جهت تسهيل ازدواج جوانان نيز كه بگذريم، علاوه بر اين برخي موسسات دولتي و غيردولتي نيز در جهت ترغيب ازدواج بين مردان و زنان مجرد پيش قدم شده اند. همين يكي دو سال پيش بود كه كميسيون بانوان وزارت آموزش و پرورش فرم هايي را بين معلمان و دبيران مجرد مرد و زن كه طبيعتا سن بالاتري دارند، توزيع كرده بود تا از اين طريق زمينه آشنايي معلمان و دبيران مجردي كه اخلاقياتي شبيه به هم دارند، فراهم شود. شايد اقداماتي از اين دست هنوز نيز جريان داشته باشد، راه اندازي برخي موسسات همسريابي را نيز مي توانيد به مجموعه اين اقدامات بيفزاييد، اما آيا چنين اقداماتي مي تواند از تشديد بحران ازدواج خصوصا در ميان دختران تحصيل كرده بكاهد؟ بايد اميدوار بود؛ اگرچه به نظر مي رسد آن لقمه دندان گير، قلنبه سلنبه تر از اين حرف ها باشد

ما، تنها نيستيم
اگر گزارش روبه رو را خوانده ايد بايد خدمت مبارك تان عرض كنيم كه مشكل عدم تعادل سني و تحصيلي ميان دختران و پسران در سن ازدواج تنها در كشور ما وجود ندارد. اين مشكل گريبان خيلي از كشورهاي ديگر از جمله پيش رفته ترين آن ها را نيز گرفته است.
امريكا: زنان بر مردان پيشي  مي گيرند
در حالي كه در قرن نوزدهم در امريكا شمار مردان جوان و آماده ازدواج به مراتب بيشتر از زنان هم سن و سال آنان بود، در دهه هاي اخير به واسطه تغيير در مقررات مهاجر پذيري و نيز پيش رفت هايي كه در فناوري پزشكي به وقوع پيوسته، جمعيت خانم هاي آماده ازدواج در اين كشور بر مردان جوان پيشي گرفته است.
در سال 1890 به ازاي هر 107 مرد در گروه سني 20 تا 44 سال، 100 زن از همان گروه سني در امريكا ساكن بود، اما در سال 2002 اين نسبت معكوس شده و به 98 مرد در برابر هر 100 زن كاهش يافته است. اين تغييرات جمعيتي موجب شده كه گزارش ها و اطلاعات اغراق آميزي در مورد شانس ازدواج خانم ها در نشريات و رسانه هاي امريكايي انتشار يابد. از جمله آن كه در سال 1986 در گزارشي كه در سطح وسيعي منتشر شد، ادعا شده بود، شانس ازدواج آن دسته از زن هاي سفيدپوست داراي مدرك دانشگاهي كه به 35 سالگي قدم گذاشته اند تنها پنج درصد است و براي خانم هاي 40 ساله با همين مشخصات اين رقم به يك درصد تنزل پيدا مي كند. اين ادعا با اين تلقي عمومي كه به وسيله جرج برناردشاو طنز پرداز ايرلندي بر سر زبان  ها افتاده بود هم خواني داشت كه: خانم ها يا ازدواج مي كنند و يا به دانشگاه مي روند ! از جمله علل كاسته شدن از شمار مردان آماده ازدواج در امريكا مي توان به نرخ بالاي مرگ و مير در ميان مردان جوان، درصد بالاي موارد زنداني شدن آنان و بالاخره فقدان مشاغل با درآمد مناسب اشاره كرد.
لبنان: دختران و اشغال صندلي دانشگاه ها
لبنان نيز وضعيتي شبيه و شايد كمي بدتر از ايران دارد. جنگ داخلي در اين كشور و سيل مهاجرت جوانان پسر از اين كشور و نيز افزايش بحران اقتصادي در لبنان كه مانع بازگشت آنان به زادگاه شان شده، باعث شده است تا ميانگين جمعيت دختران در اين كشور در مقايسه با پسران بيشتر شود، به طوري كه هم اكنون در لبنان در برابر 10 دختر، 7 مرد مجرد وجود دارد.
از سوي ديگر در لبنان، دختران و زنان در 25 سال گذشته تنها
۶‎/۴ درصد از دانش  آموختگان دانشگاه ها را تشكيل مي دادند، حال آن كه براساس آمار سال 2003 ميلادي اين رقم به 5/18 درصد رسيده است. افزون بر اين مشاركت دختران در فعاليت هاي اقتصادي باعث شده است تا برخي از آنان شرايط سنگيني براي ازدواج قايل شوند. به علاوه گسترش پديده مهاجرت مردان لبناني به ديگر كشورها براي يافتن فرصت هاي شغلي مناسب تر، زنان را بر سر دو راهي قرار داده است؛ يا به حداقل خواسته هاي خود در انتخاب همسر تن دهند و يا به طور كلي برنامه ازدواج را تا پيدا كردن فردي با ويژگي هاي موردنظر خود به آينده نامعلوم موكول كنند.
همه اين مسايل باعث شده است تا در حالي كه مردان براي يافتن فرصت هاي شغلي انگيزه اي براي تحصيل در مقاطع بالاي دانشگاهي ندارند، دختران لبناني نيز همانند همتايان ايراني خود، بيشتر صندلي هاي دانشگاه ها را اشغال كنند.

فهرست
نامه به سردبير
فهرست
سينما تلويزيون
سينما خاطره
اسپايدرمن در توكيو
رويداد هفته
تلويزيون
فكر مي كنيد چرا سيمرغ اين قدر طرف دار دارد؟
با سلاح تصوير به جنگ آن ها برويم 
گوي طلايي تمشك طلايي
جاسوس بازي 
ديگران در كلبه  وحشت
ورزشي
اروپا آماده باش
اين هري پاتر ادامه دارد
رويداد هفته
اين جا خواب ها تعبير نمي شوند!
جام جهاني از روي نيمكت
اجتماعي
با يك ديگر دست بدهيد تا كينه ها از بين بروند
انتخاب آقاي رييس جمهور
زندگي
برخورد با پوشش هاي نامتعارف بهار و تابستان
آموزشگاه هاي بزرگ كنكور؛يك قدم تا تعطيلي 
رويداد هفته
دانش
فرداي  تمام ديجيتال!
محصولات كمي تا قسمتي خارق العاده!
داستان صدا
پروژه ناتمام
روزها
روايت راوي
رويدادها
با ما بياوجهنم را ببين
من طلارادوست دارم
جهان كوچك
درختان سروي كه ايستاده اند
لبنان ديروز، لبنان امروز
|  فهرست  |  سينما تلويزيون  |  تلويزيون  |  ورزشي  |  اجتماعي  |  زندگي  |  دانش  |  داستان صدا  |
|  روزها  |  جهان كوچك  |  شناسنامه  |  مهمان هفته  |  راهنما  |  سبك زندگي  |  گفت و گو  |  گزارش  |
|  موفقيت  |   نيم رخ ، تمام رخ  |  يادداشت  |  موضوع ويژه  |  گالري  |
|   صفحه اول   |   آرشيو   |   چاپ صفحه   |