|
از هردست كه كتاب بدهي از همان دست مي گيري
۳۳۰۰ جلد كتاب بين دانشجوهاي اميركبير دست به دست مي گردد و خوانده مي شود بي آن كه حساب كتابي در كار باشد
|
|
|
نكته اي كه در اين طرح فراتر از مبحث كتاب خواني است اين است كه بچه ها با اين كارشان نشان دادند دانشجويان قابل اعتمادند. اين خودش پيام مهمي است
س.هاشمي
شايد براي شما هم پيش آمده باشد؛ اين كه كتابي را به دوستي قرض داده باشيد و هنگامي كه بعد از ماه ها انتظار و متوسل شدن به راه هاي مختلف، از خواهش و تمنا گرفته تا تهديد و ارعاب(!) بالاخره موفق به پس گرفتن كتاب تان شده ايد.
بعضي ها شهامتش را دارند
با اين اوصاف و با وجود آن كه جماعت اهل كتاب مي دانند قرض دادن كتاب هاي عزيزتر از جان به ديگران چه دل و جراتي مي خواهد، بر و بچه هاي دانشگاه اميركبير با هدف اين كه فرهنگ كتاب و كتاب خواني را بين دانشجويان ترويج كنند، دست به اين اقدام بزرگ(!) زده اند. آن ها با اجراي طرح كتاب كوچك كه در نوع خودش كار نو و بي سابقه اي است، تعداد زيادي كتاب با موضوعات مختلف فرهنگي و ادبي را بدون گرفتن هيچ تضمين يا استفاده از هرگونه حق عضويتي در اختيار بچه هاي دانشگاه قرار مي دهند تا پس از مطالعه به محل كانون كتاب و كتاب خواني دانشگاه برگردانند.
اين كانون كه از سال 79 فعاليتش را شروع كرده، تنها كانون كتاب و كتاب خواني در كل دانشگاه هاي كشور است كه مانند بقيه كانون هاي فرهنگي هنري دانشگاه (موسيقي، تئاتر، فيلم و) توسط دانشجويان اداره مي شود.
كانون، اتاق نسبتا بزرگي است در يكي از ساختمان هاي قديمي دانشگاه پلي تكنيك كه دكور دوست داشتني و دل نشيني دارد؛ پوسترها و تصاويري از نويسندگان و شاعران بزرگ ديوارهايش را پوشانده و قفسه هاي كتاب و ميز و صندلي هاي چوبي طوري چيده شده اند كه فضايي دل چسب و خودماني را به وجود آورده است.
آزاده مير عابديني كه دبير واحد آموزش كانون است، سال 1363 به دنيا آمده و دانشجوي سال دوم رشته مهندسي پليمر دانشگاه است. او كسي است كه ساير اعضاي كانون به عنوان مبتكر و پيشنهاد دهنده اين طرح معرفي مي كنند. خودش اين را قبول ندارد و مي گويد همه باهم كار را به اين جا رسانده ايم. چند نفر از بچه ها پيشنهاد كردند كه يك كاري انجام بدهيم تا دانشجوها بيشتر كتاب بخوانند. بهانه هايي كه افراد براي كتاب خواندن دارند، يكي قيمت كتاب و ديگري وقت است. ما فكر كرديم اگر كتاب راحت در دست رس شان قرار بگيرد مشكل قيمت برطرف مي شود، در ضمن مي شود كتاب هاي كوچك را بين بچه ها توزيع كرد تا وقت زيادي صرف خواندن شان نشود و همه جا بتوانند با خودشان حمل كنند و در هر موقعيتي كتاب بخوانند.
حسين سرافراز، دانشجوي دوره فوق ليسانس رشته مهندسي پليمر و يكي ديگر از اعضاي فعال كانون، زود اضافه مي كند: البته دانشگاه ما يك مديريت فرهنگي دارد كه هميشه براي شنيدن حرف هاي تازه و طرح هاي جديد آماده است. مدير فرهنگي ما اين اعتماد به نفس را به دانشجويان مي دهد كه به راه هاي جديد و فعاليت هاي نو فكر كنند و فكرهايشان را به صورت طرح هاي فرهنگي و هنري ارايه كنند.
در شرايطي كه فعاليت فرهنگي در اكثر دانشگاه هاي ما به عنوان يك مجموعه كارهاي فوق برنامه كم اهميت و پر خرج، معمولا مورد توجه و استقبال مسوولان قرار نمي گيرد، شنيدن اين كه دانشجويان يك دانشگاه اين قدر با مديريت فرهنگي شان احساس نزديكي و صميميت مي كنند، كمي شگفت انگيز است. مجتبي نوريان كسي است كه از ابتداي شكل گيري اين فكر تا زماني كه به مرحله عمل رسيد، همراه و مشاور دانشجويان بوده و آن ها را از حمايت هاي مادي و معنوي خود بهره مند كرده است.
اين كانون دانشجويي در دانشگاه اميركبير ايستگاه هاي كتاب راه انداخته است: كتاب ها را در حياط دانشگاه روي ميزهايي مي گذارند و دانشجويان كتاب هاي مورد علا قه شان را مي برند و بعد از خواندن به ايستگاه برمي گردانند
گاهي هم اعتماد
وقتي اعضاي كانون كتاب به اين فكر افتادند كه راهي براي دست رسي آسان دانشجويان به كتاب پيدا كنند، راحت ترين و در عين حال دشوارترين روش را انتخاب كردند: اعتماد متقابل. ميرعابديني درباره اولين طرح ارايه شده، مي گويد: ما از طرح مشابهي كه در كشورهاي اروپايي مثل ايتاليا، فرانسه و اتريش اجرا شده الگوبرداري كرده ايم. آن ها براي تشويق مردم به مطالعه، كتاب هايي را در مكان هاي مختلف شهر، از ايستگاه اتوبوس و مترو گرفته تا كيوسك تلفن و نيمكت هاي پارك و هر جاي ديگري كه امكان سالم ماندن و آسيب نديدن كتاب وجود دارد، مي گذارند تا مردم هر كتابي را كه دوست دارند از آن جا بردارند و پس از مطالعه به همان ايستگاه يا يكي از مراكز مشابه ديگر برگردانند. شايد فعلا چنين طرحي براي جامعه ما عملي نباشد، ولي ما تصميم گرفتيم در محيط دانشگاه اين كار را انجام بدهيم، چون حداقل مي شود اطمينان داشت با افرادي سر و كار داريم كه سطح فرهنگ شان بالاتر از سطح فرهنگ عمومي جامعه است. براي همين تصميم گرفتيم كتاب ها را داخل سبدهاي بزرگي در گوشه هاي محوطه باز دانشگاه بگذاريم و با اطلاعيه اي از دانشجوها خواهش كنيم كتاب ها را پس از مطالعه به سبدها برگردانند.
اما اين طرح با وجود جذابيت زياد مورد قبول واقع نشد. مديريت فرهنگي دانشگاه هنوز شرايط را مناسب اجراي اين طرح نمي داند و به بچه ها مي گويد: براي اين كار هنوز خيلي زود است، شما مي توانيد به روش ديگري فكر كنيد. و اعضاي كانون كه مي دانستند هدف شان آن قدر ارزش دارد تا زمان بيشتري را صرف فكر كردن و پيدا كردن شيوه ديگري براي اجراي طرح كنند، پس از مدتي سبك و سنگين كردن اوضاع و بررسي جوانب طرح، به شكل تازه اي از فكر اوليه شان دست پيدا كردند. روشي كه اين بار مورد موافقت نوريان، مدير فرهنگي دانشگاه هم قرار گرفت.
ميرعابديني توضيح مي دهد: قرار شد تعدادي كتاب بخريم و آن ها را در زمان هاي معين و از پيش اطلاع رساني شده، در چند ايستگاه توي حياط دانشگاه روي ميزي بگذاريم، يك نفر هم پشت ميز بايستد و اسم كساني را كه كتاب ها را مي برند روي برگه اي يادداشت كند و ازشان بخواهد تا كتاب را پس از خواندن به ايستگاه ها برگردانند.
وقتي مدير وظيفه شناس باشد
مدير فرهنگي دانشگاه اميركبير حمايت از طرح بچه ها را كار شاقي نمي داند و مي گويد: من كار بزرگي نكرده ام، بايد سراغ خود بچه ها رفت و به خاطر اين كه به نيازهاي اطراف شان توجه مي كنند به شان آفرين گفت. يك مدير فرهنگي حداقل وظيفه اش اين است كه طرح هاي مفيد و موثر دانشجويان را حمايت كند و شرايط اجراي آن ها را تسهيل كند تا انگيزه بچه ها افزايش پيدا كند. اگر مديراني هستند كه نسبت به طرح هاي بچه ها عنايت كمي دارند بايد از خودشان بپرسند كه در آن مسند و جايگاه چه مي كنند و در صلاحيت آن ها بايد ترديد كرد.
او درباره بودجه اي كه صرف اجراي طرح كتاب كوچك شده است مي گويد: حدود يك ميليون تومان پول صرف اين كار شد. البته بچه ها در جذب منابع مالي هم خيلي خوب عمل كردند، چون بودجه فرهنگي دانشگاه با رقمي حدود 4 درصد كل بودجه دانشگاه واقعا مايه تاسف است و به هيچ وجه پاسخ گوي نيازهاي بچه ها نيست. ما براي تامين مالي اين طرح هم مشكل داشتيم، اما در چنين مواردي يكي از جاهايي كه طرح هاي فرهنگي دانشجويان را بررسي مي كند و در صورت تصويب، بودجه مي دهد، مجامع كانون هاي فرهنگي و هنري دانشجويان سراسر كشور است. به اين ترتيب ما در ابتدا طرح را پذيرفتيم و هزينه ها را از بودجه فرهنگي دانشگاه تامين كرديم، اما توافق شد كه خود بچه ها به موازات اجراي طرح تلاش كنند كه آن را در مجامع كانون ها تصويب كنند و بودجه بگيرند.
پس از چندي مجامع كانون هاي فرهنگي و هنري دانشگاه ها طرح كتاب كوچك را تصويب كرد و بودجه لازم را در اختيار آن ها گذاشت، به گفته آزاده ميرعابديني مبلغ يك ميليون تومان يكي از بيشترين مبالغي است كه اين مجمع به طرح هاي دانشجويي مي پردازد.
در نتيجه با حل شدن مشكل بودجه، تعداد سه هزار و سي صد جلد كتاب با موضوعات آشنايي با فلاسفه، آشنايي با نويسندگان ، نمايش نامه و داستان كوتاه، آشنايي با سبك ها و اصطلاحات ادبي و هنري و كتاب هايي با قطع جيبي خريداري شد و اولين دوره اجراي طرح در ارديبهشت ماه سال 1383 انجام گرفت.
موفقيت؛ يه روشنايي مي بينم!
از آن جا كه بچه ها با اطمينان قلبي اين كار را شروع كرده بودند، خيلي زود به چشم انداز روشن مورد انتظارشان رسيدند. درصد عمده اي از كتاب ها توسط دانشجويان بازگردانده شده است. سرافراز مي گويد: آن هايي هم كه برنگرداندند معمولا آدم هاي سر به هوا و سهل انگاري هستند و تعداد كساني كه از روي تعمد كتاب ها را پس نياورده اند خيلي ناچيز است. مساله مهم اين است كه ما اعتماد كرديم و نتيجه گرفتيم. استقبال بچه ها خيلي خوب بود و نشان داد كه يكي از دلايل كم بود مطالعه، عدم دسترسي آسان به كتاب است.
نوريان هم به نكته اي كه در اين طرح فراتر از مبحث كتاب خواني است اشاره مي كند و مي گويد: بچه ها با اين كارشان نشان دادند كه دانشجويان قابل اعتمادند و اين پيام مهمي براي ما بود. آن جا كه صادقانه با دانشجويان مواجه شويم و به آن ها اعتماد كنيم پاسخ مثبت مي گيريم و اگر برعكس عمل كنيم و پيوسته يك علامت سوال بزرگ و تشكيك و ترديد را در مورد دانشجويان در ذهن داشته باشيم، با نتيجه نامناسبي روبه رو مي شويم.
طرح كتاب كوچك در سه دوره اجرا شده و تا به حال نتايج خوبي داشته است، يكي از نتايج علاوه بر آشنايي و علاقه مند شدن دانشجويان به مطالعه، آشنايي آن ها با كانون كتاب وكتاب خواني دانشگاه شان است.
حسين سرافراز مي گويد بسياري از دانشجويان حتي تا آخرين روز تحصيل هم از وجود چنين جايي بي خبر مي مانند. اگر دانشجويان اين مركز و خدماتش را بشناسند چه بسا چند برابر اشتياق بيشتري براي مطالعه از خود نشان دهند.
بچه ها هم براي آينده برنامه هاي زيادي دارند و سرشار از انرژي براي ايجاد فرصت هاي جديد تلاش مي كنند. آزاده ميرعابديني مي گويد: دل مان مي خواهد به جايي برسيم كه همان فكر اوليه سبد كتاب را عملي كنيم.
سرافراز هم مي گويد: البته براي رسيدن به فرهنگ سبد كتاب بايد شكل طرح را كمي عوض كنيم و مرحله به مرحله پيش برويم. در حال حاضر با اضافه كردن كتاب هاي جديد و موضوعات بيشتر، در حال گسترش طرح هستيم.
آن ها اميدوارند كه با تداوم طرح كتاب كوچك، خواندن كتاب هاي ادبي و فرهنگي ، به يكي از نيازهاي روزمره دانشجويان تبديل شود، به اين معني كه كتاب خواندن، آن هم كتاب قصه، رمان و داستان توسط دانشجويان يك كار تفنني و بي فايده تلقي نشود و ارزش كتاب، كلمه و مكتوب به گونه اي كه شايسته آن است در ذهن و فكر و شيوه زندگي دانشجويان احيا شود.
|