او نخستين كشيش غيرايتاليايي بود كه به مقام رهبري مسيحيان كاتوليك رسيد و شخصيت تبليغي و سياسي تازه اي به اين مقام بخشيد
جمعيتي كه پايين كليساي جامع سنت پيتر منتظر ايستاده بود، بعد از بلند شدن دود سفيد از بخاري فهميد كه پاپ جديد انتخاب شده است؛ آن ها منتظر بودند تا او بر ايوان كليسا قدم بگذارد. براي كاتوليك ها تمام آن دويست و شصت و خرده اي پاپ، جانشينان مسيح و پطرس
- بنيان گذار كليسا- حساب مي شوند. پاپ رهبر كليساي كاتوليك و پادشاه كشور مستقل واتيكان است. اگر آن چند پاپ فاسدي را كه زمين هاي بهشت را مي فروختند نديده بگيريم و از پروتستان ها و ارتدوكس ها كه پاپ را قبول ندارند چشم پوشي كنيم، مسيحيان، پاپ را پدر معنوي خود مي دانند و او را دوست دارند.
يك پاپ براي همه
پاپ جديدي كه روي ايوان آمد، لهستاني بود؛ اولين پاپ غير ايتاليايي بعد از سال ها. پاپ قبلي - ژان پل اول - بيش از يك ماه نتوانسته بود پاپ باشد و مرده بود. كارول يوزف وويتيلا جوان ترين فردي بود كه در قرن بيستم به اين مقام مي رسيد. اين پاپ جوان به احترام پاپ قبل نام خود را ژان پل دوم گذاشت. لهستان كه اكثر جمعيت آن را پيروان كليساي كاتوليك تشكيل مي دادند، حكومتي كمونيستي داشت كه رسما وجود مذهب را نمي پذيرفت و لهستاني بودن پاپ قضيه را جالب مي كرد. كارول يوزف وويتيلا در شهري كوچك در لهستان به دنيا آمده بود. پدرش نظامي بود و در نوجواني مادر و تنها برادرش را از دست داد. كارول وويتيلا در جواني از ورزش هايي چون فوتبال و اسكي لذت مي برد و به بازيگري و تئاتر علاقه داشت. وويتيلا در رشته الهيات دانشگاه ثبت نام كرد و به سفارش پدر كه گفته بود دوست دارد او كشيش شود هم زمان به تحصيل در يكي از مدارس ديني پرداخت كه به شكلي مخفيانه همچنان فعاليت مي كرد. چند سال بعد كار خود را به عنوان دستيار كشيش كليسايي در كراكو آغاز كرد. با مرگ سراسقف كراكو به جانشيني وي رسيد. در مقام سراسقف كليساي كاتوليك كراكو، وي مي كوشيد ضمن خودداري از برانگيختن خصومت حكومت كمونيستي، مدافع و محافظ سنت هاي كاتوليكي مردم لهستان باشد. در عين حال، تحقيقات ديني سراسقف وويتيلا باعث شده بود وي به عنوان روحاني اي محقق و انديشمند در كليساي كاتوليك شهرت يابد و همه اين ها دست به دست هم داد تا كاردينال ها او را پاپ كنند. چند ماه بعد از پاپ شدن او به زادگاهش برگشت و به مردمش كه در فقر كمونيسم بودند يادآوري كرد كه آن ها انسان هستند و نبايد روي شكم هاشان بخزند. اين ديدار شروع سلسله تغييراتي بود كه در نهايت به فروپاشي كمونيسم در اروپاي شرقي كمك كرد و باعث شهرت سياسي پاپ شد.
ژان پل دوم، پاپي قرن بيستمي بود كه روش هاي محبوب شدن را هم بلد بود. سي دي اي كه در آن او با موسيقي باخ و هندل، انجيل خوانده بود، مدتي در اروپا پرفروش ترين بود. تي شرت ها، بشقاب ها و عكس هاي او در شمارگان ميليوني فروش مي رفت. بارها عكسش روي جلد مجلات چاپ شده بود و لبخندش و طرز برخوردش با مردم او را محبوب كرده بود. حتي غيركاتوليك ها هم دوستش داشتند. شايد از تجربه بازيگري اش آموخته بود كه چطور بايد با آدم ها رفتار كرد. در سفري كه به زادگاهش - لهستان كرده بود، بيش از يك ميليون نفر براي شركت در مراسم دعاي او آمده بودند. او بيش از هر پاپ ديگري مسافرت كرد. و بيش از يك صد و بيست كشور جهان را از نزديك ديد و در مواردي - از جمله ملاقات با امپراتور ژاپن - نخستين رهبر كليساي كاتوليك بود كه به دربار پادشاهي غيرمسيحي مي رفت. او واتيكان را از مرزهاي اروپا فراتر برد. او كه به 8 زبان صحبت مي كرد، واتيكان را به يك شبكه ماهواره اي مجهز كرد. ژان پل دوم پاپي تحصيل كرده با دو دكترا و 5 كتاب بود كه شعرهاي خوبي هم سروده بود. در سال هاي پس از پايان جنگ سرد، گسترش آزادي هاي جنسي، فشار گروه هايي مانند هم جنس گرايان، افزايش حمايت از سقط جنين و شيوع طلاق و تضعيف نهاد خانواده مسايل عمده اي بودند كه او بايد نسبت به شان واكنش نشان مي داد و نظر كليساي كاتوليك را اعلام مي كرد. پاپ ژان پل دوم بر مواضع سنتي كليسا شامل مخالفت با سقط جنين، حرام دانستن طلاق و مقاومت در برابر انتصاب زنان به مقام كشيشي كليساي كاتوليك اصرار داشت. به نظر او زندگي بشري هديه اي از خداوند و تصوير و نشانه شريك شدن در دم خداوندي است و انسان ها حق تصميم گيري در مورد آن را ندارند. به نظر او بايد جلوي گسترش فرهنگ مرگ را گرفت.
|
|
|
1920- در نزديكي شهر كراكو در لهستان به دنيا آمد
1964- سراسقف كراكو شد
1978 - نخستين روحاني غير ايتاليايي بود كه پس از 450 سال به عنوان پاپ برگزيده شد
۱۹۸۱- مورد سوءقصد قرار گرفت
۲۰۰۲- براي آخرين بار از زادگاه خود بازديد كرد
۲۰۰۵- مرد
پاپ سياسي
گرچه خودش بهتر مي دانست كه سياست مداران از همان زمان عيسي مسيح راه خود را از مردان خدا جدا كرده اند، اما سال ها چانه زدن در مقام سراسقفي با حكومت كمونيستي لهستان، الفباي سياست را به او آموخته بود. ميخاييل گرباچف گفته كه آنچه در اروپاي شرقي رخ داد بدون وجود اين پاپ ممكن نبود. او با حمايت از كارگران در شورش هاي اتحاديه هاي كارگري لهستان به خرد شدن استخوان هاي كمونيسم كمك كرد. عمر دراز اين فرصت را به او داد كه جريان هاي سياسي زيادي را ببيند. چندين رييس جمهور امريكا، از جيمي كارتر تا جرج بوش ها را ديد؛ كاسترو، دالايي لاما و نلسون ماندلا، چند اسم از فهرست طولا ني چهره هاي مشهور قرن بيستم هستند كه با پاپ ملاقات كرده اند. به نظر او كمونيسم و سرمايه داري دو روي سكه اي بودند كه ادعا مي كردند بشر در اين دنيا مي تواند خوش بخت شود. در مورد ديگر مذاهب، پاپ ژان پل دوم سعي كرد روي صلح و دوستي مسيحي را به ديگر اديان نشان دهد. او اولين پاپي بود كه به يك كنيسه يهودي رفت. او در سال 2000 به سرزمين مقدس رفت و مسيري كه مسيح پيموده بود را طي كرد. سفر پاپ به فلسطين اشغالي كه تنها رژيم نژادپرست باقي مانده در جهان بر آن حكومت مي كند اعتراضات بسياري از مسلمانان و غيرمسلمانان را برانگيخت. در عين حال او ا ولين پاپي بود كه به يك مسجد رفت. او با درك اين نكته كه بيش از نيمي از كاتوليك ها در كشورهاي در حال توسعه زندگي مي كنند، جايگاه كشورهاي غير اروپايي مانند فيليپين و نيجريه را در دنياي مسيحي پررنگ كرد. اهميت اين ماجرا وقتي روشن تر مي شود كه بدانيد 60 درصد اعضاي مجمع كاردينال ها در واتيكان از افريقا، آسيا و امريكاي لاتين بودند.
شام آخر پاپ
در سال 1981 تروريست ها زهر خود را به پاپ هم چشاندند. مرد ترك تباري به نام محمد علي آقجا وقتي پاپ در ميدان سن پيتر رم مشغول انجام مراسم مذهبي بود، از فاصله نزديك به او شليك كرد و او زخمي شد. پاپ به ديدار ضارب خود به زندان رفت تا او را ببخشد. گرچه در آن زمان گمان هايي را در مورد امكان دست داشتن سرويس هاي امنيتي اروپاي شرقي در اين سوء قصد مطرح كردند، اما بعدا معلوم شد كه او به تنهايي اين كار را انجام داده است. در سال 2000 واتيكان انگار كه بيانديشد برنامه تبليغاتي ترور پاپ ناكافي بوده، فاش كرد كه سه كودك در 1917در پرتغال تصوير وحي گونه اين سوءقصد را ديده بودند. اين سومين راز فاطيما بود كه به ادعاي كليسا چندين دهه محرمانه نگه داشته شده بود. پاپ عقيده داشت فاطيما (نام شهري كه آن سه كودك در آن جا تصوير حضرت مريم را ديده بودند و به آن ها وحي شده بود) جانش را نجات داده است. او در دهه بعد، از شرايط جسماني مناسبي برخوردار بود و به خصوص، علاقه اش به ورزش هايي مانند فوتبال و كوه نوردي شهرت داشت. مشكلات جسمي پاپ از اوايل دهه 1990 با تشخيص ابتلا به بيماري پاركينسون شروع شد. شدت گرفتن اين بيماري در سال هاي بعد، همراه با ابتلا به آرتروز، حركت و به تدريج حتي سخن گفتن را براي پاپ دشوار مي كرد، هرچند وي بر انجام دادن وظايف خود اصرار داشت و به خصوص در سال 2000 ميلادي و آغاز هزاره جديد، برنامه سنگيني براي خود تدارك ديد. به گفته نزديكان پاپ، در حالي كه جسمش به تدريج ناتوان تر مي شد، ذهنش تا به آخر فعال باقي ماند و تعارض بين توان جسمي و ذهني او به خصوص در آخرين دوره بيماري اش كاملا مشهود بود. در اوايل سال 2005، پاپ به علت دشواري تنفسي به بيمارستان انتقال يافت و تحت عمل جراحي قرار گرفت. پزشكان براي كمك به تنفس پاپ، شكافي در گلوي وي ايجاد كردند. پاپ براي نخستين بار در طول 26 سال رهبري كليساي كاتوليك، به دليل بيماري نتوانست در مراسم عيد پاك سال 2005 شركت كند و حاضران مجبور شدند او را از پنجره اقامتگاهش ببينند كه نمي تواند دعاي كوتاهي بخواند. سرانجام در شنبه شب دوم آوريل سال 2005، كارول يوزف وويتيلا، پاپ ژان پل دوم درگذشت. برطبق تشريفات، سه بار پاپ را به اسم كوچكش صدا زدند، اما جوابي نيامد. مهر و انگشتر او را شكستند. مرگ همه حتي پاپ را ضربه فني مي كند. او يكي از طولاني ترين دوره هاي رهبري بر كاتوليك هاي جهان را داشت و تنها دو پاپ ديگر بيشتر از او بر اين جايگاه تكيه زده اند.
|
|
|
هزاران نفر كه براي نيايش و درخواست شفاي پاپ از خداوند در كنار محل اقامت وي در ميدان سنت پيتر گرد آمده بودند، هنگامي كه از درگذشت پاپ آگاه شدند، بنا بر سنت مردم ايتاليا، به احترام او اقدام به كف زدن كردند و سپس دقايقي را به سكوت گذراندند. يكي از مقامات برجسته واتيكان با اعلام خبر مرگ پاپ گفت: پدر مقدس ما، ژان پل به خانه پدر (خداوند) بازگشت كرد. پيكر پاپ در كليساي جامع سنت پيتر در معرض بازديد عموم گذاشته مي شود تا سوگواران با او وداع كنند. رهبران سياسي و مذهبي از ساير نقاط جهان نيز پيام هايي در بزرگ داشت پاپ ارسال كردند.
اما پاپ جديد كه خواهد بود و چگونه انتخاب مي شود؟ كاردينال هايي از سراسر جهان در مجمع كاردينال ها گرد هم مي آيند. اين مجمع معمولا 15 تا 20 روز پس از درگذشت هر پاپ آغاز مي شود. در حال حاضر كميته انتخاب پاپ 119 كاردينال دارد. همه اين كاردينال ها را پاپ قبلي انتخاب كرده. تا زمان انتخاب پاپ جديد، هر روز چهار راي گيري انجام مي شود. هر روز پس از انجام دومين دور راي گيري، برگه هاي راي سوزانده مي شود و به اين ترتيب، هر روز احتمالا دو بار دود سياه از محل جلسه مشاهده مي شود، اين كار ادامه مي يابد تا زماني كه پاپ جديد انتخاب شود و با انتخاب او، دود سفيد از ساختمان برخواهد خاست. سپس پاپ جديد در ايوان كليساي جامع سنت پيتر حضور مي يابد. بايد ديد پاپ قرن بيست و يكم كه خواهد بود، ولي اگر قرار است فقط نام يك پاپ را به خاطر بسپريد ژان پل دوم نام مناسبي است.