- هفته نامه فرهنگي - اجتماعي -جوانان‎/شماره سيزدهم - چهارشنبه ۲۶ اسفند ۱۳۸۳ - ۵ صفر ۱۴۲۶ - Mar 16, 2005
docharkhe
كتاب
ا ين كه بالا ي اين چند صفحه نوشته شده راهنماي نوروزي دليل نمي شود بخواهيم واقعا راهنمايي تان كنيم. اين ها فقط چند تا پيشنهاد هستند براي گذراندن تعطيلا ت نسبتا طولا ني نوروز. فكر كرديم خوب است پيشنهادهايمان بيشتر حول و حوش سرگرمي هاي فرهنگي مثل كتاب خواندن، فيلم ديدن، گوش دادن به موسيقي و از اين قبيل باشد. هرچند براي آن هايي كه حوصله اش را ندارند، شيوه هاي ديگري از وقت گذراني را هم آورده ايم. سعي كرديم تعداد پيشنهادهايمان در هر موضوع به اندازه تعداد روزهاي تعطيل عيد باشد. اگر احيانا راهنماي نوروزي ما به دردتان خورد ما را هم در جريان بگذاريد و خوش حالمان كنيد. عيدتان هم مبارك 
004995.jpg
يك سفرنامه امروزي  داستان سيستان 
نوشته رضا اميرخاني 

براي خيلي از ما بازديد مقامات حداكثر چيزي است از جنس چند تصوير پراكنده كه از اخبار سراسري پخش مي شود به همراه چند جمله هميشه تكراري كه گوينده هاي هميشه تكراري تلويزيون به عنوان متن خبر تحويل مان مي دهند. شايد همين تكراري بودن ها باعث مي شود كه بدون معطلي كانال را عوض كنيم و تبليغ پفك و مانيتور را به اخبار بازديدهاي استاني مقامات ترجيح دهيم.
اين كه حالا يك نويسنده معروف - كه قبلا كتابي مثل من او را نوشته تصميم مي گيرد راوي سفر عالي ترين مقام كشور به محروم ترين نقطه ايران شود، حكايتي است كه رضا اميرخاني در مقدمه سفر سيستان توضيح داده.
راستي اصلا مي آيي برويم يك سفر؟ اين قلم هم كه مرده سفر است. گفتيم چرا كه نه؟ اما كجا؟ گفت كه رهبر سفري در پيش دارند و شما هم بد نيست كه بياييد و از اين قبيل. - شتر را دعوت كردند عروسي، گفت من نه بلدم بخوانم، نه بلدم برقصم، بار كجاست؟ - به هر صورت مي فهميدم كه چيزي از جنس نوشتن بايد نظرش باشد.
و اين نوشتن، نوشتن حاشيه هاست. حاشيه هايي كه از متن - همان اخبار صداوسيما - جذاب تر است و تا به حال هم گفته نشده. از سر و كله زدن با نيروهاي اطلاعاتي و امنيتي گرفته تا گپ و گفت با آقا مسعود پسر مقام معظم رهبري و كلي چيز ديگر كه باعث مي شود كمتر كسي كتاب سفر سيستان را تمام نكرده، زمين بگذارند.
004989.jpg
نورپردازي درست 
زندگي محمدحسين طباطبايي 

اين جوري اش را مطمئنا نديده ايد. هر چي زندگي نامه از علما و بزرگان خوانده ايد حتما يا شرح رياضت هاي علمي بوده يا كمالات و مراتب معنوي. فوق فوقش خيلي كه رويش كار شده باشد، داستاني تر شده  و همان مقامات و مراتب را به زبان ساده تري نوشته اند، ولي اين يكي اصلا تو اين مايه ها نيست. علامه آمده نزديك. مي شود براي تبرك به روحش دست كشيد. نه اين كه كوچك يا ساده شده باشد فقط آمده نزديك تر. حبيبه جعفريان تصويرها را روشن و واضح و شفاف كرده، يك نورپردازي خوب كه زاويه ها و گوشه ها و اندازه ها را درست نشان مي دهد. مگر براي درست ديدن يك زندگي همين بس نيست؟ اگر حبيبه جعفريان دوست و همكارمان نبود، خيلي حرف هاي ديگر مي شد زد ولي خودمان را سانسور مي كنيم كه شبهه هاي احتمالي نابود شوند.
در كلاه جادويي دن چاون!
004992.jpg
در ميان گمشدگان 
نوشته دن چاون 

يك ماشين را دارند با جرثقيل از عمق آب بالا مي كشند. ماشيني كه با همه مسافرهايش رفته بوده آن پايين. خزه ها و لجن هاي چسبيده به شيشه ها. زنگ روي بدنه. فضاي مبهم و مه آلود. تصويرهايي كه ميخ كوب تان مي كنند. مطمئن مي شويد كه قرار است ماجراي ماشين و چطور فرو رفتن آن را بخوانيد. ولي راوي داستان با ماجراي مادر و پدرش مي آيد توي داستان و همين جوري كه داستان ماشين را مي خوانيد، نويسنده پاره هايي از زندگي آن ها را وارد ذهن تان مي كند.
وقتي داستان تمام مي شود، اول گيج و مبهوت باقي مي مانيد. قصه آدم هاي توي ماشين را خوانديد يا قصه پدر و مادر راوي يا داستان به شكل عجيبي به خيلي چيزها و شخصيت  ها بسط پيدا كرده. داستان هاي دن چاون كه اين كتاب مجموعه چند تا از آن هاست به همين صورت است. دن چاون، زندگي روزمره و معمولي دور و بر را مي گيرد، در كلاه داستاني اش مي گذارد و با استادي جادوگرانه، همان را اسرارآميز و مبهم بيرون مي آورد و مجبورتان مي كند به اتفاق هاي ساده دوروبرتان، پيچيده فكر كنيد.
اين جا هم آدم ها اين جوري اند
مجموعه داستان ترجمه مژده دقيقي 

خوبي اش اين است كه خيال تان راحت است. مطمئن هستيد كه دست خالي بيرون نمي آييد. هر جور آدمي كه مي خواهيد باشيد، تقريبا با هر حس و حالي، بالاخره چيزي توي گلويتان گير مي كند و بالاسر يكي از قصه ها لااقل قدم هايتان را كند مي كنيد:
فقط بايد برايتان پيش آمده باشد. بايد يك دفعه براي چند لحظه، به يك نفر كه چيزي اش هست - آلزايمري، مشكل مغزي اي، چيزي دارد - زل زده باشيد و يواشكي از خودتان پرسيده باشيد اين ديگر چه جور موجودي است؟ اصلا چيزي مي فهمد؟ آن طرف، پشت قيافه اش، چيزي هست كه اين مجموعه بي ربط و بي معني حرف ها و رفتارهايش را به هم وصل كند؟ خلاصه اين كه، انسانيت و نوع دوستي و اين حرف ها به كنار؛ خدا وكيلي، طرف واقعا يكي از ماست؟
آسمان سياه شب به درد همين وقت ها مي خورد. پس گردن تان را مي گيرد و پرت تان مي كند پشت قيافه همان آدم، تا ببينيد چطور از چشم او، همه چيز به طرز دردآوري منطقي و طبيعي است.
حتي اگر آدم سطحي اي باشيد و بتوانيد به خواندن يك داستان سياسي درباره پليدي  يك حكومت توتاليتر - و بدتر از آن كمونيست - قناعت كنيد، باز مي شود چيزي برايتان پيدا كرد. برويد و خراب كار را بخوانيد. زود!
اين جا همه آدم ها اين جوري اند هم هست. با آن اسم وسوسه كننده اش. قضيه خيلي ساده و سرراست است. بلايي است كه سر خود نويسنده - يعني لوري مور نويسنده آمده بوده؛ معلوم مي شود پسر كوچكش تومور سرطاني دارد و بايد شيمي درماني اش كنند. كل ماجرا با نثر تند و خشن و تلگرافي مور، از توي كله آشفته و به هم ريخته و عصباني مادر بچه روايت مي شود كه از زمين و زمان شاكي است و حال و حوصله هيچ جور دل داري اي را ندارد. هيچ خبري هم از اميد و نجات و صبر و رستگاري و اين جور چيرها نيست. حتي شهامتي هم در كار نيست. قصه آدم هايي است كه انتخاب ديگري ندارند و توي وضعي  گير كرده اند كه برخلاف ميل شان، خيال تمام شدن ندارد. به خاطر خيلي از اين ها شايد نتوانيد با لوري مور و داستانش كنار بياييد، ولي خب، گيريم كه روي هم رفته موجود غيرقابل تحمل و بي چاره اي است، ولي همين صداقتش، همين كه اصرار دارد نسخه تمام و كمال چيزي باشد كه هست، قابل تحسين است. اصلا اگر توي كل قصه هيچ چيز ديگري پيدا نمي  كرديد، همين دو خط كافي بود تا هر چند وقت يك بار به اش سر بزنيد.
004977.jpg
يك عاشقانه فلسفي 
روي ماه خداوند را ببوس 
نوشته مصطفي مستور

آن هايي كه چاپ اول كتاب را خريدند شايد از اسمش خوش شان آمده بود كه تو چشم مي زد. توي راه، اتوبوس يا تاكسي كه صفحه اولش را خواندند ديدند نثر، شسته - رفته است. متن موسيقي دارد. شب يا آخر شب كه بقيه اش را خواندند، ديدند مي شود فردا به دوست هايشان بگويند: بعضي تكه هايش خيلي حال مي دهد. مي شد بگويند: شاهكار نيست ولي سرگرداني و عشق توش درآمده.
دوست هاي آن هايي كه چاپ اول را خريده بودند، چاپ دوم را خريدند براي عشق، براي سرگرداني، براي اين كه دست كم سوال هاي بي جواب تو ذهن نسل شان را خوب طرح كرده بود. بعد بي سروصدا شماره چاپ هاي اين كتاب جلد قهوه اي كه فقط يك عنوان رويش نوشته شده، رفت بالا و بالاتر. دوست هاي دوست هاي آن ها هم داشتند كتاب را مي خريدند. هنوز هم ارزشش را دارد.
004980.jpg
آخر جواني 
فراني و زويي 
نوشته جي دي سالينجر

از اول تا آخر كتاب هيچ اتفاقي نمي افتد، نه يكي ازدواج مي كند نه كسي كشته مي شود يا مي ميرد؛ ولي اگر فهميدي چرا نمي تواني كتاب را بگذاري زمين؟ اگر توانستي بفهمي چه نخي تو را به ديالوگ هاي تمام نشدني يك خواهر و برادر مي دوزد؟
فراني اسم خواهر است. افتاده تو خط رياضت و تكرار نوعي ذكر و دعاي خاص. نصف كتاب حرف هاي زويي است با او. همين. حتي فضا هم خاص نيست. خانه اي كه مي شود خانه يكي از ما باشد. اما گوشت دارند، پوست، استخوان بندي و روح. بدجوري زنده اند اين دو تا جوان. اگر فهميدي چرا تا دو سه روز بعد از خواندن كتاب، پچ پچ هاي اين دو تا را تو گوش هايت مي شنوي؟ اگر فهميدي چرا دست از سرت برنمي دارند و همين جور حرف هاشان مثل يك نت دل چسب دارد توي سرت تكرار مي شود؟
004971.jpg
درباره معجزه 
فيلم نامه دالان سبز
براساس نوشته استفان كينگ 

فيلم را حتما ديديد. دو بار، دو شب جمعه پشت سر هم پخش شد. خوش تان آمد.و همه صحنه هايش هم تو ذهنتان هست. دقيقا تو همين حال، خواندن فيلم نامه اش مي چسبد، چون استادي فيلم نامه نويس و عجيب بودن داستان را خوب مي فهميد. فيلم نامه اقتباسي است از داستاني از استفان كينگ. هم استفان كينگ و هم فرانك دارابونت، ماهرانه نوشته اند و خواندن فيلم نامه اش مثل خواندن رمان يا يك داستان جذاب، شما را درگير مي كند. مي فهميد چرا پاي فيلم ميخ كوب شده  بوديد و ديالوگ هايي كه ماهرانه داستان را جلو برده اند و حس ها را به شما منتقل كرده اند كدام جمله ها بوده اند.
داستان شبه مستند
زندگي كوتاه است 
نوشته يوستين گوردر

زندگي كوتاه است يك رمان تاريخي درباره زندگي سنت آگوستين ، قديس مشهور مسيحي است.گوردر براي نوشتن اين رمان تكنيك مستند نمايي استفاده كرده است، تكنيكي كه نخستين رمان ها با استفاده از آن نوشته شده اند و هنوز هم در نوشتن رمان هاي تاريخي پرطرف دار است. گوردر ادعا مي كند يك نسخه خطي قديمي پيدا كرده و بعد از گم كردن اصل آن، تازه فهميده كه نسخه منحصر به فردي از نامه همسر سابق آگوستين است. در واقع رمان از زبان همين شخصيت بي نام و نشان تاريخي نوشته شده است. با همه تفاوتي كه ميان اين كتاب و كارهاي ديگر گوردر وجود دارد، مضمون مورد علاقه او در اين اثر نيز يكي از دغدغه هاي ازلي و ابدي بشر است: دغدغه ارتباط ميان انسان، خدا و زندگي مادي.
004983.jpg
ادبيات سياه 
خرمن سرخ 
نوشته دشيل همت 

تعطيلات عيد جان مي دهد براي خواندن يك (يا چند تا، بسته به سليقه تان) رمان پليسي درست و حسابي. پيش نهاد ما خواندن رمان  هاي دو نويسنده بزرگ اين ادبيات يعني دشيل همت و ريموند چندلر است. داستان هايي كه بيشترشان به فيلم تبديل شده اند و در سينما هم طرف داران خودشان را داشته اند. خرمن سرخ را دشيل همت نوشته. قصه اي پيچيده و جذاب درباره ورود يك كارآگاه خصوصي به شهري كوچك و درگير شدنش با باندهاي تبه كاري شهر و همين طور پليس فاسد آن جا. هر توضيح ديگري لطف داستان را از بين مي برد. فقط اين نكته را داشته باشيد كه براساس اين رمان تا به حال اين سه فيلم ساخته شده اند: يوجيمبو (آكيرا كوروساوا)، به خاطر يك مشت دلار (سرجو لئونه) و آخرين مرد مقاوم (والتر هيل)
004986.jpg
زندگي نامه شاعرانه 
رفيق اعلي 
كريستيان بوبن 

داستان زندگي فرانچسكوي قديس را شايد در فيلم هايي كه تلويزيون هم آن ها را پخش كرده ديده باشيد. فرانچسكو (ليلين كاوالي) و برادر خورشيد، خواهر ماه (فرانكو زفيرلي) دو تا از اين فيلم ها هستند. اما روايتي كه بوبن از زندگي اين قديس در كتاب رفيق اعلي ارايه مي دهد، يك چيز ديگر است. او با لحني لطيف و شاعرانه هر كدام از مراحل زندگي فرانچسكو را بازنويسي مي كند و به شكلي جادويي نشان مي دهد چطور اين اتفاقات در زندگي هر كدام از ما هم ممكن است بيفتد يا افتاده باشد و چطور هر كسي مي تواند يك قديس باشد، اگر دنيا را از چشم يك انسان آزاده ببينيد. كتاب بوين با اين جمله  زيبا شروع مي شود: كودك به همراه فرشته به راه افتاد و سگ از پي شان روان گرديد.
ضدجنگ 
سلاخ خانه شماره پنج 
نوشته كورت ونه گات 

در سلاخ خانه با يك رمان جنگلي طرف ايد. داستاني درباره بمب باران شهر درسدن آلمان در اواخر جنگ جهاني دوم. اين شهر را طبيعتا متفقين بمب باران كردند و نتيجه اين شد كه درسدن با خاك يك سان شد و تلفات وحشتناكي داشت اما عملا هيچ وقت در اخبار و گزارش هاي مربوط به جنگ جهاني دوم از اين فاجعه حرفي زده نشد. كورت ونه گات كه خودش يكي از اسيران جنگي در دست آلمان ها بود و در شهر حضور داشته اين حادثه را با طنز خاص خودش و ظرافت و باريك بيني يك نويسنده رند در قالب رمان سلاخ خانه شماره پنج تصوير كرده است. موقع خواندن اين كتاب ممكن است بارها از ته دل و با صداي بلند بخنديد، اما وقتي كتاب تمام شد، احساس مي كنيد شاهد يك فاجعه سرگيجه آور بوده ايد. هنر ونه گات هم در همين است.
004974.jpg
قديمي اما خواندني
سيرت رسول الله 
نوشته ابن هشام، بازخواني: جعفر مدرس صادقي 

معمولا آدم ها اين جور كتاب ها را در آن نگاه اول، پس مي زنند. فكر مي  كنند جدي تر و قديمي تر از آن اند كه بشود الان آن ها را خواند يا ما بتوانيم بخوانيم شان. يك دليل اش هم كه نسبت به شان دافعه داريم شايد اين است كه اولين برخوردمان با اين متن ها تو كتاب هاي درسي بوده، اين ها، چيزهايي بودند كه بايد ازشان امتحان پس مي داديم و اولين بار با صداي يكنواخت و بي حوصله معلم هاي ادبيات شنيديم شان، اما اين كتاب ها دقيقا از آن هايي هستند كه بايد دوباره كشف شان كرد. اين كار هم كمي صبر مي خواهد.
اگر آدمي هستيد كه اصولا مكث كردن روي چيزي سخت تان است و خلاصه اهل بزن دررو هستيد، اين جا نمي توانيد اين كار را بكنيد؛ يا بايد بي خيالش شويد يا كمي وقت بگذاريد، دل بدهيد و مزه مزه اش كنيد. فرم كتاب هم جوري است كه كمك تان مي كند. بخش هايي كه هر كدام يك اسم دارند، مستقل از هم  هستيد و بلند هم نيستند. مثل چند داستان كوتاه. كمي بيشتر كه بخوانيد كاملا از حجم جزييات و سطح تصويري بودن متن، غافل گير مي شويد. چيزي كه آدم فكرش را هم نمي كند و تصورش اين است كه بايد تو داستان هاي كارور و چخوف دنبالش گشت.

ويديو
004866.jpg
سرقت مسلحانه
كارگردان: ديويد ممت 
نويسنده فيلم نامه: ديويد ممت 
بازيگران: جين هاكمن (جومور)، دني دويتو (ميكي برگمن)، دلوري ليندو (باب بلين)، سام راكول (جيمي سيلك)
۲۰۰۱
خلاصه داستان: روايتي پيچ در پيچ و گردشي از ماجراهايي كه براي يك گروه گانگستر پيش مي آيد.
نكته: ديويد ممت يكي از معروف ترين نمايش نامه نويسان معاصر است كه تبحر زيادي در نوشتن داستان هاي پرتعليق و پيچيده دارد، سرقت مسلحانه يكي از بهترين فيلم هاي اوست كه لحظه به لحظه برگي جديد را رو مي كند. برگي كه در عين جذابيت، لايه اي از لايه هاي نهفته شخصيت هاي داستان را نمايان مي سازد. كارهاي ممت ريتمي تند و سريع دارد و در هر لحظه اش بيم آن مي رود كه اتفاقي جديد براي شخصيت ها بيفتد. تلفن در آن ها نقشي حياتي دارد و ديالوگ هاي زياد و حساب شده يكي از نشانه هاي كاري اوست.
004887.jpg
فرش باد
كارگردان: كمال تبريزي 
بازيگران: رضا كيانيان، تاكا آكايي آنوكي، فريبا كامران، شيرين بينا، مريم بوباني 
طراح صحنه: مجيد ميرفخرايي 
خلاصه داستان: يك طراح زن ژاپني، بافت يك فرش را كه قرار است در كارناوال شهر ناكاياما به نمايش درآيد، به بافندگان اصفهاني سفارش مي دهد، اما مرگ او باعث ناتمام ماندن اين اقدام مي شود. در اين ميان همسر اين زن، هم بايد به فكر معالجه فرزند بيمارش باشد و هم كار ناتمام همسر خود را تمام كند، اما ورود آن دو به ايران سرآغاز ماجراهاي ديگري مي شود
نكته: فرش باد فيلمي است در ستايش هنر سنتي فرش بافي در ايران، در ستايش رنگ هاي طبيعي و زنده فرش هاي دست باف كه هر گره آن با عشق بافته مي شود. گرچه اين فيلم يك كار سفارشي است، اما در دستان تبريزي و با ذوق و قريحه طراح صحنه و لباس و فيلم بردار خوش سابقه اي چون حسن پويا توانسته به اثري در خور توجه تبديل شود، اثري مانند همان فرش هاي ايراني كه هر لحظه اش با عشق ساخته شده.
004869.jpg
بيمار انگليسي 
كارگردان: آنتوني مينگلا
بازيگران: رالف فاينس، ژوليت بينوش، ويلم دافو، كريستين اسكات توماس، ناوين اندروز
۱۹۹۶
خلاصه داستان: در آخرين روزهاي جنگ جهاني دوم، هواپيمايي در شمال آفريقا سقوط مي كند. خلبان هواپيما در يك صومعه بستري مي شود و خاطراتش را كه مربوط به دل بستن به زني انگليسي است براي پرستارش تعريف مي كند.
نكته: اين فيلم محصول سال 1997 است و سال بعد برنده 9 جايزه اسكار شد. آنتوني مينگلا در زمان ساخت اين فيلم آن قدر جوان و بي تجربه بود كه كسي حدس نمي زد بتواند چنين فيلمي را بسازد، بيمار انگليسي بعد از تصاحب جوايز اسكار به عنوان يك شگفتي در سينما، تيتر اول بسياري از روزنامه ها بود. در نسخه دوبله شده در رسانه هاي تصويري، چنگيز جليلوند جاي رالف فاينس حرف زده و مينو غزنوي به جاي ژوليت بينوش. ديدن اين فيلم را از دست ندهيد.
004872.jpg
ديگران 
كارگردان: الخاندرو آمنابار
بازيگران: نيكول كيدمن، فيونولا فلاگانان، كريستوفر اكسلتون 
۲۰۰۱
خلاصه داستان: مادر (كيدمن) و دو فرزندش در خانه اي گرفتار شده اند. بچه ها بيماري خاصي دارند كه آن ها را مجبور مي كند تا دور از نور خورشيد زندگي كنند. براي همين مادر دايم مراقب است كه پرده هاي خانه كشيده باشد تا هيچ نوري وارد خانه نشود. يكي از بچه ها معتقد است كه ارواح غريبه اي را در خانه مي بيند و اين مساله را به مادرش مي گويد، اما مادر باور نمي كند و همواره تلاش مي كند تا با اتكا به آيات انجيل بچه هايش را آرام كند
نكته: ديگران يكي از بهترين فيلم هاي ترسناك دو دهه اخير است كه برخلاف فيلم هاي موسوم به كلبه وحشت از همان المان  هاي وحشت آفرين كلاسيك بهره مي جويد. سينمايي كه بيشتر به كارگرداني پرتعليق، نورپردازي و عناصر داستاني درست متكي است.
داستان ديگران در پايان چنان رودستي به مخاطبش مي زند كه شايد مدت زيادي از ذهن او بيرون نرود. رودستي كه نشانه هايش در طول فيلم به كرات گنجانده شده، ولي كارگرداني دقيق باعث مخفي ماندن آن ها شده است.
004878.jpg
گاو
كارگردان: داريوش مهرجويي 
بازيگران: عزت الله انتظامي، علي نصيريان، پرويز فني زاده، جمشيد مشايخي، مهين شهابي، محمود دولت آبادي، فيروز بهجت، يدالله شيراندامي 
۱۳۴۸
خلاصه داستان: مش حسن (انتظامي) روستايي ساده دلي است كه دل خوشي اش در زندگي گاوش است؛ آن ها دو دوست جدا نشدني اند كه شب و روز را با هم سر مي كنند. يك روز كه مش حسن به صحرا مي رود گاوش به علت نامعلومي مي ميرد، اما روستايي ها كه از رابطه آن دو و وابستگي شديد مش حسن به گاوش آگاه ا ند، سعي دارند كه اين قضيه را از مش حسن مخفي كنند. مش حسن نمي تواند مرگ گاوش را باور كند و از ناراحتي زياد بيمار مي شود و خود را گاو مي پندارد
نكته: گاو يكي از شريف ترين و در عين حال روشن فكرانه ترين فيلم هاي قبل از انقلاب (و تاريخ سينماي ايران) است. مهرجويي جوان كه تازه از فرنگ (و تحصيل در رشته فلسفه) برگشته بود، بعد از ساخت فيلم ضعيف و تجاري الماس۳۳ به سراغ يكي از داستان هاي دكتر غلام حسين ساعدي رفت و با هم كاري خود نويسنده فيلم نامه اي به نام گاو نوشت و آن را ساخت. جشنواره ها از گاو استقبال زيادي كردند، ولي اين فيلم در اكران عمومي در بين فيلم فارسي ها گم شد و نتوانست فروش خوبي كند. اين فيلم بارها به عنوان بهترين فيلم تاريخ سينماي ايران انتخاب شده است. فيلمي كه امام هم از آن تعريف كرد.
۱- ال مارياچي (۱۹۹۲)
كارگردان، نويسنده، مدير فيلم برداري و تدوين گر:  رابرت رودريگوئز
خلاصه داستان: موسيقي داني به نام ال مارياچي شهر به شهر در مكزيك سفر مي كند تا مكان جديدي براي اجراي موسيقي خود بيابد
نكته: اين فيلم با هزينه هفت هزار دلار ساخته شد، اما كيفيت كار به قدري بالاست كه رابطه كمي با بودجه پايينش دارد. ال مارياچي تريلري به سبك قديم و براساس هويت گول زننده شخصيت اصلي است. فيلم برخلاف درون مايه گانگستري  اش فضايي شاد و سرخوش دارد كه علايق هميشگي رودريگوئز را در همان نقطه شروع نشان مي دهد.
004863.jpg
۲- دسپرادو (۱۹۹۵)
نويسنده، كارگردان، تدوين گر: رابرت رودريگوئز
بازيگران: آنتونيو باندراس، سلماهايك، يوآكيم دي، استيوبوشمي، كوئنتين تارانتينو
خلاصه داستان: ال مارياچي محفظه گيتارش را تبديل به جايي براي پنهان كردن اسلحه اش كرده است و به كشت وكشتار مي پردازد.
نكته: خشونت در دسپرادو همواره ديده مي شود، از همان صحنه هايي كه در تغيير چهره ديده ايم. فيم دوم از اين تريلوژي برخلاف فيلم اول كه سرشار از تجربه هاي جسورانه يك كارگردان نوپا بود، بيشتر گرايش هاي سرگرم كننده هاليوودي دارد.
۳- روزي روزگاري در مكزيك (۲۰۰۳)
نويسنده، كارگردان، تدوين گر و مدير فيلم برداري: رابرت رودريگوئز
موسيقي: جاني دپ، روبرت رودريگوئز
بازيگران: آنتونيو باندراس، سلماهايك، جاني دپ، اوا مندس، ويلم دافو، ميكي رورك 
خلاصه داستان: پس از مرگ همسر ال مارياچي و دخترشان، او خود خواسته از همه چيز دست مي كشد. يك مامور فدرال امريكا - او را تعقيب مي كند.
نكته: اين سومين قسمت از تريلوژي ال مارياچي است كه برخلاف دو فيلم اول با بودجه بالاي سي ميليون دلاري ساخته شد، البته اين كار به پيشنهاد دوست رودريگوئز، يعني كوئنتين تارانتينو صورت گرفت. هر سه فيلم و به ويژه فيلم آخر، علاقه رودريگوئز به وسترن هاي اسپاگتي و كارهاي سرجيولئونه (مثل خوب، بد، زشت ) را نشان مي دهد؛ همان لحظات خاطره انگيز و نماهاي جذاب از چهره هاي دوست داشتني به جاي داستان هاي محكم و ثابت.
004884.jpg
شهر زيبا
كارگردان: اصغر فرهادي 
بازيگران: ترانه علي دوستي، فرامرز قريبيان، آهو خردمند
خلاصه داستان: پسري نوجوان به جرم قتل يك دختر به اعدام محكوم مي شود، اما به دليل اين  كه هنوز به سن 18 سالگي نرسيده، در زندان به سر مي برد. داستان از هجدهمين سال گرد تولد پسر و نزديك شدن به زمان اجراي حكم او آغاز مي شود. يكي از دوستان پسر در صدد برمي آيد تا بعد از آزاد شدن از شاكي دوستش رضايت بگيرد، در اين بين با خواهر پسر (علي دوستي) و مشكلات زندگي او آشنا مي شود و كم كم رابطه اي احساسي بين آن ها به وجود مي آيد. در اين بين پاي خانواده دختر مقتول و خواهر ناتني و معلول او هم به ميان مي آيد، پسر بايد بين رسيدن به معشوق يا آزادي دوست و بدبخت شدن خودش يكي را انتخاب كند.
نكته: سريال داستان يك شهر ، رقص در غبار و فيلم شهرزيبا داستان آدم هاي بي چاره اي هستند كه شايد چندين بار امثال آن ها را در فيلم ها ديده باشيم. ولي فيلم هاي فرهادي ساختاري داستاني و فيلم  نامه هايي كلاسيك و قوي دارند كه مخاطب را به شدت درگير ماجرا مي كنند. شهرزيبا هم از چند داستانك در هم تنيده خوب تشكيل شده كه گام به گام و درست جلو مي رود و انتهايي كاملا غير كلاسيك و دور از تصور دارد. پاياني تاثيرگذار كه تماشاگر را در ميان آسمان و زمين معلق نگه مي دارد. بازي هاي اين فيلم، از نقاط قوت آن به حساب مي آيد.
004998.jpg
شكلات 
كارگردان: لاسه هاستروم 
بازيگران: ژوليت بينوش، آلفرد مولينا، جودي دنچ، لنا اولين، جاني دپ 
محصول 2000، امريكا و انگلستان 
خلاصه داستان: مادري (بينوش) به همراه دختر شش ساله اش براي درآوردن خرج زندگي شان در يكي از روستاهاي فرانسه يك شكلات فروشي باز مي كنند. مادر تنهاست و شوهر ندارد و مردم نسبت به خانواده دو نفره او بسيار بدبين هستند، اما به مرور به او روي خوش نشان مي دهند و كم كم از شكلات هاي خوش مزه اش هم مي خرند.
نكته: چه تصوري از بازيگري به نام ليلا حاتمي در سينماي ايران داريد؟ خيلي ها او را نماد معصوميت سينماي خودمان مي دانند. دقيقا همين برداشت و مواردي شبيه آن، تصوري است كه درباره جايگاه ژوليت بينوش در سينماي دنيا وجوددارد. صورتي مهربان، خون گرم و معصوم كه به هيچ وجه به او نمي آيد آدم بدي باشد. آبي كيشلوفسكي، بيمار انگليسي و همين فيلم شكلات ، سه تا از چندين فيلم بزرگي هستند كه بينوش در آن ها نقش آفريني كرده و بهترين بهره برداري را از خصوصيات فيزيكي اش برده است.
شكلات يك ملودرام كمدي است كه مي تواند براي هر سليقه اي جذاب باشد. داستان خوب و پركشش، طنز پنهان و بازي هاي خوب در اين جذابيت به شدت موثرند.
004881.jpg
شكارچي گوزن 
كارگردان: مايكل چيمينو
بازيگران: رابرت دنيرو، جان كازال، جان ساويج، كريستوفر والكن، مريل استريپ 
محصول 1978، امريكا
خلاصه داستان: از ميان چهار دوست، سه نفر براي جنگ به ويتنام اعزام مي شوند و بعد از مدتي يكي از آن ها به دليل آسيبي كه به پايش وارد مي شود به امريكا برمي گردد. كمي بعد، از دو نفر باقي مانده يكي ديگر (دنيرو) هم برمي گردد. دوستي كه در ويتنام مانده مدام براي دوست مجروحش پول مي فرستد، اما مشخص نيست كه منبع درآمدش كجاست و پول ها را از كجا مي فرستد. كنجكاوي دوستان باعث كشف اين حقيقت مي شود كه منبع درآمد او شركت در بازي رولت روسي است.
نكته: شكارچي گوزن ، بازگشت به خانه و اينك آخرالزمان سه فيلمي بودند كه برخلاف سياست هاي رايج امريكا به جنگ ويتنام نگاهي واقع بينانه و تلخ كرده اند؛ آدم هايي كه به  جنگ ويتنام اعزام مي شدند، صرفا كساني بودند كه گول تبليغات پوچ و فريبنده رسانه هاي امريكا را خورده و پس از بازگشت تقريبا همه چيزشان را از دست داده بودند.
اين فيلم جوايز اسكاره بهترين بازيگر مرد نقش مكمل، بهترين كارگرداني، بهترين تدوين و بهترين صدابرداري را از آن خود كرد. صحنه هاي بازي رولت روسي اين فيلم از تاثيرگذارترين صحنه هاي تاريخ سينما به حساب مي آيد؛ يك هفت تير با گلوله اي داخل آن ميان دو نفر مي چرخد و سر هفت تير به سمت هر كسي قرار گرفت، او بايد آن را به سر خود شليك كند.
004890.jpg
سقوط شاهين سياه (سقوط بلك هاوك)
كارگردان: ريدلي اسكات 
بازيگران: جاش هارتنت، ياوان مگر گور، تام سايزمور، اريك بانا، سام شپارد، جيسون ايساك 
محصول 2001، امريكا
خلاصله داستان: در سال 1993 حدود صد تكاور امريكايي با هلي كوپتر در موگاديشو - پايتخت سومالي - فرود مي آيند تا دو جنايتكار جنگي را دست گير كنند. اين كار باعث درگير ميان آنان و صدها تفنگ دار سوماليايي و سقوط دو هلي كوپتر شاهين سياه در موگاديشو مي شود.
نكته: براي افرادي كه به راحتي از تماشاي صحنه هاي سينمايي و پرتنش ناراحت نمي شوند، سقوط شاهين سياه مي تواند بسيار قدرتمند و تاثيرگذار باشد. فيلم پر از جنگ و خون ريزي، بازوهاي تكه تكه شده و فواره هاي خون است كه تماشاگر را عميقا به دل جنگ مي برد. بازي ها بسيار تاثيرگذار است و كليت فيلم واقعا مخاطبش را ميخ كوب مي كند؛ فيلمي از كارگردان گلادياتور - ريدلي اسكات.
004875.jpg

از اين بهتر نمي شد (بهترين شكل ممكن)
كارگردان: جيمزال. بروكس 
بازيگران: جك نيكلسون، هلن هانت، گرگ كينر، كوبا گودينگ جونير، اسكيت الريچ 
محصول 1997، امريكا
خلاصه داستان: ماجرا در شهر نيويورك اتفاق مي افتد. وقتي كه همسايه هنرمند يك نويسنده وسواسي به نام ملوين، بيمار مي شود و براي مدتي سگش را به ملوين مي سپرد. كارول تنها مستخدمه اي است كه مي تواند رفتار عجيب و غريب او را تحمل كند، اما او بايد كارش را كنار بگذارد تا از پسر بيمارش پرستاري كند.
نكته: بهترين شكل ممكن يك سرود كريسمس توام با كمدي رمانتيك است. اين فيلم هم خنده را بر لب تماشاچي مي نشاند و هم اشك را از چشمان شان جاري مي سازد. نكات و جزييات لذت بخش داستان در يك فرمول بندي درست، در همان ابتدا كليت را مي گويد، ولي چيزي كه مخاطب را تا آخر مي كشاند، رشد شخصيت ها و عكس العمل هاي آن هاست كه باز مديون همين جزييات است. نيكلسون و هلن هانت به خاطر بازي در اين فيلم جايزه اسكار بهترين بازيگران زن و مرد را نصيب خود كردند.



بازي
۱۳  بازي براي سرگرم شدن در تعطيلات نوروز
004968.jpg
Chronicls of Riddick 
يكي از بهترين بازي ژانر اكشن اول شخص كه در بازار مي شود پيدا كرد. اين بازي علاوه بر گرافيك بالا، از داستان خوبي هم برخوردار است و بهترين گزينه براي طرف داران بازي هاي اكشن خواهد بود.
004965.jpg
۳Dvil May Cry
  آخرين شماره از بازي شيطان هم مي گريد كه وارد بازارها شده بي ترديد جزو 10 بازي برتر اكشن تا به حال است. اين بازي اكشن سوم شخص نوآوري هايي در اين ژانر دارد كه در هيچ بازي پيش از اين نديده بوديم.
004908.jpg
Vampir Bloodlins Masqurad  
  چند روز تعطيلي پشت سر هم معمولا براي انجام بازي هاي نقش آفريني بسيار مناسب است. زيرا اين بازي ها احتياج و صرف زمان بيشتري دارند و زود تمام نمي شوند.   Bloodlins يك بازي خوب نقش آفريني براي   pc بازهاست.
004929.jpg

۴Rsidnt Evil
اين بازي فعلا براي كنسول گيم كيوب عرضه شده است. شماره چهارم رزيدنت اويل يكي از بهترين بازي هاي اين سري است و اگر دست رسي به گيم داريد يا مي توانيد از جايي كرايه كنيد درنگ نكنيد و رزيدنت اويل 4 را در صدر ليست بازي هاي نوروزي قرار دهيد.
004947.jpg
 Koun
يك بازي ماجرايي - ترسناك جديد براي كنسول   . ps اگر از طرف داران بازي هاي ترسناك هستيد و از   Fatal Fram يا   Silnt Hill خوش تان مي آيد بايد كويون را امتحان كنيد. داستان بازي مربوط به ژاپني ها و رسم و رسوم وحشتناك آن هاست.
004923.jpg

 Rom: Total War
اين بازي هم از نظر تاريخ كمي قديمي است ولي اگر كساني پيدا مي شوند كه از بازي هاي استراتژي خوش شان مي آيد و هنوز بهترين بازي استراتژي سال را امتحان نكرده اند تعطيلات بسيار فرصت خوبي براي اين كار است.
004944.jpg

MYST IV
آخرين شماره از سري بازي هاي ماجرايي- معمايي ميست توانست عنوان بهترين بازي ماجرايي سال را از آن خود كند. ميست 4 يك بازي بسيار خوش ساخت با گرافيك خوب است و اگر مي خواهيد با معماهاي منطقي پيچيده و جالب سر و كله بزنيد سراغ آن برويد.
004938.jpg
۴   GT
بالاخره شماره چهارم از سري باز مشهور   Gran Turismo هم وارد بازارها شد كه از آن به عنوان بهترين بازي شبيه ساز اتومبيل نام مي برند.  
GT بدون شك بهترين بازي اين سري است و براي كساني كه عاشق اتومبيل راني با شرايط واقعي هستند مناسب است.
004959.jpg
۲۰۰۵FIFA
اين بازي هم ديگر احتياجي به ياد آوري ندارد. جمع شدن دوستان در تعطيلات و برگزاري يك ليگ فوتبال هيجان انگيز وسوسه  اي است كه هر كس آن را تجربه كرده باشد نمي تواند به راحتي از كنارش بگذرد.     
004917.jpg
Shadow of Rom
يك بازي جديد از   Capcom كه بسيار دورتر از حد و اندازه هاي ديگر بازي هاي اين شركت است. ولي سوژه داستان و سبك آن بسيار جذاب و در نوع خود منحصر به فرد است. بازي تركيبي از اكشن و ماجرايي است و در زمان مرگ جوليوس سزار اتفاق مي افتد.
004911.jpg
Star Ocan:
 Til TheEnd of Tim

اين هم يك بازي نقش آفريني ديگر از نوع ژاپني براي    ps بازها.   Star Ocan با داستان بسيار زيباي خود و سيستم مبارزات هم زمان     (Real Tim) جديدش گزينه خوبي براي طرف داران اين سبك است.
004935.jpg
۴ Pro volution Soccr
بهترين بازي فوتبال از نظر بيشتر بازي كننده ها،    PS براي كساني كه عاشق جزييات حرفه اي هستند و به شيوه هاي فوتبال و تاكتيك اهميت مي دهند انتخاب مناسبي است.
004953.jpg
Nd For Spd: 
2 Undrground

  شايد اين بازي كمي قديمي شده باشد ولي هنوز جذابيت هايش براي بازي كننده هاي تازه اند. در اين تعطيلات مي توانيد با خيال راحت تمام مسابقات هيجان انگيز اتومبيل راني   NFS را بازي كنيد و بازي را 100 درصد كامل نماييد.



تفريحات
004962.jpg
خواب
بخواب، بخواب و باز هم بخواب. به قدر كافي در روزهاي ديگر سال با اين فكر به خواب رفته اي كه چقدر كار دارم و فردا صبح تكليف فلان درس چي مي شود يا بهمان كار را چه طوري بايد تمام كنم. خودت هم حس كرده اي كه خواب همراه با استرس و به هم ريختگي ذهني، هر چقدر هم طولاني باشد، چيزي از خستگي آدم كم نمي كند.
حالا وقت داري با خيال راحت از اين كه ديگر كاري عقب نمي افتد بخوابي. البته يادت باشد خواب شب خيلي بهتر از تا لنگ ظهر خروپف كردن است؛ چون با ساعت بيولوژيك بدنت هماهنگي بيشتري دارد.

 
004896.jpg
پياده روي و خريد
خب، بس است ديگر، چقدر مي خوابي؟! خيلي چيزها هست كه در طول سال حتي فكرش را هم نمي شود كرد. مثل قدم زدن در هواي پاك خيابان. البته اين مورد فقط مخصوص تهراني ها است؛ چون تهران اين چند روزه حسابي خلوت مي شود. در هواي بهاري اولين روزهاي سال، قدم زدن، نان تازه خريدن، سلام و عليك و تبريك گفتن سال نو به همسايه ها و مغازه دارهاي محل، آن قدر هيجان انگيز و شادي آور است كه فكرش را هم نمي تواني بكني.

004941.jpg
صبحانه 
حالا برگشتي خانه و صبحانه را زدي توي رگ. نه، صبر كن، اين يكي براي خودش نكته اي است. صبحانه از آن اتفاق هايي است كه خوردنش در روزهاي عادي سال معمولا رخ نمي دهد. يك صبحانه خارجكي 
- از همين هايي كه توي تبليغ هاي تلويزيوني نشان مي دهند - جلو رويت رديف كن كه از ديدنش به اشتها بيفتي: تخم مرغ، نان تازه (دو نوع)، نان سوخاري، كره ، خامه، عسل، پنير، گردو، خيار و گوجه فرنگي، آب پرتقال، شيركاكائو، نسكافه يا چاي و (چه خبره ديگه؟!) به ژامبون و ذرت پخته هم فكر كن.

004905.jpg
آشپزي 
حالا كه صحبت از خورد و خوراك شد، يك پيش نهاد اوريجينال هيجان انگيز برايت دارم: غذا پختن! اگر پسر هستي يا از آن دخترهايي كه دست به سياه و سفيد نمي زنند كه اصلش فوق العاده است. اما حتي اگر يك پاي آشپزخانه هم باشي، متفاوت بودن غذاها مي تواند هيجان زده ات كند. لازانيا، پيتزا، سوپ خامه و شير، مرغ سوخاري يا كنتاكي، جوجه چيني و غذاهايي هستند كه معمولا توي آشپزخانه مادرها پخته نمي شوند، اما درست كردن شان هم راحت است و هم كم هزينه. يك كتاب آشپزي - ترجيحا جديد - بگذار جلو دستت و سعي كن يكي از اين غذاها را بدون كمك كسي درست كني. انواع كيك و شيريني خانگي هم جزو اين بند هستند.

 
004920.jpg
باغبوني گل كاري 
تو اين همه وقتي كه داري، بد نيست كمي هم گل بازي كني. بهترين تزيين اتاق، يك گلدان نقلي است كه خود آدم روبه راهش كرده و آبش داده باشد. وقتش هم همين الان است: اول بهار كه فصل كاشتن گل و گياه است و تو هم كه حسابي بي كاري. دستكش، بيلچه، كمي كود و خاك مناسب، قابل بهانه كردن هم نيست. تضمين مي كنم كه اين كار حداقل نصف روز از وقتت را با شادابي و احساس رضايت پر مي كند. سراغ گل خانه و - اگر داريد- باغچه خانه هم مي تواني بروي.

004899.jpg
امام زاده 
يك جاهايي هست كه در طول سال آدم براي رفتن و ديدن شان دلش پر مي كشد؛ ولي وقتش پيدا نمي شود. مثل شاه  عبدالعظيم كه خرجش يك بليت مترو است و امام زاده صالح، با يك بليت اتوبوس. (همين با مترو و اتوبوس رفتنش هم صفايي دارد كه نبايد بي خيالش شد.) بعد از زيارت، يك چرخي هم توي بازار بزني، آن قدر خرده ريز ارزان قيمت اما فوق العاده هيجان انگيز و به دردبخور مي تواني بخري كه نگو.

004914.jpg
دوچرخه سواري 
 دوچرخه سواري، جان مي دهد براي روزهاي اول سال. توي خيابان هاي خلوت، در هواي نه سرد و نه گرم بهار با آفتابش كه خيلي مي چسبد. اگر دوچرخه نداري، از بروبچه ها كه مي شود گرفت. جاهايي مثل پارك چيتگر هم هست كه دوچرخه امانتي هم دارند. تا آنجا رفتن و چندساعتي در هواي فوق العاده اش ركاب زدن، حتما ارزشش را دارد.

004893.jpg
تجديد ديدار
دفتر تلفنت را كه نگاه كني، چند تا اسم آشنا مي بيني كه بدجوري دلت تنگشان مي شود. هم كلاسي سابق دبيرستان يا دانشگاه، خاله زاده اي كه خيلي وقت است همديگر را نديده ايد، هم بازي محل سابقت يا حتي رفيق فابريكت كه هر روز هر روز هم مي بيني اش! اگر خيلي باكلاس به يك عصرانه دعوتش كني، حال نمي دهد؟ اگر موقع دعوت به ا ش بگويي به صرف چاي و كيكي كه خودم صبح پختم چطور؟!

004926.jpg
ماشين سواري 
اگر جنبه اش را داري، ماشين بازي را هم جزو پيش نهاد ها بگذار. البته يادت باشد كه نه قرار است قوانين راهنمايي و رانندگي را زير پا بگذاري، نه اين كه جان خودت و مال پدرت (احتمالا) را بگيري كف دستت و توي خيابان ها ويراژ بدهي. رانندگي با همان سرعت معمولي هم، در خيابان ها و بزرگ راه هايي كه هميشه سال كيپ تا كيپ ماشين تويشان ايستاده به يادماندني است. اگر مبتدي هستي و مي خواهي تمرين رانندگي كني هم بهترين وقتش الان است.

004956.jpg
اتاق  به هم ريخته 
به احتمال زياد مادر يا همسر محترم همه  جاي خانه را گردگيري كرده و لطفش شامل حال اتاق و وسايل تو هم شده. البته بعيد است تو از نتيجه كار راضي باشي، چون از نظر تو هيچ چي سر جايش نيست. اول: دعوا راه نينداز، اين مشكل تو است كه قبل از عيد وسايلت را مرتب نكردي. دوم: چند تا پوشه، ماژيك و يك سطل زباله بگذار دم دستت. در اتاق را ببند و هر چي را كه مي تواني بريز بيرون. كارهاي انجام شده ، نصفه نيمه ها و برنامه هاي آينده مي روند توي پوشه هاي خودشان. عنوان پوشه و فهرست محتوياتش را هم رويشان بنويس. كاغذهاي اضافي، روزنامه هاي باطله، خرده ريزهاي به درد نخور هم جايشان توي زباله هاست. در اين مورد آخري هم بايد بي رحم باشي. سر نوار كاست ها،CD  ها و كتاب ها هم همين بلا بايد بيايد.

004950.jpg
مرتب كردنCD ها
يك آخر شب نوروزي، همين كارها را با رايانه شخصي ات انجام بده. بس است هر چي را دستت آمده هر جاي كپي كرده اي. موزيك ها، عكس ها، فايل هاي متني و خلاصه همه چي بايد پوشه(  Foldr) مخصوص خودشان را داشته باشند و هر كدام شان هم به زيرشاخه هاي معنادار تقسيم شوند. شك نكن و برنامه هاي نصب شده اضافي را بريز دور. اگر هم   CD-Writr داري تا جايي كه مي شود محتويات هارد را رويCD  هاي باكيفيت و پردوام منتقل كن.

004932.jpg
خورده ريزهاي ديگه 
يك عالمه چيز توي خانه پيدا مي شود كه هميشه ديدي شان و زيرلب گفتي بالاخره يك روز ميام سراغت! خب، حالا آن روز رسيده. كمدي كه قفلش درست چفت نمي شود، دري كه قيژقيژ مي كند، قابلمه اي كه پيچ دسته اش شل شده، پنجره اي كه شيشه اش با هر تكاني مي لرزد، كفشي كه فقط يك واكس براي نو شدن لازم دارد بقيه اش را باز هم من بگويم؟

004902.jpg
سيزدهم عيد
و بالاخره اين كه همه تعطيلات يك طرف، روز آخري يك طرف. آخرين روز مثل شاه گل گل يا پوچ مي ماند؛ اگر بگيريش همه را بردي و اگر بدهيش يك جورهايي همه را باختي. پس -اين يك هشدار جدي است - درس و مشق و كارهاي بعد از تعطيلات را نگذار براي سيزده. روز آخر وقتي به خوبي و خوشي به پايان مي رسد كه مثل يك جمعه با آن برخورد كرده باشي، نه روز آخر يك تعطيلات دو- سه هفته اي. در اين مدت هر كدام از كارهاي بالا - يا هر كاري كه خودت را راضي مي كند - كرده باشي، تعطيلات خوبي داشته اي، پس فكر نكن همه چيز به باد رفته و وقتت تلف شده  است. آخرين شب به همه چيزهاي خوبي فكر كن كه در سال 84 در انتظار تو هستند.

اجتماعي
با شكوفه ها شهر را زنده كن!
پديده جهاني
تب خود ايراني بيني 
اگر رضازاده فوتباليست مي شد
نان شب 
محبوب ترين مجري 
۴۰۰ ميليارد ريال براي زوج هاي تهراني 
دوست من با دوست تو كه .
وفاداري هاي يك عروسك 
خود تحويلگيري 
درخشش جوانان ايراني در روبوكاپ 2004
تفريحي كه از چنگمان پريد
داستان صدا
پروژه ناتمام
روزها
تقويم ۱۳۸۴
نامه ها
نامه ها
|  اجتماعي  |  پديده جهاني  |  داستان صدا  |  روزها  |  نامه ها  |  راهنما  |  يادداشت  |  گالري  |
|   صفحه اول   |   آرشيو   |   چاپ صفحه   |