سرقت مسلحانه
كارگردان: ديويد ممت
نويسنده فيلم نامه: ديويد ممت
بازيگران: جين هاكمن (جومور)، دني دويتو (ميكي برگمن)، دلوري ليندو (باب بلين)، سام راكول (جيمي سيلك)
۲۰۰۱
خلاصه داستان: روايتي پيچ در پيچ و گردشي از ماجراهايي كه براي يك گروه گانگستر پيش مي آيد.
نكته: ديويد ممت يكي از معروف ترين نمايش نامه نويسان معاصر است كه تبحر زيادي در نوشتن داستان هاي پرتعليق و پيچيده دارد، سرقت مسلحانه يكي از بهترين فيلم هاي اوست كه لحظه به لحظه برگي جديد را رو مي كند. برگي كه در عين جذابيت، لايه اي از لايه هاي نهفته شخصيت هاي داستان را نمايان مي سازد. كارهاي ممت ريتمي تند و سريع دارد و در هر لحظه اش بيم آن مي رود كه اتفاقي جديد براي شخصيت ها بيفتد. تلفن در آن ها نقشي حياتي دارد و ديالوگ هاي زياد و حساب شده يكي از نشانه هاي كاري اوست.
فرش باد
كارگردان: كمال تبريزي
بازيگران: رضا كيانيان، تاكا آكايي آنوكي، فريبا كامران، شيرين بينا، مريم بوباني
طراح صحنه: مجيد ميرفخرايي
خلاصه داستان: يك طراح زن ژاپني، بافت يك فرش را كه قرار است در كارناوال شهر ناكاياما به نمايش درآيد، به بافندگان اصفهاني سفارش مي دهد، اما مرگ او باعث ناتمام ماندن اين اقدام مي شود. در اين ميان همسر اين زن، هم بايد به فكر معالجه فرزند بيمارش باشد و هم كار ناتمام همسر خود را تمام كند، اما ورود آن دو به ايران سرآغاز ماجراهاي ديگري مي شود
نكته: فرش باد فيلمي است در ستايش هنر سنتي فرش بافي در ايران، در ستايش رنگ هاي طبيعي و زنده فرش هاي دست باف كه هر گره آن با عشق بافته مي شود. گرچه اين فيلم يك كار سفارشي است، اما در دستان تبريزي و با ذوق و قريحه طراح صحنه و لباس و فيلم بردار خوش سابقه اي چون حسن پويا توانسته به اثري در خور توجه تبديل شود، اثري مانند همان فرش هاي ايراني كه هر لحظه اش با عشق ساخته شده.
بيمار انگليسي
كارگردان: آنتوني مينگلا
بازيگران: رالف فاينس، ژوليت بينوش، ويلم دافو، كريستين اسكات توماس، ناوين اندروز
۱۹۹۶
خلاصه داستان: در آخرين روزهاي جنگ جهاني دوم، هواپيمايي در شمال آفريقا سقوط مي كند. خلبان هواپيما در يك صومعه بستري مي شود و خاطراتش را كه مربوط به دل بستن به زني انگليسي است براي پرستارش تعريف مي كند.
نكته: اين فيلم محصول سال 1997 است و سال بعد برنده 9 جايزه اسكار شد. آنتوني مينگلا در زمان ساخت اين فيلم آن قدر جوان و بي تجربه بود كه كسي حدس نمي زد بتواند چنين فيلمي را بسازد، بيمار انگليسي بعد از تصاحب جوايز اسكار به عنوان يك شگفتي در سينما، تيتر اول بسياري از روزنامه ها بود. در نسخه دوبله شده در رسانه هاي تصويري، چنگيز جليلوند جاي رالف فاينس حرف زده و مينو غزنوي به جاي ژوليت بينوش. ديدن اين فيلم را از دست ندهيد.
ديگران
كارگردان: الخاندرو آمنابار
بازيگران: نيكول كيدمن، فيونولا فلاگانان، كريستوفر اكسلتون
۲۰۰۱
خلاصه داستان: مادر (كيدمن) و دو فرزندش در خانه اي گرفتار شده اند. بچه ها بيماري خاصي دارند كه آن ها را مجبور مي كند تا دور از نور خورشيد زندگي كنند. براي همين مادر دايم مراقب است كه پرده هاي خانه كشيده باشد تا هيچ نوري وارد خانه نشود. يكي از بچه ها معتقد است كه ارواح غريبه اي را در خانه مي بيند و اين مساله را به مادرش مي گويد، اما مادر باور نمي كند و همواره تلاش مي كند تا با اتكا به آيات انجيل بچه هايش را آرام كند
نكته: ديگران يكي از بهترين فيلم هاي ترسناك دو دهه اخير است كه برخلاف فيلم هاي موسوم به كلبه وحشت از همان المان هاي وحشت آفرين كلاسيك بهره مي جويد. سينمايي كه بيشتر به كارگرداني پرتعليق، نورپردازي و عناصر داستاني درست متكي است.
داستان ديگران در پايان چنان رودستي به مخاطبش مي زند كه شايد مدت زيادي از ذهن او بيرون نرود. رودستي كه نشانه هايش در طول فيلم به كرات گنجانده شده، ولي كارگرداني دقيق باعث مخفي ماندن آن ها شده است.
گاو
كارگردان: داريوش مهرجويي
بازيگران: عزت الله انتظامي، علي نصيريان، پرويز فني زاده، جمشيد مشايخي، مهين شهابي، محمود دولت آبادي، فيروز بهجت، يدالله شيراندامي
۱۳۴۸
خلاصه داستان: مش حسن (انتظامي) روستايي ساده دلي است كه دل خوشي اش در زندگي گاوش است؛ آن ها دو دوست جدا نشدني اند كه شب و روز را با هم سر مي كنند. يك روز كه مش حسن به صحرا مي رود گاوش به علت نامعلومي مي ميرد، اما روستايي ها كه از رابطه آن دو و وابستگي شديد مش حسن به گاوش آگاه ا ند، سعي دارند كه اين قضيه را از مش حسن مخفي كنند. مش حسن نمي تواند مرگ گاوش را باور كند و از ناراحتي زياد بيمار مي شود و خود را گاو مي پندارد
نكته: گاو يكي از شريف ترين و در عين حال روشن فكرانه ترين فيلم هاي قبل از انقلاب (و تاريخ سينماي ايران) است. مهرجويي جوان كه تازه از فرنگ (و تحصيل در رشته فلسفه) برگشته بود، بعد از ساخت فيلم ضعيف و تجاري الماس۳۳ به سراغ يكي از داستان هاي دكتر غلام حسين ساعدي رفت و با هم كاري خود نويسنده فيلم نامه اي به نام گاو نوشت و آن را ساخت. جشنواره ها از گاو استقبال زيادي كردند، ولي اين فيلم در اكران عمومي در بين فيلم فارسي ها گم شد و نتوانست فروش خوبي كند. اين فيلم بارها به عنوان بهترين فيلم تاريخ سينماي ايران انتخاب شده است. فيلمي كه امام هم از آن تعريف كرد.
۱- ال مارياچي (۱۹۹۲)
كارگردان، نويسنده، مدير فيلم برداري و تدوين گر: رابرت رودريگوئز
خلاصه داستان: موسيقي داني به نام ال مارياچي شهر به شهر در مكزيك سفر مي كند تا مكان جديدي براي اجراي موسيقي خود بيابد
نكته: اين فيلم با هزينه هفت هزار دلار ساخته شد، اما كيفيت كار به قدري بالاست كه رابطه كمي با بودجه پايينش دارد. ال مارياچي تريلري به سبك قديم و براساس هويت گول زننده شخصيت اصلي است. فيلم برخلاف درون مايه گانگستري اش فضايي شاد و سرخوش دارد كه علايق هميشگي رودريگوئز را در همان نقطه شروع نشان مي دهد.
۲- دسپرادو (۱۹۹۵)
نويسنده، كارگردان، تدوين گر: رابرت رودريگوئز
بازيگران: آنتونيو باندراس، سلماهايك، يوآكيم دي، استيوبوشمي، كوئنتين تارانتينو
خلاصه داستان: ال مارياچي محفظه گيتارش را تبديل به جايي براي پنهان كردن اسلحه اش كرده است و به كشت وكشتار مي پردازد.
نكته: خشونت در دسپرادو همواره ديده مي شود، از همان صحنه هايي كه در تغيير چهره ديده ايم. فيم دوم از اين تريلوژي برخلاف فيلم اول كه سرشار از تجربه هاي جسورانه يك كارگردان نوپا بود، بيشتر گرايش هاي سرگرم كننده هاليوودي دارد.
۳- روزي روزگاري در مكزيك (۲۰۰۳)
نويسنده، كارگردان، تدوين گر و مدير فيلم برداري: رابرت رودريگوئز
موسيقي: جاني دپ، روبرت رودريگوئز
بازيگران: آنتونيو باندراس، سلماهايك، جاني دپ، اوا مندس، ويلم دافو، ميكي رورك
خلاصه داستان: پس از مرگ همسر ال مارياچي و دخترشان، او خود خواسته از همه چيز دست مي كشد. يك مامور فدرال امريكا - او را تعقيب مي كند.
نكته: اين سومين قسمت از تريلوژي ال مارياچي است كه برخلاف دو فيلم اول با بودجه بالاي سي ميليون دلاري ساخته شد، البته اين كار به پيشنهاد دوست رودريگوئز، يعني كوئنتين تارانتينو صورت گرفت. هر سه فيلم و به ويژه فيلم آخر، علاقه رودريگوئز به وسترن هاي اسپاگتي و كارهاي سرجيولئونه (مثل خوب، بد، زشت ) را نشان مي دهد؛ همان لحظات خاطره انگيز و نماهاي جذاب از چهره هاي دوست داشتني به جاي داستان هاي محكم و ثابت.
شهر زيبا
كارگردان: اصغر فرهادي
بازيگران: ترانه علي دوستي، فرامرز قريبيان، آهو خردمند
خلاصه داستان: پسري نوجوان به جرم قتل يك دختر به اعدام محكوم مي شود، اما به دليل اين كه هنوز به سن 18 سالگي نرسيده، در زندان به سر مي برد. داستان از هجدهمين سال گرد تولد پسر و نزديك شدن به زمان اجراي حكم او آغاز مي شود. يكي از دوستان پسر در صدد برمي آيد تا بعد از آزاد شدن از شاكي دوستش رضايت بگيرد، در اين بين با خواهر پسر (علي دوستي) و مشكلات زندگي او آشنا مي شود و كم كم رابطه اي احساسي بين آن ها به وجود مي آيد. در اين بين پاي خانواده دختر مقتول و خواهر ناتني و معلول او هم به ميان مي آيد، پسر بايد بين رسيدن به معشوق يا آزادي دوست و بدبخت شدن خودش يكي را انتخاب كند.
نكته: سريال داستان يك شهر ، رقص در غبار و فيلم شهرزيبا داستان آدم هاي بي چاره اي هستند كه شايد چندين بار امثال آن ها را در فيلم ها ديده باشيم. ولي فيلم هاي فرهادي ساختاري داستاني و فيلم نامه هايي كلاسيك و قوي دارند كه مخاطب را به شدت درگير ماجرا مي كنند. شهرزيبا هم از چند داستانك در هم تنيده خوب تشكيل شده كه گام به گام و درست جلو مي رود و انتهايي كاملا غير كلاسيك و دور از تصور دارد. پاياني تاثيرگذار كه تماشاگر را در ميان آسمان و زمين معلق نگه مي دارد. بازي هاي اين فيلم، از نقاط قوت آن به حساب مي آيد.
شكلات
كارگردان: لاسه هاستروم
بازيگران: ژوليت بينوش، آلفرد مولينا، جودي دنچ، لنا اولين، جاني دپ
محصول 2000، امريكا و انگلستان
خلاصه داستان: مادري (بينوش) به همراه دختر شش ساله اش براي درآوردن خرج زندگي شان در يكي از روستاهاي فرانسه يك شكلات فروشي باز مي كنند. مادر تنهاست و شوهر ندارد و مردم نسبت به خانواده دو نفره او بسيار بدبين هستند، اما به مرور به او روي خوش نشان مي دهند و كم كم از شكلات هاي خوش مزه اش هم مي خرند.
نكته: چه تصوري از بازيگري به نام ليلا حاتمي در سينماي ايران داريد؟ خيلي ها او را نماد معصوميت سينماي خودمان مي دانند. دقيقا همين برداشت و مواردي شبيه آن، تصوري است كه درباره جايگاه ژوليت بينوش در سينماي دنيا وجوددارد. صورتي مهربان، خون گرم و معصوم كه به هيچ وجه به او نمي آيد آدم بدي باشد. آبي كيشلوفسكي، بيمار انگليسي و همين فيلم شكلات ، سه تا از چندين فيلم بزرگي هستند كه بينوش در آن ها نقش آفريني كرده و بهترين بهره برداري را از خصوصيات فيزيكي اش برده است.
شكلات يك ملودرام كمدي است كه مي تواند براي هر سليقه اي جذاب باشد. داستان خوب و پركشش، طنز پنهان و بازي هاي خوب در اين جذابيت به شدت موثرند.
شكارچي گوزن
كارگردان: مايكل چيمينو
بازيگران: رابرت دنيرو، جان كازال، جان ساويج، كريستوفر والكن، مريل استريپ
محصول 1978، امريكا
خلاصه داستان: از ميان چهار دوست، سه نفر براي جنگ به ويتنام اعزام مي شوند و بعد از مدتي يكي از آن ها به دليل آسيبي كه به پايش وارد مي شود به امريكا برمي گردد. كمي بعد، از دو نفر باقي مانده يكي ديگر (دنيرو) هم برمي گردد. دوستي كه در ويتنام مانده مدام براي دوست مجروحش پول مي فرستد، اما مشخص نيست كه منبع درآمدش كجاست و پول ها را از كجا مي فرستد. كنجكاوي دوستان باعث كشف اين حقيقت مي شود كه منبع درآمد او شركت در بازي رولت روسي است.
نكته: شكارچي گوزن ، بازگشت به خانه و اينك آخرالزمان سه فيلمي بودند كه برخلاف سياست هاي رايج امريكا به جنگ ويتنام نگاهي واقع بينانه و تلخ كرده اند؛ آدم هايي كه به جنگ ويتنام اعزام مي شدند، صرفا كساني بودند كه گول تبليغات پوچ و فريبنده رسانه هاي امريكا را خورده و پس از بازگشت تقريبا همه چيزشان را از دست داده بودند.
اين فيلم جوايز اسكاره بهترين بازيگر مرد نقش مكمل، بهترين كارگرداني، بهترين تدوين و بهترين صدابرداري را از آن خود كرد. صحنه هاي بازي رولت روسي اين فيلم از تاثيرگذارترين صحنه هاي تاريخ سينما به حساب مي آيد؛ يك هفت تير با گلوله اي داخل آن ميان دو نفر مي چرخد و سر هفت تير به سمت هر كسي قرار گرفت، او بايد آن را به سر خود شليك كند.
سقوط شاهين سياه (سقوط بلك هاوك)
كارگردان: ريدلي اسكات
بازيگران: جاش هارتنت، ياوان مگر گور، تام سايزمور، اريك بانا، سام شپارد، جيسون ايساك
محصول 2001، امريكا
خلاصله داستان: در سال 1993 حدود صد تكاور امريكايي با هلي كوپتر در موگاديشو - پايتخت سومالي - فرود مي آيند تا دو جنايتكار جنگي را دست گير كنند. اين كار باعث درگير ميان آنان و صدها تفنگ دار سوماليايي و سقوط دو هلي كوپتر شاهين سياه در موگاديشو مي شود.
نكته: براي افرادي كه به راحتي از تماشاي صحنه هاي سينمايي و پرتنش ناراحت نمي شوند، سقوط شاهين سياه مي تواند بسيار قدرتمند و تاثيرگذار باشد. فيلم پر از جنگ و خون ريزي، بازوهاي تكه تكه شده و فواره هاي خون است كه تماشاگر را عميقا به دل جنگ مي برد. بازي ها بسيار تاثيرگذار است و كليت فيلم واقعا مخاطبش را ميخ كوب مي كند؛ فيلمي از كارگردان گلادياتور - ريدلي اسكات.
از اين بهتر نمي شد (بهترين شكل ممكن)
كارگردان: جيمزال. بروكس
بازيگران: جك نيكلسون، هلن هانت، گرگ كينر، كوبا گودينگ جونير، اسكيت الريچ
محصول 1997، امريكا
خلاصه داستان: ماجرا در شهر نيويورك اتفاق مي افتد. وقتي كه همسايه هنرمند يك نويسنده وسواسي به نام ملوين، بيمار مي شود و براي مدتي سگش را به ملوين مي سپرد. كارول تنها مستخدمه اي است كه مي تواند رفتار عجيب و غريب او را تحمل كند، اما او بايد كارش را كنار بگذارد تا از پسر بيمارش پرستاري كند.
نكته: بهترين شكل ممكن يك سرود كريسمس توام با كمدي رمانتيك است. اين فيلم هم خنده را بر لب تماشاچي مي نشاند و هم اشك را از چشمان شان جاري مي سازد. نكات و جزييات لذت بخش داستان در يك فرمول بندي درست، در همان ابتدا كليت را مي گويد، ولي چيزي كه مخاطب را تا آخر مي كشاند، رشد شخصيت ها و عكس العمل هاي آن هاست كه باز مديون همين جزييات است. نيكلسون و هلن هانت به خاطر بازي در اين فيلم جايزه اسكار بهترين بازيگران زن و مرد را نصيب خود كردند.