|
كنكور، جلوتر از دغدغه هاي ديگر جوانان
۴۳ درصد دانشجويان دانشگاه آزاد و 29 درصد دانشجويان دانشگاه دولتي به شركت در كلاس هاي كنكور كارشناسي ارشد تمايل دارند
|
|
|
تحقيق نشان مي دهد دانشجوياني كه در دانشگاه آزاد درس خوانده اند بيش از دانشجويان دانشگاه هاي دولتي به شركت در كلاس هاي كنكور تمايل دارند
حامد يوسفي
وقتي از كنكور حرف مي زنيم، از چه حرف مي زنيم؟ اين نام داستاني از ريموند كارور نيست. پرسشي است كه جوابش تا همين چند سال پيش يك چيز بود، الان چيز ديگري است. تا همين چند سال پيش وقتي از كنكور حرف مي زديم، منظورمان جوانان هيجده ساله اي بود كه داشتند دبيرستان را تمام مي كردند و قرار بود به دانشگاه بروند. آن ها اصلي ترين دغدغه ذهني شان كنكور بود و اين كه در رشته مناسبي قبول شوند و مدرك ليسانس معتبري بگيرند، اما الان كه از كنكور حرف مي زنيم، منظورمان فقط هيجده نوزده ساله ها نيست؛ منظورمان حتي بيست وچهار پنج ساله هايي هم هست كه ليسانس را گرفته اند و حالا در فكر فوق ليسانس اند. قياسي ساده نشان مي دهد كه اگر نسل پدربزرگ ها از هجده نوزده سالگي به فكر اشتغال و سپس ازدواج مي افتادند، اين فكر براي نسل پدران تا بيست و سه چهار سالگي به تاخير مي افتد و حالا نسل فرزندان تا بيست وشش هفت سالگي به ازدواج فكر نمي كنند؛ كنكور بر دو رقيب ديگر خود پيشي گرفته است.
طبيعي است كه در اين شرايط آن چه بازار گرمي پيدا مي كند، كلاس هاي كنكور است كه اگر تا چندي پيش فقط به كلاس هاي كنكور ليسانس محدود بودند، حالا كلاس هايي هم براي كنكور كارشناسي ارشد تدارك ديده اند و ظاهرا با استقبال خوبي هم مواجه اند. نتايج يك پژوهش جامعه شناسانه و آماري كه از 1681 نفر دانشجوي در آستانه كارشناسي ارشد شهر تهران به عمل آمده، نشان مي دهد كه 76 درصد (۱۲۷۳ نفر) پاسخ گويان از حضور موسسه هاي فعال در مقطع كارشناسي به كارشناسي ارشد آگاهي داشته اند. در اين تحقيق كه آن را موسسه آموزش عالي پارسه انجام داده، مشخص شده كه بيش از 38 درصد افراد تاكنون در كلاس هاي كنكور كارشناسي ارشد شركت كرده اند. اگر اضافه كنيم كه 26 درصد افراد گفته اند به لحاظ مشغله كاري وقت شركت ندارم و 5/9 درصد گفته اند دانشجو هستم و هنوز واحدهايم تمام نشده است ، آن وقت مي توان پيش بيني كرد كه بيش از نيمي از متقاضيان شركت در كنكور كارشناسي ارشد تمايل دارند در كلاس هاي كنكور شركت كنند (يا شركت مي كنند) و البته مشخص هم هست كه كدام گروه در آزمون پذيرفته خواهند شد. (به نظر شما مشخص نيست؟)
اين تحقيق نشان مي دهد كه در كل دانشجوياني كه در دانشگاه آزاد درس خوانده اند (۴۳ درصدشان) بيش از دانشجويان دانشگاه هاي دولتي (۲۹ درصدشان) به شركت در كلاس هاي كنكور تمايل دارند. بر حسب جنس نيز زنان (۴۳ درصد كل زنان) بيشتر از مردان
(۵/۳۰ درصد كل مردان) تمايل دارند در آينده در كلاس هاي كنكور شركت كنند.
نكته جالب اين كه شركت در كلاس هاي كنكور كارشناسي ارشد ارتباطي با تمكن مالي خانواده ها ندارد و شركت كنندگان بيشتر متعلق به طبقات متوسط جامعه اند. آمارهاي پژوهش موسسه پارسه نشان مي دهد از نظر هزينه خانوار (گروه هاي هزينه) 2/29 درصد شركت كنندگان در كلاس ها درآمدي بين 201 تا 300 هزار تومان، و 19 درصد درآمدي بين 101تا۲۰۰ هزار تومان، و فقط 5/12 درصد درآمدشان بين 401 تا 500 هزارتومان بوده است.
اگر قرار باشد نشان دهيم كه دانشجويان كدام رشته ها بيشتر در فكر كلاس هاي كنكور براي مقطع كارشناسي ارشدند، آمار به ما چنين ترتيبي ارايه مي دهد: گرايش هاي مختلف مديريت در صدر فهرست است، پس از آن مهندسي كامپيوتر، گرايش هاي مختلف علوم اجتماعي، گرايش هاي مختلف برق، گرايش هاي مختلف حقوق، و مهندسي شيمي قرار دارد. در رده هاي بعدي نيز گرايش هاي مختلف عمران، گرايش هاي مختلف مكانيك، حسابداري، گرايش هاي مختلف مهندسي صنايع، گرايش هاي مختلف زبان انگليسي و گرايش هاي مختلف اقتصاد جاي گرفته اند.
شايد برايتان جالب باشد كه بدانيد افراد، موسسات را چگونه براي كنكور انتخاب مي كنند. تبليغات ديواري در سطح شهر، پوسترها، تبليغات تلويزيوني و تا چه حد تاثير دارند؟ پاسخ ها نشان مي دهد 32 درصد افراد از طريق دوستان و آشنايان از فعاليت موسسات آگاهي پيدا كرده اند؛ تبليغات و آگهي فقط 7/19 درصد و پوستر و اطلاعيه فقط 2/18 درصد افراد را با موسسه هاي فعال كنكور كارشناسي ارشد آشنا كرده است و در رده هاي بعدي روزنامه و مجله (۱۲ درصد)، تلويزيون (۵/۵ درصد)، بيلبورد (۴ درصد) و قرار دارد.
از افراد پرسيده شده است كه مهمترين عوامل موثر بر انتخاب يك موسسه كنكور كارشناسي به كارشناسي ارشد براي آن ها كدام ها هستند؟ پاسخ گويان در نمونه مورد بررسي در پاسخ به سوال فوق از عوامل متعددي نام برده اند كه به ترتيب مي توان اين عوامل را در فهرست زير آورد:
۱ استادان موسسه سرشناس باشند.
۲ امكانات كمك آموزشي (جزوه، تست، آزمون، منابع كنكور و ) موسسه خوب باشد.
۳ ميزان شهريه مناسب باشد.
۴ درصد قبولي موسسه در سال هاي قبل بالا باشد.
علاوه بر اين از پاسخ گويان پرسيده شده كه به نظرشان تاثير بهره مندي از خدمات كلاس هاي كنكور كارشناسي به كارشناسي ارشد در قبولي داوطلبان در كنكور چقدر است. 7/41 درصد اين تاثير را متوسط دانسته اند، 1/26 درصد زياد ، 2/14 درصد خيلي زياد و 15 درصد تاثير اين كلاس ها را در حد كم و خيلي كم ارزيابي كرده اند؛ و باز يعني كه افراد در كل نسبت به تاثير كلاس ها به نحو معناداري خوش بين هستند.
نكته بسيار حايز اهميتي كه ذهن بسياري از متقاضيان شركت در كنكور كارشناسي ارشد را اشغال كرده و پاسخ گويان به تحقيق فوق نيز بر آن انگشت گذاشته اند، اين است كه دوره هاي ليسانس (بر خلاف دبيرستان) نظام درسي واحدي در كل كشور ندارد، اما براي رفتن به مقطع بالاتر همه بايد در امتحان واحدي شركت كنند. اين البته ايراد منطقي بسيار روشني بر كنكور كارشناسي ارشد است: وقتي دانشجويان في المثل رشته مهندسي برق يا پژوهشگري علوم اجتماعي در دانشگاه هاي مختلف كشور كتاب هاي متفاوتي خوانده اند تا ليسانس بگيرند، چگونه مي توان از همه توقع داشت در امتحان واحد و مشتركي شركت كنند تا به مقطع فوق ليسانس بروند؟ اين است كه دانشجوياني كه شانس داشته اند و در دوره ليسانس در كلاس هاي كساني شركت كرده اند كه طراح سوالات كنكور كارشناسي ارشدند، شانس شان براي قبولي هم افزايش مي يابد و طبيعي است كه آن وقت اين موسسات كنكور هستند كه سطح علمي افراد را برابر مي كنند و منابع واحد و مشترك در امتحان فوق ليسانس را به افراد آموزش مي دهند. در پايان، سوالي كه باقي مي ماند اين است كه در اين شرايط آيا بهتر نيست افراد به جاي كلاس هاي دانشگاه مستقيما به كلاس هاي كنكور بروند تا هم درس هاي ليسانس را ياد بگيرند و هم امكانات علمي همه براي شركت در كنكور فوق ليسانس برابر باشد؟
|