- هفته نامه فرهنگي - اجتماعي -جوانان‎/شماره يازدهم - شنبه ۱۵ اسفند ۱۳۸۳ - ۲۳ محرم ۱۴۲۶ - Mar 5, 2005
docharkhe
پايان عصر يخبندان
ششمين جشنواره نشريات دانشجويي در حالي برگزار شد كه همه جشنواره پنجم را آخرين گردهمايي سراسري نشريات دانشجويي مي دانستند
004158.jpg
يكي از داوران جشنواره مي گويد:كاركشته هاي نشريات دانشجويي هم ديگر تنبل شده اند و به حداقل ها رضايت مي دهند. شايد درد اين نسل  همين باشد
ايمان وجودي 
زماني كه دست اندركاران برخي از نشريات دانشجويي در حاشيه نخستين جشنواره سراسري به ملاقات با مقام معظم رهبري رفتند و رهبر نيز در بيانات خود وجود نشريات دانشجويي را ضروري خواندند و همچنين زماني كه رييس جمهور برنامه سفر خود به اصفهان را طوري تنظيم كرد كه حتما از دومين جشنواره سراسري ديدن كند، پيش بيني اين مساله كه نشريات دانشجويي طي چند سال آينده در فضاي دانشگاه ها به يك پديده جدي تبديل خواهند شد، كار چندان سختي نبود. برگزاري 5 دوره جشنواره سراسري در طول 6 سال نيز بهانه كافي را به فعالان عرصه نشريات دانشجويي مي داد تا دست از كار نكشند و انگيزه خود را از دست ندهند. اولين دوره جشنواره در اوايل آبان ماه سال 77 در تهران برگزار شد. اصفهان در سال 78 ميزبان دومين دوره بود. و جشنواره هاي سوم و چهارم نيز در سال هاي 79 و 80 در دانشگاه تهران و در صحن نماز جمعه تهران برگزار شد. شرايط خاص سياسي حاكم بر كشور و همچنين توقيف گسترده روزنامه ها و مجلات بر فضاي دانشگاه ها نيز تاثير گذاشته بود. در سال 81 جشنواره برگزار نشد. در اردي بهشت ماه 82 دانشگاه علوم پزشكي گيلان سردترين جشنواره را در محيطي غيردانشگاهي و به دور از جامعه ميزباني كرد. جشنواره پنجم با همه حرف و حديث هايش در مجتمع رفاهي صداوسيما در زيباكنار رشت برگزار شد و فضا بيش از آن كه فرهنگي باشد، تفريحي بود.
در طول اين سال ها موج جشنواره هاي نشريات دانشجويي زايش هايي را نيز در پي داشته است.
رشد كمي 
در طول 4 سال، شمار نشريات از 300 عنوان به 1200 عنوان رسيد و اكثر برنامه ريزان امور نشريات دانشجويي به مراد دل شان رسيدند، اما اين رشد چشم گير هم زمان شد با گله هاي تازه اي كه از افت كيفيت اين نشريات حكايت مي كرد. هر چند نفري كه دور هم جمع مي شدند، اولين اقدام شان چاپ نشريه بود. نهادهاي دانشجويي و دانشگاهي مثل بسيج دانشجويي، انجمن اسلامي و جهاددانشگاهي و همچنين انجمن هاي علمي و كانون هاي فرهنگي، هنري اصرار داشتند كه در كنار تمام كارهاي اصلي خود، حتما يك نشريه هم منتشر كنند، انگار همه دچار نوعي چشم و هم چشمي شده  بودند. اين شور هر چند قابل تقدير بود و در مدت كوتاهي توانست تيراژ سالانه نشريات دانشجويي كشور را چندين برابر كند، اما چون آموزش در اولويت آخر قرار داشت و مثل هميشه كميت شعار اول بود، نشريات خالي از محتوا شدند.
يكي از داوران جشنواره هاي نشريات دانشجويي نيز ضمن گله مندي از صرف هزينه هاي كلان براي اين جشنواره ها مي گويد: امروز ديگر به هدفي كه در ابتداي كار مشخص شده بود، رسيده ايم و نشريات رشد كمي قابل توجهي داشته اند. پس بهتر است در شيوه برگزاري اين جشنواره ها تجديدنظر اساسي صورت بگيرد و سياست هاي مديران اين بخش به سمت رشد كيفي و تخصصي كردن امور نشريات سوق پيدا كند. وقتي بيش از هزار نشريه را كه از نظر اصول روزنامه نگاري در سطوح مختلفي قرار دارند در يك جشنواره پذيرش مي كنيم، امكان برنامه ريزي يك سان، ممكن نيست. در حالي كه اگر جشنواره ها هدف مند و در چند سطح برگزار شوند، مي توان به آساني جشنواره ها را مديريت كرد. اگر جشنواره ابتدا در سطح استان ها يا مناطق برگزار شوند و بهترين ها در سطح كشوري شركت كنند، مي توان با هزينه اي به مراتب كمتر براي يك صد نشريه برتر كشور، دوره هاي آموزشي يا كارگاه ها و نشست هاي تخصصي برگزار كرد، اما وقتي اين يك صد نشريه در كنار نهصد نشريه ديگر كه فقط يك يا دو شماره منتشر كرده اند، قرار داده مي شوند، چطور مي توان نيازهاي تخصصي شان را برطرف كرد؟
افت كيفي 
تا چند هفته پيش اگر با شماره تلفن هايي كه در فرم فراخوان و پوستر جشنواره ششم درج شده بود، تماس مي گرفتيد و تقاضاي اطلاعات بيشتري مي كرديد، به شما يك شماره تلفن همراه مي دادند تا اطلاعات تكميلي را از مطلع ترين فرد حاضر در مشهد بگيريد. اين شماره تلفن كه ديگر به تلفن تماس دبيرخانه تبديل شده بود، متعلق به سيدمحمد عزيزي، دانشجوي دانشگاه علوم پزشكي مشهد و مدير مسوول فصل نامه نگاه تازه است.
از سومين جشنواره سراسري به بعد، مسوولان جشنواره زمينه را براي مشاركت دانشجويان در ستاد اجرايي مهيا كردند و تركيب تيم برگزار كننده سال به سال دانشجويي تر شد. امسال قرعه به نام عزيزي افتاده تا مسووليت كميته اجرايي را برعهده بگيرد و سنگ دانشجويان را به سينه بزند: از الان بگويم كه به دليل كم بود جا، غرفه ها كوچك در نظر گرفته شده. همه اعتراض ها هم وارد است. اين ها را عزيزي با لبخند شيرين هميشگي اش مي گويد و ادامه مي دهد: تمام تلاش مان را مي كنيم تا جشنواره ششم به نسبت دوره هاي قبلي با شور و حرارت بيشتري برگزار شود. وزارت علوم، امسال در برگزاري جشنواره مشاركت خوبي داشته ، اما دانشگاه آزاد اسلامي همچون دوره قبل، خود را از كار دور نگه داشته و اين در حالي است كه بسياري از نشريات اين دانشگاه در جشنواره حاضر هستند.
هر چه مي گردي تا شايد رگه هايي از خستگي در صورتش پيدا كني، نمي تواني. انگار اين خاصيت كار دانشجويي است كه خستگي نمي شناسد، در عين حال رد پاهايي از آن نگراني عمومي در پشت اين چهره بشاش هم ديده مي شود: اگر آمار نشريات شركت كننده در جشنواره هاي پنجم و ششم را با هم مقايسه كنيم، به نتايج نامطلوبي مي رسيم. در فاصله اين دو جشنواره نسبت نشريات علمي در حالي افزايش يافته است كه نسبت به نشريات اجتماعي و فرهنگي كاهش چشم گيري داشته است. شايد در نگاه نخست به نظر برسد كه دانشجويان به سمت تخصص گرايي رفته اند، اما اگر كمي دقت كنيم، متوجه مي شويم كه دست اندركاران نشريات ديگر از زير ذره بين رفتن و درگير شدن خسته شده اند و به سمت لوكس گرايي و فعاليت بي دردسر گرايش يافته اند.
يكي از داوران جشنواره كه خود نيز از فعالان نشريات دانشجويي است، در تاييد صحبت هاي اين عضو شوراي مركزي جشنواره مي گويد: كاركشته هاي نشريات دانشجويي هم ديگر تنبل شده اند و به حداقل ها رضايت مي دهند. شايد درد اين نسل  همين باشد.
۶۴ داور در مرحله مقدماتي، بيش از 6 هزار اثر و حدود يك هزار نشريه را داوري كرده اند تا بهترين ها را به 27 داور مرحله نهايي معرفي كنند. همه اين اتفاق ها در يك زيرزمين دنج و گرم در گوشه اي از دانشگاه علوم پزشكي تهران و با مديريت مجيد ساساني كه او هم دانشجوي علوم پزشكي و مدير مسوول يك نشريه دانشجويي قديمي است صورت مي گرفت. ساساني به نظم حاكم بر داوري اين دوره اشاره مي كند و مي گويد: شيوه نامه داوري جشنواره امسال بسيار دقيق و كارشناسانه طراحي شده بود و داوري به نسبت دوره هاي قبل با نظم و وسواس بيشتري صورت مي گرفت.
ساساني كه دبير كميته علمي جشنواره است، از افت كيفي نشريات نيز گله مند است: نشريات دانشجويي در 9 محور و آثار در 20 محور مورد داوري قرار گرفتند. اگر بحث مقايسه باشد بايد بگويم، نشريات از لحاظ فرمي پيش رفت كرده اند، اما از لحاظ محتوايي سير نزولي داشته اند. در بعضي از محورها مثل شعر، كيفيت آثار به قدري پايين بود كه داوران نيز نارضايتي خود را اعلام كردند.
پوستر بزرگ جشنواره را كه در برد دانشگاه مي بيند، چشمانش جان تازه اي مي گيرد. خون ناگهان در صورتش جريان دوباره اي مي يابد و رنگ و رويش باز مي شود. مي گويد: همه اميد  ما به جشنواره است. در طول سال براي نوشتن مطلب و صفحه آرايي و چاپ و توزيع هر شماره از نشريه واقعا از تمام داشته هايمان مايه مي گذاريم تا در نهايت كار قابل قبولي ارايه دهيم. به نظر شما در انتهاي سال چه اتفاقي مي افتد؟ بچه هاي اصلي نشريه مي روند زيربار بدهي، به صفحه آرا و چاپ خانه. خوبي جشنواره ها اين است كه اگر كارمان خوب از آب در بيايد و برنده شويم، با نقد كردن جايزه هايمان حساب ها را صفر مي كنيم.

به بهانه برگزاري كنكور كارشناسي ارشد در روزهاي 5۶،و۷ اسفندماه 
موج دهه شصت به دنبال فوق ليسانس 
004164.jpg
حتما تا حالا شده كه سر يك طناب دراز را در دست بگيريد و در آن موج ايجاد كنيد و بعد چشم بدوزيد به خط سير موج. تفريح بچه گانه  و لذت بخشي است. موج بدنه طناب را طي مي كند و تا انتها مي رود.
بابام براي ثبت نام من در كلاس اول مجبور شد يك شب توي پياده رو، پشت مدرسه بخوابد تا فردا صبح جزو اولين نفراتي باشد كه موفق مي شود بچه اش را در مدرسه ثبت نام كند. اين ثبت نام براي پدر و مادرها كابوس وحشتناكي بود. بيچاره ها چه زجري را تحمل مي كردند تا ما را در مدرسه جا بدهند. بايد منت صد جور آدم را مي كشيدند و با رو زدن به اين و آن يك پارتي پيدا مي كردند تا بتوانند بچه شان را تو مدرسه ثبت نام كنند. شايد امروز باوركردني نباشد، اما هفده هجده سال پيش، وضع همين طور بود، بچه  فراوان اما مدرسه كم.
پدر و مادرهايمان به هر زوري كه بود ما را بزرگ كردند، ولي موج كه حالا از سر مدرسه ها گذشته بود، به دانشگاه رسيد. ما همگي مي خواستيم وارد دانشگاه شويم و اين تازه اول دردسرجديدي بود كه دوباره گريبان پدر و مادرها را مي گرفت.
بايد پول مي دادند و ما را به كلاس كنكور مي فرستادند، كتاب مي خريدند، برايمان معلم خصوصي مي گرفتند، خانه را آرام نگه مي داشتند، طبق برنامه غذايي ويژه به خورد و خوراك مان مي رسيدند و هزار كار ديگر هم مي كردند تا شايد ما وارد دانشگاه مي شديم.
بله! متولدين اواخر دهه 50 و اوايل دهه 60 مانند موجي كه در يك طناب ايجاد مي شود، با افزايش سن شان جامعه را با چالش هاي زيادي مواجه مي كردند.
پس از چندين سال متوالي كه شاهد افزايش رشد تعداد شركت كنندگان در كنكور ورودي دانشگاه ها بوديم، امسال اعلام شد كه تعداد داوطلبان به نسبت سال قبل كاهش يافته است. اين خبر كوتاه، نشان مي داد كه موج جمعيتي در حال گذر كردن از مرحله دانشگاه است، اما مقصد و منزل بعدي اين موج در نظام آموزشي كشور كجاست؟
تا سه چهار سال پيش به زحمت مي توانستي يك موسسه پيدا كني كه براي داوطلبان كنكور كارشناسي ارشد كلاس هاي تقويتي برگزار كند. تعداد كتاب ها و جزو ه هاي منتشر شده در اين حوزه هم بسيار كم بود، اما الان وضع فرق كرده است. اگر در پياده روهاي خيابان انقلاب قدم بزنيد و نگاهي به ديوارها بيندازيد و يا نيم تاي پايين صفحات پرتيراژترين روزنامه هاي كشور را مرور كنيد و يا سري به اداره هاي پست بزنيد، متوجه تغيير شرايط مي شويد.
وقتي همه پادگان هاي نظامي به دليل تكميل ظرفيت، از پذيرش سرباز جديد معذور هستند، وقتي بازار كار به ليسانس  هايي كه منطبق با نياز بازار آموزش نديده اند، احتياجي ندارد، وقتي به دليل مشكلات اجتماعي و اقتصادي ازدواج كردن سخت شده و از همه مهمتر، وقتي هر كسي يك مدرك ليسانس در دست دارد و ديگر ليسانس ارزش قبلي اش را از دست داده است، هر آدم عاقلي تصميم مي  گيرد از وقت خود استفاده كند و ادامه تحصيل بدهد. همين مساله باعث مي شود كه آن موج جمعيتي قديمي ناگهان فشار خود را بر مقطع كارشناسي ارشد يا همان فوق ليسانس وارد كند. اين افزايش تقاضا باعث شده است تا عرضه كننده هاي موذي، طبق معمول مثل قارچ سر از زمين خارج كنند و تابلوهايي علم كنند كه: كلاس هاي آمادگي كارشناسي ارشد ، برنامه ريزي و مشاوره جهت داوطلبان كنكور كارشناسي ارشد ، كنكورهاي آزمايشي كارشناسي ارشد ، جزوه هاي كنكور كارشناسي ارشد منطبق با سرفصل هاي سازمان سنجش ، كتاب هاي كمك آموزشي كارشناسي ارشد ، مجموعه تست هاي طبقه بندي شده كارشناسي ارشد ، آموزش مكاتبه اي تضميني ويژه كارشناسي ارشد و اما آيا واقعا پشت اين همه تابلوهاي ريز و درشت محتواي قابل توجهي هم وجود دارد؟
هنگامي كه جامعه با نيازهاي جديدي روبه رو مي شود و قدرت و آمادگي برطرف كردن آن ها را ندارد، سودجويان با دم خود گردو مي شكنند. در اين شرايط آن ها وارد صحنه مي شوند و اقدام به تاسيس توليدي مي كنند. محصولات توليدي ها را هم كه همگي تجربه كرده ايم؛ اگر صد تا چاقو بسازند، يكي از آن ها هم دسته نخواهد داشت. آن ها بي توجه به كيفيت محصولات، فقط به بهره برداري از بازار و پر كردن جيب خود فكر مي كنند. وضعيت اكثر موسسات فعال در حوزه كنكور كارشناسي ارشد نيز اين روزها بي شباهت به اين توليدي ها نيست؛ توليدي كتاب و جزوه آمادگي كنكور كارشناسي ارشد سال گذشته يكي از اين موسسات، با چنان سرعت و شتابي كتاب هايش را منتشر كرد كه غلط  گيري نسخه ها فراموش شد. حاصل كار هم وجود متوسط 5 غلط تايپي در هر صفحه بود. ركورد تعداد غلط در يك صفحه هم از مرز 20 غلط فراتر رفت. جالب اين جاست كه بيشترين حجم تبليغات در رسانه ملي و باجه هاي اداره پست و جرايد كثيرالانتشار و پياده روهاي شهر را نيز همين موسسه به خود اختصاص داده بود. اين موسسه به اسم خلاصه كردن و تهيه جزوه چكيده از يك كتاب 700 صفحه اي، فقط چند صفحه را عينا و بدون در نظر گرفتن محتوا تايپ كرده و در جزوه خود گنجانده بود. به قول يكي از داوطلبان كنكور كارشناسي ارشد: انگار فقط مي  خواسته اند كتابي و جزوه اي را چاپ كنند.
موسسه ديگري كه در يكي از ساختمان هاي دانشگاه مستقر است، يك كتاب كامل را با هنرمندي و جسارت تمام در كمتر از يك صفحه خلاصه كرده است اين خلاصه ها را به اسم جزوه خلاصه شده منابع كنكور كارشناسي ارشد با 15 برابر قيمت واقعي خود به داوطلبان مي فروشد.
دوره هاي مكاتبه اي نيز داستان شيرين خودشان را دارند. براي عده اي از داوطلبان فلان رشته علوم انساني، جزوه هاي فلان رشته فني، مهندسي ارسال شده است. برخي ديگر از داوطلبان سال قبل نيز هنوز جزوه ها و آزمون  هاي مكاتبه اي و دفترچه هاي راهنماي خود را دريافت نكرده اند. من براي كنكور سال قبل به صورت پستي ثبت نام كردم. قرار بود 3 بسته به دست من برسد؛ بسته اول بهمن ماه آمد، در حالي كه قرار بود اوايل آذر بيايد؛ بسته دوم يك هفته مانده به كنكور آمد، در حالي كه آن هم بايد اوايل دي مي آمد و بالاخره بسته سوم كه هنوز هم پس از گذشت يك سال به دستم نرسيده است، در حالي كه بايد اوايل بهمن ماه سال قبل مي آمد. هر چقدر هم كه تماس مي گيرم ومراجعه مي كنم، هيچ نتيجه اي نمي گيرم.
اما چه بنويسم از كلاس هاي آمادگي كنكور كارشناسي ارشد؟ موسساتي كه يك شبه ظاهر مي شوند، با تلاش فراوان براي خود هويت سازي مي كنند و موفقيت داوطلبان فرضي خود در كنكور سال هاي قبل را تبليغ مي كنند. آخر سر هم يك دانشجوي كارشناسي ارشد را مي آورند تا به داوطلبان درس بدهد. يك نفر از 8 صبح تا 5 عصر، هر۴ درس را براي ما توضيح مي داد، از زبان تخصصي گرفته تا روش تحقيق، چرا؟ چون كسي را پيدا نكرده بودند كه بيايد درس بدهد. دل شان هم نمي آمد كلاس را منحل كنند و پول ها را برگردانند.
برخي ناشران هم براي اين كه از اين عرصه بي نصيب نمانند، اقدام به چاپ كتاب هاي مجموعه سوالات كنكور كارشناسي ارشد سال هاي گذشته در رشته هاي مختلف كرده اند. ماست مالي در برگ برگ اين كتاب ها هم نمود دارد. مولف محترم نه تنها پاسخ سوال ها را به اشتباه داده است، بلكه براي پاسخ غلط خود توضيح تشريحي نيز ارايه كرده و آن را به فلان كتاب ارجاع مي دهد، در حالي كه اصلا پاسخ مولف هيچ ارتباطي به سوال اصلي ندارد. حال اين كتاب ها چگونه اجازه چاپ مي گيرند و در چند نوبت نيز با همان غلط هاي قبلي تجديد چاپ مي شوند، جاي سوال است.
بگذريم! حرف از موج بود: موجي كه در دهه 60 مدارس را در نورديد، در دهه 70 به مقطع كارشناسي دانشگاه ها رسيد و در دهه 80 نيز نيم نگاهي به مقطع كارشناسي ارشد دارد. شايد در دهه 90 هم
در هر صورت آخر هفته گذشته دوباره صندلي هاي دسته دار را در كلاس ها و سالن ها مي چيدند تا جماعت انبوهي براي برگزيدن يك جواب از ميان چهار جواب و پر كردن خانه هاي مستطيلي به رقابتي نفس گير بپردازند.

كنكور، جلوتر از دغدغه هاي ديگر جوانان 
۴۳ درصد دانشجويان دانشگاه آزاد و 29 درصد دانشجويان دانشگاه دولتي به شركت در كلاس هاي كنكور كارشناسي ارشد تمايل دارند
004179.jpg
تحقيق نشان مي دهد دانشجوياني كه در دانشگاه آزاد درس خوانده اند بيش از دانشجويان دانشگاه هاي دولتي به شركت در كلاس هاي كنكور تمايل دارند
حامد يوسفي 
وقتي از كنكور حرف مي زنيم، از چه حرف مي زنيم؟ اين نام داستاني از ريموند كارور نيست. پرسشي است كه جوابش تا همين چند سال پيش يك چيز بود، الان چيز ديگري است. تا همين چند سال پيش وقتي از كنكور حرف مي زديم، منظورمان جوانان هيجده ساله اي بود كه داشتند دبيرستان را تمام مي كردند و قرار بود به دانشگاه بروند. آن ها اصلي ترين دغدغه ذهني شان كنكور بود و اين كه در رشته مناسبي قبول شوند و مدرك ليسانس معتبري بگيرند، اما الان كه از كنكور حرف مي زنيم، منظورمان فقط هيجده نوزده ساله ها نيست؛ منظورمان حتي بيست وچهار پنج ساله هايي هم هست كه ليسانس را گرفته اند و حالا در فكر فوق ليسانس اند. قياسي ساده نشان مي دهد كه اگر نسل پدربزرگ ها از هجده نوزده سالگي به فكر اشتغال و سپس ازدواج مي افتادند، اين فكر براي نسل پدران تا بيست و سه   چهار سالگي به تاخير مي افتد و حالا نسل فرزندان تا بيست وشش هفت سالگي به ازدواج فكر نمي كنند؛ كنكور بر دو رقيب ديگر خود پيشي گرفته است.
طبيعي است كه در اين شرايط آن چه بازار گرمي پيدا مي كند، كلاس هاي كنكور است كه اگر تا چندي پيش فقط به كلاس هاي كنكور ليسانس محدود بودند، حالا كلاس هايي هم براي كنكور كارشناسي ارشد تدارك ديده اند و ظاهرا با استقبال خوبي هم مواجه اند. نتايج يك پژوهش جامعه شناسانه و آماري كه از 1681 نفر دانشجوي در آستانه كارشناسي ارشد شهر تهران به عمل آمده، نشان مي دهد كه 76 درصد (۱۲۷۳ نفر) پاسخ گويان از حضور موسسه هاي فعال در مقطع كارشناسي به كارشناسي ارشد آگاهي داشته اند. در اين تحقيق كه آن را موسسه آموزش عالي پارسه انجام داده، مشخص شده كه بيش از 38 درصد افراد تاكنون در كلاس هاي كنكور كارشناسي ارشد شركت كرده اند. اگر اضافه كنيم كه 26 درصد افراد گفته اند به لحاظ مشغله كاري وقت شركت ندارم و 5/9 درصد گفته اند دانشجو هستم و هنوز واحدهايم تمام نشده است ، آن وقت مي توان پيش بيني كرد كه بيش از نيمي از متقاضيان شركت در كنكور كارشناسي ارشد تمايل دارند در كلاس هاي كنكور شركت  كنند (يا شركت مي كنند) و البته مشخص هم هست كه كدام گروه در آزمون پذيرفته خواهند شد. (به نظر شما مشخص نيست؟)
اين تحقيق نشان مي دهد كه در كل دانشجوياني كه در دانشگاه آزاد درس خوانده اند (۴۳ درصدشان) بيش از دانشجويان دانشگاه هاي دولتي (۲۹ درصدشان) به شركت در كلاس هاي كنكور تمايل دارند. بر حسب جنس نيز زنان (۴۳ درصد كل زنان) بيشتر از مردان 
(۵‎/۳۰ درصد كل مردان) تمايل دارند در آينده در كلاس هاي كنكور شركت كنند.
نكته جالب اين كه شركت در كلاس هاي كنكور كارشناسي ارشد ارتباطي با تمكن مالي خانواده ها ندارد و شركت كنندگان بيشتر متعلق به طبقات متوسط جامعه  اند. آمارهاي پژوهش موسسه پارسه نشان مي دهد از نظر هزينه خانوار (گروه هاي هزينه) 2/29 درصد شركت كنندگان در كلاس ها درآمدي بين 201 تا 300 هزار تومان، و 19 درصد درآمدي بين 101تا۲۰۰ هزار تومان، و فقط 5/12 درصد درآمدشان بين 401 تا 500 هزارتومان بوده است.
اگر قرار باشد نشان دهيم كه دانشجويان كدام رشته ها بيشتر در فكر كلاس هاي كنكور براي مقطع كارشناسي ارشدند، آمار به ما چنين ترتيبي ارايه مي دهد: گرايش هاي مختلف مديريت در صدر فهرست است، پس از آن مهندسي كامپيوتر، گرايش هاي مختلف علوم اجتماعي، گرايش هاي مختلف برق، گرايش هاي مختلف حقوق، و مهندسي شيمي قرار دارد. در رده هاي بعدي نيز  گرايش هاي مختلف عمران، گرايش هاي مختلف مكانيك، حسابداري، گرايش هاي مختلف مهندسي صنايع، گرايش هاي مختلف زبان انگليسي و گرايش هاي مختلف اقتصاد جاي گرفته اند.
شايد برايتان جالب باشد كه بدانيد افراد، موسسات را چگونه براي كنكور انتخاب مي كنند. تبليغات ديواري در سطح شهر، پوسترها، تبليغات تلويزيوني و تا چه حد تاثير دارند؟ پاسخ ها نشان مي دهد 32 درصد افراد از طريق دوستان و آشنايان از فعاليت  موسسات آگاهي پيدا  كرده اند؛ تبليغات و آگهي فقط 7/19 درصد و پوستر و اطلاعيه فقط 2/18 درصد افراد را با موسسه هاي فعال كنكور كارشناسي ارشد آشنا كرده است و در رده هاي بعدي روزنامه  و مجله (۱۲ درصد)، تلويزيون (۵‎/۵ درصد)، بيلبورد (۴ درصد) و قرار دارد.
از افراد پرسيده شده است كه مهمترين عوامل موثر بر انتخاب يك موسسه كنكور كارشناسي به كارشناسي ارشد براي آن ها كدام ها هستند؟ پاسخ گويان در نمونه مورد بررسي در پاسخ به سوال فوق از عوامل متعددي نام برده اند كه به ترتيب مي توان اين عوامل را در فهرست زير آورد:
۱ استادان موسسه سرشناس باشند.
۲ امكانات كمك آموزشي (جزوه، تست، آزمون، منابع كنكور و ) موسسه خوب باشد.
۳ ميزان شهريه مناسب باشد.
۴ درصد قبولي موسسه در سال هاي قبل بالا باشد.
علاوه بر اين از پاسخ گويان پرسيده شده كه به نظرشان تاثير بهره مندي از خدمات كلاس  هاي كنكور كارشناسي به كارشناسي ارشد در قبولي داوطلبان در كنكور چقدر است. 7/41 درصد اين تاثير را متوسط دانسته اند، 1/26 درصد زياد ، 2/14 درصد خيلي زياد و 15 درصد تاثير اين كلاس ها را در حد كم و خيلي كم ارزيابي كرده اند؛ و باز يعني كه افراد در كل نسبت به تاثير كلاس ها به نحو معناداري خوش بين  هستند.
نكته بسيار حايز اهميتي كه ذهن بسياري از متقاضيان شركت در كنكور كارشناسي ارشد را اشغال كرده و پاسخ گويان به تحقيق فوق نيز بر آن انگشت گذاشته اند، اين است كه دوره هاي ليسانس (بر خلاف دبيرستان) نظام درسي واحدي در كل كشور ندارد، اما براي رفتن به مقطع بالاتر همه بايد در امتحان واحدي شركت كنند. اين البته ايراد منطقي بسيار روشني بر كنكور كارشناسي ارشد است: وقتي دانشجويان في المثل رشته مهندسي برق يا پژوهشگري علوم اجتماعي در دانشگاه هاي مختلف كشور كتاب هاي متفاوتي خوانده اند تا ليسانس بگيرند، چگونه مي توان از همه توقع داشت در امتحان واحد و مشتركي شركت كنند تا به مقطع فوق ليسانس بروند؟ اين است كه دانشجوياني كه شانس داشته اند و در دوره ليسانس در كلاس هاي كساني شركت كرده اند كه طراح سوالات كنكور كارشناسي ارشدند، شانس شان براي قبولي هم افزايش مي  يابد و طبيعي است كه آن وقت اين موسسات كنكور هستند كه سطح علمي افراد را برابر مي كنند و منابع واحد و مشترك در امتحان فوق ليسانس را به افراد آموزش مي دهند. در پايان، سوالي كه باقي مي ماند اين است كه در اين شرايط آيا بهتر نيست افراد به جاي كلاس هاي دانشگاه مستقيما به كلاس هاي كنكور بروند تا هم درس هاي ليسانس را ياد بگيرند و هم امكانات علمي همه براي شركت در كنكور فوق ليسانس برابر باشد؟

فهرست
لطفاتماس بگيريد
فهرست
سينما تلويزيون
سي دي به رنگ ارغوان 1500 تومان!
برنده جايزه اسكار بهترين انيميشن كوتاه در تهران
واكنش غربي ها عليه يك سريال ايراني
حسن فتحي با سريال جديد
كتايون رياحي، زليخا مي شود
يك مرده شور در آرژانتين 
گزار ش هفتگي اكران
پارسا پيروزفردر چشم باد
رويداد هفته
تلويزيون
چگونه مي توانيم در 72 ساعت برنامه بسازيم؟
مجلس خوبان
ورزشي
آبروريزي پشت پرده 
مادر صدايش كرد
همه خوبيم
اصفهان ناآرام
شورش ياغي عليه گوسفند  چران ها!
خدا بيامرز تختي
رويداد هفته
حمله گاز انبري به آسيا
پايان عصر قهرمانان
خداحافظي با هشت هيجان انگيز
لذت دربي 
اجتماعي
از فرمايشات امام حسين (ع)
زندگي
تحصيل كرده ها بي كارترند!
زندگي خوابگاهي هم خوب است
ايران گردي براي دانشجويان خارجي 
پرونده الكترونيك سلا مت 
سبد غذاي دانشجويان آماده است، اما
سردار طلايي: شهر در امن و امان است
آسانسورها؛ رتبه اول حوادث در سال گذشته
ثبت نام دانشگاه مجازي در اردي بهشت ماه 
با گروهB به جنگ موهاي سفيد برويد
رويداد هفته
تقلب قلابي!
كسب و كار
آن ها ديگر پفك فروش نيستند
سينما
سه زن
دوپسانه دركاملا جوانانه !
كاملا جوانانه از زبان خودشان
روزها
چهره ها
ديگر ايوان، مخوف نبود
انقلا ب روسيه در يك نگاه
رويداد
جادوگراني روي صندلي راحتي
جهان كوچك
شب مجسمه هاي طلا يي
بهترين فيلم ها در 10 سال گذشته 
|  فهرست  |  سينما تلويزيون  |  تلويزيون  |  ورزشي  |  اجتماعي  |  زندگي  |  كسب و كار  |  سينما  |
|  روزها  |  جهان كوچك  |  شناسنامه  |  پاورقي  |  مهمان هفته  |  راهنما  |  سبك زندگي  |  گفت و گو  |
|  گزارش  |   نيم رخ ، تمام رخ  |  يادداشت  |  موضوع ويژه  |  گالري  |  رايانه  |
|   صفحه اول   |   آرشيو   |   چاپ صفحه   |